اسماء سبعه

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

اَسْماءِ سَبْعه یا ائمه سبعه یا ائمةُ الْاَسْماء به هفت اسم از اسماء الهی گفته می‌شود که در عرفان اسلامی ریشه سایر اسماء خداوند دانسته شده‌اند. این اسامی عبارتند از: حیّ، عالِم، مرید، قادر‌، سمیع، بصیر و متکلم. برخی به جای سمیع و بصیر، جواد و مُقسِط را ذکر کرده‌اند.

برخی از اسماء سبعه بر بعضی دیگر تقدم دارند مانند چهار صفت حیات، اراده، قدرت و علم که شرط تحقق سمع و بصر و کلام هستند. برخی اسم حیّ و بعضی اسم عالم را برترین اسم از اسماء سبعه خوانده‌اند.

حافظ رجب بُرسی، آدم(ع)، ادریس(ع)، ابراهیم(ع)، یوسف(ع)، موسی(ع)، هارون(ع) و عیسی(ع) را مظهر اسماء سبعه و پیامبر اسلام(ص) را مظهر اسم جامع دانسته است.

به گفته سید یدالله یزدان‌پناه، چینش اسماء الهی بدین گونه است: در سرسلسله اسماء، اسم الله قرار داد و سپس به ترتیب اسماء ذاتی، اسماء هفت‌گانه، اسماء صفات، اسماء افعال و اسماء جزئی قرار دارند.

مفهوم‌شناسی

اسماء سبعه، اصطلاح عرفانی که مراد از آن اسماء هفت‌گانه کلی(نسبت به اسماء دیگر) هستند که ریشه سایر اسماء الهی شمرده می‌شوند و عبارتند از: حیّ، عالِم، مرید، قادر‌، سمیع، بصیر و متکلم.[۱] حافظ رجب بُرسی، محدث و عارف شیعه قرن هشتم قمری، و عبدالرحمن جامی، صوفی اهل ایران در قرن نهم قمری، به جای سمیع و بصیر، جواد و مُقسِط (عادل) را ذکر کرده‌اند.[۲] شرف الدین داوود قیصری،‌ از عارفان قرن هشتم قمری، اسماء سبعه را صفاتی شمرده که بر همه اشیاء احاطه تام دارند.[۳]

از اسماء سبعه، به ائمه سبعه،[۴] اسماء الهی،[۵] اسماء سبعه اُوَل، ائمه الاسماء، اصول الاسماء،[۶] امهات اسما و امهات هفت‌گانه نیز تعبیر شده است.[۷] حافظ رجب بُرسی، اسم حیّ[۸] و عبدالرزاق کاشانی، عارف و صوفی اهل کاشان در قرن هفتم و هشتم قمری،[۹] عالم را امام الائمة(شریف‌ترین و برترین اسم از اسماء سبعه) خوانده‌اند.

اسماء سبعه نسبت به همدیگر تقدم و تأخر دارند و برخی از آنها شرط تحقق بعضی دیگر به شمار می‌آیند. برای نمونه چهار صفت حیات، اراده، قدرت و علم، شرط سه اسم دیگر سمع و بصر و کلام هستند و تا آن چهار اسم نباشند، سه اسم دیگر تحقق پیدا نمی‌کنند.[۱۰] بنابراین چهار اسم مذکور، کلی‌ترین اسماء الهی هستند و سه صفت دیگر تحت همان چهار اسم قرار می‌گیرند. ترتیب اسماء به لحاظ ایجاد اشیاء بدین گونه است: حیّ، علیم، مرید، قادر، سمیع و بصیر و متکلم.[۱۱]

اسم در عرفان

اسم در اصطلاح عرفان اسلامی عبارت است از ذات خداوند به اضافه یک صفت خاص.[۱۲] هر گاه ذات خدا با صفت خاصی در نظر گرفته شود، یکی از اسماء الهی پدید خواهد آمد.[۱۳] برای نمونه اسم رحمان، بر ذات خدا دلالت دارد به اضافه صفت رحمت.[۱۴] در عرفان اسلامی مراد از اسم، لفظ نیست و آنچه ما به زبان می‌آوریم مانند علیم، قدیر، رحمان و رحیم، همه اسم الاسم، یعنی اسمِ آن اسماء حقیقی عرفانی هستند.[۱۵]

مظاهر اسماء سبعه

حافظ رجب بُرسی، حضرت آدم(ع)، ادریس(ع)، ابراهیم(ع)، یوسف(ع)، موسی(ع)، هارون(ع) و عیسی(ع) را مظاهر اسماء سبعه دانسته است.[۱۶] از دیدگاه وی، آدم(ع) مظهر متکلم، ادریس(ع) مظهر حیّ، ابراهیم(ع) مظهر جواد، یوسف(ع) مظهر مرید، موسی(ع) مظهر قادر، هارون(ع) مظهر عالم و عیسی(ع) مظهر مقسط است.[۱۷] او پیامبر اسلام(ص) را مظهر اسم جامع دانسته است.[۱۸]

بُرسی همچنین برخی از ملائکه و ستارگان و سیاره‌ها را مظاهر اسماء سبعه معرفی کرده است؛ از جمله جبرئیل را مظهر علم، اسرافیل را مظهر حیات، میکائیل را مظهر اراده، عزرائیل را مظهر قدرت، خورشید را مظهر تجلّی حیات، ماه را مظهر تجلّی کلام و سیاره مشتری را مظهر علم شمرده است.[۱۹]

چینش اسماء الهی

در عرفان اسلامی، اسم‌های خداوند، چینش منظم و خاصی دارند که آن چینش منظم، منشأ پیدایش نظام خارجی عالَم براساس همان نظم موجود است.[۲۰] به گفته سید یدالله یزدان پناه، عرفان‌پژوه و استاد علوم عقلی و عرفانی معاصر ایرانی، چینش اسماء الهی بدین گونه است: در سرسلسله اسماء، اسم جامع الله قرار داد و سپس اسماء ذاتی و بعد از آنها، اسماء هفت‌گانه که از اسم الله پدید می‌آیند. اسماء سبعه نیز منشأ اسماء صفات و اسماء افعال[یادداشت ۱] هستند و سرانجام از طریق نکاح این اسماء(ترکیب اسماء با یکدیگر) اسماء جزئی نامتناهی پدید می‌آیند.[۲۱] با توجه به اینکه اسماء سبعه، جزو اسماء صفاتی شمرده شده‌اند، اسماء ذاتی تحت اسماء سبعه قرار نمی‌‌گیرند؛ بلکه اسماء سبعه فقط منشأ اسماء صفات و افعالی هستند و نسبت به آنها احاطه دارند و کلی هستند.[۲۲] برخی چینش اسماء الهی را چنین برشمرده‌اند: در سرسلسله اسماء الهی، اسم جامع الله جای دارد و پس از آن، اسماء چهارگانه (اول، آخِر، ظاهر و باطن)[یادداشت ۲] و سپس اسماء سبعه قرار دارند.[۲۳]

پانویس

  1. قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۴؛ کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۳۳؛ یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۰.
  2. برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸؛ جامی، نقد النصوص، مؤسسه حکمت و فلسفه ایران، ص۴۱.
  3. قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۴.
  4. قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۴؛ جامی، نقد النصوص، مؤسسه حکمت و فلسفه ایران، ص۴۰.
  5. جامی، نقد النصوص، مؤسسه حکمت و فلسفه ایران، ص۴۰؛ کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۳۳.
  6. کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۳۳.
  7. یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۲.
  8. برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸.
  9. کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۳۴.
  10. قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۵؛ یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۰-۴۵۲.
  11. نگاه کنید به: یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۲.
  12. نگاه کنید به: کاشانی، اصطلاحات الصوفیة، ۱۳۷۰ش، ص۲۸؛ یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ص ۳۰۸و۴۳۸.
  13. امینی‌نژاد و دیگران، آشنایی با مجموعه عرفان اسلامی، ۱۳۹۰ش، ص۲۹۴.
  14. یردان پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ص ۳۰۸.
  15. امینی‌نژاد و دیگران، آشنایی با مجموعه عرفان اسلامی، ۱۳۹۰ش، ص۲۹۴.
  16. برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸.
  17. برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸ و ۴۹.
  18. برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۹.
  19. برسی، مشارق انوار الیقین، ۱۴۲۷ق، ص۴۸.
  20. امینی‌نژاد و دیگران، مبانی و فلسفه عرفان نظری، ۱۳۹۰ش، ص۲۳۷.
  21. یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۵ و ۴۶۰.
  22. یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۳.
  23. امینی‌نژاد و دیگران، مبانی و فلسفه عرفان نظری، ۱۳۹۰ش، ص۲۳۸ و ۲۳۹.
  1. اسماء الهی در یک تقسیم‌بندی به اسماء ذاتی، اسماء صفاتی و اسماء افعالی تقسیم می‌شوند. اسماء ذات، اسمائی هستند که محتوای اصلی آنها اشاره به ذات خداوند دارد مانند قدّوس. مراد از اسماء صفات، اسمائی هستند که جلوه وصفی آنها غلبه دارد مانند حیّ و عالم که وصف حیات و علم جلوه بیشتری دارند. در اسماء افعال، جنبه فعلی غلبه دارد و محتوای آنها را فعل‌های مختلف خداوند پر کرده‌اند همچون رازق و خالق. اسماء افعال برخلاف اسماء صفاتی، مستلزم طرف مقابل و اضافه به غیر هستند.(یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۴۶؛ امینی‌نژاد و دیگران، مبانی و فلسفه عرفان نظری، ۱۳۹۰ش، ص۳۲۰)
  2. در یک تقسیم‌بندی، اسماء الهی به اسماء چهارگانه و غیر آن تقسیم شده‌اند. اسماء چهارگانه که عبارتند از: اول، آخِر، ظاهر و باطن، ریشه تمام اسماء الهی هستند و تمامی اسماء الهی زیر عنوان یکی از اسماء چهارگانه می‌گنجند.(قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۴۵)

منابع

  • امینی‌نژاد، علی و دیگران، مبانی و فلسفه عرفان نظری، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ دوم، ۱۳۹۰ش.
  • برسی، حافظ رجب، مشارق انوار الیقین فی اسرار امیرالمؤمنین، تحقیق علی عاشور، قم، ذوی القربی، ۱۴۲۷ق.
  • جامی، عبدالرحمن بن احمد، نقد النصوص فی شرح نقض الفصوص، تصحیح و تعلیق ویلیام چیتیک، تهران، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، بی‌تا.
  • قیصری، محمد داوود، شرح فصوص الحکم، تحقیق و تصحیح سید جلال الدین آشتیانی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.
  • کاشانی، عبدالرزاق، اصطلاحات الصوفیة، تصحیح محمد کمال ابراهیم جعفر، قم، بیدار، چاپ دوم، ۱۳۷۰ش.
  • یزدان‌پناه، سید یدالله، مبانی و اصول عرفان نظری، نگارش سید عطا انزلی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ دوم، ۱۳۸۹ش.