لقمان حکیم
لقمان حکیم از شخصیتهای قرآنی است که پیش از اسلام میزیسته است. او به حکمت و مواعظ اخلاقی شهرت دارد و سورهای در قرآن به نام اوست. بخشی از سفارشهای او به فرزندش در این سوره آمده است. پرهیز از شرک، تواضع، وقار در راهرفتن، میانهروی در زندگی، انتخاب همنشین خوب و ادبآموختن از بیادبان از جمله حکمتهای منسوب به لقمان است. سخنان او در روایات و ادبیات فارسی نیز بازتاب یافتهاند.
داستانهای متعددی از لقمان در شعر و ادب فارسی نقل شده است. برخی مورخان نیز به سبب شباهت داستانهای مربوط به او با روایتهای مربوط به شخصیتهای تاریخی، لقمان را با برخی از این شخصیتها یکی دانستهاند.
| لقمان حکیم | |
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| نام کامل | لقمان |
| لقب/کنیه | حکیم |
| نسب | لقمان بن عنقاء بن مربد بن صاوون |
| زادگاه | سودان واقع در امپراتوری حبشه |
| محل دفن | مسجد لقمه (از شهرهای فلسطین) یا اطراف ناحیه راشدیه در استان دیالی، در شمال بغداد. |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | داوود |
| فعالیتهای اجتماعی-سیاسی | |
| تخصص | جملات حکیمانه، مواعظ |
| اطلاعات دیگر | |
در وصيت لقمان مطالب شگفتى بود و شگفتتر از همه اين بود كه به پسرش گفت: از خداى عزوجل چنان بترس كه اگر نيكى جن و انس را بياورى ترا عذاب كند، و به خدا چنان اميدوار باش كه اگر گناه جن و انس را بياورى به تو ترحم كند.
شخصیتشناسی
درباره هویت و نسب لقمان حکیم اختلافنظر وجود دارد. برخی او را از قوم عاد و برخی دیگر از بنیاسرائیل دانستهاند.[۱] در برخی گزارشها، او بردهای حبشی در روزگار داود پیامبر معرفی شده[۲] که بهدلیل حکمت و دانایی آزاد شد.[۳] برخی او را با شخصیتهایی چون لقمان بن عاد، ازوپ، بلعم باعورا، احقیار[۴] و لقمان معمر یکی دانستهاند؛ این دیدگاهها به شباهت داستانهای منسوب به آنان مربوط است.[۵]
لقمان پیش از اسلام نیز در میان اعراب شناختهشده بود و گفتهاند برخی از سخنان او بهصورت مکتوب در دسترس آنان قرار داشت.[۶] بر اساس گزارشی، سُوَید بن صامت هنگام دعوت پیامبر اسلام(ص)، سخنان لقمان را همسنگ آموزههای پیامبر دانست.[۷]
لقمان در قرآن بهعنوان شخصیتی حکیم معرفی شده است[۸] و بخشی از سفارشهای او به فرزندش در سوره لقمان آمده است.[۹] این سفارشها و ویژگیهای او در روایات نیز بازتاب یافته است.[۱۰]
در برخی روایات، تفکر، ایمان، یقین، سکوت، امانتداری، راستگویی و اصلاح اختلافات از ویژگیهای او شمرده شده است. همچنین، در این روایات آمده است که لقمان پیامبر نبود، اما در امر قضاوت با داود پیامبر همکاری میکرد.[۱۱]
حکمتهای لقمان
بخشی از سفارشهای لقمان به فرزندش در آیات ۱۳ تا ۱۹ سوره لقمان آمده است. این سفارشها بر پرهیز از شرک، برپاداشتن نماز، امر به معروف و نهی از منکر، شکیبایی در برابر سختیها، فروتنی و میانهروی در رفتار تأکید دارند.[۱۲] در کتابهای روایی نیز حکمتها و سفارشهایی به لقمان نسبت داده شده است؛ از جمله:
- آداب سفر: مشورت با همراهان، خوشرویی، بخشندگی در توشه و کمک به همسفران، پذیرش دعوت و گواهیدادن بر حق.[۱۳]
- همنشین شایسته کسی است که یاد خدا را زنده نگه میدارد و دانش او سودمند است.[۱۴]
- سکوت را به طلا و سخن گفتن به نقره تشبیه شده است.[۱۵]
- داشتن دوستان بسیار نیز کم و داشتن یک دشمن هم زیاد دانسته شده است.[۱۶]
- نشانههای دینداری: علم، ایمان و عمل از نشانههای دین شمرده شدهاند.[۱۷]
علامه مجلسی در بحارالانوار فصلی با عنوان «قِصَصُ لُقمان و حِکَمُه» به داستانها و حکمتهای لقمان اختصاص داده و در آن ۲۷ حدیث نقل کرده است.[۱۸] حکمتها و مواعظ منسوب به لقمان در ادبیات فارسی نیز بازتاب یافتهاند. سنایی غزنوی، مولوی و سعدی از شاعرانیاند که به این مضامین پرداختهاند.[۱۹] سعدی در گلستان، حکایتی مشهور از لقمان نقل میکند که در آن، لقمان میگوید ادب را از بیادبان آموخته است؛ زیرا از رفتارهای ناپسند آنان پرهیز میکرد.[یادداشت ۱]
مرتضی مطهری:
...این لقمانی که ما میگوییم لقمان حکیم، اینچنین نبوده که یک فیلسوف مشهوری در زمان خودش باشد مثل سقراط یا ارسطو و قرآن یک شخصیت مشهور را نقل کرده. اتفاقاً در زمان خودش کسی نبوده، یک غلام و برده سیاه بوده... ولی یک مرد روشن بین و حقیقتبین و کسی بوده که حکمتِ ایمانی داشته. آنوقت میبینیم قرآن این را به نام حکیم عَلَم کرد- و واقعاً هم حکیم بود- و جملههای این مرد را نقل کرد و یک سوره را به نام او قرار داد، یعنی نام این غلام و برده را به عنوان یک اُسوه برای مسلمین برای همیشه زنده نگه داشت.
پانویس
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ص۷۰.
- ↑ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ص۱۲۴؛ سیوطی، الدرالمنثور،۱۴۰۴ق، ج۵، ص۱۶۰.
- ↑ ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۵۵.
- ↑ موحدی، «بررسی شخصیت تاریخی لقمان حکیم»، ۱۳۸۰ش، ص۱۱۷-۱۴۲.
- ↑ زرین کوب، «لقمان حکیم»، ۱۳۲۹ش، ص۲۴۵.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ص۴۲۷.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ص۴۲۷.
- ↑ مطهری،
- ↑ سوره لقمان، آیات ۱۲-۱۹.
- ↑ صدووق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۲؛ شیخ مفید، الامالی، ۱۴۱۳ق، ص۲۹۲؛ فیض کاشانی، وافی، ۱۴۰۶ق، ص۳۰۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ص۲۰۱.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۴۹۴؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۲۲.
- ↑ سوره لقمان، آیات ۱۲-۱۹.
- ↑ برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ق، ج۲، ص۳۷۴.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۹.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۱۴.
- ↑ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۶۶۹.
- ↑ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۲۱.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۳، ص۴۰۸.
- ↑ نگاه کنید به: سنایی غزنوی، حدیقة الحقیقة، ۱۳۹۴ش، ص۲۳۷؛ مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، ۱۳۶۳ش، ص۲۲۰؛ سعدی، بوستان، باب چهارم، حکایت ۲۱.
- ↑ سعدی، گلستان، ۱۳۶۱ش، ص۷۵.
- ↑ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ۱۳۸۸ش، ج۱۵، ص۸۳۸.
یادداشت
- ↑ لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان؛ هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعلِ آن پرهیز کردم.
منابع
- ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۹۲م.
- ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
- ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دارالمعرفة، بیتا.
- برقی، احمد بن محمد، المحاسن، مصحح جلالالدین محدث، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۷۱ق.
- زرین کوب،عبدالحسین، «لقمان حکیم»، ماهنامه یغما، ۱۳۲۹ش، شماره۲۷.
- سعدی، مصلحالدین، بوستان سعدی، تهران، گنجینه، ۱۳۸۱ش.
- سعدی، مصلحالدین، گلستان، تهران، انتشارات پدیده، ۱۳۶۱ش.
- سنایی غزنوی، ابوالمجد مجدود بن آدم، حدیقة الحقیقة، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۹۴ش.
- سیوطی، عبدالرحمن، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی، ۱۴۰
- صدوق، محمد بن علی، الامالی، تهران، کتابچی، ۱۳۷۶ش.
- صدوق، محمد بن علی، الخصال، مصحح علیاکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ش.
- صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، مصحح علیاکبر غفاری، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق.
- طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
- فیض کاشانی، محمدمحسن، الوافی، اصفهان، کتابخانه امام أمیر المؤمنین علی علیهالسلام، ۱۴۰۶ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، مصحح علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران،دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- مسعودی، أبو الحسن علی بن الحسین، مروج الذهب، قم، دارالهجرة، ۱۴۰۹ق.
- مفید، محمد بن محمد، الامالی، مصحح حسین استادولی، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
- موحدی، عبدالله، «بررسی شخصیت تاریخی لقمان حکیم»، فصلنامه مطالعات اسلامی، ۱۳۸۰ش، شماره۵۳و۵۴.
- مولوی، جلالالدین، مثنوی معنوی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳ش.
- https://lms.motahari.ir/book-page/47/جامعه%20و%20تاریخ?
- https://ganjoor.net/sanaee/divans/tarjeeat-sanaee/sh1
پیوند به بیرون