نظریه استخدام
نظریه استخدام در تبیین چرایی گرایش انسان به زندگی اجتماعی، برخاسته از دیدگاههای انسانشناسانه علامه طباطبایی است. براساس این نظریه، تمایل انسان به زیست اجتماعی از طبیعت ذاتی او سرچشمه نمیگیرد؛ بلکه انسان برای بهکارگیری دیگران در جهت تأمین منافع خود به جامعه روی میآورد، هرچند این هدف را در قالب نفع متقابل یا قرارداد اجتماعی بیان کند. این دیدگاه در برابر نظریه «مدنیبالطبع بودن» انسان قرار میگیرد. با وجود آنکه مطهری و مصباح یزدی از شاگردان علامه طباطبایی بودهاند، با این نظریه همسویی ندارند.
مفهومشناسی
نظریه استخدام به چرایی گرایش انسان به زیست اجتماعی میپردازد.[۱] علامه طباطبایی در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم، این نظریهای را مطرح کرد.[۲] این نظریه بهعنوان یکی از مبانی علامه طباطبایی در کنار «نظریه ادراکات اعتباری» و «اجتماع» برای تحلیل عدالت اجتماعی نیز مورد استفاده قرار گرفته است.[۳] برخی پژوهشها نیز به بررسی ابعاد سیاسی و حقوقی این نظریه پرداختهاند.[۴] در سال ۱۳۸۹ش، نشستی علمی در قم با حضور احمد بهشتی و دیگران به نقد و بررسی این نظریه اختصاص یافت.[۵]
نگاهی به نظریه استخدام علامه طباطبایی
علامه طباطبایی معتقدند که انسان به صورت طبیعی و براساس سرشت خود، فردگراست و تمایلی به زندگی اجتماعی و پذیرش قوانین آن ندارد. او «مدنی بالاستخدام» است، یعنی بهدلیل مشاهده منافع و سود حاصل از زندگی اجتماعی، به سمت آن گرایش پیدا میکند، نه بهدلیل سرشت یا طبیعت مدنی.[۶]
به بیان دیگر، انسان هر چیزی را برای رسیدن به کمال خود به کار میگیرد (استخدام میکند). پس از دوران اولیه که طبیعت را تسخیر کرد، بهدنبال بهرهبرداری از دیگر انسانها نیز برآمد. اما چون متوجه شد دیگران نیز همین خواسته را دارند، ناچار شد تا اجازه دهد دیگران نیز از او بهرهمند شوند. این ضرورت، منجر به پذیرش زندگی اجتماعی، روابط متعادل و عدالت اجتماعی شد. این پذیرش، ناشی از اجبار و ضرورت بود، نه تمایل طبیعی. این نکته با مشاهده اینکه افراد قدرتمند از استخدام متعادل و متقابل پرهیز میکنند،[۷][یادداشت ۱] روشن میشود. بنابراین، این تمایل به اجتماع، طبیعت واقعی انسان نیست، بلکه طبع دیگری است که به طور قهری منجر به پیدایش جامعه میشود.[۸]
نظریه استخدام و فطرت استثمارگری انسان از نگاه مطهری
مطهری در کتاب نقدی بر مارکسیسم نظریه استخدام را اینگونه تبیین میکند که انسان ذاتاً مالک خود و اشیاء اطرافش است و بهدنبال بهرهبرداری از آنهاست. این به معنای آن است که انسان طبیعتاً استثمارگر و استخدامکننده آفریده شده است. از سوی دیگر، عدالت اجتماعی نیز امری فطری است، اما این فطرت عدالت، فطرتی است که با فطرتی دیگر (فطرت استثمارگری) تعدیل شده است. بنابراین، انسان مدنی بالطبع (ذاتاً اجتماعی) نیست، بلکه مدنی بالتبع (اجتماعی بهدلیل تبعات) است. علامه طباطبایی نیز با این دیدگاه موافق است که انسان ذاتاً اجتماعی نیست، بلکه اجتماعی بودن او نتیجه تعادل و تزاحم دو غریزه (استثمارگری و نیاز به تعادل) است.[۹]
مطهری همچنین اشاره میکند که بحث مدنی بالطبع بودن انسان در حوزه اجتماع کلی صدق نمیکند، چرا که انسان در حوزه خانواده بهطور قطع مدنی بالطبع و اجتماعی آفریده شده است. غریزه اجتماعی شدن در خانواده با غریزه جنسی متفاوت است.[۱۰]
نظریه استخدام از دیدگاه جوادی آملی
عبدالله جوادی آملی، از شاگردان علامه طباطبایی، با استفاده از عبارت استخدام طبعی و خدمت عقلی نظریه استخدام را تأیید میکند. او معتقد است که انسان ذاتاً وحشی است و مدنی بالطبع نیست. تمایل اولیه انسان به بهرهکشی از همنوعان خود، مانند بهرهبرداری از طبیعت، یک استخدام و استثمار یکجانبه است. اما زمانی که انسان با توقع متقابل از سوی همنوعانش روبرو میشود، ناچار به خدمت متقابل تن میدهد. این تعامل دو جانبه، در نهایت به شکلگیری قوانین اجتماعی سازمانیافته منجر میشود. بنابراین، انسان مُستَخدِم بالطبع (ذاتاً بهرهکش) است، نه مدنی بالطبع (ذاتاً اجتماعی). آنچه که این خوی سرکش استخدام را تحت ضابطه و قانون در میآورد، عقل است.[۱۱]
جوادی آملی همچنین بر این نکته تأکید دارد که مبنای فلسفی نظریه طباطبایی را باید در حکمت متعالیه جستجو کرد. اینکه انسان «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» است، مبنایی را برای وحشی بالطبع و مدنی بالفطره بودن او فراهم میکند. این دیدگاه استوار، توضیح میدهد که چگونه انسان با وجود قوای جسمانی و روحانی متعدد، یک حقیقت واحد را تشکیل میدهد که از عالم مادی آغاز شده و به سوی کمالات الهی پیش میرود.[۱۲] او همچنین تصریح میکند که نظریه استخدام هنوز بهطور کامل تدوین نشده و نیاز به تحقیقات علمی بیشتری در این زمینه وجود دارد.[۱۳]
نقدها و ارزیابیها درباره نظریه استخدام
مرتضی مطهری یکی از ناقدان نظریه استخدام است. او در پاورقی خود بر کتاب اصول فلسفه نظریه استخدام را به چالش میکشد[۱۴] او معتقد است این نظریه شباهتهایی با دیدگاه تکاملگرایان و داروینستها دارد که اصل را بر تنازع میگذارند و تعاون را صرفاً نتیجهای از این تنازع برای بقا میدانند. مطهری بر این باور است که لازمه نظریه استخدام، پذیرش اصل تنازع در طبیعت انسان است.[۱۵]
مدنیالطبع بودن انسان
نقطه مقابل نظریه استخدام نظریه سرشت مدنی انسان دانسته شده است. این نظریه معتقد است که انسان ذاتاً و بهدلیل خلقت خود گرایش به زندگی اجتماعی دارد و تمایل به معاشرت با دیگران یکی از خواستههای فطری اوست که بدون نیاز به آموزش یا تلقین حاصل میشود. در واقع زندگی اجتماعی، جزء طبیعت و فطرت انسان محسوب میشود. مصباح یزدی اشاره میکند که اگر منظور از مدنی بالطبع این باشد که انسانها برای تأمین مصالح مادی و معنوی خود به یکدیگر نیازمندند، این معنا قابل پذیرش است.[۱۶]
پانویس
- ↑ طباطبایی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۰۵ - ۲۰۹.
- ↑ طباطبایی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۰۵ - ۲۰۹.
- ↑ هاشمی کرویی و بابایی، «نظریه عدالت اجتماعی علامه طباطبایی و مبانی آن»، ص
- ↑ قدسی، «نظریه استخدام علامه طباطبائی و آثار سیاسی و حقوقی آن»، ص
- ↑ نقد و بررسی نظریه استخدام علامه طباطبایی، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ طباطبایی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۰۵ - ۲۰۹.
- ↑ طباطبائی، ترجمه تفسیر المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۱۷۵ و ۱۷۶.
- ↑ طباطبائی، ترجمه تفسیر المیزان،۱۳۷۴ش، ج۱۶، ص۳۸۵.
- ↑ مطهری، نقدی بر مارکسیسم، ۱۳۶۳ش، ص۱۹۸ و ۱۹۹.
- ↑ مطهری، یادداشتهای استاد، ۱۳۸۵ش، ج۵، ص۹۵.
- ↑ جوادی آملی، شریعت در آینه معرفت، ۱۳۷۳ش، ص۴۰۵.
- ↑ جوادی آملی، شریعت در آینه معرفت، ۱۳۷۳ش، ص۴۱۷.
- ↑ جوادی آملی، شمس الوحی تبریزی، ۱۳۹۲ش، ص.
- ↑ طباطبایی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۰۵ تا ۲۰۹.
- ↑ مطهری، نقدی بر مارکسیسم، ۱۳۶۳ش، ص۱۹۸ و ۱۹۹.
- ↑ مصباح یزدی، پیام مولا از بستر شهادت، ۱۳۸۹ش، ص۱۳۷؛ مصباح یزدی، پند جاوید، ۱۳۹۱ش، ج۲، ص۳۶.
یادداشت
- ↑ سید محمد حسین طباطبایی انسان را مدنی بالاضطرار می داند یعنی ضرورت زندگی اجتماعی او را به پذیرش قوانین مجبور ساخته نه این که در طبیعتش این گونه باشد و همین که توان و نیرو پیدا بکند نسبت به دیگران تعدّی و دست اندازیاش را شروع میکند و از قوانین زندگی اجتماعی که به ناچار پذیرفته است فاصله میگیرد.(فهذا الحكم أعني حكمه بالاجتماع المدني ، والعدل الاجتماعي إنما هو حكم دعا إليه الاضطرار ، ولولا الاضطرار المذكور لم يقض به الانسان أبداً) طباطبایی، المیزان، منشورات اسماعيليان، ج۲، ص۱۱۷.
منابع
- جوادی آملی، عبدالله، شریعت در آینه معرفت، تهران، رجاء، چاپ دوم، ۱۳۷۳ش.
- جوادی آملی، عبدالله، شمس الوحی تبریزی، قم، اسرا، چاپ چهارم، ۱۳۹۲ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، قم، صدرا، ۱۳۹۰ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهاردهم، ۱۳۸۰ش.
- قدسی، محمد، «نظریه استخدام علامه طباطبائی و آثار سیاسی و حقوقی آن»، نشریهاندیشههای حقوق عمومی، پاییز و زمستان ۱۳۹۷ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، پند جاوید، نگارش علی زینتی، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۹۱ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، پیام مولا از بستر شهادت، تدوین و نگارش: محمدمهدی نادری قمی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ چهارم، ۱۳۸۹ش.
- مطهری، مرتضی، نقدی بر مارکسیسم، قم، صدرا، ۱۳۶۳ش.
- مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد، قم، صدرا، ۱۳۸۵ش.
- نقد و بررسی نظریه استخدام علامه طباطبایی، تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۸۹ش.
- هاشمی کرویی، سید علیاکبر، و حبیبالله بابایی، «نظریه عدالت اجتماعی علامه طباطبایی و مبانی آن»، نشریه نقد و نظر، ش۸۶، تابستان ۱۳۹۶ش.