آیه عز: تفاوت میان نسخهها
imported>Saeedzamani جزبدون خلاصۀ ویرایش |
imported>Saeedzamani بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
==اهتمام پیامبر به آیه== | ==اهتمام پیامبر به آیه== | ||
مطابق با برخی روایات، [[پیامبر اکرم(ص)]] به آیه | مطابق با برخی روایات، [[پیامبر اکرم(ص)]] به آیه عز اهتمام ویژهای داشت و آن را به کودکان [[بنیهاشم]] هنگامی که توانایی روان سخن گفتن را به دست میآوردند، آموزش میداد. <ref>سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۰۸</ref> و در روایتی از آن حضرت آمده است: | ||
:هرگاه مسئلهای مرا اندوهناک میساخت جبرئیل نازل میشد و میگفت ای محمد بگو توکلت عَلَى الْحَی الَّذِی لا یمُوتُ والْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَکن لَّهُ شَرِيک فِي الْمُلْک وَلَمْ يَکن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَکبِّرْهُ تَکبِيرًا <ref>سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۰۸</ref> | :هرگاه مسئلهای مرا اندوهناک میساخت جبرئیل نازل میشد و میگفت ای محمد بگو توکلت عَلَى الْحَی الَّذِی لا یمُوتُ والْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَکن لَّهُ شَرِيک فِي الْمُلْک وَلَمْ يَکن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَکبِّرْهُ تَکبِيرًا <ref>سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۰۸</ref> | ||
نسخهٔ ۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۵۸
آیه عِز (آیه عزت در زبان فارسی)، به آیه ۱۱۱ سوره اسراء گفته میشود که خدا را به واسطه نداشتن فرزند، شریک و نیاز به یاور، شایسته ستایش میداند. این آیه مردودکننده عقاید مشرکان و یهودیان و مسیحیان در مورد خدا دانسته شده است. در روایات، خواصی برای خواندن این آیه بیان شده است؛ همچون رفع وسوسه، نجات از فقر و بیماری و حفظ از آزار شیاطین و حیوانات موذی.
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| نام آیه | کتمان |
| واقع در سوره | اسراء |
| شماره آیه | ۱۱۱ |
| جزء | ۱۵ |
| اطلاعات محتوایی | |
| مکان نزول | مدنی |
| موضوع | اعتقادی |
| درباره | عزت خدا |
متن و ترجمه
وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَکن لَّهُ شَرِيک فِي الْمُلْک وَلَمْ يَکن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَکبِّرْهُ تَکبِيرًا ﴿۱۱۱﴾
و بگو: همه ستایشها ویژه خداست که نه فرزندى گرفته و نه در فرمانروایى شریکى دارد و نه او را به سبب ناتوانى و ذلت یار و یاورى است. و او را بسیار بزرگ شمار[۱]
نام آیه
آیه عز توسط پیامبر اسلام به این نام نامگذاری شده است.[۲] علت این نامگذاری آن است که این آیه، وجود فرزند و شریک برای خدا را نفی نموده است. همچنین نفی نموده است که یاری کننده ای برای او باشد که خدا با نیاز به یاری او ذلیل گردد.[۳]
اهتمام پیامبر به آیه
مطابق با برخی روایات، پیامبر اکرم(ص) به آیه عز اهتمام ویژهای داشت و آن را به کودکان بنیهاشم هنگامی که توانایی روان سخن گفتن را به دست میآوردند، آموزش میداد. [۴] و در روایتی از آن حضرت آمده است:
- هرگاه مسئلهای مرا اندوهناک میساخت جبرئیل نازل میشد و میگفت ای محمد بگو توکلت عَلَى الْحَی الَّذِی لا یمُوتُ والْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَکن لَّهُ شَرِيک فِي الْمُلْک وَلَمْ يَکن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَکبِّرْهُ تَکبِيرًا [۵]
خواص آیه
- مطابق با روایاتی از امام صادق(ع)، مداومت بر خواندن این آیه موجب رفع وسوسه، ادای دِین و وسعت روزی میگردد.[۶]
«[امام صادق(ع)] فرمود: مردى از انصار از نظر پیامبر ناپدید شد و چون بازآمد به او فرمود: چه تو را از ما پنهان داشت؟ در پاسخ گفت یا رسول اللَّه فقر و بیمارى. رسول خدا(ص) به او فرمود: به تو کلامى نیاموزم که چون آن را بگوئى فقر و بیمارى از تو دور شود؟ عرض کرد چرا یا رسول اللَّه! فرمود: چون بام و شام کنى بگو:«لا حول و لا قوة الا باللَّه [العلى العظیم بگو توکلت عَلَى الْحَی الَّذِی لا یمُوتُ والْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَکن لَّهُ شَرِيک فِي الْمُلْک وَلَمْ يَکن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَکبِّرْهُ تَکبِيرًا» آن مرد گفت به خدا سوگند من آن را جز سه روز نگفتم که فقر و بیمارى از من دور شد.»
کلینی، الروضة من الکافی، ترجمه کمرهاى، ج۱، ص۱۸۵.
- در برخی روایات به خواندن این آیه به عنوان دستورالعملی برای نجات از فقر و بیماری توصیه شده است.[۷]
- مطابق با روایتی که حضرت فاطمه(س) از پیامبر اکرم نقل نموده است؛ هر کس این آیه را پیش از خواب بخواند حتی اگر در میان شیاطین و حیوانات موذی بخوابد آسیبی به او نمیرسد.[۸]
آیه در تفاسیر
برخی مفسران جمله «لَمْ یتَّخِذْ وَلَداً» را ردی بر عقاید یهود و نصاری که معتقد به فرزند برای خدا بودند و جمله «لَمْ یکنْ لَهُ شَرِیک فِی الْمُلْک» را رد بر بتپرستان و ثنویان که معتقد به شریک برای خدا بودند دانستهاند.[۹] برخی نیز جمله «وَ لَمْ یکنْ لَهُ وَلِی مِنَ الذُّلِ» را رد بر صابئین دانستهاند که میگفتند: اگر اولیای خدا نبودند خدا ذلیل بود.[۱۰]
علامه طباطبائی در تفسیر آیه میگوید خداوند را همانند نیست تا در صورت پائین تر بودن از او، فرزند او به حساب آید و در صورت مساوى بودن با او، شریک او محسوب شود، و در صورت بالاتر بودن از او، ولى و غالب بر او در مُلک باشد.[۱۱]
پانویس
منابع
- حفنى، عبد المنعم ، موسوعة القرآن العظیم، قاهره، مکتبة مدبولى، چاپ اوّل، ۲۰۰۴م.
- جرجانى، حسین بن حسن، جلاء الأذهان و جلاء الأحزان، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
- سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، قم، کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، ۱۴۰۴ق.
- طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیا التراث العربی، ۱۳۹۰ق.
- طیب، سید عبد الحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش.
- حویزى، عبد على بن جمعه، نور الثقلین، قم، انتشارات اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
- کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، اسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- کلینى، محمد بن یعقوب، الروضة من الکافی، ترجمه کمرهاى، محمد باقر، تهران، اسلامیه، ۱۳۸۲ق.
- ↑ انصاریان، حسین، ترجمه قرآن
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۰۸
- ↑ حفنى، موسوعة القرآن العظیم، ۲۰۰۴م، ج۱، ص۵۱
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۰۸
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۰۸
- ↑ حویزی، نور الثقلین، ج۳، ص ۲۳۷ و ۲۳۸
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۹۳؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۰۸
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۰۸
- ↑ طیب، أطیب البیان، ج۸، ص۳۲؛ طباطبائی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۳، ص۲۲۶
- ↑ جرجانی، جلاء الأذهان، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۳۴۶
- ↑ طباطبائی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۳، ص۲۲۶