پرش به محتوا

آیه ۱۹۷ سوره بقره

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از بقره 197)
آیه ۱۹۷ سوره بقره
مشخصات آیه
واقع در سورهبقره
شماره آیه۱۹۷
جزء۲
اطلاعات محتوایی
مکان نزولمدینه
آیات مرتبطآیه ۱۸۹ سوره بقره


آیه ۱۹۷ سوره بقره زمان انجام اعمال حج را محدود به ماه‌های معینی می‌داند و اینکه در این مدت از آمیزش، دروغ و سوگند به خدا در حال اِحرام نهی می‌کند. مفسران شیعه بر اساس احادیث، این ماه‌ها را شَوّال، ذِی‌القَعده و ذِی‌الحَجّه دانسته‌اند. فقیهان شیعه احرام‌بستن برای حج خارج از این ماه‌ها را نادرست می‌دانند. این دیدگاه به‌عنوان نظریه خاص امامیه شناخته می‌شود. مفسران شیعه همچنین بر اساس بخش دوم آیه که بر گرفتن توشه تأکید می‌کند، معتقدند توشه مد نظر آیه هم توشه مادی است برای سفر به حج و هم توشه معنوی که برای سفر آخرت نیاز است.

ماه‌های حج

آیه ۱۹۷ سوره بقره، زمان انجام اعمال حج را محدود به ماه‌های معینی می‌داند. مفسران شیعه بر پایهٔ احادیث، مصادیق آن‌ ماه‌ها را، شوال، ذی‌القعده و ذی‌الحجة دانسته‌اند؛[۱] به همین دلیل گفته شده آغاز‌کردن حج پیش از شوال و پس از موسم حج در ماه ذی‌الحجه جایز نیست.[۲] به‌گفته سید مرتضی در کتاب الانتصار، بطلان احرام‌بستن به نیت حج در زمانی خارج از ماه‌های سه‌گانه، دیدگاه اجماعی و اختصاصی فقهای امامیه است. وی این حکم را به آیه ۱۹۷ سوره بقره مستند کرده است.[۳] در مقابل این دیدگاه فقهای شیعه، ابوحنیفه از امامان مذاهب چهارگانه اهل سنت با استناد به آیه ۱۸۹ سوره بقره، زمان احرام بستن برای حج را در هر ماهی از سال جایز دانسته است؛ ولی فقهای شیعه معتقدند به فرض اطلاق محتوای آیه ۱۸۹ سوره بقره، مفاد آن با مفاد آیه ۱۹۷ بقره تخصیص زده می‌شود و در نتیجه به‌جا‌آوردن حج را تنها در ماه‌های سه‌گانه صحیح می‌دانند.[۴]

در این آیه سه بار کلمه حج به کار رفته است. مفسران مراد از حج در مورد اول را زمان حج، مورد دوم را به‌معنای اعمال حج و مورد سوم را به‌معنای زمان و مکان حج می‌دانند.[۵] بحرانی در تفسیر البرهان بر اساس روایتی از امام صادق(ع) می‌گوید که حج در ماه‌های سه‌گانه (شوال، ذی‌القعده و ذی‌الحجه) با انجام یکی از روش‌های تلبیه، إشعار یا تقلید بر انسان واجب می‌شود.[۶]

آیه ۱۹۷ سوره بقره در شمار آیاتی قرار دارد که در حجة الوداع بر پیامبر(ص) نازل شد.[۷]

﴿الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ ۝١٩٧ [بقره:197]﴿حج در ماه‌های معینی است پس هر کس در این [ماه]ها حج را [برخود] واجب گرداند [بداند که] در اثنای حج همبستری و گناه و جدال [روا] نیست و هر کار نیکی انجام می‌دهید خدا آن را می‌داند و برای خود توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه پرهیزگاری است و ای خردمندان از من پروا کنید ۝١٩٧

کارهای حرام در زمان احرام

طبق آیه ۱۹۷ سوره بقره، گفته شده هر کس در ماه‌های حج برای حج احرام ببندد و حج را بر خود واجب کند، باید در طول احرام از آمیزش، دروغ و سوگند به خدا پرهیز کند.[۸] مفسران واژه رَفَث در آیه را تصریح به سخنی دانسته‌اند که نباید بر زبان آید و از آن با کنایه یاد می‌شود. آنان بر اساس روایات مصداق این کلمه را به آمیزش تفسیر کرده‌اند. آنان همچنین فُسُوق را به خارج‌شدن از طاعت خداوند و جِدال را به مجادله لفظی معنا کرده‌اند.[۹] گفته شده عرب‌ها در موسم حج به نزاع لفظی می‌پرداختند و هر فردی حج خود را بهتر از دیگری می‌دانست که این آیه از آن نهی کرده است.[۱۰]

آگاهی خدا بر اعمال انسان و دستور به تقوا

در تفاسیر شیعی بر این نکته اشاره شده که پس از نهی از انجام کارهای سه‌گانه (آمیزش، دروغ و سوگند به خدا) در زمان احرام در آیه ۱۹۷ سوره بقره، به آگاهی خدا نسبت به اعمال خیر اشاره دارد و دستور به گرفتن توشه می‌دهد و اینکه بهترین توشه تقوا است. مفسران مقصود از تهیه زاد و توشه در عبارت «تَزَوَّدوا» را تهیه زاد و توشه مادی برای سفر حج دانسته‌اند، چنانچه گروهی از حاجیان یمنی برای این سفر هیچ توشه‌ای با خود برنمی‌داشتند.[۱۱] البته برخی هم با توجه به معرفی تقوا با عنوان بهترین توشه در این آیه، مقصود از توشه را صرفا آماده‌سازی توشه برای سفر آخرت تفسیر کرده‌اند.[۱۲] عده‌ای از مفسران مانند آیت‌الله جوادی آملی نیز به قرینه معرفی تقوا و نظارت آن بر جمله پیشین، معنای توشه را هم تقوا و کارهای نیک و هم توشه سفر آخرت دانسته‌اند.[۱۳] در تفسیر نمونه نیز دستور به توشه‌گرفتن را شامل هر دو توشه مادی و معنوی (تقوا) دانسته است.[۱۴]

پانویس

  1. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۵۲۳؛ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۷۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۵۳.
  2. مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۳۵۱.
  3. سید‌مرتضی، الانتصار، ۱۴۱۵ق، ص۲۳۶.
  4. ابن‌زهره، غنیه، ۱۴۱۷ق، ص۱۵۴؛ راوندی، فقه القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۲۷۲؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۷ش، ج۱۰، ص۹۰.
  5. راوندی، فقه القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۲۷۲؛ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۷۹.
  6. بحرانی، البرهان، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۲۶.
  7. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۷۴ ۷۵.
  8. جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۷ش، ج۱۰، ص۹۳ ۹۴؛ علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۳۹۴.
  9. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۷۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۵۴.
  10. بانو امین، مخزن العرفان، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۲۴۸.
  11. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۵۵؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۷ش، ج۱۰، ص۹۸ و ۱۰۰ ۱۰۱؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۵۲۵.
  12. بانو امین، مخزن العرفان، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۲۵۰.
  13. جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۷ش، ج۱۰، ص۱۰۰؛ حلی، کنز العرفان، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۳۰۲.
  14. راوندی، فقه القرآن، منشورات مکتبة آیةالله العظمی المرعشی النجفی، ج۱، ص۲۸۴؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۵۵ ۵۶.

منابع

  • ابن‌زهره، حمزة بن علی، غنیة النزوع الی علمی الاصول و الفروع، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
  • بانو امین، سیده نصرت بیگم، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.
  • بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ دوم، ۱۳۸۷ش.
  • حلی، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان فی فقه القرآن، قم، انتشارات مرتضوی، چاپ اول، ۱۴۲۵ق.
  • راوندی، سعید بن هبة‌الله، فقه القرآن، قم، انتشارات کتابخانه آیت‌الله مرعشی، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
  • سید‌مرتضی، علی بن حسین، الانتصار فی انفرادات الامامیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، قم، مؤسسه آل‌البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • مدرسی، سید محمدتقی، من هدی القرآن، تهران،‌ دار محبی الحسین، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.