حضور قلب: تفاوت میان نسخهها
imported>Mgolpayegani جز ←جایگاه |
imported>Mgolpayegani |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
== حضور قلب در نماز == | == حضور قلب در نماز == | ||
از بین [[عبادت|عبادات]]، حضور قلب در نماز، بیشتر مورد توجه عالمان [[اخلاق]] قرار گرفته است. به عقیده | از بین [[عبادت|عبادات]]، حضور قلب در نماز، بیشتر مورد توجه عالمان [[اخلاق]] قرار گرفته است. به عقیده آنان، حضور قلب، روح [[نماز]] است.<ref>فاطمی، گنجینه اخلاق، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۲۰.</ref> منظور از حضور قلب در نماز این است که قلب هنگام نماز، نزد نماز بوده و مشغول به چیزی که او را [[غفلت|غافل]] میکند، نباشد.<ref>ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۱۸۶.</ref> برخی معتقدند همین که نمازگزار متوجه نماز و عبارات آن باشد، در تحقق حضور قلب کافی است.<ref>ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۱۸۶.</ref> وی با تکیه به برخی [[حدیث|روایات]] بر این باور است؛ نمازی که لااقل یکدهم آن با حضور قلب خواننده نشود، مورد قبول نیست.<ref>ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۱۷۹.</ref> | ||
برخی حضور قلب را از شروط صحت نماز میدانند و معتقدند نماز بدون حضور قلب مورد قبول نیست.<ref>فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۵۷۰ و۵۷۲.</ref> اما برخی [[مجتهد|فقها]] حضور قلب در نماز را شرط ندانسته و برخی نیز حضور قلب، هنگام [[تکبیرة الاحرام]] را کافی دانستهاند.<ref>فیض کاشانی، ترجمةالحقائق، ۱۳۸۷ش، ص۴۳۶.</ref> به باور [[علامه مجلسی]] نماز بدون حضور قلب، انسان را از عقوبت نجات | برخی حضور قلب را از شروط صحت نماز میدانند و معتقدند نماز بدون حضور قلب مورد قبول نیست.<ref>فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۵۷۰ و۵۷۲.</ref> اما برخی [[مجتهد|فقها]]، حضور قلب در نماز را شرط ندانسته و برخی نیز حضور قلب، هنگام [[تکبیرة الاحرام]] را کافی دانستهاند.<ref>فیض کاشانی، ترجمةالحقائق، ۱۳۸۷ش، ص۴۳۶.</ref> به باور [[علامه مجلسی]]، نماز بدون حضور قلب، انسان را از عقوبت نجات میدهد؛ اما به درجات عالی کمال نمیرساند.<ref>مجلسی، عین الحیاة، ۱۳۸۲ش،ج۱، ص۷۶.</ref> به عقیده وی، حضور قلب در نماز تابع حال انسان است؛ هرچه انسان در مراتب یقین و معرفت کاملتر باشد، حضور قلبش بیشتر است.<ref>مجلسی، عین الحیاة، ۱۳۸۲ش،ج۱، ص۶۹.</ref> همچنین معتقد است توجه به عبادت دیگر در نماز منافاتی با حضور قلب ندارد.<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۰ق، ج۸۱، ص۲۸۱.</ref> [[جلال الدین محمد بلخی|مولوی]] بیتی درباره حضور قلب در نماز سروده است. | ||
{{شعر۲ | {{شعر۲ | ||
|بشنو از اخبار آن صَدرالصُدور | |بشنو از اخبار آن صَدرالصُدور | ||
نسخهٔ ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۸
حضور قلب یا توجه به خدا به معنای توجه قلبی به خداوند و احساس وجود او در همهجا بهگونهای که او را حاضر بداند. از حضور قلب به اقبال یا اطمینان خاطر نیز تعبیر میشود. حضور قلب از فضایل اخلاقی و روح همه عبادات و از شرایط آن محسوب میشود و عبادت بدون آن ناقص است و به کمال نمیرسد. امام صادق (ع) حضور قلب را از شرایط استجابت دعا معرفی کرده است. همچنین امام رضا (ع) در بیان کیفیت زیارت حضرت معصومه (س)، به حضور قلب اشاره داشته است. عالمان اخلاق از جمله ملا حسینقلی همدانی به تحصیل حضور قلب سفارش کردهاند.
از بین عبادات، نماز با حضور قلب، بیشتر مورد توجه عالمان اخلاق قرار گرفته است. همت و اراده برای کسب حضور قلب، دفع وسوسههای شیطان، مراقبه از نفس، پرهیز از گناه، معرفت و شناخت خداوند، توجه به معانی عبارات نماز، کنترل قوه خیال از عوامل تحقق حضور قلب شمرده شده است.
برخی دلمشغولی، غرق شدن در دنیا، شرم نکردن از خدا، فاصله گرفتن از عالمان ربانی و نشست و برخاست با اهل باطل را بهعنوان موانع حضور قلب بیان کردهاند. حضور قلب دارای آثاری مانند رام شدن نفس اماره، برطرف شدن آشفتگیهای روانی و جلب محبت خداوند است.
مفهومشناسی
حضور قلب یا توجه به خداوند که از آن به اطمینان خاطر[۱] یا اقبال نیز تعبیر میشود عبارت است از توجه قلبی به خداوند و احساس وجود او در همهجا بهگونهای که انسان خدا را انیس خود بداند.[۲] بنا بر گفته ملا احمد نراقی حضور قلب، یعنی فارغ ساختن دل از غیرِ کاری که به آن مشغول است؛ به صورتی که انسان بداند چه میگوید و چه میکند.[۳] برخی نیز معتقدند حضور قلب به معنای توجه ذهن به خداوند و غایب نبودن دل است.[۴]
به عقیده برخی، واژه حضور قلب اولین بار در روایات بهکار رفته است.[۵] در کتابهای اخلاقی از جمله الأخلاق،[۶] عین الحیاة[۷] و آداب الصلاة [۸] به حضور قلب اشاره شده است. در کتابهای صوفیه نیز حضور قلب به عنوان آداب دعا و شرایط چلهنشینی بیان شده است.[۹] سفارش به حضور قلب در ادیان گذشته از جمله توصیههای ادریس پیامبر و لقمان حکیم نیز دیده میشود.[۱۰]
جایگاه
حضور قلب در عبادات از جمله نماز،[۱۱] تلاوت قرآن،[۱۲] مناسک حج[۱۳] و زیارت[۱۴]
پیامبر اكرم(ص) فرمود:
ای اباذر: دو رکعت نماز مختصر و با تفکر بهتر است از یک شب نماز بدون حضور قلب.
طبرسی، مکارم الاخلاق، ۱۳۶۵ش، ج۲، ص۴۶۷.
مورد توجه قرار گرفته است. حضور قلب، روح همه عبادات و از شرایط آن است و عبادت بدون آن ناقص و باعث کمال و قرب نمیشود.[۱۵] در برخی از کتب اخلاقی در تعریف اخلاص به حضور قلب اشاره شده و منظور از (دعای با اخلاص ) را همان دعای با حضور قلب دانستهاند.[۱۶] چنانچه از امام صادق (ع) نقل شده حضور قلب از شرایط استجابت دعا است.[۱۷] همچنین امام رضا (ع) در بیان کیفیت زیارت حضرت معصومه (س) به حضورقلب اشاره داشته است.[۱۸] سعی در تحصیل حضور قلب، از دستورات سلوکی حسنعلی نخودکی و ملا حسینقلی همدانی، عالمان معروف اخلاق، به شاگردانشان بود.[۱۹]
ملاصدرا معتقداست کسی که در طلب خداوند است، نیازمند حضور قلب بوده و ذکر گفتن و خواندن نماز بدون توجه، انسان را به مقصد نمیرساند.[۲۰] به عقیده عالمان اخلاق، حقیقت ذکر همان حضور قلب است.[۲۱] به باور برخی، حضورقلب در لحظهای کوتاه چندان سودی ندارد و توجه به خدا به صورت دائمی باعث اُنس با خداوند و دوری از وسوسهها میشود.[۲۲] همچنین به عقیده امام خمینی، کلید همه سعادتها، حضور قلب است. وی همچنین معتقد است دعا به معنای خواستن است و خواستن حقیقی بدون حضور قلب محقق نمیشود[۲۳]
حضور قلب در نماز
از بین عبادات، حضور قلب در نماز، بیشتر مورد توجه عالمان اخلاق قرار گرفته است. به عقیده آنان، حضور قلب، روح نماز است.[۲۴] منظور از حضور قلب در نماز این است که قلب هنگام نماز، نزد نماز بوده و مشغول به چیزی که او را غافل میکند، نباشد.[۲۵] برخی معتقدند همین که نمازگزار متوجه نماز و عبارات آن باشد، در تحقق حضور قلب کافی است.[۲۶] وی با تکیه به برخی روایات بر این باور است؛ نمازی که لااقل یکدهم آن با حضور قلب خواننده نشود، مورد قبول نیست.[۲۷]
برخی حضور قلب را از شروط صحت نماز میدانند و معتقدند نماز بدون حضور قلب مورد قبول نیست.[۲۸] اما برخی فقها، حضور قلب در نماز را شرط ندانسته و برخی نیز حضور قلب، هنگام تکبیرة الاحرام را کافی دانستهاند.[۲۹] به باور علامه مجلسی، نماز بدون حضور قلب، انسان را از عقوبت نجات میدهد؛ اما به درجات عالی کمال نمیرساند.[۳۰] به عقیده وی، حضور قلب در نماز تابع حال انسان است؛ هرچه انسان در مراتب یقین و معرفت کاملتر باشد، حضور قلبش بیشتر است.[۳۱] همچنین معتقد است توجه به عبادت دیگر در نماز منافاتی با حضور قلب ندارد.[۳۲] مولوی بیتی درباره حضور قلب در نماز سروده است. الگو:شعر۲
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مراتبی برای حضور قلب در نماز میشمارد که بدین شرح است:
- گاهی نمازگزار توجه دارد که در محضر خدا ایستاده است.
- گاهی فکر نماز گزار متوجه به اداء حروف و کلمات عربی است
- گاهی توجه نمازگزار به صیحیح انجام دادن افعال نماز است؛ مانند قیام، رکوع، سجده.
- گاهی نیز فکرش متوجه معنائی از افعال و اقوال است.[۳۳]
همچنین برخی توجه به اسرار نماز ( توجه به حقیقت تکبیر، تسبیح، توحید و تقدیس) و نفوذ معارفِ کلمات به قلب و کشف و شهود را از دیگر مراتب حضور قلب دانستهاند.[۳۴] مجتبی تهرانی نیز برای حضور قلب مراتبی از جمله مرتبه علمی، ایمانی، شهودی و فنایی بیان کرده است.[۳۵]
راهکارهای تحقق
ملکی تبریزی، همت و اراده را باعث کسب حضور قلب میداند و معتقد است اگر انسان به اینکه «عبادت مایه سعادت اوست»، ایمان داشته باشد، همه تلاش و اراده خود را برای احضار قلب نزد خداوند انجام میدهد. به عقیده وی هر اندازه انسان همتش بیشتر باشد حضور قلب و توجهش به خداوند بیشتر میشود.[۳۶] فیض کاشانی معتقد است داروی حضور قلب دفع وسوسهها و دلمشغولیهای دنیا است.[۳۷] برخی معتقدند تحصیل حضور قلب در نیمه شب، آسانتر از روز است.[۳۸]
مراقبه از نفس،[۳۹] تفکر در فواید و ضررهای غفلت،[۴۰] معرفت و شناخت خداوند، پرهیز از گناه، بیرون کردن محبت دنیا از دل، کنترل قوه خیال،[۴۱] توجه به معانی عبارات نماز، هر نماز را آخرین نماز دانستن، رعایت مقدمات نماز، توجه به معاد و توسل به اهل بیت، [۴۲] به عنوان راهکارهایی برای تحصیل حضور قلب بیان شده است.
دستور عملی امام خمینی
امام خمینی معتقداست انسانی که در پی تحصیل ایمان است، ابتدا باید در اول راه نیتش را برای تحصیل معارف، حقایق و عبادات خالص کند و پس از کسب اخلاص با طهارت در ساعاتی مانند نیمه شب یا بین الطلوعین، آیات قرآن از جمله آیه ۱۸ سوره حشر را سعی کند با حضور قلب قرائت کند.[۴۳]
موانع و آثار
امام سجاد (ع) در دعای ابوحمزه ثمالی، به برخی از موانع حضور قلب از جمله، رانده شدن از درگاه الهی، سبک شمردن دستورات حق، دروغ گفتن حتی به خدا، فاصله گرفتن عالمان ربانی، شرم نکردن از خدا و نشست و برخاست با اهل باطل، اشاره کرده است.[۴۴]
به عقیده برخی دلمشغولی، غفلت از خداوند و غرق شدن در دنیا مانع حضور قلب میشود.[۴۵] ملااحمد نراقی دلایل دلمشغولی و غفلت را این گونه بیان میکند:
موانع بیرونی: مثل اینکه در حال نماز، چشم و گوش مشغول دیدن و شندیدن بعضی چیزها باشد. در این صورت دل انسان مشغول فکرهای دیگر شده و مانع از حضور قلب میشود. ملااحمد نراقی، بستن چشم به هنگام نماز و یا پرهیز از خواندن نماز در مکانهای شلوغ را موجب حضور قلب دانسته است.[۴۶]
موانع درونی: اموری که در «قلب» آدمی وجود داد و موجب دلپریشانی، غفلت و عدم تمرکز شده و انسان را از حضور قلب باز میدارد.[۴۷]
همچنین مانع جسمی،[۴۸] وسوسه شیطان، لقمه حرام روزمرگی و عادت، نامناسب بودن مکان نمازگزار، شراط نامساعد روحی[۴۹] از موانع حضور قلب دانسته شده است.
شهید مطهری معتقد است که عبادت با حضور قلب باعث رام شدن نفس اماره و برطرف شدن آشفتگیهای روانی میشود. [۵۰] همچنین بازداشتن از گناه، پذیرفته شدن نماز، توجه متقابل خداوند به انسان، جلب محبت خدا و مومنان، آمرزش گناهان و ورود به بهشت از جمله آثار حضور قلب شمرده شده است.[۵۱]
پانویس
منابع
- ابن فهد حلی، احمد بن احمد، عدة الداعی و نجاح الساعی، تحقیق احمد موحدی قمی، بیجا، نشر دارالکتب الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
- انصاری، ذکریا، نتایج الافکارالقدسیه فی بیان معانی شرح الرسالة القرشیه، بیروت، دارالکتب العلمیة نشر محمد علی بیضون، ۱۴۲۸ق.
- بهاری همدانی، محمد بن محمد، تذکرةالمتقین، تهران، نور فاطمه، ۱۳۶۱ش.
- حسینی، عباسعلی، «راهکارهای کسب حضور قلب در نماز»، مجله پیام، قم، نشر ستاد ولی فقیه در سپاه، ۱۳۹۰ش.
- حیدر زاده، عباس، «اخلاص و حضور قلب در دعا از دیدگاه امام خمینی»، مجله پیام، قم، نشر ستاد ولی فقیه در سپاه، ۱۳۹۱ش.
- خوانساری، جمال الدین محمد، شرح غررالحکم و دررالکلم، تهران، نشر دانشگاه تهران، چاپ چعارم، ۱۳۶۶ش.
- شبر، عبدالله، ترجمة الأخلاق، قم، نشر هجرت، چاپ چهارم، ۱۳۷۸ش.
- شهید ثانی، زید بن علی، مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه منسوب به امام صادق (ع)، ترجمه عبدالرزاق بن هاشم گیلانی، تهران، نشر پیام حق، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
- طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ترجمه ابراهیم میرباقری، تهران، نشر فراهانی، چاپ دوم، ۱۳۶۵ش.
- رضایی آدریانی، ابراهیم، راهکارهای حضور قلب در نماز، قم، نشر پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۲ش.
- عبداللهی، مهدی، «عوامل تحصیل کمال از منظرصدرالمتالهین»، در دوفصلنامه معرفت اخلاقی، قم، نشر موسسه امام خمینی، تابستان ۱۳۸۹ش.
- فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، المحجةالبیضاء، ترجمه محمد صادق عارف، مشهد، نشرآستان قدس، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
- فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، ترجمة الحقائق، تهران، نشر مدرسه عالی شهید مطهری، ۱۳۸۷ش.
- کاشانی بیدخی، حسینعلی، «چله/چلهنشینی»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، نشر بنیاد دایرة المعارف اسلامی، ۱۳۸۷ش.
- گلستانه، سید علاء الدین محمد، قم، نشر دارالحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.
- محمودی، محمدرضا، مناسک حج مطابق فتاوای امام خمینی و مراجع معظم تقلیید، تهران، نشرمشعر، چاپ چهارم، ۱۳۸۷ش.
- محمدی ری شهری، محمد، حکمت نامه لقمان، ترجمه آریانی، قم، انتشارات دارالحدیث، چاپ دوم، ۱۳۸۶ش.
- مجلسی، محمدباقر، عین الحیاة، قم، نشرانوار الهدی، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
- مختاری، رضا، «نگاهی به آثار امام خمینی»، فصلنامه آیینه پژوهش، قم، نشردفتر تبلیغات اسلامی، بیتا.
- مجلسی، محمد باقر، زادالمعاد، بیروت، نشرموسسه الأعلمی للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۲۳ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسة الطبع و النشر، ۱۴۱۰ق.
- مصباح یزدی، محمد تقی، «اخلاق و عرفان اسلامی»، نشریه معرفت، نشر موسسه امام خمینی، ۱۳۷۰ش.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد مطهری، قم، نشر صدرا، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
- مجتهدی تهرانی، مجتبی، «دل فقط جایگاه خداست»، مجله پاسدار اسلام، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، خرداد ۱۳۹۵ش.
- مقدادی اصفهانی، علی، نشان از بی نشانها، تهران، نشر جمهوری، ۱۳۸۲ش.
- ملااحمد نراقی، احمدبن محمد مهدی، معراج السعادة، قم، انتشارات هجرت، ۱۳۷۸ش.
- مولوی، جلال الدین محمد، مثنوی معنوی، تهران، نشر وزارت ارشاداسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.
- هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه، قم، نشر موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۷ش.
پیوند به بیرون
- راهکارهای حضور قلب در نماز، ابراهیم رضایی آدریانی، نشر پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۲ش.
- ↑ شهید ثانی، مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ۱۳۷۷ش، ص۴۵.
- ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۳۱۳.
- ↑ ملا احمد نراقی، معراج السعادة، ۱۳۷۸ش، ص۸۴۴.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۷ش، ج۲۳، ص۴۸۸.
- ↑ رضایی آدریانی، راهکارهای حضور قلب در نماز، ۱۳۹۲ش، ص۱۹.
- ↑ شبر، ترجمة الأخلاق، ۱۳۷۸ش، ص۷۸.
- ↑ مجلسی، عین الحیاة، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۶۶.
- ↑ خمینی، آداب الاصلاة، ۱۳۸۷ش، ص۳۱.
- ↑ کاشانی بیدختی، «چله/چلهنشینی»، ۱۳۸۷ش، ج۱۲، ص۱۰۲.
- ↑ عدة الداعی، ابن فهد حلی، ۱۴۰۷ق، ص۱۸۱؛ محمدی ری شهری، حکمت نامه لقمان، ۱۳۸۶ش، ص۲۵۰.
- ↑ ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۳۰۰.
- ↑ فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۳۲۶.
- ↑ محمودی، مناسک حج، ۱۳۸۷ش، ص۴۴۶.
- ↑ مجلسی، زادالمعاد، ۱۴۲۳ق، ص۵۴۷.
- ↑ مجلسی، عین الحیاة، ۱۳۸۲ش،ج۱، ص۶۶.
- ↑ انصاری، نتایج الأفکار القدسیه، ۱۴۲۸ق، ج۳، ص۲۳۶؛ خوانساری، شرح غررالحکم، ۱۳۶۶ش، ج۴، ص۲۸۶.
- ↑ گلستانه، منهج الیقین، ۱۴۲۹ق، ص۲۸۷.
- ↑ مجلسی، زادالمعاد، ۱۴۲۳ق، ص۵۴۷.
- ↑ علی مقدادی اصفهانی، نشان از بی نشانها، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۸؛ بهاری همدانی، تذکرة المتقین، ۱۳۶۱ش، ص۱۷۹.
- ↑ عبداللهی، «عوامل تحصیل کمال از منظر صدرالمتالهین»، ۱۳۸۹ش، ج۳، ص۶.
- ↑ بحرالعلوم، رساله سیر و سلوک، ۱۴۲۵ق، ص۱۱۳.
- ↑ فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۳۸۳.
- ↑ حیدرزاده، «اخلاص و حضور قلب در دعا از دیدگاه امام خمینی»، ص۹۲.
- ↑ فاطمی، گنجینه اخلاق، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۲۰.
- ↑ ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۱۸۶.
- ↑ ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۱۸۶.
- ↑ ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۱۷۹.
- ↑ فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۵۷۰ و۵۷۲.
- ↑ فیض کاشانی، ترجمةالحقائق، ۱۳۸۷ش، ص۴۳۶.
- ↑ مجلسی، عین الحیاة، ۱۳۸۲ش،ج۱، ص۷۶.
- ↑ مجلسی، عین الحیاة، ۱۳۸۲ش،ج۱، ص۶۹.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۰ق، ج۸۱، ص۲۸۱.
- ↑ ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۱۸۷.
- ↑ رضایی آدریانی، راهکارهای حضور قلب در نماز، ۱۳۹۲ش، ص۳۱.
- ↑ تهرانی، «دل فقط جایگاه خداست»، ص۱۳.
- ↑ ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۳۰۲.
- ↑ فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۵۸۱.
- ↑ مجلسی، عین الحیاة، ۱۳۸۲ش،ج۲، ص۱۵۲.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۷ش، ج۲۳، ص۶۱۵.
- ↑ مصباح یزدی، «اخلاق و عرفان اسلامی»، ۱۳۷۰ش، ص۳.
- ↑ حسینی، «راهکارهای کسب حضور قلب در نماز»، ص۴۵-۴۷.
- ↑ رضایی آدریانی، راهکارهای حضور قلب در نماز، ۱۳۹۲ش، ص۴۴-۷۹.
- ↑ مختاری، «نگاهی به آثار اخلاقی امام خمینی ره»، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، ج۸۹، ص۴.
- ↑ رضایی آدریانی، راهکارهای حضور قلب در نماز، ۱۳۹۲ش، ص۱۷۳-۱۷۵.
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۷۸ش، ص۸۵۳.
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۷۸ش، ص۸۵۳.
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۷۸ش، ص۸۵۳.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۷ش، ج۲۲، ص۸۰۱.
- ↑ رضایی آدریانی، راهکارهای حضور قلب در نماز، ۱۳۹۲ش، ص۱۳۹-۱۷۰.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۷ش، ج۲۳، ص۷۶.
- ↑ رضایی آدریانی، راهکارهای حضور قلب در نماز، ۱۳۹۲ش، ص۲۲-۳۰.
