جبرئیل

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

جبرئیل یا جبرائیل، یکی از چهار فرشته مقرّب الهی و حامل وحی است. کلمه جبرئیل در سه آیه از قرآن و در روایات متعددی آمده است. منابع اسلامی، علاوه بر حمل وحی، کارهایی چون یاری پیامبران، عذاب کردن کافران و تسلی‌بخشی مؤمنان را به جبرئیل نسبت داده‌اند.

در فلسفه و عرفان نیز از حقیقت و جایگاه جبرئیل بحث شده است و فیلسوفان و حکیمان مسلمان با تعابیری چون «عقل فَعّال» از او یاد کرده‌اند. در متون دینی یهودیت و مسیحیت نیز نام این فرشته ذکر شده است.


معنای لغوی در زبان‌های مختلف

واژۀ جبرئیل در اصل عِبری است و ظاهراً به صورت سریانی‌اش به عربی راه یافته است.[۱] نویسندگان و محققان زبان عربی بر غیرعربی بودن آن تصریح کرده‌اند.[۲] ابوحیان غرناطی[۳] سیزده صورت مختلف آن، نظیر جِبْریل، جَبْریل، جَبَرئیل، جَبَرئِل، جَبرائل، جَبرائیل، را آورده است.[۴] همچنین دانی[۵] صورت‌های قرائت این کلمه در قرآن را برشمرده[۶] که «جِبْرِیل» مشهورترین و فصیح‌ترین آنها به لهجۀ اهل حجاز و بنا بر قرائت حفص، ابوعمرو، نافع و ابن عامر است.[۷]

برخی واژه‌شناسان عرب با اشاره به معانی گوناگون «جَبْر»، از جمله پادشاه، بنده، شجاع، مرد،[۸] و ایل به عنوان اسمی از اسامی خداوند در عبری،[۹] جبرئیل را همچون میکائیل و اسرافیل مرکّب از دو بخش دانسته‌اند که بدین ترتیب جبرئیل («جَبْر» + «ایل») به معنای مرد خدا یا بندۀ خدا (عبداللّه) است.

با توجه به معنای «جبروت» که در عبری به معنای نیرومندی و قدرت است،[۱۰] احتمالاً جبرئیل از «جبروت» مشتق شده است.[۱۱] باتوجه به اینکه «جَبَر» از زبان عبری به معنای قدرت داشتن و توانمندی و «جبرئیل» به معنای شخص نیرومند نیز آمده است،[۱۲] این احتمال تقویت می‌شود. حتی القاب «شدیدالقوی» و «ذومرّة» نیز معادل عربی جبرئیل دانسته شده است.[۱۳]

جَبْر در زبان‌های حبشی و سریانی و آرامی و عبری به معنای مرد، قهرمان و دلاور است و جبرئیل در این زبان‌ها مرد خدا و قهرمان خدا معنا می‌شود.[۱۴] برخی ایل را به معنای بنده و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل را به معنای عبداللّه، عبدالرحمان و عبدالقدوس می‌دانند.[۱۵]

در قرآن

نام جبرئیل در قرآن سه بار در آیات مدنی آمده است.[۱۶] به وظیفه اصلی جبرئیل، یعنی پیام‌آوری وحی، در آیۀ ...فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَیٰ قَلْبِک بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِّمَا بَینَ یدَیهِ وَهُدًی وَبُشْرَیٰ لِلْمُؤْمِنِینَ۔[ بقره–۹۷] تصریح شده است، هرچند دربارۀ کیفیت انتقال و نزول وحی سخنی به میان نیامده است.[۱۷]

در قرآن تعابیر دیگری نیز هست که مفسران[۱۸] آنها را ناظر به جبرئیل دانسته‌اند، از جمله:

  1. «الروح الامین»[۱۹] که حاکی از امانتداری او در رساندن وحی است.
  2. «رسولٍ کریم»[۲۰] که بر خصلت‌های نیک وی دلالت دارد.
  3. «شدیدالقوی» و «ذومِرّة» و «ذی قوة»[۲۱] که بیان کننده توانمندی و قدرت بر انجام اوامر الاهی است.
  4. «مَکین» و «مُطاع»[۲۲] که از جایگاه و منزلت ویژۀ او نزد خداوند و دیگر فرشتگان حکایت می‌کند.
  5. «روح القُدُس»[۲۳]

ولادت حضرت عیسی

جبرئیل مژدۀ ولادت عیسی را به حضرت مریم داده[۲۴] و به صورت انسان نزد او متمثل شده[۲۵] و روح الاهی را در رحم او دمید[۲۶] و سرانجام خداوند به عیسی(ع) با جبرئیل یاری رسانده و نیرو بخشیده است.[۲۷]

مفسران در وساطت جبرئیل برای تولد عیسی تردید نکرده و تعبیر «روح» در آیات یاد شده را همگی ناظر به جبرئیل دانسته‌اند.[۲۸]

روح

دربارۀ سبب کاربرد کلمه «روح» برای اشاره به جبرئیل مفسران اقوال گوناگونی ذکر کرده‌اند، نظیر تعلق او به عالم مجردات و روحانیات، تکوین بدون ولادت، غلبه حیات در او، افاضۀ حیات و احیای شریعت به واسطۀ او یا بیان برتری او بر سایر فرشتگان.[۲۹]

دربارۀ نسبت جبرئیل با روح و مراد از روح، که به همراه ملائکه از آن در سوره قدر یاد شده[۳۰] یا درباره‌اش سؤال شده،[۳۱] اختلاف است. برخی آن را فرشته‌ای موکل بر ارواح یا موجودی برتر از ملائکه و جبرئیل دانسته و گروهی مراد از آن را جبرئیل و تعبیر روح را دالّ بر عظمت و برتری جبرئیل بر دیگر ملائک دانسته‌اند.[۳۲]

انتقاد به پندار یهود

آیات ۹۷ و ۹۸ سورۀ بقره در واکنش به پندار یهودیان در بارۀ جبرئیل نازل شده است.[۳۳] آنان از پیامبر(ص) پرسیدند، کدام فرشته نزد او می‌آید و چون شنیدند که آن فرشته جبرئیل است، به علت کینه‌ای که از جبرئیل داشتند، جبرئیل را دشمن خود خواندند.

ظاهراً ایشان جبرئیل را فرشته نازل کنندۀ بلا و سختی و فرمان جنگ و قتال و میکائیل را فرشتۀ رحمت و بشارت برای قوم یهود می‌دانستند،[۳۴] از این رو آیۀ ۹۸ سورۀ بقره دشمنی با جبرئیل را مساوی عداوت با میکائیل و دیگر فرشتگان و حتی خدا می‌شمرَد. گویا یهودیان به دنبال بهانه‌ای بودند تا از پذیرش اسلام سر باز زنند، چه پیش از این سؤال، پرسش‌های دیگری از پیامبر(ص) کرده بودند تا نبوت او را بیازمایند و هنگامی که حضرت به پرسش‌های پیشین نیکو پاسخ داد، سؤال از فرشتۀ وحی را مطرح کردند.[۳۵] این در حالی است که عبداللّه بن سلام، از علمای یهود، پس از طرح پرسش‌هایی که فکر می‌کرد فقط انبیاء پاسخش را می‌دانند و شنیدن جواب‌های پیامبر(ص)، مسلمان شد.[۳۶]

افسانه خان الامین

برخی از اهل سنت، شیعه را متهم نموده‌اند که در باور آنان، جبرئیل در جریان وحی خیانت کرده و به جای آن که رسالت را به علی بن ابیطالب ابلاغ کند آن را به حضرت محمد(ص) ابلاغ نموده است. از این رو بعد از سلام نمازشان سه بار دست خود را بالا برده و می‌گویند: خانَ الاَمینُ: امین وحی خیانت کرد. ابن تیمیه از عالمان وهابی می‌گوید: یهود درصدد وارد کردن نقص و عیب بر جبرئیل برآمده و او را از بین ملائکه دشمن خود می‌دانند همانگونه که شیعه می‌گویند: جبرئیل به اشتباه وحی را بر محمد نازل کرده است.[۳۷]

این در حالی است که شیعیان چنین باوری نداشته و عالمان آنها از این اتهام پاسخ داده‌اند.(مطالعه بیشتر: سایت ولی عصر-عج-)

نزول وحی

بر اساس روایات موجود در منابع اسلامی، جبرئیل نخستین آیات قرآن[۳۸] را در غار حرا به پیامبر(ص) وحی کرد. سپس پیامبر(ص) نزد خدیجه(س) بازگشت و او را از این امر مهم آگاه ساخت.[۳۹]

رویکرد اهل سنت

طبق روایات متعدد در منابع اهل سنّت، پیامبر(ص) پس از دریافت وحی دچار تردید شد که آیا فرشتۀ وحی را دیده یا با شیطان ملاقات کرده است و به توصیۀ همسرش نزد وَرَقَة بن نَوْفَل فردی نصرانی که با کتب پیشین آشنا بود رفت و او ایشان را مطمئن کرد که آن فرشته همان ناموس اکبر است که پیشتر بر موسی(ع) نازل شده است.[۴۰]

این داستان را عموم سیره نویسان و محدّثان و مفسران بعدی اهل سنت پذیرفته‌اند.[۴۱] حتی این احادیث به منابع حدیثی و تفسیری شیعی نیز راه یافته است.[۴۲]

نظر شیعه

عالمان شیعه به تفصیل به نقد سند و محتوای این روایات پرداخته‌اند، از جمله اینکه سلسله سند هیچ یک از این روایت‌ها به طور متصل به شاهد داستان نمی‌رسد؛ اختلاف نقل داستان خود گواهی بر ساختگی بودن آن است و تردید پیامبر(ص) در ماهیت وحی و ملاقات با جبرئیل یا شیطان با مقام عصمت پیامبر(ص) سازگاری ندارد.[۴۳] گفتنی است در روایات شیعی گزارشی که از آغاز وحی ارائه شده، از مشکلات یاد شده مبراست و با مقام و منزلت پیامبر(ص) هماهنگ است.[۴۴]

کمک به پیامبر(ص)

جبرئیل در مدت رسالت پیامبر(ص) همواره ولی و یاور او بود:

  1. شرح صدر پیامبر(ص) و تطهیر آن به دست او و میکائیل انجام گرفت.[۴۵]
  2. وضو گرفتن و نماز خواندن را به پیامبر(ص) تعلیم داد.[۴۶]
  3. در معراج همسفر و راهنمای حضرت رسول(ص) بود،[۴۷] البته او در سدرة المنتهی از همراهی پیامبر(ص) بازماند.[۴۸]
  4. هنگامی که پیامبر(ص) می‌خواست رسالتش را به خانواده‌اش ابلاغ کند،[۴۹] جبرئیل بر انجام این امر تأکید کرد.[۵۰]
  5. او پیامبر(ص) را از توطئۀ کفار برای قتل او پیش از هجرت آگاه ساخت.[۵۱]
  6. در غزوۀ بدر، او به همراه هزاران فرشته به یاری پیامبر(ص) و اصحابش شتافت.[۵۲]

جبرئیل همواره پیش از ورود بر پیامبر(ص) از او اجازه می‌گرفت. مکان حضور جبرئیل در مسجدالنبی مقام جبرئیل نام گرفته است.[۵۳] پیامبر(ص) هر سال یک بار در ماه رمضان قرآن را بر جبرئیل عرضه می‌کرد.[۵۴] گفته شده او شصت هزار مرتبه بر پیامبر اکرم(ص) فرود آمده است.[۵۵]

رؤیت جبرئیل

بر اساس روایات، جبرئیل برای آوردن وحی گاهی در شکل حقیقی خود، گاهی به شکل جوانی خوش‌روی، و زمانی به صورت نامرئی ظاهر می‌شد.[۵۶]

چهره حقیقی

بنا بر روایات کتب اهل سنّت و شیعه،[۵۷] پیامبر(ص) دوبار در افق اعلی و سدرـ المنتهی جبرئیل را در صورت حقیقی‌اش رؤیت کرده است.[۵۸]

نیز گفته‌اند که یک بار پیامبر(ص) او را در حالی که بین آسمان و زمین بر «کرسی» نشسته بوده، دیده و سپس آیات سورۀ مدثر بر او نازل شده است.[۵۹] در وصف صورت حقیقی جبرئیل برخی گفته‌اند که او ششصد بال آراسته به دُر و مروارید دارد و در عظمت، مشرق و مغرب عالم را پر می‌کند.[۶۰]

صورت انسانی

پیامبر فرمود جبرئیل غالباً با چهرۀ جوان خوشرویی به نام دحیه کلبی بر او ظاهر می‌شده است[۶۱] و حتی گفته‌اند که برخی صحابه و نیز عایشه جبرئیل را با این شمایل دیده و گمان برده بودند که او دحیۀ کلبی است.[۶۲]

طبق برخی روایات اهل سنت، او یک بار در شکل مردی برای تعلیم دین به میان صحابه آمد.[۶۳] او معمولاً همچون مرد معمولی با جامه‌ای سبز رنگ بر تن و عمامه‌ای ابریشمی بر سر، سوار بر اسب یا استر ظاهر می‌شد.[۶۴]

یاری امامان(ع)

طبق احادیث، امامان شیعه نیز از یاری و پشتیبانی جبرئیل بهره‌مند بوده‌اند. چنانکه علامه مجلسی[۶۵] بابی با این عنوان گشوده و احادیث بسیاری نقل کرده است.

نیز گفته شده است که «دعای لیلة السبت» را جبرئیل به علی(ع) آموخت[۶۶] و پس از درگذشت رسول اکرم(ص) مطالبی را بر فاطمه(س) القا کرد که حضرت علی(ع) آنها را در مصحفی، مشهور به مصحف فاطمه(س)، نگاشته است.[۶۷]

تفاوت نبی، رسول و امام

در مجموعه‌ای از روایات، تفاوت «رسول»، «نبی» و «امام» از نظر کیفیت نزول جبرئیل بر هر یک بیان شده است. چنانکه رسول جبرئیل را می‌بیند و با او صحبت می‌کند، نبی او را در خواب می‌بیند و صدایش را می‌شنود و امام فقط صدایش را می‌شنود. صفار قمی[۶۸] این احادیث را در بابی با همین عنوان گرد آورده است.[۶۹]

در قصص انبیاء

جبرئیل در قصص انبیا نیز نقشی ممتاز دارد، چرا که آموزگار و مددکار همۀ انبیا از آدم تا عیسی بوده است. او به آدم زراعت و نحوۀ استفاده از آهن و مناسک حج، به نوح ساختن کشتی و به حضرت داود(ع) ساختن زره را آموخت؛ ابراهیم(ع) را از آتش نمرود رهانید؛ اسماعیل(ع) را هنگام ذبح و یوسف را زمان افکنده شدن در چاه یاری رساند و برای حمایت از موسی در مبارزه با فرعونیان، آنان را به دریای سرخ کشاند و غرق کرد. اکثر این داستانها را کعب الاحبار و وَهْب بن مُنَبِّه (که افرادی ناموثق هستند) روایت کرده‌اند و به تفصیل در قصص الانبیای ثعلبی[۷۰] آمده است.

القاب

در روایات، جبرئیل با القاب طاووس الملائکه، افضل الملائکه، ناموس اکبر (به معنای صاحب خبر خیر، در مقابل جاسوس به معنای صاحب خبر شر) یاد شده است.[۷۱]

جبرئیل در شمار چهار فرشتۀ برگزیده و مقرب الاهی است که وظیفۀ تدبیر عالم را برعهده دارند؛[۷۲] جبرئیل آورندۀ وحی، میکائیل موکَّل بر رزق و باران، اسرافیل دمنده در صور و