پرش به محتوا

آب باران

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه

آب باران به آب حاصل از ریزش باران گفته می‌شود. آب باران در فقه از اقسام آب مطلق است و هنگام بارش، حکم آب جاری دارد؛ بنابراین در برخورد با نجاست تا زمانی که بو، رنگ یا مزه آن تغییر نکند نجس نمی‌شود. باران نقش مهمی در طهارت دارد. به گفته فقیهان، هر چیز نجسی که عین نجاست در آن نباشد با رسیدن باران پاک می‌شود و در فرش و لباس نیاز به فشار نیست. همچنین هنگام بارش، شستن اشیای نجس، اگر آب کمتر از کُر باشد، باعث پاکی است، به شرط آنکه اثر نجاست در آب مشاهده نشود.

زمین، خاک و سطوح نجس با فراگرفته شدن توسط باران پاک می‌شوند و آب جاری از سقف نجس نیز تا هنگام ادامه بارش پاک محسوب می‌شود. نوشیدن آب باران طبق روایات برای پاک‌سازی بدن و درمان بیماری‌ها مستحب است. در قرآن نیز واژه‌های متعددی برای اشاره به باران آمده که هرکدام نوعی خاص از بارش مانند غیث، وابل، ودق، صیب و مُزن را نشان می‌دهد و جلوه‌های مختلف رحمت الهی را بیان می‌کند.

احکام و فضیلت آب باران در فقه اسلامی

آب باران به آب حاصل از ریزش باران گفته می‌شود و احکام فقهی آن در باب طهارت و اطعمه و اشربه آمده است. آب باران از اقسام آب مطلق است.[۱] این آب در حال بارش در حکم آب جاری است از این‌رو در برخورد با نجاست، نجس نمی‌شود، مگر آنکه رنگ، بو یا مزه آن تغییر کند.[۲]

روایات نوشیدن آب باران را برای پاک‌سازی بدن، بهبود بیماری‌ها[۳] و نیز باز کردن کام نوزاد در نبود آب فرات، مستحب دانسته‌اند.[۴]

احکام طهارتی آب باران

در احکام طهارت باران نقش مهمی دارد؛ به گفته فقیهان، هرگاه بر چیز نجسی که عین نجس در آن نیست باران به‌طور قابل‌ توجه ببارد، همان مقدار که باران به آن برسد پاک می‌شود و در فرش و لباس نیاز به فشار نیست. همچنین اگر باران بر عین نجس ببارد و ترشح کند، تا زمانی که رنگ، بو یا مزه نجاست به‌همراه نداشته باشد پاک محسوب می‌شود.[۵]

تا زمانی که باران بر سقف یا بامی که نجس است ببارد، آبی که از آن می‌ریزد پاک است، ولی پس از قطع باران، اگر معلوم باشد آبی که می‌ریزد به چیز نجس رسیده است، نجس می‌باشد. زمین و خاک نجس با رسیدن و فراگرفتن آب باران پاک می‌شوند، اما رطوبت سطحی کافی نیست. همچنین در زمان بارش، حتی اگر آب باران کمتر از کُر باشد، شستن شیء نجس در آن موجب پاکی است ـ به شرط آن‌که بو، رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد. همچنین، اگر باران بر فرش پاکی که روی زمین نجس است ببارد و بر زمین جاری شود، فرش نجس نمی‌گردد و زمین نیز پاک می‌شود.[۶]

باریدن باران بر بام یا سقفی که نجاست روی آن است، تا زمانی که بارش ادامه دارد، آبِ جاری‌شده را پاک می‌کند و زمین یا گل نجس نیز با رسیدن باران و فراگرفتن آب پاک می‌شود. حتی اگر آب باران در مقدار کم جمع شود، هنگام بارش می‌توان اشیای نجس را در آن شست، به شرطی که تغییر نجاست در آن رخ ندهد. همچنین اگر باران بر فرش پاکی که روی زمین نجس قرار دارد ببارد و جریان آب بر زمین برسد، فرش نجس نمی‌شود و زمین نیز به‌دنبال رسیدن باران پاک خواهد شد.[۷]

واژگان قرآنی مرتبط با باران

به گفته پژوهشگران قرآنی، در قرآن کریم برای بیان باران از واژه‌های گوناگونی استفاده شده است که هرکدام نوع خاصی از بارش را نشان می‌دهد. واژه «مَطَر» و هم‌ریشه‌هایش پانزده بار آمده و گاه به معنای عذاب نیز به‌کار رفته، درحالی‌که «غَیْث» شش بار برای باران‌های نافع و رحمت‌آمیز به کار رفته است. همچنین تعابیری چون «وابل» (باران درشت)، «طَلّ» (باران سبک)، «وَدْق» (باران پیوسته)، «صَیِّب» (باران شدید)، «ماء» (آب باران)، «سحاب» (ابر)، «مُزْن» (ابر باران‌زا یا سفید) و «مُعصِرات» (بادهای برانگیزاننده ابر) هر یک تنها چند بار در آیات آمده و جلوه‌های گوناگون رحمت الهی در طبیعت را بیان می‌کنند.[۸]

پانویس

  1. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲-۱۳۶۹ش، ج۶، ص۱۳؛ یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج ۱، ص۲۶.
  2. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲-۱۳۶۹ش، ج۱۶، ص۲۹۷-۳۰۰.
  3. کلینی، الکافی، ۱۳۶۷ش، ج ۶، ص۳۸۷؛ بنی‌هاشمی خمینی، توضیح المسائل مراجع، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۵۹۷، م۲۶-۲۷.
  4. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲-۱۳۶۹ش، ج ۳۱، ص۲۵۳.
  5. بنی‌هاشمی خمینی، توضیح المسائل مراجع، ۱۳۷۸ش، از مسئله ۳۷ تا ۴۳.
  6. بنی‌هاشمی خمینی، توضیح المسائل مراجع، ۱۳۷۸ش، از مسئله ۳۷ تا ۴۳.
  7. بنی‌هاشمی خمینی، توضیح المسائل مراجع، ۱۳۷۸ش، از مسئله ۳۷ تا ۴۳.
  8. برای نمونه نگاه کنید به: هاشمی رفسنجانی، فرهنگ قرآن، ۱۳۷۹ش، ج۶، ص۷؛ راغب، المفردات، ۱۴۰۴ق، ص۵۱۷؛ ابن‌عاشور، التحریر والتنویر، ۱۹۸۴م، ج۱، ص۳۱۷.

منابع

  • ابن‌عاشور، محمدطاهر، نفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور، بی‌جا، بی‌نا، ۱۴۲۰ق.
  • بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسن، توضیح‌المسائل مراجع، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۸ش.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، الفردات فی قریب القرآن، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۲۲ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران٬ دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۷ش.
  • هاشمی رفسنجانی، علی اکبر، فرهنگ قرآن، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۹ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تهران، دارالکتب الاسلامیة و المکتبة الاسلامیة، ۱۳۶۲-۱۳۶۹ش.
  • طباطبايى يزدى، سيد محمدكاظم، العروة الوثقى فيما تعم به البلوى، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بيروت، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.