واقعه هجوم به خانه فاطمه(س)

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

واقعه هجوم به خانه فاطمه(س) به حضور عمر بن خطاب و همراهانش جلوی خانه فاطمه(س) برای فراخواندن امام علی(ع) و دیگر حاضران در خانه به بیعت با ابوبکر اشاره دارد. منابع شیعه و سنی نقل کرده‌اند در این واقعه، که پس از رحلت پیامبر(ص) رخ داد، عمر تهدید کرد اگر اهل خانه بیرون نیایند، خانه را آتش خواهد زد. در کتاب سلیم بن قیس و اثبات الوصیة و تفسیر عیاشی از منابعِ نخستین شیعه آمده است در این واقعه، که به شکستن و آتش زدن درِ خانه انجامید، جنین فاطمه(س) سِقط شد و پس از مدتی فاطمه(س) به شهادت رسید.

جایگاه و اهمیت

ماجرای هجوم به خانه فاطمه که پس از واقعه سقیفه و با هدف بیعت گرفتن از امام علی(ع) برای خلافت ابوبکر رخ داد،[۱] و به شهادت فاطمه(س) انجامید،[۲] از مسائل تاثیرگذار بر روابط شیعیان و اهل سنت بوده است. برخی از منابع نخستین شیعه همچون کتاب سلیم، اثبات الوصیة، تفسیر عیاشی و دلائل الامامة واقعه هجوم و پیامدهای آن را گزارش کرده‌اند[۳] و در مقابل، منابع اهل سنت آتش زدِن در و سقط شدن محسن را انکار کرده و راویان آن را رافضی و غیر موثق خوانده‌اند. شیعیان در سالروز شهادت فاطمه زهرا(س) که ایام فاطمیه نامیده می‌شود، برای شهادت حضرت زهرا(س) عزاداری می‌کنند.[۴][۵][۶]

  • جایگاه اهل بیت
نوشتار اصلی: اهل بیت

در کتاب‌های تفسیر آمده است، شأن نزول آیاتی از قرآن مرتبط با اهالی این خانه یعنی امام علی(ع)، فاطمه زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بوده است، از جمله آیه اطعام و آیه تطهیر. در تفسیر آیه ۱۳۲ سوره طه «وَأْمُرْ‌ أَهْلَک بِالصَّلَاةِ»، از ابوسعید خدری نقل شده است وقتی این آیه نازل شد، پیامبر(ص) به مدت ۸ ماه هر روز هنگام نماز کنار درِ خانه فاطمه می‌آمد و آنان را به نماز فرامی‌خواند و سپس آیه تطهیر را خطاب به آنان تلاوت می‌کرد.[۷] در روایتی از شیعه و سنی نیز آمده است پیامبر(ص) خانه فاطمه و علی را از بهترین مصادیق خانه‌هایی معرفی می‌کند که در آیه ۳۶ سوره نور[یادداشت ۱] از آن سخن گفته شده است.[۸]

  • محل خانه فاطمه(س)
محل کنونی خانه فاطمه(س) در کنار ستون مربعةالقبر (شماره۷ در تصویر)

سید محسن امین در اعیان الشیعه گفته است پیامبر برای امام علی(ع) خانه‌ای در کنار مسجد، در کنار خانه‌های همسران خود ساخت. امام علی(ع) پس از ازدواج با فاطمه(س) خانه‌ای اجاره کرد و با فاطمه(س) مدتی در آن زندگی کردند و سپس به همان خانه امام علی بازگشتند و فرزندان‌شان در آن متولد شدند.[۹] سمهودی محل کنونی خانه حضرت فاطمه را کنار ستون «مربعة القبر» در مسجد نبوی (که «مقام جبرئیل» نیز نامیده می‌شود) دانسته است.[۱۰]

عوامل و زمینه‌ها

پیامبر(ص) در روز ۱۸ ذی‌الحجة سال دهم هجری در بازگشت از حجة الوداع، علی بن ابی‌طالب(ع) را به عنوان جانشین خود تعیین کرد.[۱۱] به گفته شیخ مفید در آن روز پیامبر(ص) به مسلمانان دستور داد به امام علی(ع) به عنوان امیرالمؤمنین سلام دهند. بنابر نقل منابع شیعه و سنی، عمر بن خطاب از کسانی بود که ولایت امام علی(ع‌) را تبریک گفتند.[۱۲]

پس از رحلت پیامبر(ص)، عده‌ای از مهاجران و انصار در اجتماعی که در سقیفه بنی ساعده تشکیل شد، بر خلافت ابوبکر توافق و با او بیعت کردند.[۱۳] به گفته ابن کثیر بیعت با ابوبکر پیش از تدفین پیامبر انجام شد[۱۴] درحالی‌که در همان زمان، امام علی(ع) مشغول تجهیز پیکر پیامبر بود.[۱۵]

بنا بر نقل یعقوبی مورخ قرن سوم برخی اصحاب همچون عباس بن عبدالمطلب، فضل بن عباس، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار یاسر و براء بن عازب از بیعت با ابوبکر خودداری کردند.[۱۶] سید مرتضی عسکری تاریخ‌پژوه قرن پانزدهم هجری، به نقل از منابع سیره، تاریخ و حدیث گفته است عده‌ای از اصحاب که با ابوبکر بیعت نکرده بودند، همراه امام علی(ع) در خانه فاطمه(س) تحصن کردند.[۱۷]

به گفته حسین محمد جعفری مؤلف کتاب تشیع در مسیر تاریخ، بیعت با ابوبکر برای قدرت یافتن او کافی نبود چون علی(ع) که به اتفاق شیعه و سنی، مهمترین گزینه خلافت در میان خاندان پیامبر بود، و همچنین یاران نزدیک او و بنی‌هاشم از تصمیم اعضای سقیفه بنی‌ساعده بی‌خبر بودند. از این رو ابوبکر و عمر از ترس واکنش جدی امام علی یا طرفدارانش، آنان را به بیعت فراخواندند و وقتی با خودداری آنان روبه‌رو شدند از زور استفاده کردند.[۱۸]

سید جعفر شهیدی تاریخ‌نگار قرن پانزدهم هجری بر این باور است که آنچه در نخستین روزهای پس از رحلت پیامبر(ص) رخ داد، مصلحت‌بینی سیاسی بود و این مصلحت‌بینی، سنت را تغییر داد.[۱۹]

شرح واقعه

دستور ابوبکر به بیعت‌گرفتن از علی(ع) وهمراهانش

در کتاب الامامة و السیاسة منسوب به ابن قتیبه آمده است که ابوبکر پس از آنکه با او بیعت شد، سراغ برخی از اصحاب را گرفت که با او بیعت نکرده بودند.[۲۰] او در چند نوبت، عمر و قنفذ را به خانه فاطمه فرستاد تا علی(ع) و کسانی که در خانه او بودند را برای بیعت کردن فرابخوانند.[۲۱] بر طبق این نقل در نوبت اول، مردانی که در خانه بودند، پس از تهدید عمر بیرون آمدند و بیعت کردند، غیر از امام علی(ع) که گفت سوگند خورده است تا زمانی که قرآن را جمع‌آوری نکرده، از خانه خارج نشود. ابوبکر برای بار دوم و سوم قنفذ را به خانه فاطمه فرستاد که او نیز پاسخ منفی شنید. پس از آن عمر همراه عده‌ای به سوی خانه برگشت و علی(ع) را از خانه بیرون آورد و نزد ابوبکر برد.[۲۲]

در کتاب الاختصاص منسوب به شیخ مفید آمده است وقتی علی(ع) را به سمت مسجد می‌بردند، زبیر شمشیر کشید و گفت: ای فرزندان عبدالمطلب! آیا شما زند‌ه‌اید و با علی این گونه برخورد می‌شود؟! او به سمت عمر حمله کرد ولی خالد بن ولید به سمت او سنگی پرتاب کرد و شمشیر از دست او افتاد. عمر شمشیر را برداشت و بر سنگی کوبید و شمشیر شکست.[۲۳] بنابر نقل طبری مورخ قرن سوم، پای زبیر لغزید و شمشیر از دستش افتاد.[۲۴]

علی(ع) را نزد ابوبکر بردند و او را تهدید کردند که اگر بیعت نکند گردنش زده خواهد شد؛ ولی ابوبکر گفت علی را تا زمانی که فاطمه در کنار اوست، مجبور به این کار نمی‌کند.[۲۵] به گفته شیخ مفید، امام علی روز سقیفه با ابوبکر بیعت نکرد ولی درباره اینکه آیا بعدها بیعت کرده یا نه، نقل‌های مختلفی وجود دارد، از جمله اینکه پس از چهل روز یا شش ماه یا پس از شهادت فاطمه(س) بیعت کرد. البته خود شیخ مفید معتقد است که علی(ع) هیچ‌گاه بیعت نکرد.[۲۶]

واکنش فاطمه(س)

پس از آنکه فرستادگان ابوبکر برای بردن علی(ع) و همراهانش به خانه فاطمه آمدند، فاطمه(س) کنار در آمد و فرمود: «هیچ قومی سراغ ندارم که حضورشان بدتر از شما باشد؛ شما جنازه رسول خدا(ص) را در مقابل ما رها کردید و تصمیم خود [درباره خلافت] را گرفتید و نظر ما را نپرسیدید و حق ما را به ما واگذار نکردید.»[۲۷] و در نوبت آخر که عمر برای بردن امام علی آمد، فاطمه(س) فریاد زد

ای پدر! ای رسول خدا! ما پس از تو از پسر خطاب و پسر ابوقحافه چه‌ها کشیدیم!!

عده‌ای از همراهان عمر با شنیدن این سخن متأثر شدند و برگشتند.[۲۸]

به گفته یعقوبی فاطمه خطاب به کسانی که به زور وارد خانه‌اش شده بودند گفت: به خدا سوگند اگر بیرون نروید، به سوی خدا فریادِ دادخواهی سر خواهم داد. با این سخن فاطمه همه کسانی که در خانه بودند بیرون رفتند.[۲۹]

تهدید به آتش زدن خانه

عمر بن خطاب به فرمان ابوبکر به خانه فاطمه آمد تا علی(ع) و همراهانش را برای بیعت ببرد. وقتی او با خودداری اهالی خانه روبه‌رو شد، دستور جمع‌آوری هیزم داد و تهدید کرد که خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. تهدید عمر به آتش زدن خانه در برخی منابع اهل سنت مانند العقد الفرید،[۳۰] تاریخ طبری،[۳۱] انساب الاشراف،[۳۲] المصنَّف،[۳۳] و الامامة و السیاسة[۳۴] نقل شده است. به گفته ابن عبد ربه، ادیب و مورخ قرن ۳ و ۴ هجری، ابوبکر به عمر گفت اگر اهل خانه از بیرون آمدن خودداری کردند با آنان بجنگ. عمر در حالی که مشعل آتشی در دست داشت، تهدید کرد اگر اهل خانه بیعت نکنند خانه را آتش خواهد زد.[۳۵]

بنابر نقل الامامة و السیاسة وقتی عمر چنین تهدید کرد، به او گفتند فاطمه در این خانه است. عمر در پاسخ گفت: اگرچه او در خانه باشد.[۳۶]

سید جعفر شهیدی معتقد است تهدیدی عمر به آتش زدن خانه او، که در انساب الاشراف[۳۷] و العقد الفرید[۳۸] از منابع اهل سنت نقل شده، نمی‌تواند جعلی و ساخته هواخواهان شیعه یا دسته‌های سیاسی موافق آنان باشد، به این دلیل که آنان در سده‌های نخست قدرتی نداشتند و در اقلیت بودند و بعلاوه، این گزارش در منابع مغرب اسلامی (که شیعیان در آن حضور نداشتند) نیز ثبت شده است.[۳۹] شهیدی بر این باور است که حاضران در سقیفه بیشتر دغدغه حکومت داشته‌اند تا دغدغه دین.[۴۰]

آتش زدنِ در، آسیب دیدن فاطمه، سِقط شدن محسن

در برخی منابع قدیمی شیعه نقل شده است که در واقعه هجوم به خانه فاطمه، درِ خانه را آتش زدند و فاطمه(س) آسیب دید و جنینش سِقط شد. در کتاب سلیم بن قیس آمده است عمر بن خطاب تهدید خود را عملی کرد و درِ خانه فاطمه(س) را آتش زد و وارد خانه شد و وقتی با مقاومت فاطمه(س) روبه‌رو گردید با غلاف شمشیر به پهلوی او زد.[۴۱] در کتاب اثبات الوصیه منسوب به مسعودی مورخ قرن چهارم آمده است «به خانه هجوم بردند و درِ آن را آتش زدند و علی(ع) را به زور بیرون بردند و سرور زنان را پشت در فشار دادند، به طوری که محسن سِقط شد.»[۴۲] در نقل دلائل الامامة آمده است عمر به قنفذ دستور داد فاطمه(س) را بزند.[۴۳] عیاشی، محدث شیعه در عصر غیبت صغرا نیز گفته است عمر با لگد به درِ خانه، که از شاخه‌های نخل درست شده بود، کوبید و آن را شکست و وارد خانه شد و علی(ع) را کتف بسته بیرون برد.[۴۴]

پیامدها

خشم فاطمه(س) از ابوبکر و عمر

نوشتار اصلی: حدیث بضعة


سقط شدن محسن و شهادت فاطمه(س)

قدیمی‌ترین منبعی که سقط شدن محسن(ع) در ماجرای هجوم به خانه را نقل کرده، کتاب سلیم بن قیس از منابع قرن نخست هجری است و غالب منابع بعدی شیعه همچون الاحتجاج تالیف احمد بن علی طبرسی، غایة المرام تالیف سید هاشم بحرانی و بحارالانوار تالیف علامه مجلسی این خبر را به نقل از آن آورده‌اند.[۴۵]

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است علت درگذشت فاطمه(س)، آسیب‌هایی بود که در ماجرای هجوم به خانه بر او وارد شد.[۴۶]

پشیمانی ابوبکر

برخی منابع اهل سنت همچون تاریخ دمشق[۴۷] تألیف اِبن عَساکِر، اَلمُعْجَمُ الکَبیر[۴۸] تألیف طَبَرانی و تاریخ الاسلام[۴۹] تألیف ذَهَبی آمده است که ابوبکر در آخرین ساعات عمر خود از انجام سه کار ابراز تأسف و پشیمانی کرد و گفت کاش دستور ورود به خانه فاطمه را نداده بود.

دیدگاه اهل سنت

گزارشات مربوط به تهدید عمر بن خطاب به آتش زدن خانه فاطمه(س)، در منابع اهل سنت همچون انساب الاشراف،[۵۰] تاریخ طبری،[۵۱] العقد الفرید،[۵۲] المصنَّف،[۵۳] و الامامة و السیاسة[۵۴]آمده است، ولی مبادرت به آتش زدن درِ خانه و آسیب دیدن فاطمه(س) در اثر فشار در و سقط شدن محسن از سوی آنها انکار شده و راویان این گزارش را متهم به رافضی بودن کرده‌اند.

شهرستانی[یادداشت ۲] (ت۵۴۸ق.) در معرفی هذیلیه، یکی از فرقه‌های معتزله، می‌گوید آنها معتقدند عمر در روز بیعت‌گرفتن، به فاطمه آسیب رساند و سبب شد جنین او سقط شود. شهرستانی این گزارش را دروغ می‌خواند.[۵۵]

صفدی (ت۷۴۶ق.) در الوافی بالوفیات در معرفی ابراهیم بن سیار معروف به نَظّام از بزرگان معتزله، او را متمایل به رافضه می‌داند و از قول او نقل می‌کند که عمر به فاطمه آسیب رسانده و موجب سقط شدن محسن شده است.[۵۶]

ذهبی (ت۷۴۸ق.) در سیر اعلام النبلاء در معرفی «ابن ابی دارم» او را امام، حافظ و فاضل می‌خواند، ولی میل به رافضه را عامل موثق نبودن او می‌داند و می‌گوید در اواخر عمرش، مثالبِ (خلفا) برای او خوانده می‌شد، از جمله اینکه عمر به فاطمه آسیب رسانده و سبب سقط شدن جنین او گردیده است. ذهبی به همین دلیل، او را گمراه دانسته است.[۵۷] ابن حجر عسقلانی (ت۸۵۲ق.) نیز در لسان المیزان ابن ابی دارم را بخاطر نقل گزارشات مثالب و از جمله سقط شدن جنین فاطمه، رافضی و کذاب شمرده است.[۵۸]

پانویس

  1. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج، ص۳۰-۳۱.
  2. طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴.
  3. سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۵۰؛ مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۱۴۶؛ عیاشی، تفسیر عیاشی، المكتبة العلمية الإسلامية، ج۲، ص۶۷.
  4. «ایام شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها در پاکستان‎»، خبرگزاری ایرنا.
  5. «مراسم سوگواری شهادت حضرت فاطمه(س) در جمهوری آذربایجان و تاجیکستان»، رادیو ایران تاجیک.
  6. سوگواری ایام فاطمیه در مرکز اسلامی مرکز اسلامی هامبورگ»، خبرگزاری مهر.
  7. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۱۳۶؛ گنجی شافعی، کفایة الطالب، ۱۴۰۴ق، ص۳۷۷..
  8. السیوطی، الدر المنثور، دارالفکر، ج۶، ص۲۰۳؛ اربلی، کشف الغمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۳۱۳.
  9. امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۳۱۳.
  10. سمهودی، وفاء الوفاء، ۲۰۰۶م، ج۲، ص۴۶.
  11. ابن کثیر، البدیة و النهایة، دارالفکر، ج۵، ص۲۰۹ - ۲۱۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۲۳۳؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۷۷.
  12. ابن کثیر، البدیة و النهایة، دارالفکر، ج۵، ص۲۱۰؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۲۸۴؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۷۷.
  13. طبری، تاریخ الطبری: تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق ج۳، ص۲۰۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، دار صادر، ج۲، ص۳۲۷.
  14. البدایة و النهایة، ابن کثیر، ج۵، ص۲۴۸.
  15. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۱۲.
  16. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۱۲۴.
  17. عسکری، سقیفه: بررسی نحوه شکل‌گیری حکومت پس از پیامبر، ۱۳۸۷ش، ص۹۹.
  18. جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ۱۳۸۶ش، ص۶۷-۶۸.
  19. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا، ۱۳۶۳ش، ص۱۱۸.
  20. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج، ص۳۰-۳۱.
  21. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج، ص۳۰-۳۱.
  22. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج، ص۳۰-۳۱.
  23. منسوب به شیخ مفید، الاختصاص، ص۱۸۶.
  24. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج‏۳، ص۲۰۲.
  25. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج، ص۳۰-۳۱.
  26. مفید، الفصول المختارة، ص۵۶-۵۷.
  27. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج، ص۳۰-۳۱؛ شوشتری، احقاق الحق، ج۳۳، ص۳۶۰؛ .
  28. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج، ص۳۰-۳۱؛ شوشتری، احقاق الحق، ج۳۳، ص۳۶۰؛ .
  29. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دارصادر، ج۲، ص۱۲۶.
  30. ابن عبد ربه، العقد الفرید،دارالکتب العلمیة، ج۵، ص۱۳.
  31. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج‏۳، ص۲۰۲.
  32. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج‏۱، ص۵۸۶.
  33. ابن ابی‌الشیبه، المصنف، ۱۴۲۵ق، ج۱۳، ص۴۶۹.
  34. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج، ص۳۰.
  35. ابن عبد ربه، العقد الفرید،دارالکتب العلمیة، ج۵، ص۱۳.
  36. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج، ص۳۰-۳۱.
  37. بلاذري، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج‏۱، ص۵۸۶.
  38. ابن عبد ربه* العقد الفرید، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۱۳.
  39. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا، ۱۳۶۳ش، ص۱۰۹.
  40. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا، ۱۳۶۳ش، ص۱۱۱-۱۱۲.
  41. سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۵۰.
  42. مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۱۴۶.
  43. طبری، دلائل الإمامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴.
  44. عیاشی، تفسیر عیاشی، المكتبة العلمية الإسلامية، ج۲، ص۶۷.
  45. الله اکبری، «محسن بن علی(ع)»، ص۶۹.
  46. طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴.
  47. ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳۰، ص۴۲۲.
  48. طبرانی، المعجم الکبیر، قاهره، ج۱، ص۶۲.
  49. ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۱۱۸.
  50. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج‏۱، ص۵۸۶.
  51. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج‏۳، ص۲۰۲.
  52. ابن عبد ربه، العقد الفرید،دارالکتب العلمیة، ج۵، ص۱۳.
  53. ابن ابی‌الشیبه، المصنف، ۱۴۲۵ق، ج۱۳، ص۴۶۹.
  54. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۳ق، ج، ص۳۰.
  55. شهرستانی، الملل و النحل، دارالمعرفة، ج۱، ص۵۷. (إن عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتى ألقت الجنین من بطنها)
  56. صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۲۰ق، ج۶، ص۱۵.
  57. ذهبی، سیر اعلا النبلاء، ۱۴۰۵ق، ج۱۵، ص۵۷۸.
  58. ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج۱، ص۶۰۹.
  1. فِی بُیوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْ‌فَعَ وَیذْکرَ‌ فِیهَا اسْمُهُ یسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ (در خانه‌هایی که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت‌] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن [خانه‌]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش می‌کنند)
  2. شهرستانی را در فقه، شافعی و در کلام، اشعری دانسته‌اند.

منابع

  • ابن ابی‌الشیبه، عبدالله بن محمد، المصنف، تحقیق محمد لحیدان، ریاض، مکتبة الرشد، ۱۴۲۵ق.
  • ابن عبد ربه، العقد الفرید، بی‌جا،‌ دار الکتب العلمیة، بی‌تا. (بر اساس نسخه موجود در کتابخانه فقاهت)
  • ابن عساکر، أبوالقاسم علی بن الحسن بن هبةالله، تاریخ دمشق، دارالفكر للطباعة والنشر، ۱۴۱۵ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب الأشراف، بیروت،‌ دار الفکر، ۱۴۱۷ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، مؤسّسةالاعلمی، بیروت، چهارم، ۱۴۰۳ق.
  • ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، قم، سید رضی، ۱۴۱۳ق.
  • اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، قم، رضی، ۱۴۲۱ق.
  • امین، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۰۳ق.
  • سمهودی، علی بن احمد، وفاء الوفاء بأخبار‌دار المصطفی، بیروت،‌ دار الکتب العلمیة، ۲۰۰۶م،
  • ابن هشام، السیرة النبویة، مصر، شرکة مکتبة ومطبعة مصطفی البابی الحلبی وأولاده، دوم، ۱۳۷۵ق. (نسخه موجود در کتابخانه فقاهت)
  • مرعشی شوشتری، قاضی نورالله احقاق الحق و إزهاق الباطل، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۹ق.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، المکتبة العلمیة الإسلامیة، بی‌تا.
  • الله اکبری، محمد، «محسن بن علی(ع)»، مجله طلوع، سال هشتم، شماره ۲۹، ۱۳۸۸ش.
  • السیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
  • طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، قاهره، مکتبة‌ ابن تیمیه، ۱۴۱۵ق. (نسخه کتابخانه فقاهت)
  • مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، قم، انصاریان، ۱۳۸۴ش. (نسخه کتابخانه فقاهت)
  • ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، بیروت، دارالکتاب االعربی، ۱۴۱۳ق.(نسخه کتابخانه فقاهت)
  • گنجی شافعی، محمد بن يوسف‏، کفایة الطالب في مناقب على بن أبى طالب‏، تهران، دار إحياء تراث أهل البيت‏، دوم، ۱۴۰۴ق.
  • ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.(نسخه کتابخانه فقاهت)
  • شهیدی، سید جعفر، زندگانی فاطمه زهرا، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۳ش.
  • صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، بیروت، دار إحياء التراث، ۱۴۲۰ق
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.
  • ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۵ق.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، بیروت، دار البشائر الإسلامية، ۲۰۰۲م.