مقاله قابل قبول
استناد ناقص

شهادت حضرت فاطمه(س)

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از شهادت حضرت زهرا)
پرش به: ناوبری، جستجو
شهادت حضرت فاطمه(س)
ایتها الصدیقة الشهیده.jpg
قطعه خوشنویسی: فرازی از زیارت‌نامه حضرت فاطمه(س) که در آن فاطمه(س) شهید خطاب شده است.
زمان ۳ جمادی‌الثانی، ۱۱ق.
مکان مدینه، خانه حضرت فاطمه(س)
علت آسیب‌های وارد شده
عاملان عمر بن خطاب، قنفذ
پیامدها شهادت محسن بن علی(ع)
مرتبط هجوم به خانه حضرت فاطمه(س)

شهادت حضرت فاطمه(س) از باورهای غالب در میان شیعیان است که بر اساس آن، حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر اسلام(ص) نه به مرگ طبیعی، بلکه در اثر آسیب‌های وارد شده از سوی برخی از صحابه پیامبر، شهید شده است. اهل سنت، درگذشت وی را ناشی از غم و اندوه درگذشت پیامبر(ص) دانسته‌اند؛ اما شیعیان در ایام فاطمیه به عزاداری برای حضرت فاطمه(س) می‌پردازند و عامل اصلی شهادت او را عمر بن خطاب می‌دانند. بنا بر نقل برخی منابع، جنین فاطمه(س) به نام محسن نیز در جریان این رویداد، سقط شده است.

شیعیان برای شهادت حضرت فاطمه(س) به مواردی استناد کرده‌اند؛ از جمله آنکه بنابر روایتی از امام کاظم(ع)، عنوان صدیقه شهیده برای حضرت فاطمه(س) به‌کار رفته است، یا در گفتاری از امام علی(ع)، از جمع‌شدن امت برای شکست فاطمه(س) سخن گفته شده است. همچنین محمد بن جریر طبری، متکلم امامی قرن سوم هجری، در کتاب دلائل الامامه، روایتی از امام صادق(ع) نقل کرده که در آن، علت شهادت حضرت فاطمه(س)، سقط جنین او در اثر ضربه دانسته شده است.

منابع شیعه و اهل سنت به جزئیاتی از وقایع منتهی به درگذشت حضرت فاطمه(س) اشاره کرده‌اند؛ از جمله هجوم به خانه فاطمه و امام علی(ع)، سقط شدن جنین او و همچنین سیلی‌زدن و تازیانه‌زدن به وی. کهن‌ترین منبعی که در این باره مورد استناد شیعیان قرار گرفته، کتاب سلیم بن قیس هلالی است که در سده اول هجری می‌زیسته است. شیعیان، همچنین شهادت حضرت فاطمه(س) را مستند به روایاتی دانسته‌اند که در منابع اهل سنت نیز وجود دارد؛ از این جمله کتاب «الهجوم علی بیت فاطمه»، روایاتی از ۸۴ راوی را در منابع اهل سنت نقل کرده است.

باور به شهادت حضرت فاطمه(س) با ابهام‌هایی مواجه شده و به آنها پاسخ‌هایی نیز داده شده است؛ از جمله در پاسخ به اینکه خانه‌های مدینه در آن روزگار در نداشته است، سید جعفر مرتضی عاملی، مورخ شیعه، به روایاتی استناد کرده که دَر داشتن خانه‌های مدینه، امری رایج بوده است. همچنین در پاسخ به اینکه اگر حضرت فاطمه(س) مورد حمله قرار گرفته است، چرا امام علی(ع) و دیگران سکوت کرده و از وی دفاع نکرده‌اند، علاوه بر بیان آنکه علی(ع) به‌دستور پیامبر اسلام(ص) و برای حفظ مصالح مسلمانان مأمور به صبر و سکوت بوده، گفته شده است بنابر نقلی که در کتاب سلیم وجود دارد، پس از اقدام عمر بن خطاب، علی(ع) به وی حمله کرد و او را زمین زد؛ اما عمر از دیگران کمک خواست و آنان علی(ع) را بستند. نویسندگان اهل سنت مواردی از مناسبات مثبت میان امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) با خلفای سه‌گانه را مورد توجه قرار داده و آن را مستندی برای رد شهادت وی دانسته‌اند؛ اما برای نمونه درباره ازدواج ام‌کلثوم، دختر امام علی با عمر بن خطاب، گفته شده است که این ازدواج با زور و اجبار صورت گرفته و نمی‌تواند نشانه ارتباط نزدیک میان امام علی(ع) و خلفا باشد.

اهمیت موضوع

منظور از شهادت فاطمه زهرا، درگذشت فاطمه دختر پیامبر اسلام(ص) نه به مرگ طبیعی، بلکه در اثر آسیب‌های وارد شده از سوی برخی صحابه پیامبر(ص) است. موضوع شهادت یا مرگ طبیعی فاطمه(س) جزو موضوعات اختلافی بین شیعه و اهل سنت است.[۱] شیعیان با وجود برخی اختلافاتی که در نقل حوادث پس از رحلت پیامبر اسلام دارند، غالباً معتقدند فاطمه زهرا(س) به شهادت رسیده و این رخداد را ناشی از ضربه به پهلو و سقط جنین او می‌دانند. در مقابل، اهل سنت معتقدند که وی به مرگ طبیعی و در اثر بیماری و ناراحتی از رحلت رسول خدا(ص) درگذشته است.[۲]

شیعیان بر اساس باور به شهید شدن فاطمه(س)، همه ساله در روزهایی موسوم به ایام فاطمیه، در این باره عزاداری می‌کنند.[۳] به همین مناسبت، روز سوم جمادی الثانی در ایران تعطیل رسمی است و هیئت‌های عزاداری در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کنند.[نیازمند منبع] از آنجا که شیعیان، عامل اصلی شهادت فاطمه(س) را عمر بن خطاب می‌دانند، در بسیاری از مجالس عزاداری سخنانی در مذمت او گفته می‌شود[۴] و برخی نیز او را به صورت علنی لعن می‌کنند.[نیازمند منبع] همین نکته یکی از زمینه‌های اختلاف بین شیعیان و اهل سنت است.[نیازمند منبع] موضوع شهادت فاطمه(س) حتی باعث شده است که برخی از شیعیان، روز نهم ربیع‌الاول را به گمان اینکه روز مرگ عمر بن خطاب است، عید الزهرا(س) خوانده و شادی می‌کنند.[۵]

تاریخچه

فاطمه
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

فاطمه
نقش معصوماصحاب کساء
نام فاطمه
کنیه ام ابیها • ام الائمه • ام الحسن • ام الحسین • ام المحسن
زادروز ۲۰ جمادی‌الثانی، سال ۵ بعثت
زادگاه مکه
شهادت ۳ جمادی‌الثانی، ۱۱ق.
مدفن ناشناخته
محل زندگی مکهمدینه
لقب(ها) زهرا • صدیقه • طاهره • راضیه • مرضیه • مبارکه • بتولسیده نساء العالمینکوثر
پدر پیامبر اسلام(ص)
مادر خدیجه(س)
همسر امام علی(ع)
فرزندان حسنحسینمحسنزینبام کلثوم
طول عمر اختلافی: نظر رایج شیعه: ۱۸ - ۱۹ سال

اختلاف بر سر موضوع شهادت یا مرگ طبیعی فاطمه زهرا(س) اختلافی طولانی است. بنابر نقل برخی از پژوهشگران، در کتاب التحریش نوشته ضرار بن عمرو که در قرن دوم می‌زیسته است، نوشته شده که شیعیان معتقدند فاطمه(س) در اثر ضربت عمر از دنیا رفته است.[۶] به گفته محمدحسین کاشف الغطاء، شاعران شیعه مثل کُمیت اسدی، سید حِمیَری و دِعبِل خُزاعی که در قرن دوم و سوم قمری بوده‌اند، اشعاری در سوگ و مظلومیت فاطمه(س) سروده‌اند.[۷]

به گفته عبدالکریم شهرستانی، فرقه‌شناس معروف اهل سنت، ابراهیم بن سیار معروف به نظام معتزلی (درگذشته ۲۲۱ق) معتقد بود فاطمه(س) در اثر ضربه عمر، جنین خود را سقط کرده است.[۸] به گفته شهرستانی این عقیده و برخی دیگر از باورهای نظام معتزلی باعث شد، او از همگنان خود فاصله بگیرد.[۹] در کتاب‌های اهل سنت کسانی که معتقد به شهادت حضرت زهرا(س) بوده‌اند، رافضی خوانده می‌شده‌اند.[۱۰]

ریشه اختلاف

ریشه اختلاف در موضوع شهادت فاطمه آن است که درگذشت فاطمه مدتی کوتاه پس از رحلت پیامبر(ص) و در کشاکش درگیری‌ها بر سر جانشینی حضرت محمد(ص) رخ داده است. پس از آنکه گروهی از مهاجران در سقیفه بنی‌ساعده با ابوبکر بیعت کردند، گروهی از صحابه از بیعت با او امتناع کردند. به همین جهت گروهی از مسلمانان به همراه عمر بن خطاب و به دستور ابوبکر، برای بیعت گرفتن از علی، خانه او را محاصره کرده و تهدید کردند که خانه را با ساکنانش به آتش می‌کشند. در همین دوران، فاطمه(س) برای اعتراض به تصرف فدک توسط عاملان ابوبکر، با وی دیدار و فدک را از او مطالبه کرده است و پس از امتناع دستگاه خلافت از بازگرداندن فدک، در مسجد مدینه خطبه‌ای اعتراضی ایراد کرده است.[نیازمند منبع]

در برخی منابع،[نیازمند منبع] فرزندی به نام محسن برای حضرت فاطمه نقل شده که سرنوشت او به درستی مشخص نیست. همچنین پاره‌ای از منابع شیعه، او را سقط‌شده در اثر حمله به خانه فاطمه می‌دانند و بنابر برخی منابع اهل سنت او به دنیا آمده و در کودکی از دنیا رفته است.[نیازمند منبع] بر اساس نقل‌های متعدد، فاطمه شبانه دفن شده است.[۱۱] برخی این دفن شبانه را بنابر وصیت فاطمه زهرا دانسته‌اند؛[۱۲] زیرا چنانکه در چند روایت آمده است، فاطمه دوست نداشت برخی از افراد در تشییع و تدفین او حاضر شوند و همین نکته را در وصیتش به علی تصریح کرده بود.[۱۳]

منابع و دلایل شیعیان برای اثبات شهادت

شیعیان به روایتی از امام کاظم(ع)، که در آن فاطمه زهرا(س) را صدیقه شهیده نامیده، استناد کرده‌اند.[۱۴] چنانکه امام علی(ع) در حدیثی در نهج البلاغه، از جمع شدن امت برای شکست فاطمه سخن گفته است.[۱۵] طبری در دلائل الامامه نیز روایتی از امام صادق(ع) آورده که علت شهادت فاطمه زهرا(س) را سقط جنین او در اثر ضربه دانسته است.[۱۶] بنابر این روایت، این ضربه را قنفذ غلام عمر به دستور او وارد کرده است.[۱۷]

میرزا جواد تبریزی، از مراجع تقلید قرن پانزده قمری، کلمات امام علی هنگام دفن فاطمه(س)، روایت امام کاظم(ع)، روایت امام صادق(ع) در دلائل الامامه، مخفی بودن قبر فاطمه(س) و وصیت او به دفن شبانه را جزو دلایل اثبات شهادت به شمار آورده است.[۱۸]

منابع شیعه

در کتاب الهجوم، نوشته عبدالزهراء مهدی، نویسنده قرن پانزدهم، ۲۶۰ روایت و نقل تاریخی از بیش از ۱۵۰ راوی و نویسنده شیعه گردآوری شده است که در هر یک از آنها بخشی از علل شهادت فاطمه زهرا(س) ذکر شده است؛ مثل هجوم به خانه فاطمه، اسقاط جنین او، سیلی زدن و تازیانه زدن به او.[۱۹] قدیمی‌ترین منبع مورد استناد نویسندگان شیعه، کتاب سلیم بن قیس است که در سال ۹۰ق درگذشته است.[۲۰] بنا به گفته شیخ طوسی (درگذشته ۴۶۰ق) در کتاب تلخیص الشافی، شیعیان اختلافی ندارند که عمر ضربه‌ای به شکم فاطمه(س) زده که باعث شده فرزندش سقط شود[۲۱] و روایات شیعه در این باره مستفیض است.[۲۲]

استناد شیعیان به منابع اهل سنت

شیعیان برای اثبات برخی از وقایع منتهی به شهادت فاطمه زهرا(س) به منابع متعددی از کتاب‌های حدیثی و تاریخی و حتی فقهی اهل سنت استناد کرده‌اند. به عنوان نمونه کتاب الهجوم علی بیت فاطمه با فهرست کردن ۸۴ راوی و نویسنده تلاش کرده است مجموعه گزار‌ش‌های واردشده در کتاب‌های اهل سنت درباره هجوم به خانه فاطمه را گردآوری کند.[۲۳] قدیمی‌ترین منبع در این فهرست، کتابی به نام المغازی نوشته موسی بن عقبه (درگذشته ۱۴۱ق) است.[۲۴]

حسین غیب‌غلامی نیز در کتاب «إحراقُ بیت فاطمة فی الکتب المعتبرة عند أهل السنة» بیش از ۲۰ روایت از کتاب‌ها و راویان اهل سنت را گردآوری کرده است.[۲۵] نخستین روایت او از کتاب المُصَنَف ابن‌أبی‌شیبه (درگذشته ۲۳۵ق)[۲۶] و آخرین روایت در این کتاب، نقلی از کتاب کَنزُ العُمال نوشته متقی هندی (درگذشته ۹۷۷ق) است.[۲۷] همچنین در کتابی با عنوان «شهادت مادرم زهرا افسانه نیست»، ماجرای هجوم به خانه فاطمه از ۱۸ کتاب اهل سنت نقل شده است.[۲۸] این منابع، ماجرای تلاش برای بیعت گرفتن از امام علی و تهدید به آتش زدن خانه او در روز بیعت را با عبارت‌های مختلف و از روایان متعدد نقل کرده‌اند.

برخی پرسش‌ها درباره واقعه

تعدادی از نویسندگان و پژوهشگران، با طرح سؤالات و اشکالاتی تاریخی، در درستی روایات آتش زدن خانه امام علی(ع) و فاطمه(س) خدشه وارد کرده‌اند؛ از جمله آنکه خانه‌های مدینه در آن دوران در نداشته است، یا آنکه عدم دفاع علی(ع) و دیگران از فاطمه(س) را مورد سؤال قرار داده‌اند و یا در سقط جنین فاطمه زهرا تشکیک کرده‌اند. در برابر این اشکالات، پاسخ‌هایی نیز از سوی تاریخ‌نگاران و پژوهشگرانی از جمله سید جعفر مرتضی عاملی بیان شده است.

خانه‌های مدینه بدون در بوده‌اند؟

برخی گفته‌اند که در مدینه‌ آن روزگار، خانه‌ها دَر نداشته‌اند[۲۹] و نتیجه گرفته‌اند که بنابراین ماجرای آتش زدن درِ خانه فاطمه نمی‌تواند صحیح باشد. در مقابل، جعفر مرتضی در کتاب رنج‌های حضرت زهرا(س) منابعی را ذکر کرده که بر اساس آنها در داشتن خانه‌ها امری رایج بوده و خانه فاطمه نیز در داشته است.[۳۰]

چرا علی و دیگران دفاع نکردند؟

یکی از پرسش‌ها درباره ماجرای حمله به خانه فاطمه(س) و شهادت او آن است که چرا علی(ع) که به شجاعت معروف است و نیز دیگر صحابه درباره این حرکت سکوت کردند و چرا کسی دفاع نکرده است؟[۳۱] غیر از اهل سنت، برخی از شیعیان مثل کاشف الغطاء، مرجع تقلید شیعه در قرن چهاردهم، نیز چنین پرسشی را مطرح کرده‌اند.[۳۲] پاسخ اصلی شیعیان به این نکته آن است که علی(ع) به دستور پیامبر اسلام(ص) و برای حفظ مصالح مسلمین مأمور به صبر و سکوت بود.[۳۳] غیر از اینکه بنابر نقل سلمان فارسی در کتاب سلیم (که یوسفی غروی ‌آن را قوی‌ترین و قدیمی‌ترین نقل ماجرا می‌داند)، پس از حمله عمر به فاطمه(س)، علی(ع) به عمر حمله کرد و او را به زمین زد؛ چنانکه گویا قصد کشتن او را دارد و سپس به او گفت اگر عهد رسول خدا با من نبود آنگاه می‌دانستی که تو نمی‌توانی داخل خانه من شوی. در این هنگام، عمر از دیگران کمک خواست و همراهان او هجوم آورده، علی(ع) را از او جدا کرده و او را بستند.[۳۴]

تشکیک در سقط محسن بن علی

گروهی از نویسندگان اهل سنت با تشکیک در ماجرای سقط محسن بن علی در ماجرای روز بیعت معتقدند او به دنیا آمده و در کودکی از دنیا رفته است.[۳۵] بسیاری از منابع شیعه و اهل سنت، محسن را سومین پسر فاطمه(س) و علی(ع) دانسته‌اند.[۳۶] با این تفاوت که غالب شیعیان معتقدند او در ماجرای هجوم به خانه علی(ع) و در اثر ضربه سقط شده است.[۳۷] چنانکه تعداد معدودی از منابع اهل سنت نیز بر سقط یا اسقاط محسن تصریح کرده‌اند.[۳۸] نویسنده کتاب «المحسن السبط مولود أم سقط» در باب سوم کتاب، با مطالعه تطبیقی متون تاریخی نتیجه گرفته‌ است که سقط محسن بن علی در روز هجوم به خانه علی و در اثر ضربه‌ و فشاری بوده که به فاطمه(س) وارد شده است.[۳۹]

عدم اشاره به آتش زدن خانه در منابع تاریخی

یکی از پرسش‌ها و ابهامات ماجرای شهادت حضرت زهرا(س) آن است که آنچه در بسیاری از کتاب‌های تاریخی و حدیثی اهل سنت ذکر شده، فقط تهدید به آتش زدن خانه بوده و تصریح نشده که در عمل هم این اتفاق افتاده است.[۴۰] با این حال، محققان چندین مجموعه، منابع اثبات‌کننده اصل ماجرای هجوم را گردآوری کرده‌اند؛ از جمله کتاب الهجوم علی بیت فاطمه،[۴۱] و کتاب احراق بیت فاطمة.[۴۲] در برخی از این منابع به صراحت درباره ضربه زدن به فاطمه(س) و ورود به خانه و سقط جنین سخن گفته شده است.

گروهی از نویسندگان اهل سنت درباره اصالت سند این نقل‌های تاریخی تشکیک کرده‌اند.[۴۳] ولی در مواردی نیز پاسخ‌ آنها ارتباطی به اشکالات سندی ندارد؛ مثلا المدیهش نویسنده سنی کتاب فاطمة بنت النبی برای رد کردن ماجرای هجوم و سقط، نقل تاریخ یعقوبی را با این توجیه که نویسنده آن رافضی است و کتابش ارزش علمی ندارد، کنار می‌گذارد[۴۴] و نیز نقل ابن‌عبدالبر در کتاب العقد الفرید را نیز بدون اشکال سندی، نقلی مُنکَر توصیف می‌کند و می‌گوید شاید او هم شیعه باشد و این نکته را باید تحقیق کرد.[۴۵] او همچنین نقل کتاب الامامة و السیاسة را به این دلیل کنار می‌گذارد که نویسنده آن ابن‌قتیبه دینوری نیست.[۴۶] مدیهش حتی برای نفی استناد به کلمات امام علی(ع)، انتساب نهج البلاغه به او را انکار می‌کند.[۴۷] با این همه، نویسندگان اهل سنت به دلیل روایات فراوانی که درباره تهدید نقل شده است، اصل تهدید و اجتماع در مقابل خانه علی(ع) و فاطمه(س) را انکار نمی‌کنند.[۴۸]

تعبیر وفات در منابع کهن

یکی از دلایل مخالفان شهادت حضرت زهرا(س) آن است که در منابع کهن شیعی برای درگذشت وی از تعبیر وفات استفاده شده است، نه تعبیر شهادت. گروهی از نویسندگان شیعه پاسخ داده‌اند که تعبیر وفات، مفهومی است که هم شامل مرگ طبیعی می‌شود و هم مرگ در اثر عوامل دیگر مثل مسموم شدن توسط دیگران را شامل می‌گردد. به عنوان نمونه در مقاله «شهادت یا وفات حضرت زهرا سلام‌الله علیها» مواردی از این کاربردها نقل شده‌است؛ مثل آنکه برخی منابع تاریخی اهل سنت برای اشاره به درگذشت عمر و عثمان از تعبیر وفات استفاده کرده‌اند، در حالی که هر دو اینان به قتل رسیده‌اند.[۴۹] چنانکه طبرسی در جایی برای اشاره به شهادت امام حسین(ع) نیز از تعبیر وفات استفاده کرده است.[۵۰]

رابطه خوب امام علی با خلفا

یکی از دلایل اهل سنت برای انکار شهادت فاطمه زهرا(س) تکیه بر رابطه صمیمانه بین خلفا و امام علی(ع) و خانواده او است. در کتاب مفصل «فاطمة بنت النبی»، نویسنده بحثی طولانی مطرح کرده و تلاش کرده است نشان دهد که خلیفه اول و دوم به فاطمه زهرا(س) محبت فراوان داشته‌اند،[۵۱] اما با این همه، نویسنده در جمع‌بندی مطالب خود تصریح می‌کند که فاطمه پس از ماجرای فدک با ابوبکر قطع ارتباط کرد و با او بیعت هم نکرد.[۵۲] محمد نافع از نویسندگان اهل سنت کتابی با نام «رحماء بینهم» نوشته و در آن تلاش کرده است نشان دهد که هر سه خلیفه رابطه‌ای بسیار خوب با علی داشته‌اند.[۵۳] همچنین در مقاله‌ای در فصلنامه ندای‌ اسلام، نویسنده با نقل مواردی از رابطه بین خلفا و امام علی(ع) و نیز رابطه زنان و دختران ایشان با حضرت فاطمه(س) تلاش کرده است که نشان دهد، این رابطه با توهین به فاطمه و کتک زدن او سازگاری ندارد.[۵۴]

ازدواج ام کلثوم دختر امام علی با خلیفه دوم نیز یکی دیگر از مثال‌هایی است که برای اثبات دوستی و محبت عمر به اهل بیت استفاده می‌شود که با دخالت او در شهادت فاطمه(س) منافات دارد.[۵۵] برخی از نویسندگان وقوع این ازدواج را نفی می‌کنند.[۵۶] گروه دیگری از نویسندگان شیعه که وقوع این ازدواج را قبول دارند، آن را تحت اجبار و تهدید می‌دانند که در این صورت نمی‌تواند نشانگر رابطه صمیمی بین دو نفر باشد.[۵۷] این نویسندگان[نیازمند منبع] گفتگوی عمر با ابن‌عباس و سپس سخنرانی تهدیدآمیز او در مسجد را نشانه آشکاری بر اجباری بودن این ازدواج می‌دانند[۵۸] و روایتی از امام صادق(ع) را نیز برای تأیید همین ادعا با تعبیر «غصب» نقل می‌کنند.[۵۹]

نام‌گذاری فرزندان اهل بیت به نام خلفا

گروهی از اهل سنت بر این نکته تأکید می‌کنند که چون امام علی(ع) نام خلفا را بر فرزندان خود گذاشته، پس به خلفا محبت داشته است[۶۰] و این با ادعای شهادت حضرت زهرا(س) سازگاری ندارد. این مطلب در جزوه‌ای به نام «اسئلة قادت شباب الشیعة الی الحق» (پرسش‌هایی که جوانان شیعه را به حقیقت راهنمایی می‌کند) نیز آمده است.[۶۱]

سید علی شهرستانی، در کتابی با نام التسمیات بین التسامح العلوی و التوظیف الأموی، تحلیل مفصلی از نامگذاری‌ها در صدر اسلام تا قرن‌های بعدی ارائه داده و ضمن بیان ۲۹ نکته اصلی نتیجه گرفته‌ است که این نوع نام‌گذاری‌ها نمی‌تواند نشانگر رابطه خوب بین افراد باشد، چنانکه عدم نام‌گذاری هم نمی‌تواند نشانه دشمنی باشد؛[۶۲] چرا که این اسامی، قبل و بعد از خلفا نیز رایج بوده است.[۶۳] از سوی دیگر بنابر روایتی از خلیفه دوم، امام علی(ع) او را دروغگو و خائن می‌دانسته است[۶۴] یا اینکه ابوبکر اصولاً نام شخص خاصی نیست و کنیه است و کسی کنیه را به عنوان نام برای فرزندش انتخاب نمی‌کند.[۶۵]

ابن تیمیه حرانی، عالم نامدار اهل سنت، نیز معتقد است که نام‌گذاری به اسم کسی دلیل بر محبت به او نیست؛ چنانکه پیامبر(ص) و صحابه از اسامی کفار استفاده می‌کردند.[۶۶] به گزارش شهرستانی دو رساله دیگر نیز درباره نام‌گذاری فرزندان ائمه با نام خلفا نوشته شده که یکی نوشته وحید بهبهانی و دیگری نوشته تنکابنی، نویسنده قصص العلماء، است.[۶۷]

کتاب‌های اهل سنت درباره موضوع

نویسندگان اهل سنت هم کتاب‌هایی درباره ماجرای موضوع شهادت نگاشته‌اند.

  • «الموافقة بین اهل البیت و الصحابه» نوشته جارالله زمخشری (درگذشته ۵۳۸ق): خلاصه‌ای از این کتاب با عنوان مختصر کتاب الموافقه بین اهل البیت و الصحابه نیز منتشر شده است.[۶۸]
  • «فاطمة الزهراء بنت رسول الله و ام الحسنین» نوشته عبدالستار الشیخ: این کتاب که یکی از شماره‌های یک مجموعه بزرگ از معرفی شخصیت‌های مسلمان است، به زندگی حضرت فاطمه زهرا اختصاص دارد. نویسنده در این کتاب هیچ اشاره‌ای به ماجراهای روز بیعت و آتش‌زدن خانه فاطمه نکرده است. در این کتاب فقط تحت عنوان میراث النبی(ع) به اختلاف درباره ماجرای فدک اشاره شده و نتیجه‌گیری نویسنده آن است که هیچ اختلافی بین فاطمه و ابوبکر درباره فدک وجود نداشته است[۶۹] و حتی هیچ دلیلی بر اینکه فاطمه زهرا از خلیفه اول و دوم ناراحت بوده است وجود ندارد و اینکه فاطمه در روز عیادت با آن دو صحبت نکرده است، ساخته ذهنیت یک راوی است.[۷۰] به ادعای نویسنده این ماجرا ساخته و پرداخته علمای شیعه است.[۷۱]
  • «دفاعاً عن الآل و الأصحاب»؛ این کتاب نویسنده مشخصی ندارد و در بیش از هزار صفحه توسط جمعیة الآل و الأصحاب در سال ۱۴۳۱ق در بحرین منتشر شده است.[۷۲] موضوع این کتاب به طور کلی پاسخ به انتقادات و شبهاتی است که ناظر به باورهای اهل سنت است. بخش‌های متعددی از این کتاب به ماجرای شهادت حضرت زهرا(س) اختصاص دارد.[۷۳]
  • «فاطمة بنت النبی؛ سیرتها، فضائلها، مسندها» نوشته ابراهیم بن عبدالله المُدَیهش: این کتاب را دار الآل و الصحب الوقفیة، در عربستان منتشر کرده است. او در این مجموعه هفت جلدی سعی کرده است به همه مباحث مرتبط با فاطمه زهرا(س) توجه کند.[۷۴]
  • «بین الزهراء و الصدیق حقیقة و تحقیق» نوشته بدر العمرانی: در سال ۲۰۱۴م منتشر شده و موضوع آن رابطه ابوبکر خلیفه اول با فاطمه است.[۷۵]

پانویس

  1. مهدی، الهجوم، ۱۴۲۵ق، ص۱۴.
  2. نگاه کنید به المدیهش، فاطمة بنت النبی، ۱۴۴۰ق، ج۳، ص۴۳۱-۵۵۰.
  3. مظاهری، فرهنگ سوگ شیعی، ویراست یکم، ص۳۶۵.
  4. مظاهری، فرهنگ سوگ شیعی، ویراست یکم، ص۳۶۶.
  5. مسائلی، نهم ربیع، جهالت‌ها، خسارت‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۷-۱۱۹.
  6. «آیا اعتقاد به شهادت و مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها دارای سابقه تاریخی می‌باشد؟»، سایت تحقیقاتی ولی‌عصر(عج).
  7. کاشف الغطاء، جنة المأوی، انتشارات دلیل ما، ص۶۲.
  8. شهرستانی، الملل و النحل، چاپ الشریف الرضی، ج۱، ص۷۱.
  9. شهرستانی، الملل و النحل، چاپ الشریف الرضی، ج۱، ص۷۱.
  10. صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۲۰ق، ج۶، ص۱۵؛ ذهبی، سیر اعلا النبلاء، ۱۴۰۵ق، ج۱۵، ص۵۷۸؛ ابن‌حجر عسقلانی، لسان المیزان، ۲۰۰۲م، ج۱، ص۶۰۹.
  11. یوسفی غروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۴، ص۱۵۷-۱۶۲.
  12. یوسفی غروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۴، ص۱۴۴-۱۴۷.
  13. یوسفی غروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، ۱۴۳۸ق، ج۴، ص۱۴۴-۱۴۷.
  14. کلینی، الکافی، چاپ اسلامیه، ج۱، ص۴۵۸.
  15. شریف رضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، ص۳۱۹، خطبه۲۰۲.
  16. الطبری، دلائل الامامه، مؤسسه بعثت، ص۱۳۴.
  17. طبری، دلائل الامامه، مؤسسه بعثت، ص۱۳۴.
  18. تبریزی، صراط النجاة، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۴۴۰-۴۴۱.
  19. مهدی، الهجوم، ۱۴۲۵ق، ص۲۲۱-۳۵۶.
  20. مهدی، الهجوم، ۱۴۲۵ق، ص۲۲۱.
  21. طوسی، تلخیص الشافی، انتشارات محبین، ج۳، ص۱۵۶.
  22. طوسی، تلخیص الشافی، انتشارات محبین، ج۳، ص۱۵۶.
  23. مهدی، الهجوم، ۱۴۲۵ق، ص۱۵۴-۲۱۷.
  24. مهدی، الهجوم، ۱۴۲۵ق، ص۱۵۴-۱۵۵.
  25. غیب‌غلامی، احراق بیت فاطمه، نشر مؤلف.
  26. غیب‌غلامی، احراق بیت فاطمه، نشر مؤلف، ص۷۹.
  27. غیب‌غلامی، احراق بیت فاطمه، نشر مؤلف، ص۱۹۲.
  28. جمعی از نویسندگان، شهادت مادرم زهرا افسانه نیست، انتشارات امیر کلام، ص۲۵-۳۲.
  29. الطبسی، حیاة الصدیقة فاطمة، چاپ ۱۳۸۱، ص۱۹۷. نویسنده کتاب، این ادعا را به کسانی نسبت می‌دهد که با تاریخ آشنا نیستند.
  30. عاملی، رنج‌های حضرت زهرا(س)، چ سوم، ص۵۴۲-۶۰۰.
  31. المدیهش، فاطمة بنت النبی، ۱۴۴۰ق، ج۵، ص۶۸-۷۰ و ۸۳.
  32. کاشف الغطاء، جنة المأوی، انتشارات دلیل ما، ص۶۴؛ مهدی، الهجوم، ۱۴۲۵ق، ص۴۴۶.
  33. نگاه کنید به عاملی، رنج‌های حضرت زهرا، چاپ سوم، ص۲۴۰-۲۴۳ و ص۲۶۰-۲۶۱؛ مهدی، الهجوم، ۱۴۲۵ق، ص۴۴۶-۴۴۹ و ۴۵۲-۴۵۸؛ کوثرانی، ۱۲ شبهة حول الزهراء، ص۱۵-۲۶.
  34. یوسفی غروی، موسوعة التاریخ الاسلامی، چاپ پنجم، ج۴، ص۱۱۲.
  35. برای گزارشی کامل از منابع اهل سنت درباره محسن نگاه کنید به: المدیهش، فاطمة بنت النبی، ۱۴۴۰ق، ج۳، ص۴۱۱-۴۱۴؛ الموسوی الخرسان، المحسن السبط مولود أم سقط، ۱۴۳۰ق، ص۱۰۵-۱۱۱.
  36. الموسوی الخرسان، المحسن السبط مولود أم سقط، ۱۴۳۰ق، ص۹۳-۹۹.
  37. طوسی، تلخیص الشافی، انتشارات محبین، ج۳، ص۱۵۶.
  38. الموسوی الخرسان، المحسن السبط مولود أم سقط، ۱۴۳۰ق، ص۱۱۹-۱۲۸.
  39. الموسوی الخرسان، المحسن السبط مولود أم سقط، ۱۴۳۰ق، ص۲۰۷.
  40. مهدی، الهجوم، چاپ اول، ص۴۶۷؛ فضل‌الله، الزهراء القدوة، دار الملاک، ص۱۰۹-۱۱۰.
  41. مهدی، الهجوم، چاپ اول، ص۱۵۴-۲۱۷.
  42. غیب‌غلامی، احراق بیت فاطمه، نشر مؤلف.
  43. به عنوان نمونه رک: المدیهش، فاطمة‌ بنت النبی، ۱۴۴۰ق، ج۵، ص۲۱-۳۵.
  44. المدیهش، فاطمة بنت النبی، ۱۴۴۰ق، ج۵، ص۸۰.
  45. المدیهش، فاطمة بنت النبی، ۱۴۴۰ق، ج۵، ص۶۳.
  46. المدیهش، فاطمة بنت النبی، ۱۴۴۰ق، ج۵، ص۷۹-۸۰.
  47. المدیهش، فاطمة بنت النبی، ۱۴۴۰ق، ج۵، ص۸۱.
  48. به عنوان نمونه نگاه کنید به: المدیهش، فاطمة‌ بنت النبی، ۱۴۴۰ق، ج۵، ص۲۱-۳۵.
  49. رک: محسنی، «شهادت یا وفات حضرت زهرا سلام‌الله علیها»، سایت راسخون.
  50. طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۳۷۳، به نقل از محسنی، «شهادت یا وفات حضرت زهرا سلام‌الله علیها»، سایت راسخون.
  51. نگاه کنید به المدیهش، فاطمه بنت النبی، ۱۴۴۰ق، ج۴، ص۳۵۷، تا آخر، و ج۵ از ابتدا تا ص۸۹.
  52. نگاه کنید به المدیهش، فاطمه بنت النبی، ۱۴۴۰ق، ج۴، ص۵۲۱-۵۲۳.
  53. «رحماء بینهم»، سایت نیل و فرات.
  54. مرجانی، «ارتباط و محبت خلفای ثلاثه با علی و فاطمه رضی‌الله عنهما»، سایت سنی‌آنلاین.
  55. المدیهش، فاطمة بنت النبی، ۱۴۴۰ق، ج۵، ص۵۴.
  56. الله‌اکبری، «ازدواج ام‌کلثوم با عمر از نگاه فریقین»، ص۱۱-۱۲.
  57. الله‌اکبری، «ازدواج ام‌کلثوم با عمر از نگاه فریقین»، ص۱۱-۱۲.
  58. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۵، ص۳۴۶.
  59. کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۵، ص۳۴۶.
  60. حسینی، «مقدمه مترجم»، نام خلفا بر فرزندان امامان، ص۱۱.
  61. شهرستانی، التسمیات، مؤسسة الرافد، ص۱۲.
  62. شهرستانی، التسمیات، مؤسسة الرافد، ص۴۷۷-۴۸۸.
  63. شهرستانی، التسمیات، مؤسسة الرافد، ص۹۸-۹۹.
  64. نیشابوری، المسند الصحیح، دار احیاء التراث العربی، ج۳، ص۱۳۷۷.
  65. شهرستانی، التسمیات، مؤسسة الرافد، ص۴۲۷-۴۷۲.
  66. ابن‌تیمیه، منهاج السنة، نشر سال ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۴۱-۴۲.
  67. شهرستانی، التسمیات، مؤسسة الرافد، ص۱۴.
  68. «آشنایی با کتاب مختصر کتاب الموافقه»، سایت کتب.
  69. الشیخ، فاطمة الزهراء، دار القلم، ص۲۹۹-۳۱۸.
  70. الشیخ، فاطمة الزهراء، دار القلم، ص۳۱۹-۳۲۶.
  71. الشیخ، فاطمة الزهراء، دار القلم، ص۳۲۷.
  72. «اطلاعات کتاب دفاعا عن الآل و الأصحاب»، سایت عربیک بوک شاپ.
  73. «کتاب دفاعا عن الآل و الرسول»، سایت فیصل نور.
  74. المدیهش، فاطمة بنت النبی، دار الآل و الصحب الوقفیة.
  75. «بین الزهراء و الصدیق»، سایت الکتبی.

منابع

  • ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، بیروت، دار البشائر الإسلامية، ۲۰۰۲م.
  • ابن‌‌تیمیه، محمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة، تحقیق محمد رشاد سالم، ریاض، جامعة الامام محمد بن سعود الإسلامیة، ۱۴۰۶ق.
  • الله اکبری، محمد، ازدواج ام‌کلثوم و عمر از نگاه فریقین، در مجله طلوع، شماره ۲۳، پاییز ۱۳۸۶ش.
  • المدیهش، ابراهیم بن عبدالله، فاطمة بنت النبی سیرتها، فضائلها،‌ مسندها، ریاض، دار الآل و الصحب، ۱۴۴۰ق.
  • تبریزی، جواد، صراط النجاة، قم، مکتب حضرت آیت‌الله العظمی التبریزی، ۱۴۱۸ق. این کتاب در اصل صراط النجاة آیت‌الله خوئی است که با تعلیقات آیت‌الله تبریزی منتشر شده است.
  • جمعی از نویسندگان، شهادت مادرم زهرا افسانه نیست، بی‌جا، انتشارات امیر کلام، ۱۳۸۸ش.
  • حسینی، سید هادی، «مقدمه مترجم»، در کتاب نام خلفا بر فرزندان امامان، نوشته سید علی شهرستانی، قم، انتشارات دلیل ما، ۱۳۹۰ش.
  • دفاعا عن الآل و الأصحاب، بحرین، جمعیة الآل و الأصحاب، ۱۴۳۱ق.
  • ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۵ق.
  • شریف رضی، نهج البلاغه به تصحیح صبحی صالح، قم، دار الهجرة، ۱۴۱۴ق.
  • شهرستانی، سید علی، التسمیات بین التسامح العلوی و التوظیف الأموی، مشهد، مؤسسة الرافد، ۱۴۳۱ق.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، تحقیق محمد بدران، قم، انتشارات شریف رضی، ۱۳۶۴ش.
  • شیخ، عبدالستار، فاطمة الزهراء بنت رسول لله و ام الحسنین، دمشق، دار القلم، ۱۴۳۶ق.
  • صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، بیروت، دار إحياء التراث، ۱۴۲۰ق
  • طبری، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الامامة، قم، مؤسسه بعثت، ۱۴۱۳ق.
  • طبسی، محمدجواد، حیاة الصدیقة فاطمة، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۱ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، تحقیق حسین بحر العلوم، قم، انتشارات محبین، ۱۳۸۲ش.
  • عاملی، سید جعفر مرتضی، رنج‌های حضرت زهرا(س)، ترجمه محمد سپهری، قم، انتشارات تهذیب، چاپ سوم، ۱۳۸۲ش.
  • غیب‌غلامی، حسین، إحراق بیت فاطمه فی الکتب المعتبرة عند أهل السنة، نشر مؤلف، ۱۳۷۵ش.
  • فضل‌الله، سید محمدحسین، الزهراء القدوة، گردآوری حسین احمد الخشن، بیروت،‌ دار الملاک، ۱۴۲۱ق.
  • کاشف الغطاء، محمدحسین، جنة المأوی، تحقیق سید محمدعلی قاضی طباطبائی، قم، انتشارات دلیل ما، ۱۴۲۹ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۶۳ش.
  • محسنی، مصطفی، «شهادت یا وفات حضرت زهرا سلام‌الله علیها»، سایت راسخون.
  • مرجانی، حبیب‌الله، «ارتباط و محبت بین خلفای ثلاثه و حضرت علی و فاطمه رضی‌الله عنهما»، در فصلنامه ندای اسلام، شماره ۵۴، زاهدان، دار العلوم، ۱۳۹۶ش.
  • مسائلی،‌ مهدی، نهم‌ ربیع: جهالت‌ها خسارت‌ها، چاپ دوم، قم، انتشارات وثوق، ۱۳۸۷ش.
  • مظاهری، محسن‌حسام، فرهنگ سوگ شیعی، ویراست یکم، تهران، نشر خیمه، ۱۳۹۵ش.
  • مهدی، عبدالزهراء، الهجوم علی بیت فاطمه، تهران، انتشارات برگ رضوان، ۱۴۲۵ق.
  • موسوی خرسان، سید محمدمهدی، المحسن السبط مولود أم سقط، نجف، منشورات رافد، ۱۴۳۰ق.
  • نیشابوری، مسلم بن حجاج، المسند الصحیح، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • یوسفی غروی، محمدهادی، موسوعة التاریخ الاسلامی، قم، مجمع الفکر الاسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۳۸ق.