آل خرسان
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| نامهای دیگر | آل معصوم (قرن پنجم تا اوایل هفتم قمری) |
| وجه نامگذاری | آل معصوم، به خاطر انتسابشان به سید ابوالحسن معصوم/ آل خرسان، به خاطر انتسابشان به ابوالفتح ابن ابی محمدبن ابراهیم که به أخرَس شهرت داشت |
| خاستگاه | حله |
| عصر | قرن پنجم تا چهاردهم هجری قمری |
| مکان استقرار | عراق |
| شخصیتها | |
| عالمان | محمدبن احمدبن علی، احمدبن درویش بن محسن، حسن بن علی بن شکر، جعفربن احمد بن درویش، محمدحسین بن حسن بن علی، حسن بن عبدالهادی بن موسی |
خاندان آلخِرسان از سادات مقیم نجف هستند که نسب آنان از طریق محمد عابد به امام کاظم(ع) میرسد. این خاندان در زمینههای علمی و ادبی شهرت داشتند و مسئولیت نظارت بر حرم امام علی(ع) و امور زائران در نجف را بر عهده داشتند. ابتدا در حلّه سکونت داشتند سپس به کربلا و نجف مهاجرت کردند. در قرن ششم قمری به آل معصوم مشهور بودند و بعدها به آخرس معروف شدند.
از چهرههای برجسته این خاندان میتوان به معصوم بن احمد بن حسن حائری ملقب به امام مشهد علی، محمد بن احمد بن علی فقیه و مؤلف آثار فقهی و نسبشناسی مانند «زادالسبیل» و «المشجّر الکشّاف»، و سید محمدمهدی خرسان گردآورنده مجموعه ۲۱ جلدی «موسوعة عبدالله بن عباس» اشاره کرد.
نسب
نسب خاندان آل خِرسان از طریق محمد عابد به امام کاظم(ع) میرسد.[۱] این خاندان علاوه بر شهرت در علم و ادب، مسئول نظارت بر حرم امام علی(ع) و اداره امور زائران در نجف بودهاند.[۲] خاندان خرسان در آغاز در شهر حلّه ساکن بودند، سپس برخی از آنان به کربلا مهاجرت کردند. در قرن ششم قمری، سید ابوالحسن معصوم در نجف اشرف اقامت گزید[۳] بنابراین، در قرن پنجم، ششم و اوایل قرن هفتم این خاندان به آل معصوم مشهور بودند[۴] اما شهرت این خاندان به آخرس از زمان ابوالفتح ابنابیمحمد بن ابراهیم بن ابیفتیان غنائم بن عبداللّه بن حسن برکه آغاز شد، که به آخَرَس مشهور بوده و به فرزندان او بنواخرس گفته شده است.[۵]
مشهورترین افراد
برخی از افراد شناختهشده این خاندان عبارتاند از:
معصوم بن احمد بن حسن حائری
ابوالحسن معصوم بن احمد بن حسن حائری، جد اعلای آل خرسان که در قرن پنجم و ششم میزیسته، برخی او را بسیار ستودهاند[۶] او مسئول امور حرم امام علی(ع) بود و به همین دلیل، مقریزی[۷] از وی با عنوان «امام مشهد علی» یاد کرده است. در زمان تولیت او، طلائع بن رزیک، وزیر مقتدر فاطمیان، به زیارت حرم امام علی(ع) رفت و به نظر میرسد که میان این دو مناسبات خوبی برقرار شد، چنانکه ابنرزیک سالیانه مبلغی را نزد ابوالحسن معصوم میفرستاد[۸]
محمد بن احمد بن علی
شمسالدین محمد بن احمد بن علی، از عالمان و فقیهان برجسته، کتابهای زادالسبیل در فقه و المشجّر الکشّاف لاصول السادة الأشراف در علم نسب را تألیف کرده است.[۹]
احمد بن درویش بن محسن
احمد بن درویش بن محسن، فقیه و ادیب برجستهای بود که در نجف به دنیا آمد و در آنجا نزد فقیهان و بزرگان شهر دانش آموخت. او از خواص و ملازمان موسی بن جعفر کاشفالغطاء (متوفی ۱۲۴۳ق)، فقیه بزرگ عراق، بود و کاتب شخصی او شد. احمد بن درویش به همراه کاشفالغطاء به بسیاری از شهرهای ایران سفر کرد. او خطی خوش داشت و در ادبیات نیز مهارت بسیاری از خود نشان داد. علاوهبر این، به دو زبان عربی و فارسی شعر میسرود.[۱۰] وی در ربیع الآخر ۱۲۴۶ق در نجف درگذشت[۱۱] از جمله آثار وی میتوان به مجموعهای ادبی در دو جلد اشاره کرد.[۱۲]
حسن بن علی بن شکر
حسن بن علی بن شکر، فقیه امامی قرن سیزدهم قمری، در نجف به دنیا آمد. او فقه را در محضر محمد حسن نجفی (متوفی ۱۲۶۶ق) آموخت و در همان زمان، مجلس درسی برپا کرد که عالمان بسیاری از دانش وی بهرهمند شدند.[۱۳] به درخواست برخی از تجار و اعیان بغداد، به این شهر رفت و تا پایان عمر مرجعیت مردم را بر عهده گرفت. وی در سال ۱۲۶۵ق در بغداد درگذشت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.[۱۴] حسن بن علی بن شکر علاوه بر تألیف رسالههای فقهی، کتابخانهای نفیس داشت که پس از مرگش در آتش سوخت.[۱۵]
جعفر بن احمد بن درویش
جعفر بن احمد بن درویش، عالم، ادیب و شاعر، در ۱۷ ذیالحجه ۱۲۱۶ق به دنیا آمد.[۱۶] پس از فراگیری مقدمات علمی، در مجلس درس شیخ انصاری حاضر شد. گفته شده جعفر بن احمد مکاتبات بسیاری با شاعران و ادیبان معاصر خود داشت.[۱۷] خاقانی بخشی از این مراسلات را ذکر کرده است.[۱۸] او در ۲ رجب ۱۳۰۳ق در نجف درگذشت.[۱۹] از وی دو مجموعه ادبی برجای مانده است.[۲۰]
محمدحسین بن حسن بن علی
محمدحسین بن حسن بن علی، فقیه، ادیب و زاهد امامی، در نجف به دنیا آمد. دوره مقدماتی را نزد پدرش و سپس فقه و اصول را نزد فقیهانی چون محمدحسین کاظمی، حسین خلیلی تهرانی و محمدطه نجف آموخت. او همچنین مجلس درسی برپا کرد. در سالهای آخر عمرش نابینا شد و در سال ۱۳۲۲ق چشم از جهان فروبست.[۲۱] از وی تقریرات درسهای فقه و اصول و دیوان شعر کوچکی باقی مانده است.[۲۲]
عبدالرسول بن محمدحسین بن حسن
عبدالرسول بن محمدحسین بن حسن، فقیه زاهد و مجاهد امامی، پس از خواندن دروس مقدماتی، مباحث فقه و اصول را نزد محمد طه نجف و دیگران آموخت. او از جمله کسانی بود که در رکاب فقیه مجاهد سید محمدسعید حبوبی به جنگ با قوای انگلیس پرداخت.[۲۳] وی در ۲۱ محرم ۱۳۶۱ق درگذشت و در مقبره خانوادگی آل خرسان به خاک سپرده شد.[۲۴]
عبدالمرتضی بن موسی
عبدالمرتضی بن موسی، فقیه و زاهد امامی، پس از تکمیل دوره مقدماتی، فقه و اصول را نزد فقیهانی چون علی بن یاسین رفیش نجفی (متوفی ۱۳۳۴) و شیخ الشریعه اصفهانی آموخت. علم رجال را از ابوتراب خوانساری و حکمت را نزد شیخ نعمتالله دامغانی فرا گرفت.[۲۵] وی همچنین از مجاهدان و مبارزان با استعمار انگلیس بود. عبدالمرتضی بن موسی در ۲۷ ربیعالاول ۱۳۶۱ق وفات کرد.[۲۶]
حسن بن عبدالهادی بن موسی
حسن بن عبدالهادی بن موسی، فقیه و محقق آثار علمای بزرگ شیعه، تولد وی را به اختلاف ۱۳۲۱ق[۲۷] و ۱۳۲۶ق[۲۸] ذکر کردهاند. پس از تکمیل دروس مقدماتی، فقه و اصول را نزد فقیهانی چون سید ابوالحسن اصفهانی، میرزای نائینی، آقا ضیاء عراقی و علم رجال را نزد سید ابوتراب خوانساری آموخت. اخلاق را از شیخ علی قمی و حکمت را نیز از محضر نعمتالله دامغانی کسب کرد.[۲۹]
تالیفات
حسن بن عبدالهادی بن موسی در تحقیق و احیای شماری از آثار علمی شیعه سهم داشته است، از جمله تحقیق و چاپ تهذیب الأحکام شیخ طوسی همراه با شرح مشیخه آن در نجف در سال ۱۳۸۲ق[۳۰] و تحقیق و چاپ الاستبصار شیخ طوسی همراه با مقدمه و شرح مشیخه آن[۳۱] اثر دیگر او تحقیق و چاپ کتاب من لایحضُرُه الفقیه همراه با مقدمهای مبسوط به نام حیاة الشیخ الصدوق به پیوست شرح مشیخه صدوق است که در سال ۱۳۷۹ش در نجف به چاپ رسیده است.[۳۲] وی علاوهبر این، کتابی در شرح حال خاندانش با عنوان یتیمة الزمان فی ما قیل فی آل خرسان تألیف کرده است.[۳۳]
محمدمهدی بن سیدحسن
سید محمدمهدی خرسان گردآورنده کتاب موسوعة عبدالله بن عباس با موضوع ابنعباس پسرعمو و صحابی پیامبر(ص) است، که در ۲۱ جلد به چاپ رسیده است. سید ابوالقاسم خویی و سید محسن طباطبائی حکیم از استادان اویند و عالمانی چون آقابزرگ تهرانی و سید عبدالاعلی سبزواری به او اجازه روایت دادهاند.
پانویس
- ↑ ابنعنبه، عمدة الطالب، دار مکتبة الحیاة، ص۲۴۵ـ۲۴۷؛ ابنعنبه، الفصول الفخریة، ۱۳۶۳ش، ص۱۳۸؛ ابنضامن، تحفة الأزهار، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۳۰۲.
- ↑ آلمحبوبه، ماضی النجف و حاضرها، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۷۰.
- ↑ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۶۱.
- ↑ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۶۱؛ ابنضامن، تحفة الأزهار، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۹۷
- ↑ ابنضامن، تحفة الأزهار، ۱۳۷۸ش،ج۲، ص۳۰۳.
- ↑ ابنضامن، تحفة الأزهار، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۳۰۳؛ عبدالحسین امینی، ص۵۷
- ↑ مقریزی، المواعظ و الاعتبار، ۱۴۲۵ق، ج۴، ص۱۶۸ـ۱۷۲.
- ↑ ابنضامن، تحفة الأزهار، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۹۸.
- ↑ ابنعنبه، عمدة الطالب، دار مکتبة الحیاة، ص۲۴۷؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۹۷۵م، ص۱۷۷؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۲، ص۴.
- ↑ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۷۶
- ↑ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة (الکرام)، ۱۹۷۵م، قسم۱، ص۸۷.
- ↑ امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۸۶.
- ↑ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۶۸.
- ↑ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة (الکرام)، ۱۹۷۵م، قسم ۱، ص۳۳۸؛ امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۸۶؛ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۶۹.
- ↑ آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج ۸، ص۲۹۷؛ روضاتی، ص۱۵۷
- ↑ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۷۸.
- ↑ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة (نقباء)، ۱۹۷۵م، قسم ۱، ص۲۷۸.
- ↑ خاقانی، شعراءالغری او النجفیات، ۱۳۷۳ق، ج۲، ص۶ـ۲۶.
- ↑ امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۸۷.
- ↑ آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج ۹، ص۱۹۵.
- ↑ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة (نقباء)، ۱۹۷۵م، قسم۲، ص۵۶۶؛ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۷۴ـ۷۵؛ امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۸۶.
- ↑ امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۸۶.
- ↑ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۸۳.
- ↑ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۸۳.
- ↑ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۸۴.
- ↑ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۸۴ـ۸۵.
- ↑ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۸۵.
- ↑ آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۴، ص۶۷.
- ↑ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۸۵.
- ↑ آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۴، ص۶۷؛ امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۸۸.
- ↑ آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۴، ص۶۷؛ محمدهادی امینی، معجم المطبوعات النجفیة، ص۷۴ـ۷۵
- ↑ آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۴، ص۶۷.
- ↑ محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ج ۲، ص۴۸۸
منابع
- آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعة، بیروت، چاپ علی نقی منزوی، ۱۹۷۵م.
- آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دارالاضواء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
- آلمحبوبه، جعفربن باقر، ماضی النجف و حاضرها، بیروت، دار الأضواء، ۱۴۰۶ق.
- ابنشدقم، ضامن، تحفة الازهار و زلال الانهار فی نسب ابناء الائمة الاطهار،تهران، چاپ کامل سلمان جبوری، ۱۳۷۸ش.
- ابنعنبه، احمد بن علی، الفصول الفخریه، تهران، چاپ جلال الدین محدث ارموی، ۱۳۶۳ش.
- ابنعنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب فی انساب آل ابیطالب، بیروت: دار مکتبة الحیاة، بیتا.
- امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، نجف، بینا، ۱۴۱۳ق.
- تمیمی، محمد علی جعفر، مشهد الامام او مدینة النجف، نجف، نشر مدینة النجف، ۱۳۷۴ق.
- خاقانی، علی، شعراءالغری او النجفیات، نجف، المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۳ق.
- مقریزی، أحمد بن علی، المواعظ و الاعتبار فی ذکر الخطط و الآثار، لندن، چاپ ایمن فؤاد سید، ۱۴۲۵ق.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دانشنامه جهان اسلام