پرش به محتوا

توحید ذاتی

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
اعتقادات شیعه
خداشناسی
اثبات خداتوحیداسما و صفات خداعدل الهیقضا و قدر
نبوت
عصمت پیامبرانخاتمیتنبوت خاصهمعجزهقرآنوحیاسلام
امامت
امامانامامت امامانبرتری اهل‌بیت(ع)عصمت امامانولایتغیبتمهدویت
معاد
مرگبرزخمعاد جسمانیبهشتجهنم
مسائل چالشی
امر بین الامرینجبر و اختیارتقیهولایت فقیهتوسلشفاعتتحریف‌ناپذیری قرآنزیارتبداءرجعت


توحید ذاتی از اقسام توحید و به‌معنای یگانگی و یکتایی خداوند است. توحید ذاتی، در اصطلاح رایج متکلمان، به‌معنای شریک و همتا نداشتن است؛ اما از نظر برخی عالمان، به این معنا نیز هست که ذات خداوند مرکب از چیزی نیست و هیچ جزئی ندارد.

آیاتی مانند «وَ لَم یَکُن لَه کُفواً أحَد» و «لیس کَمِثلِه شَیء» را به‌معنای نفی مثل و شریک و آیه «قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَد» را ناظر به نفی ترکیب و جزء از خدا دانسته‌اند.

امام علی(ع)، در نامه‌ای به امام حسن(ع)، برای شریک‌نداشتن خداوند چنین استدلال کرده است: اگر خداوند شریکی داشت، پیامبران او نزد تو می‌آمدند و آثار پادشاهی و قدرت او را می‌دیدی و از او و آثارش آگاه می‌شدی؛ درحالی‌که همه پیامبران به یک خدا دعوت کرده‌اند.

در کتاب‌های کلامی، دلایلی عقلی برای اثبات هر دو معنای توحید ذاتی مطرح شده است.

جایگاه

توحید ذاتی از مراتب و اقسام توحید نظری[۱] و از اصول معارف اسلامی و عالی‌ترین اندیشه‌های بشری شمرده شده است که به‌گفته مرتضی مطهری، به‌ویژه، در مکتب شیعه تبلور یافته است.[۲] در فلسفه اسلامی از توحید ذاتی،‌ با عنوان «توحید در وجوبِ وجود» تعبیر شده است.[۳] برخی از محققان بر این باورند که انسان به هر مقداری که توحید ذاتی پیدا کند، به همان مقدار توحید افعالی و توحید صفاتی پیدا می‌کند. نمی‌شود یک سالک توحید افعالی پیدا کند بدون توحید ذاتی. و کسی که توحید افعالی را مشاهده می‌کند برای این است که ذات او تغییر کرده است و بدون این که متوجه باشد(ناخودآگاه)، توحید ذاتی را در مرتبۀ ضعیفی می‌فهمد و احساس می‌کند.[۴]

معناشناسی

توحید ذاتی در اصطلاح رایج متکلمان به این معناست که خداوند یگانه است و مثل و مانند و شریکی ندارد.[۵] مرتضی مطهری گفته است توحید ذاتی عبارت است از شناخت و اعتقاد به وحدت و یگانی ذات خداوند.[۶] در مقابلِ توحید ذاتی، شرک ذاتی قرار دارد که اعتقاد به آن موجب خروج از اسلام و بار شدن احکام مشرک بر قائلِ آن است.[۷]

معنای دیگر توحید ذاتی

توحید ذاتی، گاه به معنای گسترده‌تری به کار رفته و افزون بر مثل و مانند نداشتن، بساطت خدا (نفی ترکیب از خدا) را نیز شامل می‌شود. طبق این معنا، توحید ذاتی دو مرتبه و معنا دارد:

  1. خداوند یگانه و واحد است و شریک و مثل و مانندی ندارد. از این مرتبه به «توحید واحدی» تعبیر شده است.
  2. خداوند یکتا و اَحَد و از هر جهت بسیط است؛ یعنی هیچ جزئی ندارد و مرکب از اجزای خارجی یا عقلی و ذهنی نیست. این مرتبه را توحید اَحَدی می‌نامند.[۸] عبدالله جوادی آملی، فیلسوف و مفسر شیعی، گفته است خداوند یگانه و یکتاست؛ یگانه یعنی شریک و مثل و مانندی ندارد و یکتا یعنی بسیط است و جزء ندارد.[۹] در اصطلاح فیلسوفان از این وحدت، به «وحدت حَقّه» تعبیر می‌شود که در آن نه تعدد و تکثّر راه دارد و نه ترکیب.[۱۰]

می‌گویند آیاتی مانند «وَ لَم یَکُن لَه کُفواً أحَد»[۱۱] و «لیس کَمِثلِه شَیء»[۱۲] به معنای اولِ توحید ذاتی، یعنی نفی مثل و شریک دلالت می‌کنند و آیه «قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَد» ناظر به معنای دوم آن، یعنی نفی ترکیب هستند.[۱۳]

دلایل توحید ذاتی

متکلمان و فیلسوفان مسلمان برای نفی مثل و مانند داشتن خدا و نفی ترکیب از او دلایل متعددی ارائه کرده‌اند[۱۴] که برخی از آنها عبارت‌اند از:

دلایل مثل و مانند نداشتن خداوند

گفته شده اگر خدای دیگری غیر از خداوند وجود داشت، آن دو یا کاملاً شبیه به هم بودند (که در این صورت یکی محسوب می‌شدند و فرض وجود دو خدا باطل می‌شد) یا دارای تفاوت بودند. وجود تفاوت، مستلزم ترکیب در ذات واجب‌الوجود است، که این امر واجب‌الوجود بودن خدا را نقض می‌کند، زیرا ترکیب مختص ممکن‌الوجودهاست.[۱۵]

امام علی(ع)، در نامه خود به امام حسن(ع) بیان می‌کنند که اگر خدا شریکی داشت، پیامبران او نیز نزد مردم می‌آمدند و آثار قدرت او را نشان می‌دادند.[۱۶] مکارم شیرازی ، از عالمان شیعی، در توضیح این استدلال گفته است که اگر شریکی وجود داشت، باید حکیم بوده و از طریق پیامبران خود مردم را به سوی خود دعوت می‌کرد و آثار قدرت و پادشاهی‌اش در جهان نمایان می‌شد. اما جهان، نظامی واحد و یکپارچه دارد که بر یگانگی خداوند دلالت می‌کند.[۱۷]

محمدتقی مصباح یزدی نیز به نقل از حکمای مسلمان، با استفاده از برهان صدیقین، دلیلی برای اثبات یگانگی ذات خدا بیان کرده و آن را متقن‌ترین برهان دانسته است.[۱۸]

دلیل نفی ترکیب از خداوند

دلیل نفی ترکیب از ذات خداوند را این‌گونه بیان کرده‌اند: هر مرکّبی به اجزایش نیازمند است و هر جزئی از مرکب غیر از آن مرکب است. از سوی دیگر، نیازمندی به دیگری، از ویژگی‌های ممکن‌الوجود است، درحالی‌که خداوند واجب‌الوجود است. بنابراین هرگونه ترکیبی (چه ترکیب خارجی و چه ذهنی) از خداوند نفی می‌شود.[۱۹]

پانویس

  1. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۰۱.
  2. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۱۰۱.
  3. نگاه کنید به: مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۴۳۳و۴۳۴.
  4. حسینی طهرانی، گلشن اسرار شرحی بر الحکمة المتعالیه، ۱۴۳۲ق، ج۱، ص۱۸۶.
  5. سبحانی، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۰۱.
  6. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۹۹.
  7. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۵۷۸.
  8. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۰۱و۲۰۲؛ سبحانی، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱ و ۲۹؛ ربانی گلپایگانی، کلام تطبیقی (۱)، ۱۳۹۹ش، ص۴۱.
  9. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۲۳.
  10. ربانی گلپایگانی، کلام تطبیقی (۱)، ۱۳۹۹ش، ص۴۲.
  11. سوره توحید، آیه۴.
  12. سوره شوری، آیه ۱۱
  13. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۲۱و۲۲۲؛ سبحانی، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱.
  14. برای نمونه نگاه کنید به: موسوی، «توحید ذاتی»، ص۶۳-۶۸.
  15. علامه حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۲۹۱.
  16. نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، نامه ۳۱، ص۳۹۶.
  17. مکارم شیرازی، پیام امیرالمؤمنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۹، ص۵۴۶.
  18. مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۴۳۴.
  19. علامه حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۲۹۲.

منابع

  • حسینی طهرانی، سید محمدمحسن، گلشن اسرار شرحی بر الحکمة المتعالیه، تهران، نشر مکتب وحی، ۱۴۳۲ق.
  • جوادی آملی، عبدالله،‌ توحید در قرآن: تفسیر موضوعی قرآن کریم، تحقیق و تنظیم حیدرعلی ایوبی، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ هشتم، ۱۳۹۵ش.
  • ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی (۱)؛ توحید، صفات و عدل الهی، قم، جامعه المصطفی(ص)، چاپ پنجم، ۱۳۹۹ش.
  • سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۱۳ق.
  • شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة (للصبحی صالح)، قم، نشر هجرت،‌ چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۳ق.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۴۰۱ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۰ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین(ع)، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
  • موسوی، سید جابر، «توحید ذاتی»، در دانشنامه کلام اسلامی،‌ ج۳، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۰۳ش.