حدود ۲۰۰ هزار کشته • ۶۰۰ هزار مجروح • ۶۰ هزار اسیربیش از ۲۰۰ هزار کشته • حدود ۱ میلیون مجروح • حدود ۴۰ هزار نفر اسیر
پیکر شهید ایرانی. عکس: سیفالله صمدیان.
جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷ش) یکی از طولانیترین و خونینترین جنگهای قرن بیستم میلادی میان دو کشور با اکثریت شیعه که با تجاوز عراق به ایران آغاز شد. هدف اصلی این جنگ از سوی رهبران روحانی جمهوری اسلامی ایران مقابله ابرقدرتهای جهانی با انقلاب اسلامی و گفتمان آن برشمرده شده است.
جنگ ایران و عراق در جبهه ایران تحت تأثیر ایدئولوژی دینی جمهوری اسلامی بهعنوان دفاع مقدس و جهاد دفاعی تلقی میشد و بسیاری از کنشها و نمادهای آن رنگوبوی مذهبی داشت: ایمان به امداد غیبی الهی وجود داشته است؛ توجه به معنویات و آخرتگرایی هنگام نبرد در اولویت بوده است؛ از سیره معصومان(ع)، بهخصوص در واقعه عاشورا، الهامگیری میشده است؛ ایثار جان و شهادتطلبی ارزش بوده است؛ به کشتهشدگان در جنگ عنوان مذهبی شهید داده میشده است. همچنین، نامها و رمزهای عملیاتها، شعارها، نمادها و پیامهای رهبران و رزمندگان در جنگ مذهبی بوده است.
فرمانده اصلی این جنگ در جبهه ایران امام خمینی، بهعنوان ولی فقیه، بود. او علاوه بر اینکه تصمیمات کلان سیاسی و نظامی جنگ را میگرفت، رهبر ایدئولوژیک جنگ هم بود که معنای ایدئولوژیک جنگ را، بهعنوان جنگی تحمیلی از سوی استکبار جهانی علیه اسلام و انقلاب اسلامی، تبیین میکرد. در این میان، واکنش حوزههای علمیه شیعه ایران به جنگ، حمایت و شرکت گسترده روحانیان شیعه ایرانی در جبههها و واکنش جریان اصلی و داخلی حوزه علمیه شیعه عراق سکوت و عدم دخالت گزارش شده است.
برخی محققان، برای نشاندادن روند درگیری در جنگ ایران و عراق مراحل زیر را ترسیم کردهاند: تشدید دشمنی از سوی حکومت بعثی عراق، آغاز جنگ و اشغال با حمله همهجانبه عراق به ایران و اشغال و حصر مناطقی زیادی از ایران، بازپسگیری سرزمینهای اشغالشده توسط ایران در عملیاتهای موفقی مانند بَیْتُ المُقَدَّس، فرسایشیشدن جنگ با شکست استراتژی ایران برای اشغال سرزمینهای عراق، استفاده از هور (تالابهای وسیع) برای عملیات توسط ایران، اقتدار ایران در جنگ با فتح فاو، پیدایش عزم بینالمللی برای اتمام جنگ با درگرفتن عملیاتهای خونینی چون کربلای ۵ و در نهایت اتمام جنگ، با سقوط پیدرپی سرزمینهایی که ایران با سختی فراوان از عراق گرفته بود، با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران در تابستان ۱۳۶۷ش.
تأثیر انسانی جنگ ایران و عراق موجب بازتاب آن در هنر ایران و پیدایش هنر دفاع مقدس و ایجاد حوزههای جدیدی در ذیل آن تحت عناوینی چون ادبیات دفاع مقدس، شعر دفاع مقدس، نقاشی دفاع مقدس، موسیقی دفاع مقدس و سینمای دفاع مقدس شده است.
جایگاه و برخی ویژگیها
جنگ هشتساله ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷ش) یکی از طولانیترین و خونینترین جنگهای پس از جنگ جهانی دوم (در ردیف جنگهای ویتنام و کره) و یکی از تلخترین جنگهای فرسایشی قرن بیستم برشمرده شده است.[۱] در کنار این، این جنگ، در عین خسارتهایش، یکی از افتخارآمیزترین حماسههای تاریخ ایران قلمداد شده است.[۲] در ادبیات جمهوری اسلامی از این جنگ با عناوینی چون جنگ تحمیلی و دفاع مقدس یاد میشود.[۳]
بازتاب حمایت شوروی از عراق در میان ایرانیان. عکس: علی فریدونی.[۴]
بر اساس منابع، این جنگ با تجاوز عراق به ایران آغاز شد.[۵] اهداف عراق از حمله نظامی به ایران این موارد گزارش شده است: تضعیف یا براندازی نظام جمهوری اسلامی برای جلوگیری از نفوذ آن، لغو معاهده مرزی ۱۹۷۵م الجزایر، جداسازی استان خوزستان از ایران، فشار به ایران برای واگذاری جزایر سهگانه ایرانی (تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی) به عربها و تبدیل عراق به قدرت اول منطقه.[۶]
ماهیت بینالمللی جنگ ایران و عراق به مراتب از بسیاری از جنگهای جهان سوم بیشتر دانسته شده است؛[۷] زیرا بسیاری از کشورهای جهان بهنوعی درگیر شدند و از یک طرف یا هر دو طرف جنگ حمایت کردند.[۸] گفته شده ایران بهدلیل ایدئولوژی سیاسی «نه شرقی، نه غربی» خود، در مقاطعی از جنگ بدون دوست بود،[۹] به همین دلیل دو ابرقدرت بزرگ روز جهان (آمریکا و شوروی)، بهعلاوه بسیاری از کشورهای جهان، به عراق یاری رساندند.[۱۰]
هرچند این جنگ نهایتاً از نظر سرزمینی با بازگشت دو کشور به مرزهای پیش از جنگ بهپایان رسید، برخی محققان با برشمردن مواردی ایران را پیروز آن برشمردهاند؛ ازجمله: حفظ و تثبیت جمهوری اسلامی، شکست راهبرد عراق در گسترش سرزمینی، پذیرش مجدد قرارداد ۱۹۷۵م الجزایر از سوی عراق و معرفی عراق بهعنوان متجاوز از سوی سازمان ملل متحد در ۱۸ آذر ۱۳۷۰ش.[۱۲]
ماهیت ایدئولوژیک: جنگی برای مقابله با انقلاب اسلامی و گفتمان آن
درباره ماهیت ایدئولوژیک جنگ ایران و عراق گفته شده که بهرغم دلایل سیاسی و مرزی عنوان شده برای حمله عراق به ایران،[۱۳] با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، توازن قدرتهای فرامنطقهای با سقوط یکی از نزدیکترین دولتهای منطقه به آمریکا دچار اخلال شد؛[۱۴] این اخلال با ماجرای اشغال سفارت امریکا در تهران بهاوج رسید.[۱۵] نزدیکشدن منافع عراق و آمریکا در فروپاشی نظام جدید ایران،[۱۶] ترس حکومت بعث از تأثیرپذیرفتن شیعیان عراق از انقلاب اسلامی ایران تحت ایده صدور انقلاب[۱۷] و تصور عراق از تضعیف نظام سیاسی و ارتش ایران پس از انقلاب[۱۸] از دیگر عواملی دانسته شده که حکومت بعث را به فکر حمله به ایران انداخت.
از منظر رهبران جمهوری اسلامی هم، جنگ ایران و عراق صرفاً یک منازعه مرزی و سیاسی میان دو کشور نبود، بلکه تلاشی گسترده از سوی ابرقدرتهای شرق و غرب برای مهار و شکست انقلاب اسلامی بود.[۱۹]امام خمینی حمله عراق به ایران را بخشی از رویارویی گستردهتر «اسلام و کفر» دانست.[۲۰] از نظر او قدرتهای بزرگ، بهویژه آمریکا، پس از پیبردن به ظرفیت انقلاب اسلامی و خطر گسترش پیام آن در جهان اسلام، بهدنبال مقابله با آن برآمدند.[۲۱] بهنظر او، رژیم بعث عراق ابزار مناسبی برای این هدف بود و قدرتهای خارجی با حمایت تبلیغاتی و تسلیحاتی از آن، درصدد «سرکوبی اسلام» بودند.[۲۲] بر این اساس، از نظر امام خمینی هدف از دفاع مقدس، علاوه بر بازپسگیری خاک ایران، با حفظ انقلاب اسلامی، استقلال کشور و مقابله با نفوذ قدرتهای بزرگ پیوند میخورد.[۲۳]
این نگاه در دوره رهبری دومین رهبر جمهوری اسلامی نیز ادامه یافت؛ آنچنان که او در تبیین جنگ تحمیلی، آن را واکنشی از سوی نظام سلطه به پیروزی انقلاب اسلامی دانست.[۲۴] از نظر او، انقلاب اسلامی ایران برای قدرتهای غربی و شرقی صرفاً سقوط حکومت پهلوی نبود، بلکه تهدیدی برای ساختار سلطه در منطقه و جهان محسوب میشد.[۲۵] بر این اساس، بهنظر او، هدف اصلی از تحمیل جنگ، جلوگیری از گسترش پیام انقلاب اسلامی و الگوی استقلالطلبی آن به دیگر ملتها بود.[۲۶]
دستاوردها، خسارتها و پیامدها
از برجستهترین دستاوردهای جنگ ایران و عراق برای ایران از دست ندادن سرزمین و تداوم حيات نظام جمهورى اسلامى و توانايى در ادارۀ یک جنگ گسترده و طولانی در شرايط سختِ ناهمسویی نظام بینالمللی با ایران دانسته شده است.[۲۷] همچنین، ایجاد الگوی فرهنگی مبتنی بر ایثار، پرورش نیروهای آبدیده در شرایط بحرانی و نیز تعریف هویت جدید از ایرانیان، بهعنوان مردمی صبور و مقاوم، از دیگر دستاوردهای جنگ برای ایران قلمداد شده است.[۲۸] همچنین، تأثیر جنگ ایران و عراق در پیشرفت تجربیات و تواناییهای نظامی ایران در فناوری تسلیحاتی، بهخصوص در زمینه موشکی، قابل توجه قلمداد شده است.[۲۹] گفته شده که این توانایی موشکی بعداً در دو جنگ ایران و اسرائیل و جنگ ایران و آمریکا جایگاه تعیینکنندهای در قدرت پاسخگویی ایران داشت.[۳۰]
بهنوشته علایی، خسارات جنگ ایران و عراق در ذیل مواردی چون تلفات انسانى، آوارگی غیرنظامیان، انهدام ساختمانها و تأسیسات زیربنایى، تخريب مراكز صنعتى و نفتی، توقف سرمایهگذارى و از دست رفتن فرصتهای پيشرفت و توسعۀ دو کشور قابل بررسی و ارزیابى است.[۳۲] طبق گزارش او، خسارات انسانی جنگ ایران و عراق نزدیک به ۴۵۰ هزار نفر کشته، بیش از ۱/۵ میلیون مجروح و بیش از ۹۰ هزار اسیر بوده است.[۳۳] طبق برخی گزارشها، این آمار در سمت ایران بیش از ۲۰۰ هزار کشته، حدود ۱ میلیون مجروح، حدود ۴۰ هزار نفر اسیر بوده است.[۳۴] طبق تخمین علایی، این آمار در سمت عراق حدود ۲۰۰ هزار کشته، ۶۰۰ هزار مجروح و ۶۰ هزار اسیر بوده است.[۳۵] در زمینه تعداد آوارگان جنگی، آمار ۲ میلیون نفر در ایران و ۴۰۰ هزار نفر در عراق گزارش شده است.[۳۶]
حمله عراق به کویت و اشغال آن در مرداد ۱۳۶۹ش و حوادث پس از آن را نیز از جمله پیامدهای جنگ دانسته شده است.[۳۷]
مراحل و روند
به گزارش برخی تحلیلگران عراق از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی با انجام برخی فعالیتها به تشدید دشمنی با ایران پرداخت؛ از جمله: تشدید حملات مرزی به ایران؛[۳۸] حمایت از گروههای قومی تجزیهطلب ایرانی در کردستان و خوزستان،[۳۹] تبلیغات علیه تمامیت ارضی ایران،[۴۰] فشار بر حوزه علمیه شیعه در عراق،[۴۱] ادامه اخراج معاودین (که از دوره پهلوی دوم آغاز شده بود)،[۴۲] کشتن سید محمدباقر صدر و خواهرش،[۴۳] فشار بر خاندان حکیم[۴۴] و منع ایرانیان از زیارت عتبات عالیات.[۴۵] در نهایت، صدام در ۲۶ شهریور ۱۳۵۹ش (۱۷ سپتامبر ۱۹۸۰م) قرارداد الجزایر را ملغی اعلام کرد.[۴۶]
شادی مردم بستان پس از آزادی شهر طی عملیات طریق القدس. عکس: منوچهر قلمچی.[۴۷]
آغاز جنگ و اشغال (شهریور ۱۳۵۹ تا شهریور ۱۳۶۰ش)
جنگ عراق علیه ایران با یورش همهجانبه عراق به ایران در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ش آغاز شد.[۴۸] حاصل آن در روزهای اول اشغال و حصر مناطقی از جمله خرمشهر، بُسْتان، سوسَنْگِرد، دَهْلُران، قصرشیرین، نفتشهر و آبادان بود.[۴۹] در یک سال نخست جنگ نیروهای مسلح ایران، هرچند غافلگیر شده بودند، ولی با تکیه بر دفاع مردمی (بسیج)، تحت تأثیر پیام امام خمینی،[۵۰] توانستند با انجام عملیاتهایی از سرعت پیشروی ارتش عراق بکاهند؛[۵۱] عملیاتهایی چون: کمان ۹۹ (مهر ۱۳۵۹ش)،[۵۲] ضربت ذوالفقار (دی ۱۳۵۹ش)،[۵۳] اِچ۳ (فروردین ۱۳۶۰ش)[۵۴] و عملیات بازیدِراز (اردیبهشت ۱۳۶۰ش).[۵۵]
بخشی از پیام امام خمینی پس از پیروزی ایران در عملیات فتح المبین:
اینجانب از دور دست و بازوی قدرتمند شما را، که دست خداوند بالای آن است، میبوسم و بر این بوسه افتخار میکنم. شما دِین خود را به اسلام عزیز و میهن شریف ادا کردید و طمع ابرقدرتها و مزدوران آنان را از کشور خود بریدید و سخاوتمندانه در راه شرف و عزت اسلام جهاد کردید.[۵۶]
ایران در مسیر پیروزی (شهریور ۱۳۶۰ تا شهریور ۱۳۶۱ش)
لحظاتی قبل از آزادی خرمشهر در جریان جنگ ایران و عراق. عکس از منوچهر قَلَمْچی[۵۷]
در سال دوم جنگ از شهریور ۱۳۶۰ تا شهریور ۱۳۶۱ش پیروزیهای بزرگی برای ایران رقم خورد:[۵۸] بهنقل از منابع، این پیروزیها پس از تغییرات اساسی در فرماندهی جنگ و حضور فراوان نیروهای مردمی در جبهه به دست آمد.[۵۹] در اولین عملیات بزرگ ایران، ثامِنُ الائمه (مهر ۱۳۶۰ش)، حصر آبادان شکسته شد؛[۶۰] در عملیات طَریقُ القُدْس (آذر ۱۳۶۰ش)، بستان و مناطق اطراف آن آزاد شد؛[۶۱] عملیات سخت و پیچیده فتحُ المُبین (فروردین ۱۳۶۱ش) به آزادسازی قسمتهای وسیعی از خاک خوزستان انجامید.[۶۲] در این دوره، عملیات بزرگ پیروزمندانهٔ بیت المقدس (اردیبهشت و خرداد ۱۳۶۱ش) انجام گرفت به آزادسازی خرمشهر انجامید.[۶۳]
گفته شده در این دوره وضعیت سیاسی در داخل ایران به ویژه با حضور پررنگ سازمان مجاهدین خلق آشفته بود[۶۴] ولی این آشفتگیها، با خلع بنیصدر رئیسجمهور وقت از فرماندهی کل قوا (خرداد ۱۳۶۰ش) کاهش یافت.[۶۵] این تغییر سیاسی بهخصوص باعث بازشدن دست نیروهای سپاه پاسداران در جنگ شد؛ و آنان اولین عملیات محدود و مستقل خود را با عنوان «فرمانده کل قوا، خمینی روح خدا» با موفقیت بهانجام رساندند.[۶۶]
ایران با رویکرد تنبیه متجاوز، عملیات بزرگ رمضان را در تیرماه ۱۳۶۱ش طراحی و اجرا کرد[۶۷] نیروهای ایرانی برای اولین بار وارد عراق شدند، ولی این عملیات با تلفات سنگین حدود ۱۰ هزار نفری به شکست انجامید.[۶۸]
فرمانده عراقی اسیرشده در عملیات محرم. عکس: علی عبیری.[۶۹]
جنگ فرسایشی (شهریور ۱۳۶۱ تا شهریور ۱۳۶۲ش)
از شهریور ۱۳۶۱ بهنوشته محمد درودیان، پژوهشگر تاریخ جنگ، مهمترین نتیجه شکست عملیات رمضان شکلگیری چشمانداز جنگ فرسایشی و طولانی بود[۷۰] که امکان موفقیتآمیزبودن راهبرد اجرای عملیاتهای بزرگ و امکان پیروزی سریع و آسان بر عراق را زیر سؤال برد.[۷۱]
این موارد موجب شد تا فرماندهان ایرانی با احتیاط بیشتر عملیاتهای محدودی در مناطق دیگری غیر از غرب بصره طراحی کنند:[۷۲] عملیاتهایی که در مواردی چون عملیات مسلم بن عقیل (مهر ۱۳۶۱ش) در سومار[۷۳] و عملیات محرم (۱۰ آبان ۱۳۶۱ش) در دهلران و موسیان[۷۴] با پیروزی همراه بود؛ در مواردی چون عملیات زین العابدین (آبان ۱۳۶۱ش) برای فتح مَنْدلی،[۷۵] عملیات والفجر مقدماتی (بهمن ۱۳۶۱ش) در منطقه فَکّه[۷۶] و والفجر ۱ (فروردین ۱۳۶۲ش) در عینخوش[۷۷] با شکست مواجه شدند؛ در مواردی هم چون عملیات والفجر ۲ (تیر و مرداد ۱۳۶۲ش) در منطقه حاجعُمران[۷۸] و والفجر ۳ (مرداد ۱۳۶۲ش) در مهران[۷۹] با موفقیت نسبی همراه بودند.
نیروهای بسیجی در عملیات خیبر (اسفند ۱۳۶۲ش). عکس: سعید صادقی.[۸۰] نیروهای بسیج نقش مهمی در جنگ عراق با ایران ایفا کردند و بنا بر گزارشها حدود دو میلیون نفر از آنان در جبههها حضور یافتند.[۸۱]
جنگ در هور و عملیات خیبر (شهریور ۱۳۶۲ تا شهریور ۱۳۶۴ش)
از شهریور ۱۳۶۲ش ایران علاوه بر انجام عملیات در بلندیهای کردستان (مانند عملیات سخت والفجر ۴ مهر و آبان ۱۳۶۲ش)، دو عملیاتِ محدود والفجر ۵ و ۶ را به منظور فریب دشمن به ترتیب در بهمن و اسفند ۱۳۶۲ش در منطقه عملیاتی چَنْگوله،[۸۲] و تنگه چَزّابه انجام داد.[۸۳] و سپس برای اولین بار با گشایش جبهه جدید از قابلیت عملیاتی هورهای (تالابهای وسیع) خوزستان در مرز عراق استفاده کرد.[۸۴]
عملیات خیبر، مهمترین عملیات نیروهای ایرانی پس از عملیات رمضان، در منطقه عملیاتی هور العظیم در اسفند سال ۱۳۶۲ش با هدف تصرف جزایر نفتی مجنون انجام شد.[۸۵] در این عملیات، گرچه دشمن در منطقه هور غافلگیر شد، استفاده وسیع آنان از سلاح شیمیایی نقش مهمی در عدم موفقیت کامل عملیات داشت؛[۸۶] با این حال، جزایر مجنون به تصرف ایران درآمد.[۸۷] عراق تلاش بسیاری برای بازپسگرفتن آن انجام داد، ولی، رزمندگان ایرانی، با حکم امام خمینی مبنی بر حفظ جزایر، توانستند آنها را حفظ نمایند.[۸۸]
در اسفند سال ۱۳۶۳ش، عملیات بدر در هورالعظیم انجام شد.[۸۹] در این عملیات هم، مانند عملیات خیبر، پیشروی اولیه ایران موفق بود و آنان به غرب دجله دست پیدا کردند، ولی با حملات سنگین عراق، از جمله با سلاح شیمیایی، مجبور به عقبنشینی شدند.[۹۰]
استراحت رزمنده ایرانی در گرماگرم عملیات کربلای ۵. عکس: سعید صادقی.[۹۱]شادی رزمندگان ایرانی پس از فتح فاو در عملیات والفجر ۸.
اقتدار در جنگ: فتح فاو (شهریور ۱۳۶۴ تا شهریور ۱۳۶۵ش)
از شهریور ۱۳۶۴ش تا سال بعد را دوره اقتدار ایران در جنگ دانستهاند: در نبود چشماندازی برای پایان جنگ، طرح عملیاتی برای عبور از اروندرود و فتح شهر فاو از سوی محسن رضایی، فرمانده سپاه در دوران جنگ، ارائه شد.[۹۲] عملیات آبی-خاکی پیچیده والفجر ۸ (بهمن ۱۳۶۴ش) با انجام عملیات فریب و اجرای منسجم و دقیق، منجر به فتح فاو شد.[۹۳] درودیان فتح فاو در این عملیات را برجستهترین پیروزی ایران پس از فتح خرمشهر دانسته است.[۹۴]
فتح فاو موجب شد تا عراق سیاست جنگی خود را از دفاع به حمله تغییر دهد.[۹۵] حاصل این تغییر اشغال دوباره شهر مهران توسط عراق بود.[۹۶] هر چند ایرن در عملیات غافلگیرانه کربلای ۱ (تیر ۱۳۶۵ش) مهران را پس گرفت.[۹۷]
بهنوشته ولایتی وزیر خارجه وقت ایران، پیروزیهای ایران در این دوره موجب شد تا آمریکا در رویکرد خود به ایران در مقاطعی تجدید نظر کند و برای نمونه در ماجرای مَکْفارلین (خرداد ۱۳۶۵ش) تلاش کند با ارسال اسلحه به ایران کانال دیپلماتیکی با ایران ایجاد کند.[۹۸] گفته شده با مخالفت امام خمینی با این ارتباط مخالفت کرد و آمریکا نیز برای وادارکردن ایران به اتمام جنگ تعارض با ایران را تشدید کرد.[۹۹]
خونینترین سال جنگ (شهریور ۱۳۶۵ تا شهریور ۱۳۶۶ش)
سال ۱۳۶۵ شمسی بهدلیل انجام عملیات کربلای ۵ خونینترین سال جنگ ایران و عراق برشمرده شده است.[۱۰۰] کربلای پنج را سختترین، پرهزینهترین و پرتلفاتترین نبرد جنگ ایران و عراق دانستهاند.[۱۰۱] این عملیات در دی ۱۳۶۵ تا فروردین ۱۳۶۶ش) در شَلَمْچه و با هدف محاصره بصره انجام شد.[۱۰۲] بهنوشته علایی، این عملیات ضربۀ بسیار مهلکی بر ارتش عراق وارد آورد[۱۰۳] و ۱۵۰ کیلومتر مربع از خاک عراق بهتصرف ایران درآمد.[۱۰۴]
پیش از کربلای ۵، عملیات کربلای ۴ در دیماه، که برای فتح بصره طراحی و اجرا شده بود، به یکی از بدترین عملیاتهای جنگ تبدیل شد.[۱۰۵] در این عملیات، که از پیش لو رفته بود، هزار رزمنده ایرانی شهید و دوهزار نفر مفقود شدند.[۱۰۶] در اردیبهشت ۱۳۹۴ش، پیکر ۱۷۵ نفر از غواصان این عملیات به ایران بازگردانده شد.[۱۰۷]
بهگزارش علایی، در عمليات کربلای ۵ حدود ١٢ هزار نفر بهشهادت رسیدند یا مفقود شدند و نزدیک به ١۵ هزار نفر زخمی شدند.[۱۰۸] در اين عمليات، ۳۵۰ نفر از فرماندهان ردههاى مختلف سپاه پاسداران به شهادت رسيدند.[۱۰۹]
سال پایانی جنگ و حضور آمریکا در جنگ (شهریور ۱۳۶۶ تا شهریور ۱۳۶۷ش)
سال پایانی جنگ با رویارویی ایران و آمریکا، در خلیج فارس آغاز شد.[۱۱۰] ایران، که تلاش میکرد از تردد نفتکشها و کشتیهای تجاری عراق و کشورهای حامی آن جلوگیری کند.[۱۱۱] در مقابل، آمریکا به چند سکوی نفتی ایران حمله کرد و ناوچههای ایرانی سهند و جوشن را غرق کرد.[۱۱۲]
سکوی نفتی رشادت ایران در حال سوختن در اثر حملات نیروهای آمریکایی.
در فروردین ۱۳۶۶ش، انجام دو عملیات ناموفق کربلای ۸ در شلمچه و کربلای ۹ در قصرشیرین موجب شد تا فرماندهان جنگ، راهبرد انتقال جنگ به شمالغرب را پیگیری کنند.[۱۱۳] نتیجه این تغییر انجام عملیاتهایی چون بیت المقدس ۲ (دی ۱۳۶۶ش)، والفجر ۱۰، بیت المقدس ۳ و ظفر ۶ (اسفند ۱۳۶۶ش) بود که در موفقترین آنها، والفجر ۱۰، شهر حَلَبْچه در کردستان عراق بهتصرف ایران درآمد.[۱۱۴]
راهبرد انتقال جنگ به شمالغرب موجب تضعیف خطوط دفاعی ایران در جبهه جنوب شد.[۱۱۵] از طرفی، ارتش عراق با انجام عملیات فریب و انجام حملاتی سنگین موفق به تصرف فاو،[۱۱۶] شلمچه،[۱۱۷] جزایر مجنون[۱۱۸] و دهلران[۱۱۹] شد. با از دست رفتن فاو، ایران دست برتر در جنگ را از دست داد.[۱۲۰]
ماجرای قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ
نخستین بار پس از موفقیت عملیات بیت المقدس در سال ۱۳۶۱ش، حکومت عراق درخواست مذاکره برای آتشبس کرد.[۱۲۱] نیروهای ایرانی، با توجه به پیروزیهای بزرگی که بهدست آورده بودند و ایدههای سیاسی و دینی «تنبیه متجاوز» و «آزادیسازی قدس پس از آزادی کربلا» درخواست صدام را نپذیرفتند[۱۲۲] و تلاش کردند موافقت امام خمینی برای ورود به خاک عراق را جلب کنند.[۱۲۳] با این همه در منابع، از مخالفت برخی گروههای سیاسی داخلی، از جمله نهضت آزادی، از ادامه جنگ پس از آزادی خرمشهر یاد شده است.[۱۲۴]
صدور قطعنامه ۵۹۸
در طول دروان جنگ صدور قطعنامههای شورای امنیت با رویکردی غیرکارکردی کاری برای ایجاد آتشبس از پیش نمیبردند و با شرایط ایران منطبق نبود.[۱۲۵] حجم سنگین درگیری میان دو کشور در جریان عملیات کربلای ۵ و پیروزی ایران در این عملیات از جمله عواملی دانسته شده که اعضای دائم شورای امنیت را به تلاش واقعی برای خاتمهدادن به جنگ با صدور قطعنامهٔ ۵۹۸ قانع کند.[۱۲۶]
این قطعنامه در تیر ۱۳۶۶ش، با محتوای اصلی آتشبس فوری و بازگشت به مرزهای بینالمللی، بهتصویب رسید.[۱۲۷] گفته شده که ضعف دستگاه دیپلماسی ایران در عدم حضور در جلسات تنظیم قطعنامه موجب شد تا مفاد قطعنامه طبق نظر عراق تنظیم شود.[۱۲۸] یک روز پس از صدور قطعنامه، ایران آن را، بهدلیل سکوت درباره تعیین متجاوز، غیرعادلانه خواند و از پذیرش آن سر باز زد[۱۲۹] و رویکرد «نه قبول و نه رد» را تا حدود یکسال ادامه داد.[۱۳۰]
پذیرش قطعنامه از سوی ایران
شکست مجاهدین خلق در تنگه چارزِبَر طی عملیات دفاعی مرصاد.
سقوط پیدرپی سرزمینهایی که با سختی فراوان از عراق گرفته شده بود، عدم امکان جذب نیروی جایگزین برای حضور در جبههها، بنبست اقتصادی در تأمین هزینههای جنگ، دخالت نظامی آمریکا در خلیج فارس (ازجمله حمله به هواپیمای مسافربری ایرانی در تیر ۱۳۶۷ش) و تهدید عراق برای استفاده از سلاحهای نامتعارف (شیمیایی و میکروبی) از عواملی برشمرده شده که ایران قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل، با محتوای اصلی آتشبس فوری و بازگشت به مرزهای بینالمللی، را در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ش پذیرفت.[۱۳۱] گفته شده سقوط دهلران موجب شد تا استدلال مسئولان ایرانی مورد پذیرش امام خمینی قرار گیرد و او با مسئولیت خود قطعنامه را بپذیرد.[۱۳۲]
درگیریها پس از پذیرش قطعنامه
پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران، برخلاف پیشبینیها عراق دست به پیشروی موفق در خاک ایران زد.[۱۳۳] پذیرش قطعنامه با تعبیر امام خمینی (نوشیدن جام زهرآلود)[۱۳۴] در مردم ایران تأثیر فراوان گذاشت و بسیاری از آنان را به جبههها کشاند و موجب جلوگیری از پیشروی عراق و عقبنشاندن آنان شد.[۱۳۵] این در حالی بود که دو هفته پیش از پیام امام، سپاه تقریباً نیرویی برای نبرد در اختیار نداشت.[۱۳۶]
از سوی دیگر، سازمان مجاهدین خلق ایران، که در دوران جنگ علیه ایران با ارتش عراق همکاری کرده بود، طی عملیاتی تحتعنوان «فروغ جاویدان» با پشتیبانی ارتش عراق به ایران حمله کرد.[۱۳۷] این حمله با هدف ساقطکردن جمهوری اسلامی برنامهریزی شده بود.[۱۳۸] عملیات فروغ جاویدان با عملیات دفاعی مرصاد (۵ مرداد ۱۳۶۷ش) به فرماندهی صیاد شیرازی پاسخ داده شد و نیروی مجاهدین خلق در تنگه چارْزَبَر (مرصاد)، در نزدیکی کرمانشاه، طی شکستی سنگین متوقف شد.[۱۳۹]
در نهایت، پس از ناکامی ارتش عراق در حملۀ مجدد به ایران و شكست مجاهدین خلق، دولت عراق مجبور شد، حدود یک ماہ پس از پذیرش قطعنامه، آتشبس را بپذیرد.[۱۴۰] این آتشبس بين دو كشور از ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه روز شنبه ٢٩ مرداد ١٣۶٧ش اجرا شد و جنگ ایران و عراق بهپایان رسید.[۱۴۱]
ماهیت و نمودهای مذهبی جنگ
ماهیت مذهبی جنگ در جبهه ایران عاملی برای مذهبیشدن عمده کنشها و نمادها در آن دانسته شده است:[۱۴۲] ایمان به امداد غیبی الهی وجود داشته است؛[۱۴۳] توجه به معنویات و آخرتگرایی هنگام نبرد در اولویت قرار میگرفته است؛[۱۴۴] در رخدادهای جنگ، سیره معصومان(ع)، بهخصوص در واقعه عاشورا، بازآفرینی میشده است؛[۱۴۵] ایثار جان و شهادتطلبی ارزشی دینی و الهی داشته است؛[۱۴۶] به کشتهشدگان در جنگ عنوان مذهبی شهید داده میشده است.[۱۴۷]
در دوره جنگ ایران و عراق، در ایران نظام جمهوری اسلامی، برآمده از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ش، با رهبری روحانیان شیعه و در رأس آنان امام خمینی، مرجع تقلید شیعه بهعنوان ولی فقیه، حاکم بود.[۱۴۸] گفته شده تسلط ایدئولوژی سیاسی و مذهبی این حکومت، که در میان مردم ایران نفوذ بالایی داشت، به جنگ در جبهه ایران خاصیتی مذهبی داده بود:[۱۴۹] دفاعی مقدس از آب و خاک و عقیده در یک جنگ تحمیلی برای عمل به وظیفه دینی جهاد دفاعی با حکم ولی فقیه، بهعنوان نایب امام زمان(ع).[۱۵۰]
رزمندگانی با سربند «لبیک یا خمینی»
جایگاه و نقش ولایت فقیه
امام خمینی، بهعنوان ولی فقیه و رهبر جمهوری اسلامی[۱۵۱] او رهبر ایدئولوژیک ایران در جریان جنگ بود و معنای ایدئولوژیک جنگ، بهعنوان جنگی تحمیلی از سوی استکبار جهانی علیه اسلام و انقلاب اسلامی را تبیین میکرد.[۱۵۲] همچنین، تصمیمات کلان سیاسی و نظامی جنگ با دستور امام خمینی انجام میگرفت؛ چنان که تصمیم به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ برای اتمام جنگ نیز از سوی او گرفته شد.[۱۵۳]
رهبری معنوی و روانی مردم و رزمندگان ایرانی هم بر عهده او بود؛ آنچنان که با درخواست او حضور و پشتیبانی مردم از جبههها صورت میگرفت[۱۵۴] و رزمندگان موضوع مورد انتظار او در رخدادهای جنگی را با جانفشانی بسیار تأمین میکردند[۱۵۵] و پشتیبانی از ولایت فقیه پربسامدترین درخواست آنان در وصیتنامههایشان بود.[۱۵۶]
امام خمینی همچنین مرجعیت فقهی جنگ را برعهده داشت؛ آنچنان که برخی تصمیمات کلان جنگی با نظر فقهی او انجام میگرفت؛[۱۵۷] در موضوعاتی مانند ورود به خاک عراق[۱۵۸] و بمباران شهرهای عراق[۱۵۹] بر اساس نظرات فقهی امام عمل میشد. همچنین، در جزئیات مسائل فقهی جنگ از سوی مردم و رزمندگان استفتائات بسیاری از او صورت میگرفته است.[۱۶۰]
«
پیام امام خمینی پس از فتح بستان:
تلگرافهای شریف که بشارت پیروزی قوای مسلح شجاع را بر قوای شیطان آمریکایی صدامیان، که با هجوم ظالمانۀ خود فتح قادسیه را به مغزهای تهی از ایمانِ به غیب وعده میدادند، واصل گردید. اتکا به مسلسل و تانک و غفلت از خداوند قادر و جنود الهی انسانها را به ورطۀ هلاکت و فضاحت میکشاند. آنانکه رمز پیروزی را مجهز به جهاز شیطانی و میگها و میراژها میدانند و ایمان به غیب و خداوند قادر را بهحساب نمیآورند و دم از پیروزی قادسیه می زنند و رمز پیروزی قادسیه و مؤمنان صدر اسلام را باز نیافتهاند و قدرت ایمان و شهادتطلبی را نمیفهمند، باید با شکست مفتضحانه روبهرو شوند و گوشمالی الهی ببینند. اینان از پیروزیهای صدر اسلام، که پیروزی ایمان و خون بر شمشیر و قوای جهنمی بود، باید عبرت بگیرند.[۱۶۱]
»
رزمنده ایرانی در حال درج آرم جمهوری اسلامی بر کلاه آهنی خود
نام و رمز عملیاتهای جنگی
براساس منابع، در اکثر اسامی عملیاتهای جنگ ایران و عراق و رمزهای آنها عناوین مذهبی بهکار گرفته شده که عموماً عناوین قرآنی، اسامی برگرفته از مکانها و رخدادهای مذهبی و اسامی اهلبیت(ع) و اسامی شخصیتهای انقلابی هستند:
نام عملیاتها
عناوین قرآنی: ۱۱ عملیات با عنوان والفجر، ۱۰ عملیات با عنوان فتح، ۱۰ عملیات با عنوان نصر و عملیاتهای فَتْحُ الْمُبین، مطلع الفجر، قادر، توکل و مرصاد.
مکانها و رخدادهای مذهبی: ۱۰ عملیات با عنوان کربلا، ۷ عملیات با عنوان بَیْتُ الْمُقَدَّس، ۵ عملیات با عنوان قدس و عملیاتهای عاشورا، بدر، خیبر، تَحْریرُ الْقُدْس، طَریقُ القُدْس، رمضان، محرم و ضربت ذوالفقار.
مراسم اعزام سپاه یکصدهزار نفری «سپاه محمد(ص)» در ورزشگاه آزادی (آذر ۱۳۶۵ش).[۱۶۲]اسامی اهلبیت(ع): محمد رسول الله(ص)، مولاى متقیان(ع)، حسین بن على(ع)، ثار الله، زین العابدین(ع)، ثامِنُ الائمه(ع) و امام مهدی(ع).
اسامی شخصیتهای اسلامی و انقلابی: مسلم بن عقیل، فرمانده کل قوا خمینی روح خدا، شهیدان رجایی و باهنر و شهید مدنی.[۱۶۳]
رمز عملیاتها
رمزهای با مفاهیم بنیادی اسلامی و معارف قرآنی: ۶ عملیات با رمز «یا الله، یا الله، یا الله» (الفجر مقدماتى، ۱، ۲، ۳، ۴، ۹ و ۱۰) و عملیاتهایی با رمزهای «لا اِلهَ اِلَّا الله، مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله»، «نَصْرُ مِنَ الله و فَتْح قریب» و «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ».تابلو یک کوچه به نام یکی از شهیدان جنگ ایران و عراق.
رمزهای با اسامی اهلبیت(ع) و توسل به آنان: از جمله ۷ عملیات با رمزهای «یا رسول الله(ص)»، «یا محمد رسول الله(ص)» و «یا محمد بن عبدالله(ص)» (از جمله قدس ۱، ۲ و ۴)، ۶ عملیات با رمزهای «یا على بن ابیطالب(ع)»، «یا امیرالمؤمنین(ع)»، «یا مولای متقیان(ع)» و «یا على ادرکنى» (از جمله بیت المقدس ۱ و ۶)، ۱۲ عملیات با رمزهای «یا زهرا(س)» و «یا فاطمة الزهراء» (از جمله والفجر ۵ و ۶ و ۷ و ۸)، ۹ عملیات با رمزهای «یا حسین(ع)»، «یا اباعبدالله(ع)»، «یا اباعبدالله الحسین(ع)» و «یا حسین مظلوم(ع)» و «یا سیدالشهداء(ع)» (از جمله بیت المقدس ۴، ۵ و ۷) و ۵ عملیات با رمزهای «یاصاحب الزمان ادرکنى»، «یا صاحب الزمان(ع)» و «یا مهدى(ع) ادرکنى» (از جمله کربلای ۹ و ۱۰) و عملیاتهایی با رمزهای «یا امام جعفر صادق(ع)»، «یا موسى بن جعفر(ع)»، «یا جواد الائمه(ع)»، «یا ابالفضل العباس(ع)» و «یا زینب(س)».[۱۶۴]
نامگذاری پدیدههای جنگی و نامگذاری معابر و اماکن عمومی
در نامگذاریهای دینی پدیدههای جنگی از مواردی چون استفاده از واژه شهید برای کشتهشدگان، جانباز برای مجروحان و آزاده برای اسیران یاد شده است.[۱۶۵] گزارش شده که در نامگذاری و تغییرنام معابر و اماکن عمومی شهرها و روستاهای ایران از اسامی شهیدان جنگ استفاده شده است.[۱۶۶]
درباره نام معابر، برای نمونه، در گزارشی از سال ۱۴۰۳ش آمده که ۷۰ درصد نام معابر شهر تهران به نام شهیدان، از جمله شهیدان جنگ ایران و عراق، است.[۱۶۷] در گزارش دیگری آمده که در فاصله سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۰ش بیش از ۷۰۰ معبر در تهران تغییر نام داده شده که بیش از ۴۰ درصد این نامگذاریها به نام شهیدان، از جمله شهیدان جنگ ایران و عراق، بوده است.[۱۶۸] همچنین، برخی از مهمترین معابر شهری در ایران به نام فرماندهان شهید جنگ ایران و عراق است؛ آنچنان که نام حدود یکسوم از بزرگراههای تهران به نام شهیدان جنگ ایران و عراق است.[۱۶۹]
شعارها
یک شعار در جنگ: راه قدس از کربلا و راه کربلا از خرمشهر میگذرد.
ضمن پژوهشی نتیجه گرفته شده که شعارهایی که در سالهای جنگ ایران و عراق مطرح میشده بیشتر مضامینی اسلامی و انقلابی داشته است؛[۱۷۰] شعارهایی که در مواقع مختلف سر داده میشد و بر در و دیوار، پرچمها و بیرقها نوشته میشد.[۱۷۱] برای نمونه:
شعارهایی با محتوای مفاهیم اساسی مذهبی: «الله اکبر»، «لا اله الا الله» و «یا حسین(ع)»؛
شعارهای ولایتمدارانه: «لبیک یا خمینی» و «این گل پَرْپَرْ ماست، خمینی رهبر ماست»؛
شعارهای علیه دشمنان: «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر شوروی»، «مرگ بر صدام» و «مرگ بر اسرائیل»؛
شعارهای استراتژیک جنگ: «جنگ، جنگ تا پیروزی»، «میجنگیم میجنگیم، سازش نمیپذیریم»، «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از جهان» و «راه قدس از کربلا و راه کربلا از خرمشهر میگذرد».
شعارهای انتقامجویانه و شهادتطلبانه: «موشک جواب موشک» و «حسین حسین شعار ما، شهادت افتخار ما»؛
شعارهای با محتوای مهدویت: «عزا عزا است امروز، روز عزا است امروز، مهدی صاحب زمان صاحبعزاست امروز» و «برای دفن شهدا، مهدی بیا، مهدی بیا».[۱۷۲]
سربندی حاوی شعار الله اکبر
الهامگیری و بازآفرینی واقعه عاشورا
از شعارهای جنگ ایران و عراق
مجتبی شربتی و هادی مرادپیری، از پژوهشگران جنگ، در پژوهش خود به وجوه الهامگیری و بازآفرینی واقعه عاشورا در جریان جنگ ایران و عراق پرداختهاند:
فلسفه جنگ ایران و عراق، برگرفته از عاشورا، دفاع از ارزشها الهی و انسانی، حفظ اسلام، ذلتناپذیری و رضای پروردگار بوده است.
رهبر ایرانیان در جنگ ایران و عراق هم مانند امام حسین(ع) فرزند پیامبر(ص) بوده و خصوصیاتی که در امام حسین(ع) وجود داشته را بازنمایی مینمود؛ از جمله صلابت، پایداری، ذلتناپذیری، شهادتطلبی و ایثار.
رزمندگان ایرانی همچون یاران امام حسین(ع) تحت فرمان رهبر خود آماده فداکاری و شهادت بودهاند.
تصاویر شب عاشورا در میان رزمندگان ایرانی در شبهای عملیات دیده میشد: در اعمالی چون نماز، دعا، قرائت قرآن و آمادگی برای لقاء الله.
صبوری و روشنگری و پیامرسانی زنان ایرانی در دوران جنگ یادآور خصوصیات و رفتارهای حضرت زینب(س) در جریان واقعه کربلا بود.
صحنههایی از جنگ تحمیلی مانند حادثه عاشورا بود؛ صحنههایی چون تشنگی، اسارت، جداشدن سرها و وجود شهیدانی در سنین مختلف.
جنگ ایران و عراق موجب بقای انقلاب اسلامی شد؛ آنچنان که واقعه کربلا هم موجب بقای اسلام شد.[۱۷۳]
نمادها
نمادهای جنگ ایران و عراق در اشیائی با محتوای مذهبی، مانند سربندهای حاوی شعارهای مذهبی، و در نمادهای شهری و دیوارنگاریهای با مفاهیم مذهبی و انقلابی نشان داده شده است.[۱۷۴] برای نمونه در پژوهشی درباره دیوارنگارههای دوران جنگ آمده که این دیوارنگارهها از نظر بنیاد فکری کاملاً مذهبی و آخرتگرایانه بودند و شامل تصاویری از رزمندگان، شهیدان و رهبران سیاسی-مذهبی بودند.[۱۷۵]
رزمنده ایرانی در حال تلاوت قرآن. عکس: کاوه گلستان.
پیامهای رهبران و رزمندگان
پیامهایی که در خلال جنگ ایران و عراق در جبهه ایران داده میشد پیامهایی با محتوایی مذهبی دانسته شده است؛ از پیامهایی که از سوی چهرههای دینی و سیاسی در دوران جنگ صادر میشد تا پیامهایی که در میان رزمندگان و مردم رد و بدل میشد.[۱۷۶]
بهجز پیامهای امام خمینی، از میان پیامهای چهرههای دینی و سیاسی در دوران جنگ به پیامهای برخی مراجع تقلید،[۱۷۷] قائم مقام رهبری (حسینعلی منتظری)،[۱۷۸] رئیسجمهور (سید علی خامنهای)[۱۷۹] و رئیس مجلس (اکبر هاشمی رفسنجانی)[۱۸۰] اشاره شده است. برای نمونه سید شهابالدین مرعشی نجفی، مرجع تقلید، در پیامی در مهر ۱۳۵۹ش، ضمن تجلیل از شهدای جنگ و تقدیر از رزمندگان، اشاره میکند که این جنگ نبرد حق و باطل است و از شیعیان عراق میخواهد برای یاری برادران شیعه انقلابی خود در ایران بر ضد حکومت بعثی عراق قیام کنند.[۱۸۱] همچنین، دعا میکند تا در پی این جنگ حکومت بعث سقوط کند و حکومت عدل اسلامی و قرآنی در کشور شیعی عراق که محل «مراقد ائمه اطهار و اهلبیت عصمت و طهارت(ع)» حاکم شود.[۱۸۲]
یادمان شهیدان عملیات رمضان
وصیتنامه شهیدان
در زمینه پیامهای رزمندگان، برای نمونه، در تحلیلی که بر روی محتوای وصیتنامه شهیدان جنگ انجام گرفته مهمترین پیامهای آنان بهترتیب چنین سیاهه شده است: ولایت فقیه، نماز، جلب رضایت خدا، پاسخ به ندای امام حسین(ع)، رعایت حجاب، معامله جان و مال با خدا، دعوت به نیکی، اطاعت از امام خمینی و همدلی با روحانیت، فداکاری برای حفظ اسلام، شناخت راه امام خمینی، ادامه راه شهیدان، آرزوی شهادت، اقامه نماز جماعت، پرهیز از دنیاطلبی، برپایی باشکوه نماز جمعه و پاسداری از انقلاب اسلامی.[۱۸۳]
با قطع نظر از امام خمینی، که بهعنوان ولی فقیه در سطح اول فرماندهی و مدیریت جنگ قرار داده شده،[۱۸۵] مراجع دیگر بهصورتهای مختلف در دفاع مشارکت داشتند؛ برای نمونه، گزارش شده که گلپایگانی، ضمن تأکید بر وجوب جهاد، اجازه مصرف ثلث سهم امام را برای جبههها صادر کرد، رسالهای درباره برخی احکام مربوط به جنگ منتشر کرد، به استفتائات مربوط به جنگ پاسخ گفت و در طول جنگ نیز به حمایت مادی و معنوی از رزمندگان ایرانی پرداخت.[۱۸۶]
روحانیان در پشت جبهه
گزارش شده که علاوه بر مراجع تقلید، سایر روحانیان نیز در تبلیغات شفاهی و کتبی خود به لزوم دفاع از دین و وطن تأکید کردند و مردم را برای رفتن به جبههها و حمایت مادی و معنوی از رزمندگان تشویق کردند.[۱۸۷] گفته شده که این روند در طول هشت سال جنگ استمرار داشت و با طولانیشدن جنگ روحانیان تلاش زیادی برای حفظ روحیه جنگی رزمندگان و تشویق مردم برای ارائه کمکهای مالی و رفتن به جبههها انجام دادند.[۱۸۸]
روحانیان در جبهه
در گزارشی آمده که مشارکت علما و روحانیان در جنگ فقط در پشت جبهه نبود و در عمل نیز در جبههها حضور پیدا میکردند و علاوه بر تبلیغات دینی و ایجاد انگیزه روانی به رزم در کنار سایر رزمندگان هم میپرداختند.[۱۸۹] گفته شده که حضور گسترده روحانیان در جبهه چنان بوده که بهپیشنهاد عبدالله میثمی (درگذشت: ۱۳۸۵ش) تیپ ۸۳ امام صادق(ع) برای سازماندهی روحانیان رزمی-تبلیغی در جنگ تأسیس شد.[۱۹۰]
بدرقه رزمندگان ایرانی توسط سید مجدالدین قاضی دزفولی، امام جمعه دزفول. عکس: علی فریدونی.[۱۹۱]
در میان روحانیان حاضر در جبهه، به حضور برخی عالمان برجسته اشاره شده است؛ کسانی چون سید رضا بهاءالدینی، عطاءالله اشرفی اصفهانی، اسدالله مدنی، جواد تهرانی، عبدالله جوادی آملی، صدرالدین حائری و علیاکبر مشکینی[۱۹۲] تعداد شهدای روحانی (۳۴۱۷نفر)، که با در نظر گرفتن نسبت جمعیتی در مقایسه با سایر اقشار ده برابر گزارش شده، نشانی دیگر بر مشارکت بالای روحانیان در جنگ قلمداد شده است.[۱۹۳] محمدحسن شریف قنوتی، فضلالله محلاتی، مهدی شاهآبادی، عبدالله میثمی، مصطفی ردانیپور و عباس شیرازی از جمله شهدای شاخص روحانی در جنگ برشمرده شدهاند.[۱۹۴] در میان روحانیان، از سید علیاکبر ابوترابیفرد با عنوان سید آزادگان جنگ ایران و عراق یاد شده است.[۱۹۵]
غلامحسین جَمی، امام جمعه آبادان، از جمله امامان جمعه مؤثر در افزایش مقاومت در رزمندگان ایرانی برشمرده شده است.[۱۹۶]
فرماندهان شاخص
از میان فرماندهان شاخص جنگ ایران و عراق به برخی اشاره شده که در زمان جنگ کشته شدند؛ ازجمله:
مراسم تشییع حسین خرازی از فرماندهان شهید عملیات کربلای ۵.[۱۹۷]
برخی دیگر از فرماندهان شاخص دوران جنگ ایران و عراق بعداً در حوادث نظامی، ترورهای اسرائیلی و آمریکایی و جنگ ایران و اسرائیل و جنگ ایران و آمریکا به شهادت رسیدند؛ از جمله:
منصور ستاری، فرمانده نیروی هوایی ارتش، سانحه سقوط هواپیما (دی ۱۳۷۳ش)
احمد کاظمی، فرمانده لشکر ۸ نجف اشرف، سانحه سقوط هواپیما (دی ۱۳۸۴ش)
نورعلی شوشتری، فرمانده لشکر ۵ قرارگاه نجف اشرف، بمبگذاری انتحاری جندالله در سیستان و بلوچستان (مهر ۱۳۸۸ش)
قاسم سلیمانی، فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله کرمان، ترور توسط آمریکا (دی ۱۳۹۸ش)
محمد باقری، مسئول اطلاعات-عملیات نیروی زمینی سپاه، جنگ ایران و اسرائیل (خرداد ۱۴۰۴ش)
غلامعلی رشید، فرمانده قرارگاه فتح، جنگ ایران و اسرائیل (خرداد ۱۴۰۴ش)
علی شادمانی، فرمانده لشکر ۳۲ انصارالحسین(ع) همدان، جنگ ایران و اسرائیل (تیر ۱۴۰۴ش)
علی شمخانی، فرمانده نیروی دریایی سپاه، جنگ ایران و آمریکا (اسفند ۱۴۰۴ش)
محمد پاکپور، فرمانده یگان زرهی سپاه، جنگ ایران و آمریکا (اسفند ۱۴۰۴ش)
علیرضا تنگسیری، فرمانده یگان عملیاتی نیروی دریایی سپاه، جنگ ایران و آمریکا (فروردین ۱۴۰۵ش)[۱۹۹]
برخی دیگر از فرماندهان شاخص جنگ بعداً در جایگاههای سیاسی و نظامی دیگری قرار گرفتند؛ از جمله: محسن رضایی (فرمانده سپاه در دوران جنگ)،[۲۰۰]سید یحیی رحیمصفوی (فرمانده نیروی زمینی سپاه)،[۲۰۱]محمدباقر قالیباف (فرمانده لشکر ۵ نصر خراسان)[۲۰۲] و محمدعلی جعفری، فرمانده قرارگاه نجف اشرف.[۲۰۳]
سویههای دیگری از نبرد: جنگ شهرها و جنگ شیمیایی
کودکان شهید حمله عراق به یک دبستان در شهر بروجرد.
سویههای دیگری از جنگ ایران و عراق، از جمله جنگ شهرها و جنگ شیمیایی در منابع روایت شده است:
جنگ شهرها
بهگفته شیرعلینیا، حمله به نقاط غیرنظامی شهرهای ایران توسط عراق از پیش از جنگ آغاز شد و تا پایان جنگ ادامه داشت.[۲۰۴] بهگفته او، در سالهای پایانی جنگ، عراق با موشکهای ساخت شوروی تهران را هم میزد.[۲۰۵] بنابر گزارشی، عراق در طول جنگ ۴۷۶۹ مرتبه مراکز جمعیتی ایران را مورد حمله قرار داد که در نتیجه ۷۶۸۳۷ نفر کشته یا مجروح و حدود ۵ میلیون نفر آواره شدند.[۲۰۶] شهر دزفول در صدر حملات شهری ارتش عراق سیاهه شده است.[۲۰۷]
شعر «شعری برای جنگ» از قیصر امینپور درباره موشکبارانهای دزفول
من از درون سینه خبر دارم
از خانههای خونین
از قصه عروسک خونآلود
از انفجار مغز سری کوچک
بر بالشی که مملو رؤیاهاست
رؤیای کودکانه شیرین...[۲۰۸]
گفته شده که عراق عموماً پس از شکست در جبههها برای جبران روانی شکست به بمباران غیرنظامیان در شهرهای ایران میپرداخت.[۲۰۹] بهگزارش علایی، با توسعۀ حملات عراق به شهرها، مردم ایران نیز انتظار عملیات مقابلهبهمثل داشتند که با مخالفت امام خمينى، بهدلیل «اشکال شرعی و سیاسی» این انتظار برآورده نشد.[۲۱۰] با ادامه حملات آنان به شهرها، امام خمینی در بهمن ۱۳۶۲ش مقابلهبهمثل را، بهعنوان عامل بازدارند از حملات عراق به شهرهای ایران، تأیید کرد.[۲۱۱]
بهنقل از برخی منابع، استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی علیه نیروهای ایرانی از ابتدای جنگ (دی ۱۳۵۹ش) آغاز شد[۲۱۳] و تا آخر جنگ ادامه یافت.[۲۱۴] گفته شده که ارتش عراق در عملیاتهایی که نزدیک به شکست کامل بود از سلاح شیمیایی استفاده میکرد.[۲۱۵]
بر اساس یک گزارش، ارتش عراق در طول جنگ بیش از ۵۶۰ بار از سلاح شیمیایی علیه ایران استفاده کرد[۲۱۶] که حاصل آن بیش از ۱۰ هزار کشته و ۱۰۰ هزار مجروح بوده است.[۲۱۷] نقل شده که ارتش عراق این سلاحها را از کشورهای غربی، بهخصوص آلمان و انگلستان، تهیه میکرد.[۲۱۸]
پیکر یکی از شهدای غواص عملیات کربلای ۴ با دست بسته
حمله شیمیایی به شهر سردشت در ایران (تیر ۱۳۶۶ش) که به شهادت ۲۰۰ نفر و جراحت ۵ هزار نفر از غیرنظامیان منجر شد و حمله به شهر عراقی و کردنشین حلبچه (اسفند ۱۳۶۶ش) که به شهادت ۵ هزار نفر و جراحت ۹ هزار نفر انجامید از جمله حملات شیمیایی ارتش عراق علیه غیرنظامیان برشمرده شده است.[۲۱۹]
بهنوشته برخی محققان، جنگ ایران و عراق، بەعنوان یک پدیده اجتماعى در فضای عمومی و اجتماعی ایران در زمان جنگ و پس از آن بازتاب داشته است.[۲۲۲] گفته شده که جنگ همهٔ فضای فرهنگ عمومی ایرانیان را تحت تأثیر قرار داده بود؛ آنچنان که حتی بازیهای کودکان ایرانی هم جنگی بود.[۲۲۳]
از نظر اجتماعی، جنگ، با تمام مصائبش، موجب ایجاد همبستگی میان ایرانیان دانسته شده است.[۲۲۴] گفته شده که در این دوره مفاهیمی مانند، مقاومت، ایثار، دفاع از میهن، قناعت، تعهد فردی، پرهیز از مصرفگرایی و رفاهزدگی از جمله ارزشهای اجتماعی عمومی بوده است.[۲۲۵] پیدایش نیروی مقاومت مردمی در ابتدای جنگ ایران و عراق و جلوگیری از تهاجم مرزی در آن دوره و بعداً حضور گسترده مردمی در جبهه و پشت جبهه تحت عنوان بسیج، حاصل این رویکرد اجتماعی دانسته شده است.[۲۲۶]
در زمینه اقتصادی، جنگ موجب تضعیف معیشت عمومی و جیرهبندی ارزاق و توزیع آن از طریق کالابرگ (کُوپِن) برشمرده شده است.[۲۲۷] گفته شده که این روش توزیعْ موجب ایجاد صفهای طولانی برای تأمین کالا و خدمات مختلف میشده است.[۲۲۸]
از دیگر تصاویر جنگ در فضای عمومی ایران به برگزاری مراسم بدرقه رزمندگان و بسیجیان به جبههها (مانند اعزام سپاه یکصدهزار نفری «سپاه محمد(ص)» در آذر ۱۳۶۵ش)[۲۲۹] و برگذاری مراسم تشییع و بزرگداشت شهیدان جنگ در نقاط مختلف کشور (مانند تشییع ۳۷۰ شهید در اصفهان در ۲۵ آبان ۱۳۶۱ش)[۲۳۰] اشاره شده است.
بازگشت اولین گروه از اسرای ایرانی (آزادگان) به ایران در مرداد ۱۳۶۹ش.[۲۳۱]
پس از جنگ
بازتاب جنگ در فرهنگ عمومی ایرانیان همچنین در تولیدات فرهنگی و هنری،[۲۳۲] احداث موزهها و باغ موزههای دفاع مقدس، برگزاری تشییع برای شهیدان، برگزاری پیشباز برای آزادگان و برگذاری بزرگداشتهای مختلف برای رویدادهای جنگ و شهیدان آن نشان داده شده است.[۲۳۳]
گزارش شده که در زمینه برگزاری تشییع برای شهیدان جنگ، این تشییعها برای شهدای تازه تفحص شده و شهدای گمنام انجام میشده است.[۲۳۴] برای نمونهای از تشییع شهدای تازه تفحص شده به تشییع ۱۷۵ شهید غواص عملیات کربلای ۴ اشاره شده که در خرداد ۱۳۹۴ش انجام شد.[۲۳۵]
تشییع شهدای گمنام عموماً در ایام فاطمیه هر سال انجام میشود و پیکر این شهیدان در مکانهای مختلف، از جمله پارکها، دانشگاهها، مراکز صنعتی و نظامی، حوزههای علمیه و ادارات تدفین میشود و بر مزار آنان یادمانهایی ساخته میشود.[۲۳۶] بر اساس گزارشی از سال ۱۳۹۷ش، طی ۲۲ سال، پیکر ۹۲۱۰ شهید گمنام در ۱۹۱۴ نقطه از کشور با حضور مردم تشییع و بهخاک سپرده شده است.[۲۳۷]
بزرگداشتها هم در قالب برگذاری بزرگداشت هرساله هفته دفاع مقدس (۳۱ شهریور تا ۶ مهر هر سال)، سالروز آزادسازی خرمشهر، یادوارههای شهدای شاخص دوران جنگ، یادوارههای شهدای استانها، شهرها و روستاها پس از جنگ هم ادامه داشته است.[۲۳۸] همچنین، اعزام هرساله راهیان نور از گروههای مختلف اجتماعی به مناطق جنگی از دیگر برنامههای بزرگداشت دفاع مقدس برشمرده شده است.[۲۳۹]
شیعیان عراق و جنگ
مزار رزمنده شیعه عراقی که در جنگ علیه حکومت بعث جنگید.[۲۴۰]دیدار اسیران عراقی با خانوادههایشان در ورزشگاه تختی تهران. عکس: علی فریدونی.[۲۴۱]
بهگزارش رسول جعفریان، تاریخپژوه، پیش از درگرفتن جنگ ایران و عراق، حکومت بعثی عراق برای ایجاد اطمینان از فضای کشور برای آغاز جنگ با یک کشور شیعه به سرکوب مخالفان خود، مخصوصاً شیعیان، پرداخت؛[۲۴۲] آنچنان که پس از بهشهادترساندن سید قاسم شُبَّر (تیر ۱۳۵۸ش) و سید محمدباقر صدر (فروردین ۱۳۵۹ش) در تابستان سال ۱۳۵۹ش دههزار جوان شیعه مخالف با حکومت را دستگیر و برای همیشه ناپدید کرد.[۲۴۳] همان زمان بسیاری از شیعیان، که بهنحوی فعالیت سیاسی علیه حکومت داشتند، از عراق به ایران فرار کردند و مبارزه عليه حکومت را به شیوههای مختلف، از جمله با تشکیل سپاه بدر و حضور در جبهههای جنگ پیگرفتند.[۲۴۴]
در سوی دیگر، براساس تحقیقی در جریان جنگ ایران و عراق شیعیان عراقی اکثریت قاطع سربازان و افسران درجهدار ارتش عراق را تشکیل داده بودند.[۲۴۵] در این تحقیق آمده که حکومت بعث برای حفظ وفاداری این نیروها به جنگ با هممذهبانشان، تلاش کرد رویکرد دو سویهای نسبت به شیعیان اتخاذ کند:[۲۴۶] از یک سو، کوشید تا با انجام کارهایی چون زیارت عتبات و ادعای سیادت پیوندی عاطفی با شیعیان برقرار کند و از سوی دیگر، با مجوسخواندن و غیرعربخواندن ایرانیان احساسات پانعربی و پاناسلامی شیعیان عراقی را تحریک کند.[۲۴۷]
حاصل این رویه این دانسته شده که با کشیدهشدن جنگ به خاک عراق (تیر ۱۳۶۱ش) احساسات میهنپرستانه عراقیهای شیعه بر تمامی ملاحظات دیگر غالب گردد؛ فرار از خدمت در ارتش کاهش یابد و شیعیان با همان جدیت سنّیها به جنگ با ایران بپردازند.[۲۴۸] گفته شده که احساس نارضایتی تودههای شیعه عراقی نسبت به جنگ از ملاحظات دیگری، غیر از رابطه اعتقادی آنها با ایرانیان، ناشی شده بود.[۲۴۹]
گزارش شده که این گروه از شیعیان معتقد بودند که حکومت عراق این جنگ بیهوده و خانمانبرانداز را صرفاً بهخاطر جاهطلبیهای خود بهراهانداخته و عراقیان چارهای جز دفاع از کشورشان ندارند.[۲۵۰] برای این اساس، معضل شیعیان عراق گزینش یکی از دو حکومت عراق و ایران دانسته نشده است؛ بلکه گفته شده که آنها بین خصومتشان با رژیم عراق از یک سو و مهینپرستیشان از سوی دیگر گرفتار بودند و در نهایت نشان دادند که به کشورشان وفادارند، نه به حکومت بعث.[۲۵۱]
خبرگزاری دفاع مقدس
گفته شده تغییر فضای ناشی از تبلیغات حکومت عراق بر تغییر نگاه این گروه از عراقیان شیعه تأثیر میگذاشته است؛ آنچنان که بهنقل از جعفریان با بهاسارتدرآمدن هزاران نفر از ارتشیان شیعه عراقی در سال دوم جنگ، فرصت جدیدی برای آنها ایجاد شد تا آسوده از فضای پلیسی عراق نسبت به سرنوشت خود تصمیم بگیرند.[۲۵۲] بهگفته او، زمانی که در اردوگاههای اسارت به کارهای سیاسی و فرهنگی پرداخته شد، ده هزار نفر از آنها خواستار پیوستن به سپاه بدر شدند، جمعی به حوزه علمیه قم وارد شدند و غالب آنها با دختران ایرانی یا عراقی ازدواج کردند و از مشهد تا سوسنگرد محل زندگی آنها شد.[۲۵۳]
از جمله نهادهای تشکیلشده در اثر جنگ ایران و عراق.[۲۵۴]اثر کاظم چلیپا
حوزه علمیه عراق
بهنوشته رسول جعفریان، با آغاز جنگ ایران و عراق، حوزه علمیه نجف در وضعیتی سخت و خفقانآور تحت فشار حکومت بعثی عراق قرار گرفت.[۲۵۵] بهنوشته او، در این فضا، حکومت بعثی عراق بسیار کوشید تا از مرجعیت شیعه در نجف فتوایی علیه ایران بگیرد، اما هرگز موفق به این کار نشد.[۲۵۶]
گفته شده که در این اوضاع، برخلاف حوزه علمیه قم، در این حوزه مواضع متفاوتی از سوی روحانیان شیعه در مورد جنگ ایران و عراق اتخاذ گردید؛ در این حوزه، علیرغم مخالفت همه علمای شیعه با تجاوز به یک کشور مسلمان همسایه، نحوه مخالفت عملی آنان با این اقدام رژیم بعث به دو صورت صورتبندی شده است:[۲۵۷]
سکوت و عدم دخالت
گزارش شده که عدهای از علمای شیعه حاضر در عراق، علیرغم مخالفت با سیاستهای داخلی و خارجی حکومت بعث در سرکوب مردم عراق و حمله به یک کشور شیعهمذهب همسایه، سکوت و عدم دخالت در مسائل سیاسی را پیش گرفتند و مخالفت آشکاری نشان ندادند.[۲۵۸] علت اتخاذ چنین رویکردی حفظ حوزه نجف و مرجعیت شیعه در عراق دانسته شده است.[۲۵۹] در رأس این گروه سید ابوالقاسم خویی قرار داده شده که در آن زمان زعامت حوزه علمیه نجف را برعهده داشته است.[۲۶۰]
گفته شده که خویی با وجود در پیش گرفتن چنین موضعی، در برابر فشار حکومت عراق برای صدور فتوا یا بیان مطالبی در تأیید جنگ علیه ایران مقاومت کرد؛ مقاومتی که او، خانواده و شاگردانش را تحت فشار حکومت عراق قرار داد.[۲۶۱] همچنین، گزارش شده که او به جواز صرف وجوهات برای رزمندگان ایرانی فتوا داد و بسیارى از کمکهای مالی كه از كشورهاى حاشیه خلیج فارس براى رزمندگان ایران فرستاده مىشد از سوى وكلا و مقلدان او بود.[۲۶۲] نيز گفته شده که در جریان جنگ، برخی رزمندگان عراقى كه خود را در جنگ تسليم مىنمودند از مقلدان خویی بودند و حتى در صورت اجبار هم بهسوى نيروهاى ايرانى شلیک نمىكردند.[۲۶۳]
گزارش شده که این گروه، که یا قبلاً در جریان اخراج معاودین از عراق خارج شده بودند یا مقارن آغاز جنگ بهدلیل فشار حکومت از این کشور خارج شده بودند، بهشیوههای گوناگون به مبارزه علیه رژیم بعث پرداختند: از جمله برخی با ایجاد تشکلهای سیاسی-تبلیغی، مانند حرکة المجاهدين و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، فعالیت مبارزاتی میکردند؛ عدهای نیز در حوزه علميه قم، ضمن تحصیل علوم دینی، به ترویج معارف دینی در میان شیعیان عراقی حاضر در ایران میپرداختند و گاهی در جبههها نیز حاضر میشدند.[۲۶۵]
در زمینه ادبیات دفاع مقدس (ادبیات جنگ یا ادبیات پایداری) به شعر، داستان بلند و کوتاه و ادبیات کودکان و نوجوانان اشاره شده است.[۲۶۷] بهنوشته برخی پژوهشگران، شعر دفاع مقدس با آغاز جنگ در قالبها و شیوههای تازه و مؤثر در آثار شاعران قدیمی و جدیدتر زبان فارسی نمود یافت؛ کسانی چون شهریار (درگذشت: ۱۳۶۷ش)، مهرداد اَوِسْتا (درگذشت: ۱۳۷۰ش)، سپیده کاشانی (درگذشت: ۱۳۷۱ش)، نصرالله مردانی (درگذشت: ۱۳۸۲ش)، قیصر امینپور (درگذشت: ۱۳۸۶ش)، محمود شاهرخی (درگذشت: ۱۳۸۸ش)، حمید سبزواری (درگذشت: ۱۳۹۵ش)، علی موسوی گرمارودی، علی معلم دامغانی و ساعد باقری.[۲۶۸]
در زمینه ادبیات داستانی (رمان و داستان کوتاه) از جمله به این آثار اشاره شده است: زمین سوخته و قصه آشنا نوشته احمد محمود (درگذشت: ۱۳۸۱ش)، زمستان ۶۲ نوشته اسماعیل فصیح (درگذشت: ۱۳۸۸ش)، سفر به گرای ۲۷۰ درجه نوشته احمد دهقان، پل معلق نوشته محمدرضا بایرامی، شطرنج با ماشین قیامت و داستانهای شهر جنگی نوشته حبیب احمدزاده، ارمیا نوشته رضا امیرخانی، آواز نیمهشب نوشته داود غفارزادگان، اسکاد روی ماز ۵۴۳ نوشته فیروز زنوزی جلالی (درگذشت: ۱۳۹۶ش) و نه آبی نه خاکی نوشته علی مؤذنی.[۲۶۹]
درباره ادبیات کودک و نوجوان از جمله به این آثار اشاره شده است: اسماعیل اسماعیل نوشته محمود گلابدرهای (درگذشت: ۱۳۹۱ش)، مجموعه قصه فرماندهان بهکوشش انتشارات سوره مهر، اسلحه زهرا و چند داستان دیگر نوشته علی آقاغفار، دو کبوتر دو پنجره یک پرواز نوشته مهدی شجاعی، باغ فرشتهها نوشته افسانه شعباننژاد، بچهها و کبوترها نوشته سیروس طاهباز (درگذشت: ۱۳۷۷ش)، پسران گل نوشته فریبا کلهر، روزهای خرمشهر نوشته مرتضی سرهنگی، ای ایران مجموعه شعر سروده جعفر ابراهیمی (شاهد)، نخلهای سبز منتخبی از اشعار جنگ به انتخاب مصطفی رحماندوست.[۲۷۰]
هنرهای تجسمی دفاع مقدس
طرح گرافیکی اثر احمد قلیزاده
در زمینه هنرهای تجسمی، به نقاشی دفاع مقدس در آثار کسانی چون کاظم چلیپا[۲۷۱] و عبدالحمید قدیریان،[۲۷۲] عکاسی دفاع مقدس در آثار کسانی چون محمدحسین حیدری و علی فریدونی،[۲۷۳] گرافیک دفاع مقدس در آثار کسانی چون احمد قلیزاده و ابوالفضل عالی[۲۷۴] اشاره شده است.
از جمله آثار در این زمینه به کتابهایی چون قلمرو ایثار: جنگ تحمیلی و کلک خوشنویسان بهکوشش کمیته هنری ستاد امور جنگ وزارت ارشاد، انا فتحنا مجموعه عکسهای سعید صادقی و بهرام محمدیفرد، بهار حلبچه مجموعه عکسهای تعدادی از عکاسان جنگ ایران و عراق، ۵۰ روز از جنگ عکسهایی ساسان مؤیدی از حملات موشکی به تهران، و صدام و جنگ مجموعه کاریکاتور اشاره شده است.[۲۷۵]
قطعه کاروان شهید با صدای شهرام ناظری
موسیقی دفاع مقدس
گفته شده که در دوران جنگ ایران و عراق، موسیقی در روحیهدادن به رزمندگان و مردم شهرهای در معرض حملات هوایی، همدردی با خانوادههای شهدا و ایجاد انگیزه برای اعزام به جبههها نقش داشت.[۲۷۶]
پوستر برخی آثار سینمای دفاع مقدس
برای جنگ در زمینه موسیقی، علاوه بر مارشهای نظامی، قطعاتی در زمینههای مختلفی موسیقایی ساخته شده است؛ از جمله قطعه کاروان شهید ساخته محمدرضا لطفی (درگذشت: ۱۳۹۳ش) با صدای شهرام ناظری، قطعه خجسته باد این پیروزی با صدای محمد گلریز، قطعه دایَه دایَه وقت جنگَه با صدای محمد میرزاوندی، آلبومهای نینوا با صدای حسامالدین سراج، سمفونی نوروز در سنگر ساخته امیرفرشید رحیمیان (درگذشت: ۱۴۰۲ش)، سمفونی شهید ساخته شاهین فرهت و سمفونی خرمشهر اثر مجید انتظامی، موسیقی فیلم بلمی بهسوی ساحل ساخته محسن نفر و موسیقی فیلم از کرخه تا راین ساخته مجید انتظامی.[۲۷۷]
در زمینه مداحی حماسی هم به آثاری چون ممد نبودی ببینی و یاران چه غریبانه با صدای غلام کویتیپور، کربلا کربلا ما داریم میآییم با صدای علیاکبر شریعت (درگذشت: ۱۳۹۷ش)، با نوای کاروان، سوی دیار عاشقانای لشکر صاحب زمان آماده باش از صادق آهنگران اشاره شده است.[۲۷۸]
سینمای دفاع مقدس
فیلم سینمایی عقابها
در زمینه سینمای دفاع مقدس، در قسمت سینمای داستانی، از جمله به این آثار اشاره شده است: مرز (۱۳۶۰ش) بهکارگردانی جمشید حیدری، عقابها (۱۳۶۴ش) بهکارگردانی ساموئل خاچیکیان، پرواز در شب (۱۳۶۵ش) بهکارگردانی رسول ملاقلیپور، کانیمانگا (۱۳۶۷ش) بهکارگردانی سیفالله داد، باشو غریبه کوچک (۱۳۶۹ش) بهکارگردانی بهرام بیضایی، لیلی با من است (۱۳۷۴ش) بهکارگردانی کمال تبریزی، سرزمین خورشید (۱۳۷۵ش) بهکارگردانی احمدرضا درویش، آژانس شیشهای (۱۳۷۶ش) بهکارگردانی ابراهیم حاتمیکیا، اخراجیها (۱۳۸۶ش) بهکارگردانی مسعود دهنمکی،[۲۷۹]شیار ۱۴۳ (۱۳۹۲ش) بهکارگردانی نرگس آبیار[۲۸۰] و موقعیت مهدی (۱۴۰۰ش) بهکارگردانی هادی حجازیفر.[۲۸۱]
در زمینه سینمای مستند از جمله به مجموعه مستندهای روایت فتح به کارگردانی سید مرتضی آوینی اشاره شده است.[۲۸۲] در آثار تلویزیونی هم در این زمینه به آثاری چون گل پامچال (۱۳۶۸ش)، سیمرغ (۱۳۷۱ش)، بهترین تابستان من (۱۳۷۵ش)، بازگشت پرستوها (۱۳۷۶ش)، در چشم باد (۱۳۸۸ش)، کیمیا (۱۳۹۴ش) نابرده رنج (۱۳۹۰ش)، وضعیت سفید (۱۳۹۰ش) و زیرخاکی (۱۳۹۹ش) اشاره شده است.[۲۸۳]
کتابشناسی
بهنوشته شیرعلینیا، آثار فراوانی درباره جنگ ایران و عراق منتشر شده[۲۸۴] که بر اساس یک کتابشناسی در بازه زمانی ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۱ش شامل ۳۲۹۷ اثر در موضوعات مختلف است.[۲۸۵] برخی موضوعات و آثار شاخص در این زمینه چنین گزارش شدهاند:
دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق نوشته جعفر شیرعلینیا
کلیات: کتابشناسی دفاع مقدس نوشته فیروزه برومند، فرهنگ آزادگان نوشته غلامعلی رجایی و دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ نوشته جعفر شیرعلینیا.[۲۸۶]
تحقیقات و بررسیها: روزشمار جنگ ایران و عراق نوشته علیرضا لطفاللهزادگان و ایرج همتی، مجموعه سیری در جنگ ایران و عراق نوشته محمد درودیان، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق نوشته حسین علایی، ترجمه درسهای جنگ مدرن (جنگ ایران و عراق) نوشته آنْتونی کُرْدِزْمن و آبراهام واگنر و ترجمه درسهایی از راهبرد حقوق و دیپلماسی در جنگ ایران و عراق نوشته کِریسْتوفر سی جوینر.[۲۸۷]
یادداشتها و گزارشات: یادداشتهای روزانه دوران جنگ نوشته اکبر هاشمی رفسنجانی، جنگ ايران و عراق از نگاه مطبوعات جهان بهکوشش پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، حرمان هور یادداشتهای روزانه شهید احمدرضا احدی.[۲۸۸]
خاطرات: آزادگان بگویید مجموعه خاطرات اسرای ایرانی، قله گردمند خاطرات یک اسیر عراقی، بابانظر خاطرات شهید محمدحسن نظرنژاد، نورالدین پسر ایران خاطرات سید نورالدین عافی و دا خاطرات سیده زهرا حسینی.[۲۸۹]
سفرنامهها: با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ نوشته نادر ابراهیمی، حکایت آنان که بقا را در بلا دیدند نوشته سپیده کاشانی و سفر به جنوب و گفتوشنودی با چند نوجوان رزمنده نوشته رضا رهگذر.[۲۹۰]
زندگینامه: خاکهای نرم کوشک زندگینامه شهید عبدالحسین برونسی، مسیح کردستان زندگینامه شهید محمد بروجردی، یاس در قفس زندگینامه شهید محمدجواد تندگویان و شمع محفل خاتم زندگینامه شهید عبدالله میثمی.[۲۹۱]
مهندسی و پزشکی: پناهگاههای پیشرفته ترجمه واحد فنی و اجرایی جنگ وزارت مسکن و جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن نوشته عباس فروتن.[۲۹۲]
↑شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۴-۱۵.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۱۶.
↑کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۵۵؛ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۹۴-۱۹۵.
↑کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۹۵-۹۶؛ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۷۹-۸۶؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۹۴-۱۹۸.
↑کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۸.
↑کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۸.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵، ص۵۹.
↑شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۶۳.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۹۰.
↑شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۹۳-۱۹۵.
↑برای اطلاع مفصل درباره این مناقشات نگاه کنید: شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۸-۲۱؛ ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۳۵-۳۸.
↑علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۱.
↑علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۷۸.
↑درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۷۰-۷۱؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۴۳-۱۴۴.
↑درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۵۶؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۹.
↑علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶؛ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۵۷-۵۸.
↑جعفری، اطلس نبردهای ماندگار، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۰؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۹۹-۱۰۱.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۸۷.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۳۰-۳۳۲.
↑درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۱۸۱-۲۱۰؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۱۵۹؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۳۳-۳۴۲.
↑کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۴۸-۲۵۰.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۷۰-۴۷۱.
↑علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۳۰-۴۳۱؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۶۲.
↑علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۵۰۹؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۲۰.
↑لطفاللهزادگان، عبور از مرز، ۱۳۸۷ش، ص۱۸-۱۹؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۵۳۰-۵۳۲؛ درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۲۳-۲۶؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۱۹.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۱۹.
↑حضرتی و همکاران، «جنگ ایران و عراق در گفتمان سیاسی نهضت آزادی ایران»، ص۹۳-۹۸.
↑ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۱۹۸؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۷۹.
↑منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۰۵.
↑ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۶-۲۳۷؛ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۰۷-۲۰۸.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۹۶.
↑منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۱۱-۲۱۴.
↑منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۱۳-۲۱۵.
↑علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۵۱-۴۵۳؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۵۶-۴۷۴.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۷۱-۴۷۴.
↑علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۶۲.
↑برای نمونه نگاه کنید: «پیام رادیویی آیتالله خامنهای در آغاز جنگ تحمیلی»، در تارنمای خبرگزاری تابناک.
↑برای نمونه نگاه کنید: هاشمی رفسنجانی، «نماز جمعه تهران به امامت آیتالله هاشمی رفسنجانی، جمعه ۷ خرداد ۱۳۶۱ش»، در تارنمای مرکز اسناد آیتالله هاشمی رفسنجانی.
↑«واکنش آیتالله مرعشی نجفی به تجاوز عراق»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس.
↑«واکنش آیتالله مرعشی نجفی به تجاوز عراق»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس.
↑منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۳۸۸-۳۸۹.
↑محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزه علمیه قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۴.
↑آقایی فیروزآبادی و دهقان دهجمالی، «نقش مراجع عظام و حوزههای علمیه در دفاع مقدس و بهرهگیری از آنها در جنگ احتمالی آینده»، ص۱۷.
↑ادبی، زندگینامه و خدمات دینی و علمی فقیه نامآور حضرت آیت الله العظمی سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، ۱۳۹۱ش، ص۱۳۸-۱۴۴؛ محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزه علمیه قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۴-۱۹۵.
↑محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزه علمیه قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۵.
↑محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزه علمیه قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۵.
↑«زندگینامه سید یحیی رحیمصفوی»، در تارنمای خبرگزاری جماران.
↑«برای زندگیکردن زندگی نکردم»، در تارنمای پایگاه اطلاعرسانی محمدباقر قالیباف.
↑«فرماندهی سپاه برای سرلشگر عزیز جعفری»، در تارنمای تبیان.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۶.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۶.
↑علوی، «زوزه موشکهای دیکتاتور بغداد روی شهرها: گزارشی از آمار و اهداف جنایات جنگی رژیم بعث عراق علیه مناطق غیرنظامی ایران»، روزنامه ایران، ۸ خرداد ۱۴۰۱ش، ص۱۸.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۶.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۶.
↑علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۶۳۳-۶۳۴.
↑علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۶-۴۸.
↑«تصاویر/ جنگزدگان و آوارگان جنگ تحمیلی (۴)»، در خبرگزاری دفاع مقدس.
↑منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۱۷۹.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۸.
↑منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۱۷۹؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۸.
↑علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۱۳.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۹.
↑منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۱۸۰-۱۸۱؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۹.
↑شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۴.
↑شیرعلینیا، روایتی از زندگی و زمانه آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، ۱۳۹۵ش، ص۳۷۷-۳۷۹.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۱۵.
↑کارکنان نصرآبادی، «جنگ و هویت (با رویکردی جامعهشناختی به جنگ ایران و عراق)»، ص۷۸-۷۹.
↑کاظمی، امر روزمره در جامعه پساانقلابی، ۱۴۰۱ش، ص۱۴.
↑کارکنان نصرآبادی، «جنگ و هویت (با رویکردی جامعهشناختی به جنگ ایران و عراق)»، ص۸۲.
↑کارکنان نصرآبادی، «جنگ و هویت (با رویکردی جامعهشناختی به جنگ ایران و عراق)»، ص۸۲.
↑منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۸۷-۲۸۹؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۵۳؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۷۸.
↑کارکنان نصرآبادی، «جنگ و هویت (با رویکردی جامعهشناختی به جنگ ایران و عراق)»، ص۸۱-۸۲.
↑کاظمی، امر روزمره در جامعه پساانقلابی، ۱۴۰۱ش، ص۶۵-۷۸.
↑«روزی که سپاه محمد آمد»، در تارنمای خبرگزاری مشرق.
↑«روزی که جهان اصفهان را شناخت/تشییع ۳۷۰ شهید در یک روز»، در تارنمای خبرگزاری مهر.
↑«عکس/ ۲۶ مرداد، بازگشت نخستین گروه اسرا»، در تارنمای انتخاب.
↑کاظمی، امر روزمره در جامعه پساانقلابی، ۱۴۰۱ش، ص۸۳-۸۴.
↑«اهداف و سیاستهای برنامههای بزرگداشت هفته دفاع مقدس اعلام شد»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس.
↑مولایی، «هر آنچه باید درباره تشییع شهدای گمنام بدانید»، در تارنمای خبرگزاری تسنیم.
↑«احترام تمام قد تهران به شهدای غواص/ روزی که مردم از قافله عشق جا نماندند»، در تارنمای خبرگزاری میزان.
↑«آمار صحیح تشییع شهدای گمنام در ۲۲ سال گذشته چیست؟»، در تارنمای خبرگزاری مهر.
↑«آمار صحیح تشییع شهدای گمنام در ۲۲ سال گذشته چیست؟»، در تارنمای خبرگزاری مهر.
↑«نگاهی اجمالی به ستاد مردمی یادوارهها و محافل شهدای سراسر کشور»، در تارنمای یادواره شهدا؛ «اهداف و سیاستهای برنامههای بزرگداشت هفته دفاع مقدس اعلام شد»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس.
↑«بیانات در دیدار دستاندرکاران راهیان نور»، در تارنمای دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای.
↑«شهدایی با عنوان مجاهد عراقی»، در باشگاه خبرنگاران جوان.
↑«دیدار اسرای عراقی با خانواده خود در ایران+ تصاویر»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس.
↑جعفریان، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، ص۲۱۴.
↑جعفریان، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، ص۲۱۴.
↑جعفریان، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، ص۲۱۴.
↑نصیری و محمدیوکیل، «بازخوانی مفهوم هنر متعهد و دفاع مقدس از منظر آرکیتایپ مام زمین در پرده نقاشی کویر اثر کاظم چلیپا با رویکرد آیکونولوژی»، ص۲۷-۲۸.
↑«بررسی نقاشیهای دوران دفاع مقدس و نمادهای بکار رفته در آنها»، در تارنمای مجله هنرهای تجسمی.
↑شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۵۶۵.
↑خزائی، «هنر حماسه عرفانی، درآمدی بر پوسترهای دفاع مقدس»، ص۱۹-۲۰.
ادبی، محمدجواد، زندگینامه و خدمات دینی و علمی فقیه نامآور حضرت آیت الله العظمی سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۹۱ش.