مقاله قابل قبول
رده ناقص
بدون ناوبری
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده

حسن و قبح

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
اعتقادات شیعه
‌خداشناسی
توحید توحید ذاتیتوحید صفاتیتوحید افعالیتوحید عبادیصفات ذات و صفات فعل
فروع توسلشفاعتتبرک
عدل (افعال الهی)
حُسن و قُبحبداءامر بین الامرین
نبوت
عصمت پیامبرانخاتمیتپیامبر اسلاممعجزهعدم تحریف قرآن
امامت
باورها عصمتولایت تكوینیعلم غیبخلیفة اللهغیبتمهدویتانتظار فرجظهور • رجعت
امامان
معاد
برزخمعاد جسمانیحشرصراطتطایر کتبمیزان
مسائل برجسته
اهل بیتچهارده معصومکرامتتقیهمرجعیتولایت فقیه

حُسن و قُبح، اصطلاحی در کلام اسلامی که ناظر به ارزش هنجاری اعمال است و بنا بر اختلاف مذاهب می‌تواند تنها برآمده از شرع تلقی گردد، یا فراتر از آن به عنوان حسن و قبح ذاتی یا عقلی معنا داشته باشد. بر اساس نظر مشهور نزد مذهب اهل عدل حسن و قبح افعال، ذاتی است، در حالی که مذاهبی همچون اشعری، آن را محدود به حسن و قبح شرعی شمرده‌اند. مبحث حسن و قبح در ادامه به حوزه اصول فقه نیز راه یافته، در ذیل مباحث عقل مطرح بوده است.

پیشینه

مفهوم حسن و قبح و تبیین نسبت آنها با دین و احکام شرع از دیرباز یکی از مباحث جدی و مناقشه برانگیز نزد متفکران مسلمان، از جمله فلاسفه و اصولیان و به ویژه متکلمان بوده است.

متفکران شیعه و معتزله که به اهل عدل معروفند، از مبنای عقلی تحسین و تقبیح دفاع کرده‌اند اما اشاعره مبنای عقلی تحسین و تقبیح را نپذیرفته، مبنای شرعی را مطرح کرده‌اند.[۱] در ادامه به صورتی مفصل‌تر این بحث مطرح می‌شود.

در قرآن

نظریه حسن و قبح در قرآن نیامده است اما زمینه‌های طرح آن در آیات مختلف دیده می‌شود و موافقان حسن و قبح ذاتی و مخالفانش هر دو به آیاتی از قران استدلال می‌کنند.

موافقان حسن و قبح ذاتی به آیاتی که از خدا ظلم را نفی می‌کند[۲] و آیاتی که محتوای آن امر ارشادی است[۳] استدلال می‌کنند و مخالفان هم به آیاتی دیگر تمسک می‌نمایند.[۴]

خاستگاه نظریه

طرح مسئله حسن و قبح از نظر تاریخی دو خاستگاه اصلی دارد:

  1. مسئله شر: مسئله شر و تبعات فلسفی آن موضوعی است که در طی هزاره‌ها چالش برانگیز بوده است. یکی از جوانبی که مسئله شر را به حسن و قبح ربط می‌دهد، رابطه شر اخلاقی با شر طبیعی است؛ سنت آگوستین از متکلمان مسیحی (۳۵۴ - ۴۳۰م)، حدود دو قرن پیش از اسلام، شر را به دو قسم تقسیم کرده است: شر طبیعی و شر اخلاقی، یعنی شری که برخاسته از اختیار آدمی است.[۵] در واقع اختیار در انسان اقتضا دارد که بپذیریم انسان ابزاری در اختیار دارد که خیر بودن یا شر بودن عمل را بر او معلوم می‌کند که می‌توانیم آن را عقل بنامیم. در واقع همین مبناست که موجب شده است همواره در تاریخ کلام، رابطه‌ای مستقیم میان قول به اختیار و قول به حسن و قبح عقلی وجود داشته است.[نیازمند منبع]
  2. مسئله حسن تکلیف: حسن و قبح عقلی تنها برای آن دسته از اندیشمندان قابل طرح است که شریعت را در پیوند با درکی پیشینی و عقلی بدانند. قبل از اسلام در مورد نسبت حسن و قبح با شرع، ثنویه، تناسخیه و براهمه معتقد به حسن و قبح ذاتی[۶] و یهودیان و زردشتیان معتقد به حسن و قبح شرعی بوده‌‌اند.[۷]

حسن و قبح کلامی در سده‌های ۲ و ۳ق

نخستین مطرح‌کننده نظریه حسن و قبح ذاتی ابوالهذیل علاف معتزلی است. وی در کتابی با عنوان صفة الله بالعدل و نفی القبیح[۸] نظریه حسن و قبح ذاتی را مطرح کرد[۹] در مقابل ضرار بن عمرو جبری (درگذشت حدود ۱۹۰ ق/ ۸۰۶م) حسن و قبح شرعی را مطرح نمود.[۱۰]

پرسش‌های اصلی

دو پرسش مهم در مورد حسن و قبح در این مدت مطرح شد.
۱- کدام مرجع درباره حسن و قبح افعال می تواند اعلام نظر کند؟ آیا عقل می‌تواند اعلام نظر کند و یا این که فقط شرع حق اظهار نظر دارد؟
۲- مقصود از آن عقل که به عنوان مرجع تشخیص حسن و قبح عمل می‌کند، چیست و کدام تعریف از عقل مقصود است؟( این پرسش بسیار متأخرتر از طرح اصل مسئله حسن و قبح عقلی مطرح شد)

پاسخ‌های علم کلام

  1. معتزله: ابوعلی جبایی (د ۳۰۳ق / ۹۱۶م) بر این باور است که علم به حسن و قبح ذاتی افعال حتی برای کسانی که به کمال عقل نرسیده‌اند قابل دست یافتن است. ابوعلی بر خلاف بسیاری از متکلمان که حصول علم به حسن و قبح را منوط به کمال عقل می‌دانستند، چنین موضعی اتخاذ گرده است[۱۱]. در مکتب بغدادی معتزله، ابوالقاسم بلخی (درگذشت ۳۱۹ق/ ۹۳۱م) در مباحث جبر و اختیار از الفاظی استفاده می‌کند که ناظر به محدود بودن حیطه تعلق قدرت الهی است؛ وی از کسانی است که در باب تکلیف فعل اصلح را بر خداوند واجب می‌شمارد[۱۲] و در این باب اظهار می‌دارد که قدرت خداوند بر مقدورات بندگان جاری نیست[۱۳].اصحاب معتزله همگی در این مطلب اتفاق نظر دارند که اصول معرفت و شکر نعمت، طبق حکم عقل و پیش از شرع واجب است.[۱۴]
  2. امامیه: موضع امامیه در باب حسن و قبح، با موضع معتزله همسان بوده است[۱۵] اما اختلاف در جزئیات، همانند معتزله، در میان امامیه نیز وجود داشته است. عالمان امامی بسیاری از گذشته تاکنون به این بحث پرداخته‌اند.[۱۶]
  3. اشاعره: ابوالحسن اشعری (درگذشت ۳۲۴ق / ۹۳۶م)، بنیانگذار این مکتب اشعری به صراحت یادآوری می‌کند که بر خداوند جایز است اطفال را در آخرت عذاب کند و حتی اگر چنین کند همچنان عادل خواهد بود.[۱۷]. مستند اشعری در این امر، قدرت فراگیر خداوند است. به باور وی حوزه قدرت عقل محدود به احکام نظری است اما در حوزه احکام عملی، عقل هیچ حکمی درباره حسن و قبح افعال، و انگیختن انسان به فعل و ترک آنها صادر نمی‌کند.[۱۸] بر پایه دیدگاه مشترک اشاعره، اساساً برای قول به وجوب عمل یا ترک عمل، تنها معیار امر خداوند است و نمودِ افعال اعتباری ندارد. بنابراین، حتی اگر عملی به ظاهر قبیح می‌نماید، اگر توسط خداوند انجام گیرد، یا خداوند بر آن امر کند، حَسَن خواهد بود[۱۹]. در میان اشاعره نیز در سده‌های متأخر برخی تدقیق‌ها دیده می‌شود.[۲۰]
  4. ماتریدیه: بنیانگذار این مکتب کلامی، ابومنصور ماتریدی (درگذشت ۳۳۳ق/ ۹۴۵م)، در کتابالتوحید به شیوه‌ای استدلالی، حسن و قبح ذاتی را ثابت کرده است.[۲۱]

تأثیرات نظریه حسن و قبح در دیگر علوم

منطق

در صناعات خمس منطق، در بحث از مبادی جدل، مبادی جواب دهنده «‌ذائعات‌» یا «‌مشهورات حقیقی‌» معرفی می‌شوند که قسم اهم آن اموری است که به حسب عقل عملی ستوده می‌شود - مانند نیک بودن عدل - و در اصطلاح آراء محموده خوانده می‌شود. مثال‌های استفاده شده در کتب منطقی برای آراء محموده با مثال‌های مطرح در حسن و قبح ذاتی انطباق دارد.[نیازمند منبع]

فلسفه

مباحث نظام احسن و اصلح ارتباط مستقیمی با مسئله حسن و قبح دارد، اما مشخصاً مباحثی نزدیک به آن چه در آثار متکلمان دیده می‌شود، تنها در دوره‌ای متأخر از فلسفه اسلامی در حاشیه مباحث خیر و شر مطرح شده است.[نیازمند منبع]

اصول فقه

در دانش اصول فقه، عقل به مثابه یک دلیل مطرح است و مهم‌ترین مصادیق کاربرد عقل در استخراج احکام شرعی، استفاده از عقل عرفی در مباحث الفاظ و ملازمات و نیز اصول عملیه است. از موارد عمده نزاع میان جریان اخباریه در اواخر سده ۱۲ق/۱۸م، و اصولیانی چون وحید بهبهانی (درگذشت ۱۲۰۶ق/ ۱۷۹۲م) همین جایگاه عقل است.[۲۲]

عرفان

تمام گفت وگو در مباحث حسن و قبح درباره منشأ شناختی است که متعلق آن ارزش گذاری اعمال انسانی باشد؛ برای قائلان به حسن و قبح شرعی، این شناخت منحصر به سمع و وحی است و برای مخالفان ایشان، عقل هم در این زمینه دریافتهایی معتبر دارد. می‌توان گفت از هنگامی که در حوزه معارف اسلامی، وجود یک منشأ سوم برای شناخت تأیید شده، این تقابل به یک مثلث تبدیل شده است. این منشأ سوم، اشراق و عرفان است و با وجود آن که تعبیری به صورت حسن و قبح عرفانی، مأنوس و جاافتاده نیست، ولی عملاً چنین نظریه‌ای شکل گرفته است.[۲۳]

صورت‌بندی‌های نظریه حسن و قبح ذاتی

  1. برخی حسن و قبح را وصفی می‌دانند که به عنوان یک اعتبار ثانوی به عمل داده می‌شود و منشأ آن درک نفع و ضرر نوعی بر اساس تربیتی مستمر و وجدانی جمعی است و درک کننده آن نیز عقل عملی است نه عقل نظری.[نیازمند منبع]
  2. طیفی از اندیشمندان مانند نصیرالدین طوسی و صدرالدین شیرازی، حسن و قبح افعال را در حیطه وجود شناسی، و به عنوان امری قابل درک با عقل نظری جست وجو می‌کردند.[نیازمند منبع]
  3. در میان فیلسوفان معاصر، کسانی چون علامه طباطبائی با مطرح کردن نظریه اعتباریات، در عین این که برای حسن و قبح ذاتی، ارزش وجودشناختی قائل است، آن را از سنخ وجود اعتباری و نه وجود عینی می‌شمارد.[۲۴] طباطبائی با این تحریر از حسن و قبح عقلی، نه تنها فراتر از تحلیل‌های سنتی حسن و قبح به تحلیلی از جنبه روان شناسی فلسفی از مسئله پرداخته، بلکه زمینه کاربردی آن را نیز به نحو محسوسی توسعه داده است.[۲۵]
  4. حائری یزدی هم از سویی جنبه وجودشناختی حسن و قبح ذاتی را به نوعی وجود اعتباری تحلیل کرده و از سوی دیگر، نوعی صورت بندی ارائه کرده است که بتواند حسن مشترک یک فعل را هم برای انسان و هم برای خدا توجیه کند.[۲۶]

کتاب‌شناسی

مسئله حسن و قبح همواره در لابلای آثار کلامی و اخلاقی و مانند آن مورد بحث و بررسی بوده است؛‌ اما آثار مستقلی نیز در این باره نگارش شده است که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • حسن و قبح عقلی یا پایه‌های اخلاق جاودان، اثر جعفر سبحانی که توسط مؤسسه امام صادق(ع) منتشر شده است.[۲۷]
  • حسن و قبح ذاتی و عقلی از منظر دانشمندان اسلامی، اثر هادی وحدانی‌فر که از سوی دفتر نشر معارف چاپ شده است.[۲۸]
  • قاعده کلامی حسن و قبح عقلی، تألیف رضا برنجکار و مهدی نصرتیان از سوی پژوهشگاه قرآن و حدیث منتشر شده است.[۲۹]
  • حسن و قبح ذاتی و عقلی از منظر روایات اسلامی، نوشته هادی وحدانی‌فر و زکیه‌بیگم حسینی در انتشارات دارالفکر قم منتشر شده است.[۳۰]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. دانشن