آب چاه
| بخشی از احکام عملی و فقهی |
|---|
این مقاله یک نوشتار توصیفی درباره یک مفهوم فقهی است و نمیتواند معیاری برای اعمال دینی باشد. برای اعمال دینی به منابع دیگر مراجعه کنید. |
آب چاه به آب حاصل از کندن گودال عمیق گفته میشود. آب چاه از اقسام آب مطلق بهشمار میرود و از مطهرات است. در باب طهارت و نجاست آب چاه، میان فقهای پیشین و متأخر اختلاف بوده است؛ قدما آن را با ملاقات نجس، نجس میدانستند و برای تطهیرش برداشتن مقدار معینی از آب را لازم میشمردند، ولی متأخران آب چاه را به سبب اتصال به آب زیرزمینی، در حکم آب کثیر دانستهاند. بر این اساس، آب چاه فقط در صورت تغییر بو، رنگ یا مزه نجس میشود و در غیر این صورت پاک است؛ این دیدگاه با روایات، اصل طهارت، استصحاب و نیز دفعِ مشقت از مکلفان تقویت شده است.
به گفته فقیهان شیعه، اگر کسی در زمین خود چاهی حفر کند یا در زمین مباح با قصد تملک آن را احیا نماید، اصل بر مالکیت چاه یا آب آن است؛ اما در حفرِ بدون قصد تملک، فقط حقّ تقدم در بهرهبرداری ایجاد میشود. چاههای عمومی نیز از اموال مشترکاند و همه در استفاده از آنها برابرند.
مالکیت چاه و آب آن
آب چاه، آبی که از کندن گودالی عمیق حاصل میشود. آب چاه از اقسام آب مطلق است و در باب طهارت و احیای موات به آن پرداخته شده است.[۱] به گفته فقیهان شیعه، اگر کسی در زمین خود چاهی حفر کند، اصل بر این است که مالک چاه میشود[۲] و اگر در زمین بیصاحب به قصد تملک چاه بزند، آن چاه با احیاء به ملک او درمیآید؛ اما اگر حفر چاه فقط برای استفاده موقت باشد، مالکیت ایجاد نمیشود و تنها حق تقدم در بهرهبرداری دارد.[۳]
همچنین چاههای عمومی از اموال مشترک دانسته شدهاند و همه در استفاده از آنها برابرند، بهطوریکه هرکس فقط به اندازه آبی که برداشته، مالک همان مقدار میشود.[۴] افزونبر این، فقیهان در قواعد فقهی به بررسی جواز استفاده دیگران از آبِ افزون بر نیاز مالک پرداختهاند.[۵] مباحث فقهی دیگر، شامل احکام خرید و فروش، اجاره، حفر چاه در زمین غصبی، و مسئولیت خسارتهای ناشی از چاه، در کتب فقهی مورد بررسی قرار گرفته است.[۶]
احکام
در مورد حکم آب چاه، اختلاف نظر بین قدما و متأخران وجود دارد؛ قدما آب چاه را با ملاقات نجاست نجس میدانند، اما متأخران آن را پاک میدانند.[۷] در صورت نجس شدن، تطهیر آن با کشیدن آب، مورد اختلاف است که مشهور متأخران آن را مستحب میدانند.[۸]
به گفته فقیهان، مالکیت آب چاه با حفر آن در زمین مباح به قصد تملک حاصل میشود.[۹] صحت فروش آب چاه، چه به صورت موجود و چه برای همیشه، محل اختلاف است.[۱۰] آب چاه جوشان، حتی اگر کمتر از کر باشد، تا زمانی که تغییری در بو، رنگ و مزه آن ایجاد نشده، پاک است و مستحب است مقداری از آن در صورت رسیدن نجاست کشیده شود. در صورت تغییر مشخصات آب چاه بهدلیل نجاست، تا زمان رفع تغییر و اختلاط با آب جدید، پاک نمیشود. آب جمع شده در گودال که کمتر از کر باشد، اگر پس از قطع باران به آن نجاست برسد، نجس میشود.[۱۱]
تحول دیدگاه فقه شیعه درباره طهارت آب چاه
پیش از علامه حلی، دیدگاه غالب میان فقهای شیعه این بود که آب چاه مانند آب قلیل، به محض برخورد با نجاست نجس میشود؛ این نظر بر پایه برخی احادیث استوار بود[۱۲] و برای تطهیر آن، برداشتن مقدار معینی از آب توصیه میگردید.[۱۳] البته برخی فقها مانند ابن ابیعقیل عمانی و ابنغضائری این نظر مشهور را نپذیرفتند.[۱۴]
علامه حلی و فقهای پس از او با استناد به احادیث[۱۵] اصل طهارت و استصحاب،[۱۶] آب چاه را به سبب اتصال به آبهای زیرزمینی در حکم آب کثیر دانستند؛ ازاینرو تنها در صورتی که پس از برخورد نجاست، بو، رنگ یا مزه آب تغییر کند، آن را نجس میشمردند.[۱۷] همچنین، این فقیهان اشاره کردهاند که حکم نجاست صرف با ملاقات، موجب مشقت برای کسانی میشود که چاه تنها منبع آبشان است و چون مشقت از سوی شارع تأیید نمیشود، آب چاه محکوم به پاکی است.[۱۸]
پانویس
- ↑ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۹۵.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۳۸، ص۱۱۶.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۳۸، ص۱۱۶ـ۱۱۷.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۳۸، ص۱۱۸ـ۱۱۹.
- ↑ موسوی بجنوردی، القواعد الفقهیه،۱۴۰۲ق، ج۱، ص۲۲۷ـ ۲۲۸.
- ↑ خوئی، مبانی تکملة المنهاج، ۱۳۹۶ق، ج۲، ص۲۶۴ـ ۲۶۵.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۱، ص۱۹۱ـ۲۰۶.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۱، ص۲۰۳.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۳۸، ص۱۱۶.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۳۸، ص۱۲۰ـ۱۲۱.
- ↑ خمینی، توضیح المسائل امام خمینی، ۱۴۲۶ق، مسئله ۴۴ تا ۴۶.
- ↑ شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۹ـ۱۹۷.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج ۱، ص۲۷۰-۲۵۹.
- ↑ موسوی عاملی، مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۵۴.
- ↑ شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۰ـ۱۷۷.
- ↑ علامه حلّی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۸۷ـ ۱۸۸.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۱، ص۱۹۳ـ۱۹۹.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۹۸۱م، ج۱، ص۲۰۳ـ۲۰۴.
منابع
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسة آلالبیت علیهمالسلام لإحیاء التراث، ۱۴۰۹ق.
- حلی، حسن بن یوسف، تذکره الفقهاء، قم، مؤسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- خمینی، سید روحاللّه، توضیح المسائل، محقق/ مصحح: مسلم قلیپور گیلانی، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.
- خوئی، سید ابوالقاسم، مبانی تکمله المنهاج، قم، ۱۳۹۶ق.
- مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت(ع)، زیرنظر: سید محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۵ش.
- موسوی بجنوردی، حسن، القواعد الفقهیه، قم، چاپ افست، ۱۴۰۲ق.
- موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الأحکام فی شرح شرائع الإسلام، مشهد، مؤسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۴۱۱ق.
- نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم، ۱۹۸۱م.
پیوند به بیرون
