خلیفه بلافصل
خلیفه بلافصل به جانشین بیواسطه پیامبر اکرم(ص) اشاره دارد که درباره آن اختلافاتی میان مسلمانان وجود دارد. شیعیان، امام علی(ع) را به استناد دلایل عقلی و نقلی، خلیفه بلافصل نصب شده از جانب خدا میدانند. طبق شواهد تاریخی، این باور در زمان رحلت پیامبر(ص) در میان برخی اصحاب او وجود داشته است. اهل سنت حضرت علی(ع) را به عنوان چهارمین خلیفه میشناسند. به اعتقاد سنیان، پیامبر(ص) جانشینی برای خود معرفی نکرد. گروهی در سقیفه جمع شدند و ابوبکر را بهعنوان خلیفه انتخاب کردند.
جایگاه و تاریخچه
على را آن روز سى و سه سال بود و به مقامِ امامت و منزلتِ زعامت رسيده بود به اتّفاقِ امّت. و چون معصوم و نصّ او بود و عالمتر از همۀ امّت بود به احكام دين و شريعت، امام او باشد بعد از پيغمبر، بلافصل؛ تا به نظر درين فصل جملۀ شبهتها زايل باشد و همۀ مقصودها حاصل. و الحمدُ للّٰهِ ربِّ العالَمينَ كَمٰا هُوَ أهلُه و مستحقُّه.
قزوینی رازی، نقض، ۱۳۹۱ش، ص۶۳-۶۴.
خلیفه بلافصل اصطلاحی است که در منابع تاریخی و کلام اسلامی، به امام علی(ع) اطلاق میشود. از نگاه شیعیان، وی بدون هیچ واسطه یا فاصله زمانی، جانشین پیامبر اسلام(ص) است.[۱] این اصطلاح در مقابل دیدگاهی مطرح شده است که امام علی(ع) را خلیفه چهارم میداند. اهل سنت باوجود پذیرش جانشینی امام علی(ع)، او را چهارمین خلیفه بعد از ابوبکر، عمر و عثمان میدانند. شیعیان با این اصطلاح بر بدون واسطه و فاصله بودن خلافت امام علی(ع) تاکید کردهاند.[۲] صامت بروجردی (درگذشت: ۱۳۳۱ق) در این رابطه سروده است:
برخی معتقدند، نظریه خلافت بلافصل امام علی(ع) در اواخر خلافت عثمان و توسط عبدالله بن سبأ، که اصالت یهودی داشت، بنیان نهاده شد.[۴] این نظریه را به دلایل مختلف مردود دانستهاند. زیرا اگر چنین توطئهای در جامعه شکل میگرفت، دستگاه خلافت در برابر چنین توطئهای بیتفاوت نبود. همچنین منابع تاریخی معتبری از او یاد نکردهاند. گفته شده این داستان تنها در نقلهای سست تاریخی دیده میشود و فاقد اعتبار است.[۵] به گزارش ابنقتیبه (درگذشت:۲۷۶ق)[۶] و یعقوبی (درگذشت: ۲۹۲ق)[۷] از مورخان اهلسنت، باور به جانشینی بلافصل امام علی(ع) در میان گروهی از صحابه وجود داشته است. شیخ صدوق (درگذشت: ۳۸۱ق)، نقل میکند: امام علی(ع) در رابطه با جانشینی بلافصل خودش با ابوبکر احتجاج (مناظره) کرده است.[۸]
آثار و پیامدهای اختلاف درباره خلیفه بلافصل
اختلاف نظر در جانشینی پیامبر(ص) نتایجی را در ابعاد مختلف در میان مسلمانان ایجاد کرد. شهرستانی (درگذشت: ۵۴۸ق)، در کتاب ملل و نحل، بزرگترین اختلاف میان امت اسلامی را مسئله جانشینی پیامبر دانسته است. از نگاه وی در هیچ زمانی و در مورد هیچ مسئله دینی به اندازه امامت جنگ و خونریزی وجود نداشته است.[۹]
پیامدهای کلامی
اختلاف در مسئله جانشینی بلافصل پیامبر(ص) منجر به شکلگیری دو مکتب اصلی اسلامی، یعنی تشیع و تسنن، شد. اگر کسی معقتد باشد که بعد از پیامبر حضرت علی(ع) بلافاصله خلیفه است شیعه است. اگر ابوبکر را جانشین بیواسطه بداند اهلسنت محسوب میشود.[۱۰] البته گزارشی نیز وجود دارد که گروهی به نام راوندیه یا عباسیه معتقد بودند: پیامبر(ص) به صورت تلویحی عباس عموی خود را به امامت منصوب کرده است. این گروه در ابتدای دولت عباسی پدید آمد و بهزودی از بین رفت.[۱۱]
پیامدهای سیاسی
اختلاف نظر درباره خلیفه بلافصل پیامبر اسلام پیامدهای سیاسی عمیقی در تاریخ اسلام بهجا گذاشت.[۱۲] این اختلاف موجب شکلگیری دو جریان سیاسی مهم، یعنی خلافت اهل سنت و امامت شیعی شد که هر یک نظام حکومتی خاص خود را پایهگذاری کردند.[۱۳] نزاعهای مرتبط با خلافت باعث بروز جنگهایی همچون جنگ جمل،[۱۴] صفین[۱۵] و نهروان[۱۶] شد و در ادامه منجر به قیامهایی مانند قیام مختار ثقفی[۱۷] و نهضت زیدیه[۱۸] گردید. همچنین این اختلاف تأثیر مستقیمی بر مشروعیت حکومتهای بعدی داشت به صورتی که شیعیان همه حکومتهارا به جز امام علی(ع) و امامان را غاصبانه دانستند.[۱۹]
دیدگاه شیعه
شیعیان معتقدند که امام علی(ع) به نص صریح پیامبر اکرم(ص) در رویداد غدیر خم از جانب خداوند بهعنوان خلیفه بلافصل منصوب شد.[۲۰] براساس تحلیل علامه امینی (درگذشت: ۱۳۹۰ق)، نصب حضرت علی(ع) بهعنوان جانشین در غدیر، دلالت در بلافصل بودن این جانشینی نیز دارد؛ همانگونه که وصیت یا تعیین ولیِّعهد توسط یک پادشاه بهصورت فوری پس از مرگ او اجرا میشود.[۲۱] شیخ طوسی استدلالهای عقلی و نقلی برای اثبات بلافصل بودن امامت امام علی(ع) ارائه کرده است.[۲۲] دانشمندان شیعه، برای اثبات این مطلب به دلایلی چون آیه ولایت،[۲۳] آیه مباهله،[۲۴] حدیث ثقلین،[۲۵] حدیث یوم الدار و حدیث منزلت[۲۶] نیز تمسک جستهاند.
دیدگاه اهل سنت
بهجز گروه اندکی از اهلسنت که معتقدند: پیامبر(ص) از طریق نص ابوبکر را بهعنوان خلیفه خود تعیین کرد،[۲۷] بیشتر سنیان کسی را منصوب از جانب پیامبر(ص) به این جایگاه نمیدانند.[۲۸] بر اساس منابع تاریخی، ابوبکر بهعنوان نخستین خلیفه توسط گروهی که در سقیفه جمع شده بودند، برگزیده شد.[۲۹]
پانویس
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: شیخ مفید، الإفصاح في الإمامة، ۱۴۱۳ق، ص۳۵؛ سید مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۳۳۹؛ سید مرتضی، جمل العلم و العمل، ۱۳۸۷ق، ص۴۲؛ ابنابی الحدید، شرح نهج البلاغة، مکتبة المرعشی، ج۱۴، ص۳۷؛ متوکل علی الله، حقایق المعرفة فی علم الکلام، ۱۴۲۴ق، ص۴۶۶؛ منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۳۹۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: حسینی میلانی، جواهر الکلام في معرفة الإمامة و الإمام، ۱۳۸۹ش، ج۷، ص۲۷۳-۲۷۷؛ حسینی فیروزآبادی، فضایل پنجتن، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۲.
- ↑ صامت بروجردی، دیوان صامت بروجردی، ۱۳۹۴ش، ج۶، ص۲۴۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: رشید رضا، رسائل السنة والشيعة، ۱۳۶۶ق، ص۴-۸؛ نشار، نشاة الفکر الفلسفي في الإسلام، ۱۹۷۷م، ص۴۰۹-۴۱۰.
- ↑ ربانی گلپایگانی، درآمدی به شیعه شناسی، ۱۳۸۵ش، ص۶۴-۶۷.
- ↑ ابنقتیبة الدینوری، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۸.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۱۲۳-۱۲۴.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۵۴۸-۵۵۳.
- ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۱.
- ↑ منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۳۹۳.
- ↑ سید مرتضی، الشافی فی الامامة، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۷.
- ↑ بنگرید به: شهرستانی، الملل و النحل، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۱.
- ↑ بنگرید به: اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۲-۱۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۱۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۷۶-۲۷۷.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۳۲۶-۳۲۹.
- ↑ بنگرید به: مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۹۹.
- ↑ بنگرید به: اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۷۲-۷۳.
- ↑ بنگرید به: مظفر، تاریخ الشیعه، ۱۴۰۸ق، ص۲۲.
- ↑ امینی، الغدير، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۵۰۳-۵۰۵.
- ↑ امینی، الغدير، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۶۹۱-۶۹۲.
- ↑ شیخ طوسی، تلخیص الشافی، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۵.
- ↑ جمعی از نویسندگان، امامتپژوهی، ۱۳۸۱ش، ص۲۸۴.
- ↑ حسینی میلانی، جواهر الکلام في معرفة الإمامة و الإمام، ۱۳۸۹ش، ج۳، ص۳۱۵.
- ↑ ابنعطیة، أبهی المداد في شرح مؤتمر علماء بغداد، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۱۳۲.
- ↑ سبحانی تبریزی، راهنمای حقیقت، ۱۳۸۷ش، ص۳۸۰.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابن حزم، الفصل، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۲۶-۲۷؛ ابن حجر هیتمی، الصواعق، ۱۴۱۴ق، ص۴۳.
- ↑ ملکمکان، «امامت در نگاه اهل سنّت»، ص۲۳۴؛ برای نمونه نگاه کنید به: اشعری، اللمع، المکتبة الأزهرية للتراث، ص۱۳۳-۱۳۴؛ قاضی عبدالجبار، المغنی، تحقیق قاسم محمود محمد، ج۲۰، ق۱، ص۱۱۲-۱۲۹؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۱۲ق، ص۲۵۸-۲۶۳؛ جوینی، لمع الأدلّة، ۱۴۰۷ق، ص۱۲۸؛ بزدوی، أصول الدین، ۱۴۲۴ق، ص۱۸۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، ج۳، ص۲۰۳-۲۱۱؛ ابنکثیر، البدایة و النهایة، دارالفکر، ج۵، ص۲۴۵-۲۴۷.
منابع
- ابناثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۵ق.
- ابنابیالحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهج البلاغة، قم، مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي (ره)، بیتا.
- ابنحجر هیتمی، احمد بن محمد، الصواعق المحرقة فی الرد علی أهل البدع و الزندقة، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۴ق.
- ابنحزم، علی بن أحمد، الفصل في الملل و الأهواء و النحل، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۶ق.
- ابنعطیة، مقاتل، أبهی المداد في شرح مؤتمر علماء بغداد، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، ۱۴۲۳ق.
- ابنقتیبة الدینوری، عبدالله بن مسلم، الامامة و السیاسة، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۰ق.
- اشعری، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۰ش.
- اشعری، علی بن اسماعیل، اللمع في الرد علی أهل الزیغ و البدع، قاهرة، المکتبة الأزهرية للتراث، بیتا.
- امینی، عبدالحسین، الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، قم، مرکز الغدير للدراسات الإسلامية، ۱۴۱۶ق.
- بزدوی، محمد بن محمد، أصول الدین، قاهره، المکتبة الأزهرية للتراث، ۱۴۲۴ق
- تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح المقاصد، قم، نشر الشريف الرضي، ۱۴۱۲ق.
- جمعی از نویسندگان، امامتپژوهی، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ۱۳۸۱ش.
- جوینی، عبد الملک بن عبد الله، لمع الادلة في قواعد عقائد أهل السنة و الجماعة، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۷ق.
- حسینی فیروزآبادی، مرتضی، فضایل پنجتن در صحاح ششگانه اهلسنت، ایران، فیروزآبادی، ۱۳۷۴ش.
- حسینی میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام في معرفة الإمامة و الإمام، قم، مرکز الحقائق الإسلامیة، ۱۳۸۹ش.
- ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی به شیعه شناسی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۵ش.
- رشید رضا، محمد رشید بن علي رضا، رسائل السنة والشيعة، قاهرة،دارالمنار، ۱۳۶۶ق.
- سبحانی تبریزی، جعفر، راهنمای حقیقت، تهران، نشر مشعر، ۱۳۸۷ش.
- سید مرتضی، علی بن الحسین، الشافی فی الامامة، تهران، موسسة الصادق، ۱۴۰۷ق.
- سید مرتضی، علی بن حسین، جمل العلم و العمل، نجف، مطبعة الآداب، ۱۳۸۷ق.
- سید مرتضی، علی بن حسین، رسائل الشریف المرتضی، قم، دارالقرآن الکریم، ۱۴۰۵ق.
- شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۵ق.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، قم، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، ۱۴۱۶ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، قم، انتشارات محبین، ۱۳۸۲ش.
- شیخ مفید، محمد بن محمد، الإفصاح في الإمامة، قم، المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، ۱۴۱۳ق.
- صامت بروجردی، محمدباقر، کلیات دوازده جلدی دیوان صامت بروجردی، تهران، اسلامیة، ۱۳۹۴ش.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، بینا، بیتا.
- قاضی عبدالجبار، ابناحمد، المغني في أبواب التوحید و العدل، تحقیق قاسم محمود محمد، بیجا، بینا، بیتا.
- قزوینی رازی، عبدالجلیل بن ابوالحسین، بعض مثالب النواصب في نقض «بعض فضائح الروافض»، معروف به نقض، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر، ۱۳۹۱ش.
- متوکل علی الله، احمد بن سلیمان، حقایق المعرفة فی علم الکلام، صنعا، موسسة الامام زید بن علی الثقافیة، ۱۴۲۴ق.
- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، قم، دار الهجرة، ۱۴۰۹ق.
- مظفر، محمدحسین، تاریخ الشیعه، بیروت، دارالزهراء، ۱۴۰۸ق.
- ملکمکان، حمید، «امامت در نگاه اهل سنّت»، کتاب (مجموعه مقالات) معارف کلامی شیعه؛ کلیات امامت، قم، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم اسلامی دانشگاهها (سمت)، ۱۳۹۳ش.
- منشی، اسکندر بیگ، تاریخ عالم آرای عباسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۲ش.
- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بیتا.