تنقیح مناط
تَنقیحِ مَناط روشی برای استنباط حکم شرعی که در آن، مجتهد با شناسایی علتِ یک حکم شرعی، آن حکم را به موارد مشابه سرایت میدهد. فقیهان شیعه در صورتی تنقیح مناط را معتبر میدانند که شناسایی علت در آن، قطعی باشد. آنها دلیل اعتبار این روش استنباط را عقل و اجماع دانستهاند. برخی نیز حجیت تنقیح مناط را از باب عمل به ظاهر میدانند. برخی عالمان معتقدند در تنقیح مناط بر خلاف قِیاس مَنصوص العلّة، علت حکم بهطور صریح در متن دلیل شرعی نمیآید. همچنین در تنقیح مناط بر خلاف اِلغای خصوصیت، مجتهد بهدنبال کشف علت حکم است نه موضوع حکم.
به گفته محقّقان، تنقیح مناط، نخستینبار در سدۀ پنجم هجری توسط اهلسنت مطرح شد. به اعتقاد غَزالی از فقیهان اهلسنت، ابوحنیفه پیشوای حَنَفیان نیز، از این روش استفاده میکرد؛ ولی آن را «استدلال» مینامید. در فقه شیعه، محقق حِلّی، اولین کسی دانسته شده که به کارگیریِ تنقیح مناط را روشی معتبر شمرد. در قرنهای بعد، هرچند فقیهان اخباری، روشهای اجتهادی مانند قیاس و تنقیح مناط را ظنآور و نامعتبر دانستهاند، ولی بیشتر فقیهان امامیه، اعتبار تنقیح مناطِ قطعی را پذیرفتهاند.
مفهوم و جایگاه
تنقیح مناط از روشهای استنباط حکم در علم اصول[۱] به روشی گفته میشود که در آن فقیه با بررسی دقیق متون دینی، علت اصلی حکم شرعی را شناسایی کرده و آن را از ویژگیهای غیرضروری جدا میکند. این کار به فقیه امکان میدهد تا حکم را در موارد مشابهی که همان علت وجود دارد، اعمال کند.[۲]
محمدابراهیم جناتی، از عالمان شیعه، معتقد است فقها حکمی را که از طریق تنقیح مناط یقینی به دست آمده باشد، معتبر میدانند.[۳] بهعنوان مثال، اگر در مورد نمازی که با لباس نجس خوانده شده، امام(ع) حکم به تکرار نماز دهد، فقیه تشخیص میدهد که جنسیت فرد و نوع لباس در حکم دخالتی ندارد، بلکه هر فردی با هر لباس نجسی که نماز بخواند، باید آن نماز را اعاده کند.[۴] اما اگر علت حکم از روی گمان و شک به دست آید، فقها آن را معتبر نمیدانند [۵] و این روش در اصطلاح قیاس مُستَنبِط العِلّه نامیده میشود.[۶]
ارتباط تنقیح مناط با قیاس منصوصالعله و الغای خصوصیت
تنقیح مناط شبیه قیاس منصوصالعله دانسته شده است،[۷] زیرا در هر دو فقیه با شناخت علت حکم، آن را به موارد مشابه تعمیم میدهد؛[۸] اما تفاوتشان این است که در قیاس منصوصالعله علت بهصراحت در دلیل شرعی بیان شده، درحالیکه در تنقیح مناط فقیه علت را از قرائن و تناسب حکم و موضوع استنباط میکند. در قیاس منصوصالعله، علت حکم مانند «مستکنندگیِ شراب» صریحاً ذکر میشود و حکم به موارد مشابهی چون نبیذ تعمیم مییابد؛ اما در تنقیح مناط، فقیه علت را از قرائن و تناسب میان حکم و موضوع استنباط میکند.[۹]
الغای خصوصیت شبیه تنقیح مناط دانسته شده است،[۱۰] زیرا در هر دو مورد، مجتهد با حذف ویژگیهای خاص، حکم را به موارد مشابه گسترش میدهد؛[۱۱] مانند تعمیم شکستهخواندن نماز به هر سفر هشت فرسخی.[۱۲] بااینحال، تفاوتی ذکر شده است: در الغای خصوصیت هدف کشف موضوع حکم است، ولی در تنقیح مناط مقصود کشف علت حکم میباشد.[۱۳]
دلیل اعتبار تنقیح مناط
عالمان شیفه نظیر سید حسین طباطبایی بروجردی[۱۴] و جعفر سبحانی،[۱۵] استنباط از طریق تنقیح مناط را روشی عقلی دانستهاند، به شرطی که این تنقیح مناط مبتنی بر قطع و یقین باشد.[۱۶] وحید بهبهانی و سید علی طباطبایی، منشأ حجیت و دلیل اصلی در تنقیح مناط قطعی را اجماع و عقل دانستهاند.[۱۷]
علیاکبر کلانتری، از پژوهشگران علوم اسلامی، معتقد است که دلیل حجیت تنقیح مناط و الغای خصوصیت یکی است و این امر از باب عمل به ظاهر است[۱۸] او همچنین بیان میکند که شاید یکی از دلایلی که فقها در پذیرش تنقیح مناط تردید دارند، شباهت آن به قیاس باشد؛ قیاسی که در نزد شیعه و برخی اهل سنت معتبر نیست و تنها بهعنوان عمل به ظاهر به آن استناد میشود.[۱۹]
پیشینه تاریخی تنقیح مناط
به گفته محققان، تنقیح مناط، نخستین بار در سده پنجم هجری توسط علمای اهل سنت مطرح شد.[۲۰] ابوعلی حسن بن شهاب عکبری (فقیه حنبلی) بهعنوان اولین کسی شناخته میشود که در کتاب «رسالةٌ فی اُصول الفقه» به این مفهوم اشاره کرده است.[۲۱] غزالی (فقیه شافعی) نیز اشاره کرده که ابوحنیفه، پیشوای حنفیان، از این روش که آن را «استدلال» مینامید،[۲۲] در استنباط فقهی خود استفاده میکرد. برخی پژوهشگران بر این باورند که تنقیح مناط در ابتدا نوعی قیاس محسوب میشد، اما بهدلیل انتقادات وارد بر قیاس، در سده دوم هجری بهعنوان یک روش مستقل پذیرفته شد.[۲۳]
در فقه شیعه، محقق حلی (قرن هفتم هجری) در کتاب معارج الأصول بهعنوان اولین کسی شناخته میشود که تنقیح مناط را بهعنوان روشی معتبر مطرح کرده است.[۲۴] فقیهان دیگری مانند علامه حلی،[۲۵] احمد بن فهد حلی[۲۶] و شهید ثانی[۲۷] نیز از این روش استفاده کردهاند. در قرون یازده تا سیزده قمری، اخباریان با روشهای اجتهادی مانند قیاس و تنقیح مناط مخالفت میکردند،[۲۸] زیرا آنها را ظنآور و نامعتبر میدانستند.[۲۹] بااینحال، حتی محمدامین استرآبادی، بنیانگذار اخباریگری، در مواردی از تنقیح مناط قطعی استفاده کرده است.[۳۰]
شیخ مرتضی انصاری (قرن سیزدهم قمری) نیز در موارد متعددی از تنقیح مناط بهره برده[۳۱] و معتقد بود که اگر علت حکم شرعی از خارج دلیل قطعی به دست آید، تنقیح مناط نامیده میشود،[۳۲] اما اگر از روی گمان باشد، همان قیاس باطل است.[۳۳]
بر پایه پژوهشی، بیشتر فقیهان قرن ۱۴ و ۱۵ق تنقیح مناطِ قطعی را پذیرفتهاند؛[۳۴] اما برخی مانند حسینی شاهرودی،[۳۵] سید ابوالقاسم خویی[۳۶] و محمد فاضل لنکرانی[۳۷] معتقدند در احکام تعبدی مانند نماز و حج، چون علت حکم بهطور یقینی قابل کشف نیست، تنقیح مناط در این موارد حجیت ندارد.[۳۸]
پانویس
- ↑ مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۶۴۴.
- ↑ عظیمی گرکانی، «معناشناسی تنقیح مناط مقارنه با مفاهیم مشابه و روششناسی آن»، ص۱۳۲.
- ↑ جنّاتی، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، ۱۳۷۰ش، ص۳۰۰؛ مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۳۶۸.
- ↑ مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۳۶۸.
- ↑ جنّاتی، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، ۱۳۷۰ش، ص۳۰۰؛ لُجنة الفقه المعاصر، الفائق فی الأصول، ۱۴۴۱ق، ص۲۰۸.
- ↑ وحید بهبهانی، الفوائد الحائریة، ۱۴۱۵ق، ص۱۴۷.
- ↑ وحید بهبهانی، الفوائد الحائریة، ۱۴۱۵ق، ص۱۴۸؛ کلانتری، «تنقیح مناط»، ص۱۴۴.
- ↑ کلانتری، «تنقیح مناط»، ص۱۴۴.
- ↑ کلانتری، «تنقیح مناط»، ص۱۴۴-۱۴۵.
- ↑ مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۲۳۷؛ مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۶۴۴.
- ↑ رحمانیفرد، و موسوی، «تأملی بر نقش تنقیح مناط و اصطلاحات همسو در استناط احکام»، ص۸.
- ↑ مکارم شیرازی، انوار الاصول، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۱۳۸؛ مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۲۳۶.
- ↑ مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۶۴۴-۶۴۵؛ رحمانیفرد، و موسوی، «تأملی بر نقش تنقیح مناط و اصطلاحات همسو در استناط احکام»، ص۸؛ لُجنة الفقه المعاصر، الفائق فی الأصول، ۱۴۴۱ق، ص۲۰۶.
- ↑ بروجردی، لَمَحات الاصول، ١۴٢١ق، ص۲۷۲.
- ↑ سبحانی، اِرشاد العقول، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۸۹.
- ↑ سبحانی، اِرشاد العقول، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۸۹.
- ↑ وحید بهبهانی، الفوائد الحائریة، ۱۴۱۵ق، ص۲۹۵؛ طباطبایی، ریاض المسائل، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۲۹ و ج۶، ص۹۷.
- ↑ کلانتری، «تنقیح مناط»، ص۱۴۳.
- ↑ کلانتری، «تنقیح مناط»، ص۱۴۳.
- ↑ ملکی و دیگران، «پژوهشی در سیر تاریخی تنقیح مناط در فقه امامیه»، ص۱۴۵.
- ↑ رحمانیفرد، و موسوی، «تأملی بر نقش تنقیح مناط و اصطلاحات همسو در استناط احکام»، ص۴؛ عُکبَری، رسالة فی أصول الفقه، ۱۴۱۳ق، ص۸۳.
- ↑ غَزالی، المُستَصفی، ۱۴۱۳ق، ص۲۸۲.
- ↑ پاکتچی، «تنقیح مناط»، ص۲۲۹.
- ↑ رحمانیفرد، و موسوی، «تأملی بر نقش تنقیح مناط و اصطلاحات همسو در استناط احکام»، ص۴؛ محقق حلّی، معارج الأصول، ۱۴۰۳ق، ص۱۸۵.
- ↑ علامه حلّی، قواعد الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۸۲.
- ↑ ابنفهد حلّی، المهذب البارع، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۸۳.
- ↑ شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۶۵.
- ↑ قیصری، «اخباریان»، ص۲۹۹۱.
- ↑ استرآبادی و عاملی، الفوائد المدنیة، ۱۴۲۶ق، ص۱۸۷-۱۸۸ و ۱۹۳.
- ↑ محدث بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۹۲ و ۱۰۶.
- ↑ به عنوان نمونه رجوع کنید به شیخ انصاری، کتاب الطهاره، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۱۱۱؛ شیخ انصاری، کتاب الطهاره، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۶۷.
- ↑ شیخ انصاری، الحاشیه علی استصحاب القوانین، ۱۴۱۵ق، ص۲۱۵.
- ↑ شیخ انصاری، مطارح الأنظار، مؤسسه آل البیت(ع)، ص۲۶۵.
- ↑ ملکی و دیگران، «پژوهشی در سیر تاریخی تنقیح مناط در فقه امامیه»، ص۱۶۱.
- ↑ حسینی شاهرودی، کتاب الحج، ۱۴۰۲ق، ج۴، ص۳۲ و ۳۹.
- ↑ خویی، کتاب الحج، ۱۳۶۴ش، ج۲، ص۱۶۱؛ خویی، مصباح الفقاهة، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۵۴۷.
- ↑ فاضل لنکرانی، تفصیل الشریعه (النجاسات)، ۱۴۰۹ق، ص۶۰.
- ↑ ملکی و دیگران، «پژوهشی در سیر تاریخی تنقیح مناط در فقه امامیه»، ص۱۵۵-۱۵۹.
منابع
- ابنفهد حلّی، جمال الدین احمد بن محمد، المهذب البارع فی شرح المختصر النافع، تحقیق: مجتبی عراقی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
- استرآبادی، محمدامین، عاملی، سید نور الدین، الفوائد المدنیة (الشواهد المکیة)، تحقیق: رحمتی اراکی، رحمتالله، قم دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۲۶ق.
- بروجردی، سید حسین، لَمَحات الاصول، قم، مؤسسه تنظیم و نشر امام خمینی، ١۴٢١ق.
- پاکتچی، احمد، «تنقیح مناط»، در دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۶، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۷ش.
- جنّاتی، محمدابراهیم، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی، تهران، کیهان، چاپ اول، ۱۳۷۰ش.
- حسینی شاهرودی، محمود، کتاب الحج، تقریر: ابراهیم جناتی شاهرودی، قم، مؤسسه انصاریان، چاپ اول، ۱۴۰۲ق.
- خویی، أبوالقاسم، مصباح الفقاهة، مقرر: محمد علی التوحیدی، قم، داوری، ۱۳۷۷ش.
- خویی، أبوالقاسم، کتاب الحج، مقرر: سید رضاخلخالی، بیجا، نشر لطفی، چاپ دوم، ۱۳۶۴ش.
- رحمانیفرد، علی و سید محمدتقی موسوی، «تأملی بر نقش تنقیح مناط و اصطلاحات همسو در استنباط احکام»، در نشریه مطالعات اصول فقه امامیه، شمارهٔ ۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش.
- سبحانی، جعفر، اِرشاد العقول الی مباحث الاصول، قم، انتشارات امام صادق، ۱۳۸۲ش.
- شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- شیخ انصاری، مرتضی، الاجتهاد و التقلید (مطارح الأنظار)، مقرر: کلانتری، ابو القاسم، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، بیتا.
- شیخ انصاری، مرتضی، الحاشیه علی استصحاب القوانین، قم، المؤتمر العالمی، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- شیخ انصاری، مرتضی، کتاب الطهاره، قم، کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- شیخ انصاری، مرتضی، کتاب الصلاة، قم، کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- طباطبایی حائری، سید علی، ریاض المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل، تحقیق: محمد بهرهمند، و دیگران، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- عظیمی گرکانی، هادی، «معناشناسی تنقیح مناط مقارنه با مفاهیم مشابه و روششناسی آن»، در نشریه فقه و اصول، شمارهٔ ۹۰، سال ۴۴، پاییز ۱۳۹۱ش.
- علامه حلّی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام فی معرفة الحلال و الحرام، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- عُکبَری، ابوعلی حسن بن شهاب، رسالة فی أصول الفقه، مکه، المکتبة المکیه، ۱۴۱۳ق.
- غَزالی، أبو حامد محمد بن محمد، المُستَصفی من علم الاصول، تحقیق: محمد عبد السلام عبد الشافی، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- فاضل لنکرانی، محمد، تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله (النجاسات و أحکامها)، قم، بینا، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- کلانتری، علیاکبر، «تنقیح مناط»، در فصلنامه فقه، شماره ۳۵، پاییز ۱۳۸۲ش.
- قیصری، احسان، «اخباریان»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی (ج۷)، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، بیتا.
- لُجنة الفقه المعاصر، الفائق فی الأصول، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۴۱ق.
- مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه مطابق با مذهب اهلبیت علیهمالسلام، قم، مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهلبیت، ۱۳۸۷ش.
- محدث بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، تحقیق و تصحیح: محمدتقی ایروانی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۵ق.
- محقق حلّی، نجمالدین جعفر بن حسن، الاجتهاد و التقلید (معارج الأصول)، تحقیق: محمدحسین رضوی، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
- مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول (تقریرات درس اصول)، تقریر: احمد قدسی، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ دوم، ۱۴۲۸ق.
- ملکی، فائزه، و دیگران، «پژوهشی در سیر تاریخی تنقیح مناط در فقه امامیه»، در نشریه فقه و اصول، شماره ۹۱، سال چهل و چهارم، زمستان ١٣٩١ش.
- وحید بهبهانی، محمّدباقر، الفوائد الحائریة، قم، مجمع الفکر الإسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.