ماجرای کسر اصنام

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

نخستین امام شیعیان
علی بن ابی‌طالب (ع)

حرم امام علی1.jpg


زندگی
یوم‌الدار، شعب ابی‌طالب، لیلة المبیت، واقعه غدیر، سال‌شمار زندگی


میراث
نهج‌البلاغه، غرر الحکم، خطبه شقشقیه، خطبهٔ بی‌الف، خطبه بی‌نقطه، حرم


فضائل
آیه ولایت • آیه اهل‌الذکر • آیه شراء • آیه اولی‌الامر • آیه تطهیر • آیه مباهله • آیه مودت • آیه صادقین-حدیث مدینه‌العلم • حدیث رایت • حدیث سفینه • حدیث کساء • خطبه غدیر • حدیث منزلت • حدیث یوم‌الدار • حدیث ولایتسدالابوابحدیث وصایتصالح المؤمنینحدیث تهنیتماجرای کسر اصنام


اصحاب
عمار بن یاسر، مالک اشتر، ابوذر غفاری، عبیدالله بن ابی‌رافع، حجر بن عدی، دیگران

ماجرای کَسْرِ اَصْنام داستان بر دوش گرفتن امام علی(ع) توسط پیامبر اسلام(ص) برای شکستن بت‌های کعبه است. این ماجرا در منابع شیعه و اهل‌سنت انعکاس یافته است. در چگونگی این ماجرا اختلافاتی در منابع وجود دارد. زمان این واقعه را در شب هجرت و یا فتح مکه دانسته‌اند.

این واقعه از فضایل امام علی(ع) شمرده شده و امام علی(ع) به آن افتخار می‌کرد. این داستان به سبب ارتباط با برخی از آیات قرآن، در کتب تفسیری نیز ذکر شده است. در حدیثی از امام صادق(ع) به تشریخ برخی از ابعاد این واقعه پرداخته شده است. در برخی از منابع اهل سنت از این حادثه بر لزوم نابودکردن وسایلی که سبب گناه می‌شود، استفاده شده است.

شرح ماجرا

ماجرای کسر اصنام و یا «حدیث کسر الاصنام» [۱] به داستان بردوش گرفتن امام علی(ع) توسط پیامبر اسلام(ص) برای شکستن بت‌های بالای سقف کعبه اشاره دارد.[۲] منابع با صورت‌های مختلفی از این واقعه یاد کرده‌اند.[۳] در پاره‌ای از نقل‌ها آمده که هنگام رسیدن پیامبر اسلام(ص) و علی(ع) به کنار کعبه، ابتدا علی(ع) تلاش کرد تا پیامبر(ص) را بر دوش خود بگذارد؛ اما نتوانست و لذا علی(ع) بر دوش پیامبر(ص) قرار گرفت.[۴] جابر بن عبدالله می‌گوید این مسئله به سبب سنگینی بار رسالت بوده است.[۵] نقل‌های دیگر گفته‌اند که خود پیامبر اکرم(ص) در ابتدا به علی(ع) امر کرد که از دوش او بالا رود.[۶] همچنین در گزارشی، از پیشنهاد اولیه امام علی(ع) برای بالا رفتن پیامبر(ص) بر دوش او سخن به میان آمده که حضرت محمد(ص) به علی(ع) یادآور شد چنین کاری از عهده هیچ‌کسی برنمی‌آید.[۷]

از امام علی(ع) نقل شده که وقتی بر دوش حضرت محمد(ع) رفتم، گویی می‌توانستم به افق آسمان برسم[۸] و در عبارتی دیگر، می‌توانستم با دست خود آسمان را بگیرم.[۹] سپس امیرالمؤمنین علی(ع) اقدام به پایین انداختن بت‌ها کرد که برخی به‌انداختن بت هبل[۱۰] و یا دیگر بت‌های مهم[۱۱] اشاره کرده‌اند. بعضی از بت‌ها نیز با میخ به سقف کعبه محکم شده بودند که با کوشش امام سرنگون شده[۱۲] و همچون شیشه خرد گردیدند.[۱۳]

درباره چگونگی فرود امام علی(ع) بعد از سرنگونی بت‌ها از کعبه، بعضی معتقدند امام خود را به پایین انداخت، اما آسیبی ندید.[۱۴] در حالی که ارتفاع دیوار کعبه را چهل ذراع [یادداشت ۱] دانسته‌اند.[۱۵] ابن شهر آشوب نقل کرده است که امام فرمود گویی در هنگام فرود دو بال داشتم.[۱۶] در نقل دیگری، پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود: جبرئیل تو را از بالای کعبه به پایین آورد.[۱۷]

شأن نزول برای برخی آیات

بعضی از مفسران ماجرای کسر اصنام را سبب نزول آیه «وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کاَنَ زَهُوقًا»[۱۸] دانسته‌اند[۱۹] و برخی معتقدند که آیه مورداشاره در این حادثه توسط پیامبر اسلام(ص) قرائت می‌شد.[۲۰] همچنین آیه ۵۷ سوره مریم را نیز اشاره به قرار گرفتن امام علی(ع) بر دوش حضرت محمد(ص) دانسته‌اند.[۲۱]

منابع و راویان

بر دوش گرفتن امام علی(ع) از سوی پیامبر اسلام(ص) و بت‌شکنی او در کتب شیعه[۲۲] و اهل‌سنت همچون مصنف ابن ابی شیبه،[۲۳] مسند احمد بن حنبل،[۲۴] مسند بزار،[۲۵] سنن الکبری از احمد نسائی،[۲۶] مسند ابی یعلی،[۲۷] مسند علی بن ابی طالب(ع) از محمد بن جریر طبری[۲۸] و المستدرک علی الصحیحین از حاکم نیشابوری[۲۹] گزارش شده است.

این واقعه از راویانی همچون عبدالله ابن عباس،[۳۰] جابر بن عبدالله انصاری[۳۱] و به ویژه ابومریم[۳۲] نقل شده است. هرچند بعضی از حدیث‌نگاران اهل‌سنت به برخی از نقل‌ها اشکالات سندی وارد ساخته‌اند.[۳۳] علامه امینی در الغدیر، فهرستی از علمای اهل‌سنت که این واقعه را گزارش کرده‌اند، نقل کرده است.[۳۴]

زمان کسر اصنام

شکستن بت‌ها در کعبه بعد از فتح مکه در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به دستور سلطان مراد سوم حاکم عثمانی و توسط سید سلیمان کسیم پاشا تهیه شده است.
نقاشی‌ای که ماجرای شکستن بت‌های کعبه را نشان می‌دهد. این اثر در سده ۱۱ق به دستور سلطان مراد سوم حاکم عثمانی و توسط سیدسلیمان کسیم پاشا تهیه شده است.

در پاره‌ای از منابع تنها گفته شده است که پیامبر اسلام(ص) و علی(ع) شبانه[۳۵] و مخفیانه[۳۶] به شکستن بت‌ها اقدام کردند. در آثار دیگر، این واقعه را در شب هجرت حضرت محمد(ص)[۳۷] و یا در روز فتح مکه دانسته‌اند.[۳۸] چنان‌که در خبری مربوط به فتح مکه، به جزئیات فزون‌تری از حوادث پیش از بت‌شکنی نیز اشاره شده است.[۳۹]

علامه مجلسی در بحارالانوار روایتی به نقل از امام صادق(ع) آورده که این حادثه در روز نوروز اتفاق افتاد است.[۴۰] همو در بخش دیگری از همین اثر تلاش کرده است تا روایات متعدد در این زمینه را به‌گونه‌ای با هم جمع کند.[۴۱]

فضیلت‌شماری کسر الاصنام

به دوش گرفتن امام علی(ع) توسط پیامبر اسلام(ص) از فضیلت‌های انحصاری امیرالمومنین علی(ع) دانسته شده است.[۴۲] حضرت محمد(ص) بعدازاین واقعه، حضرت ابراهیم(ع) را اولین بت‌شکن و امام علی(ع) را آخرین بت‌شکن معرفی کرد.[۴۳] در برخی متون نیز از علی(ع) به عنوان «کاسر الاصنام» (شکننده بت‌ها) یاد شده است.[۴۴] و یا آن‌که امام علی(ع) از آن جهت «علی» به معنای بلندمرتبه[۴۵] نام گرفته که چون از دوش حضرت محمد(ص) بالا رفته و بت‌ها را در هم شکست.[۴۶]

امام علی (ع) به ماجرای کسر اصنام افتخار می‌کرد[۴۷] و می‌گفت: که من کسی بودم که بر مهر نبوت پا نهادم.[۴۸] همچنین در شورای شش نفره که برای تعیین خلیفه بعد از عمر بن خطاب برگزار شد، به این ماجرا اشاره کرد و از حاضران اعتراف گرفت که فرد دیگری چنین فضیلتی نداشته که بر دوش پیامبر(ص) بالا رفته و بت‌ها را بشکند.[۴۹] در کتاب‌های فضیلت‌نگاری نیز از این ماجرا یاد شده است.[۵۰] همچنین گفته شده که عمر بن خطاب آرزو می‌کرد که به این افتخار نائل می‌گشت.[۵۱]

نتایج

شکتن بت‌ها به دست امام علی(ع) بر اساس برخی نقل‌ها سبب شد که بعد از آن مشرکان بت‌ها را در خانه خدا قرار ندهند.[۵۲] همچنین این ماجرا در زمان‌های بعدی نیز مورد توجه بوده است، تا آنجا که امیر مدینه پیرامون این واقعه از امام صادق(ع) سؤال کرد که امام در جواب به چگونگی این واقعه، علت عدم توانمندی امام علی(ع) در به دوش گرفتن پیامبر اسلام(ص) و همچنین حکمت‌ها و پیام‌های آن اشاره کرد.[۵۳] بعدها این واقعه در سروده‌های شاعران نیز انعکاس یافته است.[۵۴]

در برخی منابع اهل‌سنت، این روایت دلیلی بر لزوم نابودکردن وسایلی که سبب عصیان خداوند می‌شود، ذکر شده است.[۵۵]

پانویس

  1. حلی، نهج‌الحق، ۱۹۸۲م، ص۲۲۳.
  2. مرعشی شوشتری، إحقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۱۸، ص۱۶۲.
  3. برای نمونه: ابن حنبل، مسند، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۷۳ ؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۵؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۶.
  4. نسائی، سنن نسائی، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۴۲–۱۴۳؛ ابی‌یعلی، مسند، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۵۱ - ۲۵۲.
  5. ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۵.
  6. ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۶، ۱۴۱.
  7. بحرانی، البرهان، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۵۷۹-۵۸۰.
  8. ابن حنبل، مسند، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۷۴؛ ابی‌یعلی، مسند، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۵۱؛ ابن ابی‌شیبه، المصنف، ۱۴۲۹ق، ج۱۳، ص۱۴۶.
  9. بحرانی، البرهان، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۵۷۹ – ۵۸۰؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۵۳؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۴۱.
  10. حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۵۳ – ۴۵۴؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۵.
  11. ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۴۱.
  12. ابن ابی‌شیبه، المصنف، ۱۴۲۹ق، ج۱۳، ص۱۴۶ – ۱۴۷؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۳۹۸.
  13. ابن حنبل، مسند، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۷۳ – ۷۴؛ طبری، تهذیب الآثار، مسند علی بن ابی‌طالب(ع)، بی‌تا، ص۲۳۷؛ نسائی، سنن نسائی، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۴۲ – ۱۴۳.
  14. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۳۹۸.
  15. ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۴۱.
  16. ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۶.
  17. بحرانی، البرهان، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۵۸۰.
  18. سوره اسراء، آيه۸۱.
  19. حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۵۳–۴۵۴؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۵؛ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۸۶.
  20. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۳۹۸؛ ج۳، ص۶.
  21. ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۵.
  22. برای نمونه: ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۵–۱۴۲؛ مرعشی شوشتری، إحقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۱۸، ص۱۶۲-۱۶۸.
  23. ابن ابی‌شیبه، المصنف، ۱۴۲۹ق، ج۱۳، ص۱۴۶–۱۴۷.
  24. ابن حنبل، مسند، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۷۳–۷۴.
  25. بزار، مسند بزار، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۲۱–۲۲.
  26. نسائی، سنن نسائی، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۴۲–۱۴۳.
  27. ابی‌یعلی، مسند، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۵۱-۲۵۲.
  28. طبری، تهذیب الآثار، مسند علی بن ابی‌طالب(ع)، بی‌تا، ص۲۳۶-۲۴۰.
  29. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۳۹۸، ج۳، ص۶.
  30. ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۶، ۱۴۱.
  31. حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۵۳؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۵.
  32. برای نمونه: ابن ابی‌شیبه، المصنف، ۱۴۲۹ق، ج۱۳، ص۱۴۶–۱۴۷؛ ابن حنبل، مسند، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۷۳–۷۴؛ بزار، مسند بزار، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۲۱–۲۲؛ نسائی، سنن نسائی، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۴۲–۱۴۳؛ ابی‌یعلی، مسند، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۵۱-۲۵۲.
  33. طبری، تهذیب الآثار، مسند علی بن ابی‌طالب(ع)، بی‌تا، ص۲۳۸.
  34. امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۱۸–۲۴.
  35. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۳۹۸؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۴۱؛ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۸۴-۸۵.
  36. ابن حنبل، مسند، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۷۳–۷۴؛ بزار، مسند بزار، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۲۱–۲۲؛ ابی‌یعلی، مسند، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۵۱.
  37. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۶.
  38. ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۵، ۱۴۰؛ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۸۶.
  39. بحرانی، البرهان، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۵۷۹ - ۵۸۰.
  40. مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۸۶.
  41. مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۶، ص۱۳۸.
  42. نسائی، سنن نسائی، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۴۲؛ بستی، کتاب المراتب، ۱۴۲۱ق، ص۱۲۴.
  43. ابن شاذان، الفضائل، ۱۳۶۳ش، ص۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۸۵.
  44. ابن شاذان، الروضة، ۱۴۲۳ق، ص۳۱.
  45. راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ۱۴۱۲ق، ص۵۸۳.
  46. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۱۵.
  47. ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۶؛ ابن شاذان، الفضائل، ۱۳۶۳ش، ص۸۵.
  48. ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۶.
  49. طبرسی، الإحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۳۸؛ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۱، ص۳۳۴، ۳۷۹؛ بحرانی، حلیة الأبرار، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۳۲۹.
  50. ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۵–۱۴۲؛ مرعشی شوشتری، إحقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۱۸، ص۱۶۲-۱۶۸.
  51. ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۲، ص۱۳۶.
  52. ابن شاذان، الفضائل، ۱۳۶۳ش، ص۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۸۵.
  53. صدوق، معانی الأخبار، ۱۴۰۳ق، ص۳۵۰–۳۵۲؛ بحرانی، البرهان، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۵۷۶–۵۷۸؛ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۸۲-۸۴.
  54. بکری، الأنوار، ۱۴۱۱ق، ص۱۴۸؛ حر عاملی، إثبات الهداة، ۱۴۲۵ق، ج۳، ص۴۲۴.
  55. طبری، تهذیب الآثار، مسند علی بن ابی‌طالب(ع)، بی‌تا، ص۲۳۸-۲۴۰.
  1. هر ذراع را از ۴۵ تا ۷۵ سانتی‌متر دانسته‌اند. عاملی بیاضی، الأوزان و المقادیر، ۱۳۸۱ق، ص۵۶.

منابع

  • ابن ابی‌شیبه، عبدالله بن محمد، المصنف لابن ابی‌شیبه، تحقیق اسامة بن ابراهیم بن محمد، قاهره، فاروق الحدیثة للطباعة و النشر، ۱۴۲۹ق.
  • ابن جوزی، یوسف بن حسام، تذکرة الخواص، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۴۱۸ق.
  • ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الامام احمد بن حنبل، تحقیق شعیب الارنووط و عادل مرشد، بیروت، موسسة الرساله، ۱۴۱۶ق.
  • ابن شاذان، شاذان بن جبرئیل قمی، الروضة فی فضائل أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب(ع)، تحقیق علی شکرچی، قم، مکتبة الأمین، ۱۴۲۳ق.
  • ابن شاذان، شاذان بن جبرئیل قمی، الفضائل، قم، رضی، چاپ دوم، ۱۳۶۳ش.
  • ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب(ع)، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
  • ابی‌یعلی، احمد بن علی، مسند ابی‌یعلی الموصلی، تحقیق حسین سلیم اسد، دمشق، دارالمأمون للتراث، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  • امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، ۱۴۱۶ق.
  • بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، تحقیق واحد تحقیقات اسلامی بنیاد بعثت، قم، موسسه بعثت، ۱۴۱۵ق.
  • بحرانی، هاشم بن سلیمان، حلیة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار(ع)، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۱ق.
  • بزار، احمد بن عمرو بن عبدالخالق، البحر الزخار (مسند بزار)، تحقیق محفوظ الرحمن زین‌الله، بیروت، موسسة علوم القرآن، ۱۴۰۹ق.
  • بستی، اسماعیل بن أحمد، کتاب المراتب فی فضائل أمیرالمؤمنین و سید الوصیین(ع)، تحقیق محمدرضا انصاری قمی، قم، دلیل ما، ۱۴۲۱ق.
  • بکری، احمد بن عبدالله، الأنوار و مفتاح السرور و الأفکار فی مولد النبی المختار، قم، رضی، ۱۴۱۱ق.
  • حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ دوم، ۱۴۲۲ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، بیروت، اعلمی، ۱۴۲۵ق.
  • حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تحقیق محمدباقر محمودی، تهران، وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • حلی، حسن بن یوسف، نهج الحق و کشف الصدق، تعلیق عین‌الله حسنی ارموی، بیروت، دارالکتاب اللبنانی، ۱۹۸۲م.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، بیروت،‌دار القلم، ۱۴۱۲ق.
  • صدوق، محمد بن علی بن بابویه، معانی الأخبار، تحقیق علی‌اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ق.
  • طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، تحقیق محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تهذیب الآثار و تفصیل الثابت عن رسول الله(ص) من الاخبار، مسند علی بن ابی‌طالب، تحقیق محمود محمد شاکر، قاهره، مطبعة المدنی، بی‌تا.
  • عاملی بیاضی، ابراهیم سلیمان،‌ الأوزان و المقادیر، بیروت، بی‌نا، ۱۳۸۱ق.‌
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • مرعشی شوشتری، نورالله، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق.
  • نسائی، احمد بن شعیب، سنن الکبری (سنن نسائی)، تحقیق عبدالغفار سلیمان البنداری و حسن سید کسروی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق.