پرش به محتوا

خاندان خرسان

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از آل خرسان)
خاندان خرسان
سید محمدمهدی خرسان؛ از مشهورترین چهره‌های خاندان خرسان
سید محمدمهدی خرسان؛ از مشهورترین چهره‌های خاندان خرسان
اطلاعات کلی
نام‌های دیگرآل معصوم • آل خرسان
وجه نام‌گذاریآل معصوم، به خاطر انتسابشان به سید ابوالحسن معصوم/ آل خرسان، به خاطر انتسابشان به ابوالفتح ابن ابی محمدبن ابراهیم که به أخرَس شهرت داشت
خاستگاهحله
عصرقرن پنجم تا چهاردهم هجری قمری
مکان استقرارعراق
شخصیت‌ها
عالمانمحمدبن احمدبن علی، احمدبن درویش بن محسن، حسن بن علی بن شکر، جعفربن احمد بن درویش، محمدحسین بن حسن بن علی، حسن بن عبدالهادی بن موسی


خاندان خِرسان از سادات موسوی و خاندان‌های شناخته‌شده مقیم نجف هستند که نسبشان از طریق محمد عابد به امام کاظم(ع) می‌رسد. این خاندان در عرصه‌های علمی و ادبی جایگاهی والا داشتند و نظارت بر حرم امام علی(ع) و رسیدگی به امور زائران در نجف ازجمله مسئولیت‌های آنان بود. نیای ایشان در سال ۸۲۸ق در نجف ساکن شد و این خاندان پیشتر با نام «آل معصوم» شناخته می‌شدند؛ سپس به‌دلیل لقب «آخرس» (به‌معنای لال) به خِرسان شهرت یافتند. آنان همچنین تولیت آستان علوی را بر عهده داشته و به سه شاخه خادمان، بازرگانان و عالمان دینی تقسیم می‌شوند.

از چهره‌های برجسته این خاندان می‌توان به معصوم بن احمد بن حسن حائری (ملقب به امام مشهد علی)، محمد بن احمد بن علی فقیه و نویسنده آثاری در فقه و نسب‌شناسی همچون «زادالسبیل» و «المشجّر الکشّاف»، و سید محمدمهدی خرسان (گردآورنده مجموعهٔ ۲۱ جلدی «موسوعة عبدالله بن عباس») اشاره کرد. همچنین سید حسن خرسان، کتابی با عنوان «یتیمة الزمان فیما قیل فی آل الخرسان» درباره خانواده خود نوشته است.

معرفی کلی خاندان

خاندان خرسان، از خاندان‌های اصیل، محقق و ارجمند نجف اشرف معرفی شده که به علم، زهد، تقوا، خیرخواهی و ادب شهرت داشته‌اند.[۱] آنان از سادات موسوی بوده و نسبشان به امام موسی بن جعفر(ع) می‌رسد[۲]

بنابر گفته کتاب «مع علماء النجف الاشرف»، سید شمس‌الدین محمد بن شریف، احمد بن سید علی خرسان موسوی حفّاظ (یا محفّظ)، جدّ سادات آل خرسان و از خادمان حرم امام علی(ع) بوده و نخستین کسی از این خاندان بوده که به نجف اشرف وارد شده است. پیش از آن نیز به‌عنوان عالمی عامل و به‌سبب علم و عملش، از بزرگان عصر خود به شمار می‌رفت. وفات او در سال ۸۲۸ هجری قمری رخ داده است.[۳]

نسب

نسب خاندان آل خِرسان از طریق محمد عابد به امام کاظم(ع) می‌رسد.[۴] ریشه آنان بر اساس اسناد به «آل معصوم» بازمی‌گردد که منسوب به جدّشان سید ابوالحسن معصوم، از بزرگان قرن پنجم هجری است.[۵] در قرن ششم قمری، سید ابوالحسن معصوم در نجف اشرف اقامت گزید[۶] بنابراین، در قرن پنجم، ششم و اوایل قرن هفتم این خاندان به آل معصوم مشهور بودند[۷] اما شهرت این خاندان به آخرس از زمان ابوالفتح ابن‌ابی‌محمد بن ابراهیم بن ابی‌فتیان غنائم بن عبداللّه بن حسن برکه آغاز شد، که به آخَرَس مشهور بوده و به فرزندان او بنواخرس گفته شده است.[۸] گفته شده چون نیای آنان از نعمت سخن گفتن محروم بود، ازاین‌رو به «آخرس» (به‌معنای لال) شهرت یافت و این نام، شهرت فرزندان او شد.[۹] این خاندان اکنون به «آل خرسان» شناخته می‌شوند.[۱۰]

خاندان خرسان علاوه بر شهرت در علم و ادب، مسئول نظارت بر حرم امام علی(ع) و اداره امور زائران در نجف بوده‌اند.[۱۱] گفته شده تولیت مرقد امیرالمؤمنین(ع) در طول قرن‌ها به دست این خاندان بوده است.[۱۲]

شاخه‌های خاندان

خاندان خرسان در نجف شامل سه شاخه است:

  • شاخه خادمان حرم مطهر علوی: از اوایل قرن دوازدهم و سیزدهم هجری به این خدمت مشغول بوده‌اند.
  • شاخه کسبه و بازرگانان: در مشاغل آزاد داخل و خارج نجف فعالیت دارند و گروهی نیز به کشاورزی میان کربلا و نجف اشتغال دارند؛ این شاخه تا برخی آبادی‌های اطراف نجف گسترش یافته است.
  • شاخه علمی: به تحصیل علوم شرعی و معارف اسلامی پرداخته‌اند و علما و فضلای بسیاری از آنان برخاسته‌اند، به‌ویژه در قرن سیزدهم هجری.[۱۳]

مشهورترین افراد خاندان

از خاندان خرسان، علما و دانشمندان بزرگی برخاسته است[۱۴] که شرح حال آنان را آقا بزرگ تهرانی در «طبقات الشیعة» آورده و سید حسن خرسان، کتابی با عنوان «یتیمة الزمان فیما قیل فی آل الخرسان» درباره خانواده خود نوشته است.[۱۵] برخی از افراد شناخته‌شده این خاندان عبارت‌اند از:

معصوم بن احمد بن حسن حائری

ابوالحسن معصوم بن احمد بن حسن حائری، جد اعلای آل خرسان که در قرن پنجم و ششم می‌زیسته، مورد ستایش بسیاری قرار گرفته است[۱۶] او متولی امور حرم امام علی(ع) بود و به همین دلیل، مقریزی[۱۷] از وی با عنوان «امام مشهد علی» یاد کرده است. در دوران تولیت او، طلائع بن رزیک، وزیر مقتدر فاطمیان، به زیارت حرم امام علی(ع) رفت و به نظر می‌رسد که روابط نیکویی میان این دو برقرار بود، چنان‌که ابن‌رزیک سالیانه مبلغی را نزد ابوالحسن معصوم می‌فرستاد[۱۸]

محمد بن احمد بن علی

شمس‌الدین محمد بن احمد بن علی، از عالمان و فقیهان شیعه که کتاب‌های زاد السبیل در فقه و المشجّر الکشّاف لاصول السادة الأشراف در علم نسب را تألیف کرده است.[۱۹]

احمد بن درویش بن محسن

احمد بن درویش بن محسن، فقیه و ادیب برجسته‌ای بود که در نجف به دنیا آمد و در آن‌جا نزد فقیهان و بزرگان شهر دانش آموخت. او از خواص و ملازمان موسی بن جعفر کاشف‌الغطاء (متوفی ۱۲۴۳ق)، فقیه بزرگ عراق، بود و به عنوان کاتب شخصی او فعالیت کرد. احمد بن درویش به همراه کاشف‌الغطاء به بسیاری از شهرهای ایران سفر کرد. او خطی خوش داشت و در ادبیات نیز مهارت بسیاری از خود نشان داد. علاوه‌بر این، به دو زبان عربی و فارسی شعر می‌سرود.[۲۰] وی در ربیع الآخر ۱۲۴۶ق در نجف درگذشت[۲۱]. از جمله آثار وی می‌توان به مجموعه‌ای ادبی در دو جلد اشاره کرد.[۲۲]

حسن بن علی بن شکر

حسن بن علی بن شکر، فقیه امامی قرن سیزدهم قمری، در نجف به دنیا آمد. او فقه را در محضر محمد حسن نجفی (متوفای ۱۲۶۶ق) آموخت و در همان زمان، مجلس درسی برپا کرد که عالمان بسیاری از دانش وی بهره‌مند شدند.[۲۳] به درخواست برخی از تجار و اعیان بغداد، به این شهر رفت و تا پایان عمر مرجعیت مردم را بر عهده گرفت. وی در سال ۱۲۶۵ق در بغداد درگذشت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.[۲۴] حسن بن علی بن شکر علاوه بر تألیف رساله‌های فقهی، کتابخانه‌ای نفیس داشت که پس از مرگش در آتش سوخت.[۲۵]

جعفر بن احمد بن درویش

جعفر بن احمد بن درویش، عالم، ادیب و شاعر، در ۱۷ ذی‌الحجه ۱۲۱۶ق به دنیا آمد.[۲۶] پس از فراگیری مقدمات علمی، در مجلس درس شیخ انصاری حاضر شد. گفته شده جعفر بن احمد مکاتبات بسیاری با شاعران و ادیبان معاصر خود داشت.[۲۷]. خاقانی بخشی از این مراسلات را ذکر کرده است.[۲۸]. او در ۲ رجب ۱۳۰۳ق در نجف درگذشت.[۲۹]. از وی دو مجموعه ادبی برجای مانده است.[۳۰]

محمدحسین بن حسن بن علی

محمدحسین بن حسن بن علی، فقیه، ادیب و زاهد امامی، در نجف به دنیا آمد. دوره مقدماتی را نزد پدرش و سپس فقه و اصول را نزد فقیهانی چون محمدحسین کاظمی، حسین خلیلی تهرانی و محمدطه نجف آموخت. او همچنین مجلس درسی برپا کرد. در سال‌های آخر عمرش نابینا شد و در سال ۱۳۲۲ق چشم از جهان فروبست.[۳۱] از وی تقریرات درس‌های فقه و اصول و دیوان شعر کوچکی باقی مانده است.[۳۲]

عبدالرسول بن محمدحسین بن حسن

عبدالرسول بن محمدحسین بن حسن، فقیه زاهد و مجاهد امامی، پس از خواندن دروس مقدماتی، مباحث فقه و اصول را نزد محمد طه نجف و دیگران آموخت. او از جمله کسانی بود که در رکاب فقیه مجاهد سید محمدسعید حبوبی به جنگ با قوای انگلیس پرداخت.[۳۳] وی در ۲۱ محرم ۱۳۶۱ق درگذشت و در مقبره خانوادگی آل خرسان به خاک سپرده شد.[۳۴]

عبدالمرتضی بن موسی

عبدالمرتضی بن موسی، فقیه و زاهد امامی، پس از تکمیل دوره مقدماتی، فقه و اصول را نزد فقیهانی چون علی بن یاسین رفیش نجفی (متوفی ۱۳۳۴) و شیخ الشریعه اصفهانی آموخت. علم رجال را از ابوتراب خوانساری و حکمت را نزد شیخ نعمت‌الله دامغانی فرا گرفت.[۳۵]. وی همچنین از مجاهدان و مبارزان با استعمار انگلیس بود. عبدالمرتضی بن موسی در ۲۷ ربیع‌الاول ۱۳۶۱ق وفات کرد.[۳۶]

حسن بن عبدالهادی بن موسی

حسن بن عبدالهادی بن موسی، فقیه و محقق آثار علمای بزرگ شیعه، تولد وی را به اختلاف ۱۳۲۱ق[۳۷] و ۱۳۲۶ق[۳۸] ذکر کرده‌اند. پس از تکمیل دروس مقدماتی، فقه و اصول را نزد فقیهانی چون سید ابوالحسن اصفهانی، میرزای نائینی، آقا ضیاء عراقی و علم رجال را نزد سید ابوتراب خوانساری آموخت. اخلاق را از شیخ علی قمی و حکمت را نیز از محضر نعمت‌الله دامغانی کسب کرد.[۳۹]

حسن بن عبدالهادی بن موسی در تحقیق و احیای شماری از آثار علمی شیعه سهم داشته است، از جمله تحقیق و چاپ تهذیب الأحکام شیخ طوسی همراه با شرح مشیخه آن در نجف در سال ۱۳۸۲ق[۴۰] و تحقیق و چاپ الاستبصار شیخ طوسی همراه با مقدمه و شرح مشیخه آن[۴۱] اثر دیگر او تحقیق و چاپ کتاب من لایحضُرُه الفقیه همراه با مقدمه‌ای مبسوط به نام حیاة الشیخ الصدوق به پیوست شرح مشیخه صدوق است که در سال ۱۳۷۹ش در نجف به چاپ رسیده است.[۴۲]. وی علاوه‌بر این، کتابی در شرح حال خاندانش با عنوان یتیمة الزمان فی ما قیل فی آل خرسان تألیف کرده است.[۴۳]

محمدمهدی بن سیدحسن

سید محمدمهدی خرسان گردآورنده کتاب موسوعة عبدالله بن عباس با موضوع ابن‌عباس پسرعمو و صحابی پیامبر(ص) است، که در ۲۱ جلد به چاپ رسیده است. سید ابوالقاسم خویی و سید محسن طباطبائی حکیم از استادان اویند و عالمانی چون آقابزرگ تهرانی و سید عبدالاعلی سبزواری به او اجازه روایت داده‌اند.

پانویس

  1. السابقی، آرامگاه عقیله بنی هاشم، ۱۳۹۴ش، ص۲۶۱؛ صغیر، المرجعیة الدینیة العلیا فی النجف الاشرف، ۱۴۳۷ق، ص۱۷۰؛ امین، اعیان الشیعه، ابن‌زیدون، ج۲۲، ص۳۳۳.
  2. اعلمی حائری، دائرة المعارف الشیعیة العامة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۵۲؛ صغیر، المرجعیة الدینیة العلیا فی النجف الاشرف، ۱۴۳۷ق، ص۱۷۰.
  3. غروی، مع علماء النجف الاشرف، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۲۰۸.
  4. ابن‌عنبه، عمدة الطالب،‌ دار مکتبة الحیاة، ص۲۴۵-۲۴۷؛ ابن‌عنبه، الفصول الفخریة، ۱۳۶۳ش، ص۱۳۸؛ ابن‌ضامن، تحفة الأزهار، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۳۰۲.
  5. کورانی، سلسلة القبائل العرببة فی العراق، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۸۱.
  6. تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۶۱.
  7. تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۶۱؛ ابن‌ضامن، تحفة الأزهار، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۹۷.
  8. ابن‌ضامن، تحفة الأزهار، ۱۳۷۸ش،ج۲، ص۳۰۳.
  9. انصاری، تاریخ نجف از آغاز تا کنون، ۱۴۰۲ش، ج۲، ص۵۲۱.
  10. انصاری، تاریخ نجف از آغاز تا کنون، ۱۴۰۲ش، ج۲، ص۵۲۱.
  11. آل‌محبوبه، ماضی النجف و حاضرها، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۷۰.
  12. السابقی، آرامگاه عقیله بنی هاشم، ۱۳۹۴ش، ص۲۶۱.
  13. صغیر، المرجعیة الدینیة العلیا فی النجف الاشرف، ۱۴۳۷ق، ص۱۷۰.
  14. کورانی، سلسلة القبائل العربیة فی العراق، ج۲، ص۸۱.
  15. «سیدحسن خرسان»، خبرگزاری حوزه.
  16. ابن‌ضامن، تحفة الأزهار، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۳۰۳.
  17. مقریزی، المواعظ و الاعتبار، ۱۴۲۵ق، ج۴، ص۱۶۸ـ۱۷۲.
  18. ابن‌ضامن، تحفة الأزهار، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۹۸.
  19. ابن‌عنبه، عمدة الطالب، دار مکتبة الحیاة، ص۲۴۷؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۹۷۵م، ص۱۷۷؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۲، ص۴.
  20. تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۷۶
  21. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة (الکرام)، ۱۹۷۵م، قسم۱، ص۸۷.
  22. امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۸۶.
  23. تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۶۸.
  24. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة (الکرام)، ۱۹۷۵م، قسم ۱، ص۳۳۸؛ امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۸۶؛ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۶۹.
  25. آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج ۸، ص۲۹۷؛ روضاتی، ص۱۵۷
  26. تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۷۸.
  27. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة (نقباء)، ۱۹۷۵م، قسم ۱، ص۲۷۸.
  28. خاقانی، شعراءالغری او النجفیات، ۱۳۷۳ق، ج۲، ص۶ـ۲۶.
  29. امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۸۷.
  30. آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج ۹، ص۱۹۵.
  31. آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة (نقباء)، ۱۹۷۵م، قسم۲، ص۵۶۶؛ تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۷۴ـ۷۵؛ امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۸۶.
  32. امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۸۶.
  33. تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۸۳.
  34. تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۸۳.
  35. تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۸۴.
  36. تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۸۴ـ۸۵.
  37. تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۸۵.
  38. آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۴، ص۶۷.
  39. تمیمی، مشهد الامام، ۱۳۷۴ق، ج۴، ص۸۵.
  40. آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۴، ص۶۷؛ امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۸۸.
  41. آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۴، ص۶۷؛ محمدهادی امینی، معجم المطبوعات النجفیة، ص۷۴ـ۷۵.
  42. آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۴، ص۶۷.
  43. محمدهادی امینی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، ج ۲، ص۴۸۸.

منابع

  • آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعة، بیروت، چاپ علی نقی منزوی، ۱۹۷۵م.
  • آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دارالاضواء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • آل‌محبوبه، جعفربن باقر، ماضی النجف و حاضرها، بیروت، دار الأضواء، ۱۴۰۶ق.
  • ابن‌شدقم، ضامن، تحفة الازهار و زلال الانهار فی نسب ابناء الائمة الاطهار،تهران، چاپ کامل سلمان جبوری، ۱۳۷۸ش.
  • ابن‌عنبه، احمد بن علی، الفصول الفخریه، تهران، چاپ جلال الدین محدث ارموی، ۱۳۶۳ش.
  • ابن‌عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب فی انساب آل ابی‌طالب، بیروت: دار مکتبة الحیاة، بی‌تا.
  • اعلمی حائری، محمدحسین، دائرة المعارف الشیعیة العامة، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۴۱۳ق.
  • امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، نجف، بی‌نا، ۱۴۱۳ق.
  • انصاری، هادی، تاریخ نجف از آغاز تا کنون، تهرن، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۴۰۲ش.
  • تمیمی، محمد علی جعفر، مشهد الامام او مدینة النجف، نجف، نشر مدینة النجف، ۱۳۷۴ق.
  • خاقانی، علی، شعراءالغری او النجفیات، نجف، المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۳ق.
  • «سیدحسن خرسان»، خبرگزاری حوزه.
  • مقریزی، أحمد بن علی، المواعظ و الاعتبار فی ذکر الخطط و الآثار، لندن، چاپ ایمن فؤاد سید، ۱۴۲۵ق.
  • السابقی، محمدحسنین، آرامگاه عقیله بنی هاشم، ۱۳۹۴ش، قم، مشعر.
  • صغیر، محمد حسین علی، المرجعیة الدینیة العلیا فی النجف الاشرف مسیرة ألف عام، کربلا، العتبة الحسینیة المقدسة، ۱۴۳۷ق.
  • امین، سید محسن، اعیان الشیعه، دمشق، مطبعة ابن‌زیدون.
  • غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، بیروت، دارالثقلین، ۱۴۲۹ق.
  • کورانی، علی، سلسلة القبائل العرببة فی العراق، دارالهدی، ۱۳۸۹ش.