نظریه ادراکات اعتباری
این مقاله فقط بر پایهٔ یک منبع نوشته شده است یا اینکه تا حد زیادی به یک منبع وابسته است. |
نظریه ادراکات اعتباری، نظریهای در فلسفه اسلامی است که توسط علامه طباطبایی، در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم ارائه شده است.[۱] مطهری درباره اهمیت این موضوع مینویسد که تفکیک میان ادراکات حقیقی و اعتباری بسیار ضروری است و خلط این دو، موجب خطاهای جدی در فهم واقعیت میشود.[۲]
در نظریه «ادراکات اعتباری» علامه طباطبایی، میان دو نوع شناخت تفاوت گذاشته میشود: ادراکات حقیقی و ادراکات اعتباری. ادراکات حقیقی بازتاب واقعیت خارجی و کشف حقیقت هستند، اما ادراکات اعتباری ساخته ذهن انساناند و برای رفع نیازهای عملی و زیستی به وجود میآیند.[۳] این مفاهیم مانند «باید»، «خوب و بد»، «حق»، «مالکیت» و «قانون» مستقیماً در خارج وجود ندارند، بلکه انسان برای تنظیم رفتار و زندگی فردی و اجتماعی آنها را اعتبار میکند؛ ازاینرو، با تغییر شرایط و نیازها ممکن است دگرگون شوند.
علامه معتقد است نخستین اعتبار عملی انسان، مفهوم وجوب یا باید است؛ یعنی هر عمل ارادی با نوعی احساس ضرورت همراه است. از این اعتبار، مفاهیم دیگری مانند حسن و قبح (خوبی و بدی) پدید میآیند. همچنین انسان به طور طبیعی در پی سود خویش است (اصل استخدام)، برای تأمین این سود به زندگی جمعی روی میآورد (اصل اجتماع)، و در نتیجه عدالت را نیک و ظلم را بد میشمارد. برخی از این اعتبارات، مانند اصل اجتماع و پیروی از علم، عمومی و ثابتاند؛ اما مصادیق و شکلهای آنها در زمانها و جوامع مختلف تغییر میکند.
علامه معتقد است نخستین اعتبار عملی انسان، مفهوم وجوب یا باید است؛ یعنی هر عمل ارادی با نوعی احساس ضرورت همراه است. از این اعتبار، مفاهیم دیگری مانند حسن و قبح (خوبی و بدی) پدید میآیند. همچنین انسان به طور طبیعی در پی سود خویش است (اصل استخدام)، برای تأمین این سود به زندگی جمعی روی میآورد (اصل اجتماع)، و در نتیجه عدالت را نیک و ظلم را بد میشمارد. برخی از این اعتبارات، مانند اصل اجتماع و پیروی از علم، عمومی و ثابتاند؛ اما مصادیق و شکلهای آنها در زمانها و جوامع مختلف تغییر میکند.[۴]
پانویس
منابع
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۶ (اصول فلسفه و روش رئالیسم)، تهران: صدرا، ۱۳۷۷ش.