احادیث سبعة احرف
| اطلاعات روایت | |
|---|---|
| موضوع | صورتهای نزول، تفسیر و قرائت قرآن بر هفت حرف یا وجه |
| صادره از | پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) |
| راویان | ابنعباس، عمر بن خطاب، ابنمسعود، ابی بن کعب و حماد بن عثمان |
| منابع شیعه | بصائر الدرجات، الخصال و بحار الانوار |
| منابع سنی | صحیح بخاری، صحیح مسلم و مسند احمد بن حنبل |
| احادیث مشهور | |
| حدیث سلسلةالذهب • حدیث ثقلین • حدیث کساء • مقبوله عمر بن حنظلة • حدیث قرب نوافل • حدیث معراج • حدیث ولایت • حدیث وصایت • حدیث جنود عقل و جهل • حدیث شجره | |
احادیث سَبعَة اَحْرُف به نزول، تفسیر یا قرائت قرآن بر هفت حرف یا وجه اشاره دارند. اگرچه این روایات بیشتر در منابع اهل سنت یافت میشوند، در برخی کتب شیعه مانند بصائر الدرجات، الخصال و بحار الانوار نیز به آنها پرداخته شده است، بااینحال، در کتب اربعه، هیچ اشارهای به این روایات نشده و یا بر نزول قرآن بر یک حرف واحد تأکید شده است.
اهل سنت با استناد به روایاتی از پیامبر(ص)، نزول قرآن بر هفت حرف و جواز قرائتهای مختلف را بیان میکنند، در مقابل، روایات شیعه یا این مفهوم را رد کرده و بر نزول قرآن بر یک حرف واحد تأکید دارند و یا آن را به معنای گستردگی معارف قرآن و توانایی امام(ع) در استنباط مسائل تفسیر میکنند.
عالمان شیعه درباره روایات نزول قرآن بر «هفت حرف» دیدگاههای گوناگونی ارائه کردهاند. برخی مانند محمدجواد بلاغی و ابوالقاسم خویی، بهدلیل تعارض روایتها، اصل این احادیث را نپذیرفتهاند. در مقابل، فیض کاشانی آنها را قابل جمع دانسته و معتقد است ردّ امام صادق(ع) ناظر به برداشت اشتباه اهلسنت بوده، نه اصل روایت. گروهی مانند صاحب جواهر این روایات را ناشی از تقیه دانسته و برخی نیز «هفت حرف» را به بطون و وجوه معنایی قرآن تفسیر کردهاند.
درباره روایات «سبعة احرف» دیدگاههایی از رد کامل روایت تا تفسیر آن به مترادفات، لهجههای عرب، یا هفت شیوه بیان و نیز هفت بطن قرآن مطرح شده است. همچنین پژوهشگرانی مانند محمدهادی معرفت ارتباط این روایات با قرائات سبعه را بیاساس دانسته و آن را صرفاً باور نادرست مردم عادی معرفی کردهاند.
روایات هفت حرف و نزول قرآن
روایاتِ هفت حرف، به مجموعه احادیثی اشاره دارند که از پیامبر اکرم(ص) یا ائمه(ع) نقل شده و مضامین مختلفی را در خصوص نزول قرآن، تفسیر و قرائت قرآن بر هفت حرف یا وجه بیان میکنند.[۱] این روایات به نزول قرآن بر اقسام هفتگانه نیز پرداختهاند.[۲] گرچه این روایات عمدتاً در منابع روایی اهل سنت یافت میشوند،[۳] اما در برخی کتابهای تفسیری و حدیثی شیعه مانند بصائر الدرجات،[۴] الخصال[۵] و بحار الانوار[۶] نیز به آنها پرداخته شده است. بااینحال، در کتب اربعه، هیچ اشارهای به این روایات نشده و یا بر نزول قرآن بر یک حرف واحد تأکید شده است.[۷]
اهمیت و اختلاف نظر در تفسیر روایات هفت حرف
این دسته از روایات، یکی از مباحث مهم در علوم قرآنی به شمار میروند. اختلاف نظر در معنای این حدیث، طبق گفته سیوطی، از عالمان اهل سنت، در کتاب الاتقان، منجر به ارائه چهل دیدگاه مختلف در این باره شده است. این تنوع تفاسیر نشاندهنده پیچیدگی و اهمیت این موضوع در درک چگونگی نزول و قرائت قرآن کریم است.[۸]
دیدگاههای اهل سنت و شیعه
به گفته پژوهشگران علوم قرآنی، روایات نزول قرآن بر هفت حرف با مضامین متفاوتی درباره اختلافات صحابه هنگام تلاوت قرآن با عبارات مختلف و یا برای اشاره به معانی و ابواب هفتگانه قرآن از پیامبر اکرم(ص) توسط ۲۱ صحابی و ائمه(ع) صادر شده است.[۹]
اهل سنت
در منابع اهل سنت، مانند صحیح بخاری و صحیح مسلم،[۱۰] روایاتی از عمر بن خطاب، ابنعباس و ابی بن کعب[۱۱] نقل شده است که بر نزول قرآن بر هفت حرف تأکید دارند. در این روایات، پیامبر(ص) قرائتهای مختلف صحابه را تأیید کرده و فرمودهاند که قرآن بر هفت حرف نازل شده و هر کس میتواند آنچه برایش آسانتر است را قرائت کند. همچنین، روایاتی از ابنمسعود و ابوقلابه به نقل از پیامبر(ث)، نزول قرآن را بر هفت باب (امر و نهی، حلال و حرام، محکم و متشابه، امثال) بیان میکنند.[۱۲]
شیعه
در جوامع روایی شیعه، دو دسته روایت در این خصوص وجود دارد:
۱. نفی هفت حرف: در کتاب کافی، امام صادق(ع) در پاسخ به این پرسش که آیا قرآن بر هفت حرف نازل شده است، فرمودند: دشمنان خدا دروغ گفتهاند؛ چرا که قرآن بر حرف واحد از نزد خدای واحد نازل شده است.[۱۳] برخی روایات شیعه، از جمله روایتی از امام باقر(ع) که توسط زراره نقل شده، بیان میدارند که قرآن واحد است و از سوی خداوندِ واحد نازل شده است. در این دیدگاه، اختلافات موجود در قرائت قرآن، ناشی از تفاوت در روایت راویان است، نه از نزول قرآن بر حروف مختلف. این تفسیر بر وحدت منشأ و اصل قرآن تأکید دارد.[۱۴]
۲. تأیید هفت حرف (با تفسیر خاص): در مقابل، در کتاب الخصال و تفسیر عیاشی، از امام صادق(ع) نقل شده است که قرآن به هفت حرف نازل شده و این بدان معناست که هر امام میتواند به هفت وجه فتوا دهد.[۱۵] این دیدگاه، هفت حرف را به معنای گستردگی و عمق معارف و احکام قرآن و توانایی امام در استنباط مسائل مختلف از آن تفسیر میکند.
اختلاف نظر عالمان شیعه در پذیرش روایات هفت حرف قرآن
روایات مربوط به نزول قرآن بر هفت حرف در منابع شیعه با دیدگاههای متفاوتی مواجه شده است:
- رد روایات: برخی عالمان شیعه، مانند محمدجواد بلاغی و ابوالقاسم خویی، بهدلیل وجود تعارض آشکار میان این روایات، آنها را بهطور کلی کنار گذاشتهاند.[۱۶]
- تفسیر واحد: در مقابل، فیض کاشانی معتقد است که مقصود از هر دو دسته روایات (آنهایی که بر هفت حرف و آنهایی که بر یک حرف تأکید دارند) یکی است. او معتقد است امام صادق(ع) با رد نظر اهل سنت که از روایات هفت حرف قصد صحهگذاری بر همه قرائات را داشتند، به نوعی این روایات را تکذیب کردهاند، اما این به معنای نفی کلی این روایات نیست.[۱۷]
- تقیه: صاحب جواهر، صدور روایت نزول قرآن بر هفت وجه از امام صادق(ع) را ناشی از تقیه و در جهت موافقت با روایات مشابه در میان اهل سنت دانسته است.[۱۸]
- بطون و وجوه قرآن: برخی دیگر از عالمان، هفت حرف را به معنای بطون و وجوه مختلف و معانی عمیق قرآن تفسیر کردهاند.[۱۹]
دیدگاههای گوناگون درباره معنای هفت حرف قرآن
درباره منظور از روایات سبعة احرف نظرات متعددی میان اندیشمندان شیعه و اهل سنت ارائه شده است:
- برخی بهدلیل دشواری فهم این احادیث و عدم دستیابی به معنای صحیح، آنها را نپذیرفته و کنار گذاشتهاند.[۲۰]
- عدهای معتقدند منظور از هفت حرف، الفاظ و عباراتی است که دارای معانی نزدیک به هم هستند؛ مانند واژههایی چون «اقبل»، «تعال» و «هلم» که همگی به معنای «بیا» هستند.[۲۱]
- گروهی دیگر، هفت حرف را به لهجههای مختلف قبایل فصیح عرب مانند قریش، هذیل، تمیم، ازد، ربیعه، هوازان و سعد بن بکر نسبت دادهاند.[۲۲]
- علامه طباطبایی، با استناد به روایات، هفت حرف را به هفت شیوه خطاب و بیان در قرآن اطلاق کرده است. این وجوه شامل امر و نهی، حلال و حرام، محکم و متشابه، و امثال (قصهها و مثالها) میشوند. بر این اساس، قرآن با وجود دعوت به یک هدف واحد (صراط مستقیم و توحید)، از هفت شیوه بیانی برای بیان مفاهیم خود استفاده میکند.[۲۳]
- فیض کاشانی، حروف را در این روایات به معنای هفت بطن و تأویل قرآن دانسته است. وی با استناد به روایتی که در آن آمده “کمترین چیزی که امام میتواند بر آن فتوا دهد هفت وجه است”، این تفسیر را تأیید میکند.[۲۴]
ارتباط روایات سبعة احرف با قرائتهای هفتگانه
محمدهادی معرفت ارتباط میان حدیث سبعة احرف با حجیت قرائات سبعه را رد میکند و معتقد است غیر از رواج این موضوع میان مردم، کسی از علما قائل به این ارتباط نشده است و بسیاری از دانشمندان مانند ابنجزری، زرکشی، ابنتیمیه و ابوشامه این شایعه را رد کردهاند. معرفت با تردید در صدور روایات سبعة احرف بهدلیل وجود آثار جعل در اسناد آنها و تعارض میان مضمون این روایات با همدیگر، استفاده از روایات سبعة احرف را برای حجیت قرائات سبعه «توهم» مردم عادی دانسته است.[۲۵]
پانویس
- ↑ کریمی و دیمهکار، «بررسی روایات احرف سبعه در میراث روایی امامیه»، ص۱۰۴.
- ↑ کریمی و دیمهکار، «بررسی روایات احرف سبعه در میراث روایی امامیه»، ص۱۰۴.
- ↑ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۶، ص۱۸۴؛ مسلم، صحیح مسلم، ج۱، ص۵۶۰-۵۶۱؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۹-۲۴.
- ↑ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۹۶.
- ↑ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲، ج۲، ص۳۵۸.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۱، ص۲۰۶-۲۱۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۳۰.
- ↑ سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۱۷۲.
- ↑ فرهنگ نامه علوم قرآنی، «حدیث سبعه احرف»، ص۵۱۰.
- ↑ بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۲۲ق، ج۶، ص۱۸۴؛ مسلم، صحیح مسلم، ج۱، ص۵۶۰-۵۶۱.
- ↑ ابنحنبل، مسند الامام احمد حنبل، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۲۶۵.
- ↑ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۲۳-۲۴.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۳۰.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۳۰.
- ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱،ص۱۲-۱۳؛ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۳۵۸.
- ↑ بلاغی، آلاء الرحمن، مکتبه الوجدانی، ج۱، ص۳۰-۳۱؛ خویی، البیان، ۱۴۳۰ق، ۱۷۶-۱۷۷.
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۶۱.
- ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۹، ص۲۹۵.
- ↑ کریمی و دیمهکار، «بررسی روایات احرف سبعه در میراث روایی امامیه»، ص۱۰۹.
- ↑ قسطانی، ارشاد الساری، ۱۴۳۷ق، ج۷، ص۴۵۲.
- ↑ زنجانی، تاریخ القرآن، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۴۵.
- ↑ مختار عمر و سالم مکرم، القراءات القرآنیه، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۷۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۳، ص۷۴-۷۵.
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۵۹-۶۰.
- ↑ معرفت، علوم قرآنی، ۱۳۷۸ش، ص۲۱۵-۲۱۶.
منابع
- ابنحنبل، احمد، مسند الامام احمد حنبل، بیروت، موسسه الرسالت، ۱۴۱۶ق.
- بخاری، محمّد بن اسماعیل، صحیح البخاری، تحقیق محمد زهیر بن ناصر، بیروت، دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
- بلاغی، محمدجواد، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، تهران، مکتبه الوجدانی، بی تا.
- خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، قم، موسسة احياء آثار الامام الخوئی، ۱۴۳۰ق.
- دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگ نامه علوم قرآن، قم، ۱۳۹۴ش.
- زنجانی، ابوعبدالله، تاریخ القرآن، تهران، منظمة الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
- سيوطى، عبدالرحمن بن ابىبكر، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت، دارالکتب العربی، ۱۴۲۱ق.
- صدوق، محمد بن علی، الخصال، تصحیح علی اکبر غفاری، جامعه مدرسین، ۱۴۰۳ ق.
- صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، تحقیق میرزا حسن کوچهباغی، تهران، منشورات الأعلمی، ۱۴۰۴ق/۱۳۶۲ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
- طبری، محمد بن جریر، جامع البيان فى تفسير القرآن، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ق.
- عياشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، محقق هاشم رسولى، تهران، مكتبة العلمیة الاسلامیة، ۱۳۸۰ق.
- فیض کاشانی، محسن، تفسیر الصافی، تهران، مکتبه الصدر، ۱۴۱۵ق.
- قسطانی، احمد بن محمد، إرشاد الساری لشرح صحیح البخاری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۳۷ق.
- کریمی، محمود و دیمه کار، محسن، «بررسی روایات احرف سبعه در میراث روایی امامیه»، در مجله علوم حدیث، شماره ۷۲، ۱۳۹۳ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح: علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- مجلسی، محمدباقر، بِحارُ الاَنوارِ الجامعةُ لِدُرَرِ اَخبارِ الاَئمةِ الاَطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
- مختار عمر، احمد و سالم مکرم، عبدالعال، القراءات القرآنیه، قم، اسوه، ۱۴۰۵ق.
- مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، استامبول، دارالطباعه العامره، ۱۴۳۳ق.
- معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، قم، موسسه فرهنگی تمهید قم، ۱۳۷۸ش.
- نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.
پیوند به بیرون