پرش به محتوا

حجیت قطع

از ویکی شیعه

حجیت قطع در علم اصول، به این معناست که یقین و علمِ انسان به یک حکم شرعی، از نظر عقلی، پیروی از آن حکم را واجب می‌سازد و مخالفت با آن را از نظر عقاب و مجازات، صحیح نمی‌داند. به بیان دیگر، اگر فرد به حکمی شرعی یقین پیدا کند، چه آن یقین مطابق واقع باشد و چه نباشد، به‌دلیل عمل به یقین، نزد خداوند معذور خواهد بود و مجازات نمی‌شود.

بحث درباره حجیت قطع در میان اصولیان شامل سه دیدگاه است: حجیت قطع یا ذاتی و فطری است (نظر مشهور)، یا براساس بنای عقلا است، یا صرفاً یک الزام عقلی است که عقل حکم می‌کند باید براساس قطع عمل کرد.

اصولیان قطع را به دو نوع تقسیم می‌کنند: قطع طریقی، راهی برای رسیدن به حکم شرعی است که در خود حکم دخالتی ندارد مانند حرام بودن شراب. قطع موضوعی، نوعی قطع است که شارع در ترتب حکم، خودِ قطع و احراز موضوع را دخالت داده و شرط کرده است مانند صحت نماز با احراز دو رکعت اول.

از مسائلی که ذیل حجیت قطع در اصول بحث می‌شود، قطع قطّاع و تَجَرّی است. قطع قطاع، یقین حاصل از راه‌های غیرمعمول است که مشهور اصولیان آن را حجت می‌دانند. تجری، حالتی است که فرد برخلاف یقین خود عمل می‌کند، اما یقین او با واقع منطبق نیست؛ مشهور فقها تجری را حرام و موجب عقاب می‌دانند، زیرا مخالفت با اراده الهی است.

مفهوم‌شناسی و جایگاه

حجت قطع در علم اصول به این معناست که یقین انسان به یک حکم شرعی، باعث می‌شود که عقل، پیروی از آن حکم را لازم بداند و مجازات بر مخالفت آن را صحیح بداند.[۱] به عبارت دیگر، اگر فرد به حکمی از احکام دین یقین داشته باشد، در صورت مطابقت با واقع، به حکم دین عمل کرده است و در صورت عدم مطابقت با واقع نیز، به‌دلیل عمل به یقین، نزد خداوند معذور است و مجازات نخواهد شد.[۲]

گفته شده شیخ انصاری (درگذشت ۱۲۸۱ق) اولین بار این مسئله را به تفصیل مطرح کرد.[۳] او معتقد بود فرد مکلف هنگام انجام کاری یا یقین به حکم دین در مورد آن دارد، یا ظن (احتمال بیش از ۵۰ درصد) دارد، یا شک (۵۰ درصد). در صورت یقین، حتماً باید به آن حکم توجه کرده و براساس آن عمل کند.[۴] پس از او نیز اصولیون مباحث فراوانی در این زمینه مطرح کرده‌اند.[۵]

یقین منطقی و قطع اصولی

گفته شده قطع اصولی با یقین منطقی متفاوت است. یقین منطقی به معنای علم به درستی یک گزاره و در عین حال علم به نادرستی نقیض آن است[۶] (یعنی امکان ندارد خلاف آن صادق باشد).[۷] اما در یقین اصولی، فرد تنها به درستی علم خود جزم دارد، بدون اینکه لزوماً به نادرستی نقیض آن علم داشته باشد. به عنوان مثال، کسی که خواب بدی می‌بیند و یقین پیدا می‌کند که مرگش نزدیک است، تنها به درستی این باور خود جزم دارد، نه اینکه یقین داشته باشد زنده ماندن و عمر طولانی محال است.[۸]

منشأ حجیت قطع

اختلاف نظر میان اصولیان در مورد حجیت قطع وجود دارد: آیا حجیت جزء ذاتی قطع است و همواره همراه آن می‌آید، یا اینکه برای لزوم عمل به قطع، نیاز به دلیل شرعی جداگانه‌ای داریم؟[۹] سه دیدگاه در این زمینه مطرح شده است.

حجیت قطع، ذاتی و فطری است: به گفته محققان،[۱۰] بیشتر اصولیون[۱۱] به‌ویژه پس از شیخ انصاری[۱۲] معتقدند حجیت قطع، ذاتی و فطری است. این حجیت به‌طور بدیهی درک می‌شود و هیچ عامل خارجی نمی‌تواند آن را به قطع بدهد.[۱۳]

ثبوت حجیت با بنای عقلاء: به عقیده محمدحسین اصفهانی، زشت بودن عمل نکردن براساس قطع مسئله‌ای است که در رفتار انسان‌های عاقل دیده می‌شود.[۱۴]

الزام با دلیل عقلی: بیان می‌کند که حکم عقل، دلیل اصلی وجوب عمل به قطع است. بر خلاف دیدگاه نخست که عقل صرفاً حجیت قطع را کشف می‌کند، در این دیدگاه، عقل هم به حکم خداوند از طریق قطع پی می‌برد و هم حکم می‌کند که باید مطابق آن قطع عمل نمود.[۱۵] امام خمینی[۱۶] و برخی عباراتی از آخوند خراسانی[۱۷] و محمدحسین اصفهانی[۱۸] به این دیدگاه اشاره دارند.[۱۹]

اقسام قطع

مشهور اصولیون از زمان شیخ انصاری، قطع را به ۲ قسم اصلی طریقی و موضوعی تقسیم می‌کنند:[۲۰]

قطع طریقی: گاهی اوقات حکم شرعی بر اساس موضوع آن است، صرف نظر از اینکه برای مکلف معلوم باشد یا نباشد، مانند حرام بودن شراب. در این حالت، قطع به عنوان راهی به سوی موضوع و در نتیجه حکم شرعی مرتبط با آن عمل می‌کند و این نوع قطع به قطع طریقی معروف است.[۲۱]

قطع موضوعی: در مقابل قطع طریقی قطع موضوعی قرار دارد. در قطع موضوعی، حکم بر اساس موضوع به دلیل اینکه قطع شده و معلوم است، بنا می‌شود، به طوری که قطع در ترتب حکم دخالت دارد. برای مثال صحت نماز دو رکعتی وابسته به احراز دو رکعت اول با قطع یا حجت (ظن معتبر) است. یعنی شارع قطع و یقین را در آن حکم دخالت داده است و بدون آن قطع حکمی وجود نخواهد داشت.[۲۲] برای قطع موضوعی تقسیماتی بیان شده است.[۲۳]

قطع قطاع و تجری؛ مباحث ذیل حجیت قطع

از مسائلی که ذیل حجیت قطع در اصول بحث می‌شود، قطع قطّاع و تَجَرّی است:

  • قطع قطّاع: قطّاع شخصی است که به سرعت و از راه‌های غیر معمول به یقین می‌رسد،[۲۴] مانند فرد وسواسی که به آسانی و به دلایل واهی به نجاست یقین پیدا می‌کند.[۲۵] گفته شده است که کاشف الغطاء[۲۶] قطع او را حجت نمی‌دانسته،[۲۷] اما مشهور اصولیان بین قطع طریقی (که در آن فرقی بین قطّاع و غیر قطّاع نیست) و قطع موضوعی (که شارع می‌تواند شرایطی برای آن بگذارد، مانند معقول بودن راه حصول آن) تمایز قائل می‌شوند.[۲۸]
  • تَجَرّی: تجری حالتی است که فرد با اینکه یقین دارد کاری حرام است، عمداً آن را انجام می‌دهد، اما بعداً معلوم می‌شود که آن کار در واقع حرام نبوده است.[۲۹] مثلاً یقین دارد مایع در لیوان شراب است و آن را می‌خورد، اما بعد مشخص می‌شود شراب نبوده است دربارهٔ حکم تجری میان فقیهان اختلاف وجود دارد. مشهور فقیهان آن را حرام، عقلاً قبیح و موجب عقاب می‌دانند.[۳۰] شیخ انصاری تجری را حرام نمی‌داند، ولی از نظر عقل قبیح و سزاوار سرزنش می‌شمارد،[۳۱] چون فرد قصد مخالفت با خدا را داشته است.[۳۲] صاحب فصول[۳۳] نیز آن را حرام و موجب مجازات می‌داند مگر در واجب‌های توصلی.[۳۴] آقا ضیاء عراقی[۳۵] و امام خمینی[۳۶] هم تجری را دارای قبح عقلی و موجب عقاب می‌دانند، زیرا فرد هرچند کار حرام واقعی انجام نداده، اما عمداً قصد طغیان بر مولی را داشته است.

پانویس

  1. صدر،‌ دروس فی علم الأصول، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۷۲.
  2. خویی، موسوعة الامام الخویی، ۱۴۱۸ق، ج۴۷،‌ ص۱۳؛ حیدری، القطع،‌ ۱۴۲۷ق،‌ ص۱۰۹ و ۱۲۶.
  3. شاکری و دیگران، «نگاهی انتقادی به حجیت ذاتی قطع»، ص۴۵.
  4. شیخ انصاری، فرائد الاصول، جامعه مدرسین، ج۱، ص۲.
  5. شاکری و دیگران، «نگاهی انتقادی به حجیت ذاتی قطع»، ص۴۵.
  6. حیدری، القطع،‌ ۱۴۲۷ق،‌ ص۱۰۵.
  7. طباطبایی، «حاشیه»، در الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ۱۹۸۱م،‌ ج۱، ص۳۰.
  8. حیدری، القطع،‌ ۱۴۲۷ق،‌ ص۱۰۷.
  9. حیدری، القطع،‌ ۱۴۲۷ق،‌ ص۱۲۷-۱۲۸.
  10. حیدری، القطع،‌ ۱۴۲۷ق،‌ ص۱۳۸.
  11. برای نمونه تگاه کنید به: آخوند خراسانی، کفایة الاصول، ۱۴۰۹ق، ص۲۵۸؛ نائینی، فوائد الاصول، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۷؛ عراقی، نهایة الافکار، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۷؛ خویی، مبانی الاستنباط، ۱۳۷۷ق، ج۱، ص۴۴-۴۵؛ خویی، مصباح الأصول، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۱۷؛ خویی، دراسات فی علم الأصول، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۱۵؛ تبریزی، دروس فی مسائل علم الأصول، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۳۸۲؛ سبحانی تبریزی، المبسوط فی أصول الفقه، ۱۳۹۶ش، ج۳، ص۲۴.
  12. شاکری و دیگران، «نگاهی انتقادی به حجیت ذاتی قطع»، ص۴۵.
  13. حیدری، القطع،‌ ۱۴۲۷ق،‌ ص۱۲۹-۱۳۰.
  14. اصفهانی،‌ نهایة الدرایة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۲۲.
  15. حیدری، القطع،‌ ۱۴۲۷ق،‌ ص۱۳۶-۱۳۷.
  16. امام خمینی، معتمد الاصول، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۳۷۳-۳۷۴؛ امام خمینی، تنقیح الاصول، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۱۶.
  17. آخوند خراسانی، درر الفوائد فی الحاشیة علی الفرائد، ۱۴۲۰ق، ص۲۵.
  18. اصفهانی،‌ نهایة الدرایة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۷-۱۸.
  19. حیدری، القطع،‌ ۱۴۲۷ق،‌ ص۱۳۷.
  20. سبحانی تبریزی، المبسوط فی أصول الفقه، ۱۳۹۶ش، ج۳، ص۳۹.
  21. سبحانی تبریزی، المبسوط فی أصول الفقه، ۱۳۹۶ش، ج۳، ص۳۹-۴۰.
  22. سبحانی تبریزی، المبسوط فی أصول الفقه، ۱۳۹۶ش، ج۳، ص۴۰.
  23. سبحانی تبریزی، المبسوط فی أصول الفقه، ۱۳۹۶ش، ج۳، ص۴۰-۴۲.
  24. ولایی، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ۱۳۸۶ش، ص۲۷۵.
  25. سبحانی تبریزی، المبسوط فی أصول الفقه، ۱۳۹۶ش، ج۳، ص۶۶.
  26. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء، مرکز النشر التابع لمکتب الاعلام الاسلامی، ج۱، ص۳۰۸.
  27. شیخ انصاری، فرائد الاصول، جامعه مدرسین، ج۱، ص۲۲؛ سبحانی تبریزی، المبسوط فی أصول الفقه، ۱۳۹۶ش، ج۳، ص۶۶.
  28. شیخ انصاری، فرائد الاصول، جامعه مدرسین، ج۱، ص۲۲-۲۳؛ آخوند خراسانی، کفایة الاصول، ۱۴۰۹ق، ص۲۶۹-۲۷۰؛ سبحانی تبریزی، المبسوط فی أصول الفقه، ۱۳۹۶ش، ج۳، ص۶۶.
  29. مشکینی اردبیلی، الاصول، ۱۳۹۲ش، ص۱۴۲.
  30. آخوند خراسانی، کفایة الاصول، ۱۴۰۹ق، ص۲۵۹.؛ مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۲۷.
  31. شیخ انصاری، فرائد الاصول، جامعه مدرسین، ج۱، ص۹.
  32. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۲۷.
  33. حائری اصفهانی، الفصول الغرویة فی الأصول الفقهیة، ۱۴۰۴ق، ص۹۰.
  34. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۲۷.
  35. عراقی، نهایة الافکار، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۳۰.
  36. امام خمینی، أنوار الهدایة، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۵۴-۵۶.

منابع

  • آخوند خراسانی، محمدکاظم، درر الفوائد فی الحاشیة علی الفرائد، تهران،‌ وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی. مؤسسة الطبع و النشر، ۱۴۲۰ق.
  • آخوند خراسانی، محمدکاظم، کفایة الاصول، قم، موسسة‌ آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۴۰۹ق.
  • اصفهانی،‌ محمدحسین، نهایة الدرایة فی شرح الکفایة، قم، موسسة‌ آل البیت(ع) لإحیاء التراث،‌ ۱۴۲۹ق.
  • امام خمینی، سید روح‌الله، أنوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایة، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۸۵ش.
  • امام خمینی، سید روح‌الله، تنقیح الاصول، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۳۷۶ش.
  • امام خمینی، سید روح‌الله، معتمد الاصول، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۴۲۰ق.
  • بحرانی، محمد صنقور علی، المعجم الاصولی، قم، طیار، ۱۴۲۸ق.
  • تبریزی، جواد، دروس فی مسائل علم الأصول، قم، دارالصدیقة الشهیدة، ۱۳۸۷ش.
  • حائری اصفهانی، محمدحسین، الفصول الغرویة فی الأصول الفقهیة، قم،‌ دار احیاء العلوم الاسلامیة، ۱۴۰۴ق.
  • حیدری، سید کمال،‌ القطع،‌ قم،‌ دار فراقد، ۱۴۲۷ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم، دراسات فی علم الأصول، قم، مؤسسة دائرة معارف الفقه الاسلامی، ۱۴۱۹ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم، مبانی الاستنباط، نجف، مطبعة الآداب، ۱۳۷۷ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم، مصباح الأصول، قم، کتاب‌فروشی داوری، ۱۴۲۲ق.
  • خویی، سیدابوالقاسم، موسوعة الامام الخویی، قم، مؤسسة إحیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۱۸ق.
  • سبحانی تبریزی، جعفر، المبسوط فی أصول الفقه، قم، مؤسسة الإمام الصادق(ع)، ۱۳۹۶ش.
  • شاکری، بلال و دیگران، «نگاهی انتقادی به حجیت ذاتی قطع»، فصلنامه پژوهش‌های اصولی، شماره ۲۷، شهریور ۱۴۰۰ش.
  • شهید اول، محمد بن مکی، القواعد و الفوائد فی الفقه و الاُصول و العربیة، قم، مکتبة المفید، بی‌تا.
  • شیخ انصاری، مرتضی، فرائد الاصول، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامی، بی‌تا.
  • صدر،‌ سید محمدباقر، دروس فی علم الأصول، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۸ق.
  • ضمیری، محمدرضا، دانشنامه اصولیان شیعه، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۷ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، «حاشیه»، در الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، تالیف صدرالدین شیرازی، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی‌، ۱۹۸۱م.
  • عراقی، ضیاءالدین، نهایة الافکار، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • کاشف‌الغطاء، جعفر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغرّاء، قم، مرکز النشر التابع لمکتب الاعلام الاسلامی، بی‌تا.
  • مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۹ش.
  • مشکینی اردبیلی، علی، الاصول، قم، مؤسسه علمی فرهنگی‌ دار الحدیث. سازمان چاپ و نشر، ۱۳۹۲ش.
  • نائینی، محمدحسین، فوائد الاصول، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۳۷۶ش.
  • ولایی، عیسی، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، تهران، نشر نی، ۱۳۸۶ش.