پرش به محتوا

خطبه حضرت زینب در کوفه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
Alikhani (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۳۴: خط ۳۴:


== محتوا ==
== محتوا ==
به گفته برخی محققان، حضرت زینب بر خلاف خطبۀ برهانی و استدلالی خود در شام، در کوفه بیشتر به بیان مطالب عاطفی پرداخت تا وجدان کوفیان را بیدار کند.<ref>روشنفکر، و دانش محمدی، «تحلیل گفتمان ادبی خطبه‌های حضرت زینب(س)»، ص۱۳۴؛ و ص۱۴۰.</ref> از ویژگی‌های این خطبه، اقتباس‌های فراوان از آیات و تمثیلات قرآنی است.<ref>حسینی اجداد، «تجزیه و تحلیل ادبی خطبه حضرت زینب(س) در کوفه» ،ص۱۲۴.</ref> حضرت زینب در این خطبه با تمسک به آیات مختلفی از قرآن، برای زدودن غفلت از کوفیان به آیات ذیل تمسک کرد:<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۲-۷۷.</ref>
به گفته برخی محققان، حضرت زینب بر خلاف خطبۀ برهانی و استدلالی خود در [[شام]]، در [[کوفه]] بیشتر به بیان مطالب عاطفی پرداخت تا وجدان کوفیان را بیدار کند.<ref>روشنفکر، و دانش محمدی، «تحلیل گفتمان ادبی خطبه‌های حضرت زینب(س)»، ص۱۳۴؛ و ص۱۴۰.</ref> از ویژگی‌های این خطبه، اقتباس‌های فراوان از آیات و تمثیلات قرآنی است.<ref>حسینی اجداد، «تجزیه و تحلیل ادبی خطبه حضرت زینب(س) در کوفه» ،ص۱۲۴.</ref> حضرت زینب در این خطبه برای زدودن غفلت از کوفیان به آیات ذیل تمسک کرد:<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۲-۷۷.</ref>
* [[آیه ۹۲ سوره نحل]]؛ با استناد به این آیه رفتار متناقض کوفیان در ارسال نامه به امام حسین(ع) و سپس عهدشکنی آنان، مورد نکوهش قرار گرفت.<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۲-۷۳.</ref>
* [[آیه ۹۲ سوره نحل]]؛ با استناد به این آیه رفتار متناقض اهل کوفه در [[نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع)|ارسال نامه به امام حسین(ع)]] و سپس عهدشکنی آنان، مورد نکوهش قرار گرفت.<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۲-۷۳.</ref>
* [[آیه ۸۰ سوره مائده]]؛ با استناد به این آیه، ضلالت کوفیان و ملحق شدن آنان به سپاه یزید، نتیجه دوستی و پیروی آنان از باطل دانسته شده است.<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۳-۷۴.</ref>
* [[آیه ۸۰ سوره مائده]]؛ با استناد به این آیه، ضلالت کوفیان و ملحق شدن آنان به سپاه یزید، نتیجه دوستی و پیروی آنان از باطل دانسته شده است.<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۳-۷۴.</ref>
* [[آیه ۸۲ سوره توبه]]؛ زینب(س) با بیان این آیه، آینده تلخ و گریه‌های مداوم اهل کوفه را نتیجه اعمال آنان می‌داند.<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۴.</ref>
* [[آیه ۸۲ سوره توبه]]؛ زینب(س) با بیان این آیه، آینده تلخ و گریه‌های مداوم اهل کوفه را نتیجه اعمال آنان دانست.<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۴.</ref>
* [[آیه ۳۱ سوره انعام]]؛ با بیان این آیه عهدشکنی اهل کوفه نتیجه باور نداشتن آنان به روز قیامت دانسته شده است.<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۴-۷۵.</ref>
* [[آیه ۳۱ سوره انعام]]؛ با بیان این آیه عهدشکنی اهل کوفه نتیجه باور نداشتن آنان به روز [[قیامت|روز قیامت]] دانسته شده است.<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۴-۷۵.</ref>
* [[آیه ۶۱ سوره بقره]]؛ حضرت زینب با ذکر این آیه اهل کوفه را در قیام نکردن برای خدا، امیدن نداشتن به امداد الهی و حمایت نکردن از حجت خدا، به یهودیان تشبیه کرده، هر دوی آنان را مستحق عذاب و ذلت می‌داند.<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۵-۷۶.</ref>
* [[آیه ۶۱ سوره بقره]]؛ حضرت زینب با ذکر این آیه اهل کوفه را در قیام نکردن برای خدا، امیدن نداشتن به [[امداد غیبی|امداد الهی]] و حمایت نکردن از حجت خدا، به [[یهود|یهودیان]] تشبیه کرده، هر دوی آنان را مستحق عذاب و ذلت می‌داند.<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۵-۷۶.</ref>
* [[آیه ۸۹ سوره مریم|آیه ۸۹]] و [[آیه ۹۰ سوره مریم|۹۰ سوره مریم]]؛ با ذکر این آیات، رفتار اهل کوفه به رفتار کافران تشبیه شده و نتیجه هر دو، مساوی معرفی می‌شود.<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۶.</ref>
* [[آیه ۸۹ سوره مریم|آیه ۸۹]] و [[آیه ۹۰ سوره مریم|۹۰ سوره مریم]]؛ با ذکر این آیات، رفتار اهل کوفه به رفتار [[کافر|کافران]] تشبیه شده و نتیجه هر دو، مساوی معرفی می‌شود.<ref>خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۶.</ref>


== دستاوردهای خطبه ==
== دستاوردهای خطبه ==

نسخهٔ ‏۱۶ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۳۶

خطبه حضرت زینب در کوفه
اطلاعات دعا و زیارت
موضوعخطبه حضرت زینب(س) هنگام ورود کاروان اسیران کربلا به کوفه پس از واقعه عاشورا
منابع شیعیطبرسی، الاحتجاج، سید بن طاوس، لهوف
دعاها و زیارات مشهور
دعای توسلدعای کمیلدعای ندبهدعای سماتدعای فرجدعای ابوحمزه ثمالیزیارت عاشورازیارت جامعه کبیرهزیارت وارثزیارت امین‌اللهزیارت اربعین


خطبه حضرت زینب(س) هنگام ورود کاروان اسیران کربلا به کوفه پس از واقعه عاشورا در حضور مردم کوفه خوانده شد. زینب(س) در این خطبه، مردم کوفه را به سبب تقصیر در ماجرای عاشورا و کوتاهی در یاری امام حسین(ع) توبیخ کرد و از گناه بزرگ آنان سخن گفت.

معرفی خطبه و جایگاه آن در تاریخ اسلام

خطبۀ حضرت زینب در کوفه، یکی از خطبه‌های زینب(س) است که پس از واقعه کربلا با هدف متوجه‌ساختن اهل کوفه به خطاهایشان خوانده شده است.[۱] این خطبه را در اوج فصاحت و بلاغت دانسته‌اند.[۲] آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، بر این باور است که خطبه حضرت زینب در شهر‌های کوفه و شام، چنان هنرمندانه بیان شده که حتی دشمنان هم نمی‌توانند آن را نادیده بگیرند.[۳] جواد مُحَدِّثی، مؤلف کتاب فرهنگ عاشورا این خطبه‌ را در تبیین مظلومیت خاندان پیامبر(ص) و نشان دادن سیره امام حسین(ع) در عاشورا و نیز در افشای چهره دشمنان از ارزشمند‌ترین اسناد تاریخی برمی‌شمارد.[۴] او معتقد است این خطبه نشان می‌دهد که خاندان امام حسین(ع) از معرفت عمیقی برخوردار بوده‌اند.[۵]

خطبۀ حضرت زینب در کوفه را چنان تأثیرگذار دانسته‌اند که نقل شده با خواندن این خطبه، گمان برده شد، که امام علی(ع) از خطبه‌های رسای خود می‌خواند؛[۶] نفس‌ها در سینه حبس شد و زنگ شتران از صدا افتاد.[۷] پس از خطبه نیز مردم حیران و سرگردان گریستند و از حیرت، انگشت به دندان گزیدند.[۸] برخی نویسندگان بیان چنین خطبۀ رسا و شیوایی از زنی داغدیده که برادران، فرزندان و چندین نفر از بستگان خود را به تازگی از دست داده، حیرت‌انگیز دانسته‌اند.[۹] امام سجاد(ع) پس از بیان این خطبه، عمه‌اش را عالِمَةٌ غَیرُ مُعَلَّمَة (دانای استادندیده) خطاب کرد و درخواست نمود به خطبه‌اش اداده ندهد و زینب(س) ساکت شد.[۱۰] برخی محققان این تعبیر امام سجاد دربارۀ عمه‌اش را دلیلی بر آگاهی زینب(س) بر علوم لَدُنّی دانسته‌اند.[۱۱] خطبه حضرت زینب در کوفه به دلیل اثرگذاری، فصاحت و بلاغت، پیوسته مورد توجه پژوهش‌گران است.[۱۲]

امام سجاد(ع) در پی این خطبه، خطاب به عمه‌اش، زینب(س)، فرمود: «يَا عَمَّةِ اسْكُتِي فَفِي الْبَاقِي مِنَ الْمَاضِي اعْتِبَارٌ وَ أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ إِنَّ الْبُكَاءَ وَ الْحَنِينَ لَا يَرُدَّانِ مَنْ قَدْ أَبَادَهُ الدَّهْر».[۱۳]
ای عمّه خاموش باش، باقی‌ماندگان باید از گذشتگان عبرت گیرند و تو بحمداللَّه دانایِ مکتب‌نرفته و حکیمِ استادندیده‌ای؛ گریه و ناله، رفتگان را باز نمی‌گرداند.

این خطبه در منابع مختلفی آمده است؛ از منابع شیعی می‌توان به کتاب‌های اَمالی شیخ مُفید،[۱۴] اَمالی شیخ طوسی،[۱۵] مَناقبِ اِبن‌ِشَهرآشوب،[۱۶]، اِحتِجاجِ طَبْرَسی،[۱۷] مُثیرُ الاَحزان[۱۸] و لُهوفِ سید اِبن‌ِطاووس،[۱۹] و از کتاب‌های اهل‌سُنَّت می‌توان به بَلاغاتُ النِساء،[۲۰]، البُلْدان،[۲۱]، التَذکِرَةُ الحَمْدونیّه،[۲۲] نَثْرُ الدُرِّ فی المُحاضِرات[۲۳] و مَقْتَلُ الحسین خوارزمی،[۲۴] اشاره کرد. در برخی منابع اهل‌سنت، این خطبه به جای حضرت زینب، به خواهرش اُمِّ‌کُلْثوم(س) نسبت داده شده است.[۲۵]

مقابله ابن‌زیاد با خطبه

عُبَیْدُالله بن زیاد برای مقابله با این خطبه، مجلسی تشکیل داد تا اسیران کربلا را وحشت‌زده کند و با جدل و مغالطه خود را پیروز و جریان امام حسین(ع) را شکست خورده نشان دهد.[۲۶] اما زینب(س) با بیانی منطقی و استدلالی، سخنان ابن‌زیاد را باطل کرد.[۲۷] اگرچه خطبه حضرت زینب بر ضد حکومت بود، اما از سخنرانی او جلوگیری نشد؛ چون علاوه بر اینکه شنیدن خطبه برای اعراب لذت‌بخش بود، این اولین‌بار بود که زنی در کوفه خطبه می‌خواند، آن هم زنی اسیر که خطبه خواندنش خارق‌العاده به شمار می‌آمد.[۲۸]

محتوا

به گفته برخی محققان، حضرت زینب بر خلاف خطبۀ برهانی و استدلالی خود در شام، در کوفه بیشتر به بیان مطالب عاطفی پرداخت تا وجدان کوفیان را بیدار کند.[۲۹] از ویژگی‌های این خطبه، اقتباس‌های فراوان از آیات و تمثیلات قرآنی است.[۳۰] حضرت زینب در این خطبه برای زدودن غفلت از کوفیان به آیات ذیل تمسک کرد:[۳۱]

دستاوردهای خطبه

به گفته پژوهشگران تاریخی، خطبه حضرت زینب در کوفه، نتایج ذیل را به دنبال داشته است:

  • بیدار کردن وجدان خفته مردم کوفه؛[۳۸]
  • جلوگیری از تحریف واقعه کربلا توسط ابن‌زیاد؛[۳۹]
  • از بین بردن نقشه دشمنان[۴۰] در خارجی خواندن اسیران کربلا؛[۴۱]
  • آشکار ساختن انحطاط جامعه اسلامی در دوران بنی‌امیه؛[۴۲]
  • زمینه‌سازی انتقام از قاتلان امام حسین(ع) و یاران او؛[۴۳]
  • در اختیار گرفتن احساسات و افکار مردم کوفه.[۴۴]

تأثیر در ادبیات

در ادبیات عاشورایی به نقش حضرت زینب به عنوان پیام‌آور واقعه کربلا توجه شده است.[۴۵] اگرچه اشعار مربوط به حضرت زینب پیش‌تر به ترسیم چهره‌ای غمزده و پیوسته‌گریان می‌پرداخت، اما در ادامه با تأثیرپذیری از خطبه‌های وی، از زینب(س) چهره‌ای سلحشور،‌ مقاوم و مبارزاتی ارائه شد.[۴۶] سید جعفر شهیدی، تاریخ‌پژوه شیعه، معتقد است، اگر خطبۀ حضرت زینب در شام و کوفه نبود، عظمت واقعه عاشورا برای بسیاری از افراد معلوم نمی‌شد.[۴۷] الهی قمشه‌ای،[۴۸] اسماعیل منصوری لاریجانی[۴۹] و نیّر تبریزی[۵۰] این خطبه را به نظم سروده‌اند.

بُردنِ اهل‌بیت رسالت(ع) به سوی کوفه
نیّر تبریزی
[از مثنوی]
دخت زهرا اختر برج شرف
عندلیب بوستان لو کشف
منطقش گویا ز نطق بوتراب
در فصاحت زادۀ ام الکتاب
چون پدر لب بر تکلم برگشود
گفت: مهلاً ای بقایای ثمود
هیچ می دانید ای قوم عتل
که چه کردستید با ختم رسل
داغ آن گل ها که کردیدش به خاک
چه جگرها کز پیمبر کرد چاک
...
دید سجادش چو دیگ دَن به جوش
گفت با وی مهلاً ای عمّه خموش
حمد که هستی تو ای پاکیزه جیب
بی معلم عالمۀ اسرار غیب
هست باقی را ز ماضی اعتبار
که نماند کس به گیتی پایدار
مرغ روحی کو برون رفت از قفس
گریه و زاریش نارد باز پس[۵۱]


تک‌نگاری‌ها

کتاب «شرح خطبة زینب(س) فی الکوفة» تألیف حیدرقلی سردار کابلی.

درباره خطبه حضرت زینب در کوفه کتاب‌های مختلفی نوشته شده است. برخی از این کتاب‌ها عبارتند از:

  • شرح خطبة زینب(س) فی الکوفه، شرحی عربی بر خطبه تألیف حیدرقلی سردار کابلی؛ این کتاب را رضا استادی تحقیق و انتشارات کتابخانه تخصصی علوم حدیث در سال ۱۳۹۶ش منتشر کرده است.[۵۲]
  • تکرار حماسه علی(ع) در خطبه حضرت زینب(س)، اثر علی کریمی جهرمی؛ این کتاب را انتشارات حضرت معصومه(س) در قم در سال ۱۳۷۵ش منتشر کرده است.[۵۳]
  • بازار کوفه میں حضرت زینب کا خطبه، شرح و ترجمه خطبه به زبان اردو تألیف سید توقیر عباس‌کاظمی؛ این اثر را مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی(ص) در سال ۱۳۹۸ش، منتشر کرده است.[۵۴]

متن و ترجمه خطبه حضرت زینب در کوفه

متن
متن و ترجمه
ترجمه

ثُمَّ قَالَتْ بَعْدَ حَمْدِ الله تَعَالَى وَالصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِهِ (ص):

أما بعد:
يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ يَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَالْغَدْرِ وَالْخَذْلِ أَلَا فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَلَا هَدَأَتِ الزَّفْرَةُ إِنَّمَا مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ هَلْ فِيكُمْ إِلَّا الصَّلَفُ وَالْعُجْبُ وَالشَّنَفُ وَالْكَذِبُ وَمَلَقُ الْإِمَاءِ وَغَمْزُ الْأَعْدَاءِ أَوْ كَمَرْعًى عَلَى دِمْنَةٍ أَوْ كَفِضَّةٍ عَلَى مَلْحُودَةٍ أَلَا بِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَنْ سَخِطَ الله عَلَيْكُمْ وَفِي الْعَذَابِ أَنْتُمْ خَالِدُونَ

أتَبْكُونَ أَخِي؟! أَجَلْ، وَالله فَابْكُوا فَإِنَّكُمْ أَحْرَى بِالْبُكَاءِ فَابْكُوا كَثِيراً وَاضْحَكُوا قَلِيلًا فَقَدْ أُبْليْتُمْ بِعَارِهَا وَمُنيْتُمْ بِشَنَارِهَا وَلَنْ تَرْحَضُوهَا أَبَداً وَأَنَّى تَرْحَضُونَ قَتْلَ سَلِيلِ خَاتَمِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنِ الرِّسَالَةِ وَسَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَمَلَاذُ حَرْبِكُمْ وَمَعَاذُ حِزْبِكُمْ وَمَقَرُّ سِلْمِكُمْ وَآسِي كَلْمِكُمْ وَمَفْزَعُ نَازِلَتِكُمْ وَالْمَرْجِعُ إِلَيْهِ عِنْدَ مُقَاتَلَتِكُمْ- وَمَدَرَةُ حُجَجِكُمْ وَمَنَارُ مَحَجَّتِكُمْ أَلَا سَاءَ مَا قَدَّمَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ وَسَاءَ مَا تَزِرُونَ لِيَوْمِ بَعْثِكُمُ فَتَعْساً تَعْساً وَنَكْساً نَكْساً لَقَدْ خَابَ السَّعْيُ وَتَبَّتِ الْأَيْدِي وَخَسِرَتِ الصَّفْقَةُ وَبُؤْتُمْ بِغَضَبٍ مِنَ الله* وَضُرِبَتْ عَلَيْكُمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ

أَ تَدْرُونَ وَيْلَكُمْ أَيَّ كَبِدٍ لِمُحَمَّدٍ ص فَرَثْتُمْ وَأَيَّ عَهْدٍ نَكَثْتُمْ وَأَيَّ كَرِيمَةٍ لَهُ أَبْرَزْتُمْ وَأَيَّ حُرْمَةٍ لَهُ هَتَكْتُمْ وَأَيَّ دَمٍ لَهُ سَفَكْتُمْ أَ فَعَجِبْتُمْ أَنْ تُمْطِرَ السَّمَاءُ دَماً وَلَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزى‏ وَهُمْ لا يُنْصَرُونَ- فَلَا يَسْتَخِفَّنَّكُمُ الْمَهَلُ فَإِنَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَا يَحْفِزُهُ الْبِدَارُ وَلَا يُخْشَى عَلَيْهِ فَوْتُ النَّارِ كَلَّا إِنَّ رَبَّكَ لَنَا وَلَهُمْ لَبِالْمِرْصادِ

ثُمَّ أَنْشَأَتْ تَقُولُ (ع‏):
مَا ذَا تَقُولُونَ إِذْ قَالَ النَّبِيُّ لَكُمْ مَا ذَا صَنَعْتُمْ وَأَنْتُمْ آخِرُ الْأُمَمِ‏ بِأَهْلِ بَيْتِي وَأَوْلَادِي وَتَكْرِمَتِي مِنْهُمْ أُسَارَى وَمِنْهُمْ ضُرِّجُوا بِدَمٍ‏

مَا كَانَ ذَاكَ جَزَائِي إِذْ نَصَحْتُ لَكُمْ أَنْ تَخْلُفُونِي بِسُوءٍ فِي ذَوِي رَحِمِي‏ إِنِّي لَأَخْشَى عَلَيْكُمْ أَنْ يَحُلَّ بِكُمْ مِثْلُ الْعَذَابِ الَّذِي أَوْدَى عَلَى إِرَمٍ‏

ثُمَّ وَلَّتْ عَنْهُمْ- قَالَ حِذْيَمٌ فَرَأَيْتُ النَّاسَ حَيَارَى قَدْ رَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ فَالْتَفَتَ إِلَيَّ شَيْخٌ فِي جَانِبِي يَبْكِي وَقَدِ اخْضَلَّتْ لِحْيَتُهُ بِالْبُكَاءِ وَيَدُهُ مَرْفُوعَةٌ إِلَى السَّمَاءِ وَهُوَ يَقُولُ بِأَبِي وَأُمِّي كُهُولُهُمْ خَيْرُ كُهُولٍ وَنِسَاؤُهُمْ خَيْرُ نِسَاءٍ وَشَبَابُهُمْ خَيْرُ شَبَابٍ وَنَسْلُهُمْ نَسْلٌ كَرِيمٌ وَفَضْلُهُمْ فَضْلٌ عَظِيمٌ

ثُمَّ أَنْشَدَ:
كُهُولُكُمْ خَيْرُ الْكُهُولِ وَنَسْلُكُمْ إِذَا عُدَّ نَسْلٌ لَا يَبُورُ وَلَا يَخْزَى‏

فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ يَا عَمَّةِ اسْكُتِي فَفِي الْبَاقِي مِنَ الْمَاضِي اعْتِبَارٌ وَأَنْتِ بِحَمْدِ الله عَالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ إِنَّ الْبُكَاءَ وَالْحَنِينَ لَا يَرُدَّانِ مَنْ قَدْ أَبَادَهُ الدَّهْرُ فَسَكَتَتْ- ثُمَّ نَزَلَ (ع) وَضَرَبَ فُسْطَاطَهُ وَأَنْزَلَ نِسَاءَهُ وَدَخَلَ الْفُسْطَاطَ.

ثُمَّ قَالَتْ بَعْدَ حَمْدِ الله تَعَالَى وَالصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِهِ (ص):[۵۵]
ستایش از آن خداست و درود بر پدرم محمد و خاندان پاک و نیکوکارش.[۵۶]
أما بعد:
يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ يَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَالْغَدْرِ وَالْخَذْلِ أَلَا فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَلَا هَدَأَتِ الزَّفْرَةُ

إِنَّمَا مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ

هَلْ فِيكُمْ إِلَّا الصَّلَفُ وَالْعُجْبُ وَالشَّنَفُ وَالْكَذِبُ وَمَلَقُ الْإِمَاءِ وَغَمْزُ الْأَعْدَاءِ أَوْ كَمَرْعًى عَلَى دِمْنَةٍ أَوْ كَفِضَّةٍ عَلَى مَلْحُودَةٍ

أَلَا بِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَنْ سَخِطَ الله عَلَيْكُمْ وَفِي الْعَذَابِ أَنْتُمْ خَالِدُونَ
اما بعد:

ای مردم کوفه، ای مردمان حیله‌گر و خیانت کار! گریه می‌کنید؟

اشک چشمانتان خشک نشود و ناله‌هایتان آرام نگیرد.

همانا که کار شما مانند آن زنی است که رشتهٔ خود را پس از محکم یافتن، یکی یکی از هم می‌گسست، شما نیز سوگندهای خود را در میان خویش، وسیلهٔ فریب و تقلب ساخته‌اید.

آیا در میان شما جز وقاحت و رسوایی، سینه‌های آکنده از کینه، دو رویی و تملق، همچون زبان پردازی کنیزکان و ذلت و حقارت در برابر دشمنان چیز دیگری نیز یافت می‌شود؟

یا همچون سبزه‌هایی هستید که ریشه در فضولات حیوانی داشته یا همچون جنازهٔ دفن شده‌ای که روی قبرش را با نقره تزیین نموده باشند؟ (ظاهرش چون گورِ کافر پرحُلَل/باطنش قهر خدا عَزَّ و جَلَّ)[۵۷]

چه بد توشه‌ای برای آخرت فرستاده‌اید؛ توشه‌ای که همان خشم و سخط خدا است و در عذاب جاویدان خواهید بود.
أتَبْكُونَ أَخِي؟! أَجَلْ، وَالله فَابْكُوا فَإِنَّكُمْ أَحْرَى بِالْبُكَاءِ فَابْكُوا كَثِيراً وَاضْحَكُوا قَلِيلًا فَقَدْ أُبْليْتُمْ بِعَارِهَا وَمُنيْتُمْ بِشَنَارِهَا وَلَنْ تَرْحَضُوهَا أَبَداً

وَأَنَّى تَرْحَضُونَ قَتْلَ سَلِيلِ خَاتَمِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنِ الرِّسَالَةِ وَسَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَمَلَاذُ حَرْبِكُمْ وَمَعَاذُ حِزْبِكُمْ وَمَقَرُّ سِلْمِكُمْ وَآسِي كَلْمِكُمْ وَمَفْزَعُ نَازِلَتِكُمْ وَالْمَرْجِعُ إِلَيْهِ عِنْدَ مُقَاتَلَتِكُمْ- وَمَدَرَةُ حُجَجِكُمْ وَمَنَارُ مَحَجَّتِكُمْ أَلَا سَاءَ مَا قَدَّمَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ وَسَاءَ مَا تَزِرُونَ لِيَوْمِ بَعْثِكُمُ

فَتَعْساً تَعْساً وَنَكْساً نَكْساً لَقَدْ خَابَ السَّعْيُ وَتَبَّتِ الْأَيْدِي وَخَسِرَتِ الصَّفْقَةُ وَبُؤْتُمْ بِغَضَبٍ مِنَ الله* وَضُرِبَتْ عَلَيْكُمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ
گریه می‌کنید؟ زار می‌زنید؟ آری به خدا سوگند که باید گریه کنید، پس بسیار بگریید و کمتر بخندید. چرا که دامان خود را به ننگ و عار جنایتی آلوده‌اید که ننگ و پلیدی آن را از دامان خود تا ابد نتوانید شست.

و چگونه می‌توانید ننگ حاصل از کشتن فرزند رسول خدا (ص) فرزند رسول خدا (ص)، خاتم پیامبران، معدن رسالت، و سرور جوانان اهل بهشت را از دامان خود بزدایید؟

کسی که پناه مؤمنان شما، فریادرس در بلایای شما، مشعل فروزان استدلال شما بر حق و حقیقت و یاور شما در هنگام قحطی و خشکسالی بود.

چه بار سنگین و بدی بر دوش خود نهادید، پس رحمت خدایی از شما دور و دورتر باد. که تلاشتان بیهوده، دستانتان بریده، معامله‌تان قرین زیان گردیده است، خود را به خشم خدا گرفتار نموده و بدین ترتیب خواری و درماندگی بر شما لازم آمده است.
أَ تَدْرُونَ وَيْلَكُمْ أَيَّ كَبِدٍ لِمُحَمَّدٍ ص فَرَثْتُمْ وَأَيَّ عَهْدٍ نَكَثْتُمْ وَأَيَّ كَرِيمَةٍ لَهُ أَبْرَزْتُمْ وَأَيَّ حُرْمَةٍ لَهُ هَتَكْتُمْ وَأَيَّ دَمٍ لَهُ سَفَكْتُمْ أَ فَعَجِبْتُمْ أَنْ تُمْطِرَ السَّمَاءُ دَماً وَلَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزى‏ وَهُمْ لا يُنْصَرُونَ- فَلَا يَسْتَخِفَّنَّكُمُ الْمَهَلُ فَإِنَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَا يَحْفِزُهُ الْبِدَارُ وَلَا يُخْشَى عَلَيْهِ فَوْتُ النَّارِ كَلَّا إِنَّ رَبَّكَ لَنَا وَلَهُمْ لَبِالْمِرْصادِ
وای بر شماای مردم کوفه! آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا دریده‌اید؟ چه زنان و دختران با عفت و وقاری را از خاندان او به کوچه و بازار کشانده‌اید؟! و چه حرمتی از او شکسته‌اید؟! چه خونی از آن حضرت بر زمین ریخته‌اید؟! آیا از اینکه آسمان خون باریده تعجب می‌کنید؟ در حالی که عذاب آخرت در مقایسه با این امر، بسیار شدیدتر و خوار کننده‌تر است و در آن روز کسی به یاری شما نخواهد آمد. پس مهلت‌هایی که خدای متعال به شما می‌دهد موجب خوشی شما نگردد، چرا که خدا در عذاب کردن بندگان خود شتاب نمی‌کند، چون ترسی از پایمال شدن خون و ازدست رفتن زمان انتقام ندارد و همانا که او در کمینگاه ما و شماست.
ثُمَّ أَنْشَأَتْ تَقُولُ (ع‏):
مَا ذَا تَقُولُونَ إِذْ قَالَ النَّبِيُّ لَكُمْ

مَا ذَا صَنَعْتُمْ وَأَنْتُمْ آخِرُ الْأُمَمِ‏ بِأَهْلِ بَيْتِي وَأَوْلَادِي وَتَكْرِمَتِي

مِنْهُمْ أُسَارَى وَمِنْهُمْ ضُرِّجُوا بِدَمٍ‏
آنگاه حضرت زینب (س) این اشعار را خواند:
ترجمه: اگر پیامبر از شما بپرسد، این چه کاری بود که کردید با آنکه شما امت [پیامبرِ] آخر الزمان بودید [و بر دیگر امت‌ها شرافت داشتید]، چه پاسخ خواهید داد؟ شما چه کردید با اهل بیت و فرزندان و عزیزان من؟! جمعی را به اسارت بردید و گروهی را به خون آغشته کردید.
مَا كَانَ ذَاكَ جَزَائِي إِذْ نَصَحْتُ لَكُمْ أَنْ تَخْلُفُونِي بِسُوءٍ فِي ذَوِي رَحِمِي‏ إِنِّي لَأَخْشَى عَلَيْكُمْ أَنْ يَحُلَّ بِكُمْ مِثْلُ الْعَذَابِ الَّذِي أَوْدَى عَلَى إِرَمٍ‏
این پاداش من نبود (با آنکه من خیرخواه شما بودم) در حق خویشاوندانم این‌گونه به من جفا کنید. من می‌ترسم همان عذابی که قوم «اِرَم» (قبیله ای از قوم عاد) را به نابودی کشاند، بر شما نیز فرود آید.
ثُمَّ وَلَّتْ عَنْهُمْ- قَالَ حِذْيَمٌ فَرَأَيْتُ النَّاسَ حَيَارَى قَدْ رَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ فَالْتَفَتَ إِلَيَّ شَيْخٌ فِي جَانِبِي يَبْكِي وَقَدِ اخْضَلَّتْ لِحْيَتُهُ بِالْبُكَاءِ وَيَدُهُ مَرْفُوعَةٌ إِلَى السَّمَاءِ وَهُوَ يَقُولُ بِأَبِي وَأُمِّي كُهُولُهُمْ خَيْرُ كُهُولٍ وَنِسَاؤُهُمْ خَيْرُ نِسَاءٍ وَشَبَابُهُمْ خَيْرُ شَبَابٍ وَنَسْلُهُمْ نَسْلٌ كَرِيمٌ وَفَضْلُهُمْ فَضْلٌ عَظِيمٌ
زینب کبری (س) پس از این خطابه جانسوز، روی از آنان برگرداند. در این حال، مردم را دیدم که حیرت‌زده‌اند و از اندوه و پشیمانی، دست به دندان می‌گزند. حِذْیم می‌افزاید: به کنارم نگریستم، پیرمردی را دیدم که اشک می‌ریزد و محاسنش با قطرات اشکش تر شده بود. در همان حال دستان خود را به آسمان بلند کرد و گفت: پدر و مادرم فدای شما باد! پیرانتان بهترین پیران، زنانتان بهترین زنان و جوانانتان بهترین جوانان‌اند. دودمان شما کریم و بزرگوار و فضل و منزلت شما بزرگ و عظیم است.
ثُمَّ أَنْشَدَ:
كُهُولُكُمْ خَيْرُ الْكُهُولِ وَنَسْلُكُمْ
آنگاه این بیت را خواند:
ترجمه: پیران شما بهترین پیران و دودمان شما نیز بهترین دودمانند و در میان همه تبارها و نسل‌ها، هرگز تبار شما نابود و بی‌اعتبار نخواهند شد.
فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ يَا عَمَّةِ اسْكُتِي فَفِي الْبَاقِي مِنَ الْمَاضِي اعْتِبَارٌ وَأَنْتِ بِحَمْدِ الله عَالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ إِنَّ الْبُكَاءَ وَالْحَنِينَ لَا يَرُدَّانِ مَنْ قَدْ أَبَادَهُ الدَّهْرُ فَسَكَتَتْ- ثُمَّ نَزَلَ (ع) وَضَرَبَ فُسْطَاطَهُ وَأَنْزَلَ نِسَاءَهُ وَدَخَلَ الْفُسْطَاطَ.
امام زین العابدین(ع) رو به عمه‌اش کرد و فرمود: «عمه جان آرام بگیر، سرگذشت گذشتگان برای آنان که مانده‌اند مایه عبرت است. خدای را سپاس که تو عالمی تعلیم ندیده و خردمندِ خرد نیاموزیده‌ای. گریه و زاری، آنان را که رفته‌اند به ما باز نمی‌گرداند». با این سخنِ امام چهارم (ع)، زینب (س) آرام گرفت و حرفی نزد.

ستایش از آن خداست و درود بر پدرم محمد و خاندان پاک و نیکوکارش.

اما بعد: ای مردم کوفه، ای مردمان حیله‌گر و خیانت کار! گریه می‌کنید؟ اشک چشمانتان خشک نشود و ناله‌هایتان آرام نگیرد. همانا که کار شما مانند آن زنی است که رشتهٔ خود را پس از محکم یافتن، یکی یکی از هم می‌گسست، شما نیز سوگندهای خود را در میان خویش، وسیلهٔ فریب و تقلب ساخته‌اید. آیا در میان شما جز وقاحت و رسوایی، سینه‌های آکنده از کینه، دو رویی و تملق، همچون زبان پردازی کنیزکان و ذلت و حقارت در برابر دشمنان چیز دیگری نیز یافت می‌شود؟ یا همچون سبزه‌هایی هستید که ریشه در فضولات حیوانی داشته یا همچون جنازهٔ دفن شده‌ای که روی قبرش را با نقره تزیین نموده باشند؟ (ظاهرش چون گورِ کافر پرحُلَل/باطنش قهر خدا عَزَّ و جَلَّ) چه بد توشه‌ای برای آخرت فرستاده‌اید؛ توشه‌ای که همان خشم و سخط خدا است و در عذاب جاویدان خواهید بود.

گریه می‌کنید؟ زار می‌زنید؟ آری به خدا سوگند که باید گریه کنید، پس بسیار بگریید و کمتر بخندید. چرا که دامان خود را به ننگ و عار جنایتی آلوده‌اید که ننگ و پلیدی آن را از دامان خود تا ابد نتوانید شست. و چگونه می‌توانید ننگ حاصل از کشتن فرزند رسول خدا (ص) فرزند رسول خدا (ص)، خاتم پیامبران، معدن رسالت، و سرور جوانان اهل بهشت را از دامان خود بزدایید؟ کسی که پناه مؤمنان شما، فریادرس در بلایای شما، مشعل فروزان استدلال شما بر حق و حقیقت و یاور شما در هنگام قحطی و خشکسالی بود. چه بار سنگین و بدی بر دوش خود نهادید، پس رحمت خدایی از شما دور و دورتر باد. که تلاشتان بیهوده، دستانتان بریده، معامله‌تان قرین زیان گردیده است، خود را به خشم خدا گرفتار نموده و بدین ترتیب خواری و درماندگی بر شما لازم آمده است.

وای بر شماای مردم کوفه! آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا دریده‌اید؟ چه زنان و دختران با عفت و وقاری را از خاندان او به کوچه و بازار کشانده‌اید؟! و چه حرمتی از او شکسته‌اید؟! چه خونی از آن حضرت بر زمین ریخته‌اید؟! آیا از اینکه آسمان خون باریده تعجب می‌کنید؟ در حالی که عذاب آخرت در مقایسه با این امر، بسیار شدیدتر و خوار کننده‌تر است و در آن روز کسی به یاری شما نخواهد آمد. پس مهلت‌هایی که خدای متعال به شما می‌دهد موجب خوشی شما نگردد، چرا که خدا در عذاب کردن بندگان خود شتاب نمی‌کند، چون ترسی از پایمال شدن خون و ازدست رفتن زمان انتقام ندارد و همانا که او در کمینگاه ما و شماست.

آنگاه حضرت زینب (س) این اشعار را خواند:
ترجمه: اگر پیامبر از شما بپرسد، این چه کاری بود که کردید با آنکه شما امت [پیامبرِ] آخر الزمان بودید [و بر دیگر امت‌ها شرافت داشتید]، چه پاسخ خواهید داد؟ شما چه کردید با اهل بیت و فرزندان و عزیزان من؟! جمعی را به اسارت بردید و گروهی را به خون آغشته کردید.

این پاداش من نبود (با آنکه من خیرخواه شما بودم) در حق خویشاوندانم این‌گونه به من جفا کنید. من می‌ترسم همان عذابی که قوم «اِرَم» (قبیله ای از قوم عاد) را به نابودی کشاند، بر شما نیز فرود آید.

زینب کبری (س) پس از این خطابه جانسوز، روی از آنان برگرداند. در این حال، مردم را دیدم که حیرت‌زده‌اند و از اندوه و پشیمانی، دست به دندان می‌گزند. حِذْیم می‌افزاید: به کنارم نگریستم، پیرمردی را دیدم که اشک می‌ریزد و محاسنش با قطرات اشکش تر شده بود. در همان حال دستان خود را به آسمان بلند کرد و گفت: پدر و مادرم فدای شما باد! پیرانتان بهترین پیران، زنانتان بهترین زنان و جوانانتان بهترین جوانان‌اند. دودمان شما کریم و بزرگوار و فضل و منزلت شما بزرگ و عظیم است.

آنگاه این بیت را خواند:
ترجمه: پیران شما بهترین پیران و دودمان شما نیز بهترین دودمانند و در میان همه تبارها و نسل‌ها، هرگز تبار شما نابود و بی‌اعتبار نخواهند شد.

امام زین العابدین(ع) رو به عمه‌اش کرد و فرمود: «عمه جان آرام بگیر، سرگذشت گذشتگان برای آنان که مانده‌اند مایه عبرت است. خدای را سپاس که تو عالمی تعلیم ندیده و خردمندِ خرد نیاموزیده‌ای. گریه و زاری، آنان را که رفته‌اند به ما باز نمی‌گرداند». با این سخنِ امام چهارم (ع)، زینب (س) آرام گرفت و حرفی نزد.

🌞
🔄


جستارهای وابسته

پانویس

  1. حسینی ده‌آبادی، «نگرشی کوتاه به قیام امام حسین(ع)»، ص۴۲۳.
  2. قزوینی، زینب الکبری(س) مِنَ المَهدِ اِلی اللَحد، ۱۴۲۷ق، ص۱۸۸.
  3. حسینی خامنه‌ای، ‌‌بیانات در دیدار جمعی از پیشکسوتان جهاد و شهادت و خاطره‌گویان دفتر ادبیات و هنر مقاومت‌.
  4. محدثی، فرهنگ عاشورا، ۱۳۷۶ش، ص۱۶۳.
  5. محدثی، فرهنگ عاشورا، ۱۳۷۶ش، ص۱۶۳.
  6. شیخ مفید، الامالی، ۱۴۱۳ق، ص۳۲۱.
  7. طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۰۴.
  8. شیخ طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۹۳.
  9. داوودی، و مهدی رستم‌نژاد، عاشورا، ریشه‌ها، انگیزه‌ها، رویدادها، پیامدها، ۱۳۸۶ش، ص۵۵۴.
  10. طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۰۵.
  11. شفیعی مازندرانی، عاشورا حماسه جاویدان، ۱۳۸۱ش، ص۲۱۵.
  12. رضایی، و محدثه دلارام‌نژاد، «تحلیل فرانقش اندیشگانی خطبه حضرت زینب(س) بر اساس دستور نقش گرای هلیدی»، ص۴۶؛ همچنین برای نمونه نگاه کنید به مقاله‌های: یاراحمدی، و زهرا خیراللهی، «معارف قرآنی در خطبه حضرت زینب(س)»؛ خرسندی، و دیگران، «تحلیل بلاغی خطبه حضرت زینب(س)»؛ روشنفکر، و دانش محمدی، «تحلیل گفتمان ادبی خطبه‌های حضرت زینب(س)»؛ حسینی اجداد، «تجزیه و تحلیل ادبی خطب؛ حضرت زینب(س) در کوفه»؛ ایشانی، و معصومه نعمتی قزوینی، «تحلیل خطبه حضرت زینب در کوفه بر اساس نظریه کنش گفتار سرل»؛ سلیمانی، «جلوه‌های بلاغت در کملام پیام‌آور عاشورا».
  13. طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۰۵.
  14. شیخ مفید، الامالی، ۱۴۱۳ق، ص۳۲۱-۳۲۳.
  15. شیخ طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۹۲-۹۳.
  16. ابن‌شهرآشوب، المناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۱۱۵.
  17. طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۰۴-۳۰۵.
  18. ابن‌نماحلّی، مثیر الاحزان، ۱۴۰۶ق، ص۸۶.
  19. سید‌ ابن‌طاووس، اللهوف، ۱۳۴۸ق، ص۱۴۶-۱۴۹.
  20. ابن‌طیفور، بلاغات النساء، الشریف الرضی، ص۳۷-۳۹.
  21. ابن‌فقیه، البلدان، ۱۴۱۶ق، ص۲۲۴.
  22. ابن‌حمدون، التذکرة الحمدونیه، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۲۶۴-۲۶۵.
  23. ابن‌سعد الآبی، نثر الدر فی المحاضرات، ۱۴۲۴ق، ج۴، ص۱۹-۲۰.
  24. خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۴۵-۴۷.
  25. ابن‌طیفور، بلاغات النساء، الشریف الرضی، ص۳۷-۳۹؛ ابن‌حمدون، التذکرة الحمدونیه، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۲۶۴-۲۶۵؛ ابن‌سعد الآبی، نثر الدر فی المحاضرات، ۱۴۲۴ق، ج۴، ص۱۹-۲۰.
  26. منصوری لاریجانی، زینب کبری(س) پیام‌آور عاشورا، ۱۳۹۵ش، ص۱۱۰-۱۱۱.
  27. منصوری لاریجانی، زینب کبری(س) پیام‌آور عاشورا، ۱۳۹۵ش، ص۱۱۲.
  28. فریشلر، امام حسین و ایران، ۱۳۶۶ش، ص۴۷۳-۴۷۴.
  29. روشنفکر، و دانش محمدی، «تحلیل گفتمان ادبی خطبه‌های حضرت زینب(س)»، ص۱۳۴؛ و ص۱۴۰.
  30. حسینی اجداد، «تجزیه و تحلیل ادبی خطبه حضرت زینب(س) در کوفه» ،ص۱۲۴.
  31. خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۲-۷۷.
  32. خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۲-۷۳.
  33. خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۳-۷۴.
  34. خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۴.
  35. خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۴-۷۵.
  36. خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۵-۷۶.
  37. خانی‌مقدم، «چرایی تجلی قرآن در خطبه‌های حضرت زینب(س)، اهداف و نتایج»، ص۷۶.
  38. نوری همدانی، جایگاه بانوان در اسلام، ۱۳۸۳ش، ص۲۸۲؛ هاشمی‌نژاد، درسی که حسین به انسانها آموخت، ۱۳۸۲ش، ص۲۰۴.
  39. هاشمی‌نژاد، درسی که حسین به انسانها آموخت، ۱۳۸۲ش، ص۲۰۵.
  40. نوری همدانی، جایگاه بانوان در اسلام، ۱۳۸۳ش، ص۲۸۲.
  41. منصوری لاریجانی، زینب کبری(س) پیام‌آور عاشورا، ۱۳۹۵ش، ص۹۸.
  42. صافی گلپایگانی، حسین(ع) شهید آگاه، ۱۳۶۶ش، ص۳۸۶.
  43. هاشمی‌نژاد، درسی که حسین به انسانها آموخت، ۱۳۸۲ش، ص۲۰۴.
  44. منصوری لاریجانی، زینب کبری(س) پیام‌آور عاشورا، ۱۳۹۵ش، ص۱۰۳.
  45. حیدری، و دیگران، «بازخوانی جلوه‌های مقاومت در خطبه‌های حضرت زینب(س) و شعر عاشورایی»، ص۲۰.
  46. حیدری، و دیگران، «بازخوانی جلوه‌های مقاومت در خطبه‌های حضرت زینب(س) و شعر عاشورایی»، ص۲۰.
  47. شهیدی، «اگر زینب نبود عظمت عاشورا جاودانه نمی‌شد»، ص۱۴.
  48. الهی‌قمشه‌ای، دیوان اشعار، ۱۳۶۶ش، ص۲۱۸-۲۲۰.
  49. منصوری لاریجانی، مثنوی محرم، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۰-۱۲۲.
  50. نیّر تبریزی، دیوان نیّر تبریزی، ۱۳۸۸ش، ص۱۴۴-۱۴۵.
  51. نیّر تبریزی، دیوان نیّر تبریزی، ۱۳۸۸ش، ص۱۴۴-۱۴۵.
  52. سردار کابلی، شرح خطبة زینب(س) فی الکوفه، ۱۳۹۶ش، صفحه شناسنامه کتاب.
  53. کریمی جهرمی، تکرار حماسه علی(ع) در خطبه حضرت زینب(س)، ۱۳۷۵ش، صفحه شناسنامه کتاب.
  54. عباس‌کاظمی، بازار کوفه میں حضرت زینب کا خطبه، ۱۳۹۸ش، صفحه شناسنامه کتاب.
  55. مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج‏۴۵، ص۱۶۳.
  56. خطبه حضرت زینب (س) در دروازه کوفه
  57. دمع السجوم، شعرانی، ص ۲۱۶،انتشارات علمیه اسلامیه، ۱۳۷۴ق

منابع

  • الهی‌قمشه‌ای، مهدی، دیوان اشعار، تهران، برادران علمی، ۱۳۶۶ش.
  • نوری همدانی، حسین، جایگاه بانوان در اسلام، قم، مهدی موعود(عج)، ۱۳۸۳ش.
  • سردار کابلی، حیدرقلی، شرح خطبة زینب(س) فی الکوفه، قم، کتابخانه تخصصی علوم حدیث، ۱۳۹۶ش.
  • کریمی جهرمی، علی، تکرار حماسه علی(ع) در خطبه حضرت زینب(س)، قم، انتشارات حضرت معصومه(س)، ۱۳۷۵ش.
  • ابن‌حَمْدون، محمد بن حسن، التَذْکِرةُ الحَمْدونیّه، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۷ق.
  • ابن‌سعد الآبی، منصور بن الحسین، نَثْرُ الدُرِّ فی المُحاضِرات، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۴ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الاَمالی، قم، دار الثقافه، ۱۴۱۴ق.
  • ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، مَناقب آل ابی‌طالب(ع)، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
  • ابن‌فقیه، احمد بن محمد، البُلْدان، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۱۶ق.
  • خوارزمی، مُوَفَّقِ بن احمد، مَقتَلُ الحُسَین(ع)، قم، انوار الهدی، ۱۳۸۱ش.
  • محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، ۱۳۷۶ش.
  • شفیعی مازندرانی، محمد، عاشورا حماسه جاویدان، تهران، مشعر، ۱۳۸۱ش.
  • عباس‌کاظمی، سید توقیر، بازار کوفه میں حضرت زینب کا خطبه، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی(ص)، ۱۳۹۸ش.
  • قزوینی، محمدکاظم، زینب الکبری(س) من المهد الی اللحد، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۷ق.
  • منصوری لاریجانی، اسماعیل، زینب کبری(س) پیام‌آور عاشورا، تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، ۱۳۹۵ش.
  • حسینی ده‌آبادی، طاهره، «نگرشی کوتاه به قیام امام حسین(ع)»، در جلد ۱ از مجموعه مقالات همایش امام حسین(ع)، تهران، مجمع جهانی اهل‌بیت(ع)، ۱۳۸۱ش.