توبه حضرت آدم
توبه حضرت آدم درخواست آمرزش حضرت آدم(ع) از خدا پس از سرپیچی از فرمان خدا و خوردن از میوه درخت ممنوعه است. مفسران شیعه بر این باورند که عصیان آدم(ع) گناه نبوده است. در تبیین نافرمانی او، دیدگاههای مختلفی مطرح شده است، از جمله تمثیلی بودن داستان (نماد انسان)، ترک اولی، نهی تنزیهی (ترک عمل مستحب و محرومیت از ثواب بیشتر)، نهی ارشادی (آگاهی به آثار طبیعی عمل) و توبه بهخاطر مقام والای آدم(ع).
توبه حضرت آدم(ه) بهدلیل پشیمانی از انجام عملی که از او انتظار نمیرفت، صورت گرفت. در تفسیر چگونگی توبه آدم(ع)، برخی معتقدند که «کلمات» که خداوند به آدم القا کرد، شامل دعای خاصی بود که در آیه ۲۳ سوره اعراف آمده است. همچنین در روایت امام باقر(ع) و دیگر منابع، «کلمات» به دعای ویژهای آغاز میشود که با توسل به نامهای اهل بیت (محمد(ص)، علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع)) همراه است. علامه طباطبایی نیز معتقد است که آدم(ع) با توبه از خداوند درخواست جبران خسارت ناشی از نسیان خدا در زندگی دنیایی کرد.
عصیان آدم(ع)
براساس قرآن، خداوند به آدم(ع) و حوا(ع) از خوردن میوه درخت ممنوعه نهی کرد، اما شیطان آدم(ع) را وسوسه کرد و او از میوه آن درخت خورد.[۱] به دنبال این نافرمانی، آدم از بهشت اخراج شد[۲] و پس از آن توبه کرد[۳] که توبهاش پذیرفته شد.[۴] این موضوع در کتابهای کلامی و تفسیری همچون تنزیه الانبیاء،[۵] آموزش عقاید[۶] و عصمة الانبیاء[۷] و همچنین در تفاسیر آیات ۳۵ تا ۳۷ سوره بقره، ۱۹ تا ۲۳ سوره اعراف و ۱۲۱ تا ۱۲۲ سوره طه مورد بررسی قرار گرفته است.[۸] گفته شده است در عهدین (کتب مقدس یهود و مسیحیت) موضوع توبه آدم(ع) مطرح نشده است.[۹]
چیستی عصیان آدم(ع)
مفسران شیعه معتقدند عصیان آدم(ع) گناه نبوده است. دیدگاههای مختلف درباره نافرمانی او عبارتند از:[۱۰]
از همین رو در تبیین حقیقت نافرمانی آدم(ع) دیدگاههای ذیل ارائه شده است:
- تمثیلی بودن داستان: سید مصطفی خمینی داستان آدم را حکایتی رمزی و نماد انسان میداند.[۱۱]
- ترک اولی: ناصر مکارم شیرازی معتقد است پیامبران از گناهان کبیره معصومند، اما ممکن است گناه نسبی (ترک اولی) از آنها سر بزند که مجازات ندارد.[۱۲]
- نهی تنزیهی: طبرسی و ملاصدرا باور دارند که نهی از خوردن میوه مستحب بوده و آدم با ترک آن، از ثواب بیشتر محروم شد.[۱۳]
- نهی ارشادی: علامه طباطبایی و فضلالله معتقدند نهی خداوند برای آگاهکردن آدم به آثار طبیعی عمل بوده است، نظیر دستورات صادر شده از پزشک به بیمار.[۱۴]
- توبه: جعفر سبحانی و مکارم شیرازی معتقدند توبه آدم نشاندهنده گناه نبوده[۱۵] بلکه بهخاطر مقام والای او بوده است که از انجام چنین عملی پشیمان شده است.[۱۶]
چگونگی توبه
از امام باقر (ع) نقل است که منظور از کلمات، این دعا و نیایش است:
اللّهم لا إله إلّا أنت، سبحانک و بحمدک، ربّ إنّی ظلمت نفسی فاغفر لی، إنّک خیر الغافرین. اللّهم لا إله إلّا أنت، سبحانک و بحمدک، ربّ إنّی ظلمت نفسی فارحمنی إنّک خیر الراحمین. اللّهم لا إله إلّا أنت، سبحانک و بحمدک، ربّ إنّی ظلمت نفسی فتب عَلیّ إنّک أنت التوّاب الرحیم.[۱۷]
در کتابهای تفسیری، چگونگی توبه آدم(ع) بهطور متفاوتی توضیح داده شده است. شیخ طوسی و مکارم شیرازی معتقدند احتمال درستی همه آن احتمالات وجود دارد و ناسازگاری میان آنها نیست.[۱۸] براساس آیه ۳۷ سوره بقره، آدم با استفاده از «کلمات» که خداوند به او القا کرده بود، توبه کرد.[۱۹] برخی تفسیرها درباره این «کلمات» عبارتند از:
- آیه ۲۳ سوره اعراف: ناصر مکارم شیرازی این «کلمات» را همان دعای آدم در این آیه میداند: «رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا...»[۲۰]
- دعای خاص: در روایتی امام باقر(ع)، «کلمات» به دعای خاصی تفسیر شده که با جمله «اللهم لا اله الا انت...» آغاز میشود.[۲۱]
- توسل به اهل بیت: برخی روایات، «کلمات» را به نامهای محمد(ص)، علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) تفسیر کردهاند، که در آن آدم(ع) با توسل به این نامها از خداوند تقاضای بخشش نمود.[۲۲] سیوطی از مفسران اهل تسنن نیز چنین روایتی را از پیامبر اسلام(ص) نقل کرده است.[۲۳] جعفر سبحانی، با تمسک به این روایات، بر مشروعیت توسل استدلال کرده است.[۲۴]
- دیدگاه علامه طباطبایی: وی معتقد است آدم(ع) با توبه از خداوند درخواست جبران خسارت ناشی از نسیان خدا در زندگی دنیایی کرد[۲۵] و خداوند دین را برای جبران آن تشریع کرد.[۲۶]
پانویس
- ↑ سوره بقره، آیات۳۵ و ۳۶؛ سوره اعراف، آیات۱۹-۲۲.
- ↑ سوره بقره، آیه ۳۶.
- ↑ سوره بقره، آیه ۳۷؛ سوره اعراف، آیه ۲۳.
- ↑ سوره بقره، آیه ۳۷؛ سوره طه، آیه ۱۲۲.
- ↑ شریف مرتضی، تنزیه الانبیاء، الشریف الرضی، ص۹.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش عقاید،۱۳۸۴ش، ص۲۱۱.
- ↑ فخر رازی، عصمةالانبیاء، ۱۴۰۹ق، ص۳۶.
- ↑ طباطبایی، المیزان، منشورات اسماعیلیان، ج۱، صص
- ↑ اشرفی، مقایسه قصص در قرآن و عهدین، ۱۳۹۹ش، ص۲۰۵.
- ↑ مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۸۶.
- ↑ خمینی، تفسیر القرآن الکریم، ۱۴۱۸ق، ج۵، صص۴۵۷-۴۵۸.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۱۸۷ و ۱۸۸.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۹۵؛ ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ج۳، ص۹۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۳۰؛ فضلالله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۲۶۳ و ۲۶۴.
- ↑ سبحانی، منشور جاوید، مؤسسه امام صادق(ع)، ج۴، ص۱۲۶.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۱۹۶ و ۱۹۷؛ سبحانی، منشور جاوید، مؤسسه امام صادق(ع)، ج۴، ص۱۲۶.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۰۰.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۱، ص۱۶۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۱۹۸ و ۱۹۹.
- ↑ سوره توبه، آیه۳۷.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۱۹۷.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۰۰.
- ↑ تفسیر الإمام حسن العسکری(ع)، ۱۴۰۹ق، ص۲۱۹ - ۲۲۱؛ کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ۱۴۱۰ق، ص۵۷ و ۵۸؛ صدوق، امالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۱۸.
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۶۰ و ۶۱.
- ↑ سبحانی، «توسّل»، ص۵۴۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۳۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۳۴.
منابع
- اشرفی، عباس، مقایسه قصص در قرآن و عهدین، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۹۹ش.
- تفسیر الإمام حسن العسکری(ع)، قم، مدرسة الامام المهدی(عج)، ۱۴۰۹ق.
- خمینی، سید مصطفی، تفسیر القرآن الکریم، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۴۱۸ق.
- سبحانی، جعفر، «توسّل»، در دانشنامه جهان اسلام، ج۸، تهران، بنیاد دایرة المعارف اسلامی، ۱۳۸۳ش.
- سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام، بیتا.
- سعدی، گلستان
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
- شریف مرتضی، علی بن حسین، تنزیه الانبیاء، قم، الشریف الرضی، بیتا.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- صدرالمتألهین، محمد بن ابراهیم، تفسیر القرآن الکریم، قم، انتشارات بیدار، ۱۳۶۶ش.
- صدوق، محمد بن علی، الامالی، تهران، کتابچی، ۱۳۷۶ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۲ش.
- فخر رازی، محمد بن عمر، عصمة الانبیاء، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۹ق.
- فضلالله، سید محمدحسین، تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک، ۱۴۱۹ق.
- فیض کاشانی، محسن، تفسیر الصافی، تهران، انتشارات الصدر، ۱۴۱۵ق.
- کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، تهران، موسسة الطبع و النشر فی وزارة الارشاد الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
- مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، تهران، شركت چاپ و نشر بين الملل سازمان تبليغات اسلامى، ۱۳۸۴ش.
- مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۲۴ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.