پرش به محتوا

شئون معصوم

از ویکی شیعه

شئون معصوم به مجموعه وظایف، اختیارات و نقش‌هایی گفته می‌شود که بر پایه منابع دینی و مبانی کلامی برای پیامبر(ص) و ائمه(ع) در نظر گرفته شده است. برای معصومان شئون گوناگونی برشمرده‌اند؛ از جمله ابلاغ و رساندن معارف الهی، تفسیر و تبیین معارف و احکام دینی، تفریع احکام کلی بر مصادیق، تشریع برخی احکام به باور برخی عالمان، ارشاد و راهنمایی، حکومت و رهبری، قضاوت و رفتارهای عرفی و عادی. ازاین‌رو، همه گفتارها و رفتارهای معصومان در یک جایگاه و با یک اعتبار صادر نشده است و تشخیص شأن صدور آنها در فهم و استناد به آنها اهمیت دارد.

این تفکیک در تشخیص آموزه‌های دینی از رفتارهای عرفی، تعیین نوع دلالت روایات، حل تعارض ظاهری روایات و استنباط دقیق‌تر احکام شرعی کاربرد دارد.

مفهوم‌شناسی و جایگاه

شئون معصوم به مقام‌ها، مسئولیت‌ها، اختیارات و نقش‌هایی گفته می‌شود که بر پایه منابع دینی و مبانی کلامی برای پیامبر(ص) و ائمه(ع) اثبات یا به آنان نسبت داده شده است. برخی محققان، بحث شئون معصوم را از مباحث کلامی و اعتقادی[۱] و مرتبط با بحث امامت و اوصاف امام[۲] دانسته‌اند.

این موضوع، در مطالعات کلامی، تفسیری، فقهی[۳] و فلسفه فقه[۴] مطرح شده است و به بررسی تفاوت جایگاه و کارکرد معصومان در زمینه‌هایی مانند تبیین معارف و احکام، ارشاد، حکومت و قضاوت می‌پردازد. در این بحث، مشخص می‌شود که گفتار یا رفتار معصوم(ع) در چه جایگاهی صادر شده و بر اساس آن چه اعتباری دارد.[۵]

تفکیک شئون معصوم در علوم اسلامی کاربردهایی دارد.[۶] در کلام، در تبیین جایگاه و ویژگی‌های پیامبر(ص) و امام و مفهوم امامت به کار می‌رود؛ در تفسیر، به تعیین جایگاه گفتار و رفتار آنان در تبیین آیات کمک می‌کند و در فقه و اصول، برای تشخیص اینکه یک روایت در مقام بیان حکم شرعی، ارشاد، حکومت یا قضاوت صادر شده است، به کار می‌رود.[۷] این تفکیک می‌تواند در حل تعارض ظاهری روایات و استنباط احکام شرعی نیز مؤثر باشد.[۸]

تاریخچه بحث

شهید اول از نخستین فقهای امامیه دانسته شده که به شئون مختلف پیامبر(ص) پرداخته است.[۹] برخی محققان، کم‌توجهی فقیهان پیشین به تفکیک شئون معصوم را به این امر نسبت داده‌اند که بیشتر روایات را در چارچوب ابلاغ و تبیین احکام و معارف دینی بررسی می‌کردند.[۱۰] در ادامه، با طرح شئونی مانند حکومت و قضاوت، توجه به تفاوت جایگاه و کارکرد معصوم در صدور گفتار و رفتار او اهمیت بیشتری یافت.[۱۱]

این بحث در آثار برخی متفکران و پژوهشگران نیز دنبال شده است. مرتضی مطهری در کتاب‌های امامت و رهبری[۱۲] و اسلام و نیازهای زمان[۱۳] به موضوع شئون پیامبر و امام پرداخته است. همچنین کتاب جایگاه شئون معصوم در اجتهاد، نوشته امیرحسین صفاحسینی و محمد شبدینی پاشاکی، به بررسی این موضوع اختصاص دارد.[۱۴]

شئون مختلف معصوم

گفته می‌شود برای معصوم شئون و وظایف مختلفی است که به شرح زیر است:[۱۵]

شأن ابلاغ

شأن ابلاغ به وظیفه پیامبر(ص) در رساندن احکام و معارف الهی به مردم گفته می‌شود.[۱۶] بر اساس آیات قرآن، ابلاغ روشن و آشکار پیام الهی از وظایف پیامبران بوده است.[۱۷] در منابع شیعه، تبلیغ و رساندن معارف دینی به مردم از شئون ائمه(ع) نیز دانسته شده است.[۱۸]

شأن تفسیر و تبیین

شأن تفسیر و تبیین به توضیح و روشن کردن معارف و احکام دینی و آموزه‌های قرآن گفته می‌شود. در آیه ۴۴ سوره نحل پیامبر(ص) به‌عنوان تبیین‌کننده آنچه بر مردم نازل شده معرفی شده است. همچنین در آیه ۲ سوره جمعه، تعلیم کتاب و حکمت در کنار تزکیه مردم از وظایف پیامبر(ص) دانسته شده است. بر همین اساس، پیامبر(ص) نخستین مفسر و تبیین‌کننده دین در اسلام معرفی شده است.[۱۹] در اندیشه شیعه، پس از پیامبر(ص)، ائمه(ع) نیز این شأن را بر عهده دارند[۲۰] و در برخی روایات، از آنان به‌عنوان راسخان در علم و مفسران قرآن یاد شده است.[۲۱]

شأن تفریع

تفریع به بیان مصادیق و فروع احکام کلی گفته می‌شود. برخی از سخنان پیامبر(ص) و ائمه(ع) برای تعیین مصداق یا بیان حکم موارد جزئی بر اساس یک حکم کلی صادر شده است.[۲۲] برای نمونه، در قرآن از خوردن مال به باطل نهی شده است[۲۳] این حکم کلی، مصادیق گوناگونی دارد که برخی از آنها در روایات بیان شده‌اند.[۲۴] ازجمله، در برخی روایات قمار از مصادیق این حکم دانسته و حرام شمرده شده است.[۲۵]

شأن تشریع

شأن تشریع به صدور حکم دینی از سوی پیامبر(ص) یا امام، فراتر از صرف ابلاغ و تبیین حکم الهی، گفته می‌شود. درباره برخورداری پیامبر(ص) از شأن تشریع میان عالمان دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. قائلان به شأن تشریعی پیامبر(ص) به آیاتی مانند آیه وَما آتاکُمُ الرَّسولُ فَخُذوهُ وَما نَهاکُم عَنهُ فَانتَهوا و آیاتی درباره وجوب اطاعت از پیامبر(ص) استناد کرده‌اند.[۲۶] در مقابل، برخی با استناد به آیاتی مانند آیه ۱۵ سوره یونس و آیه ۴ سوره نجم که بر پیروی محض پیامبر از وحی در بیان احکام دلالت دارند، بر وابستگی بیان احکام دینی پیامبر(ص) به وحی تأکید کرده و شأن تشریعی مستقل برای او نپذیرفته‌اند.[۲۷] برخی عالمان شیعه با استناد به روایات،[۲۸] شأن تشریعی پیامبر(ص) را برای ائمه(ع) نیز ثابت دانسته‌اند.[۲۹]

برای اطلاعات بیشتر، اینها را هم ببینید: شارع، ولایت تشریعی، و تشریع احکام

شأن ارشاد

در این موارد، هدف اصلی راهنمایی و خیرخواهی است. در این موارد، هدف اصلی راهنمایی و خیرخواهی است و امر و نهی معصوم لزوماً به معنای بیان یک حکم الزامی شرعی نیست.[۳۰] گاهی نیز پیامبر(ص) و امام(ع) به‌عنوان انسان‌هایی برخوردار از عقل و تجربه، مورد مشورت قرار می‌گیرند و بر اساس خیر و مصلحت، راهنمایی و توصیه می‌کنند.[۳۱]

شأن تربیتی

شأن تربیتی به نقش پیامبر(ص) و ائمه(ع) در تربیت و تزکیه انسان‌ها گفته می‌شود.[۳۲] در آیه ۲ سوره جمعه، تزکیه مردم از وظایف پیامبر(ص) معرفی شده است.[۳۳] همچنین در خطبه ۱۰۸ نهج‌البلاغه، از پیامبر(ص) به طبیب روحانی یاد شده است [۳۴] که از آن به شأن تربیتی وی استناد شده است.[۳۵]

شأن حکومت و رهبری

شأن حکومت و رهبری به مسئولیت اداره جامعه و تصمیم‌گیری در امور عمومی گفته می‌شود. برخی عالمان مسلمان با استناد به آیاتی مانند آیه اولی‌الامر، برای پیامبر(ص) و ائمه(ع) چنین شأنی قائل شده‌اند.[۳۶] در اندیشه کلامی شیعه نیز امامت، علاوه بر هدایت دینی، با ریاست و اداره امور جامعه ارتباط دارد.[۳۷]

شأن قضاوت

شأن قضاوت به داوری و حل اختلاف میان مردم گفته می‌شود. عالمان مسلمان با استناد به آیاتی همچون «فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ» و آیه ۶۵ سوره نساء قضاوت را از شئون پیامبر(ص) دانسته‌اند.[۳۸] به گفته مرتضی مطهری منصب قضاوت از نظر اسلام، شأنی الهی است و پیامبر(ص) در داوری میان مردم بر اساس ظواهر حکم می‌کرد.[۳۹] عالمان شیعه برای امامان(ع) نیز شأن قضاوت قائل شده‌اند.[۴۰]

شأن عرفی و عادی

شأن عرفی و عادی به رفتارهایی گفته می‌شود که پیامبر(ص) یا امام(ع) به‌عنوان انسانی در جامعه و در چارچوب زندگی معمول مردم انجام می‌دهد؛ مانند خوردن و آشامیدن، خوابیدن، راه رفتن، خرید کردن، سخن گفتن به زبان رایج مردم و استفاده از وکیل برای انجام برخی امور.[۴۱]

اعتبار و قلمرو شئون معصوم

گفتار و رفتار پیامبر(ص) و ائمه(ع) در همه موارد اعتبار یکسانی ندارد و برای فهم درست آنها باید مشخص شود که در چه جایگاهی بیان یا انجام شده‌اند. آنچه پیامبر(ص) و امام(ع) در زمینه بیان، تفسیر و توضیح معارف و احکام دینی گفته‌اند، آموزه دینی به شمار می‌رود و بر اساس دیدگاه برخی محققان، در حوزه‌هایی مانند اعتقادات، اخلاق، تفسیر و فقه برای همه زمان‌ها قابل استناد است.[۴۲]در مقابل، گفتارها و رفتارهای تربیتی ممکن است متناسب با شرایط و نیازهای افراد یا جامعه در زمان خاصی باشد و لزوماً حکمی برای همه زمان‌ها و افراد به شمار نیاید.[۴۳] در شأن ارشادی نیز هدف اصلی راهنمایی و خیرخواهی است؛ ازاین‌رو، توصیه‌های معصوم(ع) در این جایگاه لزوماً حکم شرعی الزام‌آور نیست.[۴۴]

در شأن حکومت و رهبری، تصمیم‌ها و دستورهای معصوم(ع) برای اداره جامعه و بر اساس شرایط و مصالح آن صادر می‌شود. ازاین‌رو، این تصمیم‌ها را نمی‌توان بدون توجه به شرایط زمان و مکان، همانند احکام شرعی عام دانست.[۴۵]

رفتارهای عادی و روزمره معصوم(ع) نیز صرفاً به دلیل اینکه از او صادر شده‌اند، حکم شرعی یا آموزه دینی محسوب نمی‌شوند. برای نمونه، برخی رفتارهای مربوط به شیوه زندگی ممکن است به شرایط معمول زندگی او مربوط باشد. بنابراین، برای استفاده از گفتار یا رفتار معصوم(ع) به‌عنوان آموزه دینی، باید جایگاه و هدف آن سخن یا رفتار مشخص شود.[۴۶]

کاربرد تشخیص شئون

تشخیص شأن صدور گفتار و رفتار معصوم(ع) در فهم روایات و تعیین نحوه استناد به آنها کاربرد دارد. از جمله:

تفکیک آموزه‌های دینی از امور عادی

با تشخیص شأن صدور می‌توان مشخص کرد که یک سخن یا رفتار معصوم(ع) در مقام بیان آموزه دینی صادر شده یا مربوط به امور عادی و عرفی بوده است.[۴۷] برای نمونه، برخی محققان روایات مربوط به مسائل پزشکی را آموزه دینی نمی‌دانند و معتقدند این روایات ممکن است از شأن عادی پیامبر(ص) و امام(ع) صادر شده باشند.[۴۸]

تعیین نوع دلالت روایت

شناخت شأن صدور به تعیین نوع دلالت روایت کمک می‌کند. برای نمونه، در حدیثی آمده است که پیامبر(ص) به شخصی که از پدرش شکایت کرده بود، فرمود: «تو و اموالت از آن پدرت هستید».[۴۹] اگر این روایت ناظر به شأن تربیتی پیامبر(ص) باشد، می‌تواند دلالتی اخلاقی و ارشادی داشته باشد؛ اما اگر از شأن تشریع صادر شده باشد، ممکن است از آن حکمی فقهی برداشت شود.[۵۰]

حل تعارض ظاهری ورایات

تشخیص شأن صدور می‌تواند در حل تعارض ظاهری میان روایات نیز مؤثر باشد. گاهی دو روایت در نگاه نخست ناسازگار به نظر می‌رسند؛ اما اگر مشخص شود که یکی از آنها یا هر دو در مقام بیان حکم شرعی عام صادر نشده و ناظر به شأنی مانند حکومت، قضاوت یا تدبیر موردی بوده‌اند، تعارض ظاهری آنها ممکن است برطرف شود.[۵۱]

برای نمونه، در برخی روایات، احتکار در پنج کالا، یعنی گندم، جو، خرما، کشمش و روغن، حرام دانسته شده استِ؛[۵۲] در برخی روایات دیگر، روغن زیتون نیز به این موارد افزوده شده است.[۵۳] اگر هر دو دسته روایت را بیانگر حکم شرعی ثابت بدانیم، میان آنها تعارض پدید می‌آید؛ از این رو برخی فقیهان در صدد حل تعارض برآمده‌اند.[۵۴] برخی فقیهان برای حل این تعارض، احتمال داده‌اند که این روایات از شأن حکومتی معصوم(ع) صادر شده و تفاوت آنها ناشی از تفاوت شرایط و مصلحت‌های موردی باشد.[۵۵]

پانویس

  1. ضیائی‌فر، «ﺷﺌﻮن ﻣﻌﺼﻮم و ﺗﺄﺛﻴﺮ آن ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ دﻳﻦ»، ص۶۲.
  2. ضیائی‌فر، «کاربست شؤون معصوم در علم اصول»، ص۹۴.
  3. ضیائی‌فر، «ﺷﺌﻮن ﻣﻌﺼﻮم و ﺗﺄﺛﻴﺮ آن ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ دﻳﻦ»، ص۶۲.
  4. آصف آگاه، «نقش شئون معصوم در کشف حکم»، ص۱۰۳.
  5. ضیائی‌فر، «ﺷﺌﻮن ﻣﻌﺼﻮم و ﺗﺄﺛﻴﺮ آن ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ دﻳﻦ»، ص۶۲.
  6. ضیائی‌فر، «ﺷﺌﻮن ﻣﻌﺼﻮم و ﺗﺄﺛﻴﺮ آن ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ دﻳﻦ»، ص۶۲.
  7. ضیائی‌فر، «کاربست شئون معصوم در علم اصول»، ص۹۵ و ۱۰۸-۱۰۹.
  8. ضیائی‌فر، «بهره‌گیری از شئون معصوم در استنباط مسائل فقه سیاسی»، ص۱۱۴.
  9. صفاحسینی، جایگاه شئون معصوم در اجتهاد، ۱۳۹۶ش، ص۹-۱۰.
  10. صفاحسینی، جایگاه شئون معصوم در اجتهاد، ۱۳۹۶ش، ص۹-۱۰.
  11. برای نمونه نگاه کنید به ضیائی‌فر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۱؛ آصف آگاه، «نقش شئون معصوم در کشف حکم»، ص۱۰۳.
  12. مطهری، امامت و رهبری، ۱۴۰۱ش، ص۲۵.
  13. مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۳.
  14. صفاحسینی، شبدینی پاشاکی، جایگاه شئون معصوم در اجتهاد، ۱۳۹۶ش، ص۹-۱۰.
  15. مطهری، امامت و رهبری، ۱۴۰۱ش، ص۲۵.
  16. مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۳.
  17. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۱۲، ص۳۱۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۱، ص۲۲۷.
  18. عاملی، منتقی الجمان، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۳۹؛ مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۵؛ ضیائی‌فر، «کاربست شئون معصوم در علم اصول»، ص۹۵.
  19. جلالیان، تاریخ تفسیر قرآن، ۱۳۷۸ش، ص۴۳.
  20. کاشف الغطاء، کشف الغطا، مکتب الإعلام الإسلامی، ج۱، ص۶۴؛ مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۵.
  21. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۷۰۰؛ حویزی، نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۱۵؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۱۳.
  22. ضیائی‌فر، «کاربست شؤون معصوم در علم اصول»، ص۹۶.
  23. فاضل مقداد، کنز العرفان فی فقه القرآن، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۳۳.
  24. ضیائی‌فر، «کاربست شؤون معصوم در علم اصول»، ص۹۶.
  25. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۱۷، ص۱۶۴.
  26. طباطبایی، المیزان، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۹۳-۹۴؛ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۵۸۹.
  27. سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی در قرآن مجید، ۱۳۸۵ش، ص۱۹-۲۰.
  28. کلینی، الکافی، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۶۶۰-۶۶۹.
  29. اصفهانی، هدایة المسترشدین، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۴۱۰؛ مجلسی اصفهانی، ولایة الاولیاء، ۱۳۹۵ق، ص۵۸.
  30. ضیائی‌فر، «بهره‌گیری از شئون معصوم در استنباط احکام فقهی زنان و خانواده»، ص۱۱۱.
  31. ضیائی‌فر، «بهره‌گیری از شئون معصوم در استنباط احکام فقهی زنان و خانواده»، ص۱۱۱.
  32. ضیائی‌فر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۷.
  33. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۱۰، ص۶-۷.
  34. نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۱۰۸، ص۱۵۶.
  35. ضیائی‌فر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۷.
  36. برای نمونه نگاه کنید به مطهری، امامت و رهبری، ۱۴۰۱ش، ص۲۶؛ مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۴-۱۰۵.
  37. فاضل مقداد، اللوامع الالهیة، ۱۴۲۲ق، ص۳۱۹.
  38. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۴، ص۴۰۱-۴۰۲؛ مطهری، امامت و رهبری، ۱۴۰۱ش، ص۲۶.
  39. مطهری، امامت و رهبری، ۱۴۰۱ش، ص۲۶-۲۷؛ مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۴.
  40. مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ۱۴۰۲ش، ج۱، ص۱۰۵؛ مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۴۳۴ق، ص۴۵۵.
  41. ضیائی‌فر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۶.
  42. ضیائی‌فر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۳.
  43. ضیائی‌فر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۸.
  44. ضیائی‌فر، «بهره‌گیری از شئون معصوم در استنباط احکام فقهی زنان و خانواده»، ص۱۱۱.
  45. ضیائی‌فر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۷.
  46. ضیائی‌فر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۶.
  47. ضیائی‌فر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۶۸.
  48. شریف‌پور، کردلوئی، «اعتبارسجی روایات پزشکی»، ص۳۵.
  49. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج ۵، ص ۱۳۶.
  50. ضیائی‌فر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۷۰.
  51. ضیائی‌فر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۷۰.
  52. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶، ج ۱۷، ص۴۲۵-۴۲۶؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۲، ص۴۸۱-۴۸۳.
  53. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶، ج ۱۷، ص۴۲۵-۴۲۶؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۲، ص۴۸۱-۴۸۳.
  54. برای نمونه نگاه کنید به نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۲، ص۴۸۱-۴۸۳.
  55. ضیائی‌فر، «شئون معصوم و تأثیر آن بر شناخت تعالیم دین»، ص۷۰.

منابع

  • آصف آگاه، سید محمدرضی، «نقش شئون معصوم در کشف حکم»، نشریه فقه، سال ۲۹، شماره ۱، بهار ۱۴۰۱ش.
  • اصفهانی، محمدتقی، هدایة المسترشدین، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
  • جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، قم، مؤسسه دایرة المعارف فقه فارسی، ۱۳۸۷ش.
  • جلالیان، حبیب‌الله، تاریخ تفسیر قرآن، تهران، انتشارات اسوه، ۱۳۷۸ش.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۶ق.
  • حویزی، عبد علی بن جمعه، نور الثقلین، قم، انتشارات اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق.
  • سبحانی، جعفر، ولایت تشریعی و تکوینی در قرآن، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، جاپ دوم، ۱۳۸۵ش.
  • شریف‌پور، مریم و ملیکا کردلوئی، «اعتبارسجی روایات پزشکی»، فصلنامه علمی و پژوهشی قرآن وطب، شماره ۴، زمستن ۱۴۰۱ش.
  • صفاحسینی، امیرحسین و محمد شب‌دینی پاشاکی، جایگاه شئون معصوم در اجتهاد، قم، معارف معنوی، ۱۳۹۶ش.
  • ضیائی‌فر، سعید، «ﺷﺌﻮن ﻣﻌﺼﻮم و ﺗﺄﺛﻴﺮ آن ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ دﻳﻦ»، نقد و نظر، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۰ش.
  • ضیائی‌فر، سعید، «بهره‌گیری از شئون معصوم در استنباط احکام فقهی زنان و خانواده»، نشریه فقه، سال بیستم، شماره ۳، زمستان ۱۳۹۲ش.
  • ضیائی‌فر، سعید، «کاربست شئون معصوم در علم اصول»، نشریه فقه، شماره ۱، بهار ۱۳۹۴ش.
  • ضیائی‌فر، سعید، «بهره‌گیری از شئون معصوم در استنباط مسائل فقه سیاسی»، نشریه علوم سیاسی، شماره ۶۶، تیر ماه ۱۳۹۳ش.
  • عاملی، حسن بن زین الدین، منقی الجمان فی الاحادیث الصحاح و الحسان، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف،‌ کشف المراد، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۳۰ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق.
  • فاضل مقداد، قداد بن عبدالله، کنز العرفان فی فقه القرآن، تهران، انتشارات مرتضوی، ۱۳۷۳ش.
  • فاضل مقداد، فاضل بن عبدالله، اللوامع الالهیة فی المباحث الکلامیة، قم، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ۱۴۲۲ق.
  • کاشف الغطاء، شیخ جعفر، کشف الغطاء، قم، مکتب الإعلام الإسلامی، بی‌تا.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی اصفهانی، محمدتقی، ولایة الاولیاء، قم، انتشارات چاپخانه فیض، ۱۳۹۵ق.
  • مشکینی، علی، مصطلحات الفقه، قم دارالحدیث، ۱۳۹۲ش، ۱۴۳۴ق.
  • مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، تهران، انتشارات صدرا، ۱۴۰۱ش.
  • مطهری، مرتضی، اسلام و نیازهای زمان، تهران، انتشارات صدرا، ۱۴۰۲ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار إحیاء تراث العربی، ۱۳۶۲ش.