اسما و صفات خدا
| از سلسله مقالات دربارهٔ: |
| اسلام |
|---|
| خداشناسی | |
|---|---|
| اثبات خدا • توحید • اسما و صفات خدا • عدل الهی • قضا و قدر | |
| نبوت | |
| عصمت پیامبران • خاتمیت • نبوت خاصه • معجزه • قرآن • وحی • اسلام | |
| امامت | |
| امامان • امامت امامان • برتری اهلبیت(ع) • عصمت امامان • ولایت • غیبت • مهدویت | |
| معاد | |
| مرگ • برزخ • معاد جسمانی • بهشت • جهنم | |
| مسائل چالشی | |
| امر بین الامرین • جبر و اختیار • تقیه • ولایت فقیه • توسل • شفاعت • تحریفناپذیری قرآن • زیارت • بداء • رجعت |
اَسْماء وَ صِفات خدا دو اصطلاح در علم کلام برای نامها و اوصاف الهیاند. در منابع اسلامی، میان «اسم» و «صفت» الهی تفسیرهای گوناگونی دیده میشود: متکلمان میان آن دو تفاوتی اندک قائلاند و اسم را ناظر به ذات با وصفی خاص، و صفت را ناظر به کلیتِ اتصاف میدانند؛ درحالیکه در عرفان، اسم حقیقتی عینی و خارجی، و صفت مفهومی مجرد تلقی میشود.
با وجود ارقام گوناگون درباره شمار اسماء الهی در منابع دینی، قرآن کریم به «الأسماء الحسنی» اشاره دارد که از نظر مفسران، بیانگر کمالات الهی، بینیازی مطلق خداوند و نیازمندیِ همه ممکنات به اوست. صفات الهی نیز به صفات جمال (ثبوتی)، جلال (سلبی)، ذات و فعل تقسیم میشوند. در نگاه عرفانی، «اسم» مظهر عینیِ حقیقت الهی، «اسم الاسم» لفظ دال بر آن اسم، و «اسمای مستأثره» نامهای پنهان خداوند در علم غیب او به شمار میآیند. همچنین در باب شناخت صفات الهی، سه دیدگاه اصلی مطرح است: تعطیل، به معنای ناتوانی عقل از درک حقیقت صفات؛ تشبیه، به معنای اشتراک معنای صفات الهی با صفات مخلوقات؛ و اثبات بدون تشبیه، که ضمن اثبات صفات، خداوند را از هرگونه همانندی با مخلوقات منزه میداند.
در بحثِ قدیم یا حادث بودن اسماءالله، بیشتر عالمان شیعه، با استناد به روایات، اسماء غیرذاتی را حادث و مخلوق میدانند؛ هرچند شیخ صدوق بر این باور بود که اسماء الهی نه حادثاند و نه قدیم. در مقابل، اشاعره اسماء را قدیم و ازلی، معتزله آنها را اعتبارهایی انسانی، و بشر بن مریسی آنها را مخلوق میشمردند. در مسئله عینیت ذات و صفات نیز، شیعه صفات ذاتی را عین ذات الهی و صفات فعلی را غیر از ذات میداند؛ اشاعره صفات را قدیم و قائم به ذات میشمارند؛ معتزله در باب اسم و ذات و نیز صفات ذاتی، نوعی عینیت قائلاند؛ و ابوهاشم جبایی نظریه «احوال» را مطرح کرده است. افزونبر این، از قرن دوم هجری تاکنون شروح فراوانی بر اسماء الهی با رویکردهای حدیثی، فلسفی، کلامی، عرفانی و لغوی نوشته شده است.
تفاوت دو اصطلاح «اسم» و «صفت»
برخی متکلمان معتقدند بین اسم و صفت تفاوت اندکی وجود دارد؛ اسم به ذات با صفتی خاص اشاره دارد مانند «عالم»، درحالیکه صفت به کلیت اتصاف به آن وصف اشاره میکند مانند «علم».[۱] اما در عرفان، اسم و صفت به هم نزدیکترند و تفاوتشان در «رقیقه بودن» معنا در فلسفه (ظرافتِ مفهومی) و «حقیقه بودن» آن در عرفان است.[۲] تفاوت نگاه عرفا و متکلمان در این دانسته شده است که عرفا اسم را حقیقتی عینی و خارجی میدانند، اما متکلمان آن را صرفاً لفظی و کتابی تلقی میکنند.[۳]
تعداد نامهای خداوند
به گفته محققان، تعداد اسماء خداوند در منابع دینی متفاوت ۹۹، ۱۰۰۱،[۴] ۳۶۰، ۴۰۰۰ است[۵] اما براساس حدیثی نبوی، مشهور ۹۹ اسم است،[۶] اما گفته شده هیچ یک از این ارقام قطعی نبوده و بسیاری از اسماء قابلیت تحلیل و تقلیل به تعداد کمتری را دارند.[۷]
در قرآن کریم، علاوهبر نام «اللّه»، ۱۳۲ اسم دیگر[۸] برای خداوند ذکر شده است. بیشتر این اسامی دارای معنای وصفی بوده و هر یک به نحوی، بیانگر کمال خداوند هستند. از این میان، ۱۰ اسم بهصورت غیرصریح آمدهاند. در چهار آیه نیز خدا با تعبیر «للّه الأسماء الحسنی» (نیکوترین نامها از آنِ خداست) معرفی شده است.[۹] دیدگاه بیشتر مفسران بر این است که اسماءالحسنی، نامهایی هستند که دارای معانی کمالی بوده و جز بر ذات پاک خداوند دلالت نمیکنند. این اسامی دارای دو ویژگی مهم هستند؛ بینیازی مطلق خداوند از هر چیزی و نیاز ممکنات به خداوند.[۱۰]
| شماره | عربی | معادل فارسی | ابجد |
|---|---|---|---|
| ۱ | الله | خداوند | ۶۶ |
| ۲ | الرَّحمان | بخشاینده (رحمت عام) | ۲۹۸ |
| ۳ | الرحیم | مهربان (رحمت ویژه) | ۲۵۸ |
| ۴ | المَلِک | پادشاه | ۹۰ |
| ۵ | القُدّوس | پاک و منزِّه از هر گونه نقص | ۷۰ |
| ۶ | السلام | پاک و سلامتی بخش عالم | ۱۳۱ |
| ۷ | المُؤمن | ایمنی بخش | ۱۳۶ |
| ۸ | المُهَیمِن | نگهدارنده | ۱۴۵ |
| ۹ | العَزیز | باشکوه، شکست ناپذیر | ۹۴ |
| ۱۰ | الجَبّار | دست نایافتنی، جبران کننده | ۲۰۶ |
| ۱۱ | المُتَکَبِّر | بسیار بزرگ | ۶۶۲ |
| ۱۲ | الخالِق | آفریننده | ۷۳۱ |
| ۱۳ | البارِئ | زیبایی بخش | ۲۱۳ |
| ۱۴ | المُصَوِّر | نگارگر، صورتگر | ۳۳۶ |
| ۱۵ | غَفّار | همیشه بخشاینده | ۱۲۸۱ |
| ۱۶ | قَهّار | همیشه پیروز | ۳۰۶ |
| ۱۷ | وَهّاب | بسیار بخشنده و عطا کننده | ۱۴ |
| ۱۸ | رَزّاق | همیشه روزی دهنده | ۳۰۸ |
| ۱۹ | فَتّاح | گشاینده (پیروزکننده) | ۴۸۹ |
| ۲۰ | عَلیم | دانا | ۱۵۰ |
| ۲۱ | قابِض | میراننده، بیرون کشنده جانها | ۹۰۳ |
| ۲۲ | باسِط | گستراننده، فراخ کننده روزی | ۷۲ |
| ۲۳ | خافِض | پست کننده، خوار کننده | ۱۴۸۱ |
| ۲۴ | رافِع | (به سوی خود) بالا برنده | ۳۵۱ |
| ۲۵ | مُعِزّ | عزیزکننده | ۱۱۷ |
| ۲۶ | مُذِلّ | خوارکننده | ۷۷۰ |
| ۲۷ | سَمیع | شنوا | ۱۸۰ |
| ۲۸ | بَصیر | بینا | ۳۰۲ |
| ۲۹ | حَکَم | حاکم هستی | ۶۸ |
| ۳۰ | عَدل | دادگر | ۱۱۴ |
| ۳۱ | لَطیف | تمام مخلوفاتش در نهایت ظرافت و زیباییاند، نسبت به مخلوقاتش بسیار مهربان و دلسوز است | ۱۲۹ |
| ۳۲ | خَبیر | آگاه | ۸۱۲ |
| ۳۳ | حَلیم | بردبار | ۸۸ |
| ۳۴ | عَظیم | بیانتها | ۱۰۲۰ |
| ۳۵ | غَفور | بسیار بخشاینده | ۱۲۸۶ |
| ۳۶ | شَکور | سپاسگزار (عمل کوچک را پاداش بسیار میدهد) | ۵۲۶ |
| ۳۷ | عالی | بلند مرتبه | ۱۱۰ |
| ۳۸ | کبیر | بزرگ | ۲۳۲ |
| ۳۹ | حَفیظ | نگهدارنده | ۹۹۸ |
| ۴۰ | مُقیت | خوراک(قوت) دهنده | ۵۵۰ |
| ۴۱ | حَسیب | شمارنده | ۸۰ |
| ۴۲ | جَلیل | گرانقدر | ۷۳ |
| ۴۳ | کریم | بخشنده | ۲۷۰ |
| ۴۴ | رقیب | نگهبان، بیننده و آماده | ۳۱۲ |
| ۴۵ | مُجیب | پاسخگو | ۵۵ |
| ۴۶ | واسع | گسترده، پهناور، گسترده، گشایشگر، بی نیاز مطلق | ۱۳۷ |
| ۴۷ | حکیم | فرزانه، خردمند،(انجام دهنده کارهای خود براساس حکمت و مصلحت و آفریننده هر چیزی به بهترین وجه و با مناسبترین شکل ممکن) | ۷۸ |
| ۴۸ | وَدود | دوست | ۲۰ |
| ۴۹ | مجید | در ذات و صفات خود بلندمرتبه و نسبت به بندگان بسیار با خیر و احسان | ۵۷ |
| ۵۰ | باعِث | برانگیزنده مردگان | ۵۷۳ |
| ۵۱ | شهید | بیننده، حاضر | ۳۱۹ |
| ۵۲ | حق | راست، درست | ۱۰۸ |
| ۵۳ | وکیل | عهدهدار همه امور بندگان و موجودات | ۶۶ |
| ۵۴ | قوی | توانا | ۱۱۶ |
| ۵۵ | مَتین | سخت (و نیز پاینده) | ۵۰۰ |
| ۵۶ | وَلیّ | سرپرست، دوست، یار و نگهبان | ۴۶ |
| ۵۷ | حَمید | ستوده | ۶۲ |
| ۵۸ | مُحصِی | شمارنده | ۱۴۸ |
| ۵۹ | مُبدِئ | نخستین آفریننده | ۵۶ |
| ۶۰ | مُعید | بازگرداننده، دوباره زنده کننده | ۱۲۴ |
| ۶۱ | مُحیی | زندگی بخش، هستی بخش | ۶۸ |
| ۶۲ | مُمیت | میراننده، نابود کننده | ۴۹۰ |
| ۶۳ | حَیّ | زنده | ۱۸ |
| ۶۴ | قَیّوم | قائم به ذات (آفرینندهای که کسی او را نیافرید) | ۱۴۶ |
| ۶۵ | واجِد | یابنده | ۱۴ |
| ۶۶ | الماجِد | بزرگوار | ۴۸ |
| ۶۷ | واحد | یکتای بیهمتا | ۱۹ |
| ۶۸ | صَمَد | بینیاز(قائم به نفس و مورد توجه همگان».) | ۱۳۴ |
| ۶۹ | قادر | توانا | ۳۰۵ |
| ۷۰ | مُقتَدِر | تعیین کننده (قضا و قدر)، توانمند | ۷۴۴ |
| ۷۱ | مُقَدِّم | سبقت بخش | ۱۸۴ |
| ۷۲ | مُؤخِّر | عقب راننده | ۸۴۶ |
| ۷۳ | الأول | نخستین، اول پدیدارکننده وجود | ۳۷ |
| ۷۴ | الأخِر | واپسین، آخر فناکننده موجود | ۸۰۱ |
| ۷۵ | ظاهر | آشکار (پدیدار، هویدا)، همیشه پیروز | ۱۱۰۶ |
| ۷۶ | باطن | پنهان، همه دربرگیرنده | ۶۲ |
| ۷۷ | والی | یگانه سرپرستی که همه ولایتها از اوست | ۴۷ |
| ۷۸ | مُتَعالی | بلندمرتبه | ۵۵۱ |
| ۷۹ | البَرّ | نیکوترین | ۲۰۲ |
| ۸۰ | تَوّاب | بسیار توبه پذیر | ۴۰۹ |
| ۸۱ | مُنتَقِم | انتقام گیر | ۶۳۰ |
| ۸۲ | عَفُوّ | آمرزنده | ۱۵۶ |
| ۸۳ | رَؤوف | دلسوز و مهربان | ۲۸۶ |
| ۸۴ | مالک، مَلِک | فرمانروای جهان | ۲۱۲ |
| ۸۵ | ذوالجلال و الاکرام | دارای شکوه و بخشش | |
| ۸۶ | مُقسِط | عادل | ۲۰۹ |
| ۸۷ | جامع | گردآورنده | ۱۱۴ |
| ۸۸ | غَنی | توانگر | ۱۰۶۰ |
| ۸۹ | مُغنِی | بینیاز کننده | ۱۱۰۰ |
| ۹۰ | مانع | بازدارنده | ۱۶۱ |
| ۹۱ | ضارّ | ضرربخش (به بدسیرتان) | ۱۰۰۱ |
| ۹۲ | نافع | سودبخش | ۲۰۱ |
| ۹۳ | نور | روشنی | ۲۵۶ |
| ۹۴ | هادی | رهنما | ۲۰ |
| ۹۵ | بَدیع | بیمانند، آفریننده | ۸۶ |
| ۹۶ | باقی | ماندگار، تغییر ناپذیر | ۱۱۳ |
| ۹۷ | وارث | مالک نهایی تمام مخلوقات | ۷۰۷ |
| ۹۸ | رشید | راهنما، آموزگار و دانای بیخطا | ۵۱۴ |
| ۹۹ | صَبور | شکیبا | ۲۹۸ |

تقسیمبندی صفات
صفات الهی را از جهات گوناگون به چند قسم تقسیم کردهاند: صفات جمال (ثبوتی) که کمالات خدا را بیان میکنند مانند علم[۱۱] و صفات جلال (سلبی) که هرگونه نقص را از او سلب میکنند مانند بینیازی.[۱۲] همچنین، صفاتی که ذاتاً برای خدا ثابت هستند صفات ذات مانند حیات[۱۳] و صفاتی که به فعل و فاعلیت او مربوطاند صفات فعل مانند خالقیت، نامیده میشوند.[۱۴] از نظر مفهومی، صفات نفسی استقلال دارند مانند حیات، درحالیکه صفات اضافی به غیر خدا نسبت داده میشوند مانند علم به معلوم. صفات خبری مانند ید و وجه که در ظاهر ممکن است تشبیه ایجاد کنند، توسط مفسران تأویل میشوند،[۱۵] در مقابل صفات تنزیهی که خدا را منزه از هر نقصی میدانند.[۱۶]
از دیدگاه عرفانی، اسم به مظاهر عینی هویت الهی و اسم الاسم به الفاظ و کلماتی که بر این اسمها دلالت میکنند[۱۷] مانند الفاظ قرآن، گفته میشود.[۱۸] عرفای اسلامی «اسمای مستأثره» را نامهای پنهان خدا میدانند که در علم غیب او باقی مانده و هیچکس به آنها دسترسی ندارد.[۱۹] صدرالدین قونوی هم اسمهای الهی را دو دسته میداند: یک دسته که در جهان اثر و نشانه دارند، و دستهای که هیچ نشانی از آنها ظاهر نمیشود؛[۲۰] این دسته دوم همان اسمای مستأثرهاند.[۲۱]
امکان شناخت صفات حق تعالی
یکی از مسائل مهم در مورد صفات خداوند این است که آیا انسان میتواند صفات الهی را بشناسد یا آنکه این صفات برای انسان ناشناختهاند. در پاسخ به این سئوال، سه نظریه اساسی وجود دارد:
- نظریهٔ تعطیل صفات: بر پایهٔ این دیدگاه، عقل انسان راهی به شناخت اوصاف الهی ندارد و تنها کار ممکن آن است که بهطور اجمالی به ثبوت صفات یادشده در قرآن و روایات برای خداوند اعتراف کنیم و به آن ایمان بیاوریم؛ هرچند از درک حقیقت و معنای واقعی این صفات ناتوانیم.[۲۲]
- نظریهٔ اهل تشبیه: این گروه معتقدند تفاوتی اساسی میان اوصاف خدا و اوصاف مخلوقات وجود ندارد، و صفاتی که هم بر خدا و هم بر مخلوقات او اطلاق میشوند، دارای معنایی واحد و مشترکاند که در هر دو مورد یکسان است.[۲۳]
- نظریهٔ اثبات بدون تشبیه: این دیدگاه بر نفیِ تعطیل و تشبیه استوار است و راه سومی را ارائه میدهد که با فضای کلی آیات و روایات سازگاری بیشتری دارد. پیروان این نظریه میکوشند تحلیلی از معنای صفات الهی ارائه دهند که از یکسو تنزّه و تعالی خداوند را از نقایص و محدودیتهای مخلوقات پاس بدارد و از سوی دیگر، بر شناختپذیری اوصاف او تأکید کند.[۲۴]
قدیم یا حادث بودن اسماءالله
یکی از مسائل کلامی، بحث دربارهٔ حادث (مخلوق) یا قدیم (غیر مخلوق) بودن اسماء الله است. در این خصوص، میان متکلمان مذاهب اسلامی، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد:
دیدگاه عالمان شیعه
بیشتر اندیشمندان شیعه، با استناد به روایات رسیده از ائمهٔ اطهار(ع)،[۲۵] بر این باورند که اسماء غیر ذاتی خداوند، حادث و مخلوق هستند. بااینحال، برخی نظرات متفاوتی دارند؛ شیخ صدوق معتقد بود که اسماء الله نه حادثند و نه قدیم.[۲۶] از نظر عینالقضات همدانی[۲۷] جز اسم «الله»، سایر اسامی الهی مخلوق هستند. وی معتقد بود که این اسامی در ابتدا برای غیر خدا وضع شده بودند و سپس خداوند خود را به آنها متصف کرد.[۲۸]
دیدگاه اهل سنت
در میان اهل سنت، دو مکتب کلامی اصلی، دیدگاههای متضادی را مطرح کردهاند؛ اشاعره اسماء الله را قدیم و ازلی میدانند. از نظر آنان، خداوند پیش از هر فعلی به این اسماء نامیده شده است؛ نه آنکه پس از انجام عملی، به آن اسم ملقب شده باشد. بهعنوان مثال، خداوند از ازل «خالق» و «رازق» بوده است، نه اینکه پس از خلق کردن و روزی دادن، این عناوین به او اطلاق شده باشد.[۲۹] در مفابل متکلمان معتزله، اسماءالله را قدیم نمیدانستند. ایشان معتقد بودند که این اسامی، صرفاً اعتبار و نامگذاریهایی هستند که توسط انسانها صورت گرفته است.[۳۰]
بشر بن مریسی، از متکلمان مُرجئه، نیز از جمله کسانی بود که به مخلوق بودن اسماء الله قائل بود. وی بر این نظر بود که خداوند پس از خلق کردن، خود را به این نامها شناساند.[۳۱]
عینیت ذات و صفات
بحث بر سر عینیت یا غیریت ذات و صفات الهی، یکی از مسائل پیچیدهٔ کلامی است که به دیدگاههای مختلفی منجر شده است:
دیدگاه شیعه
عالمان شیعه معتقدند صفات ذاتی خداوند مانند سمیع، بصیر، حی، قیوم، قادر، عالم؛ عین یکدیگر و عین ذات الهی هستند. تفاوت میان این صفات، صرفاً مفهومی است، نه وجودی. برخلاف انسان که ذاتش از صفاتش جداست و ممکن است علم یا قدرت خود را از دست بدهد، ذات و صفات ذاتی خداوند عین هم و قدیم (ازلی) هستند.[۳۲] صفاتی که از رابطهٔ خداوند با مخلوقات انتزاع میشوند مانند خالق، رازق، غافر؛ مفهوماً و مصداقاً غیر از یکدیگر و غیر از ذات حق تعالی هستند. این صفات، از ملاحظهٔ افعال الهی نسبت به مخلوقات مانند روزی دادن به مخلوق؛ استنتاج میشوند.[۳۳]
دیدگاه اهل سنت
- اشاعره: اشاعره صفات الهی را قدیم و قائم به ذات او میدانند. از نظر ایشان، افعال خداوند بر صفات او دلالت دارند.[۳۴]
- معتزله: این گروه قائل به غیریت (جدایی) اسما از ذات باری بودند، اما در باب صفات ذاتی، به عینیت آنها با ذات الهی معتقد بودند.[۳۵]
- ابوهاشم جبایی: او صفات خداوند را «احوال» نامید. از دیدگاه وی، «حال» اگرچه وجود مستقلی نداشت، اما امری حقیقی بود.[۳۶]
شرحنویسی بر اسماء الهی
اندیشمندان اسلامی دربارهٔ اسماء خدا شرحهای گوناگونی با رویکردهای حدیثی، فلسفی، کلامی، عرفانی و لغوی نوشتهاند[۳۷] و گفته میشود عالمان ایرانی در گسترش این بحث نقش برجستهای داشتهاند. از میان آثار مهم، میتوان به شرح الاسماء از ملا هادی سبزواری، کتاب اسماء و صفات حق از غلامحسین ابراهیمی دینانی اشاره کرد. همچنین آثاری مانند اسماء و صفات الهی در قرآن از محمدباقر محقق و شرح توحید صدوق از قاضی سعید قمی نیز در این زمینه مطرحاند.[۳۸]
پانویس
- ↑ جامی، نقدالنصوص،۱۳۷۰ش، ص۸۴؛ جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد، ۱۳۷۲ش، ص۴۰۴ ـ ۴۰۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: صدر الدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ج۴، ص۴۲.
- ↑ صدر الدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ج۴، ص۴۲؛ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۳۰۶.
- ↑ عینالقضات همدانی، نامههای عین القضات همدانی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۹۰؛ عزالدین کاشانی، مصباح الهدایه، ۱۳۶۷ش، ص۲۳؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسير القرآن، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۴۰۳.
- ↑ محمد بن منور، أسرار التوحيد، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۲۴۱.
- ↑ شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۱۹۴-۱۹۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ماتریدی، التوحید، ۱۹۸۶م، ص۶۵-۶۶؛ ابنقیم جوزیه، مدارج السالکین، ۱۳۹۲ق، ج۱، ص۳۲-۳۳.
- ↑ سبحانی تبریزی، مفاهیم القرآن، ۱۴۲۱ق، ج۶، ص۱۰۵.
- ↑ سوره اعراف آیه ۱۸۰؛ سوره اسراء آیه ۱۱۵؛ سوره طه آیه ۸؛ سوره حشر آیه ۲۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۲۴۲; فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۵، ص۶۶.
- ↑ سبحانی تبریزی، الالهیات، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۸۲-۸۳.
- ↑ سبحانی تبریزی، الالهیات، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۸۲-۸۳.
- ↑ طباطبایی، الرسائل التوحیدیة، ۱۴۱۹ق، ص۲۴.
- ↑ طباطبایی، الرسائل التوحیدیة، ۱۴۱۹ق، ص۲۴.
- ↑ سعیدیمهر، آموزش کلام اسلامی، ۱۳۷۷ش، ص۱۹۹-۲۰۰.
- ↑ ربانی گلپایگانی، عقاید استدلالی، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۱۳۰-۱۳۱.
- ↑ جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد، ۱۳۹۷ش، ص۱۵۰.
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۲۷۸.
- ↑ فرغانی، مشارق الدراری، ۱۳۹۸ق، ص۵۰۱.
- ↑ الفناری، مفتاح الغیب و شرحه مصباح الانس، ۱۳۸۲ش، ص۱۴.
- ↑ نبویان، جستارهایی در فلسفه اسلامی، ۱۳۹۷ش، ج۳، ص۵۳۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابنتیمیه، مجموعة الرسائل الکبری، ۱۳۲۴ق، ج۱، ص۳۲ به نقل از، سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۸۷.
- ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ ق، ج۱، ص۱۰۴-۱۲۱.
- ↑ سعیدیمهر، آموزش کلام اسلامی، ۱۳۷۷ش، ص۲۱۲-۲۱۳.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۱۲-۱۱۶.
- ↑ شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۱۸۸- ۱۸۹.
- ↑ عینالقضات همدانی، نامههای عین القضات همدانی، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۲۵۸-۲۵۹.
- ↑ ابنقیم جوزیه، الصواعق المرسلة، ۱۴۰۵ق، ص۳۰۰.
- ↑ دارمی، الرد علی بشر المریسی، ۱۳۵۸ق، ص۸؛ ماتریدی، کتاب التوحید، ۱۹۸۶ق، ۶۵ -۶۶؛ ابنسلوم، مختصر لوامع الانوار البهیة، ۱۴۰۳ق، ص۹۶ -۹۷.
- ↑ جوینی، الارشاد، ۱۳۶۹ق، ص۱۴۱-۱۴۲.
- ↑ نشار، عقائد السلف، ۱۹۷۱م، ص۳۶۳-۳۶۷.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه،۱۳۹۱ش، ج۲، ص ۴۳۳.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه،۱۳۹۱ش، ج۲، ص۴۶۰.
- ↑ اشعری، اللمع، ۱۹۵۳ق، ص ۹ -۱۴.
- ↑ مفید، اوائل المقالات، ۱۳۷۱ق، ص۲۹۱-۲۹۰؛ شهرستانی، مفاتیح الاسرار، ۱۳۶۸ش، ج۱، ص۵۳-۵۴ و ۷۵-۷۷.
- ↑ بغدادی، ، الفرق بین الفرق، ۱۳۶۷ق، ص۱۱۷.
- ↑ آیینهوند، نیازی «معناشناسی اسماء الحسنی»، ۱۳۷۹ش، ص۲-۳.
- ↑ آیینهوند، نیازی «معناشناسی اسماء الحسنی»، ۱۳۷۹ش، ص۲-۳.
منابع
- آئینهوند، صاپق و شهریار نیازی، «معناشناسی اسماءالحسنی»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شماره ۱۵۳و۱۵۴، سال ۱۳۷۹ش.
- ابن قیم جوزیه، محمد، الصواعق المرسلة، تلخیص محمد بن موصلی، بیروت، ۱۴۰۵ق.
- ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، قم، به کوشش مرتضی مدرسی، ۱۴۰۴ق.
- ابنتیمیه، تقیالدین أحمد بن عبدالحلیم، مجموعه الرسائل الکبری، قاهره، مطبعه العامره، ۱۳۲۴ق.
- ابنسلوم، محمد، مختصر لوامع الانوار البهیة، بیروت، به کوشش محمد زهری نجار، ۱۴۰۳ق.
- ابنقیم جوزیه، محمد بن ابیبکر، مدارج السالکین بین منازل ایاک نعبد و ایاک نستعین، بیروت، به کوشش محمد حامد فقی، ۱۳۹۲ق.
- اشعری، علی بن اسماعیل، اللمع فی الرد علی أهل الزیغ و البدع، بیروت، به کوشش ریچارد مکارتی، ۱۹۵۳م.
- بغدادی، عبدالقاهر، الفرق بین الفرق، قاهره، به کوشش محمد زاهد کوثری، ۱۳۶۷ق.
- جامی، عبدالرحمن، نقد النصوص في شرح نقش الفصوص، تهران، وزارت فرهنگ و آموزش عالي، ۱۳۷۷ش.
- جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، اسراء، چاپ پنجم، ۱۳۸۷ش.
- جوادی آملی، عبدالله، عین نضاخ (تحریر تمهید القواعد)، قم، مرکز نشر اسراء، ۱۳۹۷ش.
- جوینی، عبدالملک، الارشاد، به کوشش محمد یوسف موسی و علی عبدالمنعم عبدالحمید، قاهره، ۱۳۶۹ق /۱۹۵۰م
- دارمی، عثمان، الرد علی بشر المریسی، بیروت، به کوشش محمد حامد فقی، ۱۳۵۸ق.
- ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، قم، انتشارات هاجر، ۱۳۸۸ش.
- سبحانی تبریزی، جعفر، الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، قم، مؤسسة الإمام الصادق علیه السلام، ۱۴۱۳ق.
- سبحانی تبریزی، جعفر، مفاهیم القرآن، قم، نشر موسسه امام صادق، ۱۴۲۱ق.
- سعیدیمهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، قم، طه، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
- شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۱۵ق.
- شهرستانی، محمد، مفاتیح الاسرار، تهران، چاپ تصویری، ۱۳۶۸ش.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، اَلتّوحید، تحقیق و تصحیح هاشم حسینی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.
- صدر الدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، تفسیر القرآن الکریم، تصحیح: محمد خواجوی، قم، نشذ بیدار، ۱۳۶۶ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، الرسائل التوحیدیة، بیروت، موسسة النعمان، ۱۴۱۹ق.
- عزالدین کاشانی، محمود بن علی، مصباح الهدایة و مفتاح الکفایة، تهران، مؤسسه نشر هما، ۱۳۶۷ش.
- عینالقضاة همدانی، عبدالله بن محمد، نامههای عین القضات همدانی، تصحیح: علینقی منزوی، تهران، نشر منوچهری، ۱۳۶۲ش.
- فخرالدین رازی، محمد بن عمر، اَلتَّفسیرُ الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
- فرغانی، سعید بن محمد، مشارق الدراری شرح تاییه ابن فارض، مشهد، به کوشش جلال الدین آشتیانی، ۱۳۹۸ق.
- فناری، محمد بن حمزه، مفتاح الغیب و شرحه مصباح الانس، تهران، نشر مولی، ۱۳۸۲ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح: علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- ماتریدی، محمد بن محمد، کتاب التوحید، بیروت، به کوشش فتح الله خلیف، ۱۹۸۶م.
- محمد بن منور، أسرار التوحید فی مقامات الشیخ أبیسعید، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، نشر آگاه، ۱۳۶۶ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(قدس سره)،چاپ چهارم، ۱۳۹۴ش.
- مفید، محمد، اوائل المقالات، تبریز، به کوشش زنجانی و واعظ چرندابی، ۱۳۷۱ق.
- نبویان، محمدمهدی، جستارهایی در فلسفه اسلامی، قم، انتشارات حکمت اسلامی، ۱۳۹۷ش.
- نشار، علی سامی و عمّار جمعی طالبی، عقائد السلف، اسکندریه، بینا، ۱۹۷۱م.
پیوند به بیرون