مقاله قابل قبول
استناد ناقص
شناسه ناقص
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

جبرگرایی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

جَبْرگِرایی مکتبی فلسفی یا کلامی است که انسان را فاعل مختار نمی‌داند. جبرگرایی انواع مختلفی دارد: جبرگرایی علمی؛ جبرگرایی فلسفی؛ جبرگرایی کلامی. منتقدان جبرگرایی معتقدند که دستِ‌کم برخی از افعال آدمی جبری نیست و آدمی در انجام آن‌ها می‌تواند تامل و تفکر نموده و تصمیم بگیرد و آن‌ها را انجام بدهد و یا ترک کند. امامیه جبرگرایی را رد می‌کند و به نظریه أمر بین الأمرین قائل است.

مفهوم‌شناسی

مکتبی فلسفی یا کلامی است که انسان را فاعل مختار نمی‌داند؛ بدین بیان که انسان یا اصلا فاعل نیست و یا اگر هست، فاعل مختار نیست. در برابرِ این مکتب، اختیارگرایی قرار دارد که برخی از رفتارهای انسان را اختیاری می‌داند. جبرگرایان معتقدند رفتارهای ظاهرا اختیاری انسان، در حقیقت هیچ فرقی با سایر افعال طبیعی انسان (تنفس کردن و تپش قلب و غیره) ندارد.[۱]


جبرگرایی علمی

جبرگرایی علمی مبتنی بر فیزیک کلاسیک است که همه پدیده‌های طبیعی و فیزیکی را معلولِ گریزناپذیر قوانین و علت‌های طبیعی می‌داند به گونه‌ای که محال است معلول از علتش تخلّف نماید. در این صورت، همه چیز از پیش تعیین شده است و اگر کسی به مجموعه علل و قوانین و سیر حوادث آگاهی می‌داشت، می‌توانست تمامی رفتارهای یک انسان را به صورت قطعی پیش بینی کند. به این دیدگاه «دترمینیسم» گفته می‌شود که هر گونه اختیار و آزادی و امکان را نفی نموده و از ضرورت و جبر دفاع می‌کند.[۲]

اختیارگرایان با طرح فیزیک جدید(نظریه کوانتوم) به جای فیزیک کلاسیک، جبرگرایی علمی را نقد نمودند.[۳]

جبرگرایی فلسفی

فیلسوفان مسلمان عمدتاً با جبرگرایی مخالفند و برخی از رفتارهای انسان را اختیاری می‌دانند بدین بیان که فاعل، این افعال را مطابق با اراده و علم و انگیزه خودش انجام می‌دهد[۴] به نحوی که اگر بخواهد، می‌تواند انجامش دهد و اگر نخواهد، می‌تواند ترکش کند[۵]. بنابراین، همین که فعلی ارادی باشد، اختیاری است؛ با این که خودِ اراده، ارادی نیست.[۶]

گروهی از فقیهان و فیلسوفان شیعه معاصر -همچون ابوالقاسم خوئی، محمد حسین نائینی، محمد باقر صدر، غلامرضا فیاضی- معتقدند که دیدگاه سابق، نوعی از جبرگرایی است و باید توضیح دیگری درباره اصل علیت و فرآیند فعل اختیاری ارائه کرد تا اختیار انسان، به خوبی تبیین شود.[۷]

جبرگرایی کلامی

در علم کلام، جبرگرایان با تاکید بر صفات الهی همچون توحید در خالقیت و فاعلیت، هر گونه فاعلیت را از انسان سلب نموده و تنها خدا را فاعل حقیقی کارهای منسوب به انسان می‌دانند.[۸]

در علم کلام، در تقسیم جبرگرایی، به دو نوع اشاره می‌شود: جبراگرایی ناب، که هر گونه تاثیر انسان در پیدایش فعل را منکر است و آن را فقط به خدا نسبت می‌دهد؛ و جبرگرایی معتدل که در پیدایش فعل، قدرت انسان را موثر می‌داند، با این که نهایتاً انسان را فاعل و کننده آن فعل به حساب نمی‌آورد. بر همین اساس، این چند گروه را جبرگرا دانسته‌اند: جهمیه، نجاریه، ضراریه و اشاعره.[۹].

جَهمیه

به پیروان جهم بن صفوان (متولد ۱۲۸ق)، جهمیه گفته می‌شود. به باور آن‌ها اگر خداوند و مخلوقاتش در صفتی مشترک باشند، این اشتراک مستلزم تشبیه خداوند به مخلوقاتش است و چون تشبیه باطل بوده، پس خداوند نباید در صفتی با مخلوقاتش اشتراک داشته باشد. از این رو، در مورد صفت خالق و قادر و فاعل، چون خداوند متصف به این اوصاف است، پس نباید انسان را نیز خالق و قادر و فاعل به حساب آورد.[۱۰] به نظر جهمیه انجام یا ترک تکالیف دینی، جبری می‌شود چنانچه ثواب و عقاب نیز جبری می‌شود[۱۱].

نجّاریه

به پیروان حسین بن محمد نجار (متوفی ۲۳۰ق)، نجاریه یا حسینیه گفته می‌شود که خداوند را خالق افعال آدمی می‌دانند؛ خواه فعل، نیک و خیر باشد خواه شرّ و بد.[۱۲] نجاریه دارای چندین فرقه است: البرعوسیة، الزعفرانیة، و المستدرکیة، و الحفصیة.[۱۳]

ضراریه

به پیروان ضرار بن عمرو و حفص فرد، ضراریه گفته می‌شود. این گروه از متفکران نیز فاعل حقیقی افعال را خداوند می‌دانند؛ اما با این حال، انسان را مکتسب افعال دانسته و به همین جهت به نظریه کسب، قرابت می‌یابند.[۱۴][۱۵]

نظریه کسب

به دیدگاهی نظریه کسب می‌گویند که فاعل حقیقی تمام افعالی که منسوب به انسان است را خداوند دانسته و انسان را فقط کاسب آن فعل می‌داند[۱۶]. این دیدگاه بواسطه ابوالحسن علی بن اسماعیل‌ الاشعری (۲۶۰ - ۳۲۴ق) از شهرت کلامی برخوردار شد؛ اگرچه پیش از او ابو منصور ماتریدی نیز آن را مطرح کرده بود.[۱۷] اشعری برای افعال اختیاری منسوب به انسان، دو جهت در نظر می‌گیرد: یکی جهت کسب و دیگری جهت خلق؛ خداوند این فعل را توسط قدرت قدیم خویش خلق می‌کند و آدمی بواسطه قدرت حادث خویش آن را کسب می‌کند. بدین ترتیب، آدمی حقیقتاً فاعل فعل نیست بلکه کاسب آن است.[۱۸]

متفکران امامیه در نقد نظریه کسب به این نکته اشاره می‌کنند که این قدرت حادث، یا تأثیری در ایجاد فعل دارد یا ندارد؛ اگر دارد، پس انسان حقیقتاً فاعل است نه صرفاً کاسب؛ و اگر تأثیری در ایجاد فعل ندارد، پس حقیقتاً این فعل نسبتی با انسان ندارد و در نتیجه، انسان هیچ مسئولیتی در برابر آن ندارد[۱۹]. متفکران امامیه به نظریه أمر بین الأمرین قائلند.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۹۷.
  2. باربور، علم و دین، ۱۳۶۲، صص۳۴۰-۳۴۲؛ قدردان قراملکی، «اختیار، قانون علیت و دترمینیسم»، صص۵۵-۵۶.
  3. قدردان قراملکی، «اختیار، قانون علیت و دترمینیسم»، صص ۶۴-۶۵.
  4. صدرالمتالهین، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۳، ص۱۲.
  5. صدرالمتالهین، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۳، ص۱۲، پاورقی علامه طباطبائی.
  6. مطهری، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ۱۳۸۹، صص۶۱۲-۶۲۶؛ ابن سینا، الهیات شفاء، ۱۴۰۴، صص۴۳۷-۴۳۹؛ صدرالمتالهین، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۲، صص۲۲۴.
  7. نائینی، أجود التقریرات، ۱۳۶۸، ج۱، ص۹۱؛ فیاضی، «جبر فلسفی از نگاه قاعده ضرورت سابق».
  8. سبحانی، محاضرات فی الالهیات، ۱۴۲۸ ق، ص۲۰۹.
  9. شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۹۷.
  10. شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، صص۹۷-۹۸؛ و همچنین رک: رازی، اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، ۱۴۱۳ ق، صص۶۹-۷۰.
  11. شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۹۸.
  12. شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۰۰.
  13. رازی، اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، ۱۴۱۳ ق، صص۶۹-۷۰.
  14. شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، صص۱۰۲-۱۰۳.
  15. الاشعری، مقالات الإسلامیین، ۱۴۰۰ق، صص۲۸۱-۲۸۳.
  16. سبحانی، محاضرات فی الالهیات، ۱۴۲۸ ق، صص۱۹۷.
  17. جهانگیری، «نقد و بررسی نظریه کلامی کسب»، ص۵۶.
  18. الاشعری، اللمع، بی‌تا، صص۷۴-۷۶.
  19. شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۹۷؛ سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، بی‌تا، ج۲، ص۱۲۷.

منابع

  • قرآن
  • ابن سینا، الهیات شفاء، قم، مکتبه آیت الله مرعشی، ۱۴۰۴ق.
  • الاشعری، ابوالحسن، اللمع فی الرد علی أهل الزیغ و البدع، قاهره، المکتبة الأزهریة للتراث، بی‌تا.
  • الاشعری، ابوالحسن، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، آلمان،فرانس شتاینر، ۱۴۰۰ق.
  • باربور، ایان، علم و دین، ترجمه خرمشاهی، تهران، انتشارات مرکز دانشگاهی، ۱۳۶۲ش.
  • جهانگیری، جعفر، «نقد و بررسی نظریه کلامی کسب»، مجله تخصصی کلام اسلامی، شماره ۶۲، ۱۳۸۶ش.
  • رازی، فخرالدین، اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، قاهره، مکتبه مدبولی، ۱۴۱۳ ق.
  • سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، قم، موسسه النشر الاسلامی- موسسه الامام الصادق، بی‌تا.
  • سبحانی، جعفر، محاضرات فی الالهیات، قم، مؤسسه امام صادق ع، ۱۴۲۸ ق.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، قم، الشریف الرضی، ۱۳۶۴ش.
  • صدرالمتالهین، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعۀ، بیروت،‌دار احیاء التراث، ۱۹۸۱م.
  • فیاضی، غلامرضا، «جبر فلسفی از نگاه قاعده ضرورت سابق»، فصلنامه آئین حکمت، شماره۲، ۱۳۸۸ش.
  • قدردان قراملکی، محمد حسن، «اختیار، قانون علیت و دترمینیسم»، مجله انسان پژوهی دینی، شماره ۲۳، ۱۳۸۹ش.
  • مطهری، مرتضی، اصول فلسفه و روش رئالیسم(ج۶ از مجموعه آثار)، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۹ش.
  • نائینی، محمد حسین،أجود التقریرات، قم، انتشارات مصطفوی، ۱۳۶۸ش.