پرش به محتوا

محمدرضا پهلوی

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از محمدرضا شاه)


شاه ایران
محمدرضا شاه
اطلاعات شخصی
ناممحمدرضا پهلوی
لقبمحمدرضا شاه، پهلوی دوم
تولد۴ آبان ۱۲۹۸ش، تهران
مرگ۵ مرداد ۱۳۵۹ش، مصر
پدررضاشاه پهلوی
فرزندانشهناز، رضا، فرحناز، علیرضا، لیلا
همسر/همسرانفوزیه، ثریا اسفندیاری، فرح دیبا
دیناسلام (درباره میزان پایبندی و باورهای او دیدگاه‌های متفاوتی گزارش شده است)
محل دفنمسجد رفاعی، قاهره
حکومت
سمتشاه ایران
سلسلهپهلوی
گستره حکمرانیایران
آغاز حکومت۲۵ شهریور ۱۳۲۰ش
پایان حکومت۲۶ دی ۱۳۵۷ش
اقدامات مهمملی‌شدن صنعت نفت در دوره سلطنت او؛ افزایش اختیارات سلطنت پس از اصلاح اصل ۴۸ قانون اساسی؛ برگزاری رفراندوم انقلاب سفید؛ تغییر مبدأ تقویم رسمی کشور به شاهنشاهی؛ برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و مراسم تاج‌گذاری؛ به‌رسمیت شناختن اسرائیل؛ واگذاری بحرین؛ تصویب قانون کاپیتولاسیون؛ محدودیت حجاب؛ برخورد با مخالفان و روحانیان از طریق ساواک، بازداشت، شکنجه و تبعید
پیش ازرضاشاه پهلوی


محمدرضا پهلوی (۱۲۹۸ش – ۱۳۵۹ش)، معروف به محمدرضا شاه یا پهلوی دوم، دومین پادشاه از سلسله پهلوی که از ۱۳۲۰ش تا ۱۳۵۷ش بر ایران حکومت کرد. وی آخرین شاه ایران پیش از وقوع انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ش است. او پس از کناره‌گیری رضاشاه به سلطنت رسید و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش با حمایت آمریکا و انگلیس، قدرت خود را تثبیت کرد. حکومت وی با تمرکز قدرت در نهاد سلطنت، گسترش اختیارات شاه، وابستگی به قدرت‌های غربی، تشکیل و تقویت ساواک و سرکوب مخالفان سیاسی و مذهبی شناخته می‌شود. پژوهشگران، حکومت فردی، فساد، وابستگی به بیگانگان و افزایش نارضایتی‌های سیاسی و مذهبی را از مهم‌ترین عوامل سقوط حکومت پهلوی دانسته‌اند که سرانجام به پیروزی انقلاب اسلامی، خروج محمدرضا شاه از ایران در ۲۶ دی ۱۳۵۷ش و پایان حکومت پهلوی انجامید.

به گفته پژوهشگران، بخشی از سیاست‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی حکومت محمدرضا پهلوی در جهت تضعیف جایگاه دین و مرجعیت شیعه ارزیابی شده است. هرچند او در عرصه عمومی برخی اقدامات و ظواهر مذهبی را دنبال می‌کرد، بسیاری از سیاست‌های حکومتش با اعتراض مراجع تقلید و نیروهای مذهبی روبه‌رو شد. ترویج باستان‌گرایی، تغییر مبدأ تاریخ رسمی کشور به شاهنشاهی، برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله، ادامه محدودیت‌های حجاب، برگزاری جشن هنر شیراز، ترویج فرهنگ غربی، گسترش مراکز فساد و نیز نفوذ بهائیان در مناصب حکومتی، از مهم‌ترین محورهای مورد انتقاد علما و نیروهای مذهبی بود. همچنین وابستگی به آمریکا و انگلیس، برقراری روابط با اسرائیل و واگذاری بحرین از دیگر اقدامات مناقشه‌برانگیز حکومت او به شمار می‌رفت.

به گفته تحلیلگران تاریخ معاصر، روابط حکومت محمدرضا پهلوی با مرجعیت شیعه، به‌ویژه پس از رحلت آیت‌الله بروجردی، به تقابل با امام خمینی و دیگر مراجع تقلید انجامید. مخالفت آنان با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، انقلاب سفید، قانون کاپیتولاسیون و دیگر سیاست‌های حکومت، زمینه تشدید این رویارویی را فراهم کرد. حمله به مدرسه فیضیه، سرکوب قیام ۱۵ خرداد، دستگیری و تبعید امام خمینی و بازداشت، شکنجه و تبعید گسترده روحانیان و مخالفان مذهبی، از مهم‌ترین اقدامات حکومت پهلوی در برخورد با جریان دینی بود که در منابع از آنها به‌عنوان عوامل مؤثر در گسترش نهضت اسلامی و سقوط حکومت پهلوی یاد شده است.

معرفی و جایگاه

محمدرضا پهلوی، مشهور به محمدرضا شاه و پهلوی دوم، دومین پادشاه سلسله پهلوی و آخرین شاه ایران پیش از انقلاب اسلامی بود.[۱] به گزارش منابع، بخشی از سیاست‌ها و اقدامات او در دوران سلطنت در جهت تضعیف دینداری در ایران ارزیابی شده[۲] و حکومت وی در برخورد با اعتراض‌های مراجع تقلید، روحانیان و مخالفان سیاسی، از شیوه‌هایی مانند تبعید، حبس و شکنجه، به‌ویژه از طریق ساواک، استفاده می‌کرد.[۳]

به گفته تحلیلگران مسائل ایران، در آغاز سلطنت محمدرضا، اقداماتی مانند عفو عمومی، آزادی برخی زندانیان سیاسی و وعده بازگرداندن زمین‌های مصادره‌شده در دوره رضاشاه انجام شد.[۴] همچنین با حمایت آمریکا توانست حکومت‌های خودمختار آذربایجان و کردستان را از میان بردارد.[۵] در دوره سلطنت او، صنعت نفت ایران به رهبری محمد مصدق و سید ابوالقاسم کاشانی ملی شد.[۶]

شاه در سال ۱۳۲۷ش از یک ترور نافرجام جان سالم به در برد.[۷] برخی پژوهشگران این واقعه را به طرحی از سوی انگلستان برای به قدرت رساندن رزم‌آرا، فرمانده بازنشسته ارتش، نسبت داده‌اند.[۸] پس از این رویداد، فعالیت برخی احزاب، به‌ویژه حزب توده، ممنوع شد، سید ابوالقاسم کاشانی[۹] تبعید گردید و با تشکیل مجلس مؤسسان و اصلاح اصل ۴۸ قانون اساسی، اختیارات شاه در انحلال دو مجلس افزایش یافت و اختیار مجلس مؤسسان در خلع شاه از سلطنت حذف شد.[۱۰]

شاه پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ش کشور را ترک کرد، اما در پی موفقیت کودتای ۲۸ مرداد، بار دیگر به قدرت بازگشت.[۱۱] با گسترش اعتراض‌های مردمی در جریان انقلاب اسلامی، محمدرضا شاه در ۲۶ دی ۱۳۵۷ش ایران را ترک کرد و حکومت پهلوی سقوط کرد.[۱۲] وی پس از خروج از ایران در چند کشور اقامت کرد، اما به گزارش منابع، موفق به دریافت مجوز اقامت دائم نشد.[۱۳] عبدالرحیم گواهی، از پژوهشگران، گسترش فساد، حکومت فردی، سرکوب مخالفان و اتکای حکومت به قدرت‌های خارجی را از مهم‌ترین عوامل سقوط حکومت پهلوی برشمرده است.[۱۴]

زندگی‌نامه

محمدرضا پهلوی، فرزند رضاشاه پهلوی، در ۴ آبان ۱۲۹۸ش در تهران متولد شد.[۱۵] وی در ۱۳۰۴ش، هم‌زمان با آغاز سلطنت پدرش، به ولیعهدی منصوب شد[۱۶] و پس از استعفای اجباری رضاشاه در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ش، با پشتیبانی محمدعلی فروغی به پادشاهی رسید.[۱۷]

محمدرضا پهلوی سه بار ازدواج کرد. همسر نخست او فوزیه، خواهر ملک فاروق پادشاه مصر، بود که حاصل این ازدواج دختری به نام شهناز بود.[۱۸] پس از آن با ثریا اسفندیاری ازدواج کرد.[۱۹] سومین همسر وی فرح دیبا بود که از او چهار فرزند به نام‌های رضا، فرحناز، علیرضا و لیلا داشت.[۲۰]

درگذشت

محمدرضا پهلوی در ۵ مرداد ۱۳۵۹ش بر اثر بیماری سرطان در مصر درگذشت[۲۱] و در مسجد رفاعی قاهره به خاک سپرده شد.[۲۲]

محمدرضا شاه پهلوی در کنار رضاشاه در حدود ۱۳۰۳ش

شاه و مذهب

محمدرضا شاه پهلوی و فرح دیبا به همراه امیرعباس هویدا (نخست وزیر) و مقامات دولتی در حرم امام رضا(ع) در مشهد - ۱۱ خرداد ۱۳۵۷ش

به گفته پژوهشگران، محمدرضا پهلوی در مقایسه با رضاشاه، در عرصه عمومی رفتارهایی مذهبی از خود نشان می‌داد و در برخی مراسم دینی و مناسبت‌های مذهبی حضور می‌یافت.[۲۳] از جمله اقدامات او، چاپ قرآن،[۲۴] سفر به اماکن زیارتی،[۲۵] توسعه بخش‌هایی از حرم امام رضا(ع)،[۲۶] رفع ممنوعیت عزاداریِ دوره پهلوی اول[۲۷] و پخش برنامه‌های مذهبی از رادیو[۲۸] گزارش شده است.

همچنین محمدرضا پهلوی مدعی بود که مورد عنایت خداوند و ائمه(ع) قرار داشته و خاطراتی در این‌باره،[۲۹] از جمله ادعای دیدار با امام زمان(ع) در کودکی، نقل کرده است.[۳۰] در مقابل، برخی از نزدیکان وی، او را فردی بی‌اعتقاد به اسلام، مخالف روحانیت[۳۱] و منتقد مبانی تشیع معرفی کرده‌اند.[۳۲] فرح پهلوی نیز مدعی است که شاه اسلام را دینی عربی می‌دانست، از تغییر مبدأ تاریخ رسمی کشور از هجری شمسی به شاهنشاهی ابراز رضایت کرده و آرزو داشت روزی از اسلام نیز رهایی یابد.[۳۳] غلامرضا پهلوی، برادر شاه، نیز مدعی است که محمدرضا پهلوی از رسمیت یافتن اسلام به‌عنوان دین رسمی کشور در قانون اساسی رضایت نداشت.[۳۴] همچنین در برخی خاطرات، به سبک زندگی شخصی او و رفتارهایی که با احکام شرعی و آموزه‌های دینی ناسازگار دانسته شده، اشاره شده است.[۳۵]

به گفته پژوهشگران، حکومت پهلوی با سیاست‌هایی مانند گسترش مراکز فساد، ترویج فرهنگ ابتذال و برگزاری جشن هنر شیراز، به فرهنگ دینی و ایرانی آسیب رساند.[۳۶] همچنین گزارش شده است که محمدرضا پهلوی جشن هنر شیراز را برای نسل جوان مفید می‌دانست.[۳۷]

قرآن مجید چاپ‌شده به‌دستور محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۴۴ش

رابطه شاه با بهائیت

گفته شده است که در دوره حکومت محمدرضا پهلوی، بهائیان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند[۳۸] و به مناصب مهم سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دست یافتند.[۳۹] به ادعای برخی منابع، شاه در قدردانی از نقش حبیب‌الله عین‌الملک در به قدرت رسیدن رضاشاه، فرزند او، امیرعباس هویدا، را به نخست‌وزیری منصوب کرد. بر پایه این گزارش‌ها، هویدا سیزده سال نخست‌وزیر بود[۴۰] و شماری از بهائیان نیز در مناصب مهمی، از جمله وزارت، ساواک، دربار و رسانه ملی، فعالیت داشتند.[۴۱]

تقویت باستان‌گرایی

از اقدامات فرهنگی محمدرضا پهلوی، ترویج باستان‌گرایی دانسته شده است. در این راستا، مبدأ تقویم رسمی کشور در سال ۱۳۵۵ش از هجری شمسی به شاهنشاهی تغییر یافت،[۴۲] جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در سال ۱۳۵۰ش با حضور سران ۶۹ کشور برگزار شد[۴۳] و مراسم تاج‌گذاری او در سال ۱۳۴۶ش با هزینه‌ای گسترده برگزار گردید.[۴۴] برخی پژوهشگران این اقدامات را در راستای تقویت هویت باستانی ایران و مقابله غیرمستقیم با اسلام ارزیابی کرده‌اند.[۴۵] این سیاست‌ها با انتقاد امام خمینی، روحانیان و شماری از متدینان روبه‌رو شد.[۴۶]

برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله در سال ۱۳۵۰ش

امام خمینی:
از مدرسه، حمام و آب آشامیدنی سالم خبری نیست و - به حَسَب اعتراف بعضی از مطبوعات - در بعضی از دهات، کودکان معصوم را از گرسنگی به چرا می‌برند ولی دستگاه جبار صدها میلیون تومان از سرمایه این مملکت را صرف جشن‌های ننگین می‌کند؛ جشن تولد این و آن، جشن بیست و پنجمین سال سلطنت، جشن تاجگذاری و از همه مصیبت‌ها بالاتر جشن منحوس ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، که خدا می‌داند چه مصیبت و سیه روزی برای مردم و چه وسیله اخاذی و غارتگری برای عمال استعمار به بار آورده است.

صحیفه امام خمینی، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۳۲۵.

حجاب

در دوره محمدرضا شاه، هرچند اجرای قانون کشف حجاب رضاشاهی متوقف شد،[۴۷] اما سیاست‌های محدودکننده حجاب ادامه یافت. در تقویم رسمی، ۱۷ دی، سالروز اعلام کشف حجاب، با عنوان «روز آزادی و رهایی زن» گرامی داشته می‌شد.[۴۸] همچنین در سال ۱۳۵۵ش، استفاده از چادر برای دختران و زنان در برخی مکان‌های عمومی، از جمله مدارس، دانشگاه‌ها، ادارات و وسایل حمل‌ونقل عمومی ممنوع شد.[۴۹] رواج بی‌حجابی در محیط‌های اداری و اجتماعی و نیز برگزاری جشن هنر شیراز و ترویج فرهنگ برهنگی، از دیگر سیاست‌هایی بود که با اعتراض علما و بخش‌هایی از جامعه مذهبی روبه‌رو شد.[۵۰]

رابطه شاه با مرجعیت و روحانیت

در آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی، مرجعیت شیعه در اختیار مراجع ثلاث بود؛ اما با ورود سید حسین طباطبایی بروجردی به قم در سال ۱۳۲۳ش و درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی در سال ۱۳۲۵ش، مرجعیت عامه شیعه به وی منتقل شد.[۵۱]

ارتباط با آیت‌الله بروجردی

به گفته مورخان، شاه در سال‌های حیات بروجردی، به‌طور کلی رویکردی احترام‌آمیز نسبت به مرجعیت داشت و برخی درخواست‌های او را از طریق محمدتقی فلسفی اجرا می‌کرد.[۵۲] منابع از نفوذ قابل توجه آیت‌الله بروجردی بر محمدرضا شاه گزارش کرده‌اند[۵۳] و هرگاه از عملکرد حکومت ناراضی می‌شد، از پذیرش نمایندگان شاه و دولت خودداری می‌کرد.[۵۴] شاه در آغاز سلطنت، برای جلب حمایت وی،[۵۵] در سال ۱۳۲۳ش هنگام بستری بودن بروجردی در بیمارستان به دیدارش رفت که به گفته حسینعلی منتظری، این اقدام با هدف بهره‌گیری از نفوذ بروجردی در میان عشایر و مردم لر انجام شد.[۵۶] با وجود این، بروجردی از همراهی با حکومت خودداری کرد و با برخی سیاست‌های آن مخالفت نمود؛ موضوعی که در منابع از آن به‌عنوان یکی از عوامل تأخیر در اجرای اصلاحات ارضی تا زمان درگذشت وی یاد شده است.[۵۷]

ارتباط شاه با مراجع تقلید پس از رحلت آیت‌الله بروجردی

پس از درگذشت آیت‌الله بروجردی، مرجعیت واحدی در ایران شکل نگرفت و مراجع متعددی، از جمله امام خمینی، سید محمدهادی میلانی و سید محمدکاظم شریعتمداری مطرح شدند.[۵۸] هم‌زمان، شاه با ارسال پیام تسلیت به سید محسن طباطبائی حکیم،[۵۹] اقدامی را آغاز کرد که از سوی برخی پژوهشگران تلاشی برای انتقال مرجعیت به خارج از ایران و تضعیف حوزه علمیه قم دانسته شده است.[۶۰]

به گفته پژوهشگران مسائل سیاسی، هرچند در آن زمان چند تن از علمای برجسته در ایران مطرح بودند،[۶۱] امام خمینی با انتقال یا تجزیه مرجعیت مخالفت کرد و مرجعیت عامه را به سید احمد خوانساری پیشنهاد داد؛ اما وی این پیشنهاد را نپذیرفت. پس از آن، حدود صد تن از شاگردان امام خمینی از ایشان خواستند مرجعیت را بپذیرد و با انتشار نخستین رساله عملیه ایشان با عنوان نجاة العباد، امام خمینی به‌عنوان مرجع تقلید مطرح شد.[۶۲] همچنین پس از درگذشت سید محسن طباطبائی حکیم در سال ۱۳۴۹ش، با وجود ارسال پیام تسلیت شاه به خوانساری و شریعتمداری،[۶۳] دوازده تن از مدرسان برجسته حوزه در اطلاعیه‌ای رسمی بر مرجعیت و اعلمیت امام خمینی تأکید کردند.[۶۴]

عیادت شاه از بروجردی در سال ۱۳۲۳ش

شاه و امام خمینی

به گفته پژوهشگران، امام خمینی تا زمان حیات آیت‌الله بروجردی، اقدام مستقلی علیه حکومت پهلوی انجام نداد.[۶۵] به گزارش منابع، روابط امام خمینی با حکومت از زمان تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در سال ۱۳۴۱ش تیره شد[۶۶] و با تحریم رفراندوم انقلاب سفید در بهمن ۱۳۴۱ش[۶۷] و اعتراض به واقعه فیضیه در سال ۱۳۴۲ش، شدت گرفت.[۶۸] همچنین، به گفته مورخان، دستگیری امام خمینی[۶۹] پس از سخنرانی عاشورای ۱۳۴۲ش، در مدرسه فیضیه، به قیام ۱۵ خرداد انجامید.[۷۰] آنان همچنین مخالفت امام خمینی[۷۱] با تصویب قانون کاپیتولاسیون[۷۲] را از عوامل بازداشت و تبعید وی به ترکیه در سال ۱۳۴۳ش دانسته‌اند.[۷۳]

رابطه شاه با حوزه‌های علمیه

براساس منابع تاریخی، پس از درگذشت آیت‌الله بروجردی، حکومت پهلوی برخورد با حوزه‌های علمیه و روحانیت را تشدید کرد که از مهم‌ترین نمودهای آن می‌توان به واقعه فیضیه،[۷۴] بازداشت، شکنجه و تبعید گسترده[۷۵] روحانیان مخالف[۷۶] اشاره کرد. از جمله روحانیان بازداشت و شکنجه‌شده در این دوره، سید علی حسینی خامنه‌ای،[۷۷] اکبر هاشمی رفسنجانی،[۷۸] علی قدوسی،[۷۹] عبدالرحیم ربانی شیرازی،[۸۰] محمد فاضل لنکرانی[۸۱] و محمدرضا مهدوی کنی[۸۲] بودند.

پژوهشگران تاریخ معاصر، تبعید را یکی از مهم‌ترین ابزارهای حکومت پهلوی برای کنترل فعالیت روحانیان مخالف دانسته‌اند. به گفته آنان، این روند پس از واقعه فیضیه، در واکنش به جشن تاج‌گذاری و نیز پس از درگذشت سید مصطفی خمینی در ۱۳۵۶ش، گسترش یافت.[۸۳] گزارش‌ها نیز حاکی از آن است که بیشتر روحانیان انقلابی در این دوره تبعید شدند.[۸۴] همچنین، ازغندی، نویسنده کتاب تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، بر این باور است که حکومت پهلوی با تشکیل «سپاه دین» در اوایل دهه ۱۳۵۰ش و از میان طلاب مشمول خدمت وظیفه، درصدد کاهش نفوذ و قطع ارتباط معنوی روحانیت با مردم بود.[۸۵]

رابطه شاه با کشورهای دیگر

براساس منابع تاریخی، به قدرت رسیدن محمدرضا شاه با حمایت انگلیس[۸۶] و بازگشت او به سلطنت پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش با کمک آمریکا و انگلیس صورت گرفت.[۸۷] به گفته برخی پژوهشگران، شاه در سیاست‌های کلان به قدرت‌های غربی وابسته بود[۸۸] و از استقلال سیاسی کافی برخوردار نبود.[۸۹] از جمله شواهد این وابستگی، برگزاری نشست چرچیل (نخست‌وزیر انگلستان)، روزولت (رئیس‌جمهور آمریکا) و استالین (رهبر شوروی) در تهران، بدون هماهنگی با شاه، دانسته شده است؛ هرچند این رویداد در کتاب‌های درسی دوره پهلوی به‌عنوان افتخاری برای حکومت معرفی می‌شد.[۹۰]

همچنین، منابع تاریخی روابط شاه با شوروی را، با وجود مواضع ضدکمونیستی وی، ناشی از ملاحظات سیاسی و امنیتی دانسته‌اند.[۹۱] در حوزه سیاست خارجی نیز، ایران در سال ۱۳۲۸ش اسرائیل را به‌طور موقت به رسمیت شناخت و با آن روابط سیاسی برقرار کرد؛[۹۲] اما دولت محمد مصدق این روابط را قطع و کنسولگری ایران در اسرائیل را تعطیل کرد.[۹۳] پس از کودتای ۲۸ مرداد، روابط دو طرف از سر گرفته شد و از سال ۱۳۴۲ش اسرائیل بار دیگر به رسمیت شناخته شد؛ به‌گونه‌ای که در سال ۱۳۴۶ش سفارت اسرائیل در تهران فعالیت خود را آغاز کرد.[۹۴] به گفته توران منصوری، این روابط به‌دلیل نگرانی حکومت از واکنش افکار عمومی، روحانیان و کشورهای عربی، عمدتاً به‌صورت محرمانه دنبال می‌شد.[۹۵]

نقد مخالفان شاه بر برخی اقدامات حکومت پهلوی

در دوران حکومت پهلوی دوم اقداماتی صورت گرفت که با مخالفت مذهبی‎‌ها مواجه شد. به برخی از این اقدامات اشاره می‎‌گردد:

  • انقلاب سفید: محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۴۲ش، «انقلاب سفید» را با شش اصل، از جمله اصلاحات ارضی، ملی‌شدن جنگل‌ها، سهیم‌کردن کارگران در سود کارخانه‌ها، اعطای حق رأی به زنان و تشکیل سپاه دانش، به همه‌پرسی گذاشت.[۱۰۰] امام خمینی در ۲ بهمن ۱۳۴۱ش این رفراندوم را مخالف احکام اسلامی و فاقد اعتبار دانست[۱۰۱] و خواستار تحریم آن شد؛ شماری از مراجع تقلید نیز با صدور اعلامیه‌هایی از این موضع حمایت کردند.[۱۰۲] همه‌پرسی در ۶ بهمن برگزار شد و حکومت از تصویب آن با بیش از ۵ میلیون و ۶۰۰ هزار رأی موافق در برابر ۴ هزار و ۱۵۰ رأی مخالف خبر داد.[۱۰۳]
  • کایپتولاسیون: در تیرماه ۱۳۴۳ش، محمدرضا شاه در سفر به آمریکا با اعطای مصونیت قضایی به نظامیان آمریکایی در ایران (کاپیتولاسیون) موافقت کرد و این قانون در ۲۱ مهر همان سال به تصویب مجلس شورای ملی رسید.[۱۰۴] امام خمینی در سخنرانی ۴ آبان ۱۳۴۳ش، کاپیتولاسیون را «سند بردگی» و نشانه سلطه آمریکا بر ایران دانست[۱۰۵] و سکوت در برابر این قانون را گناهی کبیره دانست و به شدت با آن مخالفت کرد.[۱۰۶]
  • واگذاری بحرین: در ۱۳۵۰ش، محمدرضا شاه پهلوی تحت فشار دولت بریتانیا، حاکمیت ایران بر بحرین را واگذار کرد. پس از اعلام استقلال بحرین، او نخستین مقام رسمی بود که استقلال این کشور را تبریک گفت.[۱۰۷] این اتفاق نیز مورد انتقاد شدید روحانیون و مردم مذهبی، به‌ویژه امام خمینی قرار گرفت.[۱۰۸]
تبلیغ برای انقلاب سفید با نقش بر فلز
تبریک جدایی بحرین از ایران توسط محمدرضا شاه در ۱۳۵۰ش

امام خمینی:
شاه سابق که در آن کتاب نوشته است «مأموریت برای وطنم»، من این را صحیح می‌دانم. مأموریت برای وطن داشت، برای اینکه وطن را به‌کلی نابود کند، اسلام را نابود کند .... اینها همه جزء مأموریت او بود و مأموریتش را هم انجام داد.

صحیفه امام خمینی، ۱۳۸۹ش، ج۶، ص۲۲۵.

پانویس

  1. نگاه کنید به: نهاوندی و ایو بوماتی، محمدرضا پهلوی آخرین شاهنشاه، ۱۳۹۲ش.
  2. صدر شیرازی، «هفت نمونه از ضربات رژیم پهلوی بر فرهنگ کشور»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  3. «مروری بر شکنجه در تاریخ ایران با تأکید بر شکنجه در زمان پهلوی دوم»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  4. طلوعی، پدر و پسر، ۱۳۷۶ش، ص۵۱۳–۵۱۵.
  5. «۷۳ سال پیش در چنین روزی، آذربایجان اعلام خودمختاری کرد»، اعتماد.
  6. نهاوندی و ایو بوماتی، محمدرضا پهلوی آخرین شاهنشاه، ۱۳۹۲ش، ص۲۱۵–۲۴۸؛ اداره کل انتشارات و تبلیغات، اسناد نفت، ۱۳۳۰ش، ص۵۲–۶۸.
  7. جمعی از پژوهشگران، حزب توده از شکل‌گیری تا فروپاشی، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۱–۱۴۵.
  8. جمعی از پژوهشگران، حزب توده از شکل‌گیری تا فروپاشی، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۱–۱۴۵.
  9. بیگدلی، ترورهای سیاسی، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۷۸–۶۸۶.
  10. «مجلس پانزدهم ضمن موافقت با تاسیس مجلس سنا اختیار انحلال مجلس را به شاه داد»، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.
  11. آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۱۳۷۷ش، ص۳۴۴–۳۴۵.
  12. نیازمند، سقوط رژیم شاهنشاهی در ایران، ۱۳۹۱ش، ج۲، ص۸۶.
  13. نجاتی، تاریخ سیاسی بیست و پنج‌ساله ایران، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۳۶–۴۰.
  14. گواهی، «وابستگی پهلوی به قدرت‌های خارجی»، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  15. پهلوی، مجموعه تألیفات، ۱۳۴۸ش، ج۱، ص۹۲.
  16. طلوعی، پدر و پسر، ۱۳۷۶ش، ص۴۷۴.
  17. نهاوندی و ایو بوماتی، محمدرضا پهلوی آخرین شاهنشاه، ۱۳۹۲ش، ص۱۲۴-۱۳۰.
  18. طلوعی، پدر و پسر، ۱۳۷۶ش، ص۴۹۷-۴۹۸.
  19. پهلوی، مأموریت برای وطنم، ۱۳۵۰ش، ص۴۴۵.
  20. ازغندی، تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۲۴۴.
  21. نهاوندی و ایو بوماتی، محمدرضا پهلوی آخرین شاهنشاه، ص۸۲۵-۸۲۷.
  22. نهاوندی و ایو بوماتی، محمدرضا پهلوی آخرین شاهنشاه، ص۸۳۷.
  23. ازغندی، تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۶_۱۰۷؛ «پهلوی اول و دوم و تظاهر به دینداری»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  24. میزبانی، «علمای اسلام و چاپ قرآن از طرف شاه»، فصلنامه ۱۵ خرداد.
  25. «سفر نوروزی محمدرضا شاه به مشهد و دیدار با علما و رعایا»، اطلاعات آنلاین.
  26. عالم‌زاده، حرم رضوی به روایت تاریخ، ۱۳۹۴ش، ص۳۵.
  27. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفی، ۱۳۸۲ش، ص۱۱۳.
  28. روح‌بخش، «ماجرای پخش سخنرانی‎‌های ماه رمضان فلسفی از رادیو در سال ۱۳۳۱ش»، تاریخ شفاهی ایران.
  29. پهلوی، پاسخ به تاریخ، ۱۳۷۱ش، ص۹۶؛ مأموریت برای وطنم، ۱۳۵۰ش، ص۸۷.
  30. پهلوی، پاسخ به تاریخ، ۱۳۷۱ش، ص۹۷.
  31. دیبا، دخترم فرح، ۱۳۸۲ش، ص۴۷۰؛ فرح پهلوی، دختر یتیم، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۴۴۰.
  32. غضنفری، مداخلات، روایتی مستند از جنایات آمریکا در ایران، ۱۳۹۴ش، ج۱، ص۱۵۸.
  33. غضنفری، مداخلات، روایتی مستند از جنایات آمریکا در ایران، ۱۳۹۴ش، ج۱، ص۱۵۸.
  34. غضنفری، مداخلات، روایتی مستند از جنایات آمریکا در ایران، ۱۳۹۴ش، ج۱، ص۱۵۸.
  35. دیبا، دخترم فرح، ۱۳۸۲ش، ص۴۷۰؛ دیبا، دخترم فرح، ۱۳۸۲ش، ص۱۵۳.
  36. صدر شیرازی، «هفت نمونه از ضربات رژیم پهلوی بر فرهنگ کشور»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  37. علم، یادداشت‌های علم، ۱۳۸۰ش، ج۳، ص۴۵۳.
  38. فرح پهلوی، دختر یتیم، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۴۴۰.
  39. «بهائیان در عصر پهلوی»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  40. «بهائیان در عصر پهلوی»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  41. اسناد ساواک، رجال عصر پهلوی، ۱۳۹۵ش، ص۱۳-۱۵.
  42. مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۳۴.
  43. کسری، زنان ذی‌نفوذ خاندان پهلوی، ۱۳۷۹، ص۲۳۳.
  44. سفری، قلم و سیاست، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۱۹۱-۱۹۳.
  45. منصوری، «باستان‌گرایی و اسلام‌ستیزی در عصر پهلوی»، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  46. امام‌خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۳۵۸-۳۷۳؛ مرکز بررسی اسناد تاریخی؛ دوانی، نهضت روحانیون ایران، ۱۳۷۷ش، ج۵و۶، ص۴۷۵.
  47. پهلوی، پاسخ به تاریخ، ۱۳۷۱ش، ص۲۳۳.
  48. دوانی، نقد عمر، ۱۳۸۲ش، ص۱۹۶-۱۹۸.
  49. زهیری، عصر پهلوی به روایت اسناد، ۱۳۷۹ش، ص۱۴۶.
  50. یاران امام به روایت اسناد ساواک (سید عبدالحسین دستغیب)، ۱۳۷۸ش، ج۱۰، ص۴۷۹.
  51. نگاه کنید: «انتقال مرجعیت به ایران در دوران آیت الله بروجردی»، مجله اخبار شیعیان.
  52. ابراهیم‌پور، اسوه مرجعیت (ویژه‌نامه آیت‌الله العظمی بروجردی)، ۱۳۸۷ش، ص۴۷.
  53. محرابی، مرید امام (زندگینامه آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی)، ۱۳۹۷ش، ص۳۸.
  54. سعیدی، «نحوه مواجهه آیت‌الله بروجردی با دربار چگونه بود؟»، پژوهشکده تاریخ معاصر.
  55. «گذری بر انقلاب اسلامی در استان قم به روایت اسناد ساواک»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  56. «علت عیادت محمدرضا پهلوی از آیت‌الله بروجردی»، شیعه‌نیوز.
  57. «گذری بر انقلاب اسلامی در استان قم به روایت اسناد ساواک»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  58. کدی، ریشه‌های انقلاب ایران، ۱۳۶۹ش، ص۲۳۶.
  59. «انتقال مرجعیت به ایران در دوران آیت الله بروجردی»، مجله اخبار شیعیان.
  60. «گسترش مرجعیت امام خمینی پس از درگذشت آیت‌الله سید حسین بروجردی و آیت‌الله سید محسن حکیم»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  61. «گسترش مرجعیت امام خمینی پس از درگذشت آیت‌الله سید حسین بروجردی و آیت‌الله سید محسن حکیم»]، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  62. رجائی، غلامعلی، برداشت‌هایی از‌‌ ‌‌سیره امام خمینی‌‌،‌‌ ‌‌نشر عروج، ۱۳۹۲ش، ج۵، ص۱۴۳.
  63. «یادداشت‌های علم، سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۴۹...»، انتخاب.
  64. حیات‌بینی، «اطلاعیه معروف به «دوازده امضایی» درباره ترویج مرجعیت امام در چه فضایی صادر شد؟»، پرتال امام خمینی.
  65. «گذری بر انقلاب اسلامی در استان قم به روایت اسناد ساواک»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  66. منصوری و رجایی، «شیوه‌های مختلف رویارویی حکومت پهلوی با امام خمینی»، ص۹۶.
  67. منصوری و رجایی، «شیوه‌های مختلف رویارویی حکومت پهلوی با امام خمینی»، ص۹۶.
  68. امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۱۷۸.
  69. «دستگیری و انتقال امام خمینی از قم به تهران»، پرتال امام خمینی.
  70. «فعالیت‌ها در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲»، پرتال امام خمینی.
  71. صوفی‌آبادی، «کاپیتولاسیون؛ حق توحش امریکا از ملت ایران»، ص۴۷.
  72. گلی زواره، «کاپیتولاسیون؛ نمادی از نفوذ همه جانبه اجانب در ایران»، ص۶۹.
  73. عمید زنجانی، انقلاب اسلامی ایران؛ علل، مسائل و نظام سیاسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۶۹–۱۷۰.
  74. «آیا حادثه فیضیه در فروردین ۱۳۴۲ کشته داشت؟+ سند»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  75. «موج‌های چهارگانهٔ تبعید علما در دورهٔ پهلوی/ علمای انقلابی به کدام شهرها تبعید می‌شدند؟»، تسنیم.
  76. «مروری بر شکنجه در تاریخ ایران با تأکید بر شکنجه در زمان پهلوی دوم»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  77. «مروری بر خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای از زندان‌های ستمشاهی»، دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.
  78. «خاطرهٔ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از اولین شب بازجویی در زندان شاه»، مرکز اسناد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی.
  79. جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۸۶۱.
  80. ربانی شیرازی، زندگی‌نامه آیت‌الله ربانی شیرازی به قلم خودش، فصلنامهٔ ۱۵ خرداد، ۱۳۸۴ش، ش۶.
  81. «مروری بر مجاهدت‌های آیت‌الله فاضل لنکرانی در دوران نهضت اسلامی»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  82. «زندگینامهٔ مختصر حضرت آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی»، وبگاه دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله مهدوی کنی.
  83. «موج‌های چهارگانهٔ تبعید علما در دورهٔ پهلوی/ علمای انقلابی به کدام شهرها تبعید می‌شدند؟»، تسنیم.
  84. «تبعید علمای انقلابی و اثرگذاری آن‌ها در محل تبعید»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
  85. ازغندی، تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، ۱۳۸۶ش، ص۱۱۴.
  86. فاضلی، «نقش فروغی در تاسیس و بقای سلطنت پهلوی».
  87. «تاریخ روابط ایران و انگلستان در دوران محمدرضا شاه پهلوی»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  88. گواهی، «وابستگی پهلوی به قدرت‌های خارجی»، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  89. مهاجرانی، «شاه نه ملی بود و نه مستقل!»، اعتماد.
  90. توکلی، «نمونه‌هایی از حقارت رضاخان و محمدرضا پهلوی در برابر غرب»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  91. باقیان، «علل و زمینه‌های هراس محمدرضا پهلوی از کمونیسم و شوروی»، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  92. منصوری، «بازتاب‌های خارجی به رسمیت شناختن اسرائیل توسط پهلوی»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  93. زارع، «روابط حکومت شاه با رژیم صهیونیستی»، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی.
  94. سویدان، دایرةالمعارف مصور تاریخ یهودیت و صهیونیسم، ۱۳۹۱ش، ص۳۸۹.
  95. منصوری، «نیم‌نگاهی به فرازوفرودهای روابط شاه و اسرائیل»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  96. «در مورد انقلاب اسلامی ایران در ویکی تابناک بیشتر بخوانید»، تابناک.
  97. دوانی، نهضت دو ماهه روحانیون، ۱۳۴۱ش، ص۴۵-۴۶.
  98. منصوری، آشنایی با انقلاب اسلامی ایران، ۱۳۹۰ش، ص۱۵۲-۱۵۳.
  99. عمید زنجانی، انقلاب اسلامی ایران، ۱۳۹۱ش، ص۱۳۵.
  100. پهلوی، محمدرضا، پاسخ به تاریخ، ۱۳۷۱ش، ص۱۳۱–۱۴۴.
  101. مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۱۳.
  102. امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۱۴۵–۱۵۰.
  103. مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۱۷.
  104. «بررسی فرآیند تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس سنا و شورای ملی»، پرتال امام خمینی.
  105. نظرپور، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ۱۳۸۰ش، ص۱۴۹.
  106. صوفی‌آبادی، «کاپیتولاسیون؛ حق توحش امریکا از ملت ایران»، ص۴۷.
  107. «روزی که محمدرضا پهلوی جدایی بحرین از ایران را تبریک گفت!»، تابناک.
  108. امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۷، ص۳۸۷؛ «آیا روحانیون و روشنفکران در هنگام جدایی بحرین سکوت کردند؟»، شیعه نیوز.

منابع