جنگ ایران و عراق
لحظاتی قبل از آزادی خرمشهر در جریان جنگ ایران و عراق. عکس از منوچهر قَلَمْچی[۱] | |
| زمان | ۱۳۵۹-۱۳۶۷ش |
|---|---|
| مکان | مرزهای ایران و عراق |
| نتیجه | صلح و بازگشت به مرزهای بین المللی |
| جنگندگان | |
| طرفین جنگ | حزب بعث عراق • سازمان مجاهدین خلق • ایالات متحده آمریکا جمهوری اسلامی ایران |
| فرماندهان | |
| فرماندهان جنگ | صدام حسین امام خمینی |
| نیروها | |
| ارتش عراق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی • ارتش جمهوری اسلامی ایران | |
| تلفات | |
| خسارات | حدود ۲۰۰ هزار کشته • ۶۰۰ هزار مجروح • ۶۰ هزار اسیر بیش از ۲۰۰ هزار کشته • حدود ۱ میلیون مجروح • حدود ۴۰ هزار نفر اسیر |

جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷ش) یکی از طولانیترین و خونینترین جنگهای قرن بیستم میان دو کشور با اکثریت شیعه که با تجاوز عراق به ایران آغاز شد. این جنگ رخدادی پرخسارت و فلجکننده از نظر انسانی و اقتصادی برای دو كشور دانسته شده است؛ با این حال، یکی از افتخارآمیزترین حماسههای تاریخ ایران قلمداد شده است. در ادبیات جمهوری اسلامی از این جنگ با عناوینی چون جنگ تحمیلی و دفاع مقدس یاد میشود.
جنگ ایران و عراق، که در بستر مناقشات سرزمینی و اختلال در توازن قدرتهای فرامنطقهای تحت تأثیر انقلاب اسلامی آغاز شد، با بازگشت دو کشور به مرزهای پیش از جنگ بهپایان رسید. با این حال، عواملی چون حفظ و تثبیت انقلاب اسلامی، شکست راهبرد عراق در گسترش سرزمینی و معرفی عراق بهعنوان متجاوز از جمله دلایل پیروزی ایران در جنگ برشمرده شده است.
جنگ ایران و عراق در جبهه ایران تحت تأثیر ایدئولوژی دینی جمهوری اسلامی بهعنوان دفاع مقدس و جهاد دفاعی تلقی میشد و بسیاری از کنشها و نمادهای آن رنگوبوی مذهبی داشت. در جبههٔ عراق هم حکومت میکوشید برای تقویت نیروهایش، که اکثراً شیعه بودند، از تبلیغات و نمادهای دینی و شیعی بهره ببرد. در این میان، واکنش حوزههای علمیهٔ شیعهٔ ایران به جنگ، حمایت و شرکت گستردهٔ روحانیان شیعه ایرانی در جبههها و واکنش جریان اصلی حوزهٔ علمیهٔ شیعه عراق سکوت و عدم دخالت گزارش شده است.
برخی محققان، برای نشاندادن روند درگیری در جنگ ایران و عراق مراحل زیر را ترسیم کردهاند: تشدید دشمنی از سوی حکومت بعثی عراق، آغاز جنگ و اشغال با حملهٔ همهجانبه عراق به ایران و اشغال و حصر مناطقی زیادی از ایران، بازپسگیری سرزمینهای اشغالشده توسط ایران در عملیاتهای موفقی مانند بَیْتُ المُقَدَّس، فرسایشیشدن جنگ با شکست استراتژی ایران برای اشغال سرزمینهای عراق، استفاده از هور (تالابهای وسیع) برای عملیات توسط ایران، اقتدار ایران در جنگ با فتح فاو، پیدایش عزم بینالمللی برای اتمام جنگ با درگرفتن عملیاتهای خونینی چون کربلای ۵ و در نهایت اتمام جنگ، با سقوط پیدرپی سرزمینهایی که ایران با سختی فراوان از عراق گرفته بود، با پذیرش قطعنامهٔ ۵۹۸ توسط ایران در تابستان ۱۳۶۷ش.
در سیاست داخلی ایران، جنگ، که در شرایط التهاب داخلی ایران در اثر انقلاب آغاز شده بود، با ایدههایی چون «تنبیه متجاوز» و «آزادیسازی قدس پس از آزادی کربلا» ادامه یافت. در سیاست خارجی ایران، ضعف دستگاه دیپلماسی در ایجاد دستاورد سیاسی از پیروزیهای میدان نبرد اصلیترین مشکل ایران دانسته شده است.
تأثیر انسانی جنگ ایران و عراق موجب بازتاب آن در هنر ایران و پیدایش هنر دفاع مقدس و ایجاد حوزههای جدیدی در ذیل آن تحت عناوینی چون ادبیات دفاع مقدس، شعر دفاع مقدس، نقاشی دفاع مقدس، موسیقی دفاع مقدس و سینمای دفاع مقدس شده است.
جایگاه و ویژگیها
جنگ هشتسالهٔ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷ش) یکی از طولانیترین و خونینترین جنگهای پس از جنگ جهانی دوم (در ردیف جنگهای ویتنام و کره) و یکی از تلخترین جنگهای فرسایشی قرن بیستم برشمرده شده است.[۲] در کنار این، این جنگ، در عین خسارتهایش، یکی از افتخارآمیزترین حماسههای تاریخ ایران قلمداد شده است.[۳] در ادبیات جمهوری اسلامی از این جنگ با عناوینی چون جنگ تحمیلی و دفاع مقدس یاد میشود.[۴]
بر اساس منابع، این جنگ با تجاوز عراق به ایران آغاز شد.[۵] اهداف عراق از حمله نظامی به ایران، با تکیه بر گفتههای سران بعثی عراق، این موارد گزارش شده است: لغو معاهدهٔ مرزی ۱۹۷۵م الجزایر، جداسازی همه یا بخشی از استان خوزستان از ایران، تضعیف یا براندازی نظام جمهوری اسلامی برای جلوگیری از نفوذ آن، فشار به ایران برای واگذاری جزایر سهگانه ایرانی (تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی) به عربها و تبدیل عراق به قدرت اول منطقه و بسترسازی برای سروری آن در میان کشورهای عربی.[۶]
بهنوشتهٔ حسین علایی، پژوهشگر تاریخ جنگ، جنگ ایران و عراق رخدادی پرخسارت و فلجکننده از نظر انسانی و اقتصادی برای دو كشور بود.[۷] بهنوشتهٔ او، در این جنگ خانوادههای زیادی متلاشی شدند و زندگی برای میلیونها نفر از مردم هر دو کشور با رنج درآميخت.[۸] گفته شده که برآورد دقيق تلفات و خسارات واردشده به طرفین این جنگ در زمینهٔ تلفات انسانی، آسیب به تأسيسات زیربنایى و توليدى، تخريب مناطق مسکونی مرزی، انهدام و آسيب به سرمايههاى طبيعى، محیط زیست و ميراث فرهنگی کار بسیار دشواری است.[۹]
از لحاظ راهبردی نیز جنگ ایران و عراق یکی از مهمترین جنگهای دورهٔ مدرن قلمداد شده است: این جنگ، برخلاف بسیاری از جنگهای جهان سوم وضعیت رفاه اقتصادی همهٔ ملتهای جهان را بهمخاطره انداخت؛ زیرا بهطور مستقیم بر سرنوشت کشورهایی که بیش از ۵۰ درصد ذخایر اثباتشدهٔ نفت جهان را در خود داشتند تأثیر داشت.[۱۰] تأثیر نتیجهٔ جنگ در سروری کشور پیروز در خلیج فارس از دیگر نتایج راهبردی جنگ برشمرده شده است.[۱۱]
ماهیت بینالمللی جنگ ایران و عراق به مراتب از بسیاری از جنگهای جهان سوم بیشتر دانسته شده است؛[۱۲] زیرا بسیاری از کشورهای جهان بهنوعی درگیر شدند و از یک طرف یا هر دو طرف جنگ حمایت کردند.[۱۳] گفته شده که هرچند ایران بهدلیل ایدئولوژی سیاسی «نه شرقی، نه غربی» خود، در مقاطعی از جنگ بدون دوست بود،[۱۴] به همین دلیل دو ابرقدرت بزرگ روز جهان (آمریکا و شوروی) بهعلاوهٔ بسیاری از کشورهای جهان به عراق یاری رساندند.[۱۵]

هرچند این جنگ نهایتاً از نظر سرزمینی با بازگشت دو کشور به مرزهای پیش از جنگ بهپایان رسید، برخی محققان با برشمردن مواردی ایران را پیروز آن برشمردهاند؛ ازجمله: حفظ و تثبیت جمهوری اسلامی، شکست راهبرد عراق در گسترش سرزمینی، پذیرش مجدد قرارداد ۱۹۷۵م الجزایر از سوی عراق و معرفی عراق بهعنوان متجاوز از سوی سازمان ملل متحد در ۱۸ آذر ۱۳۷۰ش.[۱۷]

ماهیت مذهبی
بهگزارش برخی منابع، جنگ ایران و عراق میان دو کشور اسلامی با اکثریت شیعه درگرفت.[۱۹] بهنوشتهٔ برخی محققان، در دورهٔ جنگ، در ایران حکومت جمهوری اسلامی، برآمده از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ش، با رهبری روحانیان شیعه و در رأس آنان امام خمینی، مرجع تقلید شیعه بهعنوان ولی فقیه، حاکم بود.[۲۰] گفته شده تسلط ایدئولوژی سیاسی و مذهبی این حکومت، که در میان مردم ایران نفوذ بالایی داشت، به جنگ در جبههٔ ایران خاصیتی مذهبی داده بود:[۲۱] دفاعی مقدس از آب و خاک و عقیده در یک جنگ تحمیلی برای عمل به وظیفهٔ دینی جهاد دفاعی با حکم ولی فقیه، بهعنوان نایب امام زمان(ع).[۲۲]
ماهیت مذهبی جنگ در جبههٔ ایران عاملی برای مذهبیشدن عمدهٔ کنشها و نمادها در آن دانسته شده است:[۲۳] ایمان به امداد غیبی الهی وجود داشته است؛[۲۴] توجه به معنویات و آخرتگرایی هنگام نبرد در اولویت قرار میگرفته است؛[۲۵] در رخدادهای جنگ، سیرهٔ معصومان(ع)، بهخصوص در واقعهٔ عاشورا، بازآفرینی میشده است؛[۲۶] ایثار جان و شهادتطلبی ارزشی دینی و الهی داشته است؛[۲۷] به کشتهشدگان در جنگ عنوان مذهبی شهید داده میشده است.[۲۸]
در مقابل در جبههٔ عراق، هرچند ایدئولوژی حاکم ملیگرایی عربی و سکولار بود،[۲۹] بهدلیل اکثریت متدین و شیعه در میان سربازان عراقی تلاش میشد از تبلیغات دینی و مذهبی برای تهییج سربازان برای جنگ استفاده شود.[۳۰] تصویرسازی از جنگ با ایران بهعنوان جنگ با مجوسان (مانند جنگهای فتح ایران در صدر اسلام)، زیارت عتبات عالیات توسط صدام و رسیدگی به آنها و جعل نسبنامهٔ سیادت برای صدام از جمله تلاشهای تبلیغاتی حکومت عراق در این زمینه برشمرده شده است.[۳۱]
من از درون سینه خبر دارم
از خانههای خونین
از قصهٔ عروسک خونآلود
از انفجار مغز سری کوچک
بر بالشی که مملو رؤیاهاست
رؤیای کودکانهٔ شیرین...[۳۲]
بسترهای وقوع
سابقهٔ اختلافات ایران و عراق، که تشدید آنها منجر به جنگ میان آنها شد، به پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و پیدایش عراق جدید برگردانده شده است.[۳۳] گزارش شده که حاکمان عراق جدید محدودیت این کشور در دسترسی به دریا را یکی از ضعفهای ژئوپولیتیک کشور خود میدانستند.[۳۴] همین موضوع عاملی دانسته شده تا آنان برای تسلط کامل بر اروندرود (رود مرزی عراق با ایران)، بهعنوان تنها مجرای ارتباط با دریاهای آزاد، به مناقشات مرزی با ایران بپردازند.[۳۵]
بهگزارش جعفر شیرعلینیا، پژوهشگر تاریخ جنگ، مناقشات ایران و عراق فقط در اروندرود نبوده و تسلط ایران بر بلندیهای مرزی در مناطق دیگر هم عاملی برای تشدید اختلافات مرزی بوده است.[۳۶] بهنوشتهٔ او، این اختلافات، که گاهی به درگیریهای مرزی منجر میشد، با روی کار آمدن حزب بعث در عراق (۱۳۴۷ش) تشدید شد.[۳۷] بهنوشتهٔ برخی محققان، کنارآمدن ایران با حزب بعث، که با تکیه بر یک ایدئولوژی نژادی ادعای رهبری جهان عرب را داشت و خوزستان را متعلق به خود و جزایر سهگانه ایرانی را متعلق به عربها میدانست، سختتر بود.[۳۸]

گزارش شده که این مناقشات در سایهٔ قرارداشتن حکومت پهلوی و حکومت بعثی عراق در دو قطب مخالف قدرت بینالمللی در آن دوره (آمریکا و شوروی) تشدید شد و در سالهای ۱۳۵۰ش تا ۱۳۵۳ش به درگیرهای خونینی میان ایران و عراق انجامید.[۴۰] این درگیریها با دخالت شورای امنیت سازمان ملل متحد و میانجیگری برخی کشورها به قرارداد الجزایر (اسفند ۱۳۵۳ش) انجامید.[۴۱] بهنوشتهٔ شیرعلینیا، قرارداد الجزایر، پس از سالها درگیری، مفصلترین قراردادی بود که در آن به همهٔ اختلافات پرداخته شده بود: مرزهای آبی و خاکی، مسائل مربوط به کردهای دو کشور، موضوعات مربوط به دخالت در امور یکدیگر و جنگ تبلیغاتی علیه یکدیگر.[۴۲]
گفته شده که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، توازن قدرتهای فرامنطقهای با سقوط یکی از نزدیکترین دولتهای منطقه به آمریکا دچار اخلال شد؛[۴۳] این اخلال با ماجرای اشغال سفارت امریکا در تهران بهاوج رسید.[۴۴] نزدیکشدن منافع عراق و آمریکا در فروپاشی نظام جدید ایران،[۴۵] ترس حکومت بعث از تأثیرپذیرفتن شیعیان عراق از انقلاب اسلامی ایران تحت ایدهٔ صدور انقلاب[۴۶] و تصور عراق از تضعیف نظام سیاسی و ارتش ایران پس از انقلاب[۴۷] از دیگر عواملی دانسته شده که حکومت بعث را به فکر حمله به ایران انداخت.
مراحل و روند
برخی محققان، برای نشاندادن روند درگیری در جنگ ایران و عراق مراحل زیر را ترسیم و تبیین کردهاند:
پیشدرآمد: تشدید دشمنی
عراق از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی با انجام برخی فعالیتها به تشدید دشمنی با ایران پرداخت؛ از جمله: تشدید حملات مرزی به ایران (حدود ۶۳۶ حمله از ابتدای ۱۳۵۸ش تا آغاز جنگ)؛[۴۸] حمایت از گروههای قومی تجزیهطلب ایرانی در کردستان و خوزستان،[۴۹] طرح مسائل تبلیغاتی علیه تمامیت ارضی ایران،[۵۰] فشار بر حوزهٔ علمیهٔ شیعه در عراق،[۵۱] اخراج معاودین (ایرانیان و عراقیان ایرانیتبار از عراق)،[۵۲] بهشهادترساندن سید محمدباقر صدر و خواهرش،[۵۳] فشار بر خاندان حکیم[۵۴] و منع ایرانیان از زیارت عتبات عالیات.[۵۵] در نهایت، صدام در ۲۶ شهریور ۱۳۵۹ش (۱۷ سپتامبر ۱۹۸۰م) قرارداد الجزایر را ملغی اعلام کرد.[۵۶]

آغاز جنگ و اشغال (شهریور ۱۳۵۹ تا شهریور ۱۳۶۰ش)
حملهٔ همهجانبهٔ عراق به ایران با حملات هوایی به پایگاههای هوایی در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ش آغاز شد.[۵۸] فردای آن، عراق از تمام مرزهای مشترک تهاجم زمینی را آغاز کرد؛ حاصل این تهاجم اشغال و حصر مناطقی از ایران از جمله خرمشهر، بُسْتان، سوسَنْگِرد، دَهْلُران، قصرشیرین، نفتشهر و آبادان بود.[۵۹] پس از موفقیتهای اولیهٔ ارتش عراق، حکومت عراق پیشنهاد آتشبس داد؛ پیشنهادی که، بهدلیل اشغال سرزمینهای وسیعی از ایران، از سوی حکومت ایران پذیرفته نشد.[۶۰]
نیروهای مسلح ایران، هرچند از حمله سریع دشمن غافلگیر شده بودند، توانستند با تکیه بر دفاع مردمی، تحت تأثیر پیام امام خمینی،[۶۱] عملیاتهای موفقی علیه دشمن انجام دهند و از سرعت پیشروی ارتش عراق جلوگیری کنند؛[۶۲] عملیاتهایی چون: عملیاتهای کمان ۹۹ (مهر ۱۳۵۹ش)،[۶۳] ضربت ذوالفقار (دی ۱۳۵۹ش)،[۶۴] اِچ ۳ (فروردین ۱۳۶۰ش)[۶۵] و عملیات بازیدِراز (اردیبهشت ۱۳۶۰ش).[۶۶]
بر اساس یک جمعبندی، سال اول جنگ در وضعیتی بهپایان رسید که پیروزی قابل توجهی در زمینهٔ بازپسگیری سرزمینهای اشغالی برای ایران بهدست نیامده بود و با توجه به بحرانهای داخلی در ایران احتمال بازپسگیری این مناطق داده نمیشد.[۶۷]
بخشی از پیام امام خمینی پس از پیروزی ایران در عملیات فتح المبین:
اینجانب از دور دست و بازوی قدرتمند شما را، که دست خداوند بالای آن است، میبوسم و بر این بوسه افتخار میکنم. شما دِین خود را به اسلام عزیز و میهن شریف ادا کردید و طمع ابرقدرتها و مزدوران آنان را از کشور خود بریدید و سخاوتمندانه در راه شرف و عزت اسلام جهاد کردید.[۶۸]
ایران در مسیر پیروزی (شهریور ۱۳۶۰ تا شهریور ۱۳۶۱ش)
در این دوره، پس از تغییرات اساسی در فرماندهی جنگ و حضور فراوان نیروهای مردمی در جبهه و همراهی ارتش و سپاه، پیروزیهای بزرگی برای ایران رقم خورد:[۶۹] در اولین عملیات بزرگ ایران، ثامِنُ الائمه (مهر ۱۳۶۰ش)، حصر آبادان شکسته شد؛[۷۰] در دومین عملیات بزرگ ایران، طَریقُ القُدْس (آذر ۱۳۶۰ش)، بستان و مناطق اطراف آن آزاد شد؛[۷۱] عملیات سخت و پیچیده فتحُ المُبین (فروردین ۱۳۶۱ش) که به آزادسازی قسمتهای وسیعی از خاک خوزستان انجامید.[۷۲]
در این دوره، عملیات بزرگ، مهم و پیروزمندانهٔ بیت المقدس (اردیبهشت و خرداد ۱۳۶۱ش) در چهارمرحله انجام گرفت که مرحلهٔ چهارم آن به آزادسازی خرمشهر در ۳ خرداد انجامید.[۷۳] در این عملیات علاوه بر خرمشهر و هویزه، قسمتهای زیادی از خوزستان آزاد شد، نیروهای زیادی از ارتش عراق کشته و اسیر شدند و تجهیزات بسیاری از آنها به غنیمت گرفته شد.[۷۴]
پس از موفقیت عملیات بیت المقدس، حکومت عراق درخواست مذاکره برای آتشبس کرد.[۷۵] نیروهای ایرانی، با توجه به پیروزیهای بزرگی که بهدست آورده بودند و تصمیمی که برای تعقیب متجاوز با اشغال بصره گرفته بودند، درخواست صدام را نپذیرفتند.[۷۶] حاصل این رویکرد، طراحی و اجرای عملیات بزرگ و پنج مرحلهای رمضان در تیرماه ۱۳۶۱ش بود.[۷۷] این عملیات، که ضمن آن نیروهای ایرانی برای اولین بار وارد عراق شدند، به شکست سخت ایرانیان با تلفات سنگین (حدود ۱۰ هزار نفر) انجامید.[۷۸]

جنگ فرسایشی (شهریور ۱۳۶۱ تا شهریور ۱۳۶۲ش)
بهنوشتهٔ محمد درودیان، پژوهشگر تاریخ جنگ، مهمترین نتیجه شکست عملیات رمضان شکلگیری چشمانداز جنگ طولانی و فرسایشی بود.[۸۰] علاوه بر این، ناکامی در عملیات رمضان امکان موفقیتآمیزبودن راهبرد اجرای عملیاتهای بزرگ و امکان پیروزی سریع و آسان بر عراق را زیر سؤال برد.[۸۱]
این موارد موجب شد تا فرماندهان ایرانی با احتیاط بیشتر عملیاتهای محدودی در مناطق دیگری غیر از غرب بصره طراحی کنند:[۸۲] عملیاتهایی که در مواردی چون عملیات مسلم بن عقیل (مهر ۱۳۶۱ش) در سومار[۸۳] و عملیات محرم (۱۰ آبان ۱۳۶۱ش) در دهلران و موسیان[۸۴] با پیروزی همراه بود؛ در مواردی چون عملیات زین العابدین (آبان ۱۳۶۱ش) برای فتح مَنْدلی،[۸۵] عملیات والفجر مقدماتی (بهمن ۱۳۶۱ش) در منطقهٔ فَکّه[۸۶] و والفجر ۱ (فروردین ۱۳۶۲ش) در عینخوش[۸۷] با شکست مواجه شدند؛ در مواردی هم چون عملیات والفجر ۲ (تیر و مرداد ۱۳۶۲ش) در منطقهٔ حاجعُمران[۸۸] و والفجر ۳ (مرداد ۱۳۶۲ش) در مهران[۸۹] با موفقیت نسبی همراه بودند.

گشایش جبههٔ جدید: جنگ در هور (شهریور ۱۳۶۲ تا شهریور ۱۳۶۳ش)
در این دوره، علاوه بر انجام عملیات در بلندیهای کردستان، برای اولین بار نیروهای ایرانی از قابلیت عملیاتی هورهای (تالابهای وسیع) خوزستان در مرز با عراق استفاده کردند.[۹۱] در ارتفاعات کردستان، عملیات سخت والفجر ۴ (مهر و آبان ۱۳۶۲ش) با موفقیت نسبی ایرانیان همراه بود.[۹۲] پیش از انتقال جبههٔ اصلی نبرد به هور، عملیاتِ فریب محدود والفجر ۵ (بهمن ۱۳۶۲ش) در منطقه عملیاتی چَنْگولهٔ ایلام به انجام رسید.[۹۳] همچنین، در اسفندماه عملیات محدود و ناموفق والفجر ۶ در تنگه چَزّابه بهانجام رسید.[۹۴]
عملیات خیبر، مهمترین عملیات نیروهای ایرانی پس از عملیات رمضان، در منطقه عملیاتی هور العظیم در اسفند سال ۱۳۶۲ش انجام شد.[۹۵] این عملیات آبی-خاکی، که با برنامهریزی و تدارک فراوان همراه بود، با هدف تصرف جزایر نفتی مجنون انجام گرفت.[۹۶] در این عملیات، گرچه دشمن در منطقه هور غافلگیر شد، استفاده وسیع آنان از سلاح شیمیایی نقش مهمی در عدم موفقیت کامل عملیات داشت.[۹۷] با این حال، جزایر مجنون به تصرف ایران درآمد.[۹۸] عراق تلاش بسیاری برای بازپسگرفتن آن انجام داد، ولی، رزمندگان ایرانی، با حکم امام خمینی مبنی بر حفظ جزایر، توانستند آنها را حفظ نمایند.[۹۹] در این عملیات، برخی از فرماندهان برجسته ایرانی از جمله محمد همت و حمید باکری بهشهادت رسیدند.[۱۰۰]
تکرار عملیات در هور (شهریور ۱۳۶۳ تا شهریور ۱۳۶۴ش)

در این دوره فرماندهان ایرانی، بار دیگر تصمیم گرفتند عملیات بزرگ زمستانی خود را در هور العظیم انجام دهند.[۱۰۱] این در حالی بود که ارتش عراق راههای نفوذ در این منطقه را تا حدی بسته بود.[۱۰۲] مدیریت جنگ تصمیم گرفت تا رسیدن زمستان عملیاتی محدود برای از رونقنیفتادن جنگ انجام دهد؛[۱۰۳] بر این اساس، عملیات عاشورا (مهر ۱۳۶۳ش) در منطقهٔ مِیمَک انجام گرفت که در محور شمالی آن موفق بود، ولی در محور جنوبی، با شکست همراه شد.[۱۰۴]
در اسفند سال ۱۳۶۳ش، عملیات بدر در هورالعظیم انجام شد.[۱۰۵] در این عملیات هم، مانند عملیات خیبر، پیشروی اولیهٔ ایران موفق بود و آنان به غرب دجله دست پیدا کردند، ولی با حملات سنگین عراق، از جمله با سلاح شیمیایی، مجبور به عقبنشینی شدند.[۱۰۶] در این عملیات، که با تلفات زیاد ایران و تلفات کم عراق همراه بود، فرماندهانی مانند مهدی باکری، عباس کریمی و کاظم نجفی رستگار بهشهادت رسیدند.[۱۰۷]

پس از ناکامی ایران در عملیات بدر، اختلافات میان ارتش و سپاه بالا گرفت[۱۰۹] در میان این اختلافات، نهایتاً طرح عملیاتی ارتش، با عنوان عملیات قادر ۱ و ۲ (تیر و شهریور ۱۳۶۴ش)، در ارتفاعات شمالیترین مناطق مرزی ایران و عراق پیاده شد.[۱۱۰] این دو عملیات با موفقیت محدود بهپایان رسید.[۱۱۱] در عملیات قادر ۲، حسن آبشناسان، فرمانده لشکر ۲۳ نیروی مخصوص ارتش، بهشهادت رسید.[۱۱۲]

اقتدار در جنگ: فتح فاو (شهریور ۱۳۶۴ تا شهریور ۱۳۶۵ش)
در میان نبود چشمانداز برای پایان جنگ و اجرای عملیات جدید، طرح عملیاتی برای عبور از اروندرود و فتح شهر فاو از سوی سپاه ارائه شد.[۱۱۳] این طرح بهدلیل پیچیدگیهایش با مخالفت زیادی روبهرو شد؛[۱۱۴] با این حال، عملیات آبی-خاکی پیچیدهٔ والفجر ۸ (بهمن ۱۳۶۴ش) پس از مطالعات، شناسایی و تدارکات فراوان، با انجام عملیات فریب و اجرای منسجم و دقیق، منجر به فتح فاو شد.[۱۱۵] درودیان فتح فاو در این عملیات را برجستهترین پیروزی ایران پس از فتح خرمشهر دانسته است.[۱۱۶]
پس از موفقیت والفجر ۸، عملیات ناموفق والفجر ۹ (اسفند ۱۳۶۴ش) در کردستان برای کاستن از فشار سنگین عراق برای بازپسگیری فاو طراحی و اجرا شد.[۱۱۷] فتح فاو، که موجب تأثیرات سیاسی زیاد و وحشت کشورهای عربی شده بود،[۱۱۸] موجب شد تا عراق سیاست جنگی خود را از دفاع به حمله (استراتژی دفاع متحرک) تغییر دهد.[۱۱۹] حاصل این تغییر برنامهریزی حملات متعدد در این دوره بود[۱۲۰] که در مهمترین آنها شهر مهران دوباره به اشغال عراق درآمد.[۱۲۱]
پس از اشغال مهران، حکومت عراق با تبلیغات زیاد سعی در همارز نشاندادن مهران با فاو داشت که در عملیات غافلگیرانهٔ کربلای ۱ (تیر ۱۳۶۵ش) مهران توسط ایران بازپس گرفته شد.[۱۲۲] در این عملیات، سید محمدرضا دستواره، قائممقام فرماندهٔ لشکر ۲۷ محمد رسولالله(ص)، بهشهادت رسید.[۱۲۳] در شهریور همین سال، عملیات کربلای ۲ در منطقه حاجعمران کردستان انجام گرفت.[۱۲۴] در این عملیات، محمود کاوه، از فرماندهان سپاه، بهشهادت رسید.[۱۲۵]
خونینترین سال جنگ (شهریور ۱۳۶۵ تا شهریور ۱۳۶۶ش)
در عملیات نامنظم و موفق فتح ۱ (مهر ۱۳۶۵ش)، نیروهای سپاه و پیشمرگههای اتحادیهٔ میهنی کردستان عراق موفق شدند با نفوذ ۱۵۰ کیلومتری در عراق به تأسیسات نظامی و نفتی کرکوک حمله کنند.[۱۲۶] در دی ۱۳۶۵ش، عملیات کربلای ۴، که برای فتح بصره طراحی و اجرا شد، به یکی از بدترین عملیاتهای جنگ تبدیل شد.[۱۲۷] در این عملیات، که از پیش لو رفته بود، هزار رزمندهٔ ایرانی شهید و دوهزار نفر مفقود شدند.[۱۲۸] در اردیبهشت ۱۳۹۴ش، پیکر ۱۷۵ نفر از غواصان این عملیات به ایران بازگردانده شد.[۱۲۹]

اما سختترین، پرهزینهترین و پرتلفاتترین نبرد جنگ ایران و عراق در این دوره روی داد: عملیات کربلای ۵ (دی ۱۳۶۵ تا فروردین ۱۳۶۶ش) در شَلَمْچه برای محاصرهٔ بصره.[۱۳۱] بهنوشتهٔ علایی، این عملیات ضربۀ بسیار مهلکی بر استعداد و توان رزمی رو به افزايش ارتش عراق وارد آورد.[۱۳۲] در این عملیات خطوط مستحکم دفاعی عراق در شلمچه شکسته شد و ۱۵۰ کیلومتر مربع از خاک عراق بهتصرف ایران درآمد.[۱۳۳]
بهگزارش علایی، در عمليات کربلای ۵ حدود ١٢ هزار نفر بهشهادت رسیدند یا مفقود شدند و نزدیک به ١۵ هزار نفر زخمی شدند.[۱۳۴] شهدا و مجروحان این عملیات، هم بهلحاظ تعداد و هم از نظر تخصص و زبدگی افراد، نسبت به سایر عملیاتهای دوران جنگ بیشتر بود: در اين عمليات، ۳۵۰ نفر از فرماندهان ردههاى مختلف سپاه بهشهادت رسيدند؛ ازجمله حسين خرازى فرماندهٔ لشكر ١٣ امام حسين(ع)، عبدالله میثمی مسئول دفتر نمایندگی امام خمینی در قرارگاه خاتم الانبيا(ص) و اسماعيل دقایقى فرماندهٔ لشكر ٩ بدر.[۱۳۵]
سال پایانی جنگ (شهریور ۱۳۶۶ تا شهریور ۱۳۶۷ش)
سال پایانی جنگ با رویارویی ایران و آمریکا، در خلیج فارس آغاز شد.[۱۳۶] ایران، که تلاش میکرد از تردد نفتکشها و کشتیهای تجاری عراق و کشورهای حامی آن جلوگیری کند، با واکنش نظامی آمریکا برای جلوگیری از اختلال در بازار نفت روبهرو شد.[۱۳۷] این درگیریها، که از مهر ۱۳۶۵ش تا فروردین ۱۳۶۶ش ادامه داشت، موجب حملات ایران به برخی نفتکشهای آمریکایی شد.[۱۳۸] در مقابل، آمریکا به سکوهای نفتی رشادت، نصر و سلمان حمله کرد و ناوچههای ایرانی سهند و جوشن را غرق کرد.[۱۳۹]

در فروردین ۱۳۶۶ش، انجام دو عملیات ناموفق کربلای ۸ در شلمچه و کربلای ۹ در قصرشیرین موجب شد تا فرماندهان جنگ، بهدلیل بنبست در جبههٔ جنوب، راهبرد انتقال جنگ به شمالغرب را پیگیری کنند.[۱۴۰] نتیجه این تغییر انجام عملیاتهایی چون بیت المقدس ۲ (دی ۱۳۶۶ش)، والفجر ۱۰، بیت المقدس ۳ و ظفر ۶ (اسفند ۱۳۶۶ش) بود که در موفقترین آنها، والفجر ۱۰، شهر حَلَبْچه در کردستان عراق بهتصرف ایران درآمد.[۱۴۱]
راهبرد انتقال جنگ به شمالغرب موجب تضعیف خطوط دفاعی ایران در جبههٔ جنوب شد.[۱۴۲] از طرفی، ارتش عراق با انجام عملیات فریب نشان داد که نیروهایش را برای دفاع از جبهههای شمالی به آنجا منتقل کرده و همین باعث آرامش در میان فرماندهان ایرانی نسبت به جبههٔ جنوب شد.[۱۴۳] نتیجه این غفلت حملهٔ سنگین ارتش عراق و سقوط فاو،[۱۴۴] شلمچه،[۱۴۵] جزایر مجنون[۱۴۶] و دهلران[۱۴۷] بود. با از دست رفتن فاو، ایران دست برتر در جنگ را از دست داد و عملیات بیت المقدس ۷ (خرداد ۱۳۶۷ش) هم، که پس از این رخدادها طراحی شده بود، با موفقیت همراه نشد.[۱۴۸]
پایان جنگ

سقوط پیدرپی سرزمینهایی که با سختی فراوان از عراق گرفته شده بود، عدم امکان جذب نیروی جایگزین برای حضور در جبههها، بنبست اقتصادی در تأمین هزینههای جنگ، دخالت نظامی آمریکا در خلیج فارس و تهدید عراق برای استفاده از سلاحهای نامتعارف (شیمیایی و میکروبی) از عواملی برشمرده شده که ایران قطعنامهٔ ۵۹۸ سازمان ملل برای پایاندادن به جنگ را در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ش پذیرفت.[۱۴۹]
برخلاف پیشبینیها، عراق نهتنها از پذیرش قطعنامه از سوی ایران استقبال نکرد، بلکه فرصت را برای حمله به ایران مساعد یافت:[۱۵۰] ارتش عراق از نواحی مختلف بار دیگر به ایران حمله کرد؛ آنچنان که برای نمونه در جبههٔ جنوب برای اشغال خرمشهر اقدام به پیشروی کرد.[۱۵۱] پذیرش قطعنامه و تعبیر امام خمینی از آن با عنوان «نوشیدن جام زهرآلود»[۱۵۲] در مردم ایران تأثیر فراوان گذاشت و بسیاری از آنان را به جبههها کشاند.[۱۵۳] این در حالی بود که دو هفته پیش از پیام امام، سپاه تقریباً نیرویی برای نبرد در اختیار نداشت[۱۵۴] و امام هم از نظرش بر ادامهٔ جنگ بود.[۱۵۵] بسیج مردمی در کنار روحیه یافتن رزمندگان ایرانی موجب جلوگیری از پیشروی عراق و عقبنشاندن آنان شد.[۱۵۶]
از سوی دیگر، سازمان مجاهدین خلق ایران، که در دوران جنگ علیه ایران با ارتش عراق همکاری کرده بود، طی عملیاتی تحتعنوان «فروغ جاویدان» با پشتیبانی ارتش عراق به ایران حمله کرد.[۱۵۷] این حمله که در پی دو عملیات محدودتر آفتاب (فروردین ۱۳۶۷ش) در منطقه فَکّه[۱۵۸] و چلچراغ (خرداد ۱۳۶۷ش) در مهران[۱۵۹] انجام شد، با هدف ساقطکردن ۴۸ ساعتهٔ جمهوری اسلامی برنامهریزی شده بود.[۱۶۰] عملیات فروغ جاویدان با عملیات دفاعی مرصاد (۵ مرداد ۱۳۶۷ش) توسط ایران پاسخ داده شد و ارتش مجاهدین خلق در تنگهٔ چارْزَبَر (مرصاد)، در نزدیکی کرمانشاه، طی شکستی سنگین متوقف شد.[۱۶۱]

در نهایت، پس از ناکامی ارتش عراق در حملۀ مجدد به ایران و با شكست مجاهدین خلق در عمليات مرصاد و همچنین با تلاشهای دبیر كل سازمان ملل، دولت عراق مجبور شد، حدود یک ماہ پس از پذیرش قطعنامه، آتشبس را در روز ٢٨ مرداد ١٣۶٧ ش بپذیرد.[۱۶۲] این آتشبس بين دو كشور از ساعت ۶ و ۳۰ دقیقهٔ روز شنبه ٢٩ مرداد ١٣۶٧ بهطور عملی اجرا شد و جنگ ایران و عراق بهپایان رسید.[۱۶۳]
سویههای دیگری از نبرد: جنگ شهرها، جنگ شیمیایی و جنگ اقتصادی
سویههای دیگری از جنگ ایران و عراق در منابع روایت شده است؛ از جنگ شهرها تا جنگ اقتصادی:
جنگ شهرها
بهگفتهٔ شیرعلینیا، حمله به نقاط غیرنظامی شهرهای ایران توسط عراق از پیش از جنگ آغاز شد و تا پایان جنگ ادامه داشت: ابتدا خمپارهها و گلولههای توپ آنان شهرهای مرزی را ویران میکرد و پس از آن هواپیماهای آنان شهرهای دورتر را بمباران میکردند.[۱۶۴] بهگفتهٔ او، در سالهای پایانی جنگ، برد موشکهای عراق هر روز افزایش پیدا میکرد، تا جایی که با موشکهای ساخت شوروی تهران را هم میزند.[۱۶۵] بهگزارش او، حملات به شهرها موجب میشد بسیاری از ساکنان شهر را ترک کنند.[۱۶۶]
بنابر گزارشی، عراق در طول جنگ ۴۷۶۹ مرتبه مراکز جمعیتی ایران (۵ هزار شهر و ۴ هزار روستا) را مورد حمله قرار داد که در نتیجه آنها ۷۶۸۳۷ نفر کشته یا مجروح شدند.[۱۶۷] همچنین، در نتیجهٔ ویرانی خانههای مسکونی، حدود ۵ میلیون نفر آواره شدند که در زمان جنگ «جنگزده» نامیده میشدند.[۱۶۸] شهر دزفول در صدر حملات شهری ارتش عراق سیاهه شده است:[۱۶۹] بر اساس گزارشی در دوران جنگ ۱۷۶ موشک، ۲ هزار و ۵۰۰ گلولهٔ توپ و ۳۳۱ راکت هواپیما به دزفول اصابت کرد و بیش از ۱۹ هزار واحد مسکونی و تجاری در این شهر تخریب شد.[۱۷۰]
گفته شده که عراق عموماً پس از شکست در جبههها برای جبران روانی شکست به بمباران غیرنظامیان در شهرهای ایران میپرداخت.[۱۷۱] بهگزارش علایی، با توسعۀ حملات عراق به شهرها، مردم ایران نیز انتظار عملیات مقابلهبهمثل داشتند که با مخالفت امام خمينى، بهدلیل «اشکال شرعی و سیاسی» این انتظار برآورده نشد.[۱۷۲] با ادامهٔ حملات آنان به شهرها، امام خمینی در بهمن ۱۳۶۲ش مقابلهبهمثل را، بهعنوان عامل بازدارند از حملات عراق به شهرهای ایران، تأیید کرد.[۱۷۳] حاصل این تغییر، حملات ایران به برخی شهرهای عراق با اعلام قبلی برای خروج غیرنظامیان بود که موجب شد تا سران عراقی در مقاطعی از حملات خود به شهرهای ایران بکاهند.[۱۷۴]

جنگ شیمیایی
بهنقل از برخی منابع، استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی علیه نیروهای ایرانی از ابتدای جنگ (دی ۱۳۵۹ش) آغاز شد[۱۷۶] و از عملیات خیبر (اسفند ۱۳۶۲ش) بهیکباره افزایش یافت و تا آخر جنگ ادامه یافت.[۱۷۷] گفته شده که ارتش عراق در عملیاتهایی که نزدیک به شکست کامل بود از سلاح شیمیایی استفاده میکرد.[۱۷۸] حملات شیمیایی، که مصداق جنایت جنگی و خلاف کنوانسیون ۱۹۲۵م ژنو دانسته شده، از سوی حکومت عراق برای ایجاد وحشت در غیرنظامیان، کاهش توان رزمی رزمندگان ایرانی و شکستن روحیهٔ آنان انجام میشده است.[۱۷۹]
بر اساس یک گزارش، ارتش عراق در طول جنگ بیش از ۵۶۰ بار از سلاح شیمیایی علیه ایران استفاده کرد[۱۸۰] که حاصل آن بیش از ۱۰ هزار کشته و ۱۰۰ هزار مجروح بوده است.[۱۸۱] نقل شده که ارتش عراق این سلاحها، که از انواع مختلف گازهای سمی بودند، را از کشورهای غربی، بهخصوص آلمان و انگلستان، تهیه میکرد و در سایه سکوت مجامع جهانی علیه رزمندگان و غیرنظامیان ایرانی و حتی شهروندان غیرنظامی خود استفاده میکرد.[۱۸۲]
حمله شیمیایی به شهر سردشت در ایران (تیر ۱۳۶۶ش) که به شهادت ۲۰۰ نفر و جراحت ۵ هزار نفر از غیرنظامیان منجر شد و حمله به شهر عراقی و کردنشین حلبچه (اسفند ۱۳۶۶ش) که به شهادت ۵ هزار نفر و جراحت ۹ هزار نفر انجامید از جمله حملات شیمیایی ارتش عراق علیه غیرنظامیان برشمرده شده است.[۱۸۳] گفته شده که انتشار خبر و تصاویر این حملات، با ایجاد تأثر عمومی در جهان حکومت عراق را با محکومیت جهانی بهخاطر جنایت جنگی روبهرو کرد.[۱۸۴] حملات گسترده شیمیایی عراق در سالهای آخر جنگ و تهدید به حمله شیمیایی به شهرهای بزرگ یکی از عوامل پذیرش قطعنامه از سوی ایران دانسته شده است.[۱۸۵]
جنگ اقتصادی

جنگ ایران و عراق با حملات گسترده به زیرساختهای اقتصادی همراه دانسته شده است.[۱۸۶] گفته شده که این حملات، که بیشتر به تأسیسات تولید و فرآوری نفت بود، موجب خسارات اقتصادی فراوان برای دو کشور شد.[۱۸۷] از سوی عراق، حمله به تأسیسات نفتی ایران از همان ابتدای جنگ آغاز شد؛[۱۸۸] آنچنان که در روز آغاز جنگ، ۳۰ هواپیمای عراقی پالایشگاه آبادان را بمباران کردند و در هفتههای اول جنگ ۱۵۰ مخزن ذخیرهٔ نفت را در آبادان به آتش کشیدند.[۱۸۹] نیز پالایشگاه آبادان، که آن زمان بزرگترین مرکز تأمین فرآوردههای نفتی ایران بود، با گذشت ١١ ماه از جنگ کاملاً تعطیل شد و در تأمین سوخت کشور مشکل پدید آمد.[۱۹۰]
گزارش شده که در مقابل، از سوی ایران هم حملاتی به مراکز اقتصادی و نفتی عراق انجام میشد؛ آنچنان که برای نمونه در عملیات مروارید (آذر ۱۳۵۹ش) نیروی دریایی ایران، با پشتیبانی نیروی هوایی، توانست طی عملیاتی موفق قسمت عمدهای از اسکلههای نفتی مهم البَکْر و الاُمَیه عراق را تخریب کند.[۱۹۱] همچنین در عملیات کربلای ۳ (شهریور ۱۳۶۵ش)، نیروهای ایرانی توانستند اسکلهٔ نفتی الامیهٔ را بهتصرف خود درآورند.[۱۹۲]
بهنوشتهٔ علایی و شیرعلینیا، با قدرتگرفتن توان هوایی عراق، حمله به مراکز صنعتی و تأسیسات نفتی ایران از سال ۱۳۶۵ش افزایش یافت.[۱۹۳] دریافت هواپيماها و موشکهای فرانسوی، تحولی در قابلیتهای نیروی هوایی عراق برای حمله به مراکز صدور نفت ایران ایجاد نمود و موجب حملات گسترده و آسیب فراوان به تولید و صادرات نفت ایران میشد.[۱۹۴] در مقابل، ایران، در کنار تهدید به بستن تنگهٔ هرمز، تلاش کرد تا با راهکارهای عملیاتی از حملات عراق به تأسیسات نفتی خود بکاهد.[۱۹۵]

دورتر از خط مقدم: جنگ و سیاست داخلی و خارجی در ایران
دربارهٔ وضعیت سیاست داخلی و خارجی ایران در دورهٔ جنگ ایران و عراق و تأثیر جنگ بر آنها در منابع مطالبی آمده است:
سیاست داخلی

مقارن آغاز جنگ ایران و عراق، وضعیت سیاسی در داخل ایران آشفته گزارش شده است:[۱۹۷] در شهریور ۱۳۵۹ش، که عراق مشغول تجاوز پراکندهٔ مرزی بود، نیروهای سیاسی ایران، تحت تأثیر جدالهای رئیسجمهور وقت (سید ابوالحسن بنیصدر) و مخالفانش، این تجاوزات را جدی تلقی نمیکرند.[۱۹۸] این عاملی برشمرده شده که با تجاوز همهجانبه عراق در جبههٔ ایران آشفتگی در دفاع ایجاد شود و این آشفتگی با تحرکات برخی گروههای ضدانقلاب در مناطق مرزی تشدید شود.[۱۹۹] با این حال، گزارش شده که با تصمیمات مسئولان محلی در شهرهای مرزی موردتهاجم مقاومت مردمی علیه دشمن در این مناطق برای جلوگیری از پیشروی دشمن تا حدی مدیریت شود.[۲۰۰]
بر اساس گزارش شیرعلینیا، این آشفتگیها، که با حضور پررنگ سازمان مجاهدین خلق همراه بود، با خلع بنیصدر از فرماندهی کل قوا (خرداد ۱۳۶۰ش) کاهش یافت و سیاست داخلی ایران وضعیت هماهنگتری در زمینهٔ مدیریت جنگ یافت.[۲۰۱] این تغییر سیاسی بهخصوص باعث بازشدن دست نیروهای سپاه در جنگ شد؛ آنچنان که آنان اولین عملیات محدود و مستقل خود را با عنوان «فرماندهٔ کل قوا، خمینی روح خدا» با موفقیت بهانجام رساندند.[۲۰۲]
گزارش شده که با فروکشکردن درگیریها و ترورهای داخلی، با پایان تابستان ۱۳۶۰ش، موفقیتهای عملیاتی ایران در جنگ بر اثر هماهنگی بیشتر ارتش و سپاه افزایش یافت که نتیجه کامل آن در آزادی خرمشهر (خرداد ۱۳۶۱ش) تبلور یافت.[۲۰۳] گفته شده که آزادسازی خرمشهر موجب شد تا ایدههای سیاسی و دینی «تنبیه متجاوز» و «آزادیسازی قدس پس از آزادی کربلا» در سیاست داخلی ایران قدرت یابد و مسئولان بتوانند موافقت امام خمینی برای ورود به خاک عراق را جلب کنند.[۲۰۴] با این همه در منابع، از مخالفت برخی گروههای سیاسی داخلی، از جمله نهضت آزادی، از ادامه جنگ پس از آزادی خرمشهر یاد شده است.[۲۰۵]

در بهمن ۱۳۶۲ش، با حکم امام خمینی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی، بهفرماندهی جنگ منصوب شد.[۲۰۶] بر اساس گزارشی، ایدهٔ هاشمی کسب یک پیروزی استراتژیک برای یافتن دست برتر در مذاکرات صلح بود؛ این ایده، هرچند موافقانی داشت، مخالفان آن را متضاد با شعارهای استراتژیک «جنگ، جنگ تا پیروزی» و «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از جهان» میدیدند.[۲۰۷] فتح فاو از سویی نمونهٔ کاملی برای پیروزی در ایدهٔ هاشمی برشمرده شده و از سوی دیگر، با نادیدهگرفتهشدن آن توسط عراق نشانهای بر شکست آن.[۲۰۸]
گزارش شده که در طول دوران جنگ، دولت ایران در تلاش بود که، با تمام محدودیتهای اقتصادی ناشی از تحریم، ارزانشدن نفت و جنگ نفتی، هزینههای جنگ و بودجههای داخلی را مدیریت کند.[۲۰۹] از آنجا که در در برهههایی هزینهٔ جنگ تا دو سوم بودجه کشور را در بر میگرفت،[۲۱۰] با تشکیل ستاد بسیج اقتصادی، معیشت عمومی با کُوپِن (کالابرگ) اداره میشد.[۲۱۱]

در سالهای پایانی جنگ، کمبود نیرو و وضعیت سخت اقتصادی مردم ناشی از هزینههای جنگ عاملی دانسته شده تا مسئولان جنگ دربارهٔ ادامهٔ آن دچار تردید بیشازپیش شوند.[۲۱۲] گزارش شده که این موضوع، در کنار حملهٔ ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایرانی (تیر ۱۳۶۷ش)، باعث شد که برخی مسئولان بکوشند تا امام خمینی را برای پذیرش قطعنامهٔ ۵۹۸ راضی کنند.[۲۱۳] سقوط دهلران موجب شد تا استدلال آنان مورد پذیرش امام خمینی قرار گیرد و او با مسئولیت خود قطعنامه را بپذیرد و از مسئولان بخواهد که پذیرش صلح را برای مردم تبیین کنند.[۲۱۴]
سیاست خارجی
بهنوشتهٔ شیرعلینیا، مقارن آغاز جنگ، بهدلیل عدم توانایی مجلس و رئیسجمهور برای توافق بر سر یک نفر، دولت ایران وزیرخارجه نداشت، در مقابل عراق در حوزهٔ دیپلماسی بسیار حساب شده کار میکرد: آنان با نوشتن نامههایی به سازمانهای مختلف بینالمللی کوشیدند تا تجاوزهای مرزی عراق را ناشی از تجاوز اولیهٔ ایران نشان دهند.[۲۱۵]
بهگزارش علیاکبر ولایتی، وزیرخارجهٔ ایران در دوران جنگ، با حملهٔ همهجانبهٔ عراق، سازمانهای بینالمللی، مانند شورای امنیت سازمان ملل، سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدمتعهد، با پیشگرفتن رویکردی ناعادلانه، به صدور بیانیههای کمرمق دعوت به آتشبس بسنده کردند.[۲۱۶] بهگزارش او، تغییر وضعیت جنگ به نفع ایران با فتح خرمشهر موجب شد تا اروپا، آمریکا و کشورهای عربی تلاش کنند تا با تحرکات دیپلماتیک از شکست عراق جلوگیری کنند.[۲۱۷] بهنظر او، این تلاشها از سوی سازمانهای بینالمللی هم انجام گرفت.[۲۱۸]

بهگزارش شیرعلینیا در همین دوره، بهدلیل حملات اسرائیل به لبنان و تحت تأثیر ایدهٔ اصلی عملیات بیت المقدس (الی بیت المقدس: بهسوی بیت المقدس) تعدادی از رزمندگان ایرانی برای جنگ با اسرائیل به لبنان فرستاده شدند.[۲۲۰] بهنوشتهٔ او، امام خمینی، پس از آگاهی از این موضوع، به آنان دستور داد که برگردند؛ چون ممکن بود این موضوع موجب شود تا ایران از جبهه اصلی نبرد با عراق غافل شود.[۲۲۱] بهگفته او، در نهایت جز تعدای از آنان بهسرپرستی احمد متوسلیان، که برای آموزش نیروهای حزبالله لبنان باقی ماندند، بقیه نیروها به ایران بازگشتند.[۲۲۲]
بهگزارش شیرعلینیا، با فرسایشیشدن جنگ، جنگ جز برای دو طرف درگیر برای کسی ضرر نداشت؛ به همین دلیل، نه قدرتهای فرامنطقهای و نه کشورهای منطقه، که جنگ باعت تضعیف دو رقیب قدرتمندشان شده بود، لزومی برای تلاش دیپلماتیک برای پایان جنگ نمیدیدند.[۲۲۳] در این میان، صدور قطعنامههای شورای امنیت هم با رویکردی غیرکارکردی کاری برای ایجاد آتشبس از پیش نمیبردند و با شرایط ایران منطبق نبود.[۲۲۴] از پس برخی پیروزیهای بزرگ ایران از جمله در عملیات فتح فاو، گفته شده که ضعف دیپلماسی در دوران جنگ اصلیترین مشکل ایران بوده، زیرا دستگاه دیپلماسی ایران نمیتوانسته از پیروزیهای میدان نبرد دستاورد سیاسی ایجاد نماید.[۲۲۵]
بهنوشتهٔ ولایتی، تغییرات در جبهه موجب میشد تا بازیگران بینالمللی سوگیریهای متفاوتی نسبت به طرفین درگیری داشته باشند؛ آنچنان که پیروزیهای ایران موجب شد تا آمریکا در رویکرد خود به ایران در مقاطعی تجدید نظر کند و برای نمونه در ماجرای مَکْفارلین (خرداد ۱۳۶۵ش) تلاش کند با ارسال اسلحه به ایران کانال دیپلماتیکی با ایران ایجاد کند.[۲۲۶] گفته شده که شکست تلاش آمریکا در ماجرای مکفارلین با مخالفت امام خمینی موجب شد تا آمریکا با چرخشی تند تعارض با ایران برای وادارکردنش به اتمام جنگ را تشدید کند.[۲۲۷]

حجم سنگین درگیری میان دو کشور در جریان عملیات کربلای ۵ و پیروزی ایران در این عملیات از جمله عواملی دانسته شده که اعضای دائم شورای امنیت را به تلاش واقعی برای خاتمهدادن به جنگ با صدور قطعنامهٔ ۵۹۸ قانع کند.[۲۲۹] گفته شده که ضعف دستگاه دیپلماسی ایران در عدم حضور در جلسات تنظیم قطعنامه موجب شد تا مفاد قطعنامه طبق نظر عراق تنظیم شود.[۲۳۰] پس از پنج ماه در تیر ۱۳۶۶ش، سرانجام قطعنامهٔ ۵۹۸، با محتوای اصلی آتشبس فوری و بازگشت به مرزهای بینالمللی، بهتصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید.[۲۳۱] گزارش شده که یک روز پس از صدور قطعنامه، ایران آن را، بهدلیل سکوت دربارهٔ تعیین متجاوز، غیرعادلانه خواند و از پذیرش آن سر باز زد.[۲۳۲] گفته شده که ایران در قبال این قطعنامه رویکرد «نه قبول و نه رد» را تا حدود یکسال ادامه داد و در نهایت تحت فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی ناچار به پذیرش آن شد.[۲۳۳]
دورتر از خط مقدم: بازتاب جنگ در فضای عمومی ایران
بهنوشتهٔ برخی محققان، جنگ ایران و عراق، بەعنوان یک پدیدهٔ اجتماعى در فضای عمومی و اجتماعی ایران در زمینههای مختلف بازتاب داشت.[۲۳۴] گفته شده که جنگ همهٔ فضای فرهنگ عمومی ایرانیان را تحت تأثیر قرار داده بود؛ آنچنان که حتی بازیهای کودکان ایرانی هم جنگی بود.[۲۳۵]
در زمینهٔ اقتصادی، جنگ موجب تضعیف معیشت عمومی و جیرهبندی ارزاق و توزیع آن از طریق کالابرگ برشمرده شده است.[۲۳۶] گفته شده که این روش توزیعْ موجب ایجاد صفهای طولانی برای تأمین کالا و خدمات مختلف میشده است.[۲۳۷]

از نظر اجتماعی، جنگ، با تمام مصائبش، موجب ایجاد همبستگی میان ایرانیان دانسته شده است.[۲۳۹] گفته شده که در این دوره مفاهیمی مانند، مقاومت، ایثار، دفاع از میهن، قناعت، تعهد فردی، پرهیز از مصرفگرایی و رفاهزدگی از جمله ارزشهای اجتماعی عمومی بوده است.[۲۴۰] پیدایش نیروی مقاومت مردمی در ابتدای جنگ ایران و عراق و جلوگیری از تهاجم مرزی در آن دوره و بعداً حضور گسترده مردمی در جبهه و پشت جبهه تحت عنوان سازمان بسیج، حاصل این رویکرد اجتماعی دانسته شده است.[۲۴۱]
بازتاب جنگ در فرهنگ عمومی ایرانیان همچنین در تولیدات فرهنگی و هنری،[۲۴۲] نامگذاریهای ارزشی پدیدههای جنگی (مانند: شهید، جانباز، آزاده)،[۲۴۳] نامگذاری و تغییرنام معابر و اماکن عمومی به اسم شهیدان جنگ[۲۴۴] و برگزاری بزرگداشتهای مختلف برای رویدادهای جنگ و شهیدان آن (نمونه: هفتهٔ دفاع مقدس) نشان داده شده است.[۲۴۵]

خسارتها، پیامدها و دستاوردها
بهنوشتهٔ علایی، خسارات جنگ ایران و عراق در ذیل مواردی چون تلفات انسانى، آوارگی غیرنظامیان، انهدام ساختمانها و تأسیسات زیربنایى، تخريب مراكز صنعتى و نفتی، توقف سرمایهگذارى و از دست رفتن فرصتهای پيشرفت و توسعۀ دو کشور قابل بررسی و ارزیابى است.[۲۴۷]
طبق گزارش علایی، خسارات انسانی جنگ ایران و عراق نزدیک به ۴۵۰ هزار نفر کشته، بیش از ۱/۵ میلیون مجروح و بیش از ۹۰ هزار اسیر بوده است.[۲۴۸] طبق برخی گزارشها، این آمار در سمت ایران بیش از ۲۰۰ هزار کشته، حدود ۱ میلیون مجروح، حدود ۴۰ هزار نفر اسیر بوده است.[۲۴۹] طبق تخمین علایی، این آمار در سمت عراق حدود ۲۰۰ هزار کشته، ۶۰۰ هزار مجروح و ۶۰ هزار اسیر بوده است.[۲۵۰] در زمینهٔ تعداد آوارگان جنگی، آمار ۲ میلیون نفر در ایران و ۴۰۰ هزار نفر در عراق گزارش شده است.[۲۵۱]
از نظر اقتصادی گزارش شده که جنگ ایران و عراق بیش از ۲۰۰ ميلیارد دلار هزينه و ۱۵۰۰ میلیارد دلار خسارت برای طرفین داشته است.[۲۵۲] در گزارشی، ایران خسارات وارد شده بر خود را هزار میلیارد دلار اعلام کرده است.[۲۵۳] عراق هم با ۳۵ میلیارد دلار ذخایر ارزی وارد جنگ شده و با ۸۵ میلیارد بدهی از آن خارج شد.[۲۵۴]

حملهٔ عراق به کویت و اشغال آن (مرداد ۱۳۶۹ش)، بهدلیل درخواست کویت از عراق برای بازپرداخت کمکهای مالی دوران جنگ با ایران، از جمله پیامدهای جنگ ایران و عراق دانسته شده است.[۲۵۶] گزارش شده که این حمله به واکنش سریع قدرتهای جهانی و حمله آنان به رهبری امریکا به عراق و بازپسگرفتن کویت انجامید.[۲۵۷] پیامد این جنگ انتفاضهٔ شعبانیه،[۲۵۸] تحریم سنگین جهانی عراق و نهایتاً سقوط حکومت بعث در حملهٔ ائتلاف برخی دولتهای غربی به رهبری آمریکا (فروردین ۱۳۸۲ش) دانسته شده است.[۲۵۹]
از دست ندادن سرزمینهای ايران و تداوم حيات نظام جمهورى اسلامى و توانايى در ادارۀ یک جنگ گسترده و طولانی در شرايط سختِ ناهمسویی نظام بینالمللی با ایران، از برجستهترین دستاوردهای جنگ برای ایران دانسته شده است.[۲۶۰] همچنین، ایجاد الگوی فرهنگی مبتنی بر ایثار، پرورش نیروهای آبدیده در شرایط بحرانی و نیز تعریف هویت جدید از ایرانیان، بهعنوان مردمی صبور و مقاوم، از دیگر دستاوردهای جنگ برای ایران قلمداد شده است.[۲۶۱]
شیعیان عراق و جنگ
بهگزارش رسول جعفریان، تاریخپژوه، پیش از درگرفتن جنگ ایران و عراق، حکومت بعثی عراق برای ایجاد اطمینان از فضای کشور برای آغاز جنگ با یک کشور شیعه به سرکوب مخالفان خود، مخصوصاً شیعیان، پرداخت؛[۲۶۲] آنچنان که پس از بهشهادترساندن سید قاسم شُبَّر (تیر ۱۳۵۸ش) و سید محمدباقر صدر (فروردین ۱۳۵۹ش) در تابستان سال ۱۳۵۹ش دههزار جوان شیعهٔ مخالف با حکومت را دستگیر و برای همیشه ناپدید کرد.[۲۶۳] همان زمان بسیاری از شیعیان، که بهنحوی فعالیت سیاسی علیه حکومت داشتند، از عراق به ایران فرار کردند و مبارزه عليه حکومت را به شیوههای مختلف، از جمله با تشکیل سپاه بدر و حضور در جبهههای جنگ پیگرفتند.[۲۶۴]
در سوی دیگر، براساس تحقیقی در جریان جنگ ایران و عراق شیعیان عراقی اکثریت قاطع سربازان و افسران درجهدار ارتش عراق را تشکیل داده بودند.[۲۶۵] در این تحقیق آمده که حکومت بعث برای حفظ وفاداری این نیروها به جنگ با هممذهبانشان، تلاش کرد رویکرد دو سویهای نسبت به شیعیان اتخاذ کند:[۲۶۶] از یک سو، کوشید تا با انجام کارهایی چون زیارت عتبات و ادعای سیادت پیوندی عاطفی با شیعیان برقرار کند و از سوی دیگر، با مجوسخواندن و غیرعربخواندن ایرانیان احساسات پانعربی و پاناسلامی شیعیان عراقی را تحریک کند.[۲۶۷]
حاصل این رویه این دانسته شده که با کشیدهشدن جنگ به خاک عراق (تیر ۱۳۶۱ش) احساسات میهنپرستانهٔ عراقیهای شیعه بر تمامی ملاحظات دیگر غالب گردد؛ فرار از خدمت در ارتش کاهش یابد و شیعیان با همان جدیت سنّیها به جنگ با ایران بپردازند.[۲۶۸] گفته شده که احساس نارضایتی تودههای شیعه عراقی نسبت به جنگ از ملاحظات دیگری، غیر از رابطهٔ اعتقادی آنها با ایرانیان، ناشی شده بود.[۲۶۹]
گزارش شده که این گروه از شیعیان معتقد بودند که حکومت عراق این جنگ بیهوده و خانمانبرانداز را صرفاً بهخاطر جاهطلبیهای خود بهراهانداخته و عراقیان چارهای جز دفاع از کشورشان ندارند.[۲۷۰] برای این اساس، معضل شیعیان عراق گزینش یکی از دو حکومت عراق و ایران دانسته نشده است؛ بلکه گفته شده که آنها بین خصومتشان با رژیم عراق از یک سو و مهینپرستیشان از سوی دیگر گرفتار بودند و در نهایت نشان دادند که به کشورشان وفادارند، نه به حکومت بعث.[۲۷۱]

گفته شده تغییر فضای ناشی از تبلیغات حکومت عراق بر تغییر نگاه این گروه از عراقیان شیعه تأثیر میگذاشته است؛ آنچنان که بهنقل از جعفریان با بهاسارتدرآمدن هزاران نفر از ارتشیان شیعه عراقی در سال دوم جنگ، فرصت جدیدی برای آنها ایجاد شد تا آسوده از فضای پلیسی عراق نسبت به سرنوشت خود تصمیم بگیرند.[۲۷۲] بهگفتهٔ او، زمانی که در اردوگاههای اسارت به کارهای سیاسی و فرهنگی پرداخته شد، ده هزار نفر از آنها خواستار پیوستن به سپاه بدر شدند، جمعی به حوزهٔ علمیهٔ قم وارد شدند و غالب آنها با دختران ایرانی یا عراقی ازدواج کردند و از مشهد تا سوسنگرد محل زندگی آنها شد.[۲۷۳]
حوزههای علمیهٔ ایران و عراق و جنگ
حوزههای علمیهٔ شیعه در ایران و عراق، با توجه به وضعیت و جایگاه خود در فضای سیاسی و اجتماعی ایران و عراق، واکنشهای متفاوتی به جنگ ایران و عراق داشتهاند که در برخی منابع به آنها پرداخته شده است:
حوزهٔ علمیهٔ ایران
گزارش شده که مقارن حملهٔ عراق به ایران مراجع تقلید حوزهٔ علمیهٔ قم، از جمله امام خمینی، سید محمدرضا گلپایگانی، سید محمدکاظم شریعتمداری و سید شهابالدین مرعشی نجفی، با وجود اختلافات در برخی مسائل سیاسی و اجتماعی، موضع هماهنگی در محکومکردن تجاوز عراق اتخاذ کردند و مقلدان خود را به جهاد فراخواندند.[۲۷۴]

با قطع نظر از امام خمینی، که بهعنوان ولی فقیه در سطح اول فرماندهی و مدیریت جنگ قرار داده شده،[۲۷۵] مراجع دیگر بهصورتهای مختلف در دفاع مشارکت داشتند؛ برای نمونه، گزارش شده که گلپایگانی، ضمن تأکید بر وجوب جهاد، اجازهٔ مصرف ثلث سهم امام را برای جبههها صادر کرد، رسالهای دربارهٔ برخی احکام مربوط به جنگ منتشر کرد، به استفتائات مربوط به جنگ پاسخ گفت و در طول جنگ نیز به حمایت مادی و معنوی از رزمندگان ایرانی پرداخت.[۲۷۶]
گزارش شده که علاوه بر مراجع تقلید، سایر روحانیان نیز در تبلیغات شفاهی و کتبی خود به لزوم دفاع از دین و وطن تأکید کردند و مردم را برای رفتن به جبههها و حمایت مادی و معنوی از رزمندگان تشویق کردند.[۲۷۷] گفته شده که این روند در طول هشت سال جنگ استمرار داشت و با طولانیشدن جنگ روحانیان تلاش زیادی برای حفظ روحیهٔ جنگی رزمندگان و تشویق مردم برای ارائه کمکهای مالی و رفتن به جبههها انجام دادند.[۲۷۸]
در گزارشی آمده که مشارکت علما و روحانیان در جنگ فقط در پشت جبهه نبود و در عمل نیز در جبههها حضور پیدا میکردند و علاوه بر تبلیغات دینی و ایجاد انگیزه روانی به رزم در کنار سایر رزمندگان هم میپرداختند.[۲۷۹] گفته شده که حضور گسترده روحانیان در جبهه چنان بوده که بهپیشنهاد عبدالله میثمی (درگذشت: ۱۳۸۵ش) تیپ ۸۳ امام صادق(ع) برای سازماندهی روحانیان رزمی-تبلیغی در جنگ تأسیس شد.[۲۸۰]

در میان روحانیان حاضر در جبهه، به حضور برخی عالمان برجسته اشاره شده است؛ کسانی چون سید رضا بهاءالدینی، عطاءالله اشرفی اصفهانی، اسدالله مدنی، جواد تهرانی، عبدالله جوادی آملی، صدرالدین حائری و علیاکبر مشکینی[۲۸۲] تعداد شهدای روحانی (۳۴۱۷نفر)، که با در نظر گرفتن نسبت جمعیتی در مقایسه با سایر اقشار ده برابر گزارش شده، نشانی دیگر بر مشارکت بالای روحانیان در جنگ قلمداد شده است.[۲۸۳] محمدحسن شریف قنوتی، فضلالله محلاتی، مهدی شاهآبادی، عبدالله میثمی، مصطفی ردانیپور و عباس شیرازی از جمله شهدای شاخص روحانی در جنگ برشمرده شدهاند.[۲۸۴]

حوزهٔ علمیهٔ عراق
بهنوشتهٔ رسول جعفریان، با آغاز جنگ ایران و عراق، حوزهٔ علمیهٔ نجف در وضعیتی سخت و خفقانآور تحت فشار حکومت بعثی عراق قرار گرفت.[۲۸۶] بهنوشتهٔ او، در این فضا، حکومت بعثی عراق بسیار کوشید تا از مرجعیت شیعه در نجف فتوایی علیه ایران بگیرد، اما هرگز موفق به این کار نشد.[۲۸۷]
گفته شده که در این اوضاع، برخلاف حوزهٔ علمیهٔ قم، در این حوزه مواضع متفاوتی از سوی روحانیان شیعه در مورد جنگ ایران و عراق اتخاذ گردید؛ در این حوزه، علیرغم مخالفت همه علمای شیعه با تجاوز به یک کشور مسلمان همسایه، نحوهٔ مخالفت عملی آنان با این اقدام رژیم بعث به دو صورت صورتبندی شده است:[۲۸۸]

سکوت و عدم دخالت
گزارش شده که عدهای از علمای شیعه حاضر در عراق، علیرغم مخالفت با سیاستهای داخلی و خارجی حکومت بعث در سرکوب مردم عراق و حمله به یک کشور شیعهمذهب همسایه، سکوت و عدم دخالت در مسائل سیاسی را پیش گرفتند و مخالفت آشکاری نشان ندادند.[۲۹۰] علت اتخاذ چنین رویکردی حفظ حوزهٔ نجف و مرجعیت شیعه در عراق دانسته شده است.[۲۹۱] در رأس این گروه سید ابوالقاسم خویی قرار داده شده که در آن زمان زعامت حوزهٔ علمیه نجف را برعهده داشته است.[۲۹۲]
گفته شده که خویی با وجود در پیش گرفتن چنین موضعی، در برابر فشار حکومت عراق برای صدور فتوا یا بیان مطالبی در تأیید جنگ علیه ایران مقاومت کرد؛ مقاومتی که او، خانواده و شاگردانش را تحت فشار حکومت عراق قرار داد.[۲۹۳] همچنین، گزارش شده که او به جواز صرف وجوهات برای رزمندگان ایرانی فتوا داد و بسیارى از کمکهای مالی كه از كشورهاى حاشیهٔ خلیج فارس براى رزمندگان ایران فرستاده مىشد از سوى وكلا و مقلدان او بود.[۲۹۴] نيز گفته شده که در جریان جنگ، برخی رزمندگان عراقى كه خود را در جنگ تسليم مىنمودند از مقلدان خویی بودند و حتى در صورت اجبار هم بهسوى نيروهاى ايرانى شلیک نمىكردند.[۲۹۵]

مخالفت و مبارزه
طبق گزارشی، گروه دیگری از علمای عراق، از جمله سید محمدباقر حکیم، سید محمد شیرازی، سید محمدتقی مدرسی، سید کاظم حائری، سید محمد بحرالعلوم، سید حسین صدر، محمدمهدی آصفی و مرتضی آلیاسین، به مخالفت آشکار با جنگ حکومت عراق علیه ایران پرداختند.[۲۹۶]
گزارش شده که این گروه، که یا قبلاً در جریان اخراج معاودین از عراق خارج شده بودند یا مقارن آغاز جنگ بهدلیل فشار حکومت از این کشور خارج شده بودند، بهشیوههای گوناگون به مبارزه علیه رژیم بعث پرداختند: از جمله برخی با ایجاد تشکلهای سیاسی-تبلیغی، مانند حرکة المجاهدين و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، فعالیت مبارزاتی میکردند؛ عدهای نیز در حوزهٔ علميهٔ قم، ضمن تحصیل علوم دینی، به ترویج معارف دینی در میان شیعیان عراقی حاضر در ایران میپرداختند و گاهی در جبههها نیز حاضر میشدند.[۲۹۷]
بازتاب جنگ در هنر
گفته شده که تأثیر انسانی جنگ ایران و عراق موجب بازتاب آن در هنر ایران و پیدایش هنر دفاع مقدس و ایجاد حوزههای جدیدی در ذیل آن تحت عناوینی چون ادبیات دفاع مقدس و سینمای دفاع مقدس شده است.[۲۹۸] بهنوشتهٔ برخی محققان، هنر دفاع مقدس بر بستر ایدئولوژی انقلاب اسلامی و با اتکا به مفاهیمی چون ایثار، شهادت و وطن در آثار هنرمندانی پیدا شد که با استفاده از نمادهای قدسى در آثارشان حقیقت جنگ ایران و عراق را بازآفرینی هنری میکردند.[۲۹۹]

ادبیات
در زمینهٔ ادبیات دفاع مقدس (ادبیات جنگ یا ادبیات پایداری) به شعر، داستان بلند و کوتاه و ادبیات کودکان و نوجوانان اشاره شده است.[۳۰۰] بهنوشتهٔ برخی پژوهشگران، شعر دفاع مقدس با آغاز جنگ در قالبها و شیوههای تازه و مؤثر در آثار شاعران قدیمی و جدیدتر زبان فارسی نمود یافت؛ کسانی چون شهریار (درگذشت: ۱۳۶۷ش)، مهرداد اَوِسْتا (درگذشت: ۱۳۷۰ش)، سپیدهٔ کاشانی (درگذشت: ۱۳۷۱ش)، نصرالله مردانی (درگذشت: ۱۳۸۲ش)، قیصر امینپور (درگذشت: ۱۳۸۶ش)، محمود شاهرخی (درگذشت: ۱۳۸۸ش)، حمید سبزواری (درگذشت: ۱۳۹۵ش)، علی موسوی گرمارودی، علی معلم دامغانی و ساعد باقری.[۳۰۱]
در زمینهٔ ادبیات داستانی (رمان و داستان کوتاه) از جمله به این آثار اشاره شده است: زمین سوخته و قصهٔ آشنا نوشتهٔ احمد محمود (درگذشت: ۱۳۸۱ش)، زمستان ۶۲ نوشتهٔ اسماعیل فصیح (درگذشت: ۱۳۸۸ش)، سفر به گرای ۲۷۰ درجه نوشتهٔ احمد دهقان، پل معلق نوشتهٔ محمدرضا بایرامی، شطرنج با ماشین قیامت و داستانهای شهر جنگی نوشتهٔ حبیب احمدزاده، ارمیا نوشتهٔ رضا امیرخانی، آواز نیمهشب نوشتهٔ داود غفارزادگان، اسکاد روی ماز ۵۴۳ نوشتهٔ فیروز زنوزی جلالی (درگذشت: ۱۳۹۶ش) و نه آبی نه خاکی نوشتهٔ علی مؤذنی.[۳۰۲]
دربارهٔ ادبیات کودک و نوجوان از جمله به این آثار اشاره شده است: اسماعیل اسماعیل نوشتهٔ محمود گلابدرهای (درگذشت: ۱۳۹۱ش)، مجموعهٔ قصه فرماندهان بهکوشش انتشارات سورهٔ مهر، اسلحهٔ زهرا و چند داستان دیگر نوشتهٔ علی آقاغفار، دو کبوتر دو پنجره یک پرواز نوشتهٔ مهدی شجاعی، باغ فرشتهها نوشتهٔ افسانهٔ شعباننژاد، بچهها و کبوترها نوشتهٔ سیروس طاهباز (درگذشت: ۱۳۷۷ش)، پسران گل نوشتهٔ فریبا کلهر، روزهای خرمشهر نوشتهٔ مرتضی سرهنگی، ای ایران مجموعه شعر سرودهٔ جعفر ابراهیمی (شاهد)، نخلهای سبز منتخبی از اشعار جنگ به انتخاب مصطفی رحماندوست.[۳۰۳]
هنرهای تجسمی

در زمینهٔ هنرهای تجسمی، به نقاشی دفاع مقدس در آثار کسانی چون کاظم چلیپا[۳۰۴] و عبدالحمید قدیریان،[۳۰۵] عکاسی دفاع مقدس در آثار کسانی چون محمدحسین حیدری و علی فریدونی،[۳۰۶] گرافیک دفاع مقدس در آثار کسانی چون احمد قلیزاده و ابوالفضل عالی[۳۰۷] اشاره شده است.
از جمله آثار در این زمینه به کتابهایی چون قلمرو ایثار: جنگ تحمیلی و کلک خوشنویسان بهکوشش کمیتهٔ هنری ستاد امور جنگ وزارت ارشاد، انا فتحنا مجموعه عکسهای سعید صادقی و بهرام محمدیفرد، بهار حلبچه مجموعه عکسهای تعدادی از عکاسان جنگ ایران و عراق، ۵۰ روز از جنگ عکسهایی ساسان مؤیدی از حملات موشکی به تهران، و صدام و جنگ مجموعه کاریکاتور اشاره شده است.[۳۰۸]
موسیقی
گفته شده که در دوران جنگ ایران و عراق، موسیقی در روحیهدادن به رزمندگان و مردم شهرهای در معرض حملات هوایی، همدردی با خانوادههای شهدا و ایجاد انگیزه برای اعزام به جبههها نقش داشت.[۳۰۹]

برای جنگ در زمینهٔ موسیقی، علاوه بر مارشهای نظامی، قطعاتی در زمینههای مختلفی موسیقایی ساخته شده است؛ از جمله قطعهٔ کاروان شهید ساختهٔ محمدرضا لطفی (درگذشت: ۱۳۹۳ش) با صدای شهرام ناظری، قطعهٔ خجسته باد این پیروزی با صدای محمد گلریز، قطعهٔ دایَه دایَه وقت جنگَه با صدای محمد میرزاوندی، آلبومهای نینوا با صدای حسامالدین سراج، سمفونی نوروز در سنگر ساختهٔ امیرفرشید رحیمیان (درگذشت: ۱۴۰۲ش)، سمفونی شهید ساختهٔ شاهین فرهت و سمفونی خرمشهر اثر مجید انتظامی، موسیقی فیلم بلمی بهسوی ساحل ساختهٔ محسن نفر و موسیقی فیلم از کرخه تا راین ساختهٔ مجید انتظامی.[۳۱۰]
در زمینه مداحی حماسی هم به آثاری چون ممد نبودی ببینی و یاران چه غریبانه با صدای غلام کویتیپور، کربلا کربلا ما داریم میآییم با صدای علیاکبر شریعت (درگذشت: ۱۳۹۷ش)، با نوای کاروان، سوی دیار عاشقان ای لشکر صاحب زمان آماده باش از صادق آهنگران اشاره شده است.[۳۱۱]
سینما

در زمینهٔ سینمای دفاع مقدس، در قسمت سینمای داستانی، از جمله به این آثار اشاره شده است: مرز (۱۳۶۰ش) بهکارگردانی جمشید حیدری، عقابها (۱۳۶۴ش) بهکارگردانی ساموئل خاچیکیان، پرواز در شب (۱۳۶۵ش) بهکارگردانی رسول ملاقلیپور، کانیمانگا (۱۳۶۷ش) بهکارگردانی سیفالله داد، باشو غریبهٔ کوچک (۱۳۶۹ش) بهکارگردانی بهرام بیضایی، لیلی با من است (۱۳۷۴ش) بهکارگردانی کمال تبریزی، سرزمین خورشید (۱۳۷۵ش) بهکارگردانی احمدرضا درویش، آژانس شیشهای (۱۳۷۶ش) بهکارگردانی ابراهیم حاتمیکیا، اخراجیها (۱۳۸۶ش) بهکارگردانی مسعود دهنمکی،[۳۱۲] شیار ۱۴۳ (۱۳۹۲ش) بهکارگردانی نرگس آبیار[۳۱۳] و موقعیت مهدی (۱۴۰۰ش) بهکارگردانی هادی حجازیفر.[۳۱۴]
در زمینهٔ سینمای مستند از جمله به مجموعه مستندهای روایت فتح به کارگردانی سید مرتضی آوینی اشاره شده است.[۳۱۵] در آثار تلویزیونی هم در این زمینه به آثاری چون گل پامچال (۱۳۶۸ش)، سیمرغ (۱۳۷۱ش)، بهترین تابستان من (۱۳۷۵ش)، بازگشت پرستوها (۱۳۷۶ش)، در چشم باد (۱۳۸۸ش)، کیمیا (۱۳۹۴ش) نابرده رنج (۱۳۹۰ش)، وضعیت سفید (۱۳۹۰ش) و زیرخاکی (۱۳۹۹ش) اشاره شده است.[۳۱۶]
کتابشناسی
بهنوشتهٔ شیرعلینیا، آثار فراوانی دربارهٔ جنگ ایران و عراق منتشر شده[۳۱۷] که بر اساس یک کتابشناسی در بازهٔ زمانی ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۱ش شامل ۳۲۹۷ اثر در موضوعات مختلف است.[۳۱۸] برخی موضوعات و آثار شاخص در این زمینه چنین گزارش شدهاند:

- کلیات: کتابشناسی دفاع مقدس نوشتهٔ فیروزهٔ برومند، فرهنگ آزادگان نوشتهٔ غلامعلی رجایی و دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ نوشتهٔ جعفر شیرعلینیا.[۳۱۹]
- تحقیقات و بررسیها: روزشمار جنگ ایران و عراق نوشتهٔ علیرضا لطفاللهزادگان و ایرج همتی، مجموعهٔ سیری در جنگ ایران و عراق نوشتهٔ محمد درودیان، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق نوشتهٔ حسین علایی، ترجمهٔ درسهای جنگ مدرن (جنگ ایران و عراق) نوشتهٔ آنْتونی کُرْدِزْمن و آبراهام واگنر و ترجمهٔ درسهایی از راهبرد حقوق و دیپلماسی در جنگ ایران و عراق نوشتهٔ کِریسْتوفر سی جوینر.[۳۲۰]
- یادداشتها و گزارشات: یادداشتهای روزانهٔ دوران جنگ نوشتهٔ اکبر هاشمی رفسنجانی، جنگ ايران و عراق از نگاه مطبوعات جهان بهکوشش پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، حرمان هور یادداشتهای روزانهٔ شهید احمدرضا احدی.[۳۲۱]
- خاطرات: آزادگان بگویید مجموعه خاطرات اسرای ایرانی، قله گردمند خاطرات یک اسیر عراقی، بابانظر خاطرات شهید محمدحسن نظرنژاد، نورالدین پسر ایران خاطرات سید نورالدین عافی و دا خاطرات سیده زهرا حسینی.[۳۲۲]
- سفرنامهها: با سرودخوان جنگ در خطهٔ نام و ننگ نوشتهٔ نادر ابراهیمی، حکایت آنان که بقا را در بلا دیدند نوشتهٔ سپیدهٔ کاشانی و سفر به جنوب و گفتوشنودی با چند نوجوان رزمنده نوشتهٔ رضا رهگذر.[۳۲۳]
- زندگینامه: خاکهای نرم کوشک زندگینامهٔ شهید عبدالحسین برونسی، مسیح کردستان زندگینامهٔ شهید محمد بروجردی، یاس در قفس زندگینامهٔ شهید محمدجواد تندگویان و شمع محفل خاتم زندگینامهٔ شهید عبدالله میثمی.[۳۲۴]
- مهندسی و پزشکی: پناهگاههای پیشرفته ترجمهٔ واحد فنی و اجرایی جنگ وزارت مسکن و جنگ شیمیایی عراق و تجارب پزشکی آن نوشتهٔ عباس فروتن.[۳۲۵]
- عقاید و احکام: احکام مورد نیاز در جبهه تدوین علیمحمد اسدی، اشارهای به مبانی جنگ و صلح در اسلام نوشتهٔ جعفر سبحانی، جبهه و جهاد اکبر نوشتهٔ حسین مظاهری، جنگ از دیدگاه قرآن و حدیث نوشتهٔ سید احمد خاتمی، جهاد نوشتهٔ حسین نوری همدانی، چند استفتاء از امام امت دربارهٔ مسائل جنگ بهکوشش انتشارات جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم، رهبری و جنگ و صلح نوشتهٔ احمد آذری قمی و فتاوای امام خمینی در رابطهٔ با جانبازان.[۳۲۶]
پانویس
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵، ص۲۱۴.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۰.
- ↑ ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۶۳.
- ↑ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۴-۱۵.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۵۵؛ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۹۴-۱۹۵.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۹۵-۹۶؛ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۷۹-۸۶؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۹۴-۱۹۸.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۱۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۱۲.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۰-۴۱؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۱۲.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۴.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۴.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۸.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵، ص۵۹.
- ↑ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۶۳.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۹۰.
- ↑ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۹۳-۱۹۵.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۱۶.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۶۲؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵، ص۴۰؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵، ص۴۴.
- ↑ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۹۸-۱۹۹.
- ↑ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۸۶؛ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۸۷-۲۸۸.
- ↑ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۴-۱۵؛ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۲۰-۲۶؛ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۹۸-۱۹۹.
- ↑ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۸۳.
- ↑ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۸۵.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵، ص۳۸۷؛ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۸۵.
- ↑ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۲۲۱-۲۲۲؛ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۳۰۸-۳۱۰.
- ↑ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۳۷۰-۳۷۹؛ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۲۱۸.
- ↑ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۲۱۳-۲۱۵.
- ↑ دکمجیان، جنبشهای اسلامی معاصر در جهان عرب، ۱۳۸۸ش، ص۲۲۷.
- ↑ فولر و فرانکه، «شیعیان عراق»، ص۱۷۸.
- ↑ فولر و فرانکه، «شیعیان عراق»، ص۱۷۸.
- ↑ امینپور، گزینهٔ اشعار، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۴.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۶.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۹۹-۱۰۰؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵، ص۱۶.
- ↑ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۷۳-۷۶؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۵.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۰.
- ↑ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۵۴؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۸.
- ↑ «تصاویر/ جنگزدگان و آوارگان جنگ تحمیلی (۴)»، در خبرگزاری دفاع مقدس.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۱؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۰.
- ↑ ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۳۵-۳۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۰-۲۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۴۰-۱۴۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۷۸.
- ↑ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۷۰-۷۱؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۴۳-۱۴۴.
- ↑ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۵۶؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۹.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶؛ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۵۷-۵۸.
- ↑ ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۴۱؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۶.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۵۳-۱۶۳؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۶.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۶.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۶۶-۱۶۷.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۶۷-۱۶۸.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۶۸-۱۷۰.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۷۰-۱۷۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۱۷۰-۱۷۱.
- ↑ ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۴۶-۴۷؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۵۷-۵۹.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۸۵.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۱۷۸-۱۸۴؛ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۱۲۵.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۱۸۴-۱۸۹؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۲۰۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۵۰.
- ↑ امام خمینی، صحیفهٔ امام، ۱۳۸۵ش، ج۱۳، ص۲۲۲-۲۲۶.
- ↑ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۱۰۹؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۶۴.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۶۶-۶۷.
- ↑ جعفری، اطلس نبردهای ماندگار، ۱۳۸۹ش، ص۳۸.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۴۵؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۳۱۶-۳۱۸.
- ↑ جعفری، اطلس نبردهای ماندگار، ۱۳۸۹ش، ص۴۸.
- ↑ درودیان، آغاز تا پایان، تهران، ص۴۱.
- ↑ امام خمینی، صحیفهٔ امام، ۱۳۸۵ش، ج۱۶، ص۱۴۲.
- ↑ درودیان، آغاز تا پایان، تهران، ص۴۶-۴۸؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۵۸.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۳۵۷-۳۶۹؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۵۸.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۵۷-۲۵۸؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۵۸.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۶۵-۲۷۱؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۵۸.
- ↑ درودیان، خونینشهر تا خرمشهر، ۱۳۷۷ش، ص۸۱-۸۲؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۸۶-۲۱۹.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۴۴۴-۴۹۲؛ درودیان، خونینشهر تا خرمشهر، ۱۳۷۷ش، ص۸۱-۸۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۵۰۹؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۲۰.
- ↑ لطفاللهزادگان، عبور از مرز، ۱۳۸۷ش، ص۱۸-۱۹؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۵۳۰-۵۳۲؛ درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۲۳-۲۶.
- ↑ لطفاللهزادگان، عبور از مرز، ۱۳۸۷ش، ص۲۷-۳۱؛ درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۲۹-۳۳.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۳۰۶؛ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۱۶۰؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۵۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۳۹.
- ↑ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۱۶۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۵۶۱-۵۶۲؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۶۳۴-۶۳۶.
- ↑ درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۳۶-۳۹؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۳۲.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۳۱۰-۳۱۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۵۷۷-۵۸۴.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۴۰.
- ↑ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۱۶۲-۱۶۳.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۶۰۲-۶۱۱.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۳۲۸-۳۳۰؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۳۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۶۱۶-۶۲۲؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۳۱.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۸۶.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۱-۴۳؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۶.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۳۴۳-۳۴۷؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۶.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۰.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۳.
- ↑ درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۸۴؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۳.
- ↑ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۱۶۵؛ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۳۵۷.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۶۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۸۶-۲۸۸.
- ↑ درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۹۰-۹۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۹۶-۹۸؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۹۶.
- ↑ درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۳-۱۰۴.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۹۶.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۰۰.
- ↑ درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۶-۱۰۷.
- ↑ جعفری، اطلس نبردهای ماندگار، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۰؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۹۹-۱۰۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۱۰۰-۱۰۱.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۸۷.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۱۱۰-۱۱۲؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۱۸-۳۲۰.
- ↑ جعفری، اطلس نبردهای ماندگار، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۰-۱۱۲.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۲۵.
- ↑ جعفری، اطلس نبردهای ماندگار، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۰.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۳۰-۳۳۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۱۵۲؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۳۲-۳۳۳.
- ↑ درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۱۸۱-۲۱۰؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۱۵۹؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۳۳-۳۴۲.
- ↑ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۱۶۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۴۲.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۴۸.
- ↑ درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۲۳۴-۲۳۶؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۲۲۰-۲۲۱.
- ↑ درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۲۳۴-۲۳۶.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۲۲۲-۲۲۳.
- ↑ درودیان، خرمشهر تا فاو، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۴-۲۶۳؛ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۳۹-۴۴۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۲۲۴.
- ↑ جعفری، اطلس نبردهای ماندگار، ۱۳۸۹ش، ص۱۲۸.
- ↑ جعفری، اطلس نبردهای ماندگار، ۱۳۸۹ش، ص۱۲۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۷۷.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۸۰؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۸۲-۳۸۳.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۲۸۳.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۲۸۳.
- ↑ «تصاویر کمتر دیدهشده از شهید حاج حسین خرازی»، در تارنمای خبرگزاری فارس.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۳۱۳؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۶۷.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۲۹۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۳۱۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۳۱۳.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۳۱۳.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۱۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۳۳۵-۳۳۶.
- ↑ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۱۹۰-۱۹۵؛ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۳۱-۳۶.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۱۴-۴۲۰؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۴۷-۴۵۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۳۲۹-۳۳۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۰۱-۴۰۲؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۲۷-۴۳۱.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۴۴-۴۴۵.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۴۴-۴۴۵.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۱۸-۲۲۲؛ درودیان، پایان جنگ، ۱۳۷۸ش، ص۶۳-۷۱.
- ↑ درودیان، پایان جنگ، ۱۳۷۸ش، ص۸۵-۸۸.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۴۸-۲۵۰.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۷۰-۴۷۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۳۰-۴۳۱؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۶۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۵۱-۴۵۳؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۵۶-۴۷۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۶۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۶۲-۴۶۳.
- ↑ امام خمینی، صحیفهٔ امام، ۱۳۸۵ش، ج۲۱، ص۹۳.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۶۳.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۶۴.
- ↑ امام خمینی، صحیفهٔ امام، ۱۳۸۵ش، ج۲۱، ص۹۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۶۶-۴۶۴؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۷۶-۴۷۸.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۶۶-۴۷۰.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۲۸۹-۲۹۰.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۲۸۹-۲۹۳.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۰۳-۳۱۳.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۲۱-۳۲۹؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۷۱-۴۷۶.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۷۸.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۷۹.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۶.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۶.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۶.
- ↑ علوی، «زوزه موشکهای دیکتاتور بغداد روی شهرها: گزارشی از آمار و اهداف جنایات جنگی رژیم بعث عراق علیه مناطق غیرنظامی ایران»، روزنامهٔ ایران، ۸ خرداد ۱۴۰۱ش، ص۱۸.
- ↑ علوی، «زوزه موشکهای دیکتاتور بغداد روی شهرها: گزارشی از آمار و اهداف جنایات جنگی رژیم بعث عراق علیه مناطق غیرنظامی ایران»، روزنامهٔ ایران، ۸ خرداد ۱۴۰۱ش، ص۱۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۶.
- ↑ «چرا چهارم خرداد به نام روز مقاومت دزفول نامگذاری شد»، در تارنمای خبرگزاری مهر.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۶.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۶۳۳-۶۳۴.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۶-۴۸.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۸.
- ↑ «تصاویر/ جنگزدگان و آوارگان جنگ تحمیلی (۴)»، در خبرگزاری دفاع مقدس.
- ↑ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۱۷۹.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۸.
- ↑ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۱۷۹؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۸.
- ↑ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۳؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۸-۴۳۹.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۱۳.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۹.
- ↑ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۱۸۰-۱۸۱؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۹.
- ↑ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۴.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۱۵؛ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۴.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۳۸.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۴۲۲-۴۲۷.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۴۹۰-۴۹۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۶۴۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۲۴۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۲۴۲.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۲۴-۱۲۵.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۲۵۵-۲۵۷؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۷۰-۳۷۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۶۴۱؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۴۰.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۶۴۱-۶۴۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۶۴۳-۶۴۴؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۷۶.
- ↑ شیرعلینیا، روایتی از زندگی و زمانهٔ آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، ۱۳۹۵ش، ص۳۷۷-۳۷۹.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۴.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۵۵-۵۷.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۱، ص۲۵۶؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۵۶.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۷۸-۷۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۴۰-۱۴۱.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۴۵-۱۴۶.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۶۰-۱۶۹.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۱۹.
- ↑ حضرتی و همکاران، «جنگ ایران و عراق در گفتمان سیاسی نهضت آزادی ایران»، ص۹۳-۹۸.
- ↑ هاشمی رفسنجانی، آرامش و چالش، ۱۳۸۱ش، ص۴۹۶؛ شیرعلینیا، روایتی از زندگی و زمانهٔ آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، ۱۳۹۵ش، ص۳۷۷-۳۷۹.
- ↑ هاشمی رفسنجانی، آرامش و چالش، ۱۳۸۱ش، ص۵۰۴.
- ↑ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۱۶۹.
- ↑ قسیمی، شاهد جنگ و اقتصاد، ۱۳۹۶ش، ص۱۶۲-۱۷۲.
- ↑ قسیمی، شاهد جنگ و اقتصاد، ۱۳۹۶ش، ص۱۶۲-۱۷۲.
- ↑ قسیمی، شاهد جنگ و اقتصاد، ۱۳۹۶ش، ص۱۹۲-۱۹۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۶۹.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۶۶.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۴۷۱-۴۷۴.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۶۰.
- ↑ ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۹۷-۹۸.
- ↑ ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۴.
- ↑ ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۸-۱۳۵.
- ↑ «تصاویر/ زنان و اعزام رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس (۲)»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۱۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۱۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۱۸.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۳.
- ↑ ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۱۹۸؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲۷۹.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۵۴.
- ↑ ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۲۰۴-۲۱۲.
- ↑ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۰۴.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۱۵.
- ↑ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۰۵.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۳۹۶.
- ↑ ولایتی، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۶-۲۳۷؛ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۰۷-۲۰۸.
- ↑ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۱۱-۲۱۴.
- ↑ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۱۳-۲۱۵.
- ↑ کارکنان نصرآبادی، «جنگ و هویت (با رویکردی جامعهشناختی به جنگ ایران و عراق)»، ص۷۸-۷۹.
- ↑ کاظمی، امر روزمره در جامعهٔ پساانقلابی، ۱۴۰۱ش، ص۱۴.
- ↑ کارکنان نصرآبادی، «جنگ و هویت (با رویکردی جامعهشناختی به جنگ ایران و عراق)»، ص۸۱-۸۲.
- ↑ کاظمی، امر روزمره در جامعهٔ پساانقلابی، ۱۴۰۱ش، ص۶۵-۷۸.
- ↑ «عکس/ ۲۶ مرداد، بازگشت نخستین گروه اسرا»، در تارنمای انتخاب.
- ↑ کارکنان نصرآبادی، «جنگ و هویت (با رویکردی جامعهشناختی به جنگ ایران و عراق)»، ص۸۲.
- ↑ کارکنان نصرآبادی، «جنگ و هویت (با رویکردی جامعهشناختی به جنگ ایران و عراق)»، ص۸۲.
- ↑ منصوری لاریجانی، آشنایی با دفاع مقدس، ۱۳۹۱ش، ص۲۸۷-۲۸۹؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۵۳؛ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۷۸.
- ↑ کاظمی، امر روزمره در جامعهٔ پساانقلابی، ۱۴۰۱ش، ص۸۳-۸۴.
- ↑ شربتی و مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش، ص۲۰۳-۲۱۲.
- ↑ بدیعی، «گفتمان نامگذاری خیابانهای تهران پس از انقلاب اسلامی»، ص۸۸-۸۹.
- ↑ «اهداف و سیاستهای برنامههای بزرگداشت هفته دفاع مقدس اعلام شد»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس.
- ↑ «دیدار اسرای عراقی با خانواده خود در ایران+ تصاویر»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۱۷-۵۱۸.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۱۴.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۲؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۱۹-۵۲۰.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۱۴.
- ↑ کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۱۴.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۱۸.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۱۶.
- ↑ «شهدایی با عنوان مجاهد عراقی»، در باشگاه خبرنگاران جوان.
- ↑ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۲۳۴-۲۳۶؛ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۸۶-۴۹۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۴۸۶-۴۹۱.
- ↑ تبرائیان، انتفاضه شعبانیه، ۱۳۹۱ش، ص۲۲۳.
- ↑ درودیان، جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۱ش، ص۲۴۰-۲۴۱.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۳۲.
- ↑ علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۲۲.
- ↑ جعفریان، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، ص۲۱۴.
- ↑ جعفریان، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، ص۲۱۴.
- ↑ جعفریان، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، ص۲۱۴.
- ↑ فولر و فرانکه، «شیعیان عراق»، ص۱۷۸.
- ↑ فولر و فرانکه، «شیعیان عراق»، ص۱۷۸.
- ↑ فولر و فرانکه، «شیعیان عراق»، ص۱۷۸-۱۷۹.
- ↑ فولر و فرانکه، «شیعیان عراق»، ص۱۷۹.
- ↑ فولر و فرانکه، «شیعیان عراق»، ص۱۷۹.
- ↑ فولر و فرانکه، «شیعیان عراق»، ص۱۷۹-۱۸۰.
- ↑ فولر و فرانکه، «شیعیان عراق»، ص۱۸۰.
- ↑ جعفریان، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، ص۲۱۴.
- ↑ جعفریان، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، ص۲۱۴.
- ↑ محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزهٔ علمیهٔ قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۴.
- ↑ آقایی فیروزآبادی و دهقان دهجمالی، «نقش مراجع عظام و حوزههای علمیه در دفاع مقدس و بهرهگیری از آنها در جنگ احتمالی آینده»، ص۱۷.
- ↑ ادبی، زندگینامه و خدمات دینی و علمی فقیه نامآور حضرت آیت الله العظمی سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، ۱۳۹۱ش، ص۱۳۸-۱۴۴؛ محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزهٔ علمیهٔ قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۴-۱۹۵.
- ↑ محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزهٔ علمیهٔ قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۵.
- ↑ محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزهٔ علمیهٔ قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۵.
- ↑ حاجیصادقی، «نقش روحانیت در دفاع مقدس»، ص۹۹.
- ↑ حاجیصادقی، «نقش روحانیت در دفاع مقدس»، ص۹۹.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۹۲.
- ↑ حاجیصادقی، «نقش روحانیت در دفاع مقدس»، ص۹۶.
- ↑ «آمار ۱۰ برابری شهدای حوزه نسبت به سایر اقشار: از هر ۱۰۰۰ روحانی ۴۰ شهید»، در تارنمای حوزه.
- ↑ «آیتاللهها و حجتالاسلامهای هشت سال دفاع مقدس + تصاویر»، در خبرگزاری حوزه.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۱۰۸.
- ↑ جعفریان، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، ص۲۰۹-۲۱۰.
- ↑ جعفریان، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، ص۲۱۴.
- ↑ محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزهٔ علمیهٔ قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۷.
- ↑ «اساسنامه بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس»، در تارنمای مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
- ↑ انصاری قمی، «اسوهٔ علم»، ص۱۰۹؛ محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزهٔ علمیهٔ قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۷.
- ↑ سبحانی، «مرجعیت در شیعه»، ص۲۸؛ محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزهٔ علمیهٔ قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۷.
- ↑ محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزهٔ علمیهٔ قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۷.
- ↑ سبحانی، «مرجعیت در شیعه»، ص۲۸؛ انصاری قمی، «اسوهٔ علم»، ص۱۱۰؛ جعفریان، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، ص۲۱۰.
- ↑ انصاری قمی، «اسوهٔ علم»، ص۱۰۹.
- ↑ انصاری قمی، «اسوهٔ علم»، ص۱۰۹.
- ↑ محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزهٔ علمیهٔ قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۸.
- ↑ جعفریان، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، ص۲۱۴؛ محمدی سیرت و بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزهٔ علمیهٔ قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، ص۱۹۸.
- ↑ حسنی، «هنر دفاع مقدس؛ واژهای که باید بارها مورد تفسیر قرار گیرد»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس.
- ↑ نصیری و محمدیوکیل، «بازخوانی مفهوم هنر متعهد و دفاع مقدس از منظر آرکیتایپ مام زمین در پرده نقاشی کویر اثر کاظم چلیپا با رویکرد آیکونولوژی»، ص۲۷.
- ↑ باورنیان، «گونههای ادبی دفاع مقدس»، در تارنمای نوید شاهد.
- ↑ رستگار فسایی، انواع شعر فارسی، ۱۳۸۰ش، ص۳۶۳-۳۶۵؛ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۵۵۱-۶۶۸.
- ↑ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۴۱۵-۵۵۰.
- ↑ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۱۱۱۰-۱۲۷۳.
- ↑ نصیری و محمدیوکیل، «بازخوانی مفهوم هنر متعهد و دفاع مقدس از منظر آرکیتایپ مام زمین در پرده نقاشی کویر اثر کاظم چلیپا با رویکرد آیکونولوژی»، ص۲۷-۲۸.
- ↑ «بررسی نقاشیهای دوران دفاع مقدس و نمادهای بکار رفته در آنها»، در تارنمای مجلهٔ هنرهای تجسمی.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۵۶۵.
- ↑ خزائی، «هنر حماسهٔ عرفانی، درآمدی بر پوسترهای دفاع مقدس»، ص۱۹-۲۰.
- ↑ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۱۵-۳۳۸.
- ↑ «شاهکار موسیقی نواحی با دایه دایه، وقت جنگه»، در تارنمای خبرگزاری دانشجو.
- ↑ رجبی، «میگذرد کاروان کوک ساز بزرگان موسیقی برای دفاع مقدس»، ص۵۰-۵۱؛ «شاهکار موسیقی نواحی با دایه دایه، وقت جنگه»، در تارنمای خبرگزاری دانشجو.
- ↑ رجبی، «میگذرد کاروان کوک ساز بزرگان موسیقی برای دفاع مقدس»، ص۵۰-۵۱؛ «۶ نوحه و سرودی که ماندگار شدند»، در تارنمای ایلنا.
- ↑ حبیبی، سی سال سینمای دفاع مقدس، ۱۳۹۴ش، ص۴۶-۳۲۶.
- ↑ «معرفی فیلم شیار ۱۴۳»، در تارنمای انتخاب.
- ↑ «معرفی فیلم شیار ۱۴۳»، در تارنمای انتخاب،
- ↑ حبیبی، سی سال سینمای دفاع مقدس، ۱۳۹۴ش، ص۳۲۲-۳۴۳.
- ↑ «شاخصترین سریالهای تلویزیونی حوزهٔ تاریخ دفاع مقدس»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲.
- ↑ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۱۲۷۳.
- ↑ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۱۳-۵۸.
- ↑ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۵۹-۱۹۴.
- ↑ شیرعلینیا، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، ۱۳۹۵ش، ص۲؛ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۱۹۵-۲۱۰.
- ↑ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۶۸۸-
- ↑ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۲۲۳-۲۲۶.
- ↑ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۹۲۶-۱۰۲۲.
- ↑ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۰۰-۳۱۳.
- ↑ برومند، کتابشناسی دفاع مقدس، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۲۶۶-۲۹۶.
منابع
- آقایی فیروزآبادی سید حسن و حسن دهقان دهجمالی، «نقش مراجع عظام و حوزههای علمیه در دفاع مقدس و بهرهگیری از آنها در جنگ احتمالی آینده» در مطالعات دفاعی استراتژیک، شمارهٔ ۷۸، زمستان ۱۳۹۸ش.
- «آمار ۱۰ برابری شهدای حوزه نسبت به سایر اقشار: از هر ۱۰۰۰ روحانی ۴۰ شهید»، در تارنمای حوزه، درج: ۳ خرداد ۱۳۹۳ش، بازدید: ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
- «آیتاللهها و حجتالاسلامهای هشت سال دفاع مقدس + تصاویر»، در خبرگزاری حوزه، درج: ۲ اسفند ۱۴۰۰ش، بازدید: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ش.
- ادبی، محمدجواد، زندگینامه و خدمات دینی و علمی فقیه نامآور حضرت آیت الله العظمی سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۹۱ش.
- «اساسنامه بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس»، در تارنمای مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، بازدید: ۹ خرداد ۱۴۰۵ش.
- امام خمینی، روحالله موسوی، صحیفهٔ امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵ش.
- امینپور، قیصر، گزینهٔ اشعار، تهران، انتشارات مروارید، ۱۳۸۱ش.
- انصاری قمی، ناصرالدین، «اسوهٔ علم»، در یادنامه حضرت آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی، قم، مؤسسهٔ خيريهٔ آيت الله عظمای خویی، ۱۳۷۲ش.
- «بررسی نقاشیهای دوران دفاع مقدس و نمادهای بکار رفته در آنها»، در تارنمای مجلهٔ هنرهای تجسمی، درج: ۱۲ دی ۱۴۰۰ش، بازدید: ۴ خرداد ۱۴۰۵ش.
- «اهداف و سیاستهای برنامههای بزرگداشت هفته دفاع مقدس اعلام شد»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس، درج: ۲۴ شهریور ۱۳۹۲ش، بازدید: ۹ خرداد ۱۴۰۵ش.
- باورنیان، «گونههای ادبی دفاع مقدس»، در تارنمای نوید شاهد، درج: ۵ اسفند ۱۳۸۸ش، بازدید: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ش.
- بدیعی، مرجان، «گفتمان نامگذاری خیابانهای تهران پس از انقلاب اسلامی»، درفصلنامة ژئوپلیتیک، سال پنجم، شمارهٔ ۱، ۱۳۸۸ش.
- برومند، فیروزه، کتابشناسی دفاع مقدس، تهران، انتشارات قدیانی و صریر، ۱۳۸۴ش.
- تبرائیان، صفاءالدین، انتفاضه شعبانیه، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۹۱ش.
- «تصاویر/ جنگزدگان و آوارگان جنگ تحمیلی (۴)»، در خبرگزاری دفاع مقدس، درج: ۴ آبان ۱۴۰۲ش، بازدید: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ش.
- «تصاویر کمتر دیدهشده از شهید حاج حسین خرازی»، در تارنمای خبرگزاری فارس، درج: ۸ اسفند ۱۳۹۶ش، بازدید: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ش.
- «تصاویر/ زنان و اعزام رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس (۲)»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس، درج: ۲۹ شهریور ۱۴۰۲ش، ازدید: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ش.
- جعفری، مجتبی، اطلس نبردهای ماندگار، تهران، مرکز پژوهشهای دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۹ش.
- جعفریان، رسول، «تشیع در عراق و مناسبات با ایران»، در فصلنامهٔ مطالعات تاریخی، شمارهٔ ۱۵، زمستان ۱۳۸۵ش.
- جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام (۱۳۴۴-۱۳۸۴ش)، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۸۵ش.
- «چرا چهارم خرداد به نام روز مقاومت دزفول نامگذاری شد»، در تارنمای خبرگزاری مهر، درج: ۴ خرداد ۱۴۰۲ش، بازدید: ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
- حاجیصادقی، عبدالله، «نقش روحانیت در دفاع مقدس»، در نشریهٔ پیام، شمارهٔ ۷۷، تابستان ۱۳۸۵ش.
- حبیبی، مجتبی، سی سال سینمای دفاع مقدس (۱۳۶۰-۱۳۹۰ش)، تهران، انتشارات روزگار، ۱۳۹۴ش.
- حسنی، رسول، «هنر دفاع مقدس؛ واژهای که باید بارها مورد تفسیر قرار گیرد»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس، درج: ۳ مهر ۱۳۹۸ش، بازدید: ۱۲ خرداد ۱۴۰۴ش.
- حضرتی، حسن و همکاران، «جنگ ایران و عراق در گفتمان سیاسی نهضت آزادی ایران» در فصلنامهٔ ژرفاپژوه، شمارهٔ ۱۰، زمستان ۱۳۹۵ش.
- خزائی، محمد، «هنر حماسهٔ عرفانی، درآمدی بر پوسترهای دفاع مقدس»، در کتاب ماه هنر، شمارهٔ ۹۵ و ۹۶، مرداد و شهریور ۱۳۸۵ش.
- درودیان، محمد، آغاز تا پایان (سالنمای تحلیلی)، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بیتا.
- درودیان، محمد، پایان جنگ (سیری در جنگ ایران و عراق، ج۵)، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۳۷۸ش.
- درودیان، محمد، جنگ ایران و عراق: موضوعات و مسائل، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۹۱ش.
- درودیان، محمد، خرمشهر تا فاو (سیری در جنگ ایران و عراق، ج۲)، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ۱۳۷۸ش
- درودیان، محمد، خونینشهر تا خرمشهر (سیری در جنگ ایران و عراق، ج۱)، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷ش.
- درودیان، محمد، شلمچه تا حلبچه، (سیری در جنگ ایران و عراق، ج۴)، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۳۷۸ش.
- دکمجیان، هرایر، جنبشهای اسلامی معاصر در جهان عرب، ترجمه حمید احمدی، تهران، انتشارات کیهان، ۱۳۸۸ش.
- «دیدار اسرای عراقی با خانواده خود در ایران+ تصاویر»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس، درج: ۹ آبان ۱۳۹۹ش، بازدید: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ش.
- رجبی، محمدمهدی، «میگذرد کاروان کوک ساز بزرگان موسیقی برای دفاع مقدس»، در نشریهٔ سرو، شمارهٔ ۳۲، مهر ۱۴۰۰ش.
- رستگار فسایی، منصور، انواع شعر فارسی، شیراز، انتشارات نويد شيراز، ۱۳۸۰ش.
- سبحانی، جعفر، «مرجعیت در شیعه»، در درسهایی از مکتب اسلام، شماره ۳۲، مهر ۱۳۷۱ش.
- «شاخصترین سریالهای تلویزیونی حوزهٔ تاریخ دفاع مقدس»، در تارنمای خبرگزاری دفاع مقدس، درج: ۲ مهر ۱۳۹۹ش، بازدید: ۵ خرداد ۱۴۰۵ش.
- «شاهکار موسیقی نواحی با دایه دایه، وقت جنگه»، در تارنمای خبرگزاری دانشجو، درج: ۱ مهر ۱۳۹۹ش، بازدید: ۹ خرداد ۱۴۰۴ش.
- شربتی، مجتبی و هادی مرادپیری، آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس، تهران، انتشارات سمت و پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۷ش.
- «شش نوحه و سرودی که ماندگار شدند»، در تارنمای ایلنا، ۴ مهر ۱۳۹۹ش، بازدید: ۹ خرداد ۱۴۰۵ش.
- «شهدایی با عنوان مجاهد عراقی»، در باشگاه خبرنگاران جوان، درج: ۱۵ اسفند ۱۴۰۳ش، بازدید: ۹ خرداد ۱۴۰۵ش.
- شیرعلینیا، جعفر، دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ، تهران، نشر سایان، ۱۳۹۵ش.
- شیرعلینیا، جعفر، روایتی از زندگی و زمانهٔ آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی (۱۳۱۳-۱۳۹۴ش)، تهران، نشر سایان، ۱۳۹۵ش.
- «عکس/ ۲۶ مرداد، بازگشت نخستین گروه اسرا»، در تارنمای انتخاب، درج: ۲۴ مرداد ۱۴۰۳ش، بازدید: ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ش.
- علایی، حسین، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، تهران،نشر مرزوبوم، ۱۳۹۵ش.
- علوی، اسماعیل، «زوزه موشکهای دیکتاتور بغداد روی شهرها: گزارشی از آمار و اهداف جنایات جنگی رژیم بعث عراق علیه مناطق غیرنظامی ایران»، روزنامهٔ ایران، ۸ خرداد ۱۴۰۱ش.
- کارکنان نصرآبادی، محمد، «جنگ و هویت (با رویکردی جامعهشناختی به جنگ ایران و عراق)»، در فصلنامهٔ مطالعات ملی، شمارهٔ ۲۲، تابستان ۱۳۸۴ش.
- کاظمی، عباس، امر روزمره در جامعهٔ پساانقلابی، تهران، فرهنگ جاوید، ۱۴۰۱ش.
- کردزمن و واگنر، درسهای جنگ مدرن (جنگ ایران و عراق)، ترجمهٔ حسین یکتا، تهران، نشر مرز و بوم، ۱۳۹۰ش.
- فولر، گراهام. ای و رند رحیم فرانکه، «شیعیان عراق»، در فصلنامهٔ شیعهشناسی، شمارهٔ ۶، تابستان ۱۳۸۳ش.
- قسیمی، محمدرضا، شاهد جنگ و اقتصاد: خاطرات یک مدیر اقتصادی بانک مرکزی در دوران جنگ ایران و عراق، تهران، انتشارات دنیای اقتصاد، ۱۳۹۶ش.
- لطفاللهزادگان، علیرضا، عبور از مرز: تعقیب متجاوز با عملیات رمضان، ۱ تیر تا ۳۱ مرداد ۱۳۶۱ش، تهران، مرکز اسناد دفاع مقدس، ۱۳۸۷ش.
- نصیری مهدی و مینا محمدیوکیل، «بازخوانی مفهوم هنر متعهد و دفاع مقدس از منظر آرکیتایپ مام زمین در پرده نقاشی کویر اثر کاظم چلیپا با رویکرد آیکونولوژی»، در مطالعات هنرهای تجسمی، شمارهٔ ۵، پاییز و زمستان ۱۴۰۳ش.
- محمدی سیرت، حسین، محمد بختیاری، «بررسی تطبیقی مواضع علمای حوزهٔ علمیهٔ قم و نجف به جنگ ایران و عراق»، در فصلنامهٔ علمی پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی، شمارهٔ ۵۳، تابستان ۱۳۹۷ش.
- «معرفی فیلم شیار ۱۴۳»، در تارنمای انتخاب، درج: ۲۹ مهر ۱۴۰۳، بازدید: ۵ خردا ۱۴۰۵ش.
- منصوری لاریجانی، اسماعیل، آشنایی با دفاع مقدس، قم، انتشارات خادم الرضا(ع)، ۱۳۹۱ش.
- ولایتی، علیاکبر، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶ش.
- هاشمی رفسنجانی، اکبر، آرامش و چالش (کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۶۲ش)، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، ۱۳۸۱ش.