احادیث طینت
| اطلاعات روایت | |
|---|---|
| موضوع | تفاوت ماده اولیه آفرینش مؤمنان و کافران |
| صادره از | امام سجاد(ع)، امام محمدباقر(ع)، امام جعفر صادق(ع) |
| راویان | ابوحمزه ثمالی، زراره بن اعین، ابنمحبوب |
| اعتبار سند | متواتر |
| منابع شیعه | الکافی، علل الشرایع، محاسن |
| منابع سنی | الدر المنثور، جامع البیان، تفسیر القرآن العظیم |
| احادیث مشهور | |
| حدیث سلسلةالذهب • حدیث ثقلین • حدیث کساء • مقبوله عمر بن حنظلة • حدیث قرب نوافل • حدیث معراج • حدیث ولایت • حدیث وصایت • حدیث جنود عقل و جهل • حدیث شجره | |
اَحادیث طینَت به آفرینش مؤمنان از طینت عِلّیّین (مادهای خوشبو و خوشایند) و کافران از طینت سِجّین (مادهای بدبو و ناخوشایند) اشاره دارد. این روایات، طینت انسانها را در شکلدهی به ایمان و کفر یا طاعت و معصیت انسان مؤثر میداند. همچنین در روایات مذکور بر تکلیف و امتحان در مرتبه طینت نیز اشاره کرده و از اطاعت اصحاب یمین و عصیان اصحاب شمال در امتحان الهی سخن به میان آمده است.
مشهور علمای شیعه احادیث طینیت را متواتر دانسته و اصل آنها را پذیرفتهاند؛ اما برخی همچون سید مرتضی و علامه شعرانی احادیث طینت را خبر واحد دانسته و قائل به ضعف آنها شدند.
تنافی ظاهر روایات طینت با اختیار آدمی و عدل الهی سبب شده تا این مسأله را از سختترین مباحث حدیثشناسی محسوب کنند. حدیثپژوهان شیعه دیدگاههای متعددی در خصوص رد یا قبول و نحوه سازگار کردن این روایات با سایر آموزههای دینی اتخاذ کردهاند که این دیدگاهها را میتوان در سه دسته کلی دیدگاههای حذفی، دیدگاه سکوت و دیدگاههای تأویلی تقسیمبندی کرد.
جایگاه و اهمیت
احادیث طینت مجموعه روایاتی است که ماده اولیه آفرینش انسانها را یکسان نمیداند و به آفرینش انسانهای مؤمن از مادهای خوشبو و خوشایند با عنوان طینت علیین و خلقت انسانهای کافر از مادهای بدبو و ناخوشایند به نام طینت سجین اشاره دارد.[۱] این سلسله روایات با مضامین متفاوتی مانند خلقت از نور و ظلمت یا بهشت و جهنم در بسیاری از کتب حدیثی شیعه از جمله المحاسن،[۲] بصائر الدرجات،[۳] الکافی،[۴] علل الشرایع[۵] و بحارالانوار[۶] آمده است. در برخی از منابع اهل سنت نیز در موارد معدودی به نقل احادیث طینت پرداخته شده است.[۷]
دیدگاه مشهور در مورد احادیث طینت این است که این احادیث تواتر دارند[۸] و معتبر هستند،[۹] بهویژه از سوی عالمانی مانند شیخ حر عاملی و محدث جزایری.[۱۰] اما عالمانی همچون سید مرتضی و ابوالحسن شعرانی،[۱۱] این روایات را ضعیف دانسته و بهدلیل مخالفت با آیات قرآن و مباحث عقلی، آنها را رد کردهاند.[۱۲]
معنای اولیه روایات طینت به سرنوشتی از پیش تعیینشده برای انسانها اشاره دارد که با ظاهر آیات قرآن و روایات در تضاد است،[۱۳] چرا که این آیات انسان را صاحب اختیار و مسئول اعمال خود میداند.[۱۴] این تضاد باعث شده که مسأله طینت از پیچیدهترین مباحث حدیثشناسی شود.[۱۵] بیشتر عالمان شیعه مانند آقا جمال خوانساری[۱۶] و امام خمینی،[۱۷] طینت را بهعنوان جوهره یا ماده اصلی آفرینش انسان دانستهاند که در طول زندگی انسان در اعمال و رفتار او نمایان میشود.
محتوا
به گفته پژوهشگران، در برخی از روایات، انسانها براساس طینت به دستههای مختلفی تقسیم شدهاند. نخستین تقسیمبندی انسانها را به مؤمن و کافر تقسیم میکند؛ بهطوریکه طینت مؤمنان از طینت پیامبران(ع) و ائمه(ع) و طینت کفار از آتش یا سجین است. در تقسیمبندی دیگری، طینتها به سه دسته مؤمنان، ناصبیان و مستضعفان تقسیم شدهاند. طینت مؤمنان فرع طینت انبیاء، طینت ناصبیان از «حمأ مسنون» و طینت مستضعفان از «تراب» است. این روایات بهطور کلی تأکید دارند که طینت ائمه و شیعیان مشابه است و دلهای شیعیان به ائمه (ع) گرایش دارد، درحالیکه دلهای کافران به دشمنان اهل بیت(ع) تمایل دارد.[۱۸]
در برخی روایات، طینت مؤمن و کافر بهصورت مخلوط ایجاد شده است. طبق این روایات، پس از آفرینش طینت علیین (مؤمن) و طینت سجین (کافر)، خداوند آنها را با هم آمیخت؛ بنابراین، مؤمن ممکن است گناه کند و کافر نیز در مواقعی اعمال نیک انجام دهد. در نهایت، اعمال بد مؤمن به سنخ کافر و اعمال نیک کافر به سنخ مؤمن بازخواهد گشت.[۱۹] همچنین در برخی روایات، به خروج اصحاب یمین و اصحاب شمال از طینت اولیه اشاره شده است. خداوند پس از خلقت طینت آدم، ذراتی از آن طینت را برای اصحاب یمین و اصحاب شمال جدا کرد و به آنها دستور داد وارد آتش شوند. اصحاب یمین از دستور اطاعت کرده و خود را به آتش افکندند، اما اصحاب شمال نافرمانی کردند.[۲۰] این روایات تأکید دارند که طینت در شکلدهی به ایمان و کفر یا طاعت و معصیت انسان نقش دارد و امتحان الهی در این زمینه صورت میگیرد. همچنین میثاقهایی که از مخلوقات گرفته شده، شامل اعتراف به ربوبیت خداوند، نبوت رسول خدا(ص) و ولایت اهل بیت(ع) است.[۲۱]
دیدگاهها: از رد کامل تا پذیرش تأویلی
حدیثپژوهان و عالمان شیعه دیدگاههای متعددی درباره ردّ یا قبول و نحوه سازگار کردن این روایات با سایر آموزههای دینی اتخاذ کردهاند؛ علامه مجلسی در مرآة العقول[۲۲] پنج نظر و سید عبدالله شبر در مصابیح الانوار[۲۳] نُه قول در این باره نقل کردهاند. این دیدگاهها را میتوان در سه دسته کلی مبتنی بر رد روایات مذکور، سکوت در برابر آنها و دیدگاههای تأویلی تقسیمبندی کرد:
دیدگاههای تاویلی
بسیاری از عالمان شیعه با پذیرش احادیث طینت، آنها را از منظر عرفانی، فلسفی و کلامی تأویل کردهاند.[۲۴] برخی بر این باورند که اختلاف طینتها ناشی از علم پیشین خداوند به انتخابهای انسانهاست،[۲۵] بهطوریکه خداوند طبق علم خود، طینت افراد را براساس ایمان یا کفر آنان آفریده است.[۲۶] برخی دیگر تأثیر امتحان در عالم ذر را دلیل اختلاف طینتها میدانند، بهطوریکه طینت نیک برای اهل اطاعت و طینت زشت برای اهل عصیان است.[۲۷] علامه طباطبایی نیز معتقد است که طینت بر سعادت و شقاوت انسان تأثیر دارد، اما نه بهطور کامل، و تأثیر آن در شکلدهی به خلقوخو محدود است؛ بنابراین، هیچ تضادی با اختیار انسان وجود ندارد.[۲۸]
رد احادیث طینت

- ابوالحسن شعرانی در تعلیقه خود بر شرح اصول کافی مازندرانی بر این اعتقاد است که احادیث طینت با اصول مذهب امامیه همچون عدل و قاعده لطف و نیز روایاتی که در باب فطرت صادر شده مخالف است[یادداشت ۱] و ازاینرو باید کنار گذاشته شوند و در خور استناد نیستند.[۲۹]
- عدهای نیز این روایات را ساخته و پرداخته توسط غالیان، برای نشان دادن تفاوت آفرینش ائمه(ع) با سایر انسانها میدانند و معتقدند به دلیل ضعف سند باید کنار گذاشته شود.[۳۰]
- تقیهای بودن روایات طینت نیز باور برخی از پژوهشگران است. طبق این دیدگاه چون ظاهر روایات دلالت بر جبر دارد، احتمال داده شده است که امامان شیعه(ع) این روایات را برای حفظ جان شیعیان در فضای اختناق حکومت صادر کردهاند.[۳۱]
دیدگاه سکوت
علامه مجلسی احادیث طینت را از جمله اخبار متشابه و دشوار دانسته و معتقد است که نباید بیش از حد در تفسیر آنها وارد شد، زیرا عقل انسان قادر به درک کامل حقیقت این احادیث نیست و باید آنها را تعبداً پذیرفت و تحلیل آنها را به ائمه(ع) واگذار کرد.[۳۲] عبدالهادی مسعودی، از پژوهشگران علوم حدیث، نیز این احادیث را از نوع «شوار و پیچیده» دانسته و بر این باور است که شرح چنین احادیثی نیازمند درکی فراتر از فهم عادی است.[۳۳]
تکنگاری
- شرح احادیث طینت: آقا جمال خوانساری در این کتاب که به زبان فارسی تألیف شده به بحث و بررسی ده حدیث از احادیث طینت میپردازد. این کتاب به اهتمام عبدالله نورانی و توسط نهضت زنان مسلمان در سال ۱۳۵۹ش به چاپ رسیده است.[۳۴] وی دلیل تألیف این کتاب را در کجفهی از روایات طینت ذکر کرده و صدور این روایات را پذیرفته است.[۳۵]
پانویس
- ↑ رضوانی و ذاکری، «روایات طینت و اختیار انسان»، ص۴۷-۴۸.
- ↑ برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ق، ج۱، ص۱۳۲-۱۳۵ و ۲۸۲-۲۸۳.
- ↑ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۱۴-۱۸ و ۱۷۱.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲-۷.
- ↑ صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۸۲-۸۴ و۱۱۶-۱۱۷.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵، ۱۵۲-۱۶۱.
- ↑ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۵۰؛ ابنابیحاتم، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۶۲۷؛ سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۵.
- ↑ حر عاملی، الفصول المهمه، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۲۰.
- ↑ جزایری، الانوار النعمانیه، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۲۱۲.
- ↑ فدایی و موسوی، «تحلیل احادیث طینت و رابطه آن با اختیار انسان»، ص۹۴-۹۵.
- ↑ جزایری، الانوار النعمانیه، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۲۱۲.
- ↑ صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ۱۳۸۲ش، ج۴، ص۸؛ شبر، مصابیح الانوار، ج۱، ص۱۱.
- ↑ محمودی و حسینی، «دیدگاه علامه طباطبایی پیرامون احادیث طینت در تبیین شعادت و شقاوت انسان»، ص۷۸.
- ↑ شبر، مصابیح الانوار، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۳۵.
- ↑ امام خمینی، مصباح الهدایه، ۱۳۷۳ش، ص۱۱۰.
- ↑ آقا جمال خوانساری، شرح احادیث طینت، ۱۳۵۹ش، ص۱۷.
- ↑ امام خمینی، طلب و اراده، ۱۳۶۲ش، ص۱۶۰.
- ↑ رضوانی و ذاکری، «روایات طینت و اختیار انسان»، ص۴۷-۴۸؛ غلامی و ذاکری، «طینت و عدل الهی»، ص۱۱۲-۱۱۴.
- ↑ کریمی و داوری، «تحلیل احادیث طینت از منظر فقه الحدیث»، ص۶۷-۶۸.
- ↑ رضوانی و ذاکری، «روایات طینت و اختیار انسان»، ص۴۹-۵۲.
- ↑ غلامی و ذاکری، «طینت و عدل الهی»، ص۱۱۲-۱۱۴.
- ↑ مجلسی، مراة العقول، ۱۴۰۴، ج۷، ص۱۵.
- ↑ شبر، مصابیح الانوار، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۳۵-۳۹.
- ↑ غلامی و ذاکری، «طینت و عدل الهی»، ص۱۱۶.
- ↑ حلی، مختصر البصائر، ۱۴۲۱ق، ص۳۸۴.
- ↑ مازندرانی، شرح اصول کافی، ۱۳۸۲ق، ج۸، ص۵؛ شبر، مصابیح الانوار، ص۳۸.
- ↑ شبر، مصابیح الانوار، ص۳۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۹۸-۹۹.
- ↑ مازندرانی، شرح اصول کافی، ۱۴۲۹ق، ج۸، ص۴-۵.
- ↑ مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل، ۱۳۸۹ش، ص۷۰.
- ↑ شبر، مصابیح الانوار، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۳۶.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۲۶۰.
- ↑ مسعودی، آسیبشناسی حدیث، ۱۳۸۹ش، ص۲۸۱.
- ↑ خوانساری، شرح احادیث طینت، ۱۳۵۹ش، ص۳.
- ↑ خوانساری، شرح احادیث طینت، ۱۳۵۹ش، ص۸.
یادداشت
- ↑ در نقد این دیدگاه، برخی از متفکران معاصر، با استناد به برخی از متون دینی، به این باور رسیدهاند که افزون بر فطریات مشترک در همه انسانها، هر انسانی میتواند دارای فطریات مختص به خودش نیز باشد؛ چنانکه هر انسانی به سبب امتحانی که در عالم ذر شده، دارای طینت و خُلقیات فطری مختص به خودش گشته است.(برنجکار، «فطرت در احادیث»، ۱۳۸۴ش)
منابع
- ابنابىحاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ریاض، مکتبة نزار مصطفى الباز، ۱۴۱۹ق.
- آقا جمال خوانساری، محمد بن حسین، شرح احادیث طینت، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۵۹ش.
- آقا جمال خوانساری، محمد بن حسین، شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ش.
- امام خمینی، رسید وحالله، طلب و اراده، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۶۲ش.
- امام خمینی، سید روحالله، مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۶ش.
- برقى، احمد بن محمد، المحاسن، محقق جلالالدین محدث، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ق.
- برنجکار، رضا، «فطرت در احادیث»، مجله قبسات، شماره ۳۶، تابستان ۱۳۸۴.
- جزایری، سید نعمت الله، الانوار النعمانیه، بیروت، دار القاری، ۱۴۲۹ق.
- حرعاملی، محمد بن حسن، الفصول المهمة فی أصول الأئمة(تکملة الوسائل)، قم، مؤسسه امام رضا، ۱۴۱۸ق.
- حلی، حسن بن سلیمان، مختصر البصائر، تحقیق مشتاق مظفر، قم، موسسه نشر اسلامی، ۱۴۲۱ق.
- رضوانی، معصومه و مهدی ذاکری، «روایات طینت و اختیار انسان»، در مجله پژوهشهای فلسفی-کلامی، شماره ۶۹، ۱۳۹۵ش.
- ذهنی تهرانی، محمدجواد، ترجمه علل الشرایع، قم، انتشارات مومنین، ۱۳۸۰ش.
- سیوطى، عبدالرحمن بن ابىبکر، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
- شبر، عبدالله، مصابیح الأنوار فی حل مشکلات الأخبار، قم، بصیرتی، ۱۳۷۱ش.
- صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، قم، کتابفروشی داوری، ۱۳۸۵ق.
- صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد(ع)، تحقیق محسن کوچه باغی، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
- طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۱۲ق.
- غلامی، مهدی و اصغر ذاکری، «طینت و عدل الهی»،در مجله تحقیقات کلامی، شماره۳، ۱۳۹۲ش.
- فدایی اصفهانی، مرتضی و سید مجتبی موسوی، «تحلیل احادیث طینت و رابطه آن با اختیار انسان» در پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی، شماره ۵، ۱۳۹۵ش.
- کریمی، محمود و روحالله داوری، «تحلیل احادیث طینت از منظر فقه الحدیث»، در مجله حدیثپژوهی، شماره ۱۸، ۱۳۹۶ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- مازندرانى، محمدصالح، شرح الکافی- الأصول و الروضة، تهران، المکتبة الاسلامیة، ۱۳۸۲ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیا التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۴ق
- محمودی، زهرا و محمد رنجبرحسینی، «دیدگاه علامه طباطبایی پیرامون احادیث طینت در تبیین سعادت و شقاوت انسان»، در مجله کتاب و سنت، شماره ۶، ۱۳۹۴ش.
- مدرسی طباطبایی، سید حسین، مکتب در فرآیند تکامل، تهران، نشر کویر، ۱۳۸۹ش.
- مسعودی، عبدالهادی، آسیبشناسی حدیث، قم، انتشارات زائر، ۱۳۸۹ش.
پیوند به بیرون
- تحلیل احادیث طینت از منظر فقه الحدیث
- روایات طینت و اختیار انسان
- طینت و عدل الهی
- دیدگاه علامه طباطبایی پیرامون احادیث طینت در تبیین سعادت و شقاوت انسان