مقاله نامزد خوبیدگی

حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از حضرت خدیجه)
پرش به: ناوبری، جستجو
خدیجه کبری سلام‌الله علیها

پیامبر(ص) و حضرت خدیجه در حال گرفتن اولین وضو در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم قمری به دستور سلطان مراد سوم حاکم عثمانی و توسط سید سلیمان کسیم پاشا تهیه شده است.
زادروز سه یا چهار دهه قبل از آغاز بعثت
زادگاه - مکه، شبه جزیره عربستان
درگذشت دهم بعثت (عام الحزن) در ۶۵ سالگی
آرامگاه قبرستان معلاة در دامنه «کوه حجون»، مکه
محل زندگی مکه
شناخته‌شده برای همسر حضرت محمد(ص)
مادر حضرت زهرا (س)
لقب ام المؤمنین
دین اسلام
خویشاوندان پیامبر اکرم (ص)، حضرت زهرا(س)

خَدیجَه دختر خُوَیلِد (درگذشت ۱۰ بعثت)، مشهور به خدیجه کبری(س) و ام المؤمنین، نخستین همسر پیامبر اکرم(ص) و مادر حضرت زهرا (س). خدیجه(س) قبل از بعثت با حضرت محمد (ص) ازدواج کرد و اولین زن و به عقیده برخی نخستین کسی است که به وی ایمان آورد.

خدیجه همه ثروت خود را در راه نشر اسلام به کار گرفت. پیامبر(ص) به احترام خدیجه، در طول حیات او همسری دیگر برنگزید و پس از درگذشت وی همواره از او با نیکی یاد می‌کرد.

پیامبر از خدیجه دو پسر به نام‌های قاسم و عبدالله و چهار دختر به نام‌های زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه (س) داشت. بنابراین همه فرزندان پیامبر اسلام(ص) به جز ابراهیم، از خدیجه(س) بودند.

خدیجه(س) سه سال قبل از هجرت، در ۶۵ سالگی در مکه درگذشت. پیامبر او را در قبرستان معلاة به خاک سپرد.

زندگی

خدیجه(س) از پدری به نام خویلد بن أسد بن عبدالعزی بن قصی القرشیه الاسدیه[۱] و مادری به نام فاطمه بنت زائده متولد شد.[۲] او حدود سه یا چهار دهه قبل از آغاز بعثت پیامبر اسلام (ص) در مکه به دنیا آمد و در همان شهر، در خانه پدرش، رشد یافت.[۳]

منابع تاریخی، گزارش چندانی درباره شخصیت خدیجه(س)، در دوران پیش از اسلام ارائه نکرده‌اند. او ثروتمند بوده، تجارت می‌کرده و سرمایه خود را به صورت مضاربه و استخدام افراد برای تجارت، به کار می‌گرفته است.[۴]

در گزارشات تاریخی به جایگاه بالای اجتماعی و حُسن شهرت او در شرف و نسب اشاره شده است؛ ابن سیدالناس در این باره آورده است: «‌او زنی شریف و با‌درایت بود که خداوند خیر و کرامت برای او در نظر گرفته بود. به لحاظ نسب در طبقه متوسط از انساب عرب جای داشت، اما دارای شرافتی عظیم و ثروتی زیاد بود.» [۵] بلاذری نیز از قول واقدی در اسنادش گفته است: «خدیجه(س) بنت خویلد، زنی با اصل و نسب و تاجری ثروتمند بود.» [۶]

ازدواج با پیامبر(ص)

همه منابع تاریخی، خدیجه را اولین همسر پیامبر(ص) معرفی کرده‌اند. با این حال، زمان دقیق ازدواج این دو روشن نیست. سن پیامبر(ص) در هنگام ازدواج با خدیجه(س)، ۲۱ تا ۳۷ سال ذکر شده است.[۷] چنانکه در منابع آمده است، خدیجه(س)، پیشنهاد ازدواج با پیامبر(ص)‌ را مطرح کرده است. این پیشنهاد پس از آن روی داد که با درستکاری و درست‌گفتاری و امانت‌داری و کرامت اخلاقی محمد(ص) آشنا شد، و او را امین بر مالش قرار داد و پس از برگشتن پیامبر(ص) از سفر تجاری شام، توسط میسره، غلامش، با ویژگی‌های محمد(ص) آشنا شد.[۸] برخی از مورخان بر این باورند که خدیجه، به دلیل صداقت، امانت و حسن خلق و درست‌کاری پیامبر(ص)، پیشنهاد ازدواج را مطرح ساخته است.[۹] ابن اثیر در کتاب اسد الغابه، همین عوامل را بیان کرده است.[۱۰]

پیامبر اسلام (ص):
ما أبدلنی الله خیرا منها، صدقتنی إذ کذبنی الناس وواستنی بمالها اذ حرمنی الناس، ورزقنی الله الولد منها ولم‌یرزقنی من غیرها.
 (ترجمه: خدا زنی بهتر از خدیجه به من نداد. هنگامی که مردم تکذیبم می‌کردند، او مرا تصدیق کرد و هنگامی که مردم مرا تحریم کردند، با ثروتش کمکم کرد. و خدا از او فرزندانی به من داد در حالی که از دیگر زنانم به من فرزندی نداد.)
شیخ مفید، الافصاح، ۱۴۱۴ق، ص۲۱۷.

اکثر منابع تاریخی اهل سنت، ادعا کرده‌اند که خدیجه(س) پیش از ازدواج با پیامبر(ص)، شوهران و فرزندانی داشته است؛[نیازمند منبع] بلاذری در انساب الاشراف، «ابوهاله هند بن نباش» را همسر خدیجه پیش از ازدواج با پیامبر(ص) دانسته است.[۱۱] «عتیق بن عابد بن عبدالله بن عمر بن مخزوم» هم شوهر دیگر خدیجه(س) پیش از ازدواج با پیامبر(ص) دانسته شده است.[۱۲] با این حال برخی از عالمان شیعی بر این باورند که خدیجه(س) پیش از ازدواج با پیامبر، ازدواج نکرده است. ابن شهرآشوب از قول سید مرتضی در «شافی» و شیخ طوسی در التلخیص، به دوشیزه بودن خدیجه(س) هنگام ازدواج با پیامبر(ص) اشاره کرده است.[۱۳] برخی از محققان، بر این باورند که با توجه به تعصبات قبیله‌ای در حجاز، ازدواج خدیجه که از بزرگان قریش بود، با دو اعرابی از قبایل تمیم و مخزوم، پذیرفتنی نخواهد بود[۱۴] و فرزندانی که برای خدیجه برشمرده شده، در حقیقت فرزندان خواهرش هاله بوده‌اند که پس از مرگ او به سرپرستی خدیجه درآمده‌اند.[۱۵]


سن خدیجه هنگام ازدواج با پیامبر

درباره سن خدیجه(س) هنگام ازدواج با پیامبر (ص)، دیدگاه‌های مختلفی از ۲۵ سال تا ۴۶ سال مطرح شده است. بسیاری سن خدیجه(س) را هنگام ازدواج با پیامبر(ص)، ۴۰ سال دانسته‌اند.[۱۶] اما روایات دیگری نیز در این باره وجود دارد.[۱۷] منابع تاریخی سن خدیجه(س) هنگام ازدواج با پیامبر(ص) را ۲۵ سال [۱۸]،۲۸ [۱۹]،۳۰ [۲۰]،۳۵ [۲۱]،۴۴ ،۴۵ [۲۲] و ۴۶ سال[۲۳] دانسته‌اند.

دست یافتن به سن دقیق حضرت خدیجه(س) هنگام ازدواج با پیامبر(ص) دشوار است. با این وصف با در نظر گرفتن این که مدت زندگی مشترک پیامبر(ص) با خدیجه(س) ۲۵ سال بوده است (۱۵ سال، قبل از بعثت [۲۴] و ۱۰ سال، بعد از بعثت)، و منابع تاریخی نیز سن خدیجه(س) هنگام وفات را ۶۵ سال یا بنابر ترجیح بیهقی ۵۰ سال گفته‌اند، به احتمال قوی سن خدیجه(س) هنگام ازدواج با پیامبر(ص) مطابق با یکی از این دو قول، ۴۰ یا ۲۵ سال بوده است. اگر خدیجه(س) هنگام وفات، ۵۰ ساله بوده، هنگام ازدواج باید ۲۵ ساله بوده باشد، نظری که برخی محققان آن را ترجیح داده‎اند.[۲۵] از آنجا که این قول در منابع شایع نیست، پذیرش آن اندکی دشوار است، اما توجه به این نکته که قاسم از خدیجه (س)، بعد از بعثت از دنیا رفته است، [۲۶] بدان معنی است که قاسم باید حداقل در ۵۵ سالگی خدیجه(س) یا بعد از آن به دنیا آمده باشد، که محتمل و پذیرفتنی نیست.

این نظر به ضمیمه دیدگاه برخی علمای شیعه که خدیجه(س) را هنگام ازدواج با پیامبر(ص) عذراء (دوشیزه)دانسته‌اند [۲۷] تقویت می‌شود؛ زیرا بعید به نظر می‌رسد زنی همچون خدیجه(س) با مقام و مکنت خود در قریش تا ۴۰ سالگی ازدواج نکرده باشد. با توجه به مجموع این دلایل برخی پژوهشگران سن خدیجه(س) هنگام ازدواج را ۲۵ یا ۲۸ سال دانسته‌اند.[۲۸]

فرزندان خدیجه از پیامبر

همچنین ببینید: فرزندان پیامبر اسلام

همه فرزندان پیامبر(ص) به‌جز ابراهیم از خدیجه هستند.[۲۹] طبق نقل مشهور، تعداد فرزندان پیامبر و خدیجه شش فرزند بوده است، [۳۰] دو پسر به نام‌های قاسم و عبدالله و چهار دختر به نام‌های زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه(س).[۳۱]

برخی از منابع، هفت یا هشت فرزند برای خدیجه از پیامبر نام برده‌اند؛[۳۲] برای مثال، ابن اسحاق، ابن هشام، و کلینی می‌گویند که رسول خدا سه پسر از خدیجه داشت، قاسم پیش از بعثت و طیب و سپس طاهر بعد از بعثت به دنیا آمدند.[۳۳] برخی از مورخان علت اختلاف در تعداد فرزندان پیامبر(ص) از خدیجه(س) را اشتباه بین اسم و لقب فرزندانِ آنها دانسته‌اند؛ زیرا عبدالله را به دلیل ولادتش بعد از بعثت پیامبر(ص) و ظهور اسلام، طیب و طاهر لقب داده بودند[۳۴] و عده‌ای گمان کرده‌اند که طیب و طاهر اسم دیگر فرزندان پیامبر هستند.[۳۵]

برخی نیز بیان کرده‌اند که فاطمه(س) تنها دختر خدیجه(س) و پیامبر(ص) بوده است و سه دختر دیگر، یعنی زینب، رقیه و ام کلثوم فرزندان رسول خدا(ص) و خدیجه نبوده‌اند، بلکه دخترخوانده‌های (ربیبه) پیامبر(ص) بوده‌اند.[۳۶]

فرزندان خدیجه از ازدواج‌های قبلی

در برخی منابع گفته شده است خدیجه پیش از پیامبر(ص) دو بار ازدواج کرده بوده، و از این ازدواج‌ها، فرزندانی نیز داشته است[۳۷] و هند بن ابی‌هاله را پسر خدیجه از شوهر سابقش معرفی می‌کنند.[۳۸] در مقابل، برخی نیز بیان کرده‌اند خدیجه در زمان ازدواج با پیامبر دوشیزه بوده و اصلا پیش از آن ازدواج نکرده بوده است.[۳۹]

اسلام آوردن

مورخانی همچون بلاذری[۴۰] و ابن‌سعد (کاتب واقدی) [۴۱] در قرن سوم، ابن‌عبدالبر در قرن پنجم[۴۲]،‌ و ابن‌خلدون در قرن هشتم[۴۳]، حضرت خدیجه را اولین مسلمان معرفی کرده‌اند. برخی مورخان اجماع مسلمانان را بر این دانسته‌اند که حضرت خدیجه اولین ایمان آورنده به پیامبر اسلام بوده است[۴۴]

منابع همچنین در تعیین مصادیق السّابقون در اسلام، خدیجه(س) و علی(ع) را اولین ایمان‌آورندگان برشمرده‌اند.[۴۵] این منابع همچنین به پیشگامی خدیجه(س) به همراه علی (ع) در برپایی نماز به همراه پیامبر(ص) اشاره کرده و آنان را اولین نمازگزاران عالم اسلام معرفی کرده‌اند.[۴۶]

نقش خدیجه(س) در اسلام

کمک‌های مالی حضرت خدیجه(س) موجب غنای نسبی پیامبر(ص) شد؛ به گونه‌ای که پیامبر(ص) را بی‌نیاز ساخت. خداوند در مقام بیان نعمت‌های خود به پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «خداوند تو را فقیر یافت و بی‌نیاز نمود.» [۴۷] رسول خدا (ص) نیز همواره می‌فرمودند: «هیچ مالی به من سود نبخشید، آنگونه که ثروت خدیجه(س) به من سود بخشید».[۴۸] بنابر رویات اسلامی، پیامبر(ص) از اموال خدیجه(س) در راه کمک به آزادی بدهکاران، یتیمان، و بینوایان استفاده می‌کرد.

در ماجرای محاصره شعب ابی طالب، اموال حضرت خدیجه(س) در حمایت از بنی‌هاشم مصرف شد، تا آنجا که در روایت آمده است: «‌ابوطالب و خدیجه(س) همه اموال خود را برای حفظ اسلام و محاصره‌شدگان انفاق نمودند.» [۴۹] در جریان محاصره شعب ابی طالب، حکیم بن حزام برادرزاده خدیجه (س)، شترها را می‌آورد و با آن شترها، گندم و خرما را حمل می‌کرد و با زحمت و خطر زیاد، آنها را به بنی‌هاشم می‌رساند.[۵۰] این بخشش به گونه‌ای بزرگ و خالصانه بود که خداوند آن را گرامی داشت و این کار بزرگ خدیجه(س) را در ردیف نعمت‌ها و مواهب بزرگ خود به بنده برگزیده‌اش محمد (ص) برشمرد.[۵۱] پیامبر(ص) نیز همواره از بخشندگی و ایثار این بانوی گرامی، با عظمت و بزرگی یاد می‌کرد.[۵۲]

جایگاه

خدیجه بانویی شریف، ثروتمند و دارای اعتبار در روزگار خود بود.[۵۳] جابر بن عبدالله انصاری در روایتی از پیامبر (ص)، سرور زنان جهان را خدیجه(س)، فاطمه(س)، مریم و آسیه معرفی نموده است.[۵۴] همچنین پیامبر (ص)، خدیجه(س) را از جمله زنان کامل در جهان [۵۵] و نیز از بهترین زنان معرفی کرده است.[۵۶] در منابع اسلامی، از خدیجه با القابی همچون طاهره، زکیه، مرضیه، صدیقه، سیده نساء قریش [۵۷]، خیرالنساء [۵۸] و بانوی بلند مرتبه [۵۹] و نیز با کنیه‌های ام المؤمنین یاد شده است.[۶۰]

قبرستان معلاة قبل از تخریب(آرامگاه حضرت خدیجه)
تصویر کنونی قبرستان ابوطالب (حُجون)

گزارش‌های متعددی درباره جایگاه خاص خدیجه نزد پیامبر(ص) وجود دارد. در منابع آمده است که حضرت خدیجه(س) بهترین و صادق‌ترین وزیر، مشاور و مایه آرامش پیامبر(ص) بود.[۶۱] پیامبر(ص) سال‌ها پس از رحلت خدیجه(س) به یاد او بود و بی‌نظیر بودنش را مطرح می‌نمود. هنگامی که به پیامبر(ص) گفته شد خدیجه(س) بیش از همسری مسن برای شما نبود، پیامبر بسیار ناراحت شد و با ردّ این سخن گفت: «خداوند هیچ‌گاه برایم همسری بهتر از او جایگزین نکرد، او مرا تصدیق نمود هنگامی که هیچ‌کس مرا تصدیق نکرد، یاری‌ام کرد در زمانی که هیچ‌کس مرا یاری نکرد، از مالش در اختیارم قرار داد، زمانی که همه، مالشان را از من دریغ کردند.» [۶۲]

برخی معتقدند مهمتر از مکنت مادی وی، ثروت بی‌پایان معنوی او بود. او با ردّ درخواست بزرگان و اشراف قریش، و انتخاب پیامبر(ص) به عنوان همسر خود، نعمت برخورداری از ثروت مادی را با تضمین سعادتمندی آخرت و بهره‌مندی از نعمت‌های ابدی بهشت، کامل نمود و خردمندی‌اش را به رخ همگان کشید. او برای دستیابی به این نعمت، اولین مسلمان و اولین تصدیق‌کننده پیامبر(ص) شد و به همراه او اولین نماز را برپا داشت.

وفات

بیشتر منابع تاریخی، سال وفات خدیجه(س) را دهم بعثت، یعنی ۳ سال قبل از هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه ذکر کرده‌اند.[۶۳] این منابع، سن خدیجه(س) را هنگام وفات، ۶۵ سال دانسته‌اند.[۶۴] ابن عبدالبر، سن خدیجه(س) را هنگام وفات، ۶۴ سال و شش ماه ذکر می‌کند.[۶۵] برخی دیگر از منابع، سال رحلت خدیجه(س) را همان سال درگذشت ابوطالب و اندکی بعد از آن دانسته‌اند.[۶۶] ابن سعد، رحلت خدیجه(س) را ۳۵ روز بعد از وفات ابوطالب می‌داند.[۶۷] وی و برخی دیگر از مورخان، زمان رحلت خدیجه را، ماه رمضان سال دهم بعثت ذکر کرده‌اند.[۶۸] ابوطالب عموی پیامبر نیز در همین سال از دنیا رفت. پیامبر این سال را عام الحزن نامید.[۶۹]

آرامگاه

تصویر قدیمی و کمیاب از بارگاه خدیجه و فرزندش قاسم

بنا بر روایات اسلامی، پیامبر(ص) ابتدا با ردای خودش و سپس با ردای بهشتی، خدیجه(س) را کفن کرد و او را در قبرستان معلاة در دامنه کوه حجون که بر فراز شهر مکه است، به خاک سپرد.[۷۰] در قرن هشتم آرامگاه حضرت خدیجه(س) با گنبدی مرتفع ساخته شد.[۷۱] این آرامگاه احتمالاً تا سال ۹۵۰ که سلطان سلیمان قانونی، پادشاه عثمانی، آن را به شیوه مقابر مصری تجدید بنا کرد و گنبد بلندی بر آن ساخت، تخریب نشده بود. تا زمان احداث بنای جدید، مزار حضرت خدیجه(س) فقط یک صندوق چوبی داشت. این آرامگاه، براساس کتیبه آن، در سال ۱۲۹۸ مرمت شد.[۷۲] فراهانی در قرن سیزدهم[۷۳] از ضریح چوبین آن، که با پارچه مخمل گلابتون دوزی شده پوشیده شده بود، و نیز از وجود متولی و خادم و زیارت‌نامه خوانِ این بقعه خبر داده است. همچنین بسیاری از زائران و حج‌گزاران که پیش از حکومت آل سعود و تخریب بسیاری از اماکن تاریخی و مذهبی (۱۳۰۵ش) به دست این حکومت، به مکه رفته‌اند، از مقبره او یاد کرده‌ و توصیفاتی از آن را ذکر کرده‌اند.[۷۴] امروزه مدفن خدیجه بنای مختصری دارد و زیارتگاه حج‌گزاران و زائران مکه است.

همایش بزرگداشت

در تاریخ ۲ دی ۱۳۹۵ش همایش ملی صدف کوثر با هدف تجلیل از شخصیت حضرت خدیجه در مجتمع عالی امام خمینی در قم برگزار شد. ۱۸۰ مقاله به این همایش ارسال گردید که در ۲ جلد مجموعه مقالات به چاپ رسیده است. در این همایش از موسوعه ۴ جلدی حضرت خدیجه(س) نیز رونمایی شد.[۷۵]

پانویس

  1. ابن اثیر جزری، أسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۷۸.
  2. ابن عبدالبر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج‏۴، ص۱۷-۱۸.
  3. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۱، شماره ۴۰۹۶.
  4. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۹۳؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۶۳.
  5. ابن سیدالناس، عیون الاثر، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۶۳.
  6. بلاذری، الانساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۸.
  7. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج‏۵، ص۲۹۳.
  8. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۹۳.
  9. ابن سیدالناس، عیون الاثر، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۶۳.
  10. ابن اثیر جزری، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۳.
  11. بلاذری، الانساب الاشراف ، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۰۶؛ ابن حبیب، المنمّق، ۱۴۹۵ق، ص۲۴۷.
  12. ابن حبیب، المحبّر، بیروت، ص۴۵۲.
  13. ابن شهرآشوب، المناقب آل ابی طالب، قم، ج۱، ص۱۵۹: «روی أحمد البلاذری و أبوالقاسم الکوفی فی کتابیهما و المرتضی فی الشافی و أبوجعفر فی التلخیص: أن النبی (ص) تزوج بها و کانت عذراء».
  14. عاملی، الصحیح، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۲۳.
  15. عاملی، الصحیح، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۲۵.
  16. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۷۴؛ ابن اثیر جزری، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۸ و ج۹، ص۴۵۹ ؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ، ۱۳۸۷ق، ج۲ ، ص۲۸۰.
  17. مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۸۷
  18. بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۷۲؛ البدایة و النهایة، ج۲، ص۲۹۴: «‌وکان عمرها إذ ذاک خمسا و ثلاثین و قیل خمسا و عشرین سنه»؛ بلاذری انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۸.
  19. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۸: «وتزوّج رسول الله صلی الله علیه و سلم خدیجة و هو ابن خمس و عشرین سنه، وهی ابنة أربعین سنه.»
  20. عاملی، الصحیح، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۱۵. به نقل از تهذیب تاریخ دمشق، ج۱، ص۳۰۳؛ تاریخ الخمیس، ج۱، ص۲۶۴.
  21. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۹۵ ؛ ابن هشام، السیرة النبویة، بیروت، ج۱، ص۲۶۵.
  22. ابن منظور، مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص ۲۷۴.
  23. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۸: «یقال إنه تزوّجها و هی ابنة ست و أربعین سنه».
  24. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۹۵؛ بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۷۲.
  25. بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۷۱ ؛ عاملی، الصحیح، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۱۴.
  26. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۹۴: «و قال غیره بلغ القاسم أن یرکب الدابة و النجیبة ثم مات بعد النبوة».
  27. ابن شهرآشوب، المناقب آل ابی طالب، قم، ج۱، ص۱۵۹: «روی أحمد البلاذری و أبوالقاسم الکوفی فی کتابیهما و المرتضی فی الشافی و أبوجعفر فی التلخیص: أن النبی (ص) تزوج بها و کانت عذراء».
  28. عاملی، الصحیح، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۱۴.
  29. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۷۴؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۹۴.
  30. ابن‌ سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۷۴؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۹۴.
  31. زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۲، ص۳۰۲.
  32. ابن اثیر جزری، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۸۱.
  33. ابن هشام، سیرة النبی، بیروت، ج ۱، ص ۲۰۶.
  34. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۲۰؛ زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۲، ص۳۰۲.
  35. طبرسی، اعلام الوری، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۲۷۵.
  36. عاملی، الصحیح، ۱۴۱۵ق، ج ۲، صص ۲۰۷-۲۲۰.
  37. ابن اثیر جزری، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج ۵، ص۷۱؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج ۶، ص۳۰۸- ۳۰۹.
  38. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۹ق، ج ۶، ص۳۰۸- ۳۰۹.
  39. ابن شهرآشوب، این سخن را از چند تن از عالمان نقل می‌کند، نک: المناقب، قم، ج۱، ص۱۵۹؛ برای استدلال‌ها در رد فرزند داشتن حضرت خدیجه، نک: عاملی، الصحیح، ۱۴۱۵ق، ج ۲، ص۲۰۷-۲۲۰.
  40. بلاذری، أنساب‏ الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۷۱.
  41. ابن‌سعد، الطبقات‏ الكبرى، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۱۵.
  42. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۵۴۶.
  43. ابن خلدون، تاریخ‏ ابن‏‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۱۰.
  44. ابن‌اثیر، الكامل، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۵۷.
  45. مقریزی، امتاع الاسماء، ۱۴۲۰ق، ج۹، ص۸۸ .
  46. ابن اثیر جزری، أسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج‏۶، ص۷۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۰۸۹
  47. ضحی: ۸ .
  48. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۹، ص۶۳.
  49. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۹، ص۱۶: «و انفق ابوطالب و خدیجه جمیع مالها».
  50. ابن هشام، السیرة النبویة، بیروت، ج۱، ص۳۵۳-۳۵۴.
  51. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۴۲۵؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، قم، ج۳، ص۳۲۰.
  52. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج‏۴، ص۱۸۱۷.
  53. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۲۸۱.
  54. ابن کثیر، البدایة والنهایة، ۱۴۰۷ق، ج‏۲، ص۱۲۹.
  55. ابن کثیر، البدایة والنهایة، ۱۴۰۷ق، ج‏۲، ص۱۲۹.
  56. مقریزی، إمتاع‏ الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‏۱۵، ص۶۰.
  57. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۱۵.( ابن کثیر در نقل جریان آغاز وحی به این لقب حضرت خدیجه(س) اشاره دارد)؛ بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، مقدمه کتاب، ص۱۶.
  58. ابن اثیر جزری، أسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج‏۶، ص۸۳.
  59. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۰، ص۱۸۹.
  60. السیلاوی،  الأنوار الساطعة، ۱۴۲۴ق، ص۲۴.
  61. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۱ ؛ ابن اثیر جزری، أسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج‏۱، ص۲۶.
  62. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۲۴.
  63. ابن سیدالناس، عیون الاثر، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۵۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۱۷؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۴۹۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۴.
  64. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۴۹۳: «و توفیت قبل الهجرة بثلاث سنین، و هی یومئذ ابنة خمس و ستین سنه».
  65. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۱۸.
  66. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۴۹۳؛ ابن سیدالناس، عیون الاثر، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۵۱.
  67. ابن سعد، الطبقات‏ الکبری، ۱۴۱۰ق، ج‏۱، ص۹۶.
  68. ابن سعد، الطبقات‏ الکبری، ۱۴۱۰ق، ج ۸ ، ص۱۴.
  69. مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۴۵.
  70. جاسر، اماکن تاریخی اسلامی در مکه مکرّمه، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۵.
  71. جاسر، اماکن تاریخی اسلامی در مکه مکرّمه، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۵.
  72. رفعت پاشا، مرآةالحرمین، ۱۳۷۷ش، ص ۶۴.
  73. فراهانی، سفرنامه میرزامحمدحسین حسینی فراهانی، ۱۳۶۲ش، ص۲۰۲.
  74. نک: حسام السلطنه، دلیل الانام، ۱۳۷۴ش، ص۱۲۶؛ حیدرآبادی، روزنامچه سفر حج و عتبات، ۱۳۹۰ش، ص۲۳۵.
  75. خبرگزاری رسا: همایش صدف کوثر با هدف تبیین شخصیت حضرت خدیجه برگزار شد.

منابع

  • ابن اثیر جزری، عزالدین أبوالحسن علی بن محمد، أسد الغابه فی معرفة الصحابه، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن الجوزی، أبوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • ابن حبیب بن امیة الهاشمی البغدادی، ابوجعفرمحمد، المحبّر، تحقیق: ایلیزه لیختن شیتر، بیروت، دارالآفاق الجدید، بی‌تا.
  • ابن حبیب بن امیة الهاشمی البغدادی، ابوجعفرمحمد، المنمّق فی اخبار قریش، تحقیق: خورشید احمد فاروق، بیروت، عالم الکتب، چاپ اول، ۱۴۰۵ق.
  • ابن سعد، محمد بن سعد بن منیع الهاشمی البصری، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، بیروت، ‌دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
  • ابن سید الناس، ابوالفتح محمد، عیون الأثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، تعلیق: ابراهیم محمد رمضان، بیروت، ‌دار القلم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • ابن شهرآشوب‏، المناقب، قم، علامه، ۱۳۷۹ق‏.
  • ابن عبدالبر، ابوعمر یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، بیروت، ‌دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • ابن کثیر، أبو الفداء اسماعیل بن عمر الدمشقی، البدایة و النهایة، بیروت، ‌دار الفکر، ۱۴۰۷ق.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر، تحقیق روحیه النحاس، دمشق، دارالفکر، ۱۴۰۴ق.
  • ابن هشام‏، السيرة النبوية، بيروت‏، دار المعرفة، بی‌تا.
  • السیلاوی، الشیخ غالب، الأنوار الساطعة من الغراء الطاهرة، قم، محلاتی، ۱۴۲۴ق.
  • امین، محسن، أعیان الشیعة، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
  • بلاذری، أحمدبن یحیی بن جابر، جمل من انساب الأشراف، تحقیق: سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ‌ دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق.
  • بیهقی، ، ابو بكر احمد بن الحسين، دلائل النبوة، تحقيق عبد المعطى قلعجى، بيروت، دار الكتب العلمية، ۱۴۰۵ق.
  • جاسر، حمد، اماکن تاریخی اسلامی در مکه مکرّمه، ترجمه رسول جعفریان، در مقالات تاریخی، تدوین رسول جعفریان، دفتر۳، قم: نشر الهادی، ۱۳۷۶ش.
  • حسام السلطنه، سلطان مراد، دلیل الانام فی سبیل زیارة بیت الله الحرام، تصحیح رسول جعفریان، مشعر، تهران، ۱۳۷۴ش.
  • حیدرآبادی، فیروزعلی، «روزنامچه سفر حج و عتبات»، تصحیح رسول جعفریان، پیام بهارستان، تهران، ۱۳۹۰ش.
  • رفعت پاشا، ابراهیم، ترجمه مرآةالحرمین، او، الرحلات الحجازیة و الحج و مشاعره الدینیة، مترجم انصاری، هادی، تهران، مشعر، ١٣٧٧ش.
  • زرکلی، خیرالدین، الأعلام؛ قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربین والمستشرقین، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ دوم، ۱۹۸۹م.
  • شیخ مفید، الإفصاح، تحقیق: مؤسسة البعثة، بیروت:‌ دار المفید للطباعة والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، موسسة آل البیت لإحیاء التراث، قم، ۱۳۷۶ش.
  • طبری، أبوجعفر محمدبن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمدأبوالفضل ابراهیم، بیروت، ‌ دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
  • عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبي الأعظم، بیروت، دار الهادی، ۱۴۱۵ق.
  • فراهانی، محمدحسین بن مهدی، سفرنامه میرزامحمدحسین حسینی فراهانی، تهران، چاپ مسعود گلزاری، ۱۳۶۲ش.
  • مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • مقریزی، تقی الدین أحمد بن علی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفده و المتاع، تحقیق: محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
  • یعقوبی، احمد بن أبى يعقوب بن جعفر بن وهب، تاريخ اليعقوبى، بيروت ، دار صادر، بى‌تا.


پیوند به بیرون