تخلی
ظاهر
| بخشی از احکام عملی و فقهی |
|---|
این مقاله یک نوشتار توصیفی درباره یک مفهوم فقهی است و نمیتواند معیاری برای اعمال دینی باشد. برای اعمال دینی به منابع دیگر مراجعه کنید. |
تَخَلّی به معنای دفع ادرار و مدفوع است، که از آن در باب طهارت سخن رفته است.[۱] در فقه اسلامی برای تخلی احکام واجب، حرام، مستحب و مکروهی ذکر شده است:
- واجبات تخلی: پوشاندن عورت هنگام تخلّی از ناظر محترم (انسان بالغ یا غیر بالغ مُمَیِّز) و نیز پاک کردن محل خروج ادرار و مدفوع پس از آن برای عباداتی مثل نماز واجب است.[۲] در صورتی که محل تخلّی روبهقبله ساخته شده باشد، انحراف از آن، واجب است.[۳] در این حکم بنابر مشهور فرقی بین خانه و محیط باز نیست؛ هرچند برخی قدما نشستن بر محل تخلّیای را که در خانه، رو یا پشت به قبله ساخته شده جایز دانستهاند.[۴]
- محرّمات تخلی: رو به قبله یا پشت به قبله بودن در حال تخلّی؛ همچنین تخلّی در ملک دیگری یا کوچههای بنبست بدون اجازه صاحبان آنها حرام است.[۵]
- مستحبّات تخلی: پنهان و پوشیده بودن تمام بدن از نگاه دیگران؛ پوشاندن سر؛ بردن نام خدا؛ پیش نهادن پای چپ هنگام ورود و پای راست هنگام خروج از محل تخلّی؛ خواندن دعاهای وارد شده؛ تکیه کردن بر پای چپ؛ تطهیر مخرج مدفوع پیش از مخرج ادرار؛ تنحنح (سرفه کردن)؛ استبراء پس از ادرار؛[۶] انتخاب مکان مناسب برای ادرار کردن مانند مکانی که قدری بلند است به جهت مصون ماندن از ترشّح ادرار به بدن و لباس.[۷]
- مکروهات تخلی: تخلّی در راهها؛ چاههای آب؛ زیر درختان میوهدار؛ توقّفگاههای کاروانها و مسافران؛ جلوی درِ خانهها و مانند آن همچون مغازهها که موجب لعن و نفرین مردم میگردد؛ روی قبر مؤمنان و بین آنها؛ و اگر بیاحترامی به صاحب قبر باشد حرام است؛ عورت را به سمت قرص ماه یا خورشید گرفتن؛ خوردن و آشامیدن؛ مسواکزدن؛ طولانی نشستن؛ سخن گفتن؛ درار کردن در حالت ایستاده، رو به باد، از بلندی مانند پشت بام، بر زمین سخت، در آب اعم از آب راکد و جاری و در لانه حیوانات مکروه است.[۸]
پانویس
- ↑ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۳۹۴.
- ↑ طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۲۰ق ج۱، ص۳۰۵؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۱.
- ↑ محقق حلی، شرائع الإسلام، ۱۴۰۸ق، ج ۱، ص۱۴.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۸۱۱.
- ↑ طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۳۱۱ و ۳۱۴.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۶ و ۵۵-۵۹؛ طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۳۲۶-۳۲۸.
- ↑ نراقی، مستند الشیعة، مؤسسة آل البیت، ج۱، ص۳۹۴.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۵۹-۷۵؛ طباطبائی یزدی، العروه الوثقی،۱۴۲۰ق، ج۱، ص۳۲۸.
منابع
- سیستانی، سید علی، منهاج الصالحین، قم، مکتب آیة الله السید علی الحسینی السیستانی، ۱۴۱۶ق.
- طباطبائی یزدی، سید محمد کاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، ۱۴۱۷-۱۴۲۰ق.
- مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت(ع)، زیرنظر: سید محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۵ش.
- محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، تحقیق و تصحیح عبدالحسین محمدعلی بقال، قم، اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
- نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.
- نراقی، احمد بن محمد مهدی، مستند الشیعه فی احکام الشریعه، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، ۱۴۱۵-۱۴۱۹ق.
