فاسق

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

فاسق کسی است که أمر الهی را ترک می‌‌‌‌کند. عنوان فاسق هم بر کافر تطبیق می‌‌‌‌یابد و هم بر مسلمان.‌‌ متفکران شیعه امامیه -در تقابل با گروهی از معتزله و خوارج که فاسق مسلمان را نیز محکوم به عذاب ابدی می‌دانند- معتقدند که فقط فاسق کافر به عذاب ابدی مبتلا می‌‌‌‌‌شود و عذاب فاسق مسلمان ابدی نیست. به باور متفکران امامیه، فاسق اوصاف و أحکام خاصی دارد؛ از جمله این که نمی‌‌‌‌‌تواند به مقام امامت برسد و حتی نمی‌‌‌تواند امام جماعت باشد و شهادتش مقبول نیست. فاسق هدایت نمی شود مگر این که توبه نماید.

مفهوم شناسی

فسق در لغت به معنای عصیان و ترک أمر الهی و خروج از طریق حق و تمایل به معصیت است؛ از این رو، فاسق کسی است که أمر الهی را ترک می‌‌‌‌کند و از طریق حق خروج می‌‌‌‌یابد[۱]. فسق هم بر کافر تطبیق می‌‌‌‌یابد و هم بر مومن. مومن از این جهت فاسق می‌‌‌‌شود که گاهی از طریق حق خارج می‌‌‌‌شود و در موردی خاص، أوامر الهی را نادیده می‌‌‌ گیرد و مثلاً دروغ می‌‌‌‌گوید؛ اما کافر از این جهت فاسق است که از طریق حق کاملاً خروج یافته است.[۲]

اوصاف فاسق

در برخی از آیات قرآنی، فاسق کسی معرفی شده است که از سه ویژگی برخوردار است: عهدشکنی؛ قطع پیوندهای الهی؛ فساد کردن[۳]. فاسقان عهد خداپرستی را نقض می‌‌‌‏کنند و پیوندهای خویشاوندی و دوستی و اجتماعی را قطع می‌‌‌‌کنند و با کامجویی های شخصی خود در زمین فساد می‌‌‌‏کنند[۴]. همچنین فاسق، آیات الهی را تکذیب می‌‌‌‌کند[۵] و اهل ظلم است[۶] و از أوامر الهی تبعیت نمی‌‌‌‌کند[۷] و مستکبر است[۸] و خدا را فراموش می‌‌‌‌کند و در نتیجه به خودفراموشی نیز دچار می‌‌‌‌شود[۹].

احکام فاسق

فاسق به مقام امامت نمی‌‌‌‌‌رسد چرا که فاسق ظالم است[۱۰] و ظالم به مقام امامت نمی‌‌‌‌‌رسد[۱۱].[۱۲]. خبر فاسق پذیرفته نمی‌‌‌‌‌شود و باید جداگانه درباره درستی یا نادرستی خبرش تحقیق کرد[۱۳]. غیبت کردن درباره فاسقی که آشکارا گناه می‌‌‌‌کند و متجاهر به فسق است، حرام نیست[۱۴]. البته متجاهر به فسق بر دو گونه است: نخست آنها که در یک عمل تجاهر دارند که تنها در همان عمل غیبت آنها جایز است، و دیگر کسانی که پرده حیاء را دریده و جسورانه دست به هر گناهی می زنند، این گونه اشخاص در هیچ چیز احترامی ندارند و افشاگری در مورد آنها لازم و ضروری است تا افراد ناآگاه از خطرات آنها آگاه شوند.[۱۵] همچنین، شهادت فاسق قبول نمی‌‌‌‌‌شود[۱۶] و نمی‌‌‌‌‌تواند امام جماعت باشد[۱۷].

عذاب اخروی فاسق

اکثریت مسلمانان معتقدند که خلود و ابدی بودن عذاب الهی مختص به کافر است؛ و مسلمان حتی اگر فاسق باشند، برای همیشه در عذاب الهی باقی نمی‌‌‌‌‌ماند. اما گروهی از معتزله و خوارج دیدگاه دیگری دارند. به باور آنها اگر مسلمان فاسق بدون توبه بمیرد، برای همیشه در عذاب الهی باقی می‌‌‌ ماند.[۱۸] وعیدیه که گروهی از خوارج است، معتقد است که کسی که مرتکب گناهان کبیره می‌‌‌‌شود، کافر است و خلود در عذاب دارد[۱۹].

وعیدیه برای اثبات خلود عذاب فاسق به آیاتی از قرآن استدلال می‌‌‌‏کنند که در آن آیات برای فاسقان عذاب ابدی در نظر گرفته شده است[۲۰] اما علامه حلی -از متفکران امامیه- در نقد استناد وعیدیه به آیات مذکور چنین می‌‌‌‌نویسند که این آیات درباره فاسق کافر است نه فاسق مسلمان؛ و فرضا اگر هم شامل مسلمانان شود، در این صورت، مسلما منظورش از خلود، بقای طولانی در عذاب است نه دائمی‌‌ بودن آن[۲۱]. خواجه نصیر الدین طوسی -از عالمان امامیه- در نقد خلود عذاب مسلمان فاسق چنین استدلال می‌‌‌‌کند که عذاب جاودانه برای مسلمان فاسق مستلزم آن است که هیچ پاداشی برای ایمان او در نظر نگیریم و این أمر نزد عقلاء، قبیح و ناپسند است و خداوند کار قبیح انجام نمی‌‌‌‌‌دهد. کافی است در نظر بگیرید که کسی عمری با ایمان زندگی کرده است و أوامر الهی را مراعات کرده اما در اواخر عمرش فقط یکی از گناهان کبیره را انجام دهد؛ واقعا پسندیده نیست که چنین شخصی تا ابد در جهنم به عذاب الهی مبتلا گردد.[۲۲]

البته متفکران امامیه نیز قبول دارند که گاهی ارتکاب گناهان کبیره به صورت مکرّر، به کفر و خروج از دین می‌‌‌‌انجامد؛ چنانچه که در روایتی از امام صادق (ع) در معنی فسق نقل شده است که: «هر معصیتی از معاصی بزرگ خدا كه كسی آن را انجام دهد، یا شخصی از روی لذّت‌جویی و شهوت و شوقِ غالب به آن درآید، این فسق است و انجام دهنده آن فاسق ... و اگر به این عمل ادامه دهد ، تا جایی كه به حدّ اهمیت ندادن و خفیف شمردن برسد، به سبب این بی اعتنایی و خفیف شماری، كفر بر او لازم آید.»[۲۳]

هدایت‌پذیری فاسق

در آیات متعددی از قرآن تصریح شده است که «خداوند قوم فاسق را هدایت نمی‌‌‌‌‌كند»[۲۴] چرا که آنها از طریق حق و بندگی خروج یافته‌اند و در نتیجه، خداوند برای عقوبت آنها، آنها را به ضلالت بیشتر مبتلا می‌‌‌سازد و آنها را از هدایت محروم می‌‌‌‌کند.[۲۵] البته اگر فاسق توبه کند، خداوند او را می‌بخشد و هدایت می‌نماید: «ای كسانی كه ایمان آورده‌‏اید، به سوی خدا توبه كنید، توبه ‏‏ای خالص؛ امید است(با این كار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد»[۲۶].

پانویس

  1. الفراهیدی، العین، بی تا، ج۵، ص۸۲؛ابن منظور، لسان العرب، بی تا، ج‏۱۰، ص۳۰۸
  2. خاتمی‌‌، فرهنگ علم کلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۷۴.
  3. سوره بقره، آیه ۲۷.
  4. مکارم، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، صص۱۵۳-۱۵۵.
  5. سوره انعام، آیه ۴۹.
  6. سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
  7. سوره کهف، آیه ۵۰.
  8. سوره أحقاف، آیه ۲۰.
  9. سوره حشر، آیه ۱۹.
  10. سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
  11. سوره بقره، آیه ۱۲۴.
  12. مجموعه ای از نویسندگان، امامت پژوهی(بررسی دیدگاه‌های امامیه، معتزله واشاعره)، ۱۳۸۱ش، ص۲۶۸.
  13. سوره حجرات، آیه ۶.
  14. علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۵، ص۲۶۱.
  15. مکارم، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۱۲۷.
  16. شیخ مفید، المقنعه، ۱۴۱۳ق، صص۷۲۶-۷۲۷.
  17. طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۷۱.
  18. علامه حلی، كشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات‏، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۴؛ سبحانی، محاضرات فی الإلهیات، ۱۴۲۸ق، ص۴۶۱.
  19. شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۳۲.
  20. سوره نساء، آیه ۱۹ و آیه ۹۳.
  21. علامه حلی، كشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات‏، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۶.
  22. سبحانی، محاضرات فی الإلهیات، ۱۴۲۸ق، صص۴۶۲-۴۶۳.
  23. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ۱۳۸۵ش، ج۹، ص۱۴۰، ح۱۶۰۲۳.
  24. سوره منافقون، آیه ۶؛ سوره صف، آیه ۵؛ سوره توبه، آیه ۸۰.
  25. طباطبائی، المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱۹، ص۴۷۴؛ همچنین، رک: طباطبائی، المیزان، ۱۳۷۴ش، ج۱، صص۶۹-۷۱.
  26. سوره تحریم، آیه ۸.

منابع

  • ابن منظور، لسان العرب، بی جا، بی نا، بی تا.
  • خاتمی‌‌، احمد، فرهنگ علم کلام، تهران، انتشارات صبا، ۱۳۷۰ش.
  • سبحانی، جعفر، محاضرات فی الإلهیات، قم، مؤسسه امام صادق (ع)‏، ۱۴۲۸ق.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، قم، الشریف الرضی‏، ۱۳۶۴ش.
  • شیخ مفید، المقنعه، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • طباطبائی، محمد حسین، المیزان، ترجمه موسوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی‌‌‌ جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، دفتر انتشارات اسلامی‌‌، ۱۴۰۷ق.
  • علامه حلی، كشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الالهیات‏، قم، مؤسسه امام صادق (ع)‏، ۱۳۸۲ش.
  • علامه مجلسی، بحار الانوار، بیروت، انتشارات موسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • الفراهیدی، الخلیل بن أحمد، العین، بی جا، بی نا، بی تا.
  • مجموعه ای از نویسندگان، امامت پژوهی(بررسی دیدگاه‌های امامیه، معتزله واشاعره)، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ۱۳۸۱ش.
  • محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه حمید رضا شیخی، قم، نشر دار الحدیث، ۱۳۸۵ش.
  • مکارم، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۷۷ش.
  • مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامی، ۱۳۷۴ش.