آیه ملک: تفاوت میان نسخهها
imported>Zakeri جزبدون خلاصۀ ویرایش |
imported>Zakeri جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات آیه | {{جعبه اطلاعات آیه | ||
| عنوان =آیه | | عنوان =آیه مُلک | ||
| تصویر = | | تصویر = | ||
| توضیح تصویر = | | توضیح تصویر = | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
==محتوای آیه== | ==محتوای آیه== | ||
[[آیه]] ۲۶ [[سوره آل عمران]] به آیه | [[آیه]] ۲۶ [[سوره آل عمران]] به آیه مُلک معروف است. این آیه و آیه بعد از آن مالکیت و فرمانروایی [[خداوند]] بر هستی را مورد توجه قرار داده است. [[آیت الله مکارم شیرازی]] میگوید خداوند در این آیه و آیه بعد از آن ادعای باطل [[اهل کتاب]] (یهود و نصارا) را رد میکند.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۴۹۰.</ref> در آیات قبلی سوره آل عمران بیان شده است که یهود و نصارا خود را از خاصان پروردگار میپنداشتند و مدعی بودند حاکمیت و مالکیت برای آنها است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۴۹۰.</ref> [[علامه طباطبایی]] نیز این دو آیه را با آیات قبل [[سوره آل عمران]] که درباره اهل کتاب بود مرتبط میداند و معتقد است این دو آیه تهدید یهود به عذاب دنیا و [[آخرت]] را در بر دارد.<ref>طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۲۸.</ref> | ||
همچنین وی میگوید خداوند در این آیه [[پیامبر (ص)]] و هرکس دیگر را امر میکند تا به خدا که تمامی خیرها به دست او است پناهنده شوند و خود را در معرض افاضه او قرار دهند.<ref>طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۲۸.</ref> | همچنین وی میگوید خداوند در این آیه [[پیامبر (ص)]] و هرکس دیگر را امر میکند تا به خدا که تمامی خیرها به دست او است پناهنده شوند و خود را در معرض افاضه او قرار دهند.<ref>طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۲۸.</ref> | ||
نسخهٔ ۲۳ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۳۴
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| نام آیه | ملک |
| واقع در سوره | آل عمران |
| شماره آیه | ۲۶ |
| جزء | ۳ |
| اطلاعات محتوایی | |
| شأن نزول | در پاسخ به منافقان که وعده پیامبر (ص) در مورد این که به زودی ایران و روم زیر پرچم اسلام خواهد رفت را اغراق آمیز دانستند. |
| مکان نزول | مدینه |
| موضوع | اعتقادی |
آیه مُلک، آیه ۲۶ سوره آل عمران است. این آیه مالکیت و فرمانروایی خدا بر هستی را مورد اشاره قرار داده است. مفسران معتقدند این آیه به اعای باطل اهل کتاب که خود را از خاصان خدا میپنداشتند پاسخ میدهد. آیه بیان میکند که بخشیدن و ستاندن حکومت و فرمانروایی و نیز بخشیدن عزت و به ذلت کشاندن به دست خدا است و خداوند است که هر خیری را عطا میکند.
برخی از مفسران بر این عقیدهاند که بخشیدن حکومت به ظالمان نیز توسط خدا انجام میپذیرد اما به این معنا نیست که حکومت حاکمان ظالم مورد تأیید و رضایت خداوند است. شأن نزول آیه در پاسخ به منافقان است که وعده پیامبر (ص) در مورد این که به زودی ایران و روم زیر پرچم اسلام خواهد رفت را بسیار اغراق آمیز دانستند.
متن و ترجمه
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (۲۶)
بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى، هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبيها به دست تواست و تو بر هر چيز توانايى (۲۶)
محتوای آیه
آیه ۲۶ سوره آل عمران به آیه مُلک معروف است. این آیه و آیه بعد از آن مالکیت و فرمانروایی خداوند بر هستی را مورد توجه قرار داده است. آیت الله مکارم شیرازی میگوید خداوند در این آیه و آیه بعد از آن ادعای باطل اهل کتاب (یهود و نصارا) را رد میکند.[۱] در آیات قبلی سوره آل عمران بیان شده است که یهود و نصارا خود را از خاصان پروردگار میپنداشتند و مدعی بودند حاکمیت و مالکیت برای آنها است.[۲] علامه طباطبایی نیز این دو آیه را با آیات قبل سوره آل عمران که درباره اهل کتاب بود مرتبط میداند و معتقد است این دو آیه تهدید یهود به عذاب دنیا و آخرت را در بر دارد.[۳]
همچنین وی میگوید خداوند در این آیه پیامبر (ص) و هرکس دیگر را امر میکند تا به خدا که تمامی خیرها به دست او است پناهنده شوند و خود را در معرض افاضه او قرار دهند.[۴]
خدا مالک ملکها است
علامه طباطبایی میگوید غرض سوره آل عمران از آغاز سوره این است که بفهماند خداوند خالق عالم است و تدبیر عالم به دست او است و آنچه در این دو آیه مورد اشاره قرار گرفته هماهنگ با همین غرض سوره است.[۵] وی در توضیح خلاصه آنچه آیه به آن دلالت دارد میگوید خدای سبحان هم پادشاه عالم است و هم مالک آن، و هر آنچه تصور شود مالک آن خدا است و تمام عالم از او است.[۶]
اما در تفسیر عبارت مالک الملک دیدگاههای دیگری نیز وجود دارد که شیخ طوسی و طبرسی به آنها اشاره کردهاند. برخی آن را مالک بندگان و آنچه دارا هستند معنی کردهاند و برخی هم مالک امر دنیا و آخرت، گروهی نیز آن را مالک نبوت تفسیر میکنند.[۷]
بخشیدن و ستاندن فرمانروایی
پس از آنکه فرمانروایی خداوند بر هستی مورد اشاره قرار گرفت در ادامه آیه آمده است که خدا به هرکس بخواهد فرمانروایی میدهد و از هر کس بخواهد میستاند. ابوحیان اندلسی دیدگاه معتزله را در این مورد متفاوت از اهل سنت دانسته و میگوید معتزله معتقدند خداوند پادشاهی را به هرکس که استحقاق آن را داشته باشد میدهد اما حکومت حاکمان ستمگر توسط خدا به آنها داده نمیشود.[۸] ظاهر برخی از روایات نیز به این مطلب دلالت دارد. کلینی در کتاب الکافی از امام صادق (ع) روایت کرده است که آن حضرت در پاسخ به این سوال که آیا خداوند به بنی امیه پادشاهی داد؟ فرمود اینگونه نیست. خدا مُلک را برای ما اهل بیت قرار داده بود که بنی امیه آن را غصب کردند.[۹]
اما علامه طباطبایی میگوید بخشیدن پادشاهی توسط خداوند طبق مصلحت است و در هر حال حکومت و پادشاهی چه خوب و چه بد از ناحیه خدا است و این فتنهای است که خدا بندگانش را به وسیله آن میآزماید.[۱۰] و این که در آیه آمده هر که را بخواهد پادشاهی میبخشد و از هر که بخواهد باز میگیرد معنایش این نیست که خدا کارهایش را دل بخواهی انجام میدهد بلکه میخواهد بگوید اگر خدا پادشاهی میدهد یا آن را میگیرد این کارها را با خواست خود انجام میدهد و کسی او را مجبور به کاری نمیکند.[۱۱] مکارم شیرازی نیز معتقد است این آیه یک مفهوم کلی دارد که طبق آن تمام حکومتهای خوب و بد با خواست خداوند به حکومت دست یافتهاند.[۱۲]
خواست خداوند و حاکمان ظالم
این که حکومتهای بد از ناحیه خدا است به این معنا نیست که حکومت حاکمان ظالم مورد تأیید و رضایت خداوند است. مکارم شیرازی میگوید خداوند عوامل و اسبابی را برای رسیدن به حکومت در این دنیا قرار داده است. حال اگر ستمگرانی در دنیا از آن اسباب استفاده کرده و به حکومت رسیدند و ملتها به آن تن دادند و حکومت آنها را تحمل کردند این نتیجه اعمال خود آن ملتها است ولی اگر ملتها آن عوامل و اسباب را از دست ستمگران گرفته و به دست صالحان دادند، حكومتهاى عادلانهاى به وجود میآید. کوتاه سخن آنکه خداوند در این دنیا اسباب را آفریده و این ملتها هستند که چگونگی استفاده از آن اسباب را تعیین میکنند.[۱۳]
بخشیدن و ستاندن عزت و ذلت
در توضیح این بخش از آیه در تفسیر المیزان آمده است عزت تنها از آن خدا است و غیر خدا هر کس سهمی از عزت داشته باشد خداوند به او ارزانی داشته است.[۱۴] اما در توضیح این که خدا چگونه بندگان خود را عزت میبخشد و یا به ذلت میکشاند ابوحیان اندلسی میگوید خداوند در امور دینی با کمک رساندن به مؤمنان برای غلبه کردن بر دشمنان و نیز با مدح کردن مؤمنان به آنها عزت میبخشد و در امور دنیا با بخشیدن مال و هیبت، عزت میدهد و ایمان و کفر است که باعث عزت یا ذلت میشود.[۱۵]
اقوال دیگر در مورد این بخش آیه را طبرسی در تفسیر مجمع البیان آورده است. برخی معتقدند منظور از آن عزت بخشیدن به مؤمنان با مدح و ثناگویی آنها و به ذلت کشاندن کافران با گرفتن جزیه از آنها است. برخی نیز بر این باورند که آیه به عزت پیامبر (ص) و اصحابش در مقابل به ذلت کشیده شدن ابوجهل و امثال او اشاره دارد. گروهی نیز معتقدند که آیه اشاره دارد بر این که خداوند هر کدام از دوستدارانش را که بخواهد به انواع عزت در دین و دنیا عزیز میدارد و اگر خداوند دوستداران خود را فقیر کند یا به انواع گرفتاریها مبتلا سازد برای ذلت دادن به آنها نیست بلکه برای آن است که آنها را در آخرت به بالاترین درجات عزت برساند.[۱۶]
منشأ خیر
در توضیح جمله بیدک الخیر (همه خوبیها به دست تو است) گفته شده است که هر خیری تنها به دست خداوند و منتهی به او است و خداوند است که هر خیری را عطا میکند.[۱۷] شیخ طوسی میگوید علت این که در این آیه تنها از خیر یاد شده و از شر (که آن هم به خدا منتسب است) ذکری به میان نیامده آن است که آیه برای ترغیب و توجه مؤمنان به خدا است و در ترغیب تنها ذکر خیر شایسته است.[۱۸]
مکارم شیرازی میگوید از این جمله استفاده میشود که هم عزت و هم ذلت، هم بخشیدن حکومت و هم گرفتن آن هر کدام در جای خود خیر است. با این توضیح که مثلا جانیان و بدکاران خیرشان در آن است که زندانی باشند.[۱۹] همچنین میافزاید عبارت پایانی آیه یعنی جمله (تو بر هر چیز توانایی) در واقع دليلى است بر تمام آنچه در اين آيه آمده زيرا وقتى او بر هر چيز قادر است، حكومت و عزت و خيرات به دست او است.[۲۰]
شأن نزول
شأن نزول آیه به دو صورت بیان شده است. برخی نزول آیه را هنگام فتح مکه میدانند و برخی هنگام حفر خندق در غزوه احزاب را وقت نزول آیه میدانند. اما در هر دو نقل از این جریان سخن به میان آمده که پیامبر (ص) به مسلمانان وعده داد که به زودی ایران و روم زیر پرچم اسلام در خواهند آمد. منافقان این وعده را بسیار اغراق آمیز دانستند تا اینکه آیه ملک نازل شد و ملک و پادشاهی را به دست خداوند دانست.[۲۱]
پانویس
منابع
- اندلسی، محمد بن یوسف، البحر المحیط فی التفسیر، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۰ق.
- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
- طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
- واحدی، علی بن احمد، اسباب نزول القرآن، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۴۹۰.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۴۹۰.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۲۸.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۲۸.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۲۸.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۲۹ـ۱۳۰.
- ↑ طوسی، التبیان، داراحیاء التراث العربی، ج۲، ص۴۲۹، طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۷۲۷.
- ↑ اندلسی، البحر المحیط، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۸۶ـ۸۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۶۶.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۳۱.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۳۱.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۴۹۲.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۴۹۲ـ۴۹۳.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۳۲.
- ↑ اندلسی، البحر المحیط، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۸۷.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۷۲۸.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۳۴.
- ↑ طوسی، التبیان، داراحیاء التراث العربی، ج۲، ص۴۳۱.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۴۹۱.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۴۹۱.
- ↑ واحدی، اسباب نزول القرآن، ۱۴۱۱ق، ص۱۰۲ـ۱۰۴.