زیاد بن خصفه تمیمی
| مشخصات فردی | |
|---|---|
| محل زندگی | کوفه |
| مشخصات دینی | |
| از یاران | پیامبر ، امام علی(ع) ، امام حسن(ع) |
| فعالیتها | حضور و فرماندهی در جنگهای دوران امام علی(ع) |
زیاد بن خَصَفَه تَمیمی یا زیاد بن حَفص یا زیاد بن حَنظَله تمیمی از اصحاب پیامبر(ص)، و یاران مخلص امام علی(ع) و امام حسن(ع) بود. او از سران قبیله ربیعه در کوفه و دارای احترام بوده و فرماندهی آنان در جنگهای دوران حکومت امام علی(ع) را بر عهده داشت. زیاد در جنگ صفین جزو گروه اعزامی برای مذاکره با معاویه بود و با اعلام وفاداری به امام علی(ع) از پیوستن به معاویه در برابر وعده فرمانداری برخی شهرها خودداری کرد. وی در جنگ نهروان هم در کشتن عبدالله بن وهب راسبی از سران خوارج نقش داشت.
همچنین زیاد بن خصفه از سوی امام علی(ع) در مأموریتهای مختلفی شرکت کرد. برای نمونه امام او را به تعقیب یکی از سران خوارج به نام خرّیت بن راشد ناجی فرستاد که پس از صفین علیه حکومت امام شورش کرده بود.
معرفی
زیاد بن خَصَفَه تمیمی یا زیاد بن حفص از قبیله بنیتمیم و از تیره بکر بن وائل در شمار اصحاب پیامبر(ص)،[۱] شیعیان و یاران مخلص امام علی(ع) و امام حسن(ع) بود.[۲] به گفته محمدهادی امینی، تراجمنگار شیعی در قرن چهارده قمری نام وی در بیشتر منابع زیاد بن حَنظَله تمیمی ثبت شده، درحالیکه هر دو عنوان زیاد بن خصفه و زیاد بن حنظله برای یک فرد است.[۳] برخی هم عنوان زیاد بن حفصه را در مورد او به کار بردهاند. او در حضور امام علی(ع) خود را از شیعیان و وفاداران به ایشان توصیف کرده و نزد ایشان دارای احترام بود.[۴] گزارش شده پیامبر(ص) وی را به همراه قیس بن عاصم و زَبْرِقان بن بدر برای دفع فتنه مدعیان پیامبری مانند مسیلمه کذاب، طلیحه و اَسود عَنْسی فرستاد.[۵]
حضور در جنگهای دوران حکومت امام علی(ع)
زیاد بن خصفه در همه جنگهای دوران امام علی(ع) در لشکر امام حضور داشت.[۶] او فرمانده قبیله ربیعه از کوفیان حاضر در جنگ صفین بود[۷] و در برههای از جنگ و به فرمان امام، درگیری نظامی با فرماندهی افرادی شریف مانند او و مالک اشتر و گروه یارانشان پیش میرفت.[۸] امام علی(ع) با رسیدن ماه محرم و بازگشت نسبی آرامش به میدان نبرد صفین، گروهی را برای مذاکره و گفتگو با معاویه ارسال کرد تا از ادامه جنگ جلوگیری شود. زیاد بن خصفه از اعضا و مذاکرهکنندگان این گروه اعزامی بود.[۹] همچنین معاویه پس از گفتگوهای اختصاصی با زیاد بن خصفه، از او و عشیرهاش تقاضای کمک کرد. او برای پیوستن زیاد به لشکر خود حتی ولایت و فرمانداری یک از دو شهر کوفه و بصره را به او وعده داد. اما زیاد پیشنهاد معاویه را نپذیرفت و سخنانی درباره حقبودن مسیری که انتخاب کرده بر زبان آورد. سپس محل ملاقات را ترک کرد.[۱۰] پس از اطلاع امام علی(ع) از نامهنگاری معاویه با خالد بن مُعَمَّر سُدوسی در جنگ صفین، زیاد به امام پیشنهاد داد او را قسم دهد تا خیانت نکند و با معاویه ارتباط نداشته باشد.[۱۱] نقل شده عبیدالله بن عمر در این جنگ به دست قبیله ربیعه کشته شد. هنگام برپایی خیمه زیاد بن خصفه میخ کم آمد و یکی از طنابها را به پای جسد عبیدالله بستند. سپس یکی از زنان عبیذالله که در میدان حاضر بودند برای تحویلگرفتن جنازه شوهرش نزد زیاد آمد و با موافقت وی آن را دریافت نمود.[۱۲]
نبرد با خوارج
فرماندهی گروهی از یاران امام علی(ع) در جنگ نهروان به زیاد بن خصفه واگذار شد.[۱۳] او در این جنگ در کشتن عبدالله بن وهب راسبی از سران خوارج نقش داشت.[۱۴] براساس گزارشات تاریخی خریت بن راشد ناجی پس از جنگ صفین با امام علی(ع) به مخالفت برخاست و به همراه گروهی شورش کرد. امام برای سرکوب شورش، زیاد بن خصفه را به تعقیب خِرّیت فرستاد. زیاد سراغ قبیلهاش رفت و بیش از صد نفر آنان را همراه خود نمود. خرّیت و یارانش به دهکده نِفَّر در اطراف کوفه رفتند و فردی از هواداران و شیعیان امام و را به قتل رساندند. زیاد و یارانش در منطقه مذّار (بین واسط و بصره)، با گروه خرّیت به شدت درگیر شدند. خرّیت شکست خورد و با یارانش به اهواز گریخت.[۱۵]
بسر بن ارطاة از سوی معاویه به مناطقی از قلمرو حکومت امام علی(ع) حمله کرد. زیاد بن خصفه و بزرگان لشکر امام پس از آن برای جنگ با شامیان اعلام آمادگی کردند. زیاد با اعلام وفاداری، خود را از شیعیان و فرمانبرداران ایشان معرفی نمود، اگرچه با شهادت امام جنگی رخ نداد.[۱۶] همچنین زیاد از سوی امام علی(ع) مأمور تعقیب یزید بن حجیه شد که با اموال عمومی فرار کرده بود. او تا اطراف بغداد به دنبال یزید رفت، ولی یزید به سمت شام و معاویه گریخت.[۱۷]
پانویس
- ↑ ابنعبد البر، الاستیعاب، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۱۰۶؛ امینی، اصحاب الامام امیرالمومنین(ع)، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۲۲۷.
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۳۸۱ش، ج۲۸، ص۳۸۳.
- ↑ امینی، اصحاب الامام امیرالمومنین(ع)، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۲۲۷.
- ↑ نمازی شاهرودی، مستدرکات علم الرجال، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۴۴۵.
- ↑ ابنعبد البر، الاستیعاب، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۱۰۶.
- ↑ ابنعبد البر، الاستیعاب، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۱۰۶.
- ↑ ابنعدیم، بغیة الطلب فی تاریخ حلب، دار الفکر، ج۹، ص۳۹۱۶.
- ↑ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۸۶ ـ ۲۸۷.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، بیروت، ج۵، ص۵؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۸۹؛ منقری، وقعه صفین، ۱۴۰۴ق، ص۱۹۷ ـ ۱۹۸.
- ↑ منقری، وقعه صفین، ۱۴۰۴ق، ص۱۹۹.
- ↑ منقری، وقعه صفین، ۱۴۰۴ق، ص۲۸۷ ـ ۲۸۸؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، کتابخانه آیتالله مرعشی، ج۵، ص۲۲۶.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳۸، ص۷۱؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، کتابخانه آیتالله مرعشی، ج۵، ص۲۳۶.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، بیروت، ج۵، ص۸۰.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۷۸.
- ↑ ثقفی، الغارات، ۱۳۹۵ق، ج۱، ص۳۳۶ ـ ۳۵۰؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۳۶۴ ـ ۳۶۷.
- ↑ ثقفی، الغارات، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۶۳۷ ـ ۶۳۸.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۶۵، ص۱۴۸.
منابع
- امین، سید محسن، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
- ابن ابیالحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی، بیتا.
- ابناثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر ـ دار بیروت، چاپ اول، ۱۳۸۵ق.
- ابنعبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۲ق.
- ابنعدیم، عمر بن احمد، بغیة الطلب فی تاریخ حلب، بیروت، دار الفکر، بیتا.
- ابنعساکر، علی بن حسن، تاریخ دمشق، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق.
- امینی، محمدهادی، اصحاب الامام امیرالمومنین(ع) و الرواة عنه، بیروت، دار الکتاب الاسلامی، ۱۴۱۲ق.
- ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، تهران، انجمن آثار ملی، چاپ اول، ۱۳۹۵ق.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، بیتا.
- مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، مؤسسة آلالبیت لإحیاء التراث، ۱۳۸۱ش.
- منقری، نصر بن مزاحم، وقعه صفین، قم، مکتبة آیتالله المرعشی النجفی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
- نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات علم الرجال، تهران، فرزند مؤلف، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.