پرش به محتوا

ابد

از ویکی شیعه

اَبَد به معنای دوام و جاودانگیِ بی‌پایان است[۱] و در اندیشه‌های دینی، فلسفی و عرفانی، با مفاهیمی چون زمان، صفات الهی، بقای جهان و سرنوشت انسان پس از مرگ پیوند دارد. «اَبَد» در قرآن مفهومی است که هم برای بیان استمرار امور دنیوی، به معنای «هرگز» و استمرار نفی یا اثبات امری، به کار می‌رود[۲] و هم برای توصیف جاودانگی اخروی، بر پایداری و پایان‌ناپذیری حیات اخروی دلالت دارد.[۳] براساس پژوهش‌ها، در آیین مزدایی زَمانِ بی‌کِرانه[۴] و فَرَوَهَران با مفهوم اَبدیّت پیوند داشته‌اند.[۵] سُهرَوَردی نیز فَرَوَهَران، یعنی موجوداتِ مِینَویِ ایرانِ باستان، را نمونه‌هایی جاوِدان و غیرمادّی در برابرِ جهانِ مادّی دانسته است.[۶]

به گفته پژوهشگران تاریخ فلسفه، مفهوم ابد از جمله مباحث کهنی است که در پیوند با مسئله وجود، زمان و ثبات موجودات مورد توجه قرار گرفته است. در فلسفه یونانی، موجوداتی چون جواهر جاودان، ارباب انواع[۷] و برخی محسوسات،[۸] برخوردار از ابدیت معرفی شده‌اند و در تمدن اسلامی نیز این مفهوم در مکتب‌های مشاء و اشراق و همچنین علم کلام گسترش یافته است.[۹] براساس دستگاه فلسفی ابن‌سینا، نسبت موجودات ابدی با زمان «دهر» و نسبت ابدیات با یکدیگر «سرمد» نامیده می‌شود؛ بنابراین، ذات حق در مرتبه سرمد، عقول و جواهر مجرد در مرتبه دهر و موجودات متغیر در قلمرو زمان قرار می‌گیرند.[۱۰] در برخی دیدگاه‌های فلسفی، ابدیت تنها به موجودات مجرد محدود نبوده و زمان و فیض الهی را نیز دربر گرفته است؛ چنان‌که سهروردی زمان و فیض الهی را ازلی و ابدی می‌دانست،[۱۱] درحالی‌که غزالی این وصف را تنها ویژه ذات خداوند می‌شمرد.[۱۲] ملاصدرا نیز ازل و ابد و موجودات ازلی و ابدی را جلوه‌ها و مراتب حقیقت واحد وجود دانسته است.[۱۳]

در حوزۀ اندیشه‌های کلامی، ناصرخسرو اَبَد را «بی‌آخر» و اَزَل را «بی‌آغاز» دانسته و بر ابدی‌بودن امور ازلی تأکید کرده است. او همچنین جوهر انسان را ابدی و بی‌پایان می‌داند.[۱۴] ابن‌حزم نیز ابدیت نفوس در بهشت و دوزخ و جاودانگی پاداش و عذاب را از مهم‌ترین مباحث کلامی دانسته است.[۱۵] شهرستانی نیز در بررسی دیدگاه فرقه‌ها، از موجودات ازلی و ابدی سخن گفته است.[۱۶]

در عرفان و حکمت اشراقی، اَبَد و اَزَل از مفاهیم مهم در تبیین مراتب وجودند.[۱۷] صدرالدین قونوی از ابدیت نفوس و سعادت و شقاوت ابدی سخن گفته است.[۱۸] قیصری ابدیت مطلق را ویژهٔ وجود الهی دانسته و اَزَل، اَبَد، دَهر و سَرْمَد را مراتب وجود معرفی کرده است.[۱۹] شاه نعمت‌الله ولی نیز اسماء الهی را ازلی و ابدی و تجلی حق در آخرت را ابدی می‌داند.[۲۰] در دیدگاه شارحان ابن‌عربی نیز انسان در نشأت آخرت موجودی جاوید و ابدی معرفی شده است.[۲۱]

پانویس

  1. ↑ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ۱۴۰۴ق، ص۸.
  2. ↑ آیه ۴ سوره نور؛ آیه ۵۳ سوره احزاب.
  3. ↑ آیه ۵۷ سوره نساء؛ آیه ۲۲ سوره توبه.
  4. ↑ بوزانی، «اندیشۀ ایرانی پیش از اسلام»، ج۱، صص ۹۶-۹۸
  5. ↑ یشتها، ج۱، صص ۵۶۲، ۵۹۰، ۵۹۹
  6. ↑ سهروردی، مجموعۀ مصنّفات شیخ اشراق، ج۲، ص۱۵۷؛ نیز قطب‌الدین شیرازی،شرح حکمه‌الاشراق، ص۳۷۲
  7. ↑ ارسطو، ۶۵، ۳۴۷
  8. ↑ ابن رشد،تفسیر مابعدالطبیعه، ج۱، ص۲۰۹
  9. ↑ کندی، رساله الکندی فی حدود الاشیاء ورسومها، ص۱۷۳
  10. ↑ ابن سینا، تعلیقات، ص۴۳.
  11. ↑ سهروردی، مجموعۀ مصنفات شیخ اشراق، ج۱، ص۷۶ ص۴۳۲.
  12. ↑ غزالی، تهافت الفلاسفه، صص ۷۴، ۹۶، ۹۷، ۱۰۴، ۱۰۶.
  13. ↑ 3/165، ۱۷۲
  14. ↑ ناصرخسرو، رساله در جواب نود و یک مسئله فلسفی، صص ۵۸۰، ۵۸۲.
  15. ↑ 3/58، ۴/۸۳، ۸۴ ابن حزم، الفصل.
  16. ↑ 2/142، ۱۴۷، ۱۴۸، ۱۵۰، ۱۵۱، شهرستانی، الملل و النحل،
  17. ↑ هجویری، کشف المحجوب، ص۵۰۱.
  18. ↑ ص ۱۰۸
  19. ↑ صص ۱۱۹، ۱۲۳، ۱۲۷.
  20. ↑ 2/130، ۱۳۶، ۲۱۹.
  21. ↑ شیخ مکی، الجانب الغربی فی حل مشکلات الشیخ محیی‌الدین بن عربی، ص۶۶.

منابع

  • راغب اصفهانی، جسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بی‌جا، انتشارات دفتر نشر الکتاب، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌حزم، علی بن احمد، الفصل، قاهره، ۱۳۱۷-۱۳۲۱ق.
  • ابن رشد، محمدبن احمد، تفسیر مابعدالطبیعه، بیروت، ۱۹۳۸م.
  • ابن سینا، «شرح خطبۀ غرّای ابن سینا»، به کوشش عبدالله نورانی، معارف، دورۀ ۲، شم ۲، ۱۳۶۴ش.
  • ابن سینا، التعلیقات، به کوشش بدوی، قاهره، ۱۹۷۳م.
  • ابن ملکا، هبه الله بن علی، المعتبر فی الحکمه، حیدرآباد، ۱۳۵۸ق.
  • ارسطو، مابعدالطبیعه، ترجمۀ شرف الدین خراسانی، تهران، ۱۳۶۶ش.
  • بوزانی، الساندرو، «اندیشۀ ایرانی پیش از اسلام»، تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش م. م. شریف، ترجمۀ کامران فانی. تهران، ۱۳۶۲ش.
  • سهروردی، یحیی بن حبش، مجموعۀ مصنفات شیخ اشراق، به کوشش هانری کربن، تهران، ۱۳۵۵ش.
  • شاه نعمت الله ولی، کشف الاسرار، به کوشش هانری جواد نوربخش، تهران، ۱۳۵۶ش.
  • شایگان، داریوش، ادیان و مکتبهای فلسفی هند، تهران، ۱۳۴۶ش.
  • شهرستانی، محمدبن عبدالکریم، الملل و النحل، به کوشش عبدالعزیز محمد الوکیل، قاهره، ۱۹۶۸م.
  • شیخ مکی، محمدبن محمد، الجانب الغربی فی حل مشکلات الشیخ محیی الدین بن عربی، به کوشش نجیب مایل هروی، تهران، ۱۳۶۴ش.
  • صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم، الاسفار، تهران، ۱۳۸۳ق.
  • صدرالدین قونوی، محمدبن اسحاق، «تبصره المبتدی و تذکره المنتهی»، به کوشش نجفقلی حبیبی، معارف،(س) ۲، شم ۱، ۱۳۶۴ش.
  • غزالی، محمدبن محمد، تهافت الفلاسفه، به کوشش سلیمان دنیا، قاهره، ۱۳۷۴ق.
  • قدیر، س. ا.، «تفکر فلسفی در هند پیش از اسلام»، تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش م. م. شریف، ترجمۀ فتح الله مجتبایی، تهران، ۱۳۶۲ش.
  • قرآن کریم؛ قطب الدین شیرازی، شرح حکمه الاشراق، تهران، ۱۳۱۵ق.
  • قیصری، داودبن محمود، «نهایة البیان»، در رسایل قیصری، به کوشش سید جلال الدین آشتیانی، مشهد، ۱۳۵۷ش
  • کتاب مقدس.
  • کندی، یعقوب بن اسحاق، رساله الکندی فی حدود الاشیاء ورسومها، به کوشش محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره، ۱۳۶۹ق.
  • میرداماد، محمدبن محمد، القبسات، به کوشش مهدی محقق، تهران، ۱۳۵۶ش.
  • ناصرخسرو، «رساله در جواب نود و یک مسئله فلسفی»، ضمیمۀ دیوان اشعار، به کوشش مهدی سهیلی، تهران، ۱۳۳۹ش.
  • هجویری، علی بن عثمان، کشف المحجوب، به کوشش و. ژوکوفسکی، لنین گراد، ۱۹۲۶م.
  • یشتها، ترجمۀ ابراهیم پورداود، تهران، ۱۳۴۷ش.

پیوندبه بیرون