کاربر:Ms.sadeghi/صفحه تمرین ۲
اصحاب اجماع
مفهومشناسی و جایگاه
به گفته سبحانی، بحث اصحاب اجماع از مهمترین مسائل رجال است.[۱]
به باور محدث نوری، بوسیله بحث اصحاب اجماع، هزاران حدیث که خارج از محدوده صحّت هستند، وارد قلمرو آن میشوند یا حکم صحّت بر آنها جاری میشود.[۲]
به گفته خویی، اصحاب اجماع یکی از توثیقات عامه است.[۳]
سبحانی معتقد است اصل و ریشه این اصطلاح به نقل کشّی در رجالش برمیگردد؛ زیرا در دو مورد این بحث را با عنوان «أَجْمَعَتِ الْعِصَابَةُ عَلَى تَصْحِیحِ مَا یَصِحُّ مِنْ هَؤُلَاءِ وَ تَصْدِیقِهِمْ لِمَا یَقُولُونَ»[۴] ذکر میکند.[۵] بعد از او، شیخطوسی که کتاب کشّی را تصحیح و تلخیص کرده، اصحاب اجماع را بیان کرده است.[۶]
به گفته شبیری زنجانی، معنای اصحاب اجماع این است که تمام اساتید این ۱۸ نفر قابل اعتماد هستند.[۷]
شبیری زنجانی، «العصابة» در کلام کشی را به گروهی از امامیه که سخنانشان قابل اعتماد است، تفسیر کرده است.[۸]
به گفته سبحانی، علاوه بر کشّی و شیخطوسی، ظاهر کلام برخی از فقهای شیعی دلالت می کند که اصحاب اجماع را قبول دارند. از جمله آنها؛ ابن شهرآشوب در مناقب،[۹] علامهحلّی در خلاصة الاقوال،[۱۰] ابن داود در رجالش،[۱۱] شهید اول،[۱۲] شهید ثانی در مسالک.[۱۳] اما این افراد فقط کلام کشّی را نقل کردهاند و دلالت نمیکند که آنها اصحاب اجماع را قبول داشته باشند.[۱۴]
به باور شبیری زنجانی، اصحاب اجماع که کشی آن را ادعا کرده است از قرن چهارم تا قرن ۱۴ قمری مورد قبول علمای شیعه قرار گرفته است.[۱۵]
به گفته سبحانی، اصطلاح «اصحاب اجماع» در قرن های اخیر پیدا شده است و در مقدمه یا آخر کتابهای رجالی مطرح میشود.[۱۶]
گفته شده که بحرالعلوم، اسامی اصحاب اجماع را در شعر و سرودهای آورده است.[۱۷]
به گفته شبیری زنجانی، چون کشی درباره این هجده نفر ادعای اجماع کرده است و علما روایات آنها را صحیح می دانند، به اصحاب اجماع معروف شدهاند.[۱۸]
خویی معتقد است که کلام کشی دلالت نمی کند که روایاتی که اصحاب اجماع از اهل بیت(ع) نقل می کنند (حتی اگر مرسله یا ضعبف باشند) همه صحیح هستند. بلکه فقط بر جلالت و بزرگی این روایان دلالت می کند.[۱۹]
به گفته خویی، اجماع در کلام کشی فقط بر وثاقت و فقاهت راویان دلالت می کند یعنی در نقل روایت، دروغ نمی گویند.[۲۰]
خویی این نظر را که اصحاب اجماع فقط از راویان ثقه روایت میکنند و به همین دلیل روایات مرسله آنها قابل اعتماد است، رد میکند و بر این باور است که آنها از راویان ضعیف نیز نقل کردهاند.[۲۱]
به گفته برخی از رجال شناسان، در مورد شانزده نفر اجماع ثابت می شود و نسبت به دو نفر شهرت ثابت می شود و چهار نفر دیگر نیز بنابر قولی ثابت می شود.[۲۲]
به نظر خویی، سخن شیخ طوسی در عدة الاصول که بیان میکند علمای شیعه میان روایات مستند و مرسل ابن ابی عمیر، صفوان بن یحیی و احمد بن ابی نصر بزنطی تفاوتی قائل نمیشوند، زیرا این افراد تنها از راویان ثقه روایت نقل میکنند،[۲۳] برگرفته از گفته کشی در کتاب رجال او درباره اصحاب اجماع[۲۴] است.[۲۵] البته برخی از پژوهشگران رجال سخن خویی باطل دانسته و آن را ردّ کرده است.[۲۶]
گفته شده فقاهت و علمیت اصحاب اجماع سبب شده است که از میان هزاران راوی، آنان به چنین جایگاهی دست یابند؛ زیرا این افراد از فقهای برجسته شیعه بودهاند که توانایی تشخیص روایات صحیح از جعلی را داشتهاند.[۲۷]
اعبتار و وثاقت
درباره اعتبار و وثاقت اصحاب اجماع و مشایخ آنها سه دیدگاه وجود دارد:
- توثیق تمام راویان سند حدیث: بر اساس این نظر، اگر یکی از اصحاب اجماع در سند حدیث حضور داشته باشد، راویان پیش از آنها ثقه هستند و مورد ارزیابی قرار نمیگیرند زیرا آنها فقط از ثقه نقل می کنند؛ لذا حدیث پذیرفته میشود. شهیداول،[۲۸] محمد تقی مجلسی،[۲۹] محدث نوری،[۳۰] این نظر را پذیرفته است.
- صحیح بودن روایت: اگر سلسله سند روایت تا اصحاب اجماع معتبر و قابل اعتماد باشد، روایت به عنوان صحیح و صادر شده از معصوم پذیرفته میشود (خواه اصحاب اجماع مستقیماً از معصوم نقل کرده باشند، یا از طریق افراد ضعیف یا مجهول، و یا اینکه واسطهها میان آنان و معصوم حذف شده باشند). بر اساس این دیدگاه، راویان پیش از اصحاب اجماع نیاز به بررسی و توثیق دارند.[۳۱] گفته شده که عالمانی همچون شیخ بهایی،[۳۲] فیض کاشانی،[۳۳] شیخ حر عاملی،[۳۴] این دیدگاه را پذیرفتهاند.[۳۵]
- توثیق اصحاب اجماع: طبق این دیدگاه، فقط اصحاب اجماع توثیق می شوند و بقیه راویان باید بررسی شوند. عالمانی همچون خویی،[۳۶] صاحب ریاض[۳۷] و سید محمدباقر شفتی[۳۸] این دیدگاه را پذیرفتهاند.
تعداد و اسامی آنها
درباره تعداد افراد اصحاب اجماع اختلاف وجود دارد؛
- ۱۸ نفر: رجال شناسان متعددی معتقدند اصحاب اجماع، ۱۸ نفر هستند. از جمله آنها؛ کشّی،[۳۹] خویی،[۴۰]
- ۲۲ نفر: در مقابل، عده ای بر این باورند که تعداد آنها ۲۲ نفر است. از جمله آنها؛ محدث نوری،[۴۱]
البته ابن داود، حمدان بن احمد را نیز اضافه کرده است که عده ای رجالیان شیعی همچون شبیری زنجانی آن را نمیپذیرد و معتقد است اشتباهی در کتاب رجال ابنداود رخ داده است.[۴۲]
به گفته شبیری زنجانی و سبحانی، ۱۶ نفر آنها قطعا جزء اصحاب اجماع هستند و ۶ نفر دیگر اختلافی هستند.[۴۳]
اصحاب امام باقر (ع) و امام صادق (ع)
کسانی از آنها که هر دو امام را درک نمودهاند:
به گفته کشّی، زراره، فقیهترین آنهاست. همچنین برخی به جای ابوبصیر اسدی، ابوبصیر مرادی را ذکر کردهاند.[۴۵] شبیری زنجانی معتقد است که سخن کشّی صحیح است و ابوبصیر اسدی از اصحاب اجماع است.[۴۶]
اصحاب امام صادق (ع)
اصحاب امام صادق (ع) عبارتند از:
کشّی معتقد است که فقیه ترین آنها جمیل بن دراج است.[۴۸]
اصحاب امام کاظم (ع) و امام رضا (ع)
افرادی که امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) را درک کرده و جزء اصحاب اجماع هستند عبارتند از:
به گفته کشّی، فقیه ترین آنها یونس بن عبدالرحمن و صفوان بن یحیی است. همچنین برخی به جای حسن بن محبوب، حسن بن علی بن فضَّال، فضَّالة بن ایوب و عثمان بن عیسی رواسی را ذکر کردهاند.[۵۰]
تکنگاریها
با توجه به اهمیت و جایگاه اصحاب اجماع، در بسیاری از کتب حدیثی و رجالی به این موضوع پرداخته شده است. علاوه بر این، تکنگاریهایی نیز در این باره نگاشته شده است.
- اصحاب اجماع، سید حسن طباطبایی (۱۱۶۷یا ۱۱۶۸ قمری)
- اصحاب الاجماع، سید رضا طباطبایی نجفی (م ۱۲۵۳ قمری) که در ضمن فوائد الرجالیه آمده است
- اصحاب اجماع، سید محمد باقر حجة الاسلام شفتی (م۱۲۶۰ قمری)
- هدایة الدرایة فی اصحاب الاجماع، محمد تنکابنی (م ۱۳۰۲ قمری)
- منظومه دربارهٔ اصحاب اجماع، منیرالدین بروجردی اصفهانی (م ۱۳۴۲ قمری)[۵۱]
پانویس
- ↑ سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ۱۳۶۹ش، ص۱۶۵.
- ↑ نورى، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، خاتمه، ج۷، ص۷.
- ↑ خویی، معجم رجالالحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۵۷.
- ↑ کشى، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص۳۷۵ و ۵۵۶.
- ↑ سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ۱۳۶۹ش، ص۱۶۵.
- ↑ سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ۱۳۶۹ش، ص۱۷۲.
- ↑ قاسمی، علم درایه، رجال و تراجم، ۱۳۸۰ش، ص۸۳.
- ↑ قاسمی، علم درایه، رجال و تراجم، ۱۳۸۰ش، ص۸۲.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۲۱۱.
- ↑ علامهحلى، خلاصة الأقوال، ۱۴۱۱ق، ص۱۰۷.
- ↑ ابنداود حلّی، الرجال، ۱۳۴۲ش، ص۳۸۴.
- ↑ شهید اول، غایة المراد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۴۱.
- ↑ شهید ثانى، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۵، ص۳۶۵.
- ↑ سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ۱۳۶۹ش، ص۱۷۳-۱۷۵.
- ↑ قاسمی، علم درایه، رجال و تراجم، ۱۳۸۰ش، ص۸۲-۸۴.
- ↑ سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ۱۳۶۹ش، ص۱۶۸.
- ↑ مدرس، ریحانة الادب، ج۱، ص۱۴۶؛ سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ۱۳۶۹ش، ص۱۷۰.
- ↑ قاسمی، علم درایه، رجال و تراجم، ۱۳۸۰ش، ص۷۸.
- ↑ خویی، معجم رجالالحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۵۹.
- ↑ خویی، معجم رجالالحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۵۹.
- ↑ خویی، معجم رجالالحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۶۰.
- ↑ «درس رجال استاد سیدجواد شبیری» (جلسه ۱۲ در سال ۱۳۹۱ش)، مدرسه فقاهت.
- ↑ شیخطوسی، العدة فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۵۷.
- ↑ کشى، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص۳۷۵ و ۵۵۶.
- ↑ خویی، معجم رجالالحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۶۱.
- ↑ ترابی پژوهشی در علم رجال، ۱۳۸۷ش، ص۲۳۵.
- ↑ ترابی پژوهشی در علم رجال، ۱۳۸۷ش، ص۲۳۹.
- ↑ شهید اول، غایة المراد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۴۱.
- ↑ مجلسى، روضة المتقین، ۱۴۰۶ق، ج۱۴، ص۱۹.
- ↑ نورى، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، خاتمه، ج۷، ص۵۸.
- ↑ ترابی پژوهشی در علم رجال، ۱۳۸۷ش، ص۲۴۰.
- ↑ شیخبهایی، مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین، ۱۳۸۷ش، ص۳۲-۳۵.
- ↑ فیض کاشانى، الوافی، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۷.
- ↑ شیخ حر عاملى، وسائل الشیعة، ۱۴۰۹ق، ج۳۰، ص۲۲۱.
- ↑ ترابی پژوهشی در علم رجال، ۱۳۸۷ش، ص۲۴۴.
- ↑ خویی، معجم رجالالحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۵۹.
- ↑ حائری، منتهی المقال، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۵۵-۵۶.
- ↑ شفتی، «رسالة فی تحقیق حال ابان بن عثمان»، ص۴۱۸.
- ↑ کشى، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص ۲۳۸ و ۳۷۵ و ۵۵۶.
- ↑ خویی، معجم رجالالحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۵۷.
- ↑ نورى، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، خاتمه، ج۷، ص۹.
- ↑ قاسمی، علم درایه، رجال و تراجم، ۱۳۸۰ش، ص۸۲.
- ↑ قاسمی، علم درایه، رجال و تراجم، ۱۳۸۰ش، ص۸۱؛ سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ۱۳۶۹ش، ص۱۶۵ و ۱۶۸.
- ↑ کشى، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص ۲۳۸.
- ↑ کشى، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص ۲۳۸.
- ↑ قاسمی، علم درایه، رجال و تراجم، ۱۳۸۰ش، ص۷۹ و ۸۱.
- ↑ کشى، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص ۳۷۵.
- ↑ کشى، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص ۳۷۵.
- ↑ کشى، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص ۵۵۶.
- ↑ کشى، إختیار معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص ۵۵۶.
- ↑ باقری بیدهندی، ناصر، «اصحاب اجماع»، علوم حدیث شماره ۶، ۱۳۷۶.
منابع
- سبحانی، جعفر، کلیات فی علم الرجال، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه، ۱۳۶۹ش.
- نورى، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، تصحیح مؤسسه آلالبیت(ع)، قم، مؤسسة آلالبیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
- کشى، محمد بن عمر، إختیار معرفة الرجال، تصحیح محمد بن حسن طوسى و حسن مصطفوى، مشهد، مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۳۹۵ش.
- ابن شهرآشوب، محمد بن على، مناقب آل أبیطالب(ع)، قم، علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ق.
- علامهحلى، حسن بن یوسف، خلاصة الأقوال فی معرفة أحوال الرجال، تحقیق محمدصادق بحرالعلوم، نجف، دارالذخائر، چاپ دوم، ۱۴۱۱ق.
- ابنداود حلّی، حسن بن علی بن داود، الرجال، تهران، دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۴۲ش.
- شهید اول، محمد بن مکى، غایة المراد فی شرح نکت الإرشاد، تصحیح رضا مختاری، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- شهید ثانى، زین الدین بن على، مسالک الأفهام إلى تنقیح شرائع الإسلام، تحقیق گروه پژوهش مؤسسه معارف اسلامى، مؤسسة المعارف الإسلامیة، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
- قاسمی، مرتضی، علم درایه، رجال و تراجم، کاشان، محتشم، ۱۳۸۰ش.
- خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل رواة الحدیث، بیجا، بینا، ۱۳۷۲ش.
- «درس رجال استاد سیدجواد شبیری» (جلسه ۱۲ در سال ۱۳۹۱ش)، مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۱ شهریور ۱۴۰۴ش.
- موسوی شفتی، سیدمحمدباقر، «رسالة فی تحقیق حال ابان بن عثمان»، محله تراثنا، شماره ۵۴، جمادی الثانی ۱۴۱۹ق.
- شهید اول، محمد بن مکى، غایة المراد فی شرح نکت الإرشاد، تحقیق رضا مختاری، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- شیخطوسی، محمد بن حسن، العدة فی اصول الفقه، تحقیق محمدرضا انصاری قمی، قم، بینا، ۱۴۱۷ق.
- ترابی شهرضایی، اکبر، پژوهشی در علم رجال، تهران، اسوه، ۱۳۸۷ش.
- شیخحر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، تحقیق مؤسسة آل البیت(ع)، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- شیخبهایی، محمد بن حسین، مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۸۷ش.
- مجلسى، محمدتقى، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، تحقیق حسین موسوى کرمانى و علی اشتهاردى، قم، مؤسسه فرهنگى اسلامى کوشانبور، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق.
- فیض کاشانى، محمد محسن، الوافی، اصفهان، کتابخانه امام أمیر المؤمنین على(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
- حائری، محمد بن اسماعیل، منتهی المقال فی احوال الرجال، قم، موسسة آل البیت(ع) لاحیاء التراث، ۱۳۷۴ش.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دائرة المعارف بزرگ اسلامی
متوسط
ناقص
نمیخواهد
نمیخواهد
ندارد
از منبع خوب
-
![]()