آب مطلق
| بخشی از احکام عملی و فقهی |
|---|
این مقاله یک نوشتار توصیفی درباره یک مفهوم فقهی است و نمیتواند معیاری برای اعمال دینی باشد. برای اعمال دینی به منابع دیگر مراجعه کنید. |
آب مُطلَق در مقابل آب مُضاف، به مایعی گفته میشود که عنوان «آب» بدون قید و اضافه بر آن صادق باشد. از این عنوان در باب طهارت سخن گفته شده است.[۱] آب مطلق در متون فقهی بهعنوان عنصری پاک و پاککننده شناخته میشود که توانایی رفع حدث (ناپاکی معنوی) و تطهیر اشیاء نجس را دارد.[۲] این آب، شرط لازم برای صحت عباداتی چون وضو و غسل محسوب میشود.[۳]
در منابع فقهی، آب مطلق به گونههای مختلفی تقسیم شده است. برخی آن را به سه دسته جاری، راکد (محقون) و چاه تقسیم کردهاند که آب راکد شامل آب کر و قلیل میشود.[۴] دستهای دیگر آب را پنجگونه کرّ، قلیل، جاری، باران و چاه دانستهاند[۵] و عدهای نیز ششگونه آب جاری، جوشنده غیرجاری، چاه، باران، کرّ و قلیل را برشمردهاند.[۶]
بااینحال، برخی فقیهان معتقدند تقسیمبندیهای متعدد آب مطلق، فایده چندانی ندارد و تقسیم آن به دو دسته “معتصم” (آب پاککننده که با نجاست تغییر نمیکند، مانند آب جاری و چشمه) و “غیرمعتصم” (آبی که با نجاست تغییر میکند، مانند آب قلیل) کفایت میکند. گفته شده این دیدگاه بر این اساس استوار است که آب معتصم از منبعی برخوردار است و آلودگی بر آن اثر نمیگذارد، درحالیکه آب غیرمعتصم، خود آب قلیل است که با آلودگی، خاصیت پاککنندگی خود را از دست میدهد.[۷]
فقیهان در مورد احکام آب مطلق گفتهاند، اگر آب مطلق به منابعی مانند چشمه یا رودخانه متصل باشد (آب معتصم)، با برخورد با نجاست، تنها در صورتی نجس میشود که یکی از صفات سهگانهاش (رنگ، بو یا مزه) تغییر کند. اما اگر این اتصال را نداشته باشد (آب قلیل)، طبق نظر مشهور فقها، به محض برخورد با نجاست، نجس میشود.[۸]
از دیدگاه فقیهان، خاصیت پاککنندگی آب مطلق با تبخیر از بین نمیرود، مگر آنکه قبل از تبخیر، با مادهای دیگر (مانند عصاره گیاهان مانند گلاب) مخلوط شده باشد.[۹] همچنین، آبی که نجس شده است، با اتصال به آب کر یا آب جاری و مخلوط شدن با آن، دوباره پاک میشود، حتی اگر قبلاً رنگ، بو یا مزهاش تغییر کرده باشد و پس از مخلوط شدن به حالت اولیه بازگردد.[۱۰]
به گفته فقیهان، اگر در مطلق بودن آبی شک کنیم، آن را مطلق به حساب نمیآوریم و احکام آب مطلق بر آن جاری نخواهد شد، اما اگر پیش از این میدانستیم مطلق بوده و اکنون شک داریم که آیا به مضاف تبدیل شده یا خیر، همچنان مطلق محسوب میشود.[۱۱]
پانویس
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: بنیهاشمی، توضیح المسائل مراجع، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۸.
- ↑ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷-۱۴۲۰ق، ج۱، ص۲۶.
- ↑ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷-۱۴۲۰ق، ج۱، ص۲۱۹و۳۰۰.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲-۱۳۶۹ش، ج۱، ص۷۱و۱۰۵و۱۵۳.
- ↑ نگاه کنید به: بنیهاشمی، توضیح المسائل مراجع، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۸، م۱۵.
- ↑ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷-۱۴۲۰ق، ج۱، ص۲۶.
- ↑ موسوی سبزواری، مهذب الاحکام، ۱۴۱۳-۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۲۳.
- ↑ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷-۱۴۲۰ق، ج۱، ص۳۰ و ۳۴.
- ↑ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷-۱۴۲۰ق، ج۱، ص۲۷.
- ↑ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷-۱۴۲۰ق، ج۱، ص۳۲و۴۳.
- ↑ بنیهاشمی، توضیح المسائل مراجع، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۵۱، م۵۰و۵۱؛ طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۷-۱۴۲۰ق، ج۱، ص۲۸.
منابع
- بنیهاشمی خمینی، سید محمدحسن، توضیحالمسائل مراجع، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۸ش.
- خویی، سید ابوالقاسم، منهاج الصالحین، قم، نشر مدینة العلم، ۱۴۱۰ق.
- طباطبایی حکیم، سید محسن، مستمسک العروة الوثقی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۳۹۱ق.
- طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی فیما تعم به البلوی(المحشّی)، تحقیق: احمد محسنی سبزواری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
- موسوی سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام، قم، موسسة المنار، ۱۴۱۳-۱۴۱۷ق.
- نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.
