پرش به محتوا

مقداد بن عمرو: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Shamsoddin (بحث | مشارکت‌ها)
جز افزایش لینک زبان اندونزیایی
imported>Smnazem
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷۱: خط ۷۱:
[[en:Miqdad b. 'Amr]]
[[en:Miqdad b. 'Amr]]
[[tr:Mikdad bin Esved]]
[[tr:Mikdad bin Esved]]
[[ur:مقداد بن عمرو]]
[[id:Miqdad bin Amr]]
[[id:Miqdad bin Amr]]



نسخهٔ ‏۴ سپتامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۸:۵۳

مقداد بن عمرو
مشخصات فردی
نام کاملمقداد بن عمرو بن ثعلبه
محل زندگیحضرموت، مکه، مدینه
مدفنمدینه
مشخصات دینی
زمان اسلام آوردناز نخستین مسلمانان
حضور در جنگ‌هابدر و جنگ های دیگر
هجرت بهحبشه
دیگر فعالیت‌هانخستین شیعه امام علی (ع)


مقداد بن عمرو، معروف به مقداد بن اسود،(درگذشت ۳۳ق) از بزرگان صحابه پیامبر(ص) و نخستین شیعیان امام علی(ع) و از بدریون و حاضران در همه جنگ‌های پیامبر(ص). وی یکی از ۴ نفری است که پیامبر(ص) فرمود: «خدا مرا به دوست‌داشتنشان واداشته است.»

پیامبر(ص):
خداوند مرا به دوست داشتن ۴ تن دستور داد و مرا خبر داد که خودش آنها را دوست دارد: علی، مقداد، ابوذر، سلمان.

الغدیر، ج ۹، ص ۱۱۷.

نسب، ولادت و وفات

مقداد بن عمرو بن ثعلبه (۳۷قبل از هجرت-۳۳ق) معروف به مقداد بن اسود. مقداد در نزدیکی مدینه درگذشت و به مدینه منتقل شد و در آنجا دفن شد.[۱]

وی در روزگار جاهلیت، از ساکنان حضرموت بود ولی در اثر دشمنی ای که برایش پیش آمد به مکه گریخت و به فرزندخواندگی اسود بن عبد یغوث درآمد و از این رو به وی مقداد بن اسود گفته می شد تا اینکه آیه ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ (ترجمه:آنان را به [نام‌] پدرانشان بخوانيد،)[۳۳–۵] نازل شد و از آن پس، مقداد بن عمرو خوانده شد.[۲]

در زمان پیامبر(ص)

مقداد از پهلوانان صحابه پیامبر(ص) و از جمله ۷ نفر نخستینی بود که اسلام خود را آشکار کرد.[۳]

وی از دومین دسته مهاجران به حبشه بود و قبل از هجرت پیامبر(ص)، به مکه برگشت و از مکه به مدینه هجرت کرد و در جنگ بدر و همه جنگ‌های پیامبر(ص) شرکت کرد.[۴]

پیامبر(ص) می فرماید: خداوند مرا به دوست داشتن ۴ تن دستور داد و آگاهم کرد که خودش آنها را دوست دارد: علی، مقداد، ابوذر، سلمان.[۵]

مقداد در کنار سلمان، عمار، ابوذر از نخستین شیعیان دانسته شده اند که در زمان پیامبر(ص) بدین نام شناخته شده اند.[۶]

در زمان عثمان

یعقوبی می نویسد: بعضى روايت كرده‌اند كه عثمان در همان شبى كه بيعتش روز آن به انجام رسيد براى نماز عشاى پسين بيرون رفت و پيشاپيش او شمعى روشن شده بود پس مقداد بن عمرو به او برخورد و گفت: اين بدعت چيست؟[۷] یعقوبی در ادامه چنین می گوید: مردمى به علی بن ابی طالب گرويدند و زبان به بدگويى عثمان گشودند. از كسى روايت شده است كه گفت:

به مسجد پیامبر خدا در آمدم و مردى بر سر زانوها ايستاده ديدم كه افسوس مى‌خورد چنان كه گويى دنيا را به دست داشته و از دست او رفته است و مى‌گفت: «شگفتا از قریش و دريغ داشتن ايشان خلافت را از خاندان پيامبرشان با اينكه در ميان اينان است اول مؤمنان و پسر عموى پيامبر خدا، داناترين مردم و فقيه ترين ايشان در دين خدا و كسى كه در راه اسلام بيش از همه رنج برد و ره‌شناس‌تر ايشان و آنكه از همه بهتر به راه راست هدايت مى‌كند. به خدا قسم خلافت را از هدايت‌كننده هدايت‌يافته پاك و پاكيزه ربودند و نه اصلاحى براى امت خواستند و نه حقى در روش، ليكن آنان دنيا را بر آخرت برگزيدند، پس دورى و نابودى باد ستمكاران را.»
پس بدو نزديك رفتم و گفتم: خدايت رحمت كند تو كيستى و اين مرد كيست؟
گفت: منم مقداد بن عمرو، و اين مرد هم على بن ابى طالب است.
گفت: پس گفتم: آيا بدين كار برنمى‌خيزى تا من هم تو را در آن كمك دهم؟
گفت: اى پسر برادرم براى اين كار يك مرد و دو مرد كافى نيست.
سپس بيرون آمدم و ابوذر را ديدم و داستان را بدو گفتم. پس گفت: برادرم مقداد راست گفته است. ::سپس نزد عبدالله بن مسعود آمدم و قضيه را بدو گفتم.
پس گفت: به ما گفته شده است و كوتاهى نكرده‌ايم.[۸]

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود


منابع

  • الأمین، السیدمحسن، اعیان الشیعة، تحقیق و تخریج: حسن الامین، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق-۱۹۸۳م.
  • الأميني، عبدالحسین، الغدير فی الکتاب و السنة و الادب، ج۹، بیروت: دار الکتب العربی، ۱۳۹۷-۱۹۷۷م.
  • البلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، انساب الاشراف، تحقیق: محمد حمیدالله، مصر: معهد المخطوطات بجامعة الدول العربیة بالاشتراک مع دارالمعارف، ۱۹۵۹م.
  • الزرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۷، بیروت: دارالعلم للملایین، ۱۹۸۰م.
  • شهابی، محمود، ادوار فقه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ۱۳۶۶ش.
  • النوبختی، الحسن بن موسی، فرق الشیعة، بیروت: دارالاضواء، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
  • یعقوبی، تاریخ یقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب (نسخه موجود در لوح فشرده مکتبة اهل البیت، نسخه دوم، ۱۳۹۱ش).
  1. الامین، اعیان الشیعة، ج۱۰، ص۱۳۴؛ البلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۰۴؛ الزرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۸۲.
  2. الزرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۸۲.
  3. الزرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۸۲.
  4. البلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۰۵.
  5. الزرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۸۲.
  6. ر.ک: النوبختی، فرق الشیعه، ص۱۸؛ شهابی، ادوار فقه، ج۲، ص۲۸۲.
  7. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۵۴.
  8. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، صص۵۴-۵۵.