ابواسحاق فزاری

از ویکی شیعه
ابواسحاق فزاری
اطلاعات فردی
نام کامل ابراهیم بن محمد بن الحرث الفزاری
کنیه ابواسحاق
لقب کوفی، مصیصی، شیخ الاسلام
محل زندگی کوفه، بغداد، شام
وفات ۱۸۵ق، پس از امام صادق(ع)
محل دفن شام
خویشاوندان
سرشناس
مروان بن معاویه بن حارث از راویان معروف
مذهب نا معلوم
اطلاعات حدیثی
راویان از او سفیان ثوری، عبدالرحمن اوزاعی
اعتبار مجهول الحال
تألیفات کتاب السیر، فی الاخبار و الأحداث

ابراهیم بن محمد بن حرث معروف به ابواسحاق فزاری، از اصحاب امام صادق(ع) و محدثان قرن دوم هجری قمری است. اهل‌سنت او را از عالمان بزرگ دین و از پیشوایان مسلمانان دانسته‌اند. ابواسحاق، علاوه بر فقه در علوم دیگری چون حدیث، تاریخ و مغازی تبحر داشت. گفته می‌شود که او یکی از عارفان به‌نام زمان خود و از هم‌نشینان ابراهیم بن ادهم بود و در منابع به شاگردیش از سفیان ثوری و عبدالرحمن اوزاعی اشاره شده است.

ابواسحاق فزاری پس از مدتی از بغداد به مصیصه، یکی از مناطق مرزی شام مهاجرت کرد و تا آخر عمر در آنجا ماند و مردم آن منطقه را با تعالیم اسلام آشنا کرد. هدف از سفر او به مصیصه، دفاع از مرزهای سرزمین‌های اسلام عنوان شده است.

ابراهیم روایات فراوانی را از تابعین و افراد بعد از آنها چون مالک بن أنس، عبدالرحمن اوزاعی، سفیان ثوری و ولید بن مسلم نقل کرده است؛ او همچنین روایاتی با واسطه از امام صادق(ع) نقل کرده است. وی نویسنده کتابی در موضوع سیره با عنوان کتاب السیر، فی الاخبار و الأحداث است.

برخی از عالمان علم رجال شیعه با توجه به نبود اطلاعات پیرامون ارتباط ابواسحاق با تشیع، وی را شخصیتی ناشناخته و یا از عالمان اهل‌سنت دانسته‌اند. ابن ندیم با اشاره به فاضل بودنش، معتقد است که در نقل حدیث، اشتباهات زیادی داشته است، با این حال اهل‌سنت او را ثقه و قابل اعتماد دانسته‌اند.

معرفی

ابراهیم بن محمد بن الحرث الفزاری که در روایات با نام ابواسحاق الفزاری شناخته می‌شود[۱] از فقیهان و محدثان قرن دوم هجری قمری است. شیخ طوسی و به تبعیت از او عالمانی دیگر، ابراهیم را از اصحاب امام صادق(ع) معرفی کرده‌اند.[۲] در منابع شیعه، روایاتی از او نقل شده است[۳] که تعدادی از آنها با واسطه از امام صادق(ع) است.[۴] از وی با القاب کوفی و مصیصی[۵] نیز یاد شده است.

ابواسحاق را نویسنده کتاب‌هایی[۶] در موضوع سیره[۷] با عنوان «کتاب السیر، فی الاخبار و الأحداث»[۸] دانسته‌اند. او از ۲۸ سالگی شروع به نوشتن احادیث کرد.[۹]

عالمان اهل‌سنت با معرفی ابواسحاق فزاری به عنوان شیخ الاسلام،[۱۰] صاحب سنت،[۱۱] امام الحجة[۱۲] و امام الکبیر،[۱۳] او را یکی از عالمان بزرگ[۱۴] دین[۱۵] و حتی یکی از پیشوایان مسلمانان[۱۶] در منطقه شام[۱۷] دانسته و معتقدند که از شهرت بالایی در اسلام برخوردار است.[۱۸] ابراهیم بن محمد، برترین شخص پس از عبدالرحمن اوزاعی دانسته شده[۱۹] و حتی گفته شده که بر روی زمین کسی افضل از او نبود.[۲۰] برخی ابواسحاق و اوزاعی را دو امام در سنت معرفی کرده‌اند.[۲۱]

وی مورد احترام هارون الرشید بود.[۲۲] در منابع مراوداتش با هارون الرشید انعکاس داشته است.[۲۳] ابواسحاق در طبقه‌بندی عالمان و ذکر احوال آنها، یکی از مشایخ اولیه قلمداد شده است.[۲۴] پسر عموی او، مروان بن معاویه بن حارث[۲۵] نیز از راویان[۲۶] مشهور و مورد وثوق[۲۷] دانسته شده است.

عالم به علوم مختلف

گفته شده است که ابواسحاق فزاری، فردی صالح[۲۸] و فقیه فاضلی بود؛[۲۹] به‌گونه‌ای که فقیه‌ترین شخص زمان خود محسوب می‌شد.[۳۰] وی را مورخ و محدثی برجسته[۳۱] و کثیر الحدیث[۳۲] نیز دانسته و محدثان زیادی از او روایت نقل کرده‌اند[۳۳] و حتی گفته شده که عالم به علم مغازی[۳۴] و اولین کسی بود که از اصطرلاب استفاده کرد.[۳۵]

از عارفان

ابواسحاق فزاری را یکی از عارفان و عابدان نیز دانسته[۳۶] و نامش را در کنار نام ابراهیم بن ادهم ذکر کرده‌اند[۳۷] و حتی گفته شده که از هم‌نشینان ابراهیم بن ادهم بود.[۳۸] وی از معاصران اوزاعی و از اصحاب او دانسته شده[۳۹] و شاگردی‌اش از اوزاعی و سفیان ثوری در منابع بازتاب داشته است.[۴۰] ابن عساکر به گزارشی اشاره می‌کند که در آن عبدالرحمن نسایی، نام ابواسحاق را به‌عنوان یکی از شاگردان سفیان ثوری ذکر می‌کند.[۴۱] از فضیل بن عیاض نیز در مورد فضیلت او نکاتی ذکر شده است.[۴۲]

اقامت در شام

ابواسحاق فزاری در کوفه به دنیا آمد.[۴۳] پس از مدتی زندگی در کوفه به بغداد رفت و مورد احترام هارون عباسی قرار گرفت.[۴۴] وی در اواخر عمر به شام رفت و در شهر دمشق[۴۵] یا منطقه مرزی مصیصه ساکن شد[۴۶] و به نقل حدیث پرداخت.[۴۷] [یادداشت ۱] عده‌ای حضور او در منطقه مرزی را برای پاسداری از مرزهای اسلامی عنوان کرده‌اند.[۴۸] به همین دلیل وی را در زمره مجاهدان نیز قرار داده‌اند.[۴۹] ابن عساکر آورده است که ابواسحاق، سبب آشنایی مردم آن منطقه با تعالیم اسلام شد و سنت را به آنان آموخت.[۵۰]

وفات ابواسحاق را در زمان خلافت هارون عباسی[۵۱] و در منطقه مرزی مصیصه شام[۵۲] و در سال‌های ۱۸۵ق[۵۳] ۱۸۶ق [۵۴] و ۱۸۸ق[۵۵] ذکر کرده‌اند. گفته شده که برای مرگش، یهود و نصارا نیز عزاداری کردند[۵۶] و حتی ادعا شده خسارتی که اهل اسلام از مرگ او دیدند در مرگ هیچ‌کس تجربه نکردند.[۵۷] غلو در مقام او به حدی بود که حتی نقل شده است در روز قیامت همنشین رسول خدا خواهد بود و وقتی همه در حیرت هستند، منادی ندا می‌دهد که به ابواسحاق اقتدا کنند که وی در مسیر درست است.[۵۸]

اساتید و شاگردان

برخی معتقدند که ابراهیم بن محمد از تابعین و افراد بعد از آنها روایت نقل کرده است.[۵۹] وی از خالدا الحذاء، حمیدا الطویل، مالک بن أنس، موسی بن عقبة[۶۰] عبدالملک بن عمیر، عبدالرحمن اوزاعی[۶۱] معاویه بن عمرو الرومی،[۶۲] سفیان ثوری، ولید بن مسلم[۶۳] الأعمش، أبی إسحاق الشیبانی، سلیمان التّیمی، موسی بن أبی عائشة، یحیی بن سعید الأنصاری، هشام بن عروة، یونس بن عبید، عبد اللّه بن عون، أبان بن أبی عیاش و دیگران روایت نقل کرده است.[۶۴]

سفیان ثوری و عبدالرحمن بن عمرو الأوزاعی با اینکه از نظر سنی، بزرگ‌تر از ابواسحاق بودند؛ اما از او روایت نقل کرده‌اند. مروان بن معاویة الفزاری، عیسی بن یونس السّبیعی، بقیة بن الولید، محمد بن سلمة الحرّانی، معاویة بن عمرو، عمرو بن محمد الناقد، حسن بن الربیع، ولید بن مسلم و دیگران نیز از ابواسحاق روایت نقل کرده‌اند.[۶۵]

مذهب و وثاقت

مامقانی از رجالیان شیعه، ابواسحاق را از محدثان و فقیهان مورد اعتماد اهل سنت در کوفه دانسته است.[۶۶] به باور او در کتب رجالی شیعه، مطلبی در مورد وثاقت یا عدم وثاقتش بیان نشده است؛ بنابراین شخصیتی مُهمل قلمداد می‌شود.[۶۷]

عالمان اهل‌سنت ابواسحاق را ثقه‌ی[۶۸] فاضل،[۶۹] صالح و مأمون در حدیث معرفی کرده‌اند؛[۷۰] همین امر سبب شده عده‌ای از رجالیان، او را از محدثان اهل‌سنت معرفی کنند.[۷۱] اوزاعی ابواسحاق را در نقل حدیث، صادق المصدوق معرفی کرده است.[۷۲] برخی از محققان تعریف و نقل حدیث اوزاعی از او را نشانه جلالت و عظمتش دانسته‌اند.[۷۳]

ابن ندیم و دیگران با آنکه ابواسحاق را شخصیتی فاضل معرفی کرده‌اند؛ اما معتقدند که اشتباهات زیادی در حدیث داشته است.[۷۴]

پانویس

  1. مامقانی، تنقیح المقال، ۱۴۳۱ق، ج۴، ص۲۹۳.
  2. طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۴۵۷؛ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۴۳۱ق، ج۴، ص۲۹۳.
  3. شیخ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۳۱۲.
  4. برای نمونه نگاه کنید به: شیخ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۵۶۶؛ شیخ حر عاملی، اثبات الهدی، ۱۴۲۵ق، ج۳، ص۷۲ق.
  5. شبستری، الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق(ع)، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۰.
  6. دارقطنی، ذکر أسماء التابعین، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۵۶.
  7. ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۵۱۴.
  8. ابن ندیم، الفهرست، بیروت، ص۱۳۵؛ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۱، ص۵۹؛ کحاله، معجم المؤلفین، ۱۳۷۶ق، المتنج۱، ص۹۱.
  9. ابن حبان، الثقات، ۱۳۹۳ق، ج۶، ص۲۳.
  10. ابن العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۸۳؛ ذهبی، تذکره الحفاظ، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۲۰۰.
  11. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۶.
  12. ذهبی، تذکره الحفاظ، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۲۰۰.
  13. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۰۵ق، ج۸، ص۵۳۹.
  14. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۱، ص۵۹؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۶، ص۱۰۴.
  15. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۱۹.
  16. ابن قانع بغدادی، معجم الصحابة، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۰۸.
  17. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۲.
  18. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۷.
  19. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۶؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۶، ص۱۰۴.
  20. ابن العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۸۳.
  21. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۸؛ ابن اثیر، المختار من مناقب الأخیار، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۶۹.
  22. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۱۹-۱۳۳؛ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۱، ص۵۹.
  23. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۳۰.
  24. أحد المشایخ الأولین، من أصحاب الطبقات و الأحوال، ابن اثیر، المختار من مناقب الأخیار، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۶۹.
  25. مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۰ق، ج۲، ص۱۶۷.
  26. عزیزی، الرواة المشترکون بین الشیعة و السنة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۳۸۰-۳۸۱.
  27. ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ۱۴۱۸ق، ص۲۵۷.
  28. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۶.
  29. ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ۱۴۱۸ق، ص۲۵۷.
  30. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۴.
  31. سزگین، تاریخ التراث العربی، ۱۴۱۲ق، قسم۲، ج۱، ص۹۵.
  32. سیوطی، طبقات الحفاظ، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۲۳.
  33. صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۶، ص۱۰۴.
  34. شبستری، الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق(ع)، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۰.
  35. کحاله، معجم المؤلفین، ۱۳۷۶ق، ج۱، ص۹۰.
  36. ابن حبان، الثقات، ۱۳۹۳ق، ج۶، ص۲۳؛ ابومخرمه، قلادة النحر، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۲۸۶.
  37. خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۳، ص۳۳۲.
  38. ابن اثیر، المختار من مناقب الأخیار، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۶۹.
  39. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۱، ص۵۹.
  40. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۳۲؛ خزرجی، خلاصه تذهیب تهذیب الکمال، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲۰.
  41. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۲.
  42. ابن العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۸۳.
  43. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۱ ؛ ص۵۹؛ سزگین، تاریخ التراث العربی، ۱۴۱۲ق، قسم۲، ج۱، ص۹۵.
  44. زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۱، ص۵۹.
  45. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۱۹؛ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۱، ص۵۹.
  46. مامقانی، تنقیح المقال، ۱۴۳۱ق، ج۴، ص۲۹۳؛ شبستری، الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق(ع)، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۰.
  47. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۱۹؛ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۱، ص۵۹.
  48. ذهبی، تذکره الحفاظ، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۲۰۰.
  49. ابومخرمه، قلادة النحر، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۲۸۶؛ ذهبی، العبر فی خبر من غبر، بیروت، ج۱، ص۲۲۴؛ ابن اثیر، المختار من مناقب الأخیار، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۶۹.
  50. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۶.
  51. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۷، ص۳۳۹.
  52. ابن ندیم، الفهرست، بیروت، ص۱۳۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۷، ص۳۳۹؛ ابن اثیر، المختار من مناقب الأخیار، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۶۹؛ ابن حبان، الثقات، ۱۳۹۳ق، ج۶، ص۲۳.
  53. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۳۰-۱۳۱؛ عامری حرضی، غربال الزمان، ۱۴۰۵ق، ص۱۶۹؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱۲، ص۱۷؛ ابن العماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۸۳.
  54. شبستری، الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق(ع)، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۰؛ سیوطی، طبقات الحفاظ، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۲۳؛ بخاری، التاریخ الکبیر، حیدرآباد، ج۱، ص۳۲۱.
  55. ابن ندیم، الفهرست، بیروت، ص۱۳۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۷، ص۳۳۹.
  56. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۳۲.
  57. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۳۳؛ أصبهانی، حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۲۵۴.
  58. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۳۳.
  59. ابن اثیر، المختار من مناقب الأخیار، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۶۹.
  60. ابومخرمه، قلادة النحر، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۲۸۷.
  61. ابن العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۸۳.
  62. ابن ندیم، الفهرست، بیروت، ص۱۳۵.
  63. شبستری، الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق(ع)، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۰.
  64. تاریخ مدینه دمشق، ج۷، ص۱۱۹.
  65. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۱۹.
  66. مامقانی، تنقیح المقال، ۱۴۳۱ق، ج۴، ص۲۹۳-۲۹۴.
  67. مامقانی، تنقیح المقال، ۱۴۳۱ق، ج۴، ص۲۹۴.
  68. ابن قانع بغدادی، معجم الصحابة، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۰۸، به نقل از عالمان اهل‌سنت.
  69. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۷، ص۳۳۹؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۱.
  70. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۲؛ ابن قانع بغدادی، معجم الصحابة، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۹۰۸. به نقل از عالمان اهل‌سنت
  71. شبستری، الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق(ع)، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۰.
  72. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۴؛ ابن اثیر، المختار من مناقب الأخیار، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۶۹.
  73. ابن العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۸۳؛ ذهبی، العبر فی خبر من غبر، بیروت، ج۱، ص۲۲۴.
  74. ابن ندیم، الفهرست، بیروت، ص۱۳۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۷، ص۳۳۹؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۲۱.
  1. برخی گفته‌اند که او از کوفه به دمشق و پس از آن به بغداد رفت و در نهایت در یکی از مناطق مرزی شام به نام مصیصه ساکن شد.(سزگین، تاریخ التراث العربی، ۱۴۱۲ق، قسم۲، ج۱، ص۹۵.)

منابع

  • ابن اثیر، مبارک بن محمد، المختار من مناقب الأخیار، امارات، مرکز زاید للتراث و التاریخ، ۱۴۲۴ق.
  • ابن العماد الحنبلی، ابوالفلاح عبدالحی بن احمد العکری، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، تحقیق الأرناؤوط، بیروت،‌دار ابن کثیر، ۱۴۰۶ق.
  • ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد، دائرة المعارف العثمانیة، ۱۳۹۳ق.
  • ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة أنساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۸ق.
  • ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
  • ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل أو اجتاز بنواحیها من واردیها و أهلها، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
  • ابن قانع بغدادی، عبد الباقی، معجم الصحابة، بیروت، دارالفکر - لبنان - بیروت، ۱۴۲۴ق.
  • ابن قتیبة، عبدالله بن مسلم، المعارف، تحقیق ثروت عکاشة، قاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، ۱۹۹۲م.
  • ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.
  • ابو مخرمه، عبدالله طیب بن عبد الله، قلادة النحر فی وفیات أعیان الدهر، بیروت، دارالمنهاج، ۱۴۲۸ق.
  • اصبهانی، أبو نعیم، حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۹ق.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الکبیر للبخاری بحواشی المطبوع، حیدرآباد، دائرة المعارف العثمانیة، بی‌تا.
  • خزرجی، احمد بن عبدالله، خلاصه تذهیب تهذیب الکمال، بیروت، دارالبشائر، ۱۴۱۶ق.
  • خوانساری، محمدباقر بن زین العابدین، روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، قم، دهاقانی (اسماعیلیان)، ۱۳۹۰ق.
  • دارقطنی، علی بن عمر، ذکر أسماء التابعین و من بعد هم ممن صحت روایته عن الثقات عند البخاری و مسلم، بیروت، مؤسسة الکتب الثقافیة، ۱۴۰۶ق.
  • ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، العبر فی خبر من غبر، بیروت، دارالکتب العلمیه، بی‌تا.
  • ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تذکره الحفاظ طبقات الحفاظ، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۸ق.
  • ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، بیروت، موسسة الرسالة، ۱۴۰۵ق.
  • زرکلی، خیر الدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م..
  • سزگین، فواد، تاریخ التراث العربی، قم، کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره)، چاپ دوم، ۱۴۱۲ق.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن أبی بکر، طبقات الحفاظ، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۳ق.
  • شبستری، عبدالحسین، الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق(ع)، قم، مؤسسة النشرالإسلامی، ۱۴۱۸ق.
  • شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، بیروت، اعلمی، ۱۴۲۵ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، الامالی، تهران، کتابچی، ۱۳۷۶ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش.
  • صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، بیروت، دارالنشر، چاپ دوم، ۱۴۰۱ق.
  • عامری حرضی، یحیی بن ابی‌بکر، غربال الزمان فی وفیات الأعیان، دمشق،‌دار الخیر، ۱۴۰۵ق.
  • عزیزی، حسین، الرواة المشترکون بین الشیعة و السنة، تهران، المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الإسلامیة، ۱۴۳۰ق.
  • کحاله، عمر رضا، معجم المؤلفین، بیروت،‌دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۷۶ق.
  • مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، موسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۴۳۱ق.
  • مزی، یوسف بن غبدالرحمن، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، بیروت، موسسة الرسالة، ۱۴۰۰ق.