پرش به محتوا

حقیقت شرعیه

از ویکی شیعه

حقیقت شرعیه اصطلاحی در علم اصول فقه است که به کاربرد لفظ یا واژه‌ای در معنایی خاص -غیر از معنای لغوی آن- از سوی شارع اشاره دارد.[۱] برای نمونه گفته شده است واژه‌هایی مانند نماز، روزه و حج که پیش از ظهور اسلام به ترتیب در معانی دعا، امساک و قصد به کار می‌رفتند؛ پس از ظهور اسلام، مفاهیم دینی مشخص و معیّنی یافتند.[۲] به گفتهٔ برخی عالمان اصولی، این انتقال الفاظ از معنای لغوی به معنای جدید، به دو روش «وضع تعیینی» یا «وضع تعیّنی» و در طول دوران رسالت پیامبر اسلام(ص)، صورت گرفته است.[۳] برخی نیز بر این باورند که این انتقال بعد از پیامبر(ص) و به تدریج توسط مردم انجام شده است که از آن به عنوان «حقیقت متشرعه» یاد می‌شود.[۴]

جعفر سبحانی از اصولیان شیعه، بر این باور است که در بحث «حقیقت شرعیّه» چهار دیدگاه مطرح شده است:

  1. عده‌ای بر آن هستند که این واژه‌ها همچنان بر همان معانی لغوی خود دلالت دارند.[۵]
  2. گروهی دیگر معتقدند که پیامبر اکرم(ص) این الفاظ را یا از طریق وضع مستقیم یا بر اثر کثرت استعمال در دوران رسالت، از معنای لغوی به معنای شرعی منتقل کرد و این واژه‌ها در همان زمان به «حقیقت شرعی» تبدیل شدند.[۶]
  3. برخی دیگر می‌گویند استعمال این الفاظ در معنای شرعی در زمان پیامبر(ص) مجازی بوده و تنها پس از ایشان، در میان متشرعه، معنای حقیقی یافته است.[۷]
  4. دیدگاه بعضی از عالمان ـ که به اعتقاد سبحانی، قوی‌ترین دیدگاه به شمار می‌آید ـ بر این‌ مبنا استوار است که این اعمال عبادی در ادیان پیشین نیز وجود داشته و عرب، پیش از اسلام، آن‌ها را می‌شناخته و با همین الفاظ به کار می‌برده است؛ بنابراین این واژه‌ها از پیش، هم حقیقت لغوی داشته‌اند و هم حقیقت شرعی.[۸]

به گفته برخی از فقهاء، نزاع درباره حقیقت شرعیه و حقیقت متشرعه هیچ‌گونه ثمری عملی در پی ندارد.[۹] فقهاء و عالمان، «حقیقت شرعیه» را در زمره مقدمات ورود به مباحث علم اصول فقه به طور مفصل مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند.[۱۰] همچنین به گفته آقابزرگ تهرانی، برخی از فقهاء مانند وحید بهبهانی و اسداللّه کاظمی دزفولی نیز رساله‌های مستقلی با عنوان «الحقیقة الشرعیة» تألیف کرده‌اند.[۱۱]

پانویس

  1. مشکینی، اصطلاحات الأصول، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۱۷؛ اراکی، اصول الفقه، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۴۰؛ مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۳۶.
  2. مشکینی، اصطلاحات الأصول، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۱۷؛ اراکی، اصول الفقه، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۴۰؛ مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۳۶؛ سبحانی، الموجز فی أصول الفقه‏، ۱۳۸۷ش، ص۲۳-۲۴.
  3. محقق حلّی، معارج‌الاصول، ۱۴۰۳ق، ص۵۲؛ روزدری، تقریرات آیةاللّه المجدّد الشیرازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۳۴-۲۴۹.
  4. سبحانی، الموجز فی أصول الفقه‏، ۱۳۸۷ش، ص۳۴.
  5. سبحانی، الوسیط فی أصول الفقه‏، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۶۴.
  6. سبحانی، الوسیط فی أصول الفقه‏، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۶۴-۶۵.
  7. سبحانی، الوسیط فی أصول الفقه‏، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۶۵.
  8. سبحانی، الوسیط فی أصول الفقه‏، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۶۶.
  9. رازی‌اصفهانی، هدایةالمسترشدین، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۴۱۶؛ خویی، اجودالتقریرات، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۳۳.
  10. علامه حلّی، نهایةالوصول، ۱۴۲۵ش، ج۱، ص۲۴۵-۲۵۹؛ فخررازی، المحصول فی علم اصول الفقه، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۲۹۸-۳۱۹؛ رازی‌اصفهانی، هدایةالمسترشدین، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۴۰۵-۴۳۳؛ روزدری، تقریرات آیةاللّه المجدّد الشیرازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۳۴-۲۴۹.
  11. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۷، ص۴۸-۴۹.


منابع

  • آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، قم، نشر اسماعيليان، ۱۴۰۸ق.
  • اراکی، محمدعلی، أصول الفقه‏؛ مباحث الفاظ- امارات و حجج- اصول عمليه- قواعد- تعارض ادله و امارات‏‏، قم، موسسه در راه حق‏، ۱۳۷۵ش.
  • خویی، سید ابوالقاسم، أجود التقريرات، قم، کتابفروشی مصطفوی، ۱۳۶۸ش.
  • رازى اصفهانى، محمدتقی‌بن عبدالرحیم، هدایة المسترشدین فى شرح اصول معالم‌الدین، قم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۲۹ق.
  • روزدرى، علی، تقریرات آیةاللّه المجدّد الشیرازى، قم، موسسة آل البيت عليهم السلام لاحياء التراث‏، ۱۴۰۹ق.
  • سبحانى، جعفر، الموجز في أصول الفقه‏، قم، موسسه الامام الصادق(ع)، ۱۳۸۷ش‏.
  • سبحانى، جعفر، الوسيط في اُصول الفقه‏، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۸ش.
  • علامه حلّى، حسن‌بن یوسف، نهایةالوصول الى علم الاصول، قم، موسسه الامام الصادق(ع)، ۱۴۲۵ق.
  • فخررازى، محمدبن عمر، المحصول فى علم اصول الفقه، بیروت، چاپ طه جابر فیاض علوانى، ۱۴۱۸ق.
  • محقق حلّى، جعفربن حسن، معارج‌الاصول، قم، چاپ محمدحسین رضوى، ۱۴۰۳ق.
  • مشکینی، علی، اصطلاحات الأصول، قم، نشر الهادی، ۱۳۷۱ش.
  • مظفر، محمد رضا، أصول الفقه؛ مباحث الفاظ- امارات و حجج- ملازمات عقليه- قياس- استحسان- مصالح مرسله- سد ذرايع- اصول عمليه( استصحاب)- تعارض ادله و امارات‏، قم، اسماعيليان‏، ۱۳۷۵ش.‏