فسخ ازدواج
| بخشی از احکام عملی و فقهی |
|---|
این مقاله یک نوشتار توصیفی درباره یک مفهوم فقهی است و نمیتواند معیاری برای اعمال دینی باشد. برای اعمال دینی به منابع دیگر مراجعه کنید. |
فَسْخِ ازدواج یا فسخ نِکاح به برهمزدن یکطرفه عقد ازدواج توسط زن یا مرد گفته میشود. این حق طبق نظر فقیهان فوری است و اگر پس از آگاهی از عیب فوراً اعمال نشود، از بین میرود؛ مگر اینکه فرد از وجود این حق یا فوری بودن آن بیاطلاع باشد. تفاوت فسخ با طلاق در این است که طلاق تشریفات خاصی مانند صیغه، شاهد و رعایت زمان پاکی زن دارد، اما فسخ نکاح بدون این شرایط انجام میشود. در طلاقِ قبل از دخول، نصف مهریه واجب است، ولی در فسخ فقط در صورت عیبِ ناتوانی جنسی مرد چنین حکمی وجود دارد.
به گفته فقیهان، حق فسخ نکاح در مواردی چون فریب در بیان اوصاف و تدلیس و عیوب ثابت میشود. براساس فقه شیعه، عیوب فسخ نکاح به سه دسته مشترک (مانند جنون)، مختص مرد (مانند خصاء، جبّ و عنن) و مختص زن (مانند برص، جذام، عفن، افضاء، لنگیدن شدید و نابینایی کامل) تقسیم میشوند که در صورت تحقق شرایطی مانند اطلاع یا عدم اطلاع از عیب، زمان حادث شدن عیب، و مانعیت از آمیزش، حق فسخ برای یکی از زوجین ایجاد میکنند؛ همچنین در مورد عیوب نوظهور و درمانپذیر اختلاف نظر بین فقها وجود دارد.
مفهومشناسی و تفاوت فسخ نکاح با طلاق
فسخ نکاح به معنای به هم زدن پیوند زناشویی است[۱] و به زن و مرد این اختیار را میدهد که بتوانند بهطور یکطرفه و با انحلال عقد ازدواج، از یکدیگر جدا شوند.[۲] این حق در روایات با عنوان «رد نکاح» شناخته میشود،[۳]
به گفته فقیهان حق فسخ نکاح فوری است[۴] و اگر طرفین پس از اطلاع از عیب، بلافاصله اقدام به فسخ نکنند، این حق از بین میرود.[۵] بااینحال، ناآگاهی به وجود حق فسخ یا فوریت آن، میتواند عذر موجهی باشد و در صورت عدم اطلاع، حق فسخ ساقط نمیشود.[۶]
فسخ نکاح و طلاق هر دو به جدایی منجر میشوند، اما تفاوتهایی برای آن دو ذکر شده است:[۷] طلاق نیازمند لفظ و صیغه خاص، حضور دو شاهد مرد و پاک بودن زن از عادت ماهانه است، در حالی که فسخ نکاح این شرایط را ندارد. همچنین، در طلاق قبل از دخول، نصف مهریه پرداخت میشود، اما در فسخ نکاح، این امر فقط در صورت عیب عنن (ناتوانی جنسی مرد) ثابت است.[۸]
عوامل فسخ نکاح
عوامل ثبوت حق فسخ ازدواج از نظر فقها[۹] عبارتند از:
خلافگویی درباره اوصاف (تخلف شرط صفت)
اگر یکی از زوجین هنگام ازدواج داشتنِ صفت یا ویژگی خاصی را ادعا کند و بعد معلوم شود آن ویژگی را ندارد، طرف فریبخورده حق فسخ نکاح خواهد داشت.[۱۰] مانند شرط دکتر بودن یا نداشتن اعتیاد برای مرد،[۱۱] یا شرط بکارت برای زن؛[۱۲] که در صورت اثبات خلاف، طرف مقابل میتواند عقد را فسخ کند.[۱۳]
پنهان کردن عیب (تَدلِیس)
به گفته فقیهان، تدلیس (کتمان عیب یا فریب در بیان صفات) در ازدواج،[۱۴] با تحقق شرایطی، موجب ثبوت حق فسخ میشود،[۱۵] هرچند برخی معتقدند تدلیس در غیر عیوب موجب فسخ (مانند جنون)، مجوز فسخ نیست مگر آنکه آن صفتِ مورد فریب، در عقد بهعنوان شرط ذکر شده باشد.[۱۶]
عیب
پس از عقد ازدواج دائم، اگر مشخص شود یکی از طرفین پیش از عقد، دارای عیبی بوده که ادامه زندگی مشترک را دشوار میسازد،[۱۷] طرف دیگر حق فسخ عقد را خواهد داشت.[۱۸]
عیوب مشترک ببن زن و مرد
در مورد تعداد عیوب مشترک بین زن و مرد، میان فقها اختلاف نظر وجود دارد. بااینحال، مشهور فقهای شیعه معتقدند تنها عیب مشترک جنون است.[۱۹]
- جنون مرد: چه به صورت دورهای باشد یا دائمی، چه قبل از عقد وجود داشته و همسرش از آن بیاطلاع بوده، و چه پس از عقد حادث شده باشد، حق فسخ را برای همسرش ایجاد میکند.[۲۰]
- جنون زن: تنها در صورتی موجب حق فسخ برای مرد میشود که قبل از عقد وجود داشته و مرد از آن بیاطلاع بوده باشد. اگر جنون زن پس از عقد و نزدیکی حادث شود، طبق نظر مشهور، مرد حق فسخ ندارد و تنها میتواند او را طلاق دهد.[۲۱]
عیوب مختص به مرد
- خصاء[۲۲] به معنای کشیدن بیضههای مرد یا کوبیدن آنها[۲۳] که مرد قادر به إنزال نیست.[۲۴] از نظر مشهور فقها خصاء عیب و موجب فسخ نکاح است.[۲۵] اما از نظر شیخ طوسی اگر مرد خصی قادر به آمیزش باشد، خصاء عیب محسوب نمیشود.[۲۶]
- جَبّ به معنای بریدن آلت تناسلی مرد است[۲۷] و فرد مبتلا «مجبوب» نامیده میشود.[۲۸] مشهور فقها[۲۹] این عیب را موجب حق فسخ نکاح برای زن میدانند،[۳۰] اما محقق حلی در عیب بودن آن تردید کرده و بهدلیل نبود روایت و مغایرت با اصل لزوم عقد، حکم به خیار فسخ را مورد خدشه قرار داده است.[۳۱]
- عنن وضعیتی است که مانع نعوظ آلت تناسلی مرد شده و او را «عِنّین» مینامند.[۳۲] در صورت وجود عنن، زن حق فسخ نکاح را دارد، چه قبل از عقد و چه بعد از آن.[۳۳] اگر عنن پس از عقد حادث شود، زن تنها در صورتی میتواند عقد را فسخ کند که هنوز هیچ دخولی صورت نگرفته باشد؛ اما با وقوع یک بار دخول، حق فسخ از بین میرود.[۳۴]
عیوب مختص به زن
عیبهای مختص به زن شش مورد هستند[۳۵] و بنا به اجماع فقها، اگر معلوم شود که قبل از عقد وجود داشتهاند، مرد میتواند عقد ازدواج را فسخ کند.[۳۶] این عیوب عبارتند از:
- بَرَص و جُذام از نظر مشهور فقها از عیوب اختصاصی زن شمرده میشوند، اگرچه برخی از عیوب مشترک میدانند.[۳۷]
- عَفَل یا قَرَن گوشت زائدی در ناحیه تناسلی زن است[۳۸] که اگر مانع آمیزش شود، حق فسخ برای مرد وجود دارد، اما در صورت عدم مانعیت یا امکان آمیزش با دشواری، در حق فسخ اختلاف نظر وجود دارد و مشهور قائل به عدم حق فسخ هستند.[۳۹]
- إفضاء: یکی شدن مجرای ادرار و قاعدگی است[۴۰] که صاحب جواهر بر عیب بودن آن ادعای اجماع کرده است.[۴۱]
- عَرَج (لنگیدن) در زن،[۴۲] از نظر محقق حلی در صورت رسیدن به حد زمینگیر شدن،[۴۳] عیب محسوب میشود،[۴۴] درحالیکه شیخ طوسی آن را عیب نمیداند.[۴۵]
- عَمی (نابینایی) کامل از دو چشم، حتی اگر چشمها ظاهراً سالم باشند.[۴۶] ضعف بینایی در هر درجه، لوچی، نابینایی یک چشم، شبکوری و ضعف دید همراه با اشکریزش مداوم، مجوز حق فسخ نیستند.[۴۷]
عیوب نوظهور
فقها در مورد اینکه آیا بیماریهای جدید مانند ایدز، واژینیموس و اماس که پس از دوران معصومان(ع) پدید آمدهاند،[۴۸] موجب حق فسخ نکاح میشوند یا خیر، اختلاف نظر دارند.[۴۹] برخی تنها بیماریهای ذکر شده در روایات را موجب فسخ میدانند،[۵۰] درحالیکه برخی دیگر مانند ناصر مکارم شیرازی الحاق این بیماریها به عیوب قبلی مانند جذام و برص را محتمل دانستهاند، اما احتیاط را در طلاق میدانند.[۵۱]
عیوب درمانپذیر
در مورد عیوب درمانپذیر نکاح، فقها اختلاف نظر دارند که آیا با درمان عیب، حق فسخ از بین میرود یا خیر[۵۲]. برخی معتقدند که ادله فسخ تعبدی است و با درمان هم ساقط نمیشود،[۵۳] درحالیکه برخی دیگر مانند ابنبراج و شیخ طوسی معتقدند با زوال عیب، حق فسخ نیز از بین میرود زیرا علت حکم (وجود عیب) از بین رفته است.[۵۴]
پانویس
- ↑ عبدالمنعم معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهیة،بیتا، ج۳، ص۴۲.
- ↑ کیخا و سالاریفر، «بررسی تطبیقی موجبات فسخ نکاح در فقه امامیه و حقوق پاکستان»، ص۱۴۱.
- ↑ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۶۵ش، ج ۷، ص۴۲۲؛حر عاملی، وسایل الشیعة، ۱۴۱۲ق، ج۲۱، ص۲۰۷.
- ↑ امام خمینی، تحریرالوسیله، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۳.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۴۳.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۱۲۳.
- ↑ مؤسسه دایرة المعارف الفقه الاسلامی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۶۵۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: شهیدثانی، مسالک الافهام، ۱۴۲۵ق، ج۸، ص۱۲۷؛ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۴۴؛ فاضل هندی، کشف اللثام، بیتا، ج۷، ص۳۷۲؛سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۱۲۸.
- ↑ کیخا و سالاریفر، «بررسی تطبیقی موجبات فسخ نکاح در فقه امامیه و حقوق پاکستان»، ص۱۴۲.
- ↑ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۳۲۷.
- ↑ حسینی ادیانی، «بازپژوهی در عیوب فسخ نکاح»، ص۷۱.
- ↑ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۰۸.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۳۲ق، ج۳۰، ص۳۷۶.
- ↑ علامه حلی، قواعدالاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۶۹.
- ↑ عبدالمنعم، معجم المصطلحات و الفاظ الفقهیة، بیتا، ج۱، ص۴۵۲.
- ↑ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۵.
- ↑ حسینی ادیانی، «بازپژوهی در عیوب مجوز فسخ نکاح»، ص۷۳.
- ↑ مؤسسه دائره المعارف الفقه الاسلامی، فرهنگ فقه فارسی،۱۳۸۷ش، ج۴، ص۳۱۵.
- ↑ امام خمینی، تحریرالوسیلة، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۲؛حسینی ادیانی، «بازپژوهی در عیوب مجوز فسخ نکاح»، ص۷۳.
- ↑ شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۸، ص۱۰۱-۱۰۲.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۴۱؛ امام خمینی، تحریرالوسیلة، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۲.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۱۸؛ سبزورای، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۱۱۴؛ امام خمینی، تحریرالوسیله، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۲.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۱۱۵؛امام خمینی، تحریرالوسیله، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۳۱۲.
- ↑ حسینی ادیانی، «بازپژوهی در عیوب مجوز فسخ نکاح»، ص۷۵.
- ↑ شهیدثانی، مسالک الافهام، ۱۴۲۵ق، ج۸، ص۱۰۳.
- ↑ شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۲۵۰؛شیخ طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۳۴۸.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۲۰ق، ج۲۵، ص۱۱۵.
- ↑ فیومی، المصباح المنیر، ۱۴۱۸ق، ص۵۱.
- ↑ شهیدثانی، مسالک الافهام، ۱۴۲۵ق، ج۸، ص۱۰۶.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۱۱۵.
- ↑ شهیدثانی، مسالک الافهام، ۱۴۲۵ق، ج۸، ص۱۰۶.
- ↑ عبدالمنعم، معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهیة، بیتا، ج۲، ص۵۵۰؛امام خمینی، تحریرالوسیله، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۳.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۱۱۶.
- ↑ شهیدثانی، مسالک الافهام، ۱۴۲۵ق، ج۸، ص۱۰۴.
- ↑ امام خمینی، تحریرالوسیله، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۳؛سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۱۲۰.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۴۱.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۱۲۱؛امام خمینی، تحریرالوسیله، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۳.
- ↑ مؤسسه دایرة المعارف الفقه الاسلامی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۴۰۶.
- ↑ بحرانی، حدائق الناضره، بیتا، ج۲۴، ص۲۶۱.
- ↑ شهیدثانی، مسالک الافهام، ۱۴۲۵ق، ج۸، ص۱۱۶.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۳۵.
- ↑ شهیدثانی، مسالک الافهام، ۱۴۲۵ق، ج۸، ص۱۱۶.
- ↑ مؤسسة الفقه الاسلامی، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۶۵۶.
- ↑ محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۶۴.
- ↑ شیخ طوسی، المبسوط، ج۴، ص۲۴۹.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵،ص۱۱۹؛حسینیادیانی، «بازپژوهی در عیوب مجوز فسخ نکاح»، ص۷۸.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵،ص۱۱۹؛حسینیادیانی، «بازپژوهی در عیوب مجوز فسخ نکاح»، ص۷۸.
- ↑ حسینیادیانی، «بازپژوهی در عیوب مجوز فسخ نکاح»، ص۸۴.
- ↑ میرداداشی، «تأملی نو بر عیوب موجب فسخ نکاح»، ص۷۶.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۱۲۳.
- ↑ مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۲۳۸؛مؤسسه دایرة المعارف الفقه الاسلامی، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۲۱۲.
- ↑ سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳ق، ج۲۵، ص۱۲۲.
- ↑ احمدزاده و برزعلی، «تاثیر درمان عیوب بر فسخ نکاح»، ص۵۶.
- ↑ ابن برّاج، المهذب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۲۳۴؛شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۲۵۰.
منابع
- ابنبرّاج، عبدالعزیر بن نحریر، المهذب، بیجا، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۶ق.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
- احمدزاده، سید عبدالمطلب و پژمان برزعلی، «تاثیر درمان عیوب بر فسخ نکاح»، مجله فقه پزشکی، شماره سی و یکم، بهار و تابستان ۱۳۹۶ش.
- امام خمینی، سید روحالله، تحریر الوسیله، قم، مؤسسه مطبوعاتی إسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
- بحرانی، شیخ یوسف، حدائق الناضره، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بیتا.
- حسینی ادیانی، سید مسلم، «بازپژوهی در عیوب فسخ نکاح»، فقه و مبانی حقوق اسلامی، شماره اول، بهار و تابستان ۱۳۹۷ش.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ ششم، ۱۴۱۲ق.
- سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذب الاحکام، قم، دارالتفسیر، ۱۴۱۳ق.
- شهید ثانی، زینالدین بن علی، مسالک الافهام، قم، مؤسسه المعرف الاسلامیة، چاپ سوم، ۱۴۲۵ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، تهران، المکتبة المرتضویة لاحیاء الاثار الجعفریة، چاپ سوم، ۱۳۸۷ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
- شیخ انصاری، مرتضی، مکاسب، قم، مجمع الفکر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- عبدالمنعم، محمود عبدالرحمان، معجم المصطلحات و الفاظ الفقهیة، بیجا، دارالفضیلة، بیتا.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعدالاحکام، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
- فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، تحقیق: يوسف الشيخ محمد، بیروت، نشر المكتبة العصريّة، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.
- کیخا، محمدرضا و آمنه سالاریفر، «بررسی تطبیقی موجبات فسخ نکاح در فقه امامیه و حقوق پاکستان»، دوفصلنامه مطالعات شبه قاره، شماره سی و هفتم، پاییز و زمستان ۱۳۹۸ش.
- محقق حلی، جعفر بن حسن، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
- مرقاتی، عفت سادات و طه مرقاتی، «ﺗﺄﺛﻴﺮ اﺧﺘﻼل واژﻳﻨﻴﺴﻤﻮس در ﻓﺴﺦ ﻧﻜﺎح»، فصلنامه فقه پزشکی، شماره دوم، بهار ۱۳۸۹ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات جدید، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق.
- میرداداشی، سید مهدی، «تأملی نو بر عیوب موجب فسخ نکاح»، حقوق اسلامی، شماره بیست و چهارم، بهار ۱۳۹۸ش.
- مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت(ع)، زیرنظر: سید محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۷ش.
- ناصریمقدم، حسین و مظاهر نامداری، «تحلیل فقهی-حقوقی عیوب مجوز فسخ نکاح با رویکردی بر نظر امام خمینی»، پژوهشنامه متین، شماره پنجاه و پنجم، تابستان ۱۳۹۱ش.
- نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.
