لاتجتمع امتی علی الضلالة
| اطلاعات روایت | |
|---|---|
| صادره از | پیامبر(ص) |
| اعتبار سند | ضعیف |
| منابع شیعه | خصال، احتجاج، تحف العقول |
| منابع سنی | مسند احمد بن حنبل، سنن تِرْمِذی، المستدرک علی الصحیحین |
| احادیث مشهور | |
| حدیث سلسلةالذهب • حدیث ثقلین • حدیث کساء • مقبوله عمر بن حنظلة • حدیث قرب نوافل • حدیث معراج • حدیث ولایت • حدیث وصایت • حدیث جنود عقل و جهل • حدیث شجره | |
لَا تَجْتَمِعُ أُمَّتِی عَلَى الضَّلَالَةِ از احادیث پیامبر(ص) که در علم کلام در بحث امامت و خلافت پس از پیامبر(ص) و در اصول فقه، برای حجیت اجماع به آن استناد شده است. اهل سنت این حدیث را از دلایل اعتبار اجماع امت و درستی خلافت مورد پذیرش مسلمانان دانستهاند؛ در مقابل، امامیه با نقد سند و دلالت آن، اجماع را تنها در صورتی حجت میدانند که کاشف از دیدگاه معصوم(ع) باشد.
این حدیث با تعابیر گوناگون در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده و درباره مراد از «امت» و چگونگی اجتماع آن، اختلاف نظر وجود دارد. همچنین برخی عبارتهای نقلشده در ادامه حدیث، مانند توصیه به پیروی از «سواد اعظم»، از سوی عالمان شیعه از نظر سند و سازگاری با قرآن مورد نقد قرار گرفته است.
جایگاه حدیث در امامت و حجیت اجماع
حدیث «لا تجتمع أمتی علی ضلالة» در علم کلام، در بحث امامت و خلافت پس از پیامبر(ص)[۱] و در علم اصول فقه، در بحث حجیت اجماع[۲] مورد استناد قرار گرفته است. اهلسنت این حدیث را دلیلی بر اعتبار اجماع امت و درستی خلافت مورد پذیرش مسلمانان دانستهاند.[۳] در مقابل، امامیه معتقدند امامت با نص و تعیین معصوم(ع) ثابت میشود و اجماع تنها در صورتی حجت است که کاشف از رأی معصوم(ع) باشد.[۴]
منابع حدیثی
حدیث «لا تجتمع أمتی علی ضلالة» با عبارات مختلفی در منابع متقدم شیعه از جمله خصال[۵]، احتجاج،[۶] تحف العقول[۷] نقل شده است. در منابع اهل تسنن نیز در مسند احمد بن حنبل[۸] سنن ابنماجة[۹] سنن تِرْمِذی[۱۰] و المستدرک علی الصحیحین[۱۱] از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است. در برخی منابع بجای «ضلالة» واژه «خطأ» آمده است:«أمتی لا تجتمع علی الخطأ» (امت من بر خطا اجتماع نمیکنند)[۱۲]
بررسی سند و اعتبار حدیث در منابع شیعه
روایت «لا تجتمع أمتی علی ضلالة» نخستینبار در منابع شیعه توسط شیخ صدوق از امام صادق(ع) نقل شده است؛[۱۳] بر اساس این روایت، خلیفه اول برای توجیه پذیرش خلافت خود به اجتماع مردم بر بیعت با خویش به این روایت استناد کرد، اما امام علی(ع) با اشاره به مخالفت شماری از صحابه، تحقق اجماع امت را رد کرد و استناد به این حدیث را برای اثبات خلافت ابوبکر صحیح ندانسته است.[۱۴] سبحانی، فقیه شیعه سند این روایت را بهدلیل وجود راویان مجهول یا مهمل، غیرقابل اعتماد دانسته است.[۱۵] به گفته او، احتمال پذیرش این حدیث از سوی امام علی(ع) در احتجاج با خلیفه اول، از باب جدل و برای الزام او به مبنایی بوده باشد که خود به آن استناد کرده است.[۱۶]
به گفته بروجردی، فقیه شیعه، نقل حدیث «لا تجتمع أمتي على ضلالة» در کتاب الاحتجاج شیخ طوسی[۱۷] که امام حسن عسکری(ع) در پاسخ به نامه مردم اهواز به آن استناد کرده، در مقام احتجاج و مناظره با مخالفان بیان شده است.[۱۸] با باور او امام(ع) با استناد به این حدیث، اتفاق مسلمانان بر حقانیت قرآن را نشانه درستی و هدایت آنان دانست و مقصود حدیث را اتفاق امت بر امر حق و مورد پذیرش همگان دانست، نه دیدگاههایی که با کنار گذاشتن قرآن و پیروی از احادیث جعلی و آرای مخالف نص قرآن شکل گرفته باشد.[۱۹] او همچنین بیان کرد، این حدیث افزون بر آنکه مرسله است، نمیتوان برای اثبات حقانیت قرآن، به اجماع مسلمانان استناد کرد و حجیت آن اجماع را با همین حدیث اثبات کرد.[۲۰]
روایت «لا تجتمع أمتی علی ضلالة» در منابع دیگر مانند تحف العقول بدون سند ذکر شده است که دلالت بر ضعیف بودن حدیث دارد.[۲۱]
اعتبار حدیث در منابع اهل تسنن
روایت «لا تجتمع أمتی علی ضلالة» نخستینبار توسط احمد بن حنبل(م۲۴۱ق) از محدثان و فقهای چهارگانه اهل سنت با سندی مشتمل بر راوی مجهول «عن رجل» نقل شده و سپس در منابع بعد از آن ذکر شده است.[۲۲] در برخی منابع اهل سنت از جمله المستدرک علی الصحیحین و تُحْفَةُ الْأَحْوَذِی پس از نقل روایات متعدد و اشاره به اختلاف اسناد در حدیث، ادعای صحت همه روایات مورد خدشه قرار گرفته[۲۳] و حتی به ضعیف بودن روایت نیز تصریح شده است.[۲۴] در مقابل، ابنُ قُدامةَ مَقدِسی، از عالمان اهلسنت (م۶۲۰ق)، با اشاره به شهرت این احادیث از زمان صحابه و تابعین و عدم رد آنها از سوی علمای سلف و خلف، معتقد است هرچند این روایات به تنهایی متواتر لفظی نیستند اما مجموع آنها علم ضروری به عصمت امت از خطا پدید میآورد.[۲۵] از اینرو حاکم نیشابوری این روایت را از باب تأیید قاعده مورد قبول اهل سنت مبنی بر محال بودن اجتماع امت بر ضلالت نقل کرده است.[۲۶] پژوهشگران شیعی نیز معتقدند روایات نقلشده در این زمینه، به دلیل وجود راویان ضعیف از دیدگاه رجالشناسان اهلسنت، اعتبار کافی ندارند.[۲۷]
تحلیل محتوایی حدیث
معنای «امت» در حدیث «لا تجتمع أمتی علی ضلالة»، استدلال به آن برای حجیت اجماع نزد اهلسنت و نیز نقلهای افزوده بر حدیث، از جمله مباحثی است که علمای شیعه آن را مورد بررسی قرار دادهاند.
مقصود از «اجتماع امت»
به گفته شیخ طوسی، محدث شیعی، با فرض پذیرش روایات اجتماع امت بر ضلالت، مقصود از «امت» میتواند، امامان اهلبیت(ع) باشد؛ زیرا آنان به دلیل عصمت، شایستهترین مصداق این احادیثاند.[۲۸]
اهل سنت برای آنکه فایدهای عقلایی برای این حدیث متصور شوند، مقصود از «اجتماع امت» را اتفاق نظر مجتهدان و اهل اجتهاد در یک عصر دانستهاند، نه اجتماع همه مسلمانان در همه اعصار.[۲۹] برخی دیگر به عادلان امت[۳۰] و برخی به اهل حل و عقد تفسیر کردهاند.[۳۱]
نقد استناد به حدیث برای حجیت اجماع
شیخ طوسی محدث شیعه، در رد استدلال اهل سنت برای اثبات حجیت اجماع (به عنوان یکی از منابع استنباط احکام شرعی پس از کتاب و سنت)،[۳۲] این روایات را خبر واحد و غیرعلمآور میداند و معتقد است مسئله حجیت اجماع به دلیل یقینی نیاز دارد.[۳۳] به گفته او، حتی با فرض پذیرش و عمل امت به این روایات، باز هم نمیتوان حجیت اجماع را از آنها اثبات کرد؛ زیرا صحت خبر «امت بر خطا اجتماع نمیکنند» خود متوقف بر اثبات همین ادعاست که امت بر اخطا اجتماع نمیکنند.[۳۴]
درباره حدیث «لا تجتمع أمتی علی خطأ» احتمال داده شده است که این عبارت، جمله خبری نباشد، بلکه نهی باشد؛ بدین معنا که مقصود پیامبر(ص) این باشد که «بر خطا اجتماع نکنید»[۳۵] از آنجا که راویان حدیث معمولاً اعراب کلمات را ضبط نمیکردند، چنین احتمالی وجود دارد و در این صورت، استدلال به روایت برای اثبات حجیت اجماع ساقط میشود.[۳۶] همچنین درباره عبارت «لم یکن الله لیجمع أمتی علی خطأ» گفته شده است اگر این حدیث از نظر لفظی صحیح هم باشد، از آن، مصونیت همیشگی امت از اجتماع بر خطا استفاده نمیشود.[۳۷]
نقلهای افزوده بر حدیث
در برخی منابع، در دنباله حدیث اجتماع امت، عبارت «فَإِذا رَأَیْتُمْ اخْتِلافًا فَعَلَیْکُمْ بِالسَّوادِ الأَعْظَمِ» آمده است؛ یعنی «پس هرگاه اختلافی دیدید، بر شماست که از اکثریت پیروی کنید».[۳۸] برخی پژوهشگران این عبارت را توصیه به پیروی از اکثریت دانسته و آن را با آیه ۱۱۶ سوره انعام که ملاک حقانیت را حق میداند، در تعارض دانستهاند.[۳۹] آنان با استناد به آیه ۵۹ سوره نساء راه برونرفت از اختلاف را رجوع به آموزههای الهی و سنت نبوی دانستهاند، نه توجه به اکثریت؛ افزون بر آنکه وقایع تاریخی را نیز مخالف این نظریه دانستهاند.[۴۰]
در منابع دیگر، ادامه حدیث اجتماع امت با عبارت «یَدُ اللهِ مَعَ الجَماعَةِ فمَن شَذَّ شَذَّ فِي النّارِ» آمده است؛ یعنی «دست خدا با جماعت است و هرکس از جماعت جدا شود، از راه هلاکت جدا شده است».[۴۱] به گفته برخی پژوهشگران، پیوند دادن عدم اجتماع امت بر ضلالت به اراده الهی، رویکردی تَقَدُّسی است که نخستینبار توسط ترمذی فقیه و رجالی مشهور اهل سنت نقل شده و او این حدیث را «غریب»[۴۲] خوانده است.[۴۳]
پانویس
- ↑ قزوینی حایری، الامامة الکبری و الخلافة العظمی، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۸۹.
- ↑ ابیمظفر، قواطع الادلة فی اصول الفقه، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۲۰۲.
- ↑ شرف الدین، المراجعات، ۱۴۲۶ق، ص۴۹۴.
- ↑ مظفر، اصول الفقه، ۱۳۷۰ش، ج۲، ص ۸۷.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۵۴۹.
- ↑ طبرسى، الإحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱۷ ص۱۱۵.
- ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ۱۴۰۴ق، ص۴۵۸.
- ↑ ابنحنبل، مسند احمد بن حنبل، ۱۴۱۶ق، ج۳۵، ص۲۱۹.
- ↑ ابنماجة، سنن ابنماجة، ۱۴۱۸ق، ج۵، ص۴۴۱.
- ↑ ترمذی، سنن الترمذی، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۲۱۴.
- ↑ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۳۵ق، ج۱، ص۴۲۸.
- ↑ رشدی، الاجماع فی الشریعة الاسلامیة، ۱۳۹۷ق، ص۷۱.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۵۴۹.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۵۴۹.
- ↑ سبحانی، «حول حديث «لا تجتمع أمّتي علي ضلالة»، ص۳۱۴.
- ↑ سبحانی، «حول حديث «لا تجتمع أمّتي علي ضلالة»، ص۳۱۴.
- ↑ طبرسى، الإحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱۷ ص۱۱۵.
- ↑ بروجردی، تقریرات فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ص۲۸۲.
- ↑ بروجردی، تقریرات فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ص۲۸۲.
- ↑ بروجردی، تقریرات فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ص۲۸۳.
- ↑ ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ۱۴۰۴ق، ص۴۵۸.
- ↑ ربانیخواه و دیگران، «بررسی سندی و متنی روایت لاتجتمع امتی علی الضلالة»، ص۷۶.
- ↑ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۳۵ق، ج۱، ص۴۲۹.
- ↑ مبارکفوری، تحفة الاحوذی، ج۶، ص۳۲۲.
- ↑ ابن قدامة المقدسی، روضة الناظر وجنة المناظر في أصول الفقه على مذهب الإمام أحمد بن حنبل، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۸۷.
- ↑ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۳۵ق، ج۱، ص۴۲۹.
- ↑ ربانیخواه و دیگران، «بررسی سندی و متنی روایت لاتجتمع امتی علی الضلالة»، ص۷۷ - ۸۶.
- ↑ شیخ طوسی، العدة فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ص۶۲۷.
- ↑ بروجردی، تقریرات فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ص۲۸۱.
- ↑ القاضی ابویعلی، العدة في أصول الفقه، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۱۱۴۱.
- ↑ السایس، تفسير آيات الأحكام، ۲۰۰۲م، ص۳۰۲.
- ↑ مبارکفوری، تحفة الاحوذی، ج۶، ص۳۲۲.
- ↑ شیخ طوسی، العدة فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ص۶۲۵.
- ↑ شیخ طوسی، العدة فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ص۶۲۵.
- ↑ شیخ طوسی، العدة فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ص۶۲۶.
- ↑ شیخ طوسی، العدة فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ص۶۲۶.
- ↑ شیخ طوسی، العدة فی اصول الفقه، ۱۴۱۷ق، ص۶۲۷.
- ↑ ابنماجة، سنن ابنماجة، ۱۴۱۸ق، ج۵، ص۴۴۱.
- ↑ ربانیخواه و دیگران، «بررسی سندی و متنی روایت لاتجتمع امتی علی الضلالة»، ص۹۰.
- ↑ ربانیخواه و دیگران، «بررسی سندی و متنی روایت لاتجتمع امتی علی الضلالة»، ص۹۰.
- ↑ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۳۵ق، ج۱، ص۴۲۷.
- ↑ ترمذی، سنن الترمذی، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۲۱۴.
- ↑ ربانیخواه و دیگران، «بررسی سندی و متنی روایت لاتجتمع امتی علی الضلالة»، ص۹۱.
منابع
- ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، محقق: علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
- ابن قدامة المقدسی، عبدالله بن احمد، روضة الناظر وجنة المناظر في أصول الفقه على مذهب الإمام أحمد بن حنبل، بینام، مؤسسة الريّان للطباعة والنشر والتوزيع، چاپ دوم، ۱۴۲۳ق.
- ابنحنبل، احمد بن محمد، مسند احمد بن حنبل، محقق: شعیب ارنووط، بیروت، موسسة الرسالة، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
- ابنماجة، محمد بن یزید، سنن ابنماجة، مصحح: بشار عواد معروف، بیروت، دار الجبل، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- ابیمظفر، منصور بن محمد، قواطع الادلة فی اصول الفقه، تحقیق: عبدالله بن حافظ حکمی، عربستان، مکتبة الرشد، ۱۴۱۹ق.
- السایس، محمدعلی، تفسير آيات الأحكام، محقق: ناجی سویدان، بینام، المكتبة العصرية للطباعة والنشر، ۲۰۰۲م.
- القاضی ابویعلی، محمد بن الحسین، العدة في أصول الفقه، تحقیق: احمد بن علی، عربستان، بیجا، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
- بروجردی، حسین، تقریرات فی اصول الفقه، مقرر: علیپناه اشتهاردی، قم، موسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق.
- ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، محقق: احمد محمد شاکر، قاهره، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
- حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق: مرکز البحوث و تقنیه المعلومات دار التاصیل، بیروت، دار التاصیل، چاپ اول، ۱۴۳۵ق.
- ربانیخواه، احمد و علی آهنگ و مهدی آریانفر، «بررسی سندی و متنی روایت لاتجتمع امتی علی الضلالة»، فصلنامه علوم حدیث، سال بیست و پنجم، شماره۲، پیاپی ۹۶، تابستان ۱۳۹۹ش.
- رشدی، علیان، الاجماع فی الشریعة الاسلامیة، بینام، الجامعة الاسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۹۷ق.
- سبحانی، جعفر، «حول حديث (لا تجتمع أمّتي علي ضلالة) سنداً ودلالةً»، فصلنامه علوم حدیث، شماره۳، ۱۳۷۷ش.
- شرف الدین، عبدالحسین، المراجعات، تحقیق: مجمع جهانی اهلبیت(ع)، قم، المجمع العالمی لاهل البیت(ع)، ۱۴۲۶ق.
- طبرسى،احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج، محقق محمد باقر خرسان، نشر مرتضى، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
- قزوینی حایری، محمدحسن، الامامة الکبری و الخلافة العظمی، قم، دار المجتبی، چاپ اول، ۱۴۲۷ق.
- مبارکفوری، محمد بن عبدالرحمن، تحفة الاحوذی، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
- مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، انتشارات دفتر تبليغات اسلامی، چاپ چهارم، ۱۳۷۰ش.