شئون معصوم
شئون معصوم، به مجموعه وظایف و اختیارات پیامبر(ص) و ائمه(ع) گفته میشود که بر اساس قرآن، روایات و مبانی کلامی به آنان نسبت میدهند. برای معصومان شئون گوناگونی برشمردهاند که مهمترین آنها عبارت است از: ابلاغ وحی، تفسیر و تبیین معارف و احکام، تفریع و بیان مصادیق احکام کلی، تشریع (به باور برخی از عالمان)، ارشاد و راهنمایی، حکومت و رهبری جامعه، قضاوت و نیز شأن عرفی و عادی در زندگی روزمره. هر یک از این شئون، آثار و قلمرو ویژهای دارد و براین اساس گفته میشود همه گفتارها و رفتارهای معصومان از یک سنخ و با یک اعتبار صادر نشده است.
در میان فقهای امامیه، شهید اول از نخستین کسانی است که به این موضوع پرداخته و در دورههای متأخر، دامنه این بحث گسترش یافته است. برای تفکیک شئون معصوم در علوم اسلامی کاربردهایی ذکر کردهاند. تمایز میان آموزههای دینی و رفتارهای عرفی، تشخیص نوع دلالت روایات و تعیین اینکه یک روایت ناظر به حکم شرعی، ارشاد، حکومت یا قضاوت است، برخی از این کاربردها به شمار میروند. همچنین این تفکیک در حل تعارض ظاهری روایات و استنباط دقیقتر احکام شرعی نقش اساسی ایفا میکند و ازاینرو، یکی از مباحث تأثیرگذار در مطالعات کلامی، فقهی و تفسیری به شمار میرود.
اهمیت بحث
بهگفته محققان، مسئله شئون معصوم و تفکیک انواع آن، که در نصوص دینی و مباحث کلامی درباره پیامبر(ص) و ائمه(ع) مطرح شده، از مباحث بنیادین در فهم ساختار هدایت دینی بهشمار میآید.[۱] این بحث نشان میدهد که معصومان در حوزههای گوناگون، از تبیین معارف و بیان احکام تا رهبری جامعه و داوری میان مردم، دارای کارکردها و جایگاههای متفاوتی بودهاند. توجه به این تمایزها کمک میکند تا سخنان و رفتارهای آنان در چارچوب درست خود فهمیده شود و حدود و قلمرو هر یک از این نقشها روشن گردد.[۲]
ازاینرو، به اعتقاد این محققان، بررسی دقیق شئون معصوم و تفکیک انواع آن، تأثیر مهمی بر رشتههای مختلف علوم اسلامی دارد.[۳] برای نمونه در دانش کلام، به تبیین جایگاه هدایتگری معصومان و در بیان مفهوم امامت و ویژگیهای امام، یاری میرساند؛ در تفسیر، به فهم اعتبار گفتار و رفتار آنان در توضیح آیات کمک میکند و در فقه و اصول، نیز در تقسیمبندی و تمایز میان احادیث برپایه شئون مختلف آنان به کار میرود که این خود میتواند در فرایند استنباط احکام تأثیرگذار باشد.[۴]
مفهومشناسی و جایگاه
شئون معصوم یعنی مقامها، مسئولیتها، اختیارات و نقشها یا ویژگیهایی که برپایه نصوص دینی و مبانی کلامی، به پیامبر(ص) و ائمه(ع) نسبت داده شده است.
برخی محققان، بحث از شئون معصوم را بحثی کلامی و اعتقادی دانستهاند که در مبحث امامت و بحث از اوصاف امام مورد توجه متکلمان بوده است.[۵] این بحث به عنوان مسئلهای کلامی در فقه و اجتهاد نیز مورد توجه قرار گرفت و از مسائلی دانسته شد که در استنباط حکم شرعی تأثیر دارد.[۶]
گفته میشود در میان فقهای امامیه، شهید اول نخستین فقیهی بود که درباره شئون مختلف پیامبر(ص) بحث کرده است.[۷] محققان دلیل کمتوجهی فقیهان گذشته به مسئله تفکیک قلمرو شئون معصوم را ناشی از این باور میدانند که آنان شئون معصوم را منحصر در شأن ابلاغ و تفسیر میدانستهاند و لذا روایاتی که صادر میشده را در همین دو راستا در نظر میگرفتند.[۸]
پس از آن و بهویژه در قرنهای چهاردهم و پانزدهم هجری، فقیهان و اسلامپژوهان، شئون دیگری برای معصوم معرفی کردند و بحث از این مسئله وارد مرحله جدیدی در مطالعات دینپژوهی و فقهپژوهی شد.[۹] برخی دیگر این مسئله را از مسائلی به شمار آوردهاند که در فلسفه فقه درباره آن بحث میشود.[۱۰]
شئون مختلف معصوم
گفته میشود برای معصوم شئون و وظایف مختلفی است که به شرح زیر است:[۱۱]
شأن ابلاغ
یکی از شئون پیامبر(ص)، شأن ابلاغ بود؛ یعنی پیامبر(ص) از طرف خداوند مأمور بود تا آنچه از احکام و معارف الهی به وی وحی شده را به مردم ابلاغ کند.[۱۲] در یازده آیه از قرآن کریم، «بلاغ مبین» بهعنوان یکی از مهمترین وظایف پیامبران الهی، از جمله پیامبر اسلام(ص)، معرفی شده است.[۱۳] بر اساس این آیات، رسالت و شأن اصلی انبیا ابلاغ روشن، آشکار و بیابهام پیام الهی به انسانها دانسته شده است.[۱۴] همچنین تبلیغ دین را از وظایف و شئون امامان(ع) به شمار آوردهاند و گفته میشود آنان پیام الهی را از پیامبر(ص) دریافت کرده و بهدرستی و بدون واردشدن خطا در آن، به مردم ابلاغ میکنند.[۱۵]
بهگفته محققان، آنچه از پیامبر و امام از ناحیه این شأن بیان شده یا انجام گرفته است، بی کم و کاست، جاودانه و جهانشمول است و در علومی مانند اخلاق، اعتقادات، تفسیر، فقه و سایر علوم دینی قابل استناد است.[۱۶]
شأن تفسیر و تبیین
یکی دیگر از شئونی که گفته میشود در قرآن برای پیامبر(ص) بیان شده، شأن تفسیر و تبیین است. برپایه آیه «وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ» و همچنین از آیاتی مثل آیه ۱۵۱ سوره بقره، آیه ۱۶۴ سوره آل عمران و آیه ۲ سوره جمعه که در آنها در کنار تزکیه و تربیت مردم، تعلیم حکمت به آنان نیز بیان شده، شأن تفسیر و تبیینگری پیامبر(ص) نیز برداشت شده است. از همین رو پیامبر(ص) را اولین مفسر قرآن و تبیینکننده دین در اسلام معرفی کردهاند.[۱۷]
شیعه، برای امامان معصوم(ع) پس از پیامبر(ص) شأن تبیین و تفسیر قائل شدهاند.[۱۸] همچنین در روایاتی آنان را راسخون در علم معرفی کرده است که متشابهات و مبهمات قرآنی را تفسیر و تبیین میکنند.[۱۹]
گفته میشود روایاتی نیز که از این شأن پیامبر و امام صادر شدهاند، مشتمل بر آموزههای جاودانه و جهانشمول است که در علومی مانند اخلاق، اعتقادات، تفسیر، فقه و سایر علوم دینی قابل استناد است.[۲۰]
شأن تفریع
تفریع را از دیگر وظایف و شئون پیامبر(ص) و امامان(ع) به شمار آوردهاند. گاهی روایاتی که از ائمه(ع) بیان شده در جهت تعیین مصداق و بیان فروعات یک حکم کلی است که به این در اصطلاح تفریع گفته میشود.[۲۱] برای نمونه در قرآن از اکل مال به باطل (کسب مال از راههای غیر مشروع)، نهی شده است[۲۲] و این مفهومی گسترده دارد که در برخی روایات مصادیق این حکم کلی و فروعات بیان شده است.[۲۳] برای مثال در برخی روایات قمار از مصادیق این قاعده دانسته شده و به حرمت آن حکم شده است.[۲۴]
شأن تشریع
از دیگر وظایف یا شؤونی که به پیامبر(ص) و امامان(ع) نسب میدهند، شأن تشریع یا شارعبودن است. برای اثبات شارعیت پیامبر(ص) به آیه «وَما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»؛ آنچه رسول خدا دستور میدهد بگیرید و از آنچه نهی کرده، خودداری کنید.»[۲۵] و همچنین آیه ۲۹ سوره توبه و آیات ۶۴ و ۸۰ سوره نساء استناد شده است.[۲۶]
در مقابل، برخی نیز با استناد به آیه ۱۵ سوره یونس و آیه ۴ سوره نجم که بر پیروی محض پیامبر از وحی در بیان احکام دلالت دارند، شارعیت و شأن تشریعی او را رد کردهاند.[۲۷] برخی از قائلان به شارعیت پیامبر(ص) با توجه به روایاتی[۲۸] گفتهاند هر آنچه در امور دین به پیامبر واگذار شده به امامان معصوم(ع) نیز واگذار شده است و یکی از این امور، تشریع حکم شرعی است که هم از شئون پیامبر به شمار میرود و هم از شئون سایر امامان معصوم.[۲۹]
قوانین و آموزههایی که از ناحیه این شأن از شئون امام و پیامبر صادر میشوند نیز جاودانه و جهانشمولند و در شناخت آموزههای دین میتوان به آنها استناد کرد.[۳۰]
- برای اطلاعات بیشتر، اینها را هم ببینید: شارع، ولایت تشریعی، و تشریع احکام
شأن ارشاد
منظور از شأن ارشادی جنبهای است که پیامبر(ص) و امام(ع) به عنوان فردی خیرخواه به امری که مصلحت است راهنمایی میکنند و یا از امری که پیامد منفی دارد نهی میکنند؛ ولی این امر و نهیشان الزامی نیست.[۳۱] گاهی آنان مردم را از کارهایی که ممکن است در همین دنیا پیامدهای زیانبار، سخت یا جبرانناپذیری برای آنان داشته باشد، برحذر میدارند و آنان را به کارهایی که میتواند آثار و نتایج سودمندی داشته باشد، راهنمایی میکنند.[۳۲]
گاهی نیز پیامبر(ص) و امام(ع)، بهعنوان انسانهای دارای عقل و تجربه، طرف مشورت قرار میگیرند و آنان از جنبه ارشادیشان به مردم مشورت میدهند و آنچه که به خیر و مصلحت مردم باشد به آنان پیشنهاد میدهند که البته مخالفت با این امور از سوی مردم، اشکال شرعی نیز در پی ندارد.[۳۳]
شأن تربیتی
برخی محققان معتقدند که پیامبر(ص) و امامان(ع) علاوه بر آن که آموزگار مفاهیم الهی بودهاند، تربیت و تزکیه مردم را نیز به عهده داشتهاند.[۳۴] برای نمونه در آیاتی مانند آیه ۲ سوره جمعه، از پیامبر(ص) بهعنوان تزکیهکننده یاد شده است.[۳۵] همچنین در خطبه ۱۰۸ نهجالبلاغه، پیامبر به عنوان طبیب روحانی معرفی شده است [۳۶] که از آن به شأن تربیتی وی استناد شده است.[۳۷]
این محققان بر این باورند که روایاتی که از این شأن، یعنی شأن تربیتی پیامبر و امام صادر شده است، جهانشمول و برای همه زمانها قابل استناد نیست.[۳۸]
شأن حکومت و رهبری
برخی عالمان مسلمان با استناد به آیه اولیالامر برای پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) شأن حکومت و رهبری جامعه قائل بودهاند.[۳۹] همچنین در اندیشه کلامی شیعه، امامت به معنای «ریاست عامه در امور دین و دنیا» است و پیامبر و امام در کنار اهتمام به امور دینی جامعه، عهدهدار ساماندهی امور اجتماعی و سیاسی جامعه نیز میشوند.[۴۰]
احکام حکومتی از ناحیه پیامبر و امامان معصوم به دو صورت است: یکی احکام حکومتی در زمان تصدی حکومت و بسط ید و دیگری به صورت احکام مدیریتی در هنگام عدم بسط ید.[۴۱] گفته میشود اگر معلوم شود روایاتی از این شأن پیامبر یا امام صادر شده باشد، پس نمیتوان آن را آموزهای برای همه زمانها و مکانها در نظر گرفت و محدود به زمان و مکان صدور آن روایت است.[۴۲]
شأن قضاوت
عالمان مسلمان با استناد به آیه «فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ» و همچنین آیه ۶۵ سوره نساء، قضاوت و داوری بین مردم در موارد اختلاف را یکی از شئون پیامبر(ص) معرفی نمودهاند.[۴۳] مرتضی مطهری منصب قضاوت از نظر اسلام را یک شأن الهی معرفی کرده و معتقد است که پیامبر(ص) بین مردم جامعه براساس ظواهر قضاوت و حکم میکرده است.[۴۴] عالمان شیعه علاوه بر پیامبر(ص) برای امامان(ع) نیز شأن قضاوت قائل شدهاند.[۴۵]
شأن عرفی و عادی
شأن عرفی معصوم شأنی است که پیامبر(ص) یا امام(ع) از آن جهت که یکی از عقلای جامعه است و در جامعهای خاص زندگی میکند کاری را به همان شکلی که مردم عادی جامعه انجام میدهند، انجام میدهد. مانند وکیلگرفتن برای انجام برخی کارها، سخنگفتن به زبان مردم محل جامعه خود و کارهای عادی دیگری مثل خوردن و آشامیدن، خوابیدن، راهرفتن، و خریدکردن.[۴۶]
به بیان محققان، عالمان مسلمان برای اثبات و تأیید آموزههای اعتقادی، فقهی، اخلاقی یا غیره خود نمیتوانند به این روایاتی که از شأن عادی و عرفی پیامبر و امام صادر شده استناد کنند؛ چرا که این روایات اساساً بیانگر موضع دین به شمار نمیروند.[۴۷]
کاربرد تفکیک شئون مختلف معصوم
برخی از کاربردهای تفکیک شئون مختلف معصوم به شرح زیر است:
تفکیک آموزههای دین از غیر آن
تفکیک شئون مختلف معصوم میتواند به تفکیک آموزهای دینی از غیر آموزههای دین کمک کند. بدین صورت که آنچه پیامبر(ص) و امام(ع) از شأن ابلاغ و تفسیر بیان کرده یا انجام دادهاند در زمره آموزههای دین است و در علومی مثل کلام اخلاق، فقه، تفسیر، میتواند مورد استناد قرار گیرد؛ ولی آنچه را که از شأن عادی آنان صادر شده در زمره آموزههای دین قرار نمیگیرند و برای اثبات گزارههای کلامی، فقهی یا اخلاقی نمیتوان به آنها استناد کرد.[۴۸] برای نمونه برخی محققان، روایاتی که درباره مسائل پزشکی وارد شده را جزو آموزههای دین اسلام به شمار نمیآورند و معتقدند که بیان مسائل پزشکی، جزو شئون پیامبر(ص) و امام(ع) نیست و این روایات از شأن عادی آنان صادر شده است.[۴۹]
تفکیک و شناسایی تعالیم مختلف دینی
از آنجا که پیامبر(ص) و امامان(ع) شئون مختلفی داشتهاند، گفتار و رفتار آنان نیز متناسب با هر یک از این شئون صادر شده است. ازاینرو، شناخت این شئون به فهم درست روایات کمک میکند و روشن میسازد که هر روایت را باید در پرتو کدام شأن معصوم تفسیر و از آن چه آموزهای برداشت کرد.[۵۰] برای نمونه در حدیثی آمده است که پیامبر(ص) به شخصی که از پدرش شکایت کرده بود گفت: «تو و اموالت از آن پدرت هستید»،[۵۱] حال اگر این روایت ناظر به شأن تربیتی پیامبر(ص) باشد، دلالتی اخلاقی و ارشادی دارد؛ اما اگر از شأن تشریع صادر شده باشد، از آن برداشت فقهی به عمل میآید.[۵۲]
حل تعارض میان روایات متعارض
گاهی یک مضمون واحد در دو نقل از معصوم به گونهای گزارش شده است که در نگاه نخست ناسازگار مینماید. این ناسازگاری معمولاً زمانی پدید میآید که هر دو روایت، بیان مستقیمِ حکم دین تلقی شوند، اما اگر روشن شود که هر دو روایت یا دستکم یکی از آنها از موضع بیان حکم شرعی صادر نشده، بلکه ناظر به شؤونی مانند حکومت، قضا، تدبیر موردی یا تفریع بر شرایط خاص بوده است، تعارض ظاهری بهطور طبیعی برطرف میشود.[۵۳] برای نمونه در برخی روایات احتکار آمده است که احتکار فقط در پنج کالا یعنی گندم، جو، خرما، کشمش و روغن، حرام است.[۵۴]
در برخی روایات دیگر آمده است که احتکار در شش کالا، کالاهای پیشین به علاوه روغن زیتون حرام است.[۵۵] اگر این دو دسته روایت را بیانگر موضع ثابت دین بدانیم، پس بین آنها تعارض است و لذا فقیهان سعی کردهاند این تعارض را به نحوی حل کنند.[۵۶] اما برخی بر این نظرند که این روایات از شأن حکومتی معصوم(ع) صادر شده و در جایی مصلحت بر این بوده که در پنج کالا اعلام حرمت بکند و سپس در موقعیتی دیگر بنا به مصلحت، شش کالا را اعلام کرده است و لذا بین این دو دسته روایت تعارضی نیست.[۵۷]
کتابشناسی
برخی عالمان مسلمان در آثار خود به صورت پراکنده درباره مسئله «شئون معصوم» بحث کردهاند. برای نمونه مرتضی مطهری در دو موضع درباره این مسئله بحث کرده است. یکی در کتاب امامت و رهبری[۵۸] و دیگری در کتاب اسلام و نیازهای زمان.[۵۹] با این حال آثاری در این موضوع به صورت مستقل نیز منتشر شده است.
کتاب «جایگاه شئون معصوم در اجتهاد»، نوشته امیرحسین صفاحسینی و محمد شبدینی پاشاکی، یکی از این آثار به شمار میرود.[۶۰] همچنین مقالههای متعددی درباره این مسئله از سوی محققان به رشته تحریر در آمده است.
پانویس
- ↑ ضیائیفر، «ﺷﺌﻮن ﻣﻌﺼﻮم و ﺗﺄﺛﻴﺮ آن ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ دﻳﻦ»، ص۶۲.
- ↑ ضیائیفر، «ﺷﺌﻮن ﻣﻌﺼﻮم و ﺗﺄﺛﻴﺮ آن ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ دﻳﻦ»، ص۶۲.
- ↑ ضیائیفر، «ﺷﺌﻮن ﻣﻌﺼﻮم و ﺗﺄﺛﻴﺮ آن ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ دﻳﻦ»، ص۶۲.
- ↑ ضیائیفر، «کاربست شئون معصوم در علم اصول»، ص۹۵ و ۱۰۸-۱۰۹.
- ↑ ضیائیفر، «کاربست شؤون معصوم در علم اصول»، ص۹۴.
- ↑ ضیائیفر، «بهرهگیری از شئون معصوم در استنباط مسائل فقه سیاسی»، ص۱۱۴.
- ↑ صفاحسینی، جایگاه شئون معصوم در اجتهاد، ۱۳۹۶ش، ص۹-۱۰.
- ↑ صفاحسینی، جایگاه شئون معصوم در اجتهاد، ۱۳۹۶ش، ص۹-۱۰.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۱؛ آصف آگاه، «نقش شئون معصوم در کشف حکم»، ص۱۰۳.
- ↑ آصف آگاه، «نقش شئون معصوم در کشف حکم»، ص۱۰۳.
- ↑ مطهری، امامت و رهبری، ۱۴۰۱ش، ص۲۵.
- ↑ مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۳.
- ↑ مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۳؛ سوره آل عمران، آیه۲۰؛ سوره مائده، آیات ۹۲ و ۹۹؛ سوره رعد، آیه ۴۰؛ سوره نحل، آیه ۳۵ و ۸۲؛ سوره نور، آیه ۵۴؛ سوره عنکبوت، آیه ۱۸؛ سوره یس، آیه ۱۷؛ سوره شوری، آیه ۴۸؛ سوره تغابن، آیه ۱۲.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۱۲، ص۳۱۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۱، ص۲۲۷.
- ↑ عاملی، منتقی الجمان، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۳۹؛ مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۵؛ ضیائیفر، «کاربست شئون معصوم در علم اصول»، ص۹۵.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۳.
- ↑ جلالیان، تاریخ تفسیر قرآن، ۱۳۷۸ش، ص۴۳.
- ↑ کاشف الغطاء، کشف الغطاء،قم، مکتب الإعلام الإسلامی، ج۱، ص۶۴؛ مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۵.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۷۰۰؛ حویزی، نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۱۵؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۱۳.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۳.
- ↑ ضیائیفر، «کاربست شؤون معصوم در علم اصول»، ص۹۶.
- ↑ فاضل مقداد، کنز العرفان فی فقه القرآن، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۳۳.
- ↑ ضیائیفر، «کاربست شؤون معصوم در علم اصول»، ص۹۶.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۱۷، ص۱۶۴.
- ↑ سوره حشر، آیه ۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۹۳-۹۴؛ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۵۸۹.
- ↑ سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی در قرآن مجید، ۱۳۸۵ش، ص۱۹-۲۰.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۶۶۰-۶۶۹.
- ↑ اصفهانی، هدایة المسترشدین، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۴۱۰؛ مجلسی اصفهانی، ولایة الاولیاء، ۱۳۹۵ق، ص۵۸.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۶.
- ↑ ضیائیفر، «بهرهگیری از شئون معصوم در استنباط احکام فقهی زنان و خانواده»، ص۱۱۱.
- ↑ ضیائیفر، «بهرهگیری از شئون معصوم در استنباط احکام فقهی زنان و خانواده»، ص۱۱۱.
- ↑ ضیائیفر، «بهرهگیری از شئون معصوم در استنباط احکام فقهی زنان و خانواده»، ص۱۱۱.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۷.
- ↑ سوره جمعه، آیه ۲؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۱۰، ص۶-۷.
- ↑ نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۱۰۸، ص۱۵۶.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۷.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به مطهری، امامت و رهبری، ۱۴۰۱ش، ص۲۶؛ مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۴-۱۰۵.
- ↑ فاضل مقداد، اللوامع الالهیة، ۱۴۲۲ق، ص۳۱۹.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۷.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۴، ص۴۰۱-۴۰۲؛ مطهری، امامت و رهبری، ۱۴۰۱ش، ص۲۶.
- ↑ مطهری، امامت و رهبری، ۱۴۰۱ش، ص۲۶-۲۷؛ مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۴.
- ↑ مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۵؛ مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۴۳۴ق، ص۴۵۵.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۶.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۶.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۸.
- ↑ شریفپور، کردلوئی، «اعتبارسجی روایات پزشکی»، ص۳۵.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۷۰.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج ۵، ص ۱۳۶.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۷۰.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۷۰.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶، ج ۱۷، ص۴۲۵-۴۲۶؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۲، ص۴۸۱-۴۸۳.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶، ج ۱۷، ص۴۲۵-۴۲۶؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۲، ص۴۸۱-۴۸۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۲، ص۴۸۱-۴۸۳.
- ↑ ضیائیفر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۷۰.
- ↑ مطهری، امامت و رهبری، ۱۴۰۱ش، ص۲۵.
- ↑ مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۳.
- ↑ صفاحسینی، شبدینی پاشاکی، جایگاه شئون معصوم در اجتهاد، ۱۳۹۶ش، ص۹-۱۰.
منابع
- آصف آگاه، سید محمدرضی، «نقش شئون معصوم در کشف حکم»، نشریه فقه، سال ۲۹، شماره ۱، بهار ۱۴۰۱ش.
- اصفهانی، محمدتقی، هدایة المسترشدین، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
- جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، قم، مؤسسه دایرة المعارف فقه فارسی، ۱۳۸۷ش.
- جلالیان، حبیبالله، تاریخ تفسیر قرآن، تهران، انتشارات اسوه، ۱۳۷۸ش.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۶ق.
- حویزی، عبد علی بن جمعه، نور الثقلین، قم، انتشارات اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق.
- سبحانی، جعفر، ولایت تشریعی و تکوینی در قرآن، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، جاپ دوم، ۱۳۸۵ش.
- شریفپور، مریم و ملیکا کردلوئی، «اعتبارسجی روایات پزشکی»، فصلنامه علمی و پژوهشی قرآن وطب، شماره ۴، زمستن ۱۴۰۱ش.
- صفاحسینی، امیرحسین و محمد شبدینی پاشاکی، جایگاه شئون معصوم در اجتهاد، قم، معارف معنوی، ۱۳۹۶ش.
- ضیائیفر، سعید، «ﺷﺌﻮن ﻣﻌﺼﻮم و ﺗﺄﺛﻴﺮ آن ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ دﻳﻦ»، نقد و نظر، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۰ش.
- ضیائیفر، سعید، «بهرهگیری از شئون معصوم در استنباط احکام فقهی زنان و خانواده»، نشریه فقه، سال بیستم، شماره ۳، زمستان ۱۳۹۲ش.
- ضیائیفر، سعید، «کاربست شئون معصوم در علم اصول»، نشریه فقه، شماره ۱، بهار ۱۳۹۴ش.
- ضیائیفر، سعید، «بهرهگیری از شئون معصوم در استنباط مسائل فقه سیاسی»، نشریه علوم سیاسی، شماره ۶۶، تیر ماه ۱۳۹۳ش.
- عاملی، حسن بن زین الدین، منقی الجمان فی الاحادیث الصحاح و الحسان، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۳۰ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق.
- فاضل مقداد، قداد بن عبدالله، کنز العرفان فی فقه القرآن، تهران، انتشارات مرتضوی، ۱۳۷۳ش.
- فاضل مقداد، فاضل بن عبدالله، اللوامع الالهیة فی المباحث الکلامیة، قم، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ۱۴۲۲ق.
- کاشف الغطاء، شیخ جعفر، کشف الغطاء، قم، مکتب الإعلام الإسلامی، بیتا.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۷ق.
- مجلسی اصفهانی، محمدتقی، ولایة الاولیاء، قم، انتشارات چاپخانه فیض، ۱۳۹۵ق.
- مشکینی، علی، مصطلحات الفقه، قم دارالحدیث، ۱۳۹۲ش، ۱۴۳۴ق.
- مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، تهران، انتشارات صدرا، ۱۴۰۱ش.
- مطهری، مرتضی، اسلام و نیازهای زمان، تهران، انتشارات صدرا، ۱۴۰۲ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.
- نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار إحیاء تراث العربی، ۱۳۶۲ش.