پرش به محتوا

غیبت جایز

مقاله نامزد خوبیدگی
شناسه ارزیابی نشده
از ویکی شیعه

غیبت جایز یا مُستَثنَیات غیبت در مواردی دانسته شده است که با هدف حفظ مصلحت مهم‌تر،[۱] مثل جلوگیری از ضرر، حفظ حق یا دفاع از خود یا دیگران باشد.[۲] به گفته فقیهان و علمای اخلاق در این حالت غیبت نه‌ تنها حرام نیست بلکه مجاز یا حتی واجب می‌شود.[۳]

فقیهان و علمای اخلاق، جواز غیبت را در دو مورد دانسته‌اند:[۴]

۱- در مواردى كه پاى مصلحت مهمترى در ميان باشد که مصادیق آن متعدد است:

  • اگر کسی مظلوم واقع شده، می‌تواند ظلمی که بر او رفته را بازگو کند.[۵]
  • برخی از عالمان و فقیهان، هنگام بحث درباره تحریم غیبت، نقد راویان حدیث را به‌عنوان یکی از مستثنیات غیبت مطرح کرده‌اند.[۶]
  • به گفته فقیهان می‌توان بدعت‌گذاران در دین یا کسانی که دین را تحریف کرده‌اند و آثار فاسده دارند را ذکر کرد، اما فقط به همین حد اکتفا شود و اگر کسی از آن‌ها پیروی ندارد یا آثارش قابل فساد نیست، بهتر است هیچ عیبی از او گفته نشود.[۷]
  • اگر جرمی اتفاق افتاده و قرار است نزد حکام رسیدگی شود، می‌توان آن را در حضور آن‌ها و به شکل شهادت بیان کرد، حتی اگر شخص خاطی آنجا نباشد.[۸]
  • اگر دو نفر شاهد گناه کسی باشند و یکی از آن‌ها در غیاب فرد خاطی آن را بیان کند، مشکلی ندارد و جایز است.[۹]
  • مشورت در معاملات یا ازدواج،[۱۰]
  • هر جایی که افشای عیب پنهانی مصلحت بیشتری داشته باشد.[۱۱]
  • ارشاد و نصیحت مؤمن در مواجهه با شخص فاسق،[۱۲]
  • بیان عیب‌های آشکار بدون قصد تحقیر، به شرط ناراحت نشدن فرد،[۱۳]
  • غیبت کفار و مخالفان شیعه دوازده امامی[۱۴]

۲- افراد متجاهر به‌فسق: کسی که آشکارا گناه کند و برایش مهم نباشد دیگران از این کارش آگاه شوند غیبتش در آن گناه جایز است.[۱۵] برخی این مورد را به‌دلیل اینکه شخص از بیان گناهش ناراحت نمی‌شود، غیبت نمی‌دانند.[۱۶] همچنین اگر کسی برای شوخی یا تفریح، فسق کسی را یاد کند، ذکر آن در شعر یا گفتار جایز است.[۱۷] دليل استثناى غیبت فاسق علاوه‌بر دليل عقلی، احاديث متعددى دانسته شده است[۱۸] كه از طرق شيعه و اهل سنت نقل شده است.[۱۹]

پانویس

  1. ↑ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۱۸.
  2. ↑ مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۱۲۴.
  3. ↑ مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۱۲۴.
  4. ↑ مکارم شیرازی، زندگی در پرتو اخلاق، ۱۳۸۶ش، ص۱۲۸.
  5. ↑ شهید اول، القوائد و الفوائد، مکتبة المفيد، ج۲، ص۱۴۹.
  6. ↑ شهید اول، القوائد و الفوائد، مکتبة المفيد، ج۲، ص۱۵۰.
  7. ↑ شهید اول، القوائد و الفوائد، مکتبة المفيد، ج۲، ص۱۵۱؛ میرزاخانی، سرطان ایمان، ۱۳۶۹ش، ص۱۲۸.
  8. ↑ شهید اول، القوائد و الفوائد، مکتبة المفيد، ج۲، ص۱۵۲.
  9. ↑ شهید اول، القوائد و الفوائد، مکتبة المفيد، ج۲، ص۱۵۲.
  10. ↑ نراقی،معراج السعاده،موسسه انتشارات هجرت،ص۵۷۰.
  11. ↑ شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۱۸.
  12. ↑ نراقی،معراج السعاده، ۱۳۷۸ش، ص۵۷۰.
  13. ↑ دستغیب، گناهان کبیره، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۲۸۳.
  14. ↑ نراقی، معراج السعاده، ۱۳۷۸ش، ص۴۵۳.
  15. ↑ میرزاخانی، سرطان ایمان، ۱۳۶۹ش، ص۱۰۵
  16. ↑ میرزاخانی، سرطان ایمان، ۱۳۶۹ش، ص۱۰۹
  17. ↑ شهید اول، القوائد و الفوائد، مکتبة المفيد، ج۲، ص۱۴۸.
  18. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۴ق، ج۷۵، ص۲۵۳.
  19. ↑ مکارم شیرازی، زندگی در پرتو اخلاق، ۱۳۸۶ش، ص۱۲۸.

منابع

  • حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، قم، موسسه آل البیت لاحیا التراث، چاپ دوم، ۱۴۱۶ق.
  • شهید اول، محمد بن مکی، القواعد و الفوائد، قم، مکتبة المفيد، چاپ اول، بی‌تا.
  • شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات،‌ ۱۴۱۵ق.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ‌۱۴۰۳ق.
  • نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، قم، موسسه انتشارات هجرت، ۱۳۷۸ش.
  • دستغیب، سید عبدالحسین، گناهان کبیره، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، چاپ نهم، ۱۳۷۵ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بِحارُ الاَنوارِ الجامعةُ لِدُرَرِ اَخبارِ الاَئمةِ الاَطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، زندگی در پرتو اخلاق، قم، نشر سرور، چاپ ششم، ۱۳۸۶ش.
  • میرزاخانی، حسین، سرطان ایمان، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۹ش.

پیوند به بیرون