بحیرا
بَحیرا یا بُحیرا فردی است که براساس روایات، حضرت محمد(ص) را در نوجوانی دید و نبوت وی را پیشگویی کرد. درباره شخصیت و پیشینه بحیرا، روایتهای متفاوت ذکر شده است؛ برخی او را دانشمندی یهودی از شهر تیماء دانستهاند و برخی دیگر وی را راهبی مسیحی، سریانی یا نسطوری معرفی کردهاند که به توحید باور داشته و از کلیسا طرد شده بود.
روایت دیدار بحیرا با پیامبر(ص) که خبر واحد محسوب میشود و به قُراد ابونوح و سپس ابوموسی اشعری میرسد، شرح میدهد که چگونه ابوطالب(ع) در سفری تجاری به شام، پیامبر(ص) را همراه برد. بحیرا، با مشاهده نشانههایی چون ابری سایهبان بر کاروان، پیامبر(ص) را فراخواند و پس از پرسشهایی، نبوت ایشان را با دیدن مهر نبوت میان شانههای حضرت تأیید کرد. بحیرا به ابوطالب هشدار داد که پیامبر(ص) را به سرعت به مکه بازگرداند و از خطرات احتمالی، به ویژه از سوی یهودیان، محافظت کند.
روایتها در جزئیات شخصیت بحیرا و نحوه دیدار متفاوتند؛ برخی او را پرسشگر و منتظر و برخی منزوی دانستهاند. همچنین، جزئیات گفتوگو و پیشگوییها و تلاش او برای حفاظت از پیامبر(ص) در برابر یهودیان متفاوت گزارش شده است. به گفته پژوهشگران، با وجود تردیدهایی در برخی بخشهای روایت، مانند بازگشت پیامبر(ص) با ابوبکر و بلال، و استفاده مسیحیان از این روایت، برای زیر سوال بردن رسالت پیامبر(ص)، بسیاری از سیرهنویسان قدیم و مورخان وقوع آن را پذیرفتهاند و شهرت آن نزد مورخان و سیره نویسان، احتمال صحت آن را افزایش میدهد.
نام، نسب و مقام بحیرا در منابع
نام او را بَحیری،[۱] بَحیرا، سَرجِس،[۲] بُحیری یا بُحیرا ضبط کردهاند؛ هرچند در برخی منابع، مانند تاریخ الامم و الملوک[۳] و الجامع الصحیح،[۴] نامی از او برده نشده است.
درباره شخصیت و پیشینه او نیز اختلاف نظر وجود دارد. برخی او را دانشمندی یهودی از شهر تیماء در حوالی شام دانستهاند[۵] و برخی دیگر وی را راهبی مسیحی،[۶] سریانی یا نسطوری معرفی کردهاند.[۷] گفته میشود او در دانش هیئت و نجوم آگاهی داشته و با انکار الوهیت مسیح و آموزه تثلیث، به توحید باورمند بوده است.[۸] همین عقاید سبب شد از کلیسای بَرّیة الشام و سپس از طور سینا اخراج شود و سرانجام در دیری در بُصری اقامت کند.[۹] بر پایه برخی گزارشها، دیدار او با پیامبر(ص) در همانجا یا در نزدیکی دروازه نصیبین رخ داده است.[۱۰]
درباره مقام معنوی بحیرا، نقل شده است که ندایی غیبی، او را در کنار «رِئاب الشّنّی» (از قبیله عبدالقیس) و «مُنتَظَر» (که منظور حضرت محمد(ص) است) بهعنوان برترین افراد معرفی کرده است.[۱۱] او را همچنین مصداقی از مسیحیانی دانستهاند که در قرآن[۱۲] به نیکی از آنها یاد شده است.[۱۳] اما ابنحجر عسقلانی معتقد است که بحیرا زمان بعثت پیامبر(ص) را درک نکرده است[۱۴]
روایت دیدار بحیرا با پیامبر(ص)
روایت دیدار بحیرا با پیامبر(ص) که خبر واحد محسوب میشود، تمام روایتها از این واقعه به قُراد ابونوح میرسد که او هم با واسطه از ابوموسی اشعری روایت کرده است.[۱۵] یکی از این روایتها چنین است:
هنگامی که پیامبر(ص) در کودکی یا نوجوانی بودند، ابوطالب(ع) ایشان را در سفر تجاری به شام همراه خود برد. در نزدیکی شهر بُصری، راهبی مسیحی به نام بحیرا که از علوم گذشته آگاه بود، متوجه حضور کاروان قریش شد. او که پیش از این با کاروانها سخن نگفته بود، این بار بهدلیل مشاهده ابری که بالای سر کاروان سایه میانداخت، همه را به صرف غذا دعوت کرد.
پیامبر(ص) که در ابتدا بهدلیل خردسالی همراه نبرده شده بودند، توسط بحیرا فراخوانده شدند. بحیرا پس از مشاهده نشانههایی که در کتابهایش خوانده بود، از پیامبر(ص) درباره زندگی خصوصیشان سوالاتی پرسید و با تطبیق پاسخها با دانش خود، از نبوت ایشان اطمینان یافت. او مهر نبوت را میان شانههای پیامبر(ص) دید و آنجا را بوسید. سپس بحیرا به ابوطالب هشدار داد که پیامبر(ص) را به سرعت به مکه بازگرداند و از ایشان در برابر خطرات احتمالی، به ویژه از سوی یهودیان، محافظت کند. او همچنین به ابوطالب(ع) اعلام کرد که آیندهای بزرگ در انتظار برادرزادهاش خواهد بود. ابوطالب(ع) نیز پس از این هشدار، پیامبر(ص) را به مکه بازگرداند.[۱۶]
تحلیل روایتهای مختلف از دیدار بحیرا با پیامبر(ص)
روایتها در شخصیت بحیرا و نحوه دیدار متفاوتند: برخی او را منتظر فرستاده موعود و پرسشگر کاروانها پیشین معرفی کردهاند[۱۷] و برخی او را گوشهنشین و منزوی میدانند.[۱۸] بحیرا با مشاهده نشانههای غیرطبیعی، از جمله ابری که همواره بر سر محمد(ص) سایه میانداخت و درختانی که شاخههای خود را به سوی او میگشودند، پیامبر(ص) را شناخت و برای گفتوگو او را به صومعه دعوت کرد.[۱۹]
همچنین روایات دیدار بحیرا با پیامبر(ص) جزئیات یکسانی ندارند: برخی گفتوگویی کوتاه گزارش کردهاند که تنها نبوت محمد(ص) را با عبارت «او سرور جهانیان است»[۲۰] پیشگویی کرده است،[۲۱] و برخی تفصیل بیشتری دارند؛ از جمله پرسش درباره خوابهای پیامبر(ص)، سوگند به لات و عزی که پیامبر از آنها تبرّی میجوید،[۲۲] مشاهده مهر نبوت میان شانههای حضرت و سفارش به ابوطالب(ع) برای محافظت او از یهود[۲۳] اهل کتاب[۲۴] و یا هر دو[۲۵] یا چنانکه مسعودی گفته است از اهل کتاب[۲۶] با تأکید بر یهود[۲۷] حفظ کند.
در برخی منابع به تلاش بحیرا برای منصرف کردن سه یهودی به نامهای زبیر[۲۸] (یا زریر[۲۹] یا زعبیر[۳۰])، ثمام[۳۱] (یا تمّام[۳۲]) و دریس[۳۳] از کشتن پیامبر(ص) اشاره شده است. درباره بازگشت محمد به مکه، دو روایت وجود دارد:
تردیدها درباره صحت این روایت
درباره روایت دیدار پیامبر(ص) با بحیرا، بهویژه بخش بازگشت محمد(ص) با ابوبکر و بلال، تردیدهایی وجود دارد؛ برخی با بررسی سن ابوبکر و بلال و تطبیق تاریخی، این بخش را افزودهای بعدی و نشانه ساختگی بودن روایت دانستهاند.[۳۴] برخی منابع روایت دیدار را به سفر جوانی پیامبر(ص) با ابوبکر نسبت دادهاند که در آن بحیرا پیامبر(ص) را در زیر درختی که تنها حضرت عیسی(ع) پیشتر در زیر آن آرمیده بود شناخته و نبوت او را پیشگویی کرده است.[۳۵]
این دیدار بهویژه در منابع مسیحی مورد استفاده قرار گرفته تا رسالت پیامبر(ص) را زیر سؤال ببرند[۳۶] و برخی دادههای پراکنده و غیرمستند درباره هویت بحیرا ( شخصیتی افسانهای و شبحی مشکوک و دستنیافتنی)،[۳۷] اعتبار روایت را تضعیف کرده است.[۳۸] بااینحال، بیشتر سیرهنویسان قدیم[۳۹] و مورخان قرن چهاردم هجری قمری[۴۰] وقوع آن را به اجمال پذیرفتهاند و شهرت روایت نزد مورخان و نویسندگان، احتمال صحت آن را افزایش میدهد.[۴۱]
ذکر نام بحیرا در رویدادهای دیگر
در سفر تجاری پیامبر(ص) در ۲۵سالگی به شام همراه مَیسَره، غلام خدیجه(س)، برخی منابع نام راهب ملاقاتشده را بحیرا دانستهاند.[۴۲] بااینحال، ابنسعد[۴۳] و سیوطی[۴۴] نام او را نُسطور ثبت کردهاند.[۴۵] همچنین در برخی روایتها، با وجود اشاره به اصل این سفر، نام راهب اصلاً ذکر نشده است.[۴۶] در روایت محمد بن عبدالله بن عمر نیز نام و نقش بحیرا و حتی اصل دیدار او با پیامبر(ص) بهکلی غایب است.[۴۷]
از بحیرا بار دیگر در زمره هشت تن اهل شام که با جعفر از حبشه بازگشتند، نام برده میشود. اگر چنین کسی واقعاً وجود داشته باشد، بیتردید غیر از بحیرای راهب بوده است و ابنحجر عسقلانی[۴۸] و ابناثیر[۴۹] به این نکته تصریح دارند.
بحیرا در متون روم شرقی
در متون روم شرقی، بحیرا راهبی معرفی شده که پس از نزول وحی، حضرت خدیجه(س) برای آگاهی از حال پیامبر(ص) نزد او رفت و بحیرا نیز با تأیید وحیانی بودن آنچه بر پیامبر(ص) نازل شده بود، او را آرام کرد.
اما در کتاب مکاشفات بحیرا، که در سدههای پنجم و ششم هجری تدوین شده، روایت دیگری آمده است. در این اثر، از دیدار سرجیوس بحیرا با پیامبر(ص) و گفتوگوهای او با محمد جوان سخن گفته میشود و ادعا میشود که بحیرا در شکلگیری اندیشهها و آموزشهای پیامبر(ص) نقش داشته است. هدف این روایت، انکار نزول وحی و القای این ادعاست که پیامبر(ص) آموزههای خود و قرآن را از عالمان مسیحی و یهودی گرفته است.[۵۰] گفته شده اینگونه متون، بهویژه در دوره جنگهای صلیبی، گسترش یافت و برای ایجاد تردید در حقانیت وحی اسلامی به کار رفت.[۵۱]
پانویس
- ↑ ابناسحاق، کتاب السیر و المغازی، ۱۳۶۸ش، ص۷۳؛ ابنهشام، السیرة النبویة، بیروت، ج۱، ص۱۹۱؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ص۶۰.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۹۷۹م، ج۱، ص۸۳.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، سلسله اول، ص۱۱۲۵.
- ↑ ترمذی، الجامع الصحیح، بیروت، ج۵، ص۵۹۰-۵۹۱.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، بیروت، ج۱، ص۱۹۱.
- ↑ ابناسحاق، کتاب السیر و المغازی، ۱۳۶۸ش، ص۷۳.
- ↑ رشید رضا، الوحی المحمّدی، ۱۳۸۰ش، ص۷۲.
- ↑ بستانی، دائرة المعارف، ذیل «بحیرا».
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، بیروت، ج۱، ص۱۹۱؛ سامی، قاموس الاعلام، ذیل «بحیرا».
- ↑ بلعمی، تاریخنامه طبری، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۲۰.
- ↑ ابنقتیبه، کتاب المعارف، ۱۸۵۰م، ص۲۹.
- ↑ مائده: ۸۲
- ↑ جاحظ، رسائل الجاحظ، ۱۹۸۷م، ص۲۵۹.
- ↑ ابنحجر عسقلانی، لسان المیزان، ۱۳۹۰ش، ج۳، ص۳۹.
- ↑ ابنکثیر، السیرة النبویة، ۱۹۷۱م، ج۱، ص۲۴۶۲۴۷؛ بیهقی، دلائل النبوّة، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۱۹۵-۱۹۶؛ سیوطی، الخصائص الکبری، بیروت، ج۱، ص۸۳.
- ↑ نقل با تلخیص از رسولی محلاتی، درسهایی تحلیلی از تاریخ اسلام، ج ۱، ۲۵۹-۲۶۶
- ↑ خرگوشی، شرف النبی(ص)، ۱۳۶۱ش، ص۴۶.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، بیروت، ج۱، ص۱۹۱-۱۹۲؛ ابناسحاق، کتاب السیر و المغازی، ۱۳۶۸ش، ص۷۳.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، بیروت، ج۱، ص۱۹۲؛ خرگوشی، شرف النبی(ص)، ۱۳۶۱ش، ص۴۵.
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ص۵۵.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۱۲۰ به نقل از ابیمِجْلَز
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، بیروت، ج۱، ص۱۹۳؛ ابناسحاق، کتاب السیر و المغازی، ۱۳۶۸ش،ص۷۵؛ ابنکثیر، السیرة النبویة، ۱۹۷۱م، ج۱، ص۲۴۵.
- ↑ ابنکثیر، السیرة النبویة، ۱۹۷۱م، ج۱، ص۲۴۵؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۱۲۰.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، سلسله اول، ص۱۱۲۶.
- ↑ بلعمی، تاریخنامه طبری، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۲۱.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۹۷۹م، ج۱، ص۸۳.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۹۷۹م، ج۳، ص۲۶.
- ↑ ابناسحاق، کتاب السیر و المغازی، ۱۳۶۸ش، ص۷۵.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، بیروت، ج۱، ص۱۹۴.
- ↑ بیهقی، دلائل النبوّة، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۱۹۸.
- ↑ بیهقی، دلائل النبوّة، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۱۹۸.
- ↑ ابنکثیر، السیرة النبویة، ۱۹۷۱م، ج۱، ص۲۴۵.
- ↑ ابناسحاق، کتاب السیر و المغازی، ۱۳۶۸ش، ص۷۵.
- ↑ معروف حسنی، سیرة المصطفی، ص۵۳-۵۴؛ عاملی، الصحیح من سیرة النبی، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۹۳.
- ↑ سیوطی، الخصائص الکبری، بیروت، ج۱، ص۸۶ ؛ ابناثیر، اسدالغابة، ج۱، ص۱۹۹.
- ↑ معروف حسنی، سیرة المصطفی، ص۵۳-۵۵؛ رشید رضا، الوحی المحمّدی، ۱۳۸۰ش، ص۷۲.
- ↑ ماسینیون، ص۱۰
- ↑ عاملی، الصحیح من سیرة النبی، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۹۲-۹۳.
- ↑ ترمذی، الجامع الصحیح، ج ۵، ص۵۹۰؛ همچنین میتوان از حاکم، ابونعیم، خرائطی، ابنعساکر و ابنابیشیبة نیز نام برد، سهیلی، الروض الاُنُف، ج ۲، ص۲۲۴
- ↑ همچون حسن ابراهیم حسن، تاریخ الاسلام، ج ۱، ص۷۵ و زریاب خویی، سیرة رسول اللّه، ۱۳۷۰ش، ص۹۱-۹۲.
- ↑ سیوطی، الخصائص الکبری، بیروت، ج۱، ص۸۴.
- ↑ خرگوشی، شرف النبی(ص)، ۱۳۶۱ش، ص۴۹۰.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۱۳۰.
- ↑ سیوطی، الخصائص الکبری، بیروت، ج۱، ص۹۱.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، سلسله اول، ص۱۱۲۸.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، سلسله اول، ص۱۱۲۸.
- ↑ محمّد بن عبداللّه، خلاصة سیرت رسول اللّه(ص)، ۱۳۶۸ش، ص۳۴.
- ↑ ابنحجر عسقلانی، الاصابة، ۱۳۲۸ش، ج۱، ص۱۷، ۱۳۹.
- ↑ ابناثیر، اسد الغابة، ۱۹۷۳ق، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰.
- ↑ دایرهالمعارف اسلام، چاپ اول، ذیل واژه
- ↑ برای بحثهای بعدی خاورشناسان رجوع کنید به د. اسلام، چاپ دوم، ذیل واژه
منابع
- ابناثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، قاهره، چاپ محمد ابراهیم بنا و محمد احمد عاشور، ۱۹۷۰-۱۹۷۳ق.
- ابناسحاق، کتاب السیر و المغازی، چاپ سهیل زکار، قم، ۱۳۶۸ش.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، کتاب الاصابة فی تمییز الصحابة، مصر، ۱۳۲۸ش.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، بیروت، ۱۳۹۰/۱۹۷۱ش.
- ابنسعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ترجمة محمود مهدوی دامغانی، تهران ۱۳۶۵-۱۳۶۹ش.
- ابنقتیبه، کتاب المعارف، چاپ فردیناند ووستنفلد، گوتینگن، ۱۸۵۰م.
- ابنکثیر، اسماعیل بن کثیر، السیرة النبویة، تحقیق: مصطفی عبدالواحد، بیروت، ۱۹۷۱م.
- ابنهشام، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق مصطفی السقا و ابراهیم الابیاری و عبدالحفیظ شبلی، بیروت، دارالمعرفه، بیتا.
- بستانی، بطرس، کتاب دائرةالمعارف، بیروت، بیتا.
- بلعمی، محمدبن محمد، تاریخنامه طبری، چاپ محمد روشن، تهران، ۱۳۶۶ش.
- بیهقی، احمد بنحسین، دلائل النبوّة، ترجمة محمود مهدوی دامغانی، تهران، ۱۳۶۱ش.
- ترمذی، محمد بنعیسی، الجامع الصحیح، چاپ ابراهیم عطوه عوض، بیروت، بیتا.
- جاحظ، عمرو بنبحر، رسائل الجاحظ، الرسائل الکلامیة، چاپ علی ابوملحم، بیروت، ۱۹۸۷م.
- حسن ابراهیم حسن، تاریخ الاسلام، بیروت، ۱۹۶۴-۱۹۶۷م.
- خرگوشی، عبدالملک بنمحمد، شرف النبی(ص)، ترجمة نجمالدین محمود راوندی، چاپ محمد روشن، تهران، ۱۳۶۱ش.
- ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبد السلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم،۱۴۱۳ق.
- رشیدرضا، محمد، الوحی المحمّدی، قاهره، ۱۳۸۰/۱۹۶۰ش.
- زریاب خویی، عباس، سیرة رسول اللّه، تهران، ۱۳۷۰ش.
- سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، چاپ مهران، استانبول، ۱۸۸۹-۱۸۹۸م.
- سهیلی، عبدالرحمان بن عبدالله، الروض الاُنُف، چاپ عبدالرحمن وکیل، قاهره، ۱۴۱۰/۱۹۹۰ق.
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، الخصائص الکبری، بیروت، بیتا.
- طبری، محمد بن جریر بن یزید، تاریخ الأمم و الملوک، أبو جعفر محمد بن جریر الطبری، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
- عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم صلی اللّه علیه وآله وسلّم، قم، ۱۴۰۳ق.
- محمّد بن عبداللّه بن عمر، خلاصة سیرت رسول اللّه(ص)، چاپ اصغر مهدوی و مهدی قمینژاد، تهران، ۱۳۶۸ش.
- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلا، بیروت، ۱۹۶۵-۱۹۷۹م.
- معروف حسنی، هاشم، سیرة المصطفی، بیروت، ۱۴۰۶/۱۹۸۶ق.
- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ترجمة محمدابراهیم آیتی، تهران، ۱۳۶۲ش.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دانشنامه جهان اسلام
- سخنی درباره اصل داستان بحیرا و روایات وارده در این باره
- نقد و بررسی داستان بحیرا
- نخستین سفر محمد به شام و داستان بحیرا