پرش به محتوا

آیه اخوت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Lohrasbi
imported>Lohrasbi
خط ۴: خط ۴:


==شأن نزول==
==شأن نزول==
[[ابن عباس]] می‌گوید: وقتی آیه اخوت نازل شد، [[پیامبر]] صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم میان مسلمانان پیوند برادری برقرار ساخت. همه مسلمانان را طبق منزلتشان با یکدیگر برادر اعلام کرد. آن گاه به [[علی]] علیه‌السّلام فرمود: "تو برادر منی و من برادر تو"<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 108</ref><ref>حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 14</ref>
[[ابن عباس]] می‌گوید: وقتی آیه اخوت نازل شد، [[پیامبر]] صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم میان مسلمانان پیوند برادری برقرار ساخت. همه مسلمانان را طبق منزلتشان با یکدیگر برادر اعلام کرد. آن گاه به [[علی]] علیه‌السّلام فرمود: "تو برادر منی و من برادر تو"<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۰۸؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۴</ref>


==تفسیر==
==تفسیر==

نسخهٔ ‏۶ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۴۵

آیه اُخُوَّت دهمین آیه از سوره حجرات است که به یکی از اساسی ترین دستورات اسلامی یعنی اخوت و برادری میان مسلمانان می پردازد؛ پس از نزول آیه شریفه رسول خدا(ص) میان صحابه عقد اخوت برقرار ساخت و علی بن ابی طالب را برادر خویش خواند. بر اساس این آیه شریفه تمام مؤمنان برادر یکدیگر هستند و در صورت به وجود آمدن نزاع و درگیری بین آنان، دیگر مسلمانان وظیفه دارند تا مانع منازعات طرفین گشته و صلح و سازش بین آنان بر قرار سازند.

متن آیه

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَينْ‏َ أَخَوَيْكمُ‏ْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكمُ‏ْ تُرْحَمُون‏
 (ترجمه:مؤمنان برادر يكديگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه كنيد، باشد كه مشمول رحمت او شويد!)[حجرات–١٠]

شأن نزول

ابن عباس می‌گوید: وقتی آیه اخوت نازل شد، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم میان مسلمانان پیوند برادری برقرار ساخت. همه مسلمانان را طبق منزلتشان با یکدیگر برادر اعلام کرد. آن گاه به علی علیه‌السّلام فرمود: "تو برادر منی و من برادر تو"[۱]

تفسیر

این آیه شریفه به یکی از مهم ترین مسئولیت های اجتماعی مسلمانان اشاره نموده و مؤمنان را برادر یكدیگر معرفی می نماید و نزاع و درگیری میان آنان را درگیری میان برادران می نامد. از این رو به آنان دستور می دهد که در میان دو برادر خود، صلح و آشتی برقرار كنید (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَوَیكُمْ). همان اندازه كه برای ایجاد صلح در میان دو برادر نسَبی تلاش و كوشش می ‏كنید باید در میان مؤمنان متخاصم نیز برای برقراری صلح به طور جدی و قاطع وارد عمل شوید. اخوت و برادری مسلمانان تنها در لفظ و در شعار نیست، بلكه در عمل و تعهدهای متقابل نیز همه خواهر و برادرند.[۲]

آلوسی صاحب تفسیر روح المعانی، نسبت اخوت به مؤمنین را مجاز و از باب استعاره یا تشبیه بلیغ دانسته و می گوید: شركت دو نفر در داشتن ایمان، شبیه است به شركت آن دو، در اصل تولد؛ زیرا همان گونه که تولد منشأ بقای در این دنیا است، ایمان نیز سبب بقای در بهشت خواهد بود.[۳]

علامه طباطبایی اطلاق اخوت را حقیقت و از سنخ نسبت های اعتباری می داند و معتقد است: مقصود از اخوت در آیه شریفه اخوت دینی و اعتباری است که تنها آثار اجتماعی دارد و در نكاح و ارث اثری ندارد. [۴]

امام صادق (ع) می فرماید: مؤمن برادر مؤمن و چشم او و راهنمای او است، به او خیانت نمی ‏كند، و ستم بر او روا نمی ‏دارد و او را فریب نمی ‏دهد، و اگر وعده‏ ای به او داد خلف وعده نمی ‏كند. [۵]

و از آنجا كه در بسیاری از اوقات، روابط در این گونه مسائل جانشین ضوابط می ‏شود، بار دیگر هشدار داده و در پایان آیه می ‏افزاید: تقوای الهی پیشه كنید تا مشمول رحمت او شوید (وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ) [۶]

پانویس

  1. بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۰۸؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۴
  2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ج ۲۲، ص ۱۷۲.
  3. آلوسی، روح المعانی، ج ۱۳، ص ۳۰۳
  4. طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۸، ص ۴۷۲.
  5. کلینی، اصول کافی، ج ۴، حدیث ۳، ص ۴۹۱
  6. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص ۱۶۹

منابع

  • قرآن کریم
  • آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، دار الکتب العلمیه، بیروت (لبنان) ، ۱۴۱۵ ق، اول.
  • بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، بنیاد بعثت، تهران، ۱۴۱۶ ق.
  • الحاکم النیشابوری، الامام الحافظ ابوعبدالله، المستدرک علی الصحیحین، دار المعرفه، بیروت (لبنان) ، بیتا.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، مترجم، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان، دفتر نشر اسلامی، ۱۳۷۴ ش، پنجم.
  • کلینی، محمد بن یعقوب؛ مترجم، کمره ای، محمد باقر، اصول کافی، اسوه، ۱۳۷۵ ش، سوم.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴.