حدیث افتراق

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

حدیث افتراق، حدیث منسوب به پیامبر اکرم(ص) درباره انشعاب امت اسلامی به بیش از هفتاد فرقه. بنابر این حدیث، امت اسلامی پس از پیامبر اکرم(ص) همانند امتهای پیشین، به بیش از هفتاد یا ۷۳ فرقه منشعب می‌شود که تنها یک فرقه از آنها رستگار می‌گردد.(فرقه ناجیه) حدیث افتراق و مسائل پیرامونی آن، انعکاس وسیعی در مباحث کلامی، دانش فرقه‌شناسی و کشمکشهای فرقه‌ای داشته است.

در کتابهای حدیثی

  • حدیث افتراق در کتابهای چهارگانه حدیثی شیعه و صحیحین اهل سنّت گزارش نشده و فرقه‌پژوهانی چون نوبختی در فرق الشیعه و نیز ابوالحسن اشعری در مقالات الاسلامیین به آن اشاره و استناد نکرده‌اند. حتی فرقه‌شناسی نظیر ابن حَزْم ظاهری[۱] (متوفی ۴۵۶) آن را غیرقابل احتجاج و ناصحیح دانسته‌است و به نظر ابن وزیر[۲] نیز بخش پایانی آن ساختگی است.
  • با این حال، برخی از کتابهای حدیثی شیعه[۳] و اهل سنت[۴] و برخی از ملل و نحل‌نویسان قدیم و فرقه‌شناسان جدید حدیث را نقل کرده‌اند. از این رو، در برابر گروه نخست، گروهی دیگر معتقدند که حدیث افتراق، نه تنها مشهور است بلکه درباره آن ادعای تواتر نیز شده است.[۵]
  • در کتاب کافی، از قول امام باقر(ع) حدیثی با مضمون حدیث افتراق بی‌آن که به پیامبر اکرم(ص) نسبت داده شود نقل شده است.[۶]
  • در برخی منابع شیعه، این حدیث از قول امام علی(ع) نقل و فرقه ناجیه، شیعیان آن حضرت شمرده شده است.[۷]

متن و مضمون

  • متن حدیث: افترقت الیهود علی احدی و سبعین فرقة؛ فواحدة فی الجنة وسبعون فی النّار؛ و افترقت النصاری علی اثنتین و سبعین فرقه؛ فاحدی و سبعون فی النار و واحدة فی الجنة؛ و الذی نفس محمدٍ بیده، لتفرقنّ امّتی علی ثلاث و سبعین فرقه؛ واحدة فی الجنة و ثنتان و سبعون فی النار؛ قوم یهود هفتاد و یک فرقه شدند که یک فرقه از آنان، به بهشت خواهد رفت و هفتاد فرقه دیگر، اهل جهنم است. و نصارا هفتاد و دو فرقه شدند که هفتاد و یک فرقه از آنان در جهنم خواهند بود و یک فرقه در بهشت. و قسم به کسی که جان محمّد در دست اوست، امّت من، هفتاد و سه فرقه خواهد شد؛ یک فرقه به بهشت می‌رود و هفتاد و دو فرقه به دوزخ.
  • آغاز و پایان این حدیث با تعابیر مختلفی گزارش شده است، اما محتوا و پیام کلی آن را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد: خبر از فرقه فرقه‌شدن امت‌ اسلام، نجات یافتن تنها یکی از فرقه‌ها، تعیین مصداق فرقه رستگار به صورت کلی.
  • براساس مضمون اصلی و قرائت رایجِ این حدیث، پیامبر اکرم(ص) یهودیان را ۷۱ ملت (یا طایفه و فرقه) و مسیحیان را ۷۲ ملت معرفی کرده و از افتراق امت خود به ۷۳ فرقه یاد کرده و گفته است که در میان امتهای قبلی، همه فرقه‌های آنها به جز یک دسته، اهل جهنم یا در وادی گمراهی و هلاکت بودند، و امت اسلامی نیز دچار چنین سرنوشتی خواهد شد.
  • در این که گروه ناجیه چه کسانی‌اند و چه ویژگیهایی دارند، در این حدیث سخنی به میان نیامده؛ اما در روایاتی دیگر از زبان پیامبر(ص) پاسخهای مختلف و متضادی به این پرسش داده شده است. در برخی نقلها نیز پیامبر(ص) بدون پرسش دیگران، به معرفی فرقه ناجیه و گاهی نیز هالکه و بدترین فرقه‌ها پرداخته است. بنابر قرائتی غیرمشهور، همه فرقه‌ها، به‌جز زنادقه، اهل بهشت هستند.[۸]
  • در برخی نقلها که حدیث به امام علی(ع) نسبت داده شده، فرقه ناجیه به شیعیان آن حضرت معنا شده است.[۹]

تاثیر حدیث بر مباحث کلامی و فرقهای

  • در تاریخ اندیشه اسلامی و منازعات فرقه‌ای، بسیاری، به‌ویژه در میان صاحبان مکاتب کلامی، باتوجه به مضمون صدر حدیث یا با گزینش قرائت دلخواه خود از بخش پایانی آن به اثبات حقانیت خود از زبان پیامبر(ص) پرداخته‌اند.[۱۰]
  • برخی نویسندگان گاهی با استناد به ذیل این حدیث، فرقه‌های رقیب را از بدترین فرقه‌ها دانسته‌اند.[۱۱] برای نمونه، ابن حزم در کتاب الفِصَل،[۱۲]گزارش مشهور این حدیث را (که در آن سخن از فرقه‌های هالکه به میان آمده) ناصحیح و غیرقابل احتجاج دانسته، اما در کتاب فقهی المُحَلّی،[۱۳] که بنا را بر ابطال قیاس گذاشته است، حدیث فوق را با ذیل اَعْظَمُهُمْ فِتْنَةً علی اُمَّتی قَوْمٌ یقیسونَ الاُمور... پذیرفته است.
  • بسیاری از اندیشمندان بر مبنای این حدیث، برداشتهای ویژه خود را از کتاب و سنت، حق دانسته و تنها مصداق اهل نجات را تبعیت از روش خویش دانسته‌اند.[۱۴]
  • کسانی مانند ابن داعی به پرهیز از این‌گونه داوری و برخورد توصیه کرده‌اند،[۱۵] اما خود در عمل چنین نکرده‌اند.[۱۶]

تدوین کتاب بر مبنای حدیث افتراق

  • پافشاری بر ظاهر عددی این حدیث نتایجی در میان مسلمانان، به خصوص اندیشمندان و نویسندگان اسلامی، دربرداشته است. یکی از مهم‌ترین آنها، تکثیر و تطبیق تعداد فرقه‌های اسلامی بر مضمون عددی حدیث افتراق و اثبات ۷۳ فرقه در عالم خارج است. صاحبان این‌گونه آثار، با تکیه بر ظاهر عددی حدیث، با فرقه‌تراشی یا درج برخی فرق در فرقه‌های دیگر، خود را به زحمت انداخته‌اند، در حالی که هیچ دلیلی برای وجود این تعداد فرقه در عالم خارج وجود ندارد.[۱۷]
  • ابوالمعالی،[۱۸] بغدادی،[۱۹] اسفراینی[۲۰] و شهرستانی[۲۱] اساس شمارش خود از فرقه‌ها را عدد ۷۳ قرار داده و به هر قیمتی سعی کرده‌اند تعداد فرقه‌ها را با مضمون این حدیث تطبیق دهند تا به تعبیری سخن پیامبر(ص) راست درآید.[۲۲]
  • بر فرض صحت حدیث، ممکن است منظور از آن بیان کثرت یا اشاره به این نکته باشد که فرقه‌های اسلامی بیش از فرق دیگر ادیان خواهند بود. ملل و نحل‌نگارانی نظیر مَلَطی،[۲۳]
  • ملل و نحل‌نگاران متقدم و پرآوازه‌ای نظیر نوبختی و اشعری به این حدیث اشاره نکرده و، به هر دلیلی، تقسیم‌بندی خود را نیز براساس آن سامان نداده‌اند، اما در تکثیر فرق و رساندن آنها به ۷۳ عدد یا افزون‌تر، راه را برای دیگران باز کرده‌اند. گفتنی است که حتی کسانی که در عمل به این تقسیم‌بندی پایبندی نشان نداده یا احیاناً درصدد بیان عموم فرقه‌ها نبوده‌اند، باز به نوعی این حدیث را پذیرفته‌اند. در کتاب مسائل الامامة منسوب به ناشئ اکبر، که از نخستین آثار به‌جا مانده از اوایل قرن چهارم هجری قمری است، تأمل در واقعیتهای خارجی، دلیل صحت حدیث پیامبر(ص) دانسته شده است.[۲۴]
  • فخر رازی نیز در کتاب اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، به‌روشنی به این حدیث استناد نکرده، اما در پاسخ به این پرسش فرضی که چرا تعداد فرقه‌های مورد شمارش او از ۷۳ تجاوز کرده، عذر آورده که مراد پیامبر(ص)، تنها فرقه‌های اصلی بوده است.[۲۵]

پانویس

  1. الفِصَل فی‌الملل و الأهواء و النحل، ج ۳، ص ۲۹۲
  2. ج ۱، ص ۱۸۶
  3. ابن‌بابویه، ج ۲، ص ۵۸۴۵۸۵؛ مجلسی، ج ۲۸، ص ۳۶
  4. ابن‌حنبل، ج ۳، ص۵۶۹؛ ابن‌ابی‌عاصم، ج۱، ص ۷۵۸۰؛ زیلعی، ج ۱، ص۴۴۷ ۴۵۰؛ متقی، ج ۱، ص ۲۰۹۲۱۳
  5. ابن طاووس، ج ۱، ص ۲۸۷، ج ۲، ص ۷۴، ۲۵۹؛ مناوی، ج ۲، ص۲۰
  6. کلینی، ج۸، ص۲۲۴.
  7. برای نمونه: مفید، ص۲۱۲ و ۲۱۳؛ مجلسی، ج۲۸، ص۱۰.
  8. غزالی، ص ۳۹۱۱۳
  9. مفید، ص۲۱۲ و ۲۱۳؛ مجلسی، ج۲۸، ص۱۰.
  10. جعفربن منصور الیمن، ص ۲۴۳؛ شهرستانی، ج ۱، ص ۳۴؛ ابن‌مرتضی، ص ۲، ۵؛ مجلسی، ج ۲۸، ص ۴۵، ۱۳
  11. طبرانی، ج ۱۸، ص ۵۱؛ عراقی، ص۳۰؛ متقی، ج ۱، ص ۱۱۸
  12. ج ۳، ص ۲۹۲
  13. ج ۱، ص ۸۲
  14. آقابزرگ طهرانی، ج ۱، ص ۹۸۹۹؛ آقانوری، ص ۱۳۶ و پانویس ۲
  15. تبصرةالعوام، ص ۲۸
  16. تبصرةالعوام، ص ۱۹۴۱۹۹
  17. شاطبی، ج ۲، ص ۴۱۹۴۲۲
  18. ص ۵۱۵۷
  19. ص۱۱۲۸
  20. ص ۲۳۲۵
  21. ج ۱، ص ۶
  22. ابوالمعالی، ص ۵۷
  23. ص ۴۷،۹۱
  24. ص ۲۰
  25. ص ۱۰۱۱۰۲

منابع

  • آقابزرگ طهرانی.
  • علی آقانوری، «حدیث افتراق امت: نقل‌ها و پیامدها»، هفت آسمان،ش ۱۸ (تابستان ۱۳۸۲).
  • ابن ابی‌عاصم، السنة، چاپ باسم‌بن فیصل جوابره، ریاض ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
  • ابن‌بابویه، کتاب الخصال، چاپ علی‌اکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ش.
  • ابن‌حزم، الفِصَل فی‌الملل و الأهواء و النحل، چاپ محمدابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
  • ابن‌حزم، المُحَلّی بالآثار، ج ۱، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
  • ابن‌حنبل، مسندالامام احمدبن محمدبن حنبل، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
  • ابن‌طاووس، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، چاپ علی عاشور، بیروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
  • ابن‌مرتضی، کتاب طبقات المعتزلة، چاپ سوزانا دیوالد ویلتسر، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
  • ابن‌وزیر، العواصم و القواصم فی الذَّبِّ عن سنة ابی‌القاسم، چاپ شعیب ارنؤوط، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
  • محمدبن عبیداللّه ابوالمعالی، بیان‌الادیان در شرح ادیان و مذاهب جاهلی و اسلامی، چاپ عباس اقبال آشتیانی و محمدتقی دانش‌پژوه، به اهتمام محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۷۶ش.
  • شهفوربن طاهر اسفراینی، التبصیر فی‌الدین و تمییز الفرقة الناجیة عن‌الفرق الهالکین، چاپ محمد زاهد کوثری، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
  • عبدالرحمان بدوی، مذاهب الاسلامیین، ج ۱، بیروت ۱۹۸۳.
  • عبدالقاهربن طاهر بغدادی، الفرق بین‌الفرق، چاپ محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، بی‌تا.
  • تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام، منسوب به سید مرتضی‌بن داعی حسنی رازی، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران: اساطیر، ۱۳۶۴ش.
  • جعفربن منصور الیمن، سرائر و اسرارالنطقاء، چاپ مصطفی غالب، بیروت ۱۴۰۴.
  • عبداللّه‌بن یوسف زیلعی، تخریج الاحادیث و الآثار الواقعة فی تفسیرالکشاف للزمخشری، چاپ سلطان‌بن فهد طبیشی، (ریاض) ۱۴۱۴.
  • جعفر سبحانی، بحوث فی‌الملل و النحل، ج ۱، قم ۱۴۱۵.
  • ابراهیم‌بن موسی شاطبی، الاعتصام، چاپ احمد عبدالشافی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
  • محمدبن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، چاپ احمد فهمی محمد، قاهره ۱۳۶۷۱۳۶۸/ ۱۹۴۸۱۹۴۹، چاپ افست بیروت، بی‌تا.
  • نعمت‌اللّه صفری، «راهنمای مطالعات فرقه‌شناسی اسلامی»، هفت آسمان، سال ۳،ش ۹ و ۱۰ (بهار و تابستان ۱۳۸۰).
  • سلیمان‌بن احمد طبرانی، المعجم‌الکبیر، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، ج ۱۸، بغداد: مطبعةالامة، بی‌تا.
  • محمدبن حسن طوسی، الرسائل العشر، رساله :۶ الکتاب المفصح فی امامة امیرالمؤمنین و الائمة علیهم‌السلام، قم، ۱۴۰۳.
  • اسماعیل‌بن محمد عجلونی، کشف الخفاء و مُزیل‌الالباس، چاپ احمد قلاش، حلب: مکتبةالتراث الاسلامی، بی‌تا.
  • عثمان‌بن عبداللّه عراقی، الفرق المفترقة بین اهل الزیغ و الزندقة، چاپ یشار قوتلوآی، آنکارا ۱۹۶۱.
  • محمدبن محمد غزالی، فیصل التفرقة بین‌الاسلام و الزندقة، چاپ ریاض مصطفی عبداللّه، دمشق ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
  • محمدبن عمر فخررازی، اعتقادات فرق‌المسلمین و المشرکین، چاپ محمد معتصم باللّه بغدادی، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
  • یوسف قرضاوی، «مبادئ أساسیة فکریة و عملیة فی‌التقریب بین‌المذاهب»، رسالة التقریب، دوره ۴،ش ۱۳ (رجب رمضان ۱۴۱۷).
  • علی بن حسام‌الدین متقی، کنزالعُمّال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ محمود عمر دمیاطی، بیروت ۱۴۱۹/ ۱۹۹۸.
  • مجلسی.
  • مسائل الامامة و هوالکتاب الاول من کتابٍ فیه اصول النحل التی اختلف فیها اهل‌الصلاة، (منسوب به) ناشئ اکبر، چاپ یوزف فان اس، بیروت: المعهد الآلمانی للابحاث الشرقیة، ۲۰۰۳.
  • محمدبن احمد ملطی شافعی، التنبیه والرد علی اهل الاهواء و البدع، چاپ محمد زاهد کوثری، قاهره ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
  • محمد عبدالرؤوف‌بن تاج‌العارفین مناوی، فیض‌القدیر : شرح الجامع الصغیر، (بیروت) ۱۳۹۱/۱۹۷۲.
  • احمد مهدوی دامغانی، «نظری به عدد ۷۳ در حدیث ’تفرقه‘»، یغما، سال ۱۷،ش ۵ (مرداد ۱۳۴۳).
  • علی‌بن ابوبکر هیثمی، کشف الاستار عن زوائد البَزّار علی‌الکتب الستة، چاپ حبیب‌الرحمان اعظمی، ج ۴، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.

پیوند به بیرون