یونس بن ظبیان

از ویکی شیعه
یونس بن ظبیان
اطلاعات فردی
نام کامل یونس بن ظبیان الکوفی الأزدی
محل زندگی مدینه، کوفه
مذهب امامیه
اطلاعات حدیثی
راوی از معصوم امام صادق(ع)
راویان از او محمد بن ابی عمیر، صفوان بن یحیی
اعتبار اختلافی
تعداد روایات ۴۱ مورد در کتب اربعه شیعه

یُونُسَ بْنِ ظَبْیَان‏ از اصحاب سرشناس امام صادق(ع) و از راویان شیعه قرن دوم هجری قمری است. از او روایات فراوانی از جمله در کتب اربعه شیعه نقل شده است. یکی از مهمترین احادیث نقل شده از او حدیث عمود نور است. ابن ابی‌عمیر و صفوان بن یحیی که از اصحاب اجماع هستند، نیز از او حدیث نقل کرده‌اند.

در مورد وثاقت یونس اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی، روایات مدح او را صحیح دانسته و معتقدند که او از خواص شیعه و فردی صالح و دارای عقیده درست بود. این افراد به ذکر روایات او در کتب حدیثی متقدم و معتبر شیعه نیز استناد کرده‌اند. در مقابل برخی روایات ذم در مورد او را صحیح دانسته و با استناد به بزرگان علم رجال از جمله نجاشی و کشی او را غالی، دروغگو و جعل‌کننده حدیث قلمداد کرده‌اند.

برخی معتقدند که او در ابتدا یکی از اصحاب مورد اعتماد بود؛ اما به مرور زمان منحرف شده است. در مورد تعارض تضعیف رجالیان متقدم با ذکر شدن نام او در منابع روایی معتبر، گفته شده است که عملکرد محدثان در نقل روایت از او به دوران قبل از انحراف برمی‌گردد و حکم رجالیان نیز ناظر به وضعیت نهایی اوست.

معرفی اجمالی

یونس بن ظبیان الکوفی که با پسوند الازدی[۱] نیز شناخته می‌شود، از اصحاب بزرگ[۲] و سرشناس[۳] امام صادق(ع)[۴] و از راویان شیعه قرن دوم هجری قمری است. درباره او گفته شده است که او از راویان مباحث اعتقادی شیعه است.[۵] او را نویسنده کتابی[۶] دانسته‌اند که محمد بن موسی خورا از آن روایت نقل کرده است.[۷] نسب او به الأزد بن الغوث بن نبت من مالک بن زید بن کهلان بن سبأ برگردانده شده است.[۸]

در منابع اسلامی درباره زمان تولد و وفات او مطلبی نیامده است. به باور برخی از محققان او اصالتا اهل کوفه بود و در دوره امامت امام باقر(ع) در مدینه حضور نداشت و روایات اندکی که از امام باقر(ع) نقل کرده با واسطه بود.[۹] وی در دوران امامت امام صادق(ع) در مدینه حضور یافت و محضر امام را درک نمود و برخی از آموزه‌های مکتب تشیع را از ایشان دریافت کرد.[۱۰] از فحوای کلام عالمان چنین برداشت می‌شود که او در ابتدا یکی از اصحاب ثقه و مورد اعتماد بود؛ اما به مرور زمان منحرف شد.[۱۱]

درباره یونس گفته شده است که او مدعی بود که در هنگام طواف کعبه ندایی از آسمان با این مضمون می‌شنید: «یا یونُسُ إِنِّی أَنَا اللهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکرِی فَرَفَعْتُ رَأْسِی».[۱۲]

راوی حدیث

از یونس بن ظبیان روایات فراوانی در کتاب‌های حدیثی متقدم شیعه ثبت شده است.[۱۳] او از امام صادق(ع) روایت نقل می‌کرد.[۱۴] بنا بر اعتقاد برخی از محققان روایات نقل شده از یونس در کتب اربعه شیعه حدود ۴۰،[۱۵] ۴۱[۱۶] یا ۴۶ روایت در موضوعات اعتقادی و اخلاقی است که بدون واسطه از امام صادق(ع) نقل کرده است. روایات او علاوه بر کتب اربعه شیعه در منابع روایی دیگر چون بصائر الدرجات، تفسیر عیاشی، کفایه الاثر، دلائل الامامه طبری، علل الشرایع، الخصال، الاختصاص، تفسیر قمی، کامل الزیارات، المزار شیخ مفید، مصباح المتهجد، الغیبه نعمانی، المحاسن، الهدایه الکبری و طب الائمه به چشم می‌خورد.[۱۷]

مهمترین و گسترده‌ترین روایات نقل شده از او پیرامون مباحث امامت است. علاوه بر آن روایاتی از او در زمینه‌های مختلف اخلاقی و اعمال دینی آمده است.[۱۸] او یکی از راویان حدیث عمود نور است[۱۹] که برخی از محققان این حدیث را قطعی الصدور دانسته‌اند.[۲۰]

ناقلان روایات یونس بن ظبیان

راویان فراوانی از یونس بن ظبیان روایت نقل کرده‌اند که برخی از آنها چون ابن أبی عمیر و صفوان بن یحیی[۲۱] از بزرگان و از اصحاب اجماع محسوب می‌شوند؛ افراد دیگری چون عبدالله بن سنان، ابان بن مصعب، إسماعیل بن جابر، جمیل بن دراج، حسن بن راشد، حسین بن أحمد المنقری، ذبیان بن حکیم، صالح بن سعید القماط، صفوان بن یحیی، عثمان بن عیسی، عمر بن عبد العزیز، محمد بن سنان، محمد الشیبانی، معلی بن خنیس، مفضل بن عمر، منذر بن یزید، خیبری بن علی طحان،[۲۲] محمد بن موسی خوراء[۲۳] و افراد دیگر[۲۴] نیز از او روایت نقل کرده‌اند.

توثیق

در مورد وثاقت یونس بن ظبیان در بین علمای علم رجال اختلاف نظر وجود دارد. روایات و گزارش‌های گوناگونی در مدح و ذم یونس وجود دارد.[۲۵] پژوهشگران علم رجال به نقد و بررسی روایات مدح و ذم در مورد او پرداخته‌اند.[۲۶]

عدم وثاقت

بیشتر علمای علم رجال یونس را ضعیف و غیر ثقه شمرده‌اند[۲۷] و حتی برای ضعف او ادعای اجماع شده[۲۸] و معتقدند که برای روایات صحیحی که دلالت بر عدم توثیق او می‌کند، معارضی وجود ندارد.[۲۹] شهرت او در عدم توثیق و دروغگویی به‌گونه‌ای دانسته شده که او را یکی از دروغگویان مشهور[۳۰] چهارگانه[۳۱] یا پنج‌گانه و هم‌ردیف اشخاصی چون أبو الخطاب، یزید الصائغ، محمد بن سنان و أبو سمینة قلمداد کرده‌اند.[۳۲]

خاستگاه نظرات علمای علم رجال در عدم توثیق یونس به دیدگاه رجالیان متقدم شیعه برمی‌گردد. رجالیان متقدم وی را فردی غالی، ضعیف، دروغگو و جعل‌کننده حدیث دانسته[۳۳] و همه کتاب‌های او را نامعتبر شمرده‌اند[۳۴] و معتقدند که به روایات او توجهی نمی‌شود.[۳۵] اطمینان متقدمان در مورد ضعیف بودن یونس به حدی بود که اشخاص دیگر که به نوعی با یونس در ارتباط بوده و از او روایت نقل کرده‌اند، نیز ضعیف شمرده شده‌اند.[۳۶]

تضعیف رجالیان پیشین درباره یونس بن ظبیان در رجالیان بعدی و بیشتر رجالیان متأخر نیز دنبال شده است.[۳۷] برخی از عالمان با توجه به گفتار بزرگان شیعه در مورد او، گفته‌اند که به روایاتش اعتمادی نداشته و در پذیرش آنها توقف کرده‌اند.[۳۸] عده‌ای معتقدند بعد از تضعیف بزرگان و ذکر احادیث صحیحی که در آن به مذمت یونس اشاره شده، دیگر جایی برای توقف نیست.[۳۹]

در پاره‌ای از گزارش‌ها مستقیما یونس را تضعیف نکرده و او را متهم به غلو دانسته‌اند؛[۴۰] به همین دلیل برخی از رجالیان متأخر احتیاط کرده و او را متهم به غلو قلمداد کرده‌اند.[۴۱]

مستندات عدم وثاقت

بعضی از رجالیان در مورد عدم وثاقت یونس به روایت امام کاظم(ع)[۴۲] استناد کرده‌اند که پس از آنکه به حضرت گفتند، یونس بن ظبیان در هنگام طواف ندای آسمانی می‌شنید، او را هزاران بار لعن کرده[۴۳] و با شیطانی خواندن آن ندا، وی را اهل دوزخ معرفی کرده است و او و پیروانش را نیز هم‌نشینان فرعون و آل‌فرعون در آتش جهنم قلمداد کرد. امام به این مطلب اشاره می‌کند که این روایت را از پدرش امام صادق(ع) شنیده است.[۴۴] لعن او در روایتی از امام رضا(ع) نیز آمده که او را مستحق شدیدترین عذاب‌ها عنوان می‌کند.[۴۵]

نویسنده معجم رجال الحدیث این روایت را صحیح السند دانسته و معتقد است که دلالت بر خباثت و ضلالت یونس می‌کند.[۴۶] وی روایاتی را که دلالت بر توثیق و مدح یونس می‌کند را معارض با قول رجالیانی چون کشی، نجاشی، ابن غضائری دانسته و آن را رد می‌کند.[۴۷]

روایتی از امام صادق(ع) نیز ذکر شده که در آن گفته شده که به احادیث او اعتنا نمی‌شود.[۴۸]

کشی در کتاب رجال خود به چهار گزارش اشاره کرده است که سه گزارش در مذمت و یک گزارش در مدح اوست.[۴۹] او در ادامه، گزارش مدح را به دلیل مجهول بودن یکی از راویانش غیر صحیح عنوان می‌کند.[۵۰] حر عاملی با اشاره به روایات مدح و ذم او، احتمال ضعیف بودنش را قوی‌تر می‌داند.[۵۱] نویسنده نقد الرجال معتقد است که گزارش‌های کشی دلالت بر کفر یونس بن ظبیان می‌کند.[۵۲]

برخی از محققان کل روایات مدح درباره یونس را ضعیف دانسته و معتقدند که توانایی معارضه با روایات صحیحی که دلالت بر ذم او می‌کند، را ندارد.[۵۳]

وثاقت

ابن شهر آشوب او را از راویان ثقه‌ای دانسته که از امام کاظم(ع) روایت نقل کرده‌اند.[۵۴] برخی نظر ابن شهرآشوب را معارض با تضعیفات قدما دانسته‌اند.[۵۵]

محدث نوری معتقد است که اخبار فراوانی وجود دارد که دلالت بر مدح و علو مقام یونس می‌کند. وی در ادامه اخباری را که در مذمت او وارد شده به تفصیل مورد بررسی قرار داده و آنها را رد می‌کند.[۵۶] نمازی شاهرودی معتقد است که نوری بهترین جواب را به کسانی که توهم عدم توثیق یونس را دارند، داده است.[۵۷] او نیز روایات ذم را بررسی کرده و آنها را از نظر سندی و محتوایی ضعیف می‌شمرد و می‌گوید روایات ذم در حق او ثابت نمی‌شود و اگر ثابت باشد در حق زرارة، مفضل و یونس بن عبدالرحمن و امثال آنها نیز وارد است.[۵۸] نمازی شاهرودی معتقد است که قول قوی‌تر آن است که او دارای عقیده درست و مقاوم در دین بود.[۵۹] شبیری زنجانی نیز ضعف او را ثابت شده نمی‌داند.[۶۰]

از روایات مدح او چنین برداشت شده است که او از شیعیان نجات یافته است و نظر علمای رجال در مورد ضعف او درست نیست.[۶۱] در مورد مدح او شعری نیز سروده شده است.[۶۲]

در چرایی وثاقت یونس نزد محدثان و رجالیان متأخر گفته شده است که همزمان با حاکمیت تفکر اخباری‌گری از سده یازدهم قمری به بعد، محدثان و صاحب‌نظران رجالی به توثیق طیف خاصی از راویانی که توسط متقدمان رجالی تضعیف شده بودند، گرایش یافتند.[۶۳]

مستندات وثاقت

یکی از روایات مدح در مورد یونس که ادعا شده است، دلالت بر توثیق و جلالت مقام او می‌کند[۶۴] حدیثی از امام صادق(ع) است که پس از رحمت فرستادن برای او، وی را اهل بهشت دانسته و او را مأمون در حدیث معرفی می‌کند.[۶۵] برخی از رجالیان این حدیث را صحیح دانسته‌اند[۶۶] و معتقدند که دلالت بر وثاقت و حُسن حال او می‌کند؛ اما به دلیل مذمت علمای علم رجال که به او نسبت ضعف و دروغگویی و غلو داده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که در مورد وثاقت او اظهار نظری نکرده و در آن توقف کنند.[۶۷] عبدالله مامقانی و محدث نوری این روایت را صحیح دانسته‌اند.[۶۸] نویسنده مستدرکات علم رجال با اشاره به صحیح بودن سند روایت، او را ثقه معرفی کرده و معتقد است که دیگران به صحیح بودن آن اقرار کرده‌اند.[۶۹] چنان‌که روایات دیگری نیز وجود دارد که دلالت بر کمال و شدت ورع و احتیاط او در امور دینی می‌کند.[۷۰] [یادداشت ۱]

روایت دیگر که دلالت بر مدح او می‌کند، روایتی است که امام صادق(ع) جانشین پس از خود را به فیض بن مختار بیان می‌کند و به او می‌گوید تا آن را برای هیچ‌کس جز نزدیکان و دوستان بازگو نکند. این درحالی بود که یونس از دوستان نزدیک او بود و یونس پس از متوجه شدن از خبر به حمد و سپاس خداوند پرداخت و تبعیت خود را اعلام کرد.[۷۱] برخی این روایت را دلیلی بر اعتقاد او به امامت امام کاظم(ع) و عدم اعتقاد به امامت اسماعیل دانسته‌اند.[۷۲] نویسنده معجم رجال الحدیث معتقد است، هر چند این روایت دلالت بر مدح و ورع او در امر دین و تبعیت او از امام می‌کند؛ اما این روایت از حیث سندی ضعیف است.[۷۳]

یکی دیگر از گزارش‌هایی که بر وثاقت یونس استناد شده، گزارشی است که امام صادق(ع) به همراه یونس به زیارت قبر امام علی(ع) رفت و مکان قبر امام را به او نشان داد.[۷۴] به همین علت برخی معتقدند که این گزارش دلالت بر حُسن و کمال او می‌کند.[۷۵]

خزاز نویسنده کتاب کفایه الاثر روایتی از او را که از امام صادق(ع) در زمینه نص بر ائمه اثنی عشر است را ذکر کرده که برخی معتقدند که دلالت بر مدح یونس می‌کند؛[۷۶] هرچند عده‌ای گفته‌اند که او در زمان نقل روایت غالی نبوده است.[۷۷] و یا اشاره نویسنده کفایه الاثر بیشتر دلالت بر ذم او می‌کند؛ چون بنای نویسنده اثبات امامت اثنی عشر از طریق مخالفان است.[۷۸]

نمازی شاهرودی با اشاره به روایت فیض بن مختار به روایات دیگری که نشان دهنده وثاقت یونس است اشاره می‌کند؛[۷۹] از جمله نقل حدیث در زمینه اولی‌الامر،[۸۰] اثنی‌عشر[۸۱] و اشاره به نام آنها تا امام زمان(عج)،[۸۲] نقل روایات فضائل ائمه(ع)[۸۳] و تعلیم زیارت امام حسین(ع) توسط امام به یونس[۸۴] که مشتمل بر معارف مهم و مناقب ارزشمندی است که کسی جز خواص شیعه توان تحمل آنها را نخواهد داشت.[۸۵]

جمع بین نظر رجالیان متقدم و محدثان

محدث نوری نویسنده مستدرک الوسائل پس از ذکر بعضی از نظرات پیرامون ذم یونس، گفته است که نمی‌داند چگونه پس از همه گزارشات در مورد ذم او، بزرگان شیعه از وی روایت نقل کرده‌اند؛[۸۶] همانطور که نمازی شاهرودی گفته است که چگونه به یونس نسبت کذب و غلو می‌دهند؛ در حالی‌که راویان معاصر او و همچنین بزرگان از ثقات و اصحاب اجماع و بزرگان شیعه چون جمیل بن درّاج، صفوان بن یحیی، ابن أبی عمیر، بزنطی، داود الرقی، صفّار و دیگران از او روایت نقل کرده‌اند و احادیثش در کتب ارکان شریعت چون کتاب کلینی و کتاب شیخ طوسی آمده است.[۸۷] نام او در اسناد کتاب تفسیر قمی[۸۸] و کامل الزیارات[۸۹] نیز به چشم می‌خورد که این موضوع را نشان از توثیق یونس نزد علی بن ابراهیم قمی و ابن قولویه دانسته‌اند.[۹۰] [یادداشت ۲]

برخی در جمع بین ذکر روایات در منابع روایی و تضعیف رجالیان چنین گفته‌اند که یونس در ابتدا غالی نبود؛[۹۱] بنابراین حکم رجالیان ناظر به وضعیت نهایی او بوده و عملکرد محدثان در نقل روایات او به دوران قبل از انحراف او باز می‌گردد.[۹۲] روایات نقل شده از او در کتب اربعه شیعه، مربوط به موضوعات نه چندان مهم در حوزه فقه و شریعت[۹۳] از جمله تشییع جنازه، نماز میت، فضیلت نماز و روزه، زیارت قبر امام حسین(ع)، حمد و دعا هنگام خوردن غذا، شرب خمر و فضیلت مساجد دانسته شده است؛[۹۴] بنابراین چنین نتیجه گرفته شده است که نویسندگان کتب اربعه به روایات او در زمینه‌های فقهی اعتماد نکرده‌اند.[۹۵]

پانویس

  1. برقی، الرجال البرقی، ۱۳۴۲ش، ص۳۰؛ شبستری، الفائق، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۶۸؛ ساعدی، الضعفاء من رجال الحدیث، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۴۵۳.
  2. شمشیری، «زمینه‌های تضعیف یونس بن ظبیان»، ص۱۶۶
  3. امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۶۸.
  4. شیخ طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۳۲۳؛ برقی، الرجال البرقی، ۱۳۴۲ش، ص۳۰.
  5. شمشیری، «زمینه‌های تضعیف یونس بن ظبیان»، ص۱۵۸.
  6. شیخ طوسی، الفهرست، نجف، ص۵۱۲.
  7. شیخ طوسی، الفهرست، نجف، ص۵۱۲؛ خدامیان آرانی، فهارس الشیعة، ۱۴۳۱ق، ج۱، ص۶۳۸؛ تفرشی، نقد الرجال، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۱۰۸.
  8. ساعدی، الضعفاء من رجال الحدیث، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۴۵۳.
  9. شمشیری، «زمینه‌های تضعیف یونس بن ظبیان»، ص۱۶۶
  10. شمشیری، «زمینه‌های تضعیف یونس بن ظبیان»، ص۱۶۶.
  11. شمشیری، «زمینه‌های تضعیف یونس بن ظبیان».
  12. قهپایی، مجمع الرجال، ۱۳۶۴ش، ج۶، ص۲۸۳؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۵، ص۲۶۴.
  13. شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱۱، ص۱۶۹-۱۷۰.
  14. ابن غضائری، الرجال، ۱۴۲۲ق، ص۱۰۱.
  15. ساعدی، الضعفاء من رجال الحدیث، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۴۵۹.
  16. خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج۲۱، ص۲۰۸؛ مرتضی، زبدة المقال، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۵۷۳؛ گروه علمی موسسه امام صادق(ع)، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۶۴۹.
  17. ساعدی، الضعفاء من رجال الحدیث، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۴۵۹-۴۶۰.
  18. شمشیری، «زمینه‌های تضعیف یونس بن ظبیان».
  19. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۶۵۸؛ قهپایی، مجمع الرجال، ۱۳۶۴ش، ج۶، ص۲۸۳؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج۲۱، ص۲۰۴.
  20. «چیستی عمود نور»، حدیث نت
  21. مظاهری، الثقات الأخیار، ۱۴۲۸ق، ص۴۰۹.
  22. خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج۲۱، ص۲۰۸-۲۰۹؛ ساعدی، الضعفاء من رجال الحدیث، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۴۵۴.
  23. شبستری، الفائق، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۶۹.
  24. گروه علمی موسسه امام صادق(ع)، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۶۴۹.
  25. مجلسی، الوجیزه فی الرجال، ۱۴۲۰ق، ص۲۰۱؛ قهپایی، مجمع الرجال، ۱۳۶۴ش، ج۶، ص۲۸۳-۲۸۵؛ ساعدی، الضعفاء من رجال الحدیث، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۴۵۴.
  26. برای نمونه نگاه کنید به: نمازی شاهرودی، مستطرفات المعالی، ۱۴۲۲ق، ص۳۷۲.
  27. کاظمی، تکملة الرجال، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۶۲۶.
  28. داوری، أصول علم الرجال، ۱۴۱۶ق، ص۴۱۷.
  29. مرتضی، زبدة المقال، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۵۷۳.
  30. از فضل بن شاذان آورده شود
  31. تقی الدین حلی، الرجال، ۱۳۴۲ش، ج۲، ص۵۰۷.
  32. علامه حلی، رجال العلامة الحلی، ۱۴۰۲ق، ص۲۶۵؛ علامه حلی، ترتیب خلاصة الأقوال، ۱۳۸۱ش، ص۴۵۱.
  33. ابن غضائری، الرجال، ۱۴۲۲ق، ص۱۰۱؛ تقی الدین حلی، الرجال، ۱۳۴۲ش، ج۲، ص۵۰۷.
  34. نجاشی، رجال النجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۴۴۸.
  35. نجاشی، رجال النجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۴۴۸؛ ابن غضائری، الرجال، ۱۴۲۲ق، ص۱۰۱.
  36. ابن غضائری، الرجال، ۱۴۲۲ق، ص۵۶؛ علامه حلی، ترتیب خلاصة الأقوال، ۱۳۸۱ش، ص۱۸۶؛ استرآبادی، منهج المقال، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۶۹.
  37. شبستری، الفائق، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۶۸؛ ساعدی، الضعفاء من رجال الحدیث، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۴۶۳؛ تفرشی، نقد الرجال، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۱۰۸.
  38. علامه حلی، رجال العلامة الحلی، ۱۴۰۲ق، ص۲۶۶.
  39. یک ادرس جا افتاده، علیاری تبریزی، بهجة الآمال، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۳۵۶.
  40. کشی؛ تقی الدین حلی، الرجال، ۱۳۴۲ش، ج۲، ص۵۲۷-۵۲۸؛ اردبیلی، جامع الرواة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۵۵.
  41. گروه علمی موسسه امام صادق(ع)، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۶۴۹.
  42. مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۵، ص۲۶۴.
  43. تقی الدین حلی، الرجال، ۱۳۴۲ش، ج۲، ص۵۵۱-۵۵۲.
  44. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۶۵۷؛ قهپایی، مجمع الرجال، ۱۳۶۴ش، ج۶، ص۲۸۳؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج۲۱، ص۲۰۴.
  45. اردبیلی، جامع الرواة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۵۵.
  46. خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج۲۱، ص۲۰۵.
  47. خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج۲۱، ص۲۰۷.
  48. علامه حلی، ترتیب خلاصة الأقوال، ۱۳۸۱ش، ص۴۵۵.
  49. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۶۵۷-۶۵۸.
  50. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۶۵۷.
  51. حر عاملی، الرجال، ۱۴۲۷ق، ص۲۶۲.
  52. تفرشی، نقد الرجال، ۱۳۷۷ش، ج۵، ص۱۰۸.
  53. ساعدی، الضعفاء من رجال الحدیث، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۴۵۸.
  54. ساعدی، الضعفاء من رجال الحدیث، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۴۵۸. به نقل از ابن شهرآشوب.
  55. ساعدی، الضعفاء من رجال الحدیث، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۴۵۸.
  56. نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۲۷، ص۲۲۳-۲۴۷.
  57. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۰۷.
  58. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۰۷-۳۰۹.
  59. نمازی شاهرودی، مستطرفات المعالی، ۱۴۲۲ق، ص۳۷۲.
  60. «درس رجال آیت‌الله شبیری زنجانی»، مدرسه فقاهت.
  61. نمازی شاهرودی، مستطرفات المعالی، ۱۴۲۲ق، ص۳۷۳.
  62. علیاری تبریزی، بهجة الآمال، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۳۵۷.
  63. شمشیری، «زمینه‌های تضعیف یونس بن ظبیان».
  64. مجلسی، مرآة العقول، ۱۴۰۴ق، ج۱۰، ص۱۲۶.
  65. کشی، رجال الکشی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۶۵۸؛ ابن ادریس، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۵۷۸؛ نوری، مستدرک الوسائل، الخاتمة، ۱۴۰۸ق، ج۹، ص۲۲۴-۲۲۵.
  66. مظاهری، الثقات الأخیار، ۱۴۲۸ق، ص۴۰۹.
  67. کاظمی، تکملة الرجال، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۶۲۷-۶۲۸.
  68. مامقانی، تنقيح المقال، بی‌تا، ج‏۳، ص۳۳۷-۳۳۸؛ نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۲۷، ص۲۲۳-۲۴۷.
  69. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۰۲.
  70. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۰۲.
  71. صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۳۶؛ نعمانی، الغیبة، ۱۳۹۷ق، ص۳۲۶؛ طبرسی، إعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۱-۱۲.
  72. نمازی شاهرودی، مستطرفات المعالی، ۱۴۲۲ق، ص۳۷۲.
  73. خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج۲۱، ص۲۰۶.
  74. ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۳۶؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۵۳۵؛ نمازی شاهرودی، مستطرفات المعالی، ۱۴۲۲ق، ص۳۷۳.
  75. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۰۴.
  76. س
  77. مازندرانی حائری، منتهی المقال، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۸۹.
  78. مازندرانی حائری، منتهی المقال، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۹۰؛ علیاری تبریزی، بهجة الآمال، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۳۵۶؛ ساعدی، الضعفاء من رجال الحدیث، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۴۵۸.
  79. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۰۳.
  80. خزاز، کفایة الاثر، ۱۴۰۱ق، ص۵۳-۵۴.
  81. خزاز، کفایة الاثر، ۱۴۰۱ق، ص۱۹۷.
  82. خزاز، کفایة الاثر، ۱۴۰۱ق، ص۲۵۵-۲۵۹.
  83. نعمانی، الغیبة، ۱۳۹۷ق، ص۲۷۶.
  84. ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۱۹۸-۱۹۹؛ محدث قمی، مفاتیح الجنان، مشهد، ص۵۵۹.
  85. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۰۳.
  86. نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۲۷، ص۲۲۳-۲۴۷.
  87. نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۰۷.
  88. قمی، تفسیر قمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۱۳، ۳۴۶.
  89. ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۳۶، ۸۰، ۱۲۶، ۱۷۱، ۱۷۲، ۱۸۱، ۱۹۸.
  90. «چیستی عمود نور»، حدیث نت.
  91. علیاری تبریزی، بهجة الآمال، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۳۵۶.
  92. شمشیری، «زمینه‌های تضعیف یونس بن ظبیان»، ص۱۶۸.
  93. شمشیری، «زمینه‌های تضعیف یونس بن ظبیان»، ص۱۵۷.
  94. برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به: اردبیلی، جامع الرواة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۵۶؛ شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱۱، ص۱۶۹-۱۷۰.
  95. شمشیری، «زمینه‌های تضعیف یونس بن ظبیان»، ص۱۵۷.
  1. نویسنده منتهی المقال احتمال داده است که شاید منظور امام صادق(ع) با توجه به ضمیر ذکر شده، شخص دیگری چون سلیمان بن خالد باشد.(مازندرانی حائری، منتهی المقال، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۹۰.) خویی معتقد است که تمام طرق این روایت غیر صحیح است.(خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج۲۱، ص۲۰۶.)
  2. هرچند گفته شده است که ذکر نام او در سلسله اسناد کتاب تفسیر قمی و کامل الزیارات، دلالت بر وثاقت او نمی‌کند؛ زیرا با کلام نجاشی و کشی معارض است(مرتضی، زبدة المقال، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۵۷۳.) و یا آمدن نام او درسلسله اسناد تفسیر قمی توثیق عام محسوب می‌شود و زمانی معتبر است که برای آن توثیقات خاص وجود نداشته باشد؛ این در حالی است که برای آن توثیق خاص وجود دارد و خاص مقدم بر عام و مخصص آن است.(ساعدی، الضعفاء من رجال الحدیث، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۴۵۸.)

منابع

  • ابن ادریس، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (و المستطرفات)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  • ابن غضائری، احمد بن حسین، الرجال، قم، موسسه علمی فرهنگی‌ دارالحدیث، ۱۴۲۲ق.
  • ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، نجف،‌ دار المرتضویة، ۱۳۵۶ش.
  • اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق و الأسناد، بیروت،‌دار الأضواء، ۱۴۰۳ق.
  • استرآبادی، محمد بن علی، منهج المقال فی تحقیق أحوال الرجال، قم، موسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۴۲۲ق.
  • امین، محسن، أعیان الشیعة، بیروت،دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
  • برقی، احمد بن محمد، کتاب الرجال، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۲ش.
  • تفرشی، مصطفی بن حسین، نقد الرجال، قم، موسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۳۷۷ش.
  • تقی الدین حلی، حسن بن علی، الرجال، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۲ش.
  • «چیستی عمود نور»، حدیث نت، تاریخ بازدید: ۱۴۰۱/۴/۲۸.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، الرجال، قم، موسسه علمی فرهنگی‌ دارالحدیث، ۱۴۲۷ق.
  • خدامیان آرانی، مهدی، فهارس الشیعة، قم، موسسة تراث الشیعة، ۱۴۳۱ق.
  • خزاز، علی بن محمد، کفایة الأثر فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر، قم، بیدار، ۱۴۰۱ق.
  • خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، بی‌نا، بی‌جا، چاپ پنجم، ۱۴۱۳ق.
  • داوری، مسلم، أصول علم الرجال بین النظریة و التطبیق، تهران، نشر مؤلف، ۱۴۱۶ق.
  • ساعدی، حسین، الضعفاء من رجال الحدیث، قم، موسسه علمی فرهنگی‌ دارالحدیث، ۱۴۲۶ق.
  • شبستری، عبدالحسین، الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق(ع)، قم، مؤسسة النشرالإسلامی، ۱۴۱۸ق.
  • شمشیری، رحیمه، مهدی جلالی و محمدکاظم رحمان ستایش، «زمینه‌های تضعیف یونس بن ظبیان، ص۱۵۷»، علوم قرآن و حدیث، سال پنجاه و یکم، شماره ۱۰۳، پاییز و زمستان ۱۳۹۸ش.
  • شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنفین و أصحاب الأصول، نجف، مکتبة المرتضویة، بی‌تا.
  • صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد(ص)، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، قم، آل البیت، ۱۴۱۷ق.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، قم، دارالکتاب، ۱۴۰۴ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، ترتیب خلاصة الأقوال فی معرفة الرجال، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۸۱ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال العلامة الحلی، قم، الشریف الرضی، چاپ دوم، ۱۴۰۲ق.
  • علیاری تبریزی، علی بن عبدالله، بهجة الآمال فی شرح زبدة المقال، تهران، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، چاپ دوم، ۱۴۱۲ق.
  • قهپایی، عنایةالله، مجمع الرجال، قم، اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۳۶۴ش.
  • کاظمی، عبدالنبی، تکملة الرجال، قم، أنوار الهدی، ۱۴۲۵ق.
  • کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال، قم، موسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۴۰۴ق.
  • گروه علمی موسسه امام صادق(ع)، زیر نظر جعفر سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، قم، مؤسسة الإمام الصادق(ع)، ۱۴۱۸ق.
  • مازندرانی حائری، محمد بن اسماعیل، منتهی المقال فی أحوال الرجال، قم، موسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۴۱۶ق.
  • مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، رحلی، بی‌نا، بی‌جا، بی‌تا.
  • مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت،دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تهران،‌دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  • مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، الوجیزة فی الرجال، تهران، همایش بزرگداشت علامه مجلسی، ۱۴۲۰ق.
  • محدث قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، بی‌تا.
  • مرتضی، بسام، زبدة المقال من معجم الرجال، بیروت، دارالمحجة البیضا، ۱۴۲۶ق.
  • مظاهری، حسین، الثقات الأخیار من رواة الأخبار، قم، موسسة الزهراء(ع) الثقافیة الدراسیة، ۱۴۲۸ق.
  • نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش.
  • نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، نشر صدوق، ۱۳۹۷ق.
  • نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات علم رجال الحدیث، تهران، فرزند مؤلف، ۱۴۱۴ق.
  • نمازی شاهرودی، علی، مستطرفات المعالی، تهران، موسسه نبأ، ۱۴۲۲ق.
  • نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، ۱۴۰۸ق.