پرش به محتوا

آیه مجاهدون: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Roohish (بحث | مشارکت‌ها)
Roohish (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۲۲: خط ۲۲:


==شأن نزول==
==شأن نزول==
[[فضل بن حسن طبرسی]] (قرن ششم) صاحب کتاب تفسیر [[مجمع البیان]] نزول این آیه را مربوط به سه تن از [[صحابی پیامبر|صحابیان]] رسول خدا(ص) به نام‌های کعب بن ماک، مرارة بن ربیعة و هلال بن امیة می‌داند.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ۱۴۷.</ref> در [[غزوه تبوک]] (آخرین غزوه [[پیامبر]] که در [[سال نهم هجری]] اتفاق افتاد) منافقین به بهانه‌های مختلف از دستور پیامبر برای جنگ با رومیان سرپیچی می‌کردند که آیات مختلفی در [[قرآن]] به آن‌ها اشاره دارند.<ref>رک: طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۴۷.</ref> اما این سه تن از اصحاب پیامبر که در غزوه تبوک از جهاد سرپیچی کردند جزء [[منافقان]] نبودند بلکه [[ایمان|مومنانی]] بودند که به دلایلی غیر از نفاق سستی کردند. بعدها این سه از کار خود پشیمان شده و توبه کردند و طبق آیۀ ۱۱۸ [[سوره برائت]] خداوند [[توبه]] آن‌ها را پذیرفت.<ref>رک: ابن اثیر، اسد الغابه، بی‌تا، ج۴، ص۲۴۷.</ref>
[[فضل بن حسن طبرسی]] (قرن ششم) صاحب کتاب تفسیر [[مجمع البیان]] نزول این آیه را مربوط به سه تن از [[صحابی پیامبر|صحابی]] رسول خدا(ص) به نام‌های کعب بن ماک، مرارة بن ربیعة و هلال بن امیة می‌داند.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ۱۴۷.</ref> در [[غزوه تبوک]] (آخرین غزوه [[پیامبر]] که در [[سال نهم هجری]] اتفاق افتاد) منافقین به بهانه‌های مختلف از دستور پیامبر برای جنگ با رومیان سرپیچی می‌کردند که آیات مختلفی در [[قرآن]] به آن‌ها اشاره دارند.<ref>رک: طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۴۷.</ref> اما این سه تن از اصحاب پیامبر که در غزوه تبوک از جهاد سرپیچی کردند جزء [[منافقان]] نبودند بلکه [[ایمان|مومنانی]] بودند که به دلایلی غیر از نفاق سستی کردند. بعدها این سه از کار خود پشیمان شده و توبه کردند و طبق آیۀ ۱۱۸ [[سوره برائت]] خداوند [[توبه]] آن‌ها را پذیرفت.<ref>رک: ابن اثیر، اسد الغابه، بی‌تا، ج۴، ص۲۴۷.</ref>


اما حکایتی نیز در مورد [[عبدالله بن ام مکتوم]] در جریان نزول این آیه ذکر گردیده است. [[زید بن ثابت]] می‌گوید: این آیه بدون عبارت «غیر اولی الضرر؛ کسانی که زیان دیده نیستند» نازل شد و من آن را می‌نوشتم. عبدالله بن ام مکتوم گفت: من نابینا هستم چگونه جهاد کنم؟ آن هنگام بود که مجددا بر رسول خدا [[وحی]] نازل شد و حضرت به من فرمود بنویس: لا یسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ...» و به این ترتیب بین کسانی که امکان جهاد ندارند با دیگرانی که بدون عذر موجه از جهاد باز می‌مانند تفاوت گذاشته شد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ۱۴۷.</ref>
اما حکایتی نیز در مورد [[عبدالله بن ام مکتوم]] در جریان نزول این آیه ذکر گردیده است. [[زید بن ثابت]] می‌گوید: این آیه بدون عبارت «غیر اولی الضرر؛ کسانی که زیان دیده نیستند» نازل شد و من آن را می‌نوشتم. عبدالله بن ام مکتوم گفت: من نابینا هستم چگونه جهاد کنم؟ آن هنگام بود که مجددا بر رسول خدا [[وحی]] نازل شد و حضرت به من فرمود بنویس: لا یسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ...» و به این ترتیب بین کسانی که امکان جهاد ندارند با دیگرانی که بدون عذر موجه از جهاد باز می‌مانند تفاوت گذاشته شد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ۱۴۷.</ref>

نسخهٔ ‏۴ دسامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۴۴

آیه مجاهدون آیه ۹۵ سوره نساء است. در این آیه، برتری جهادگران بر بازماندگان از جهاد بیان گردیده و در صدد است بین مجاهدان و غیر مجاهدان مقایسه کند و مؤمنین را به جهاد تشویق نماید.

طبق این آیه، بین کسانی که به جهت مریضی یا مانعی نمی‌توانند در جهاد شرکت کنند با کسانی که از روی نفاق و دشمنی جهاد را ترک می‌کنند، تفاوت است. این آیه به انواع مختلف جهاد با مال و جهاد با جان اشاره دارد و اجر و پاداش جهادگران را بسیار بزرگ توصیف می‌کند.

متن و ترجمه

لا یسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقاعِدِینَ دَرَجَةً وَ کلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنی وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَی الْقاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً (۹۵) دَرَجاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةً وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً (۹۶)


مؤمنان خانه‌نشین که زیان‌دیده نیستند با آن مجاهدانی که با مال و جان خود در راه خدا جهاد می‌کنند یکسان نمی‌باشند خداوند کسانی را که با مال و جان خود جهاد می‌کنند به درجه‌ای

بر خانه‌نشینان مزیت بخشیده و همه را خدا وعده [پاداش] نیکو داده و[لی] مجاهدان را بر خانه‌نشینان به پاداشی بزرگ برتری بخشیده است (۹۵)

[پاداش بزرگی که] به عنوان درجات و آمرزش و رحمتی از جانب او [نصیب آنان می‌شود] و خدا آمرزنده مهربان است (۹۶)


محتوای آیه

این آیه در صدد مقایسۀ مجاهدان و غیر مجاهدان است و عنوان می‌دارد تخلف کنندگان از جنگ که بیماری و مانعی ندارند با جهاد کنندگان برابر نیستند.[۱] و حساب کسانی که به سبب بیماری و مانعی نمی‌توانند در این امر مهم شرکت کنند اما به آن علاقه‌مند بوده‌اند از دیگر بازماندگان از جهاد جدا است.[۲] آن‌ها سهم قابل ملاحظه‌ای از پاداش جهادگران خواهند داشت.[۳] اما آیه کسانی را که از روی نفاق و دشمنی در جهاد مشارکت نکرده‌اند، شامل نمی‌شود.[۴]

تشویق به جهاد

این آیه در صدد تشویق مومنین به جهاد است و می‌خواهد روح ایمان آن‌ها را بر سبقت گرفتن در خیر بیدار کند.[۵] صاحب تفسیر المیزان معتقد است نمی‌توانیم برتری کسانی را که در راه خدا جهاد کردند، شهید شدند یا بر دشمن پیروز گردیدند بر کسانی که در این امر شرکت نکردند، انکار کنیم. هر چند کسانی که جهاد نکردند عذر موجه داشته باشند.[۶]

شأن نزول

فضل بن حسن طبرسی (قرن ششم) صاحب کتاب تفسیر مجمع البیان نزول این آیه را مربوط به سه تن از صحابی رسول خدا(ص) به نام‌های کعب بن ماک، مرارة بن ربیعة و هلال بن امیة می‌داند.[۷] در غزوه تبوک (آخرین غزوه پیامبر که در سال نهم هجری اتفاق افتاد) منافقین به بهانه‌های مختلف از دستور پیامبر برای جنگ با رومیان سرپیچی می‌کردند که آیات مختلفی در قرآن به آن‌ها اشاره دارند.[۸] اما این سه تن از اصحاب پیامبر که در غزوه تبوک از جهاد سرپیچی کردند جزء منافقان نبودند بلکه مومنانی بودند که به دلایلی غیر از نفاق سستی کردند. بعدها این سه از کار خود پشیمان شده و توبه کردند و طبق آیۀ ۱۱۸ سوره برائت خداوند توبه آن‌ها را پذیرفت.[۹]

اما حکایتی نیز در مورد عبدالله بن ام مکتوم در جریان نزول این آیه ذکر گردیده است. زید بن ثابت می‌گوید: این آیه بدون عبارت «غیر اولی الضرر؛ کسانی که زیان دیده نیستند» نازل شد و من آن را می‌نوشتم. عبدالله بن ام مکتوم گفت: من نابینا هستم چگونه جهاد کنم؟ آن هنگام بود که مجددا بر رسول خدا وحی نازل شد و حضرت به من فرمود بنویس: لا یسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ...» و به این ترتیب بین کسانی که امکان جهاد ندارند با دیگرانی که بدون عذر موجه از جهاد باز می‌مانند تفاوت گذاشته شد.[۱۰]

جهاد با مال و جان

آیه مجاهدون علاوه بر جهاد با جان در راه خدا؛ جهاد با اموال را نیز مورد توجه قرار داده است و بر اهمیت آن نیز تأکید دارد. سید محمد حسین حسینی همدانی معتقد است در این آیه خداوند جهاد با اموال را بر جهاد با جان‌ها مقدم داشت زیرا آماده بودن تجهیزات مورد نیاز جهاد و سلاح جنگی در هر زمانی هزینه‌های بسیاری دارد و باید تجهیزات جنگی را برای هرگونه مقابله آماده نمود. از این جهت جهاد به وسیلۀ بذل مال موثرتر است.[۱۱] علامه طباطبایی جهاد با اموال را انفاق در راه خدا و به منظور پیروز شدن بر دشمن می‌داند.[۱۲]

بازماندگان از جهاد

خداوند در این آیه بازماندگان از جهاد را که آنها نیز دارای اجر هستند از دیگر بازماندگان جدا می‌سازد. صاحب کتاب تفسیر نمونه بازماندگان از جهاد را در این آیه کسانی می‌داند که با داشتن ایمان به اصول اسلام بر اثر نداشتن همت کافی در جهاد مشارکت نکرده‌اند. آیه با لحن ملایم با این افراد سخن گفته و آخر آن بیان می‌کند این افراد نیز دارای اجری هستند.[۱۳]

آیت الله مکارم شیرازی در کتاب دیگر خود الأمثل فی تفسیر القرآن می‌افزاید که این آیه روشن می‌سازد هر عمل صالحی بهره‌ای از ثواب و پاداش دارد که هرگز فراموش نمی‌شود. چه آن‌که آیه در مورد مومنانی صحبت می‌کند که جهاد را امر مقدسی دانسته و آرزوی مشارکت در جهاد را داشتند اما به جهت ناتوانی از مشارکت در آن بازمانده‌اند این افراد به میزانی که آرزوی شرکت در جهاد را داشته‌اند در ثواب جهادگران شریک هستند.[۱۴]

در حدیثی از رسول خدا(ص) خطاب به جهادگران این چنین نقل شده است: «در مدینه گروهی را پشت سر گذاشتید که از هیچ مسیر و وادی گذر نکردید مگر این که آنها هم با شما بوده‌اند. اینان کسانی هستند که نیت‌های درستی داشتند، با مال خود خیرخواهی کردند و دل در گرو جهاد داشته‌اند و آن‌چه باعث شده در جهاد شرکت نکنند ضرر یا مانع دیگری بوده است.»[۱۵]

اجر جهادگران

غالب مترجمان این آیه را این گونه ترجمه کرده‌اند که در آن ابتدا عنوان گردیده است خداوند مجاهدان را بر بازماندگان از جهاد (که دارای عذر بودند) به درجه‌ای برتری داده است. و سپس بیان داشته که هر دو گروه دارای اجر و ثواب هستند اما خداوند جهادگران را به بازماندگان از جهاد به اجر بزرگی برتری داده است. در آیۀ بعدی این اجر بزرگ را «درجات» یعنی چندین درجه ذکر می‌کند.

آیت الله مکارم شیرازی که همین ترجمه را برگزیده‌است در توضیح این اختلاف ظاهری عنوان داشته‌است که در واقع در آیه اختلافی وجود ندارد زیرا در تعبیر اول آیه، منظور بیان اصل برتری مجاهدان بر غیر آنها است و نسبت به میزان برتری در صدد بیان نکته‌ای نیست اما در تعبیر دوم، این برتری را توضیح ‌می‌دهد و بیان می‌کند که این برتری چندین درجه خواهد بود.[۱۶] صاحب مجمع البیان این گونه اظهار نظر کرده است که در اول آیه که از یک درجه سخن به میان آمده منظور تفاوت اجر مجاهدان با بازماندگانی است که عذر موجهی داشته‌اند اما در آخر آیه که این اختلاف را چندین درجه دانسته در واقع منظور بیان اختلاف درجات جهادگران با بازماندگان غیر معذور است.[۱۷]

اما علامه طباطبایی دیدگاه متفاوتی دارد. وی در مورد تعبیر «درجة» در ابتدای آیه معتقد است این کلمه به منظور بیان میزان برتری نیست بلکه عبارت «درجة» در این‌جا برای آن است که توضیح دهد فضیلت جهادگران بر غیر آنها در درجاتشان نزد خداوند خواهد بود. (در ادبیات عرب اصطلاحا به آن تمیز می‌گویند.) و در صدد است بیان کند مجاهدان با غیر آنها از حیث درجه با یکدیگر تفاوت دارند. اما در آخر آیه میزان این تفاوت را که چندین درجه است بیان می‌کند.[۱۸]

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود


منابع

  • ابن اثیر، اسد الغابة، بیروت،‌دار الکتب العربی، بی‌تا.
  • حسینی همدانی، سید محمد حسین، انوار درخشان، تهران، کتابفروشی لطفی، ۱۴۰۴ق.
  • طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعه مدرسین حوزه علیمه قم، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تهران، انتشارات الصدر، ۱۴۱۵ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۴۲۱ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،‌دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۳ش.
  1. رک:مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۷۶.
  2. رک: طوسی، التبیان، بی‌تا، ج۳، ص۳۰۱.
  3. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۷۸.
  4. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۷۷.
  5. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۵، ۴۶.
  6. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۴۶.
  7. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ۱۴۷.
  8. رک: طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۴۷.
  9. رک: ابن اثیر، اسد الغابه، بی‌تا، ج۴، ص۲۴۷.
  10. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ۱۴۷.
  11. حسینی همدانی، انوار درخشان، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۱۶۸.
  12. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۴۵۴۶.
  13. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۷۷.
  14. مکارم شیرازی، الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج۳، ص۳۹۸.
  15. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۴۸۷.
  16. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ۷۹۸۰.
  17. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ۱۴۸۱۴۹.
  18. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۴۷.