شهرت روایی
شُهرَت رِوایی از اصطلاحات علم درایه و حدیث، به معنای نقل گسترده یک حدیث توسط محدثان است، اما نه به اندازهای که به تواتر برسد. این شهرت در علم اصول فقه برای رفع تعارض بین روایات کاربرد دارد. بااینحال، شهرتی که از سوی غیرمحدثان باشد یا صرفاً بین اصولیان رواج داشته باشد، اعتبار شهرت روایی را ندارد.
اعتبار شهرت روایی گاهی به همراهی با فتوای فقیهان مشروط میشود؛ یعنی اگر فقیهان به روایتی عمل نکنند، شهرت آن ممکن است نشانه ضعف باشد. علمای اصول برای حجیت شهرت روایی به ادله عقلی مانند اتفاق نظر اصحاب و روایات مانند مقبوله عمر بن حنظله استناد کردهاند. در فقه اهل سنت، به جای «شهرت روایی»، از «خبر مشهور» استفاده میشود و ویژگیهای شخصیتی راوی نیز معیاری برای ترجیح حدیث بر دیگری است.
مفهومشناسی و اعتبار شهرت روایی
شهرت روایی یا خبر مشهور، به نقل یک حدیث توسط تعداد زیادی از محدثان اشاره دارد (به شرطی که به حد تواتر نرسد) و در علم درایه و حدیث کاربرد دارد.[۱] این مفهوم بهدلیل نقشی که در ترجیح اخبار متعارض دارد، در علم اصول فقه نیز مورد بحث قرار میگیرد.[۲] بااینحال گفته شده است، شهرتی که از سوی غیرمحدثان باشد، اعتبار ندارد و جزء روایات ضعیف به شمار میرود؛[۳] مانند حدیث «نظافت از ایمان است» در میان مردم یا حدیث رفع که صرفاً بین اصولیان مشهور است شهرت روایی بهحساب نمیآیند.[۴]
نسبت شهرت روایی با خبر مستفیض و مفهوم کثرت در شهرت
در نسبت میان «خبر مشهور» و «خبر مستفیض» اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی این دو را مترادف دانسته،[۵] درحالیکه عدهای خبر مشهور را اعم و برخی دیگر مستفیض را اعم از مشهور میدانند.[۶] برخی دیگر معتقدند خبر مستفیض با افزایش نقل خبر واحد شکل گرفته، با افزایش بیشتر آن خبر مشهور و با افزایش مجدد آن خبر متواتر حاصل میشود.[۷] همچنین، در اینکه آیا مفهوم شهرت روایی به کثرت راویان یک حدیث بازمیگردد یا به کثرت نقل و نگارش آن در کتب حدیثی، اختلاف نظر وجود دارد.[۸]
جایگاه اصولی و اعتبارسنجی شهرت روایی در باب تعارض ادله
به گفته پژوهشگران، شهرت روایی بهخودیخود از «امارات و ظنون خاصه»[یادداشت ۱] محسوب نمیشود؛ ازاینرو، بحث درباره آن صرفاً در محدوده «باب تعادل و تراجیح» در علم اصول مطرح است.[۹] به گفته محمدرضا مظفر، از اصولیون شیعه، عدم حجیت ذاتیِ شهرت روایی، لزوماً با مرجّح بودن آن در باب تعارض ادله (در صورت اثبات اعتبارش بهعنوان مرجّح) منافاتی ندارد.[۱۰] درحالیکه مشهور فقیهان شهرت روایی را یکی از مرجّحات میدانند،[۱۱] سید ابوالقاسم خویی آن را از مرجّحات باب تعارض به شمار نمیآورد.[۱۲]
برخی اعتبار شهرت روایی را منوط به همراهی با «فتوای فقها» دانستهاند.[۱۳] بر این اساس، مشهور بودن یک روایت در نزد محدثان، در صورت عدمِ عمل فقیهان به آن، نهتنها امتیاز نیست، بلکه ممکن است نشاندهنده وجود خلل یا ضعف در آن روایت باشد.[۱۴]
دلایل حجیت شهرت روایی در علم اصول
علمای اصول برای اثبات حجیت «شهرت روایی»، بهدلایل مختلفی از جمله موارد زیر استناد کردهاند:
- دلیل عقلی: شهرت یک روایت بین اصحاب امامان(ع)، نشاندهنده اتفاق نظر آنها بر صدور آن روایت از معصوم(ع) است.[۱۵]
- نزدیکتر بودن به واقع: هر عاملی که یک دلیل را به واقعیت نزدیکتر کند، باعث ترجیح آن دلیل میشود و شهرت یکی از این عوامل است.[۱۶]
- استناد به روایات: با استناد به عبارت «خُذ بما اشتَهر بین اصحابِک» (به آنچه در میان اصحاب شهرت دارد عمل کن) در «مرفوعه زراره» و عبارت «یَنظُر الی ما کان من رِوایتِهم… المُجمع علیه» (به آنچه میان اصحاب مورد اتفاق است عمل کن) در «مقبوله عمر بن حنظله»، حجیت شهرت روایی را اثبات کردهاند.[۱۷] این روایات بهدلیل اینکه در پاسخ به سوال در مورد اخبار متعارض صادر شدهاند، بهعنوان مرجح منصوص (دارای دلیل روایی) برای شهرت روایی تلقی میشوند.[۱۸]
در مقابل این دیدگاه، برخی مانند آیتالله بروجردی و امام خمینی، شهرت روایی را به تنهایی کافی برای ترجیح روایات نمیدانند و معتقدند که شهرت مورد اشاره در این روایات، شهرت فتوایی (یعنی شهرت در فتوا دادن علمای شیعه) است، نه شهرت روایی.[۱۹]
دیدگاه اهلسنت
براساس گزارش پژوهشگران علم اصول، در فقه اهلسنت، به جای اصطلاح «شهرت روایی» که در فقه شیعه رایج است، از «خبر مشهور» استفاده میشود. این اصطلاح برای ترجیح دادن یکی از دو حدیث متعارض به کار میرود.[۲۰] همچنین، اهلسنت شهرتِ راویِ حدیث را نیز در اولویتبندی احادیث متعارض مؤثر میدانند؛[۲۱] به این معنی که اگر راوی یک حدیث نسبت به راوی حدیث دیگر، از نظر جایگاه، نسبت خانوادگی یا دقت در نگارش، شناختهشدهتر باشد، حدیث او ارجحیت دارد.[۲۲] این روش در فقه شیعه «ترجیح با صفات راوی» نامیده میشود.[۲۳]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ جمعی از محققان، فرهنگنامه اصول فقه، ۱۳۸۸ش، ص۵۲۹.
- ↑ سبحانی، اصول الحديث وأحكامه في علم الدّرایه، دار إحياء التراث العربي، ج۱، ص۷۳؛ مظفر، أصول الفقه، دفتر تبلیغات اسلامی، ج۲، ص۱۴۵.
- ↑ سبحانی، اصول الحديث وأحكامه في علم الدّرایه، دار إحياء التراث العربي، ج۱، ص۷۳.
- ↑ سبحانی، اصول الحديث وأحكامه في علم الدّرایه، دار إحياء التراث العربي، ج۱، ص۷۳؛ فهامی و دیگران، «اعتبار و ارزش شهرت روایی از منظر امامیه و اهلسنت و کاربرد آن»، ص۴۵۴.
- ↑ قلیزاده، واژهشناسى اصطلاحات اصول فقه، ۱۳۷۹ش، ص۱۳۰.
- ↑ فهامی و دیگران، «اعتبار و ارزش شهرت روایی از منظر امامیه و اهلسنت»، ص۴۵۲.
- ↑ «درس خارج استاد سید محمود مددی»، سایت مدرسه فقاهت.
- ↑ فقیهیصدر و دیگران، «نارسایی شهرت روایی در عرصه فقه و حدیث»، ص۵۹.
- ↑ مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۵ش، ج۲ ص ۲۵۲.
- ↑ مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۲۵۲.
- ↑ جمعی از محققان، فرهنگنامه اصول فقه، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۵۲۸.
- ↑ خویی، مصباح الاصول، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۶۴.
- ↑ فقیهیصدر و دیگران، «نارسایی شهرت روایی در عرصه فقه و حدیث»، ص۵۷، جمعی از محققان، فرهنگنامه اصول فقه، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۵۲۸.
- ↑ بروجردی، نهایة الاصول، ۱۴۱۵ق، ص۵۴۴؛ فقیهیصدر و دیگران، «نارسایی شهرت روایی در عرصه فقه و حدیث»، ص۵۷؛ امام خمینی، التعادل و الترجیح، ۱۳۷۵ش، ص۱۷۵.
- ↑ مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۲۵۳؛ فهامی و دیگران، «اعتبار و ارزش شهرت روایی از منظر امامیه و اهلسنت و کاربرد آن»، ص۴۵۴.
- ↑ مظفر، اصول الفقه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۳۳-۲۳۴؛ محمدی، شرح کفایة الاصول، ۱۳۸۵ش، ج۵، ص۲۹۲؛ مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۵۱۶.
- ↑ مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۲۵۳.
- ↑ مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۲۵۳؛ فهامی و دیگران، «اعتبار و ارزش شهرت روایی از منظر امامیه و اهلسنت و کاربرد آن»، ص۴۵۴.
- ↑ عابدینی، «روایات و شرط اسلام در ذبحکننده»، ص۷.
- ↑ فهامی و دیگران، «اعتبار و ارزش شهرت روایی از منظر امامیه و اهلسنت»، ص۴۵۲.
- ↑ غزالی، المستصفی فی علم الاصول، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۷۷.
- ↑ امام خمینی، التعادل و الترجیح، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۶۴؛ غزالی، المستصفی فی علم الاصول، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۷۷.
- ↑ خمینی، التعادل و الترجیح، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۶۴؛ سبحانی، المحصول فی علم الاصول، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۴۹۸
یادداشت
- ↑ ظنون خاص یا امارات معتبر ظنی، در مقابل ظنون مطلق (مقدمات انسداد) و ظنون غیرمعتبر قرار دارند. ظنون بهخودیخود حجیت ندارند و ظنون خاص از جمله ظنونی است که شارع حجیت آن را تصحیح کرده و آن را بهمنزله علم قرار داده است. (مظفر، اصول الفقه، مکتب الاعلام الاسلامی، ج۲، ص۲۰ و ۳۲.)
منابع
- امام خمینی، سید روحالله موسوی، التعادل و الترجیح، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.
- بروجردی، سید حسین، نهاية الأصول، تقریر محمدعلی منتظری، قم، الحکمه، ۱۳۷۵ش.
- جمعی از محققان، فرهنگنامه اصول فقه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۸ش.
- خویی، سید ابوالقاسم، مصباح الاصول، تقریر محمد سرور واعظ حسینی البهسودی، قـم، مؤسسة احیاء آثار السید الخوئی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- سبحانی، جعفر، أُصول الحديث وأحكامه في علم الدّرايه، قم، دار إحياء التراث العربي، بیتا.
- سبحانی، جعفر، المحصول فی علم الاصول، تقریر سید محمود لجلالی مازندرانی، قم، موسّسه امام صادق(ع)، ۱۴۱۴ق.
- عابدینی، احمد، «روایات و شرط اسلام در ذبحکننده»، در فصلنامه فقه و علوم وابسته، شماره ۶، ۱۳۷۴ش.
- غزالی، محمد، المستصفی فی علم الاصول، قم، دارالکتب العالمیه، ۱۴۱۳ق.
- فقیهیصدر، محمد، و عباسعلی سلطانی و حسین ناصری مقدم، «نارسائی شهرت روایی در عرصه فقه و حدیث»، در فصلنامه مطالعات اسلامی: فقه و اصول، سال ۴۵، شماره ۹۳، تابستان ۱۳۹۲ش.
- فهامی، فریبا، و محمدرسول آهنگران و عبدالصمد علیآبادی، «اعتبار و ارزش شهرت روایی از منظر امامیه و اهلسنت و کاربرد آن»، دوفصلنامه پژوهشنامه مذاهب اسلامی، شماره۱۶، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
- قلیزاده، احمد، واژهشناسی اصطلاحات اصول فقه، تهران، بنیاد پژوهشهای علمی فرهنگی نور الاصفیاء، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
- مظفر، محمدرضا، أصول الفقه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بیتا.
- هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه فارسی، قم، مؤسّسه دائرة المعارف فقه اسلامى، بیتا.