ابوالعاص بن ربیع

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
مشخصات فردی
نام کامل اَبوالْعاص بن ربیع بن عبدالعزّی بن عبد شمس
محل زندگی مکه، مدینه
نسب/قبیله قریش
خویشاوندان سرشناس داماد پیامبر(ص)، خواهرزاده خدیجه کبری و همسر زینب
درگذشت ۱۲ ذی‌الحجه
مشخصات دینی
زمان اسلام آوردن حدود سال ۶ قمری
نحوه اسلام آوردن پس از آن که پیامبر دستور داد سپاه اسلام اموالی را که از او غنیمت گرفته بود، بازپس دهد.


اَبوالْعاص بن رَبیع بن عَبْدُالعُزّی بن عَبد شَمْس، داماد پیامبر(ص)، خواهرزاده خدیجه کبری و همسر زینب. در جنگ بدر به اسارت مسلمانان درآمد ولی آزاد شد و چند سال بعد، حدود سال ۶ قمری، اسلام آورد و از مکه به مدینه مهاجرت کرد.

نام و کنیه

کنیه او ابوالعاص است اما درباره نام او در منابع اختلاف است. عده‌ای او را قاسم یا مقسّم[۱] و بعضی هشیم یا مهشم (یا مُهَشِّم) گفته‌اند، اما بیشتر او را لَقیط نامیده‌اند[۲]. به گفته طبری، ابو العاص به مال، امانت و تجارت از مردان انگشت شمار مکه بود و مادرش هاله دختر خویلد بود و خدیجه خاله وی بود. خدیجه از پیامبر(ص) خواست که دختر به او بدهد و پیامبر(ص) هیچگاه با خدیجه مخالفت نمی‌کرد و این پیش از نزول وحی بود و دختر بدو داد. خدیجه او را چون فرزند خویش می‌شمرد.[۳]

اسارت به دست مسلمانان

ابوالعاص پیش از بعثت پیامبر(ص)، با زینب دختر بزرگ آن حضرت ازدواج کرد. پس از بعثت، با آنکه خدیجه و دخترانش ایمان آوردند، ابوالعاص همچنان در شرک باقی ماند[۴]. وی که بازرگانی ثروتمند و امین و از جمله مشاهیر مکه بود[۵]، در جنگ بدر در صف مشرکان حضور داشت و به اسارت مسلمانان درآمد[۶].

هنگامی که مردم مکه برای آزادی اسیران، به تأدیه فدیه پرداختند، زینب هم فدیه‌ای برای ابوالعاص به مدینه فرستاد که ضمن آن گردن‌بندی از آن خدیجه بود. گفته‌اند که چون چشم پیامبر(ص) بر آن افتاد، متاثر شد و پس از کسب موافقت مسلمانان، ابوالعاص را آزاد ساخت و اموال زینب را پس فرستاد و از ابوالعاص پیمان گرفت که زینب را آزاد گذارد[۷]. او نیز پس از بازگشت به مکه، زینب را همراه با یاران پیامبر(ص) به مدینه فرستاد[۸]. گفته‌اند که پیامبر اکرم(ص) پس از هجرت به مدینه کسانی را فرستاد تا دخترانش را از مکه به مدینه بیاورند اما ابوالعاص، زینب را محبوس کرده بود و او نتوانست بیاید.[۹]

اسلام ابوالعاص

ابوالعاص در مکه به کار خود مشغول بود تا اینکه در جمادی الاول سال ۶ ق همراه با کاروانی از مردان و اموال مردم قریش برای تجارت راهی شام شد[۱۰]. این کاروان در برابر حمله مسلمانان به فرماندهی زید بن حارثه تاب مقاومت نیاورد. برخی گریختند و برخی دیگر گرفتار شدند و اموالشان به دست مسلمانان افتاد. ابوالعاص نیز گریخت و شبانه خود را به مدینه رساند و به خانه زینب رفت و به او پناهنده شد. زینب او را پناه داد و آن واقعه را در مسجد در حضور مسلمانان به اطلاع پیامبر(ص) رساند. پیامبر(ص) پناهندگی او را پذیرفت و هنگامی که به درخواست زینب دستور داد اموال کاروان را به مشرکان بازگردانند، ابوالعاص همراه با اموال به مکه بازگشت و ضمن بازگرداندن اموال به مردم گفت که به اسلام گرویده است.[۱۱]

ازدواج مجدد با زینب

ابوالعاص پس از چندی به مدینه بازگشت و پیامبر(ص) در محرم سال ۷ ق زینب را با همان عقد زناشویی پیشین نزد او فرستاد[۱۲]. بعضی گفته‌اند که زینب با مهر و نکاح جدید به زوجیت ابوالعاص درآمد[۱۳].

زینب برای ابوالعاص پسری به نام «علی» و دختری به نام امامه به دنیا آورد. امامه بعدها به ازدواج علی(ع) درآمد[۱۴].

پانویس

  1. ابن قتیبه، ص۱۴۱
  2. بلاذری، ج ۱، ص۳۹۷؛ ابن اثیر، ج ۵، ص۲۳۷؛ ابن حجر، ج ۴، ص۱۲۱.
  3. تاریخ الطبری،ج۲،ص:۴۶۷؛ ترجمه تاریخ الطبری، ج۳،ص:۹۸۴
  4. ابن سعد، ج ۸، ص۳۰-۳۱
  5. ابن هشام، ج۲، ص۳۰۶
  6. واقدی، ج ۱، ص۱۳۹؛ ابن هشام، ج ۲، ص۳۰۶
  7. ابن هشام، ج ۲، ص۳۰۷، ۳۰۸؛ واقدی، ج ۱، ص۱۳۰۱۳۱؛ بلاذری، ج ۱، ص۳۹۷
  8. نک: ابن هشام، ج ۲، ص۳۰۸۳۱۰.
  9. آفرینشوتاریخ/ترجمه،ج۲،ص:۶۷۶
  10. بلاذری، ج ۱، ص۳۷۷، ۳۹۸
  11. مغازی، واقدی، ج۲، ۵۵۳ و ۵۵۴.
  12. واقدی، ج ۲، ص۵۵۳ ۵۵۴؛ ابن هشام، ج ۲، ص۳۱۲۳۱۴؛ ابن سعد، ج ۸، ص۳۳
  13. نک : ابن حجر، ج۴، ص۱۲۲
  14. ابن سعد، ج ۸، ص۳۱

منابع

  • ابن اثیر، علی بن محمد، سد الغابه، قاهره، ۱۲۸۵ق.
  • ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، الاصابه‌ فی تمییز الصحابه، قاهره، ۱۳۲۸ق.
  • ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، بیروت،‌دار صادر.
  • ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۹م.
  • ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ۱۹۵۹م.
  • واقدی، محمدبن عمر، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
  • مطهر بن طاهر مقدسی، آفرینش و تاریخ، ترجمه محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران، آگه، چ اول، ۱۳۷۴ش.

پیوند به بیرون