علت غایی
علت غایی یکی از علتهای چهارگانه (فاعلی، غایی، مادی و صوری) که فاعل به خاطر آن، فعلی را انجام میدهد. در فلسفه اسلامی، بحث از علت غایی، برترین جزء حکمت دانسته شده است اما با آغاز رُنسانس و پیشرفت علوم تجربی، در علوم جدید آن را نادیده گرفتند.
فیلسوفان مسلمان در توضیح علت غایی هر یک از افعال طبیعی، افعال انسان و افعال خدا، دیدگاههای متنوعی ارائه کردهاند. مشهور فیلسوفان مسلمان، در پیدایش هر فعل طبیعی و اختیاری، علت غایی را لازم میدانند؛ اما گروهی نیز علت غایی را منحصر به فعل اختیاری دانستهاند. غلامرضا فیاضی در مخالفت با هر دو دیدگاه، علت غایی را مفهوم بدون مصداق میداند و علم و شوق به نتیجه مطلوب فعل را علت ضرورتبخش فعل نمیداند.
مشهور فیلسوفان مسلمان معتقدند که افعال خدا دارای علت غایی است؛ بدین بیان که خداوند به افعال خویش به سبب آن که اثری از کمالات او است، علم و محبت دارد؛ علم و محبتی که عین ذات یا لازمه آن و از عوارض جداییناپذیر ذات است. برخلاف فیلسوفان مسلمان، معتزله افعال خدا را دارای غرض زائد بر ذات میدانند و اشاعره افعال خدا را معلول اغراض نمیدانند.
تعریف علت غایی
علت غایی یکی از علل چهارگانه (فاعلی، غایی، صوری و مادی)[یادداشت ۱] به هدفی اشاره دارد که فاعل برای رسیدن به آن، فعلی را انجام میدهد[۱] و ماده و صورت را به کار میگیرد.[۲] علت غایی در افعال طبیعی، میل طبیعی شیء به کمال یا اثر نهایی آن است.[۳] اما در افعال اختیاری، علت غایی، علم یا علاقه فاعل به نتیجه فعل است.[۴]
گفته شده ارتباط بین علت فاعلی و غایی این است که علت فاعلی، علت غایی را در عالم خارج محقق میسازد و علت غایی، خودِ فاعل را به سوی فاعلیت سوق میدهد. به عبارت دیگر، بدون علت غایی، فاعل، وصف فاعلیت را نخواهد داشت.[۵]
رابطه علت غایی و غایت
اگرچه گاهی واژه «غایت» به جای «علت غایی» به کار میرود، اما تفاوتهای برای این دو پاژه بیان شده است:
- نقش: غایت، نهایت یا نتیجه فعل است؛ اما علت غایی، علت انجام فعل است.[۶]
- تقدم و تأخر: غایت، بعد از فعل تحقق مییابد (متاخر)؛ اما علت غایی، قبل از فعل وجود دارد و انگیزه آن است (مقدم).
- منشأ: غایت، از مراتب کمالی خودِ فعل است؛ اما علت غایی، از شئون و ویژگیهای خودِ فاعل است که باعث میشود فاعل، توانایی و انگیزه انجام کار را پیدا کند.[۷]
به گفته پژوهشگران، گاهی واژه غایت را در معنای علت غایی بهکاربردهاند[۸] و در این حالت، تفاوتی بین آنها نیست و غایت همان ویژگیهای علت غایی را خواهد داشت.[۹]
پیشینه و سیر تطوّر
ارسطو، فیلسوف یونان باستان، علت غایی را مهمترین علت میدانست و معتقد بود که همه پدیدهها در نهایت به هدفی غایی ختم میشوند و تمرکز بر «چرایی» و هدف نهایی پدیدهها بود.[۱۰] این دیدگاه در قرون وسطی توسط فیلسوفان مسیحی و مسلمان نیز پذیرفته شد[۱۱]
اما با شروع رنسانس و پیشرفت علوم تجربی، تمرکز از علت غایی به سمت علتهای فاعلی (مسبب ایجاد کننده) و صوری (شکل و ماهیت) تغییر یافت. این رویکرد جدید باعث شد که تصویر ارسطویی جهان، که بر هدفمندی غایی تاکید داشت، کمتر مورد توجه قرار گیرد و عملاً علت غایی تا حدی نادیده گرفته شود.[۱۲]
علت غایی افعال طبیعی
بر اساس دیدگاه مشهور فیلسوفان، هر چیزی که به فعلیت میرسد یا معلولی رخ میدهد، علت غایی دارد. دلیل این امر این است که تغییر از حالت بالقوه به حالت بالفعل، نیازمند میل و ترجیح فاعل به یک فعلیت خاص است. در غیر این صورت، انتخاب یک گزینه بر دیگری بدون دلیل (ترجیح بلا مرجح) رخ میدهد که محال است[۱۳] و همچنین باعث میشود که آثار و افعال طبیعی قابل پیشبینی نباشند.[۱۴] از این منظر، غایت (نتیجه یا هدف) و علت غایی (انگیزه فاعل برای رسیدن به آن هدف) با یکدیگر برابر هستند؛ یعنی هر جا غایتی وجود دارد، علت غایی نیز وجود دارد و بالعکس.[۱۵]
برخی از فلاسفه، لزوم علت غایی برای انجام افعال طبیعی(مثلا: میل آب به نزول یا میل آتش به صعود) را بیمعنا و نادرست دانستهاند چرا که فاعلهای طبیعی، فاقد علم و میل و شوق و اختیار هستند.[۱۶] به باور این گروه از متفکران، انتساب علت غایی به فاعلهای طبیعی، یا به سبب خلط معنای غایت و علت غایی است[یادداشت ۲] یا به سبب مجازگویی و شاعرانه سخن گفتن.[۱۷]
بااینحال، موافقان علت غایی در طبیعت، برای پاسخ به این اشکال که فاعل طبیعی علم ندارد، به دو مبنا اشاره کردهاند:
- مبنای اول: سریان کمالات وجودی: طبق این دیدگاه، چون کمالات وجودی در همه موجودات جاری است و علم با وجود همراه است، فاعل طبیعی نیز دارای نوعی علم بسیط است که وجود علت غایی را در آن توجیه میکند.[۱۸]
- مبنای دوم: تسخیر توسط فاعلهای مجرد: براساس این دیدگاه، فاعلهای نوری و مجرد، فاعل طبیعی را به سمت غایت خاصی هدایت میکنند.[۱۹] در این حالت، علت غایی به صورت حقیقی در فاعل مجرد وجود دارد و به صورت مجازی به فاعل طبیعی نسبت داده میشود.[۲۰]
علت غایی افعال انسان
فیلسوفان مسلمان بر این باورند که انسان فاعل مختار است و در هر فعلی، علت غایی وجود دارد. این علت غایی ناشی از علم و شوق به نتیجه مطلوب است.[۲۱]
بااینحال، غلامرضا فیاضی با این دیدگاه مخالف است و معتقد است که علم و شوق در فعل اختیاری انسان، علت ضروری برای انجام فعل نیستند. به عبارت دیگر، انسان با وجود علم و شوق، همچنان توانایی انتخاب بین انجام یا عدم انجام فعل را دارد.[۲۲] او تاکید میکند که انکار علت غایی به معنای انکار علم، شوق و مصلحتسنجی در کارهای انسان نیست.[۲۳]
در میان موافقان علت غایی در افعال اختیاری انسان، اختلافی وجود دارد که آیا علت غایی از سنخ علم است یا شوق.[۲۴] دیدگاه مشهور این است که علت غایی از سنخ علم به نتیجه مطلوب است، اما برخی دیگر معتقدند که علت غایی از سنخ شوق و محبت به آن نتیجه است.[۲۵]
علت غایی افعال خداوند
فیلسوفان مسلمان معتقدند که افعال خداوند، مانند افعال انسانها، اختیاری و دارای علت غایی (علم و محبت به فعل) هستند.[۲۶] با این حال، تفاوتهایی بین علت غایی در افعال خدا و انسان وجود دارد:[۲۷]
- علم و محبت: در خداوند، علم و محبت به فعل، عین ذات اوست، اما در انسان، این موارد عوارض جداشدنی از ذات او هستند.[۲۸]
- انگیزه محبت: محبت خداوند به فعل از آن جهت است که فعل، بازتابی از کمالات خود اوست. اما محبت انسان به فعل، به دلیل این است که فعل، وسیلهای برای رسیدن به کمالی است که انسان فاقد آن است و آن را طلب میکند.[۲۹]
به گفته پژوهشگران، این دیدگاه در مقابل دیدگاه معتزله قرار دارد که علت غایی در افعال خدا را غرضی جدا از ذات او میدانند، و همچنین در مقابل دیدگاه اشاعره که افعال خدا را بدون غرض و علت غایی میدانند.[۳۰]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۲، ص۲۵۰؛ مصباح یزدی، تعلیقة علی نهایة الحکمة، ۱۳۹۳ش، ص۲۸۸.
- ↑ بریه، تاریخ فلسفه، ۱۳۷۴ش، ص۲۵۸.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۱۶-۱۱۸.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۰۳-۱۰۴.
- ↑ جوادی آملی، رحیق مختوم، ۱۳۷۶ش، ج۲، بخش دوم، ص۳۳۳.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۰۶-۱۰۸؛ مصباح یزدی، تعلیقة علی نهایة الحکمة، ۱۳۹۳ش، ص۲۸۸؛ معصوم، «نگاهی دیگر به مفهوم علت غایی»، ص۱۳۶.
- ↑ صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۱، ص۲۷۶؛ صدرالدین شیرازی، المبدا و المعاد، ۱۳۵۴ش، ص۱۳۸؛ دیندار اصفهانی، «عینیت یا غیریت علت غایی با غایت از منظر علامه طباطبایی»، ص۹۳-۹۴.
- ↑ مصباح یزدی، تعلیقة علی نهایة الحکمة، ۱۳۹۳ش، ص۲۸۸.
- ↑ دیندار اصفهانی، «عینیت یا غیریت علت غایی با غایت از منظر علامه طباطبایی»، ص۹۴.
- ↑ برت، مبادی مابعدالطبیعه علوم نوین، ۱۳۶۹ش، ص۹۰.
- ↑ ابنسینا، الشفاء(الهیات)، ۱۴۰۴ق، ص۳۰۰؛ صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۲، ص۲۷۰.
- ↑ طاهر رحیمی، «خاستگاه اختلافات مبنایی درباره علت غایی»، ص۹۱-۹۲.
- ↑ صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۱، ص۲۷۵-۲۷۷؛ فیض کاشانی، اصول المعارف، ۱۳۷۵ش، ص۷۱.
- ↑ مصباح یزدی، «بحثی پیرامون علت غایی»، ص۱۳.
- ↑ طباطبائی، سیدمحمدحسین، نهایة الحکمة، موسسه النشر الاسلامی، ص۱۸۱؛ صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۲، ص۱۲۸ و ۲۵۰؛ فارابی، الجمع بین رای الحکیمین، ۱۴۰۵ق، ص۲۹.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۰۶-۱۰۷ و ص۱۱۶-۱۱۸؛ نبویان، جستارهایی در فلسفه اسلامی، ۱۳۹۷ش، ج۳، ص۲۱۴.
- ↑ مصباح یزدی، شرح برهان شفاء، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۳۲۷؛ مصباح یزدی، تعلیقة علی نهایة الحکمة، ۱۳۹۳ش، ص۲۹۵.
- ↑ صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، تعلیقه سبزواری، ج۱، ص۲۷۶.
- ↑ صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، تعلیقه سبزواری، ج۱، ص۲۷۶.
- ↑ صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، تعلیقه سبزواری، ج۱، ص۲۷۶.
- ↑ صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۱، ص۲۷۵-۲۷۷؛ فیض کاشانی، اصول المعارف، ۱۳۷۵ش، ص۷۱؛ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۰۶-۱۰۷ و ۱۱۶.
- ↑ نبویان، جستارهایی در فلسفه اسلامی، ۱۳۹۷ش، ج۳، ص۲۱۵-۲۱۶.
- ↑ نبویان، جستارهایی در فلسفه اسلامی، ۱۳۹۷ش، ج۳، ص۲۱۷.
- ↑ معصوم، «نگاهی دیگر به مفهوم علت غایی»، ص۱۳۷-۱۳۸.
- ↑ نبویان، جستارهایی در فلسفه اسلامی، ۱۳۹۷ش، ج۳، ص۲۱۲؛مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۰۷-۱۰۸.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۰۳.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۰۳-۱۰۴.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۰۳-۱۰۴.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۰۴؛ صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، تعلیقه سبزواری، ج۶، ص۳۶۷-۳۶۸.
- ↑ صدرالدین شیرازی، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۶، ص۳۶۷-۳۶۸؛ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۹۴.
یادداشت
- ↑ علت فاعلی، موجودیت معلول از اوست؛ علت مادی، مواد تشکیل دهنده وجود معلول است، مانند چوب و میخ و غیره در صندلی؛ علت صوری، شکل هندسی و هیأت ظاهری معلول است که با حاصل شدن آن، معلول موجود میشود که حصول آن هم مستلزم حصول علل فاعلی، مادی و غایی است؛ علت غایی، هدف و انگیزهای که موجب فعالیت فاعل برای ایجاد معلول میشود.(غفاری، فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، ۱۳۸۰ش، ص۲۶۵)
- ↑ به اشتباه، غایت و علت غایی یکی گرفته میشوند و در نتیجه، از «غایت داشتنِ همه افعال طبیعی»، به اشتباه، به «علت غایی داشتنِ همه آنها» تعبیر میشود.(مصباح یزدی، شرح برهان شفاء، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۳۲۷)
منابع
- ابنسینا، الشفاء(الهیات)، قم، مکتبة آیة الله المرعشی، ۱۴۰۴ق.
- برت، ادوین آرتور، مبادی مابعدالطبیعه علوم نوین، ترجمه عبدالکریم سروش، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۶۹ش.
- بریه، امیل، تاریخ فلسفه، ترجمه علیمراد داوودی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۴ش.
- جوادی آملی، عبدالله، رحیق مختوم، قم، مرکز نشر اسراء، ۱۳۷۶ش.
- دیندار اصفهانی، ایمان، «عینیت یا غیریت علت غایی با غایت از منظر علامه طباطبایی»، مجله فلسفه اسلامی، شماره۱، تابستان ۱۳۹۸ش.
- صدرالدین شیرازی، محمد، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، بیروت،دار احیاءالتراث، ۱۹۸۱م.
- صدرالدین شیرازی، محمد، المبدا و المعاد، تهران، انجمن حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۵۴ش.
- طاهر رحیمی، یاسر و موسی ملایری، «خاستگاه اختلافات مبنایی درباره علت غایی»، مجله خردنامه صدرا، شماره۹۵، بهار ۱۳۹۸ش.
- طباطبائی، سید محمدحسین، نهایة الحکمة، قم، موسسه النشر الاسلامی، بیتا.
- غفاری، محمدخالد، فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۰ش.
- فارابی، محمد بن محمد، الجمع بین رای الحکیمین، تهران، انتشارات الزهراء، ۱۴۰۵ق.
- فیض کاشانی، ملامحسن، اصول المعارف، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، «بحثی پیرامون علت غایی»، مجله نور علم، شماره۱۴، اسفند ۱۳۶۴ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، ۱۳۸۸ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، تعلیقة علی نهایة الحکمة، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۹۳ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، شرح برهان شفاء، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۸ش.
- معصوم، حسین، «نگاهی دیگر به مفهوم علت غایی از منظر بوعلی و ملاصدرا با توجه به افعال اختیاری»، مجله فلسفه دین، شماره۳، ۱۳۸۸ش.
- نبویان، سیدمحمدمهدی، جستارهایی در فلسفه اسلامی: مشتمل بر آراء اختصاصی آیتالله فیاضی، قم، انتشارات حکمت اسلامی، ۱۳۹۷ش.