پرش به محتوا

لقمان حکیم

مقاله قابل قبول
بدون جعبه اطلاعات
از ویکی شیعه

لقمان حکیم از شخصیت‌های قرآنی است که پیش از اسلام می‌زیسته است. او به حکمت و مواعظ اخلاقی شهرت دارد و سوره‌ای در قرآن به نام اوست. بخشی از سفارش‌های او به فرزندش در این سوره آمده است. پرهیز از شرک، تواضع، وقار در راه‌رفتن، میانه‌روی در زندگی، انتخاب همنشین خوب و ادب‌آموختن از بی‌ادبان از جمله حکمت‌های منسوب به لقمان است. سخنان او در روایات و ادبیات فارسی نیز بازتاب یافته‌اند.

داستان‌های متعددی از لقمان در شعر و ادب فارسی نقل شده است. برخی مورخان نیز به سبب شباهت داستان‌های مربوط به او با روایت‌های مربوط به شخصیت‌های تاریخی، لقمان را با برخی از این شخصیت‌ها یکی دانسته‌اند.

لقمان حکیم
اطلاعات کلی
نام کامللقمان
لقب/کنیهحکیم
نسبلقمان بن عنقاء بن مربد بن صاوون
زادگاهسودان واقع در امپراتوری حبشه
محل دفنمسجد لقمه (از شهرهای فلسطین) یا اطراف ناحیه راشدیه در استان دیالی، در شمال بغداد.
اطلاعات علمی
استادانداوود
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
تخصصجملات حکیمانه، مواعظ
اطلاعات دیگر


در وصيت لقمان مطالب شگفتى بود و شگفت‌تر از همه اين بود كه به پسرش گفت: از خداى عزوجل چنان بترس كه اگر نيكى جن و انس را بياورى ترا عذاب كند، و به خدا چنان اميدوار باش كه اگر گناه جن و انس را بياورى به تو ترحم كند.

کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۷.

شخصیت‌شناسی

درباره هویت و نسب لقمان حکیم اختلاف‌نظر وجود دارد. برخی او را از قوم عاد و برخی دیگر از بنی‌اسرائیل دانسته‌اند.[۱] در برخی گزارش‌ها، او برده‌ای حبشی در روزگار داود پیامبر معرفی شده[۲] که به‌دلیل حکمت و دانایی آزاد شد.[۳] برخی او را با شخصیت‌هایی چون لقمان بن عاد، ازوپ، بلعم باعورا، احقیار[۴] و لقمان معمر یکی دانسته‌اند؛ این دیدگاه‌ها به شباهت داستان‌های منسوب به آنان مربوط است.[۵]

لقمان پیش از اسلام نیز در میان اعراب شناخته‌شده بود و گفته‌اند برخی از سخنان او به‌صورت مکتوب در دسترس آنان قرار داشت.[۶] بر اساس گزارشی، سُوَید بن صامت هنگام دعوت پیامبر اسلام(ص)، سخنان لقمان را هم‌سنگ آموزه‌های پیامبر دانست.[۷]

لقمان در قرآن به‌عنوان شخصیتی حکیم معرفی شده است[۸] و بخشی از سفارش‌های او به فرزندش در سوره لقمان آمده است.[۹] این سفارش‌ها و ویژگی‌های او در روایات نیز بازتاب یافته است.[۱۰]

در برخی روایات، تفکر، ایمان، یقین، سکوت، امانت‌داری، راستگویی و اصلاح اختلافات از ویژگی‌های او شمرده شده است. همچنین، در این روایات آمده است که لقمان پیامبر نبود، اما در امر قضاوت با داود پیامبر همکاری می‌کرد.[۱۱]

حکمت‌های لقمان

بخشی از سفارش‌های لقمان به فرزندش در آیات ۱۳ تا ۱۹ سوره لقمان آمده است. این سفارش‌ها بر پرهیز از شرک، برپاداشتن نماز، امر به معروف و نهی از منکر، شکیبایی در برابر سختی‌ها، فروتنی و میانه‌روی در رفتار تأکید دارند.[۱۲] در کتاب‌های روایی نیز حکمت‌ها و سفارش‌هایی به لقمان نسبت داده شده است؛ از جمله:

  • آداب سفر: مشورت با همراهان، خوش‌رویی، بخشندگی در توشه و کمک به همسفران، پذیرش دعوت و گواهی‌دادن بر حق.[۱۳]
  • همنشین شایسته کسی است که یاد خدا را زنده نگه می‌دارد و دانش او سودمند است.[۱۴]
  • سکوت را به طلا و سخن گفتن به نقره تشبیه شده است.[۱۵]
  • داشتن دوستان بسیار نیز کم و داشتن یک دشمن هم زیاد دانسته شده است.[۱۶]
  • نشانه‌های دینداری: علم، ایمان و عمل از نشانه‌های دین شمرده شده‌اند.[۱۷]

علامه مجلسی در بحارالانوار فصلی با عنوان «قِصَصُ لُقمان و حِکَمُه» به داستان‌ها و حکمت‌های لقمان اختصاص داده و در آن ۲۷ حدیث نقل کرده است.[۱۸] حکمت‌ها و مواعظ منسوب به لقمان در ادبیات فارسی نیز بازتاب یافته‌اند. سنایی غزنوی، مولوی و سعدی از شاعرانی‌اند که به این مضامین پرداخته‌اند.[۱۹] سعدی در گلستان، حکایتی مشهور از لقمان نقل می‌کند که در آن، لقمان می‌گوید ادب را از بی‌ادبان آموخته است؛ زیرا از رفتارهای ناپسند آنان پرهیز می‌کرد.[یادداشت ۱]

نگویند از سر بازیچه حرفی
کزان پندی نگیرد صاحب هوش
و گر صد باب حکمت پیش نادان
بخواند آیدش بازیچه در گوش[۲۰]
لقمان، اسوه‌ای برای مسلمانان

مرتضی مطهری:
...این لقمانی که ما میگوییم لقمان حکیم، اینچنین نبوده که یک فیلسوف مشهوری در زمان خودش باشد مثل سقراط یا ارسطو و قرآن یک شخصیت مشهور را نقل کرده. اتفاقاً در زمان خودش کسی نبوده، یک غلام و برده سیاه بوده... ولی یک مرد روشن بین و حقیقت‌بین و کسی بوده که حکمتِ ایمانی داشته. آنوقت می‌بینیم قرآن این را به نام حکیم عَلَم کرد- و واقعاً هم حکیم بود- و جمله‌های این مرد را نقل کرد و یک سوره را به نام او قرار داد، یعنی نام این غلام و برده را به عنوان یک اُسوه برای مسلمین برای همیشه زنده نگه داشت.

[۲۱]

پانویس

  1. ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ص۷۰.
  2. ↑ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ص۱۲۴؛ سیوطی، الدرالمنثور،۱۴۰۴ق، ج۵، ص۱۶۰.
  3. ↑ ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۵۵.
  4. ↑ موحدی، «بررسی شخصیت تاریخی لقمان حکیم»، ۱۳۸۰ش، ص۱۱۷-۱۴۲.
  5. ↑ زرین کوب، «لقمان حکیم»، ۱۳۲۹ش، ص۲۴۵.
  6. ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ص۴۲۷.
  7. ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ص۴۲۷.
  8. ↑ مطهری،
  9. ↑ سوره لقمان، آیات ۱۲-۱۹.
  10. ↑ صدووق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۲؛ شیخ مفید، الامالی، ۱۴۱۳ق، ص۲۹۲؛ فیض کاشانی، وافی، ۱۴۰۶ق، ص۳۰۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ص۲۰۱.
  11. ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۴۹۴؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۲۲.
  12. ↑ سوره لقمان، آیات ۱۲-۱۹.
  13. ↑ برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ق، ج۲، ص۳۷۴.
  14. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۹.
  15. ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۱۴.
  16. ↑ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۶۶۹.
  17. ↑ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۲۱.
  18. ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۳، ص۴۰۸.
  19. ↑ نگاه کنید به: سنایی غزنوی، حدیقة الحقیقة، ۱۳۹۴ش، ص۲۳۷؛ مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، ۱۳۶۳ش، ص۲۲۰؛ سعدی، بوستان، باب چهارم، حکایت ۲۱.
  20. ↑ سعدی، گلستان، ۱۳۶۱ش، ص۷۵.
  21. ↑ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۱۳۸۸ش، ج۱۵، ص۸۳۸.

یادداشت

  1. ↑ لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان؛ هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعلِ آن پرهیز کردم.

منابع

  • ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۹۲م.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.
  • برقی، احمد بن محمد، المحاسن، مصحح جلال‌الدین محدث، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۷۱ق.
  • زرین کوب،عبدالحسین، «لقمان حکیم»، ماهنامه یغما، ۱۳۲۹ش، شماره۲۷.
  • سعدی، مصلح‌الدین، بوستان سعدی، تهران، گنجینه، ۱۳۸۱ش.
  • سعدی، مصلح‌الدین، گلستان، تهران، انتشارات پدیده، ۱۳۶۱ش.
  • سنایی غزنوی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حدیقة الحقیقة، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۹۴ش.
  • سیوطی، عبدالرحمن، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی، ۱۴۰
  • صدوق، محمد بن علی، الامالی، تهران، کتابچی، ۱۳۷۶ش.
  • صدوق، محمد بن علی، الخصال، مصحح علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش.
  • صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، مصحح علی‌اکبر غفاری، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن،‌ تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • فیض کاشانی، محمدمحسن، الوافی، اصفهان، کتابخانه امام أمیر المؤمنین علی علیه‌السلام، ۱۴۰۶ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، مصحح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران،‌دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ‌دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • مسعودی، أبو الحسن علی بن الحسین، مروج الذهب، قم، دارالهجرة، ۱۴۰۹ق.
  • مفید، محمد بن محمد، الامالی، مصحح حسین استادولی، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • موحدی، عبدالله، «بررسی شخصیت تاریخی لقمان حکیم»، فصلنامه مطالعات اسلامی، ۱۳۸۰ش، شماره۵۳و۵۴.
  • مولوی، جلال‌الدین، مثنوی معنوی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳ش.
  • https://lms.motahari.ir/book-page/47/جامعه%20و%20تاریخ‏?
  • https://ganjoor.net/sanaee/divans/tarjeeat-sanaee/sh1

پیوند به بیرون